دین و دعوت

عنوان تاریخ
با چه حالی به پیشواز ماه رحمت و بخشایش می‌روی؟ (دکتر سیرین صعیدی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/02/14
زندگانی پيامبر رحمت و مهربانی-پاره‌ی دوازدهم (هادی محمودی) 1398/02/12
لذّت‌های مقرّبان (دکتر صلاح سلطان) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1398/02/12
تصحیح انسانیت پیش از آموزش دین‌داری (شیخ محمد غزالی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/02/09
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی یازدهم (هادی محمودی) 1398/02/05
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی-پاره‌ی دهم(تلاش برای فروپاشی جامعه‌ی مدینه) (هادی محمودی) 1398/01/29
مروری بر نشانه‌های اعتدال اسلامی ـ ۱ (دکتر یوسف قرضاوی) 1398/01/28
نقش مسجد در دعوت عمومی (محمد احمدیان) (ترجمه: حسن آبیار) 1398/01/28
زندگانی محمّد پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی نهم (بنیان جامعه‌ای نوین) (هادی محمودی) 1398/01/26
چگونگی بر پایی نماز شب و نماز وتر (بهروز فیروزی) 1398/01/07
آینده‌ی اسلام بین ملّت‌ها و حاکمان (استاد علّامه دكتر احمد ریسونی رییس اتّحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/01/04
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی-پاره‌ی هشتم (سفری خطرناك از مكه تا مدینه) (هادی محمودی) 1398/01/01
بررسی کلّی نماز و تفسیر سوره فاتحه-پاره‌ی پایانی (استاد ناصر سبحانی) 1397/12/28
برای نمازگزارانی که در خون غلتیدند (صلاح‌الدین عباسی) 1397/12/24
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی هفتم (هادی محمودی) 1397/12/24
درختکاری به‌مثابه‌ی صدقه‌ی جاریه (عبدالحکیم صالحی‌پور) 1397/12/22
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی-پار‌ه‌ی ششم(سخت‌ترین سال‌های زندگی پیامبر) (هادی محمودی) 1397/12/15
بررسی کلّی نماز و تفسیر سوره فاتحه-پاره‌ی سوّم (استاد ناصر سبحانی) 1397/12/08
بهترین‌ها از منظر سنّت نبوی (گردآوری: اصلاحوب) 1397/12/05
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی چهارم(حبشه؛ پادشاهی دادگستر و نیك‌سیرت) (هادی محمودی) 1397/12/02
ایضاحی درباب «ورد رابطه» (وصفی عاشور ابوزید) (ترجمه: اصلاحوب) 1397/11/28
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی سوّم (هادی محمودی) 1397/11/26
بررسی کلی نماز و تفسیر سوره فاتحه-پاره‌ی دوّم (استاد ناصر سبحانی) 1397/11/19
بررسی کلی نماز و تفسیر سوره فاتحه-پاره‌ی نخست (استاد ناصر سبحانی) 1397/11/17
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی دوّم (هادی محمودی) 1397/11/17
والدین غایب چتر فرزندان یتیم (عبدالله کاشفی‌اقدم) 1397/11/13
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی نخست (هادی محمودی) 1397/11/09
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پیشگفتار (هادی محمودی- تاریخدان و مدرّس دانشگاه) 1397/11/03
هدف از آفرینش انسان (٢)؛ تبیین مفهوم درست و فراگیر بندگی (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/27
هدف از آفرينش انسان (١)؛ تبیین مفهوم درست و فراگیر بندگی (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/25
پاره‌ای از ویژگی‌های ایمان (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/15
ایمان به قضا و قدر (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/12
اخلاق (محمود محمودی-مریوان) 1397/10/07
آیات سکینه (گردآوری: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/06
اخلاق در بینش اسلامی (محمود محمودی- مریوان) 1397/10/04
در سایه‌های سیره‌ی پیامبر (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: عبدالرحمن عزام) 1397/09/29
جایگاه مردان و زنان در بهشت (دکتر سید احمد هاشمی-معاونت تربیتی جماعت دعوت و اصلاح) 1397/09/26
روش‌های گوناگون برای رویارویی با دعوت (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/09/25
پرهیز از خشم و پاداش بهشت (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/09/23
دین، نصیحت است (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/09/16
تدبّری در قرآن (محمود محمودی-مریوان) 1397/09/14
جشن میلاد و دلایل مخالفان و موافقان (دکتر اکرم کساب) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1397/09/12
او؛ پیامبرِ مهربانی‏ها بود (عبدالرحمن عزام) 1397/08/30
سیره (١)؛ نسب، ولادت و كودكی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- (جمال اسماعیلی و دیگران) 1397/08/28
اخلاق نيكو (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/25
پیروی از هوا و هوس (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/23
اصلاح میان مردم با داوری عادلانه میان آن‌ها (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/06
ایمان و استقامت (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/05
سیره‌ی نبوی، نافی و خلاف خشونت‌طلبی است (عبدالقادر نیازی) 1397/07/21
هلاکت، فرجام بزهکاران (عبدالرحمن عزام) 1397/07/19
زندگی تنها فرصتی است که هیچ وقت تکرار نمی‌شود و اهمیتش در آن است که کشتگاه زندگی بعدی و گذرگاه آخرت و میدان رقابت برای زندگی پس از مرگ است. تلاش و کوشش و تمام حرکات و سکنات انسان در این جهان به او باز می‌گردد؛ انسان‌ها در روزی با شکوه در پیشگاه کردگار جهان گرد می‌آیند تا به خاطر تمام کارهای آشکار و نهان‌شان حساب پس دهند. از فضایل خدای بزرگ بر ما آن است که گذر زندگی دنیایی موسم‌های برای خیر و طاعت قرار داده است تا پاداش عمل در آن بیشتر از روزهای دیگر باشد همچنان که در جهان مکان‌های مقدسی وجود دارد که بالاتر از سایر مکان‌ها هستند. 
