دین و دعوت

عنوان تاریخ
جنگ در اسلام علل و اهداف آن (راغب السرجاني) (ترجمه: عادل علیمرادی) 1395/05/22
پیامدها و آثار دعا در سپهر ایمان (مولود بهرامیان) 1395/05/17
دعا مغز بندگی و نشانه‌ی دلبردگی است (مولود بهرامیان) 1395/05/15
پیامبران از ما چه می‌خواهند؟ (مولود بهرامیان) 1395/05/11
شهادت زن در اسلام (احمد عبدالوهاب علی) (ترجمه: حمید محمودپور - مهاباد) 1395/05/07
نبود حکم رجم در قرآن (پروفسور مصطفی ابراهیم زلمی) (ترجمه: عادل علیمرادی) 1395/05/03
جایگاه قلم (یاسین دارابی) 1395/04/22
درباب نزول قرآن (یاسین دارابی) 1395/04/19
به خودت بازگرد! (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/04/09
ایستادگی در برابر خودکامگی (دکتر محمد عماره) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/03/31
تفکیک کار دعوت از سیاست، فرهنگی ریشه‌دار (شیخ ونیس مبروک) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/03/24
زندگی زیبا در گرو شناخت خداوند است (محمد بن مشعل العتيبي) (ترجمه: خالد ایوبی‌نیا) 1395/03/13
درسها و پیامهای اسراء و معراج رسول الله (ص) (رسول رسولی‌کیا- کار‌شناس ارشد قرآن و سیره) 1395/03/08
دیباچه‌ای بر دعوت اسلامی (برگرفته از آثار استاد ناصر سبحانی) 1395/02/31
در کار دعوت احساس سستی می‌کنم... چگونه درمانش کنم؟ (احمد صلاح) (ترجمه: حامد جوانی) 1395/02/30
مدیریت اختلاف در اقشار امت اسلامی (دکتر مصطفی عطیه جمعه) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/02/26
آیا در اسلام گواهی زن نصف گواهی مرد به شمار می‌آید؟ (رحمت الله‌ خردنیا) 1395/02/24
کیفر ارتداد در اندیشه‌‌ی اسلامی معاصر- پاره‌ی دوم و پایانی (دکتر صهیب مصطفی ئامیدی) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/02/22
کیفر ارتداد در اندیشه‌‌ی اسلامی معاصر- پاره‌ی نخست (دکتر صهیب مصطفی ئامیدی) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/02/20
مبانی و آداب قضاوت (دکتر محمد عماره) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/02/14
تأمّلی در نزول سوره‌ی فیل (یاسین دارابی) 1395/01/28
مروری بر سه نام «غافر، غفور و غفّار» از اسماء الحسنی (استاد ناصر سبحانی) (ترجمه: جهانگیر ولدبیگی) 1395/01/14
سیمای یك زن فرزانه در قرآن- پاره‌ی نخست (محمد احمدیان) 1395/01/10
قواعد سه‌گانه در تفسیر قرآن (ترجمه: یاسین دارابی) 1395/01/02
مثلث ویرانگر عمومیت‎بخشی، اتهام بر اساس ظن و گمان و سوء استفاده از لغزش‎‌ها (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: رحمت‌الله خردنیا) 1394/12/23
قضاوت زن در اسلام (سمیه‌ امینی) 1394/12/16
نکاتی درباب ازدواج نزدیکان با یک مرد (هوشیار کریمی) 1394/12/14
شمال مفتی، دعوتگری از تبار سلف (هیوا راشدی) 1394/12/12
مزایا و معایب دعوت فردی (دکتر یسری محمد هانئ) (ترجمه: فاطمه شمسی) 1394/12/10
انواع آب در قرآن مجید (عبدالله احمدی- واوان سردشت) 1394/11/07
مربیان از نگاهی دیگر (دکتر محمد منصورنژاد) 1394/11/03
عوامل موفقیت در سیرت پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- (سیکو توری) (ترجمه: عبدالله‌ بلوچ) 1394/10/28
انسان‌شناسی در قرآن (مسلم خدری) 1394/10/21
داستان میلاد عیسی مسیح (ع) در قرآن کریم (حمید محمودپور-مهاباد) 1394/10/12
پیامبر یک انسان است (محمد غزالی مصری) (ترجمه: دکتر محمود ابراهیمی) 1394/10/05
برگزاری جشن‌های ولادت پیامبر، حکم شرعی و ثمرات آن (سایت اسلام آنلاین) (ترجمه: ستار آینه‌پور) 1394/10/03
