دین و دعوت

عنوان تاریخ
قواعد قرآنی - قاعده‌ی نهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/14
بهره‌های رمضانی (الشيخ عبدالعزيز رجب) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1396/03/14
قواعد قرآنی - قاعده‌ی هشتم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/13
قواعد قرآنی - قاعده‌ی هفتم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/12
چهل عهد قرآنی (صدیق قطبی) 1396/03/12
قواعد قرآنی - قاعده‌ی ششم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/11
رمضان، فرصتی برای تعیین سرنوشت (سردار شمامی) 1396/03/11
قواعد قرآنی - قاعده‌ی پنجم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/10
قواعد قرآنی - قاعده‌ی چهارم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/09
روزه‌ی دل (عائض عبدالله القرنی) (ترجمه: عبداله بلوچ) (برگرفته از کتاب دروس المسجد فی الرمضان) 1396/03/09
ریشه‌یابی و واکاوی «تقوا و متّقی‌» در قرآن و سنّت (گردآوری: یونس سلیمان‌زاده) 1396/03/09
قواعد قرآنی - قاعده‌ی سوّم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/09
قواعد قرآنی - قاعده‌ی دوّم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/07
رمضان و خودشکوفایى (جلال معروفيان) 1396/03/07
قواعد قرآنی - قاعده‌ی اوّل (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/06
برخی اشتباهات روزه‌داران‌ در رمضان (عبدالله بن الجارالله) (ترجمه: رحیم رهرو – مهاباد) 1396/03/06
آنچه در ماه رمضان فراموش می‌کنیم! (صدیق قطبی) 1396/03/05
ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای تغییر و تحوّل‌ (مسلم خدری) 1396/03/03
درسی در باب نقد خويشتن (دکتر طه جابر عَلوانی) (ترجمه: سید عدنان فلّاحی‌) 1396/03/01
تعبّد بی‌چون و چرا نسبت به نفس(رایجترین شرک در جامعە‌ی ما) (مولود بهرامیان) 1396/02/26
روش ادای نماز جنازه (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/02/14
«غیب» در قرآن (مسلم خدری) 1396/02/14
شورا در اسلام (باسل علوظی برلین) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/02/10
اعجاز علمی، روش فعّال‌ در دعوت اسلامی (محمد السنوسي) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1396/01/21
اشکالاتی در فهم صحیح جهاد (دکتر عصام البشیر) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/01/17
فتنه‌ی عُظما (صلاح الدین عباسی) 1396/01/09
تحریر شالوده توحید (احمد عبّاسی) 1395/12/30
در نقد اسلام سیاسی: بازخوانی انتقادی مقدمه‌ی کتاب «اصطلاحات چهارگانه» ابوالاعلی مودودی (عمر احمدی) 1395/12/28
فلسفه و حکمت چندهمسری از دیدگاه اسلام و رد شبهاتی پیرامون آن (یونس سلیمان‌زاده) 1395/12/25
بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی (صدیق قطبی) 1395/12/20
آیا اسلام مسلمانان را به کناره‌گیری از غیرمسلمانان فرا می‌خواند؟ (ابوبکر الحضرمی‌) (ترجمه: مهرنگار حسین‌بر) 1395/12/19
دگرپذیری در اسلام (دکتر خشوعی الخشوعی محمد (استاد حدیث دانشگاه الأزهر)) (ترجمه: محدثه سمیعی [بانو عائشه]) 1395/12/13
«خبر واحد» و احکام آن از از دیدگاه اهل سنت (سید عدنان فلاحی) 1395/12/11
گذری در واژه‌های قرآن - بخش اوّل (نایب نیکرفتار) 1395/12/08
ما و میراث اسلامی (جواد نورمحمّدی) 1395/12/04
دگرپذیری و حکومت‌داری (محمّد‌ فتحی نادی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1395/11/27
خدمت به خداوند (صدیق قطبی) 1395/11/21
چگونه از فتنه‌های شیطانی در امان بمانیم؟ (محدثه سمیعی [بانو عائشه]) 1395/11/18
فرهنگ دینی خدمت به خلق، دست گیریم و منّت ننهیم (فاروق ابراهیمی) 1395/11/13
اسلام، دین خشونت یا مهربانی؟ (فاروق فتحی) 1395/11/06
عبادت و قناعت (محدّثه سمیعی [بانو عائشه]) 1395/10/28
امانتداری در اسلام (گردآوری: یونس سلیمان‌زاده) 1395/10/17
دعوت و پیوند آن با عقیده (محمود کریمی) 1395/10/15
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت – ۱۰ (دکتر راغب السرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/10/11
هجرت نبوی و نقش جوانان (اسلام ویب) (ترجمه: حمید محمودپور - مهاباد) 1395/10/07
حجاب، محدودیّت‌ یا مصونیت؟‌ (گردآوری: یونس سلیمان‌زاده) 1395/10/05
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت - ۹ (دکتر راغب السرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/10/03
تسامح و مدارا در اسلام (ابراهیم العاتی، سرپرست مطالعات عالی دانشگاه اسلامی - لندن) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/10/01
چرا خشونت‌پرهیزی؟ (نگاهی درون‌دینی) (صدیق قطبی) 1395/09/27
«لا اله الا الله» باور ایمان‌داران و ذکر مقرّبان (محمود کریمی) 1395/09/25