پیشگفتار: پیروزی حیرت‌انگیز سپاه ٣١٣ نفره‌ی محمّد، بر سپاه مجهز ٩٥٠ نفره‌ی مكّه، در جنگ بدر، سبب استحكام شدیدتر پایه‌های حكومت محمّد در مدینه گردیده و رؤسای مكّه و در رأس آنها، ابوسفیان، دریافتند كه شكست دادن محمّد به سادگی قابل انجام نیست، بنابراین تصمیم گرفتند با كارشكنی و ایجاد اختلافات داخلی در مدینه، جامعه‌ی مدینه را دچار چند دستگی كنند تا پایه‌های حكومت نوپای محمّد، سست گردد.  بدین جهت با طوایف داخل مدینه و اطراف مدینه، ارتباط برقرار كرده تا از طریق ایجاد اختلافات داخلی، پایه‌های حكومت نوپای محمّد را سست گردانند؛
یکی از دلخوشیهای علمای ربّانی آن است که حاملان رسالت الهی هستند: «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» كسانى كه پيام‌هاى خدا را ابلاغ مى‌كنند و از او مى‌ترسند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند. زیرا در این صورت از نوادر روزگار و برگزیدگان خدای متعال خواهند بود. احمد شوقی می‌گوید:  إن الذي خلق الحقيقة علقما        لم يُخل من أهل الحقيقة جيلا إن الشجاعة في القلوب كثيرة     ورأيت شجعان العقول قليلا کسی که حقیقت را تلخ آفریده است هیچ نسلی را از اهل حقیقت خالی نکرده است. کسانی که شجاعت قلبی دارند فراوانند اما شجاعت عقلی را کم دیده‌ام. 
وقتی ضعف مادی و ادبی وجود داشته باشد هیچ خیری قابل تصور نیست و از هیچ شری جلوگیری نمی‌کند؛ انسان بسته‌ی راکد و بی‌هنر نه از دین سود می‌برد و نه دین از آن سود می‌برد.  کسی که اوضاعش ویران، توانمندی‌هایش پایین است و بر روی زمین چون مشتی خاک یا قطعه‌ای سنگ زندگی کرده است چه سودی به حال اسلام دارد؟ اسلام هیچ سودی از این شخص نمی‌برد و تنها باعث زیان و رسوایی آن می‌شود. ظرف آلوده پاک‌ترین مایعات را می‌آلاید و بی‌ارزش می‌کند.  همچنین ملت‌های ناتوان و تنبل و بی‌هنر ارزش و جایگاه دین خود را پایین می‌آورند و عقیده‌ی خود را به خاک می‌نشانند. 
سال سوّم و چهارم هجری پیشگفتار: رؤسای مكّه كه به شدت مترصد فرصتی بودند تا حكومت محمّد(ص)، بزرگتر نشده و قدرت او از مكّه كمتر است؛ یك جنگ با محمّد(ص) را آغاز كنند، تا مردم مدینه كه زیاد اهل جنگ نبود و كشاورز بودند، جنگ نكرده و محمّد(ص) را رها كنند و یا اینكه جنگ كرده و شكست بخورند و بدین وسیله حكومت نوپای محمّد(ص) نابود شود.  بدین جهت تحریكات از طرف مكّه، حدود یك سال پس از اقامت محمّد(ص) در مدینه، آغاز گردیده و هر روز به بهانه‌ای، برخی از كاروانهای تجاری و قبایل مكّه، به مدینه نزدیك شده و اموالی را از مردم اطراف مدینه غارت كرده و گاهاً عدّه‌ای را كشته و به سرعت فرار می‌كردند.
پیشگفتار: اقدامات زیركانه محمد در مدینه كه آن هم تنها در یكسال بود، بسیار مؤثّر واقع افتاد و به صورت شگفت‌انگیزی، جامعه ابتدایی و بی نظم مدینه؛ انضباط عجیبی به خود گرفت و یك سیستم اداری بسیار منظّم به وجود آمد. در ادامه این اقدامات بود كه یك سیستم نامه نگاری و مكتوبات به وجود آمد و سیستمی جدید برای مالكیت ایجاد گردید و در نهایت اوّلین سیستم قضایی در جامعه عربستان توسط محمّد در مدینه ایجاد گردید، كه سبب از بین رفتن اختلافات قبیله‌ای و وحدت جامعه مدینه و از بین رفتن هرج و مرج در شهر شد و جامعه مدینه به یك  ملت واحده مبدل گردید.
یکی از نشانه‌های اعتدال و نوگرایی اسلام، حقوق و جایگاه و احترامی است که به زن به عنوان یک انسان، زن، دختر، همسر، مادر و عضوی از اعضای جامعه داده است و او را از محدودیت‌های دوران ضعف و عقب‌ماندگی اسلام آزاد کرده است. در آن زمان زن از بسیاری از حقوق حقوق خود حتی نماز خواندن در مسجد و حق انتخاب همسر محروم بود. از سوی دیگر نابسامانی تهاجم فرهنگ غرب هم زن را از مسیر فطرتش خارج کرد؛ زنانگی او را مراعات نکرد و زن مسلمان را در همه چیز دنباله‌روی زن غربی قرار داد. به همین خاطر ناقدان و مصلحان همواره از جنایت این تمدن بر زنانگی زن و ظلم به فطرت انسانی و جفا در حق زن و مرد شاکی هستند. 