محمد-صلّی الله علیه وسلّم- پیشقراول مهر و محبت (عظیم عثمانیان) 1394/09/29
انسان از چه چیزی خلق شده است؟ (محمد احمدیان) 1394/09/25
ریشه‌ی بیچارگی در کجاست؟ آیا شرّ و مصیبت از طرف شیطان است؟ (محمد احمدیان) 1394/09/16
قلبم را می‌جویم... (فتحی ابو الورد) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1394/09/01
«دوستی چرا و چگونه؟ خلاصه‌ای از کتاب دوستی و داستان» -پاره‌ی نخست (برنامەریزی و تألیف کتب درسی) 1394/08/29
دین در عصر علم (گردآوری: واحد ترجمه‌ی پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1394/08/27
امر بمعروف و نهی از منکر (دکتر محمد راتب نابلسی) (ترجمه: خالد ایوبی‌نیا) 1394/08/23
فواید و ثمرات استغفار (عبده قاید الذریبی) (ترجمه: خالد ایوبی‌نیا) 1394/08/16
آسمان و زمین بر که می‌گریند!؟ (سعید الخمیسی) 1394/08/12
فسادانگیزی به نام اجتهاد (فتحی ابوالورد) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1394/08/08
اصالت و به‌روز بودن (دکتر سعید عبدالعظیم) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1394/07/24
اسلام فراخوانی فراگیر (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1394/07/14
هان امت یک و نیم میلیارد مسلمان! اقصی در آتش می‌سوزد (وصفی ابوزید) (ترجمه: عبدالخالق احسان- افغانستان) 1394/07/05
فضایل ایام دهه‌ی اول ماه ذیحجه از مشکات نبوی (ص) (گردآوری: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1394/07/04
حقیقت قتال در اسلام:  در اسلام اصل بر صلح و آشتی است و پیامبر بعنوان یک مربّی، یاران خود را تعلیم می‌دادند و راهنمایی می‌کردند و می‌فرمودند: «لا تَتَمَنَّوا لِقاءَ العَدُوِّ، وسَلُوا اللّه العافِیة» آرزوى رویارویى با دشمن را نداشته باشید و از خداوند عافیت و آسایش طلب كنید. مسلمانان، بنا به تربیت اخلاقی و فهمی که از قرآن و سنّت پیدا کرده‌اند، از قتل و کشتار و خونریزی بیزار و متنفّرند و آیات بسیاری در قرآن کریم بر این موضو ع تأکید کرده که به هیچ عنوان آغازگر جنگ و پیکار نباشند؛ بلکه با تمام توان برای جلوگیری از قتل و خونریزی تلاش کنند. اذن و اجازه‌ی قتال زمانی صادر شد
یکی از توفیقات مؤمن راستین این است که دین وی را با «دُعا» و «نماز» که بزرگترین و جامعترین نوع دعاست، آشنا نموده است. به گمان نگارنده، یکی از لذّتبخش‌ترین لحظات وجودی انسان همان لحظات نابِ «دعا، راز و نیاز» با محبوب نادیده‌ی انسان است. کسی که حتّی برای یک بار هم حلاوت ارتباط با عالم علوی و خدا را چشیده باشد، می‌داند که چه می‌گویم. این موضوع چشیدنی است، فهمیدنی نیست.  چنانچه از منظری برون‌دینی به دعا و نماز به عنوان برزگترین دعا، بنگریم درمی‌یابیم؛ ما مانند ماهی‌ای هستیم که تا زمانی که در درون آب است
دعا یک مقوله‌ی فلسفی نیست و پوپر به‌عنوان بزرگترین فیلسوف علم قرن بیستم، در پاسخ به سؤال عبدالکریم سروش می‌گوید که دعا را نمی‌فهمد. خدای ادیان توحیدی با خدای واجب‌الوجود فیلسوفان متفاوت است. خدای فلسفه، خشک و بی‌روح است و نمی‌توان رابطه‌ی من-تو و از جنس حضور را با وی برقرار نمود. خدایی است که از «کلّیّات» خبر دارد، ولی کاری به «جزئیات» ندارد. ساعت‌ساز نابینایی است که جهان را مانند ساعتی ساخته و آنرا به حال خود رها نموده است. امّا خدای ادیان «حیّ» و «شهید» است و بلکه از رگ گردن نیز به انسان‌ها نزدیکتر است. در همه جا هست، بیرنگ و بی‌صورت است، هیچ چیز مانند وی نیست.