قاعده‌ی نهم: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاكُمْ» «بی‌گمان گرامی‌ترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترین شماست.» این قاعده یکی از قواعد محکم قرآنی است که بر عظمت این اسلام و ارزش تعالیم آن دلالت می‌کند. این آیه در سوره‌ی حجرات آمده است؛ سوره‌ی حجرات به دانشگاه آداب مشهور است. پس از آن که خدای متعال پاره‌ای از آداب زیبا را ذکر می‌کند و از اخلاق بد و صفات ناپسند باز می‌دارد، به یک اصل کلی و فراگیر می‌پردازد که سرچشمه‌ی اخلاق نیک است و صفات ناپسند را از میان بر می‌دارد. این آیه معیار برتری و بزرگی در نزد خداوند را معرفی می‌کند:
من رمضانم، مزرعه بندگان به منظور پاکسازی قلب‌ها از فساد، حقوقش را با گفتار و کردار ادا کن و برای روز قیامت توشه‌ات را بر گیر، کسی که تخم را کشت و آبیاری نکرد، روز چیدن محصول از پیشمانی ناله می‌کند. رمضان ماهی است که نیکی‌ها در آن چند برابر می‌گردند و اعمال شایسته مورد پذیرش قرار می‌گیرند و گناهان و کوتاهی‌های گذشته بخشیده می‌شوند، آمدن رمضان را با برگشت به سوی الله متعال با دستان پاک و با وضوء و قلب‌های آباد به ذکر و دعا، استقبال می‌کنیم. – رسول الله -صلی الله علیه و سلم- در مورد تشریف آوری رمضان چه می‌گویند؟
قاعده‌ی هشتم: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ» «و هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر ندارد.» این یکی از قواعد مهم قرآنی است که بر بهترین اصل یعنی اصل عدالت بنا شده است. علما و دانشمندان در بسیاری از موارد به این قاعده استناد می‌کنند زیرا در باب عدالت و انصاف بسیار حائز اهمیت است. معنی مختصر قاعده: افراد مکلّف‌ بدون شک با نتیجه‌ی با اعمال‌شان روبرو می‌شوند؛ در برابر نیکی‌ها پاداش می‌گیرند و در برابر بدی‌ها مجازات می‌شوند. هیچ کس گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد تا زمانی که در گناه او دست نداشته باشد و این منتهای عدالت و حکمت خداوند است.
قاعده‌ی هفتم: «مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ» «و بر نیکوکاران ایرادی نیست» این قاعده یکی از روش‌های تعامل انسانی را نشان می‌دهد که درباره‌ی کسانی که از غزوه‌ی تبوک جا مانده بودند آمده است. این غزوه در رجب سال نهم هجری رخ داد و شماری از صحابه اعم کسانی که عذر داشتند و نداشتند از این غزوه جا مانده بودند. خدای متعال می‌فرماید: «وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٩٠﴾ لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَى الْمَرْضَىٰ وَلَا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّـهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٩١﴾
۱. خدایا با تو عهد می‌بندم که بکوشم یکدل باشم و با رویگردانی از جهات متفرّق‌ به سوی قبله‌‌ی واحد، جمعیت خاطر پیدا کنم؛ چرا که به ما گفته‌ای: «أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»(یوسف/۳۹)، «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكَاءُ مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ»(زمر/٢٩)، «وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ»(حج/٣١) ۲. خدایا با تو عهد می‌بندم که دنیا را سرای آزمون و عرضه‌ی نیکوترین عمل بدانم و نه محل آسایش و تن‌پروری. می‌کوشم در نمایشگاه زندگی، زیباترین‌ها و نیکوترین‌ها را پیشکش کنم؛ چرا که به ما آموخته‌ای: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»(کهف/۷)
قاعده‌ی ششم: «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ»  «و صلح بهتر است» این قاعده یکی از قواعد زیربنایی جامعه و از شیوه‌های اصلاحی آن است؛ این قاعده از اختلافاتی سخن می‌گوید که گاهی میان همسران واقع می‌شود و نشان می‌دهد که صلح در میان آنان بر سر هر چیزی که صورت گیرد بهتر از اختلاف و جدایی است. خدای متعال می‌فرماید: «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّـهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» ﴿نساء:١٢٨﴾ «و اگر زنی از ناسازگاری یا رویگردانی شوهرش بیمناک باشد، بر آن دو گناهی نیست که بین خود صلحی کنند، و صلح بهتر است، و آزمندی در دل‌ها‌ خانه دارد، و اگر نیکوکاری و پارسایی کنید، خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.‌»
دلدادگی و سر سپردن در پَیِ آنچە وجودبخش است و سیر و سلوکی دیگر آفریند، رؤیای‌ رادمردانی بودە کە پیمایش‌های هنگفتی را طی کردەاند و سرنوشت‌های سترگی را نقش بخشیدەاند. از آنجا کە ثبت دلاوری‌ها و رشادت‌ها بە آدمی کبریایی می‌بخشد و او را از سایرین ممتاز می‌سازد، رقم خوردن رویداد و شگفت‌انگیزها نیز باعث إعطای مدال عظمت بە آن برهەهای برگزیدە می‌شود. رمضان از واژەی رمض اخذ شدە کە بە معنی گرمای سخت تابستان است و نظر بە اینکە در طول تاریخ بشری بیشترین حوادثِ حساس و گرانب‌ها‌ را در خود طومار کردە، چنین نامی برازندەی او است کە با تابش خود حرارت‌ها را فراهم ساختە و رکود و جمودها را درنوردیدە است.