الحمد لله رب‌ العالمین، والصلاه والسلام علی خیر خلقه محمّد وعلی آله وصحبه أجمعین  و أمّا بعد: مقدّمه خداوند متعال را سپاسگزارم که توفیق تشکیل جلسات هم‌اندیشی را به ما ارزانی بخشیده است؛ جوامع، امروزه برای هم‌سویی و هم‌فکری، نیازمند تشکیل چنین جلساتی هستند تا در نهایت، منتَج به نتایج و تصمیماتی شود که پایه و اساسِ کار و فعالیّت قرار گیرد. برای ما مسلّم است، در چهارده قرن اخیر، مسجد در کارِ دعوت، اساسی‌ترین نقش را ایفا نموده است. اگر چه در کنار مسجد، به مرور زمان، دانشگاه هم شکل گرفت و توانست در توسعه‌ی فکر و اندیشه‌ی اسلامی نقش داشته باشد، اما با این وصف، نتوانسته است در کار و فعالیّت دینی از مساجد پیشی بگیرد؛ دلیل این موضوع، یعنی برتری فعالیّت مسجد بر کار دانشگاه در گذر زمان، آن است
پیشگفتار: بزرگان مكه و رؤسای طوایف چهلگانه‌ی مكه، كه هنگام مهاجرت محمد، تصمیم به قتل او را داشتند و نقشه‌شان شكست خورده بود؛ با شنیدن خبر رسیدن محمد به یثرب، تا مدتی، هیچ واكنشی نشان ندادند، زیرا تصور می‌كردند جامعه نژاد پرست یثرب، كه بین سه دسته اوس، خزرج و یهودیان تقسیم بندی شده بود و بر اساس نژاد و تعصب شدید قبیله‌ای به افراد بها می‌دادند، تا مدتی كوتاه به محمد پناه می‌دهند و پس از اندكی، چون او یك شخص خارجی است و متعلق به هیچكدام از قبیله‌ها نیست، از اطراف وی پراكنده خواهنده شد و سپس مخالفانش در یثرب، وی را بیرون خواهند كرد؛ بنابراین سكوت كرده و كار خاصی انجام ندادند.
شمار رکعات نماز شب، حدّاقل آن یک رکعت و حدّاکثر آن یازده رکعت است. به دلیل حدیث امّ‌المؤمنین عایشه- رضی‌الله عنها-  که فرمودند: «مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَزِيدُ فِي رَمَضَانَ وَلا غَيْرِهِ عَلَى إِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً» (متفقٌ‌علیه) پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- چه در رمضان و چه در غیر رمضان بیش از یازده رکعت [نماز سنّت] نمی‌خواند.   ولی در روایتی دیگر وارد شده است که پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- فرمودند: «صَلَاةُ اللَّيْلِ مَثْنَى مَثْنَى، فَإِذَا خِفْتَ الصُّبْحَ فَأَوْتِرْ بِوَاحِدَةٍ»(روایت بخاری)   «نماز شب دو رکعت دو رکعت است و اگر بیم از طلوع صبح داشته باشی پس با یک رکعت نماز وتر آنرا خاتمه بده.»  
بسیاری از جماعت‌های اسلامی و شماری از علما و دعوتگران، موجودیت اسلام و اجرای شریعت اسلامی و سرنوشت و آینده‌ی مسلمانان را به موضع حکومت و میزان پایبندی آنان به اسلام و حمل پرچم آن گره زده‌اند. بسیاری از آنان بر این باورند که اجرای حقیقی شریعت اسلام و آینده‌ی واقعی مسلمانان در گرو برپایی حکومت اسلامی و چه بسا خلافت اسلامی است. بدون شکّ حکومت اسلامی یا دولت اسلام یکی از حلقه‌های زنجیر اسلام و دژی مستحکم برای زندگی اسلامی و جامعه مسلمان است.
سال سیزدهم پس از بعثت(سال اول هجری) پیشگفتار: رؤسای مكه كه خیلی دیر و پس از مدتها از ملاقات‌های نمایندگان طوائف یثرب با محمّد و اتفاقاتی كه به دور از چشم آنها رخ داده بود، آگاهی پیدا كردند، دریافتند كه جمع كثیری از مردم یثرب، مسلمان شده‌اند و از محمّد و پیروانش دعوت كرده‌اند كه به یثرب بروند. آنان پس از تجمع در مجلس مشورتی مكه(دارالندوه) و بحث پیرامون این قضیا، به‌این نتیجه رسیدند كه پیوند مسلمانان مكه با قبایل پرجمعیت و قدرتمند اوس و خزرج در یثرب، برای آینده آنها خطرناك است، زیرا اوّلاً از انتقام مسلمانان می‌ترسیدند و ثانیاً این شهر در مسیر كاروانهای تجاری آنها قرار داشت.
تأثیر وردها و ذکرها در تزکیه‌ی انسان و توضیح استغفار، واژه‌ی اخلاص و صلوات «الحمد لله ربّ العالمین وصلّى الله وبارك على محمّد وعلى آل محمّد». در این بخش مطالبی در باره اهمیت سه ورد: استغفار و اخلاص و صلاة بر پیامبر خدا(ص) گفته شده است. باید یاد خدا خصلت انسان شود نفس و روان انسان ویژگیی دارد که چون حالی بر آن عارض گردد؛ و بارها تکرار شود، خوی و صفت روان می‌شود؛ برای مثال اگر کسی ترسو شده – به یقین – آغازی داشته است؛ یعنی بار نخست، ترس او برای مثال سایه ضعیفی بر روان انسان بارها تکرار شود، خوی و صفت روان می‌شود؛
پنجاه نفر شهید و ٢٠ نفر زخمی، از مسلمانان نمازگزار نیوزلندی. تروریستها بر سلاح‌های مرگبارشان اسامی فرماندهان مسیحی را که در قرن‌های گذشته به خاک مسلمانان هجوم برده و مسلمانان بیشتری را کشته بودند، نوشته‌اند. این تروریستها با این کارشان نمی‌دانستند  افتخار تاریخی مسلمانان را زنده می‌کنند. در طول ١٤٠٠ سال تاریخ اسلام، کمتر شهر امپراتوریهای قدرتمند اسلامی بوده که دارای یک محلّه‌ی مسیحی یا یهودی‌نشین نبوده باشند. آنها در محلات خود کاملاً آزاد بودند. کلیسا و کنیسه داشتند. از گوشت خوک و مشروبات الکلی استفاده می‌کردند.