پیامبران که خود انسانهای تربیت‌شده‌ی «تغییریافته‌»اند، آمده‌اند که به آدمیان بگویند که: انسان‌ها «ایمان» بیاورید یعنی شما باید عوض شوید. آنان، از نو «آدم شدن» را طلب می‌کردند. از ما نوشدن، احیاء، زنده شدن و در یک کلام توبه را می‌خواستند.  توبه، مرتبه‌ی نازل احیاست. در انابت، انسان بر خودِ دانیِ خویشتن می‌شورد و علیه گذشته‌ی خود عِصیان می‌کند و در صورت کامیابی «خود» نوینی را برمی‌گیرد. توبه تنها پشیمانی نیست، بازگشت به خویشتن راستین و تجدید میثاق با خالقِ آمر است. تورّق خبط و خطاهای گذشته و تدارک جبران مافات است.
داوری در مسائل مختلف در بین مردم به گواهی دادن شاهدان بستگی دارد. دلایل قوی و یقینی که بواسطه ی آن حجت قاطع بدست می آید، همگی در فکر قاضی تاثیر می گذارد، بر این اساس قاضی رای و حکم خود را آسوده خاطر، برابر قانون صادر می کند.مسائل گوناگونی وجود دارند که رای دادن در مورد آن ها، تنها منوط به توافق عده ای از شهود پیرامون واقعه ای مخصوص نیست؛ بلکه درستی حکم بستگی به تخصص و آگاهی شهود و نوع انان دارد؛ نه تعدادشان، مانند: گزارش های پزشک قانونی، کارشناسان انگشت نگاری و مبارزه با جعل اسناد و ... خداوند در این باره می فرماید
 شریعت اسلامی به دلیل جایگاه حقوقی حمایت از ناموس اهتمام ویژه‌ای به آن دارد چرا که آبرو متعلق به شرف انسان، شخصیت و شهرت خانوادگی او است. در اسلام برای ادای این حق جهت اثبات جریمه زنا چهار شهود به شرط گرفته است تا به شخصیت و شهرت خانوادگی لطمه‌ای وارد نشود. در طول تاریخ اسلام جریمه زنا با شهود اثبات نشده و برای حمایت از آن اسلام نگاه کردن به عورات مردم را حرام کرده است و خلوت با زنان نامحرم را نیز جز با حضور محرم جایز نمی‌داند. هم چنین تجاوز به ناموس هم بالفعل و هم با حرف و تهمت حرام شده است و می‌فرماید:
بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله ربّ العالمین علیه توکّلنا وبه نستعین وصلی الله وسلم علی محمّد وعلی آل محمّد  ما انسان‌ها عادت داریم زمانی که چیزی برایمان مورد احترام است نام آن همیشه ورد زبانمان است و یا در هر موردی که بحث و سخن گفته شود آنرا به طرف مورد مذکور می‌چرخانیم، مثلاً زمانی که انسانی شیفته‌ی دنیا ومظاهر دلربایش گردد در هر موردی که با او صحبت شود، خودآگاه یا ناخودآگاه بحث را به سمت دنیا و مظاهر آن که در چشم دنیادیدگان تزیین داده شده سوق می‌دهد. 
بسم الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا، قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا والصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله ومن والاه در میان اعراب یه ضرب المثلی وجود داره که «شرف المکان بالمکین»، یعنی مکان‌ها بخودی خود دارای ارزش واعتبار خاصی نیستند
بار‌ها برایم پیش آمده که یک سخن را از ته دل حفظ کرده باشم، آن را بار‌ها و بار‌ها تکرار کنم، معنایش را در کتاب‌های تخصصی بخوانم و شرح آن را از علمای توانا بشنوم.. اما پس از سال‌ها ناگهان‌‌ همان سخن توجه مرا طوری به خود جلب می‌کند که گویا برای نخستین بار آن را شنیده‌ام.. و از آن معنایی دقیق و روشن برداشت می‌کنم.. شگفت‌زده می‌شوم که چگونه این معنای روشن و جالب در طی این سال‌ها از من پنهان مانده است!  علت چیست؟ شاید بدین سبب که من به خودم مراجعه نکرده‌ام و به دیگران بازگشته‌ام. حق خودم بر خودم است که به آن بازگردم
بر اساس بینش اسلامی همه‌ی تکالیف مربوط به کار جمعی ـ یعنی فرایض اجتماعی ـ زیر فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منکر وارد می‌شود، زیرا ایمان دینی در اسلام منحصر به تأیید قلبی نمودیافته در مناسک، شعایر و عبادات نیست؛ که مجموعه‌ای فراگیر در زندگی است و هفتاد و چند شاخه دارد، والاترین آن جمله‌ی «لا إله إلا الله» و پایین‌ترین آن دور ساختن عوامل آزار از مسیر است. به سبب وجود چنین واقعیتی در اندیشه‌ی اسلامی، وظیفه‌ی فرمان به خوبیها و بازداشتن از بدیها در واقع انقلابی فراگیر در برابر خودکامگی و خودکامگان است
با عرض پوزش از این که نتوانستم در دهمین همایش جنبش «نهضت» در تونس شرکت کنم. من از صمیم قلب برای این جنبش آرزوی توفیق و استواری دارم. من رهبران توانا و مردان اصیل حرکت نهضت را می‌شناسم و موفق شدم در این کشور با آنان دیدارها و گردشهایی داشته باشم. برایم روشن شد که در این جنبش قامتهای بلندی سربرافراشته‌اند و با به دوش گرفتن بار دعوت و مبارزه‌ی ملی تاریخ درخشانی را برای تونس ساخته‌اند.