قاعده پنجم: «وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَىٰ» «و هرکس افتراء پیشه کند نومید گردد.» این قاعده در اثنای داستان موسی با فرعون و ساحرانش آمده است؛ خدای متعال از زبان فرعون می‌فرماید: «قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ﴿٥٩﴾ فَتَوَلَّىٰ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَىٰ ﴿٦٠﴾ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُم بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَىٰ ﴿٦١﴾ فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَىٰ»﴿طه:59-٦٢﴾ «گفت موعدتان روز جشن باشد که مردمان نیز در روز گرد آیند / فرعون برگشت و همه مکر و تدبیر خود را به کار برد و به میان آمد /
قاعده‌ی چهارم «بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ»﴿قیامت:١٥﴾ «حق این است که انسان بر نفس خود بصیر است‌ / ولو بهانه‌هایش را در میان آورد» این قاعده یکی از قواعد تعامل با نفس و یکی از راه‌های علاج بیماری آن است؛ در عین حال نردبانی برای پیمودن پله‌های تزکیه محسوب می‌شود. خدای متعال در سوره‌ی شمس پس از یازده بار سوگند، این معنای شگرف را مورد تأکید قرار می‌دهد: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا» «به راستی هر کس که آن را پاکیزه داشت، رستگار شد» معنی این قاعده به اختصار از این قرار است: گاهی انسان از کردار و گفتاری که به یقین می‌داند باطل است دفاع می‌کند و عذرهای گوناگون می‌آورد در حالی که خود یقیناً‌ از آن خبر دارد؛
خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «و مَن یُؤمِن بِاللّهِ یَهدِ قَلبَهُ»(تغابن: ١١)؛ «هر که به خداوند ایمان آورد دلش هدایت می‌یابد.» و هدایت قلب پایه تمامی هدایت‌ها‌ و آغاز همه موفقیت‌ها و سرمایه هر زندگانی است. در صحیح از آن حضرت –صلّی‌الله علیه و سلّم– آمده که: «آگاه باشید که در بدن تکه گوشتی است که اگر اصلاح شد تمام بدن اصلاح می‌شود و اگر تباه شد کل بدن تباه می‌شودف آگاه باشید که آن قلب است»(روایت بخاری و مسلم) اصلاح قلبت، سعادت دنیا و آخرت تو است و تباهی آن هلاکتی است که فقط خداوند مقدارش را می‌داند. خداوند می‌فرماید: «إنَّ فی ذَلِکَ لَذِکرَی لِمَن کَانَ لَهُ قَلبٌ أَو أَلقَی السَمعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ»(ق:٣٧)؛
تقوا از «وقایه» گرفته شده است، یعنی هر آنچه انسان به وسیله آن از عذاب الله (ج) مصون و محفوظ می‌ماند. تقوا مانند وقایه در اصل به معنی سپر است، یعنی آنچنان که به وسیله سپر در برابر ضربات دشمن از خودمان محافظت می‌کنیم، به وسیله‌ی تقوا هم در برابر گناهان خود را حفظ می‌نمائیم. در فرهنگ راغب اصفهانی «تقوا» یعنی حفظ نفس از آنچه مورد ترس است و این حقیقت تقوا است. در اصطلاح شرع تقوی یعنی پرهیز از هر آنچه باعث گناه و معصیت خواهد شد. تقوا یعنی مراقبت و هوشیاری و پرهیز کردن از همه‌ی خیالات و نیت و اعمال و گفتاری که نارضایی و گلایه خداوند را در پی دارد.
قاعده‌ی سوم: «وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» «نیکی میان خود را فراموش نکنید» این آیه یکی از قواعد رفتاری انسان را بیان می‌کند و عظمت این دین و فراگیری آن را نشان می‌دهد؛ این آیه در ضمن آیات طلاق در سوره‌ی بقره آمده است. آنجا که می فرماید: «وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّـهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»﴿بقره:٢٣٧﴾؛ «و اگر پیش از نزدیکی با آنان، خواستید طلاقشان بدهید و مهری برایشان تعیین کرده بودید، پرداختن نیمه آن بر عهده شماست، مگر آنکه زنان [آن نیمه را] ببخشند،
قاعده‌ی دوم: «وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ» «بر شما جهاد مقرر شده است، و آن برای شما ناخوشایند است؛ و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد؛ و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد. این قاعده‌ی بزرگ تأثیر شگرفی در زندگی مؤمنانی دارد کسی که به اهمیت آن پی ببرند و به مفهوم آن راهیاب شوند؛ این قاعده با یکی از اصول ایمان یعنی قضا و قدر ارتباط دارد و در آن بخش از آیه‌ی ٢١٦ سوره‌ی بقره آمده است که در زمینه‌ی وجوب جهاد در راه خدا سخن می‌گوید:
پروردگار مهربان، براى شکوفایى انسان و پرورش استعدادهاى او، تمریناتى در تمام اوقات شبانه‌روز و در طول سال، به نام عبادات تدارک دیده و فرمان داده است که آن‌ها را انجام دهد. خبر خوب این است که گرچه انجام عبادات به منظورِ توانمندشدن و شکوفایى استعدادهاى خودِ ما است، اما خداوند رحمان و رحیم، پاداش‌هایى‌ نیز براى انجام این عبادت‌ها در نظر گرفته است. یعنى انسانِ مسلمان، از دو جهت سود مى‌برد: اول) توانمند شدن و کسب قدرت، براى استفاده‌ى بهینه از امکانات درونى خویش و مواهب و بهره‌هاى طبیعت دوم) دریافت پاداش‌هایى غیر قابل تصوّر‌ از جانب پروردگار