از سال ۱۰ تا سال ۱۳ پس از بعثت: پیشگفتار: مرگ ابوطالب و خدیجه؛ ضدیت عمویش ابولهب با او، که اینک ریاست بنی‌‌هاشم را بر عهده داشت؛ سفر محمّد به طائف و بیرون کردن او از طائف و بسیاری از اتّفاقات دیگر؛ در مجموع سبب گردید که بزرگان مکّه به این نتیجه برسند، که دیگر کار محمّد تمام است و دیر یاز یا زود جمعیّت اندکی که به او گرویده‌‌اند، پراکنده خواهند شد و از اسلام دست خواهند کشید و محمّد تنهای ضعیف، را در حالیکه حتّی خاندانش ضدّ او هستند، به راحتی می‌توانند، از میان بردارند و او را به قتل برسانند. واقعیّت نیز چنین بود و دین اسلام در مکّه با حالت توقّف و حتّی عقب گرد، مواجه شده بود و پس از سال دهم بعثت تقریباً هیچ فردی از مکّه مسلمان نشده بود
قال رسول الله صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ و آله وَسَلَّمَ: إذا مَاتَ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إلاّ مِنْ ثَلاَثٍ: صَدَقَةٍ جَارِیَةٍ، أوْ عِلْمٍ یُنْتَفَعُ بِهِ، أوْ وَلَدٍ صَالِحٍ یَدْعُو لَهُ مسلم [ ۱۶۳۱ ] رسول الله–صلّی‌الله علیه و سلّم– می‌فرماید: هنگامی که انسان می‌میرد پاداش عملش قطع می‌گردد مگر از سه چیز: صدقه‌ی جاریه، علم نافع و سودمندی که مردم از آن بهره گیرند و فرزند صالح که در حق او دعا کند. صدقه‌ی جاریه گستره وسیعی از معنا و مفهوم و عملکرد عام‌المنفعه را در بر می‌گیرد
از سال ٧ تا سال ١٠ پس از بعثت: گرویدن عمربن خطاب (سفیر مكّه) و حمزة بن عبدالمطلب(پهلوان قریش)، به محمّد، سبب منقلب شدن بزرگان مكّه گردید و از همه مهم‌تر مسلمان شدن هیئت اعزامی كشور حبشه و ایمان آوردن یك هیئت دانشمند، به محمّدی كه حتّی سواد خواندن و نوشتن نداشت؛ سبب حیرت بزرگان مكّه گردیده و كسانی كه فكر می‌كردند كار محمّد و پیروانش در نتیجه آزار و شكنجه‌ها، سست گشته و از بین خواهند رفت، دریافتند، بسیار ساده‌اندیش بوده‌اند و این سه واقعه آنان را سخت، به فكر فرو برد. در اینجا بود كه بزرگان مكّه و رؤسای طوایف قریش تصمیم هوشمندانه و غیرقابل پیش بینی‌ای بر علیه پیامبر گرفتند،
بررسی واژه‌های پس از سوره حمد پس از توضیح سوره حمد باید واژگان دشواری را که در تشهد و دیگر ذکرها وجود دارد، به اختصار توضیح دهیم، تا در میان تفسیرِ ذکرها و وردها، توقف پیش نیاید. آغاز نماز با «الله اکبر» است. واژه «اکبر» می‌تواند صفت مشبهه یا اسم تفضیل باشد. در این باره اختلاف نظر وجود دارد. اگر صفت مشبهه باشد، یعنی خدا متصف به کبریاست؛ و اگر اسم تفضیل باشد، نخست باید گمانی در نظر گرفته شود. اگر گمان کنیم دیگران نیز دارای کبریا هستند، کبریای خدا بزرگ‌ترین است. مانند: أحکم الحاکمین. در حقیقت حاکمی جز خداوند وجود ندارد؛ اما اگر گمان کنیم که حاکمانی هستند، خدا أحکم الحاکمین است؛ یعنی او حاکم واقعی است؛ یا «خیر الرازقین» در حقیقت روزی‌دهنده جز خداوند وجود ندارد؛
احادیثی که با خیر، خیارکم، خیار و خیرکم آغاز می‌شود 41 حدیث در صحیح بخاری و مسلم و در میان احادیثی که علامه آلبانی تصحیح کرده است وجود دارد که با کلمات خیر، خیارکم، خیار و خیرکم آغاز می‌شود. شایسته است بکوشیم تا از بهترین‌ها باشیم. بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و به دیگران آموزش دهد. [بخاری] بهترین شما خوش‌اخلاق‌ترین شماست. [بخاری] بهترین شما در جاهلیت بهترین شما در اسلام خواهد بود به شرطی که اهل فهم و درک باشد. [بخاری] بهترین شما کسی است در ادای قرض بهتر عمل کند. [بخاری] بهترین شما کسی است که برای خانواده‌اش بهترین باشد. [صحیح ابن حبان]
سال پنجم و ششم پس از بعثت: در پایان سال سوم به پیامبر دستور داده شد كه آشكارا مردم را به اسلام دعوت كند و از اینجا بود كه پیامبر دینش را آشكار كرد و از این لحظه بود كه دشمنی بی‌‌‌‌سابقه‌ای با او شروع شد و رفته رفته او كه تا چهل و سه(٤٣) سالگی، خوشنام‌ترین و محبوبترین شخصیت در جامعه مكه بود؛ در عرض دو سال به منفورترین شخصیت جامعه مكّه تبدیل شد و اهانت‌ها، عداوت‌ها و آزارهای غیر قابل تحملی از طرف مردمی‌‌كه قبلاً او را بسیار دوست داشتند و حتّی از طرف نزدیكترین و حتی از هم‌خونان پیامبر؛ متوجّه او شده كه این عداوت‌ها بی‌‌‌‌سابقه و باورنكردنی بود.