ابن قیم رحمه الله می‌فرماید: «کسی که خدا و رسولش را نشناخته باشد، چیزی را نشناخته است! کسی که این حقیقت را از دست داده باشد، هیچ حقیقتی را به دست نیاورده است! کسی که دانش به خداوند و عمل در راستای رضایت او و شناخت راهی که او را به خداوند برساند و لذت رسیدن به خداوند را از دست داده باشد از هیچ دانش و عملی برخوردار نیست! » این گفتار، مقوله ای نورانی از طبیب دل ها و دانشمند نیکوکار شمس الدین ابن قیم رحمه الله است
تاریخ معراج  مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبد الله (ص) از مسجد الحرام به مسجدالاقصی و صعود و عروج آن حضرت از آنجا به آسمان ها را با توجه به نخستین آیات سوره اسرا و آیات نخست سوره نجم اعتقاد دارند و این دو واقعه را به ترتیب اسراء و معراج می‌نامند. برخى اسراء و معراج را ده سال بعد از بعثت رسول الله و بعضى هم دوازده سال بعد از بعثت دانسته‌اند. اسراء و معراج رسول اکرم ( ص ) در حالت صحيح جسمانی و بيداری و آگاهی کامل از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و از آنجا بمراتب عليا و بيت المعمور در قسمتی از شب دو شنبه بيست و هفتم ماه رجب صورت گرفته است.
بسم الله الرّحمن الرّحیم روشن است بزرگترین مسئولیتی که پس مسئولیت ویژه‌ی آدمی- مسئولیت بندگی- بر دوش وی سنگینی می‌کند، وظیفه‌ی دعوت دیگران به سوی خداست. مسئولیتی که پیامبران- علیهم الصلوات والبرکات- برای ایفای آن آمده‌اند. اگر انسان، بسان هر مسئولیت و واجب دیگری، پیش از آن، از حقیقت دعوت و مراحل و ترتیب آن و اینکه از کجا باید آغاز کند و به کجا منتهی شود، آگاهی نداشته باشد، اگر قویترین انرژی‌ها و استعدادها را نیز داشته باشد نیز قادر به انجام کاری مثمر ثمر نخواهد بود.
سستی دعوتگران.... دشمنت را بشناس!  کسی می‌تواند از سستی در کار دعوت سخن بگوید که مفهوم تلاش و حماسه و حرکت در مسیر دعوت را خوب شناخته باشد، برای دعوت مردم به سوی پروردگارشان، راه‌ها پیموده و طی الارض‌ها کرده و به قدر استطاعش به دعوت، خدمت کرده و در این مسیر از رضایت خدا و توفیقاتش بهره‌ها برده باشد.  کسی از سستی سخن می‌گوید که خویشتن را در حالتی غیر طبیعی و نا‌آشنا یافته و پس از عمری تلاش و حرکت مستمر، دهشت زده و سرگردان از این کسالت و تنبلی، نای حرکت نداشته باشد.
اختلاف از نظر لغوی و شرعی: اختلاف در لغت بر عکس اتفاق است، می­گویند: اختلف الشیئان، یعنی آن دو چیز توافق نکرده و برابر نبودند.[١] در لغت از نظر معنایی واژه­ی اختلاف با خلاف و مخالفت دارای یک معنا هستند.[٢] دلالت ابتدایی این کلمه، به معنای اختلاف اشیا یا أمور و قضایاست، به گونه­ای که نقطه­ی مشترکی نداشته باشند. هم­چنین عدم تساوی از نظر کمی، کیفی و ماهیتی.