قاعده‌ی اوّل: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»[بقره:٨٣]؛ «و با مردم به زبان خوش سخن بگویید.» چنان که مشهور است انسان فطرتاً موجودی مدنی است و تعاملات روزانه‌ی او باعث می‌شود ناگزیر با افراد گوناگون با سلایق و اخلاق مختلف روبرو شود؛ نیک و بد بشنود و چیزهایی ببیند که احساساتش را تحریک می‌کند. این قاعده‌ی زیبای قرآنی برای آن است که انسان بتواند روابط کلامی خود را سامان دهد. این قاعده در جای جای قرآن به صراحت به صورتی ضمنی تکرار شده است. از میان آیاتی که تقریباً‌ در راستای معنی این آیه آمده‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
ماه مبارک رمضان، ماه عبادات است، مثل روزه و شب زنده‌ داری و قرآن خواندن و بخشش و نیکوکاری و دعا و طلب آمرزش از خدا و بهشت و نجات یافتن از عذاب جهنم. کسی که شب و روز را در کارهای خداپسندانه و بدون کم و کاست سپری نماید موفق است.  شرط قبول شدن رفتار و کردار عبارت است از اخلاص برای خدا و این‌که آن عمل موافق با سنت و روش پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم. بر مسلمان لازم است که احکام روزه را بداند و این‌که روزه بر چه کسی واجب است و شرایط وجوب آن چیست و همچنین برای چه کسی درست است که در این ماه رمضان روزه نگیرد و برای چه کسی درست نیست
١. همچنان که نماز بدون حضور قلب، کم‌اثر است، روزه هم بدون حضور قلب، روشنی‌بخشی چندانی ندارد. حضور قلب یعنی توجه همواره به این که چرا از خوردن و نوشیدن امساک می‌کنیم و قرار است با این امساک، چه روحیه‌ای در ما تقویت شود (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ / باشد که پرهیزکاری کنید/ بقره:١٨٣). اگر این حضور قلب در اغلب آنات روزه‌داری همراه ما نباشد، عمدتاً رنج بُرده‌ایم و کمی اجر،‌ اما روشن‌بینی و حظ معنوی نه. پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– گفته‌اند: «رُبَّ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ، وَرُبَّ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَر
از جمله بخش مهمی که نقطه مشترک همه ادیان نیز هست و در طول تاریخ بشریت سهم بسزائی در تغییر و تحول انسان به سوی خیر و خوبی داشته «روزه» ماه مبارک رمضان است. اجرای این فریضه مهم الهی اگر چه از لحاظ زمان و مکان و کم و کیف متغیر بوده، اما ماهیت آن در همه ادیان یکی بوده و یک هدف را که همان تغییر و تحول انسان است دنبال کرده است. خداوند متعال در سوره بقره آیه ١٨٣ به صراحت به آن پرداخته است: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» ممکن است سؤال شود که چرا همه ادیان در این فریضه الهی مشترکند؟
منسوبين به مدارس فقهی و کلامی و حاملان درجه‌ی استاد و لقب دکتر، با رهگشابودن نقد حاد خودشان و مکتوباتشان، الفت نگرفته‌اند؛ از هرنقدی که از ديگران بشنوند، رويگردانی می‌کنند يا این‌که آن را به شدت يا ملايمت، رد می‌نمايند. کتاب من «ادب الإختلاف» از مهم‌ترين مکتوباتی است که در آغاز پرداختنم به کار نوشتن، تأليف کردم. البته کتاب‌هايم درباره‌ی اجتهاد و تقليد، تعليل از نگاه حنابله و بعضی پژوهش‌های ديگر درباره‌ی حقوق متهم قبل از تحقيق و تاريخ اصول فقه، بر کتاب ادب الإختلاف تقدم زمانی دارد. 
به نظر من، یكی از رایجترین انواع شرك عملی در جامعه‌ی كنونی، شرك الوهیت در پیروی از هوای نفس است. وقتی انسانی تابع بی‌چون و چرای نفس امّاره به بدی شد و بدون توجّه به هدایت ربّانی و عقلانیت بی‌شائبه ـ عقل سلیم* ـ و تنها بنا به اقتضای غریزه، شهوت‌ها و حظ‌های نفسانی، اراده‌ی خود را به کار گرفت و در افعال و گفتارش تنها برای ارضای نفس عمل نمود، چنین شخصی بدون تردید به نوعی شرک عملی مبتلا شده است. اگر این روند نامیمون از روی عمد و عالمانه ادامه یابد و به صفتی مستقر در نهاد شخص عامل تبدیل شود، چنین شخصی از دایره‌ی توحید خارج شده است.
محتویات: ۱ـ مرگ ۲- نماز بر میت ۳- شروط نماز جنازه ٤- ارکان نماز جنازه ٥- سنت‌های نماز جنازه ٦- کیفیت ادای نماز جنازه   مرگ تنها حادثه‌ای است که در قرآن کریم از آن با مصیبت یاد شده است؛ مرگ پایان هر موجود زنده بر روی زمین است؛ بقا و جاودانگی مخصوص خداوند متعال است و تنها او زنده و جاویدان خواهد ماند. مرگ خروج روح از جسد به امر خداوند و به دست فرشته‌ی مرگ است.