شخصی درباره‌ی ورد رابطه‌ی امام حسن البنا که اخوان پیش از غروب آفتاب می‌خوانند سؤال کرد: آیا این ورد بدعت است؟ دلیلش چیست؟ لطفاً توضیح دهید که بدعت چیست و چگونه آن را بشناسیم؟ قبل از پاسخ باید بگویم که من تنها کاری که انجام داد‌ه‌ام جمع‌آوری و مرتّب کردن نظرات بوده است و ترجیح دادم پاسخم را منتشر کنم.  اینک پاسخ من: الحمد لله والصّلاة والسّلام علی رسول الله، امّا بعد: قطعاً موضوع بدعت و سنت یک موضوع حسّاس است و علماء در این زمینه از قدیم نظرات مختلف داشته‌اند البتّه مسأله برای آنان روشن بوده است. امّا امروزه مردم قدری سردرگم هستند و دامنه‌ی اختلاف گسترده‌تر است. این مسأله واکنش‌های ناگواری را در میان مسلمانان داشته است چنان که گاهی هم‌دیگر را به فسق متّهم می‌کنند. 
از سال سوّم تا سال پنجم پس از بعثت: از بدو بعثت پيامبر تا سال سوم پس از بعثت كه سه سال دوران آرامش بود؛ پيامبر تنها نزديكان و دوستانش را به به دين اسلام دعوت می‌كرد و حدود ٤٠ نفر به پيامبر بودن او ايمان آوردند و مسلمان گرديدند و در اين دوره سه ساله پيامبر آزار خاصی را از مردم مكه نديد. اما اين شرايط تا پايان سال سوم ادامه داشت و در اين سال بود كه به پيامبر دستور داده شد كه ديگر دعوتش را مخفي نكند و آشكارا مردم را به دين اسلام دعوت كند و از قريش برای پذيرش دين اسلام دعوت نمايد.(فاصدع بما تُؤمر و اعرض عن المشركين انّا كفيناك المستهزئين: پس آنچه را كه بدان مأموری آشكار كن و از مشركان روی بر متاب. ما به تحقيق شرّ ريشخندان را از تو برطرف خواهيم كرد)
تفسیر سوره حمد ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢﴾ (٢٦): معنای حمد و رب العالمین توضیح داده شد. در این عنوان، پیوند میان آن‌ها شرح داده شده است. هنگامی‌که گفته می‌شود: الحمد للهادی؛ یعنی چون هادی‌ است حمدش می‌کنیم. پس در ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢﴾ دو امر ارزشمند است: یکی این که لفظ الله آورده شده؛ و الله ذاتی‌است که صفات جلال و اکرام دارد؛ پس بی در نظرگرفتنِ یک صفت خاص با همین کلیت و اجمال، مستحق حمد است؛ و در برابرش بایستی موضع حمد گرفت. پس از آن که – به طور عام – استحقاق حمد را برای او بیان کرد، تعبیر رب العالمین آورده می‌شود؛ زیرا گفتیم به هریک از این دو دسته از صفات – جداگانه – نیز حمد تعلق می‌گیرد.
مقدّمه  الحمد لله ربّ العالمين وصلّى الله وبارك على محمّد وعلى آل محمّد. از آن جایی‌که نماز ارزش ویژه دارد، به یاری خدا در باره آن مطالبی را به اختصار بیان کرده‌ایم. با درآمدی بر نماز و تفسیر سوره فاتحه سخن را آغاز نموده‌ایم. تا هنگام شرح فلسفه نماز، بحث‌ها فراوان و از هم گسسته نباشد. می‌دانیم که انسان برای بندگی آفریده شده است: ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ ٥٦﴾ [الذاريات: ٥٦](١).  بندگی، یعنی فرمان‌برداری بی‌چون و چرا از دین خداوند. دین الهی، مجموعه قانون‌هایی است که انسان را برای به کارگیری درست مظاهر رحمت خداوند در زمینه تزکیه نفس هدایت می‌کند؛ یعنی انسان از لحظه پانهادن به دوران آگاهی تا زمانی‌که می‌میرد، باید در زندگی‌اش از پروردگارش بی‌چون و چرا فرمان‌برداری نماید؛ چون برای این هدف آفریده شده است.
از ٢٥ سالگی تا سال سوم پس از بعثت: همانطور كه قبلاً ذكر گردید دوران حیات محمّد قبل از بعثت از تاریكترین و مبهم‌ترین گوشه‌های تاریخ زندگی این شخصیت است و گزارشات این دوره غیر موثقترین گزارشات در خصوص حیات این شخصیت می‌‌‌‌باشد؛ زیرا تا قبل از اعلام پیامبری توسط او؛ وی تنها یك شخص عادی بوده و همانند همه افراد جامعه زندگی عادی خود را می‌‌‌‌كرده است و در كانون توجه نبوده تا حوادث زندگی‌اش ثبت و ضبط گردد؛ بنا براین حوادثی كه مربوط به پیش از بعثت این شخصیت در كتب مختلف است گاهی روایات متناقضی با هم دارد زیرا براساس منابع بسیار ضعیفی بوده و مورد اتفاق تمامی پ‍ژوهشگران و محققان این حوزه نمی‌باشد.
چکیده: در عصر ارتباطات و گسترش اطلاعات از لحاظ مکانی فاصله به حدّاقل رسیده است امّا از لحاظ روحی و روانی فاصله دوچندان شده است. به طوریکه والدین و فرزندان با هم بیگانه شده‌اند. در دنیای کنونی پیشرفت‌های بشری، ارتباط و روابط بین اعضای خانواده را به صورت کلّی به هم ریخته است. تنها کلماتی که میان آنان ردّ ود و بدل می‌شود در این چند واژه خلاصه و ختم شده است: بله، خیر، نمی‌دانم، چی گفتی؟، برایم از طریق تلگرام بفرست و یا برایم پیامک کن.