موضوع غیب موضوع مهم، بسیار حسّاس‌ و بحث‌برانگیز است؛ زیرا از طرفی با ایمان و عقیده و سرنوشت انسان وابستگی دارد و از طرف دیگر می‌تواند کسانی را که نگاه برون‌دینی یا درون‌دینی به موضوع دارند و در این راستا دچار افراط و تفریط شده‌اند به چالش بکشد. آنچه مسلّم‌‌‌ است، سخن و نوشتار در این زمینه فراوان است؛ امّا‌ متأسّفانه‌ بخش زیادی از آن، از جوهره تحقیق که منجر به عدل و انصاف می‌گردد خارج و آغشته به «تقلید» و «تعصّب‌ مذهبی» گشته است. کسانی که سنگ مذهب به سینه می‌زنند، به جای تحقیق و پژوهش فردی یا مشترک در منابع اصیل اسلامی
شکل شوری و مکانیزم‌های آن بر اساس وضعیت امّت‌ و شرایط آن قابل تغییر و تحوّل است؛ بنابراین به هر شکل و با هر وسیله‌ای که حقیقت شورا تحقّق‌ یابد اسلام آن را می‌پذیرد. این آیه پس از شکست مسلمانان در جنگ احد نازل شد؛ در این جنگ رسول خدا میل به ماندن در مدینه داشت تا بتوانند در داخل شهر با مهاجمان مقابله کنند. اما او نظر جمهور را که خواهان جنگیدن در بیرون از شهر بودند پذیرفت و سپس این آیه نازل شد: « فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ»[آل عمران:١٥٩]؛ «پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در [این‌] کار با آنان مشورت کن.»
روش‏های فراوانی وجود دارد که مسلمان می‌تواند از آنها در مسیر دعوت به سوی اسلام استفاده نموده و استدلال بجوید که اسلام واپسین دینی است که الله متعال آن را برای بندگانش برگزیده، حفظ اصول و ثوابت آن را تضمین نموده است؛ چون رسالت و حجیت‌ آن تا روز رستاخیز ثابت می‌ماند.   اعجاز علمی‌در قرآن کریم و سنت نبوی -صلی الله علیه و سلم- یکی از مهمترین این روش‏ها می‌باشد، به ویژه که غیر مسلمانان مخاطب‌مان باشند؛ کسانی که زندگی مادی‏گرایی معاصر آنان را فریفته است که ارقام و حقایق، یگانه وسیله‌ای‌ تأثیرگذار بر ایشان می‌باشد.
برخی از علما‌ بر این باورند که تمام آیات پیشین منسوخ شده است و شمشیر فصل الخطاب میان مسلمانان و غیرمسلمانان است؛ پاسخ این است که آیه‌ی شمشیر متّفق‌ علیه نیست زیرا برخی از مردم بر این باورند که منظور از آن این آیه است: «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً»[1] است در حالی که این آیه منسوخ نشده است بلکه مراد از آن مقابله به مثل با مشرکان است .برخی دیگر گفته‌اند منظور از آن: «فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ»
آن‌هایی‌که سال‌ها پیش پدیده‌ی جنگ تمدّن‌ها را پیش کشیدند، در هر زمانی این چیدمان را به دست کسی سپرده‌اند. نه این‌که آن‌ها را دعوت کنند و آموزش دهند و بگویند این شما و این هم پازل و این هم راهنمایی و کمک ما، چیدمانش کن. آتاتورک و رضاشاه و ملک عبدالعزیز و عبدالناصر و سادات و قذافی‌ و صدام‌ و ملا محمد عمر و... را آن‌ها به اتاق‌های فکرشان دعوت نکرده و آموزش ندادند؛ اما از راه‌های پیچیده‌ای استفاده کرده تا این افراد چیدمان پازل را به‌گونه‌ای انجام دهند که به زیان اسلام و مسلمین و نفع خودشان تمام شود
چه بسیاراند کسانی که توحید و شرک را تنها در بعد و قالب نظری و تئوری‌اش خلاصه کرده‌اند و خیل کثیری از مردم را به صرف گفتن و بر زبان راندن تعابیری به ظاهر شرک‌آمیز دوزخی و در زمره گروه «مغضوب علیهم» می‌پندارند و خود را بهشتی و نجات یافته می‌دانند، ولی اگر به زندگی آنان نگاهی گذرا بیفکنی درمی‌یابی که اصل ماجرا برعکس است و ظالمانه و جاهلانه این لباس را بر تن کرده‌اند و دیگران را به سوی دوزخ و خشم ابدی گسیل می‌دارند. واقعیت این است که این‌گونه‌ موحدان ظاهری، بویی از توحید نبرده‌اند، 
جسارت مودودی در رجعت انتقادی به میراث اسلامی، امری انکارناپذیر است‌. اما این جسارت، گاه چنان اوج می‌گیرد تا به حد بی پروایی برسد. از نشانه‌های این بی پروایی، ادعای چالش برانگیز ایشان در مقدمه‌ی کتاب «المصطلحات الاربعه» است‌. مودودی در مقدمه‌ی کوتاه این کتاب به صورتی مختصر و گذرا و در قالب ادعایی اثبات ناشده، سرنوشت «فهم کلام الهی» را مشخصاً و به نحو انحصاری با «سرنوشت خلوص زبان و لغات اعراب جاهلی عصر تنزیل وحی»، گره می‌زند‌.
بی شک چند همسری در اسلام از موضوعاتی است بهانه انتقاد از قانون شریعت اسلامی ‌و مجالی برای تاختن بدان شده است و آن را به ظلم بر زن و جانبداری از مرد متهم کرده‌اند‌. لذا در این نوشتار به اختصار به مسئله چند همسری و شبهات پیرامونش و محاسن و معایب آن می‌پردازیم. قبل از هر چیز باید یادآور شویم که بررسی درستی و نادرستی مسائلی مانند تعدد زوجات که ناشی از ضرورت‌های شخصی یا اجتماعی است با این نحو صحیح نیست که آن را با تک همسری مقایسه کنیم.
«تفسیر سیاسی اسلام» عنوان کتابی است که ابوالحسن ندوی در نقد نظریات ابوالاعلی مودودی در کتاب‌های «اصطلاحات چهارگانه در قرآن» و «تجدید و احیای دین» نوشته است. از آن‌رو که سید قطب نیز به ویژه در کتاب «نشانه‌های راه» مواضع مشابهی با نگارنده‌ی کتاب «اصطلاحات چهارگانه» دارد، مورد انتقاد ابوالحسن ندوی قرار می‌گیرد. لحن کتاب و شیوه‌ی نگارش و نقد ابوالحسن ندوی، بسیار پیراسته و ستودنی است و در آغاز کتاب، از جدّ و جهد ابوالاعلی مودودی در دعوت اسلامی، تجلیل و تقدیر به عمل می‌آورد:
بسیاری از مسلمانان را مشاهده کردم که نظر آنان در رابطه با قضیه‌ی تعامل با غیرمسلمانان این‌گونه است که: دوری و عدم ارتباط و همراهی با آنان و حتی غذا نخوردن و شرکت نکردن در شادی‌ها و غم‌هایشان ترجیح داده شده و کناره‌گیری کامل از آنان اختیار شده است.  بنا بر اعتقاد این گروه از مسلمانان در این قضیه (دوری و کناره گیری از غیرمسلمانان) نزدیکی به الله و خلوص دین نهفته است. چه بسا دلیل این اعتقاد که منجر به احساس کناره‌گیری (از غیرمسلمانان) می‌شود
دگرپذیری؛ اصلی است که اسلام در طول روزگار به وسیله‌ی آن [از دیگر ادیان] متمایز گشته است. رسول خدا -صلی الله علیه و سلم- می‌فرماید: «آگاه باشید که هر کس به هم‌پیمانی ستم کند، یا به او نقص و عیبی نسبت دهد، یا بیش از حد توانش او را مکلّف سازد یا چیزی را بدون رضایتش از او بگیرد من در روز قیامت شاهد او هستم.» (روایت ابو داود) از عبد الله بن عمر -رضی الله عنه- روایت است که گفت:
شالوده و بنیان اخبار و احادیث بر سند قرار دارد و سند عبارت است از: «سلسله‌ی راویانی که خبر از طریق آن‌ها به گوینده‌ی آن منسوب می‌شود.» این فرآیند رساندن سخن از طریق سند به گوینده را «إسناد» می‌نامند و البته محدّثین، إسناد را در معنی خود سلسله‌ی سند نیز به کار می‌برند.[١] بررسی إسناد، موضوع دانش درایة الحدیث یا مصطلح الحدیث می‌باشد لذا این دانش، مهمّ‌ترین علمیست که حول احادیث شکل گرفته است. علمای سلف و خلف درباره‌ی تعریف علم درایة و موضوع آن سخن‌ها گفته‌اند
معنای صلوة: نماز چیست و چه نیازی آن‌را پدید می‌آورد؟ این نجوای نهان و آشکار که از نهاد دل آدمی در عالم سرمی‌زند، این ندائی که صبح و شام از عبادت‌گاه‌های گسترده در پهنه‌ی زمین شنیده می‌شود از کجا سرچشمه می‌گیرد و چه مقصد و مقصودی را می‌پوید؟ این‌که‌ گفته‌اند؛ نماز معراج مؤمن‌ است (۱)، ستون نگهدارنده‌ی دین است (۲)، وسیله‌ی تقرّب‌ هر پرهیزکاری به خداست (۳)، شرط قبولی بقیّه‌ی کارهاست (۴) و... آیا همین نمازهای یومیّه‌‌ی پنجگانه‌ی ماست؟ آیا همین ۱۷ رکعت‌هاست؟!