لطفاً پیش از مطالعه‌ی نوشتار حاضر، پیشگفتار را مطالعه نمایید. از تولد تا ٢٥ سالگی ١-جهان در بدو ظهور:  در اواسط سده ششم میلادی شخصیتی در عربستان ظهور نمود كه مسیر تاریخ جهان را بكلی دگرگون ساخت؛ این شخص كه محمّد نام داشت در حدود سال ٥٧٠ میلادی در مكه به دنیا آمد؛ بدین جهت لازم است در ابتدا وضعیت جهان آن دوره و همچنین سرزمینی كه وی در آنجا ظهور یافت برسی مختصری گردد تا ابعاد شخصیتی او با توجه به جهان آن زمان بهتر درك گردد. 
پرداختن به زندگی پیامبر اسلام چه اهمیتی دارد؟ مایکل اچ‌ هارت(Michael H. Hart)؛ فیزیکدان؛ ریاضی دان، دانشمند علوم کامپیوتر، اخترشناس و حقوق دان مشهور آمریکایی در سال ١٩٧٨ كتابی به نام «صد» را منتشر نمود كه در این كتاب به معرفی صد شخصیت برجسته تاریخ بشریت پرداخت كه این كتاب بطور گسترده‌ای مورد قبول متفكرین برجسته آمریكایی و شخصیت‌های معروف دانشگاهی در آمریكا قرار گرفت و همچنین این کتاب با اقبال جهانی مواجه شد به طوریکه به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه گردید.
مفهوم صحیح بندگی و جوانب آن خداوند حکیم ما را آفریده تا وی را با نهایت فروتنی، عشق و علاقه بندگی نماییم؛ بنابراین باید بدانیم که این فرمان‌برداری در چه زمینه‌هایی خواهد بود؟ و کدام یک از جوانب زندگی را تحت پوشش خود قرار می‌دهد؟ در حقیقت پاسخ به این پرسش‌هاست که مفهوم بندگی و وسعت ابعاد آن را برای ما روشن می‌سازد.  فراگیری بندگی در همه‌ی امور دینی  امام ابن‌تیمیه ـ‌ رحمه الله‌ـ در پاسخ به سؤالی پیرامون مفهوم عبادت و شاخه‌های آن می‌فرماید
هدف از آفرينش انسان چرا خداوند انسان را آفريده است؟ هدف از آفرينش وي چيست؟ و بالأخره انسان در اين دنيا چه مسؤوليتى به عهده دارد؟ هر انسانى موظّف است اين سه سؤال را از خود بپرسد و مدتي به پاسخ آن‌ها بينديشد؛ چرا که هرگونه جهل و نادانى ـ هر اندازه بزرگ و داراى عواقبى وخيم باشد ـ شايد قابل عفو و بخشش باشد، اما اگر انسان نسبت به هدف‌آفرينش و مسؤوليت خود و همنوعان‌اش در اين دنيا بى‌اطلاع باشد، قابل چشم‌پوشى نيست. هر آفريننده‌يی راز آفرينش خود را به خوبی می‌داند، پس بايد ما نيز هدف از آفرينش خود را از خدای خالق و مدبّر جويا شويم.
 از پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم-  نقل شده است که:  عن أبی هُرَیرَةَ رضی الله عنهُ: أنَّ رسُولَ اللهِ صلّى الله علیه وسلّم قال: «مَنْ كانَ یؤْمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیقُل خَیراً اَوْ لِیصْمُتْ، ومَنْ كانَ یؤمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیكْرِمْ جارَهُ، ومَنْ كانَ یؤْمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیكْرِمْ ضَیفَهُ.»[١]، «از ابوهریره-رضی الله عنه- روایت شده است كه پیامبر خدا- صلّی الله علیه وسلّم- فرمود: «كسی كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، ‌باید یا سخن نیك بگوید یا ساكت شود؛ و کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید همسایه‌اش را اکرام کند و کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید مهمان‌اش را گرامی بدارد.»
تعریف قضا و قدر علما، تعاریف متفاوتی از قضا و قدر ارایه کرده‌اند؛ برخی هر دو را یکی دانسته و برخی «قضا» را از «قدر» جدا کرده و برای هر یک تعریفی جداگانه ارایه داده‌اند. در این‌جا تعاریفی را كه از نظر ما دقیق‌تر به نظر می‌رسند ذكر خواهیم كرد: «قضا» یعنی آفرینش موجودات توسط خداوند از روی علم، اراده و توان الهی و «قَدَر» یعنی آگاهی خدای متعال از آن‌چه در آینده برای موجودات پیش می‌آید؛ یعنی قدر با صفت علم خداوند مرتبط است.
«و إنّک لعلی خُلُق عظیم» «إنّی بُعِثتُ لأُتَمِّمَ مَکارمَ الأخلاق» «أکملُ المؤمنینَ إیماناً أحسنُهُم أخلاقاً».     آن‌چه از یک درخت روی زمین می‌بینیم، همه‌ی درخت نیست و اتفاقاً برابر و شاید بیش‌تر از آن را که ریشه‌های درخت است و در زیر خاک قرار دارند، نمی‌بینیم. انسان نیز شبیه درخت است! ما همدیگر را از روی ظاهرمان می‌شناسیم اما واقعیت این است که تمام وجود ما همین ظاهر نیست و اساساً  ما چیزی غیر از این ظاهر هستیم!
«وقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ» [بقره:٢٤٨]  و پيامبرشان بديشان گفت: در حقيقت، نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان است «ثُمَّ أَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» [توبه:٢٦] آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد. «إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّـهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا» [توبه:٤٠] آنگاه كه در غار [ثور] بودند، وقتى به همراه خود مى‌گفت: اندوه مدار كه خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهيانى كه آنها را نمى‌ديديد تأييد كرد.
«اَخلاق» جمع «خُلُق» است. «خَلق» و «خُلُق» هم خانواده‌اند. «خَلق»: ساختار بدنی و «خُلُق»: ساختار روانی انسان است. ساختار بدنی و ساختار روانی، قابل جایگزینی نیستند. ساختار بدنی  را می‌توان آراست و زیبا کرد. هم چنان که ساختار روانی را می‌توان بهتر و متعادل‌تر کرد. در مَثَل همانند سیاه‌پوستی که با شستشو تمیز می‌شود اما رنگ پوستش پا بر جا می‌مانَد! 
 لحظاتی که انسان به بحث و پژوهش و خواندنِ زندگی و سیرتِ پیامبر صلی الله علیه وسلم سپری می‌نماید، براستی از ارزنده‌ترین لحظه‌های عمر به شمار می‌رود؛ زیرا زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم، زندگی درست و راستینی است که هیچ کمی و کاستی ای در آن رخ نمی‌نماید. و با همه جزئیاتش، لبریز از بهره و سود و منفعت است. براستی این زندگی با وجود همه درد و اندوه های نهفته در خود، زندگی بهره‌مندیها و بهره‌وریهاست.
سؤال ١: چرا در قرآن غالب نعمت‌های بهشتی برای مردان قرار داده‌شده است؟ سؤال ٢: درحالی‌که از ديدگاه قرآن، مردان در بهشت از نعمت حوریان برخوردارند اما چرا این نعمت در بهشت برای زنان وجود ندارد؟ پاسخ: در مورد سؤال اول عرض شود که غالب نعمت‌هایی که در قرآن برای بهشتیان قرار داده‌شده است، مرد و زن در آن شریک‌اند به دو دلیل: اول اینکه: خطاب جمعِ مذکر در زبان عربی صرفاً معطوف به مردان نیست، بلکه زنان را نیز شامل می‌شود و نه برعکس.
هنگامی که قریش متوجّه شد که تکذیب و رویگردانی، پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - را از دعوت خویش منصرف نمی‌کند، باری دیگر در فکر فرو رفتند و ابزارهایی برای سرکوب این دعوت برگزیدند که در موارد ذیل خلاصه می‌شوند:  تمسخر، تحقیر، ریشخند و تکذیب هدف قریشیان خوار کردن مسلمانان و سست کردن توان معنوی آنان بود. بنابراین تهمت‌های خنده‌دار و ناسزاهای ابلهانه‌ای بر پیامبر زدند؛
عن أبی هُرَیرَةَ رضی اللهُ عنه أنَّ رَجُلاً قال لِلنَّبِّی- صلّی الله علیه وسلّم -: «أَوْصِنِی»، قالَ: «لا تَغْضَبْ»، فَرَدَّدَ مِرَاراً، قال: «لا تَغْضَبْ»[١]، از ابوهریره- رضی الله عنه - روایت شده است كه مردی به پیامبر خدا- صلّی الله علیه وسلّم - گفت: مرا نصیحتی كن. پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود:‌ «خشمگین مشو». آن مرد چندین بار خواسته‌ی خود را باز گفت. پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود: «خشمگین مشو.»
عَنْ أبِی رُقَیَّةَ تَمِیمِ بنِ أوْسٍ الدَّارِی رضی اللهُ عنه: أَنَّ النَّبی- صلّى الله علیه وسلّم- قالَ: «الدِّینُ النَّصِیحَةُ.» قُلْنَا: لِمَنْ؟ قالَ: «للهِ، ولِکتَابِهِ، ولِرَسُولِهِ، ولِلأَئِمةِ المُسْلِمِینَ، وعامَّتِهِمْ.»[١]، «از ابورقیه، تمیم بن اوس داریt روایت شده است که پیامبر خدا- صلّى الله علیه وسلّم- فرمود: دین خیرخواهی است.» گفتیم: برای چه کسی؟ فرمود: «برای خدا، کتاب خدا، پیامبر خدا، زمامداران و عموم مسلمانان.» 
عالمان گمراه «وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ. وَلَوۡ شِئۡنَا لَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُۚ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلۡكَلۡبِ إِن تَحۡمِلۡ عَلَيۡهِ يَلۡهَثۡ أَوۡ تَتۡرُكۡهُ يَلۡهَثۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَاۚ فَٱقۡصُصِ ٱلۡقَصَصَ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ[١]». در این آیات به کسی اشاره شده است که آیات الهی به او عطا می‌گردد. مفسّران او را «عالِم دینی» دانسته‌اند. انتظار می‌رفته است که آیات الهی، موجودیت و کیان او را فراگیرند و یک «عالِم ربّانی» باشد
هر سال با آغاز ماه ربیع الاول سخن از برگزاری جشن میلاد رسول گرامی اسلام در محافل مطرح می‌شود. گروهی که این جشن‌ها را برگزار می‌کنند از سوی مخالفان (تحریم کنندگان مراسم میلاد) به بدعت‌گذاری متّهم می‌شوند و گروه نخست (قائلان به جواز مولودی) تحریم‌کنندگان را به سختگیری و افراط متّهم می‌کنند. جای شگفتی است که هر سال همین فتاوا مطرح می‌شود و هر یک از دو طرف نوک قلم‌هایشان را تیز می‌کنند
تاریکی همه‌‏جا را فرا گرفته بود، چراغ‏های فروزانی که پیامبران الهی، با نور معرفت روشن نموده بودند، بر اثرِ گرداب‏ها و گردبادهای وحشت و ظلمت، کورسویی بیش از آن‏ها باقی نمانده بود.  بشریت اینک پرده‌‏ی ضمخت تاریکی جلو چشمانش را گرفته بود و نمی‌‏دانست به کدام سوی، رو کند تا دری به روی آفتاب و راهی به سوی روشنایی باز یافته و خود را از وحشتکده‌‏ی ظلمانی‌ای که از هر جانب او را در بر گرفته بود، نجات دهد.