به نظر می‌رسد هر گروهی كه در جامعه بخواهد به فعالیت اصلاحی بپردازد، ناگزیر از مواجهه با میراث اسلامی ‌است كه از خلال اعصار و قرون به ما رسیده است و لزوماً‌ بایستی موضعی در قبال آن اتّخاذ‌ نماید و بدیهی است پاره‌ای از مشكلاتی كه در جوامع اسلامی ‌رایج است، نشأت‌ گرفته از نحوه‌ی برخورد ما با میراث اسلامی‌ ماست. در حقیقت بحران هویتی كه به علل مختلف دامن‌گیر جوامع اسلامی‌گردیده، مسلمین ( وغیر مسلمانان ساكن این جوامع) را به تكاپو واداشته تا راه‌های برون‌رفت
اختلاف یکی از سنّت‌‌‌های ربّانی و حقایق انکارناپذیر هستی است؛ اختلاف در میان حیوانات، گیاهان، حشرات، پرندگان، ستارگان، دشت‌ها و کوه‌ها وجود دارد و این پدیده، تنوّع‌ را همانند تابلوی زیبایی قرار داده است که در آن رنگ‌ها و طرح‌ها با هم ترکیب شده‌اند و اثر زیبایی را آفریده است. خدای متعال آدمیان را با رنگ‌ها، نژاد‌ها و زبان‌های گوناگون آفریده است و در این آفرینش تنوّع‌ را لحاظ کرده است:  وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ [روم: ٢٢]
خدا، آن‌گونه که خود توصیف کرده است «غنیّ» و «صمد» است و هرگز گَردِ فقر و احتیاج بر ردای کبریایی و جلال او نمی‌نشیند. «وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ»(محمد:٣٨). این ماییم که در نهایت فقر و احتیاجیم: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»(فاطر:١٥) اگر چنین است، خدمت به خدا چه معنایی پیدا می‌کند؟ به چه شگرد و شیوه‌ای می‌شود از لبخند او نصیب بیشتری داشت؟ قرآن می‌گوید خدمت به خدا از رهگذر خدمت به آفریدگان او ممکن می‌شود و آن‌کس که
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴿٨٣﴾ (سوره‌ی ص)  [ابلیس] گفت: «پس به عزتت‌ سوگند که همه‌ی آن‌‌ها را گمراه خواهم کرد * مگر بندگان مخلص تو را از میان آن‌‌ها» چگونه از فتنه‌های شیطانی در امان بمانیم؟ چگونه خود را از دایره‌ی گمراهان خارج کنیم و در جرگه‌ی بندگان مخلص خداوند درآییم؟ چگونه در میان این همه گناه و ابزار و عوامل گناه بر شیطان درونمان غلبه کنیم؟
یکی از نقاط قوّت اخلاق اسلامی توجه به انسان‌ها، حس همکاری، نیکوکاری و خدمت‌رسانی به مردم است که در جلوه‌های مختلف به وجود می‌آید و یکی از شاخه‌های ارتباط یک انسان مسلمان در کنار ارتباط با خالق و ارتباط با خویش، ارتباط با محیط و انسان‌ها است که یکی از راه‌های آن خدمت به خلق و اهتمام به این امر می‌باشد.  حال سؤالاتی مطرح می‌شود: که آیا در اسلام تشویق و ترغیب فقط برای کمک به دیگران است یا نوع و ادامه‌ی مسیر نیز مهم است؟ تعامل و وظایف خدمت‌شونده و کمک‌رسان چگونه باید باشد؟
امروزه خشونت، ترور، ترس و وحشت به انحاء مختلف در همه جای دنیا وجود دارد. همگان با بهره‌گیری از وسایل ارتباط جمعی، شاهد اعمال خشونت‌بار با انسان‌ها و جهان پیرامون خود هستند و عموماً این رفتارها را به پیروان ادیان آسمانی، از جمله اسلام نسبت می‌دهند. در کشورهای اسلامی وجود جنگ‌ها، ناآرامی‌ها،  استبداد سیاسی، فساد اخلاقی، نقشه‌های برنامه‌ریزی شده دشمنان اسلام، رشد بنیادگرایی، برداشت‌های غلط از متون دینی و فقر فکری، تعرّضات‌ و وحشی‌گری دولت به اصطلاح اسلامی داعش
نابرده رنج گنج میسّر نمی‌شود... پیامبر اسلام -صلی الله علیه وسلّم- می فرماید: «ما أخذت الدنیا من الآخرة إلا کما أخذ المخیط غرس في البحر من مائه» «آنچه دنيا از آخرت گرفته است، تنها به اندازه‌ی آبى است كه سوزنى فرورفته در دريا به خود مى‌گيرد.» (طبرانی به روایت از مستورد بن شداد) این حدیث در قالب یک مثال ملموس دنیوی، به خوبی بیانگر فراوانی نعمت‌های آخرت در برابر نعمت‌های اندک دنیا می‌باشد. سوزنی بردارید و آن را در لیوانی پر از آب فرو کرده و بیرون آورید، امتحان کنید!
امانتداری‌ یكی از اساسی‌ترین اخلاق اسلام است‌. یکی از اقسام و مظاهر راستگویی و صداقت، امانتداری است؛ امانتداری از فضیلت‌های بسیار باارزش است و پایه‌ی بسیار نیرومندی برای جامعه‌ای پیشرفته و سالم به‌شمار می‌آید و باعث جلب خیر و برکت برای همه است. به همین خاطر است که ‌می‌بینیم اسلام اهمیت فراوانی به آن داده و آن را جزو صفات مؤمنان بشمار ‌می‌آورد‌. خداوند ‌می‌فرماید:  وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ (مٶمنون /۸) «و آن‌ها که امانت‌ها و عهد خود را رعایت می‌کنند‌.
دعوت واژه‌ای عربی از ریشه‌س «دعا» «یدعو» به معنی فراخواندن، به کمک طلبیدن و ندا کردن کسی یا چیزی به منظور متمایل ساختن و جلب نمودن اوست. چون دعوت ما نوع خاصی از فراخوانی برای متمایل ساختن انسان‌ها در جهت گرایش و گزینش عقیده و فکری ویژه است که اساس زندگی فردی و اجتماعی انسان بر آن بنا ‌می‌شود ، باید پسوندی به این کلمه بیفزایم تا منظور ما از آن را برای مخاطبین روشن نماید .حال اگر پسوند «اسلا‌می‌» و یا «دینی» را به کلمه‌ی دعوت اضافه کنیم معنای آن فراخوانی مردم به‌سوی اسلام و دین ‌می‌شود تا در نهایت بدان بگروند.
سنّت هدیه دادن  از زیباترین سنت‌های نبوی، سنت هدیه دادن است که تخم محبّت را در میان مردم می‌کارد. بیهقی از ابوهریره از پیامبر -صلّى الله علیه وسلّم- روایت می‌کند که فرمود: «تَهَادُوا تَحَابُّوا» (هدیه بدهید تا نسبت به هم محبت پیدا کنید). [آلبانی آن را حسن دانسته است] پیامبر -صلّى الله علیه وسلّم- هدیه را هر چند ناچیز می‌بود قبول می‌فرمود. مسلم از انس بن مالک روایت می‌کند که گفت: «بریره مقداری گوشت برای پیامبر -صلّى الله علیه وسلّم- به‌عنوان هدیه برد؛
هجرت پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- از مکّه‌ به مدینه، تنها یک حادثه‌ی تاریخی نبود که نقش خود را ایفا نماید و اثرش با رسیدن محمّد‌ مصطفی‌ و همراهی ایشان تا مدینه و گسترش اسلام از آنجا به پایان رسد؛ بلکه این رویداد بزرگ و باشکوه به‌عنوان مدرسه‌ای باقی خواهد ماند که مسلمانان از آن درس‌ها و عبرت‌ها خواهند آموخت و از آن پندها یاد خواهند گرفت و به‌وسیله‌ی آن در مسیر خود به سوی خدای متعال راهنمایی خواهند شد. پس این واقعه مانند نوری هدایتگر در تاریکیِ راه و راهنمای ساربان به هنگام شاخه‌ شاخه ‌شدن جادّه‌ها و راه‌ها ماندگار خواهد شد.
اسلام بهترین آئین زندگی و تضمین‌کننده سعادت دنیا و آخرت است، تعالیم اسلام تنها به مراسم عبادی منحصر نیست، بلکه تمام شئون فردی و اجتماعی بشر را در بر می‌گیرد.  زنان در هر جامعه، بیش از نیمی‌از جمعیت آن را تشکیل می‌دهند. در طول تاریخ جوامع بشری نسبت به نقش زن و وظایف و حقوق او دیدگاه‌های متفاوتی داشته‌اند.  قبل از اسلام، تمدّن‌های شرقی زنان را لکّه‌ی ننگی بر دامن بشریّت‌ می‌پنداشتند، رومی‌ها معتقد بودند که زنان ارزشی بالاتر از کالاهای خانه ندارند، یونانی‌ها زنان را حزب شیطان قلمداد می‌کردند،
سنّت «بسم‌ الله» گفتن پیش از آغاز غذا گفتن بسم الله پیش از آغاز غذا یک سنّت نبوی است. بخاری و مسلم از عمر بن ابی سلمه روایت می‌کنند که گفته است: زمانی که پسربچه بودم و در آغوش رسول الله -صلّی الله علیه وسلّم- قرار داشتم، دستم را داخل ظرف غذا به هر طرف می‌بردم؛ آن حضرت -صلّی الله علیه وسلّم- فرمودند: «يَا غُلَامُ، سَمِّ اللهَ، وَكُلْ بِيَمِينِكَ، وَكُلْ مِمَّا يَلِيكَ» «ای پسر! بسم الله بگو و با دست راست و از جلوی خودت، بخور.»
مدارا اصل و اساس همه‌ی دیانت‌های آسمانی و مورد تأکید شریعت اسلام است؛ بر اساس آموزه‌های قرآنی هدف از ارسال پیامبران الهی، پایه‌گذاری عدالت و مهربانی در میان بشریت بوده است:  «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(الحديد/ ٢٥)؛ «به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آن‌ها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند.»
خشونت، استفاده از زور به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی برخلاف خواستشان، است. مراد از خشونت، اِعمال روش‌های غیرمسالمت‌آمیز و خارج از چهارچوب‌های قانون برای تغییر فرد و یا ساختارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. خشونت‌پرهیزی: مُراد از خشونت‌پرهیزی، اجتناب از شیوه‌ها و روش‌های متّکی به زور، فشار و خشونت به منظور نیل به اهداف، تحقّق مأموریت، تغییر و یا اصلاح سبک زندگی فرد و یا کارکرد نهادهای اجتماعی است.خشونت‌پرهیزی برآمده از این منطق و عقلانیت است که بدی را نمی‌توان با بدی از میان بُرد
لا اله سرمایه‌ی اسرار ما رشته‌اش شیرازه‌ی افکار ما حرفش از لب چون بدل آید همی زندگی را قوّت افزاید همی نقش او گر سنگ گیرد دل شود دل گر از یادش نسوزد گل شود سخنی که اصل توحید و یکتاپرستی را به صورت مُجمل بیان نموده است واعتقاد به آن، یعنی مقابله با همه‌ی تفکّرات شرک‌آمیز عصر جاهلیّت و تمامی دوران‌ها؛ جمله‌ای که مغز واصل دین اسلام است. «لا اله الا الله» یعنی هیچ معبود به حقّی غیر از الله وجود ندارد و اوست تنها پرودگار جهانیان و شریکی برایش قابل تصوّر نیست.
همزمانی محتوا