ضرورت مدارسه‌ی سیره‌ی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- مدارسه‌ی سیره‌ی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- از جهات زیر ضروری است: ١-     سیره‌ی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- تفسیر و تطبیق عملی قرآن بوده و بدون شک پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- اولین و بزرگترین کسی است که قرآن را به معنی واقعی فهمیده و تفسیر نموده است و نیز در حیات فردی و جمعی خود آن را اجرا كرده است. وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَینَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ ۙوَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یؤْمِنُونَ[١] «و اما این كتاب [قرآن] را بر تو نازل نكردیم
مقدّمه: پیامبر خدا - علیه الصلوات والبرکات- هدف نهاییِ بعثت خود را با این جمله مشخّص فرموده ‏است:  [إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ صَالِحَی  الأَخْلَاقِ][١] (من برای کامل کردن فضایل اخلاقی مبعوث شده‌ام.)  گویی رسالتی که حرکت خود را در مسیر تاریخ زندگی آغاز کرده و صاحب آن رسالت، تلاشی چشم‌گیر را برای گسترش آن متحمّل شده و مردم را پیرامون آن گرد آورده است، به چیزی بالاتر از تقویت فضایل انسانی و ترسیم افق‌های کمال نمی‌اندیشد و این رسالت می‏‌خواهد انسان‌ها با بصیرت به سوی فضایل اخلاقی گام بردارند.
«پیروی از هوی و هوس» در لغت تنها زمانی مشخّص می‌شود که هوی به‌‏درستی تعریف شود.  هوی چند معنا دارد؛ ازجمله: ١. گرایش نفس انسان به سوی چیزهایی که آرزو می‌کند. ٢. درخواست نفس برای دست‏یابی به چیزهایی که دوست دارد. ٣. محبّت به چیزی و غلبه‌ی آن بر قلب انسان. ٤. عشق ورزیدن به چیزی و چیره شدن آن بر قلب انسان. (لسان العرب، ابن ‏منظور، ١٥/٣٧٢)
عَنْ أَبِی هُرَیرَةَ - رضي الله عنه - قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ عليه الصّلوات والبركات: «كُلُّ سُلاَمَى مِنَ النَّاسِ عَلَیهِ صَدَقَةٌ، كُلَّ یوْمٍ تَطْلُعُ فِیهِ الشَّمْسُ: تَعْدِلُ بَینَ الاِثْنَینِ صَدَقَةٌ، وَتُعِینُ الرَّجُلَ فِى دَابَّتِهِ فَتَحْمِلُهُ عَلَیهَا أَوْ تَرْفَعُ لَهُ عَلَیهَا مَتَاعَهُ صَدَقَةٌ، وَالْكَلِمَةُ الطَّیبَةُ صَدَقَةٌ، وَكُلُّ خَطْوَةٍ تَمْشِیهَا إِلَى الصَّلاَةِ صَدَقَةٌ، وَتُمِیطُ الأَذَى عَنِ الطَّرِیقِ صَدَقَةٌ»[١] (از ابی هریره- رضي الله عنه -روایت شده است که گفت: پیامبر-عليه الصّلوات والبركات- فرمودند
 عَن أبِی عَمرو ـ و قیل: أبی عَمرَة ـ سُفْیان بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الثَّقَفِىِّ قَالَ قُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ قُلْ لِى فِى الإِسْلاَمِ قَوْلاً لاَ أَسْأَلُ عَنْهُ أَحَدًا غَیرَكَ. قَالَ - عليه الصّلوات والبركات-: «قُلْ آمَنْتُ بِاللَّهِ فَاسْتَقِمْ.»[١]  (از ابی عمرو [و نیز] گفته شده: از ابی عمرة، (سفیان بن عبدالله الثقفی) روایت شده  است که فرمود: به پیامبر- عليه الصّلوات والبركات- عرض کردم: «درباره‌ی اسلام چیزی به من بگویید که از کس دیگری جز شما نپرسم پیامبر- عليه الصّلوات والبركات- فرمودند: «بگو به خدا ایمان آوردم؛ سپس بر این گفته‌ی خود استقامت و پایداری نما.»)
در روزگاری که از هر سو دست به دست هم داده‌اند تا اسلام را یک دین انسان‌ستیز، خشن و خونبار جلوه دهند و در این میان گروههای تکفیری و در رأس آن‌ها داعش، القاعده و طالبان، به نام و با سوء استفاده کردن و ابزاری کردن دین برای کشتار آدمیان، پیشتاز این بدنامی گشته‌اند، سزاوار است که مسلمانان متعهّد و اسلام‌شناسان، مروری دوباره درباره‌ی سیره و سنّت مبارک نبیّ مکرّم اسلام –صلّی الله علیه وعلی آله وسلّم- داشته باشند. 
با نگاه به قرآن کریم، سنّت پاکیزه‏ی پیامبر فرزانه‏ی اسلام و سرنوشت امت‌های پیشین، در می‌یابیم که سبب عمده در از بین رفتن و هلاکت پاره‌ای از امت‏های گذشته، همانا دست یازیدن به گناه و قد علم نمودن و مواجهه با اوامر الهی بوده است که با گذشتن از مرز محرّمات و زیر پا نمودن خط سرخ‌های الهی و نادیده گرفتن ارزش‌ها و آموزه‌های دینی، پرچم جنگِ با خدا را بلند نموده و دست به طغیان و سرکشی زده‌اند.
همزمانی محتوا