از دیرباز مخالفان اسلام به کنکاش نصوص اسلامی پرداخته‌اند و سعی کرده‌اند از دل این نصوص شبهاتی را بیابند و از آن در راستای کوبیدن منهج راستین اسلام استفاده ببرند و متاسفانه برخی از مسلمانان ناآگاه نیز به جای یافتن جوابی منطقی و صحیح برای این شبهات، در مقابل آن به دفاعی غیرمنطقی روی آورده‌اند و دشمنان اسلام را مسرور و سرمست کرده‌اند. این رویه زمانی که مربوط به حقوق زنان بوده است
دکتر محمد سعید رمضان بوطی:  وی نیز از کسانی است که برای مرتد کیفر اثبات می‌‌‌کنند، به شرطی که ارتدادش را علنی کند، زیرا در این صورت جزو محاربه به حساب می‌‌‌آید و بنابراین، کشته می‌‌‌شود، البته نه به خاطر کفرش، که به خاطر محاربه‌‌اش.  او معتقد است هرگاه انسان در دینش دچار تردید گردد یا پس از ایمان به انکار آن برسد، می‌‌‌تواند این افکار را در خودش نگه دارد. اما اگر آن را در میان مردم علنی کرد و افکار ارتدادی خویش را در جامعه رواج داد،
مفهوم ارتداد در لغت و اصطلاح:  ردّه در لغت به معنای بازگشت از یک امر است. مصدر ردَدَ و ردّ، ردّاً و مردّاً است. ردّ عن الشیء: از یک جریان برگشت. ردّ علیه: نپذیرفت. ارتداد نیز به معنای بازگشت است که لفظ مرتد از آن گرفته شده است. رِدّة: اسم مصدر از ارتداد است. [۱]  نزد فقیهان صرفا ارتداد به معنای بازگشت از اسلام است. کسانی مثل ابن قدامه‌‌ی مقدسی حنبلی در تعریف مرتد گفته‌‌اند: کسی که از دین اسلام بازگشته و به کفر می‌‌‌پیوندد.
از پگاه نخستین حکومت اسلامی یا‌‌ همان حکومت نبوی در مدینه‌ی منوره، قضاوت مستقل، بخشی از قوای حاکمیت بود؛ قاضی به کتاب و سنت پای‌بند بود و اگر متن و مستندی از آن‌ها نمی‌یافت، طبق اجتهاد و دیدگاه خویش قضاوت می‌کرد. یعنی در قضاوت و اجتهاد هم در چارچوب پیام‌های قرآنی وبیانات نبوی استقلال داشت.  سفارش رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ به معاذ بن جبل هنگام اعزام به یمن به عنوان قاضی، ملاک قانونی بودن این اصل است؛
الم تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ (۱) أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ (۲) وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ (۳) تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ (۴) فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ (۵)  الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام على محمد وعلی آل محمد اما بعد.  با تدبری عمیق و دقیق در آیات قرآن کریم سنن خدا را در جهان و منهجش در کون و حیات را بطور عیان ملاحظه می‌گردد. 
 این سه اسم از «غفر و مغفرت» گرفته شده‌اند. کلمه‌ی «غفر» در اصل به معنی «پوشانیدن، از نظر دور شده» است. چند کلمه‌ای هستند که حرف اول آنها «غین» و حرف دوم آنها «فاء» است دارای معنای متناسب با کلمه‌ی «غفر» هستند؛ مثلاً: کلمه‌ی «غفلت» حالتی است که انسان به خاطر عدم توجه به امری به مرحله‌ای رسیده است که آن مسئله از نظرش پنهان شده است.
مقدّمه: برای ورود به بحث، و نقش سیاست در مدیریت جامعه، لازم است تعریفی از سیاست ارائه شود تا با توجّه به تعاریف اهل نظر از سیاست، نقش مدیران مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد. و براساس آن، نکات بکار گرفته شده مدیریتی توسط حضرت سلیمان ؛ و ملكه سبا در قرآن را به عنوان ملاک ومعیاری مورد پسند مدیران سیاسی به صورت عام، و مسلمانان به صورت خاص، قرار گیرد. و با تئوری‌های سیاسی روز مورد سنجش و ارزیابی قرار دهیم. چنانچه اهل نظر می‌گویند: سیاست از مقولات و مفاهیم کشدار ومبهمی‌است که با وجود آن دارای تعاریف گسترده و وسیع است.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین، علیه توکلنا و به نستعین، والصلاة والسلام علی محمد وعلی آل محمد. قواعد سه‌گانه که در حین تفسیر و یا استناد به آیات در هر موردی بکار می‌رود باید حتماً رعایت گردد که هم قبلی‌اند و هم کلی. «قبلی»اند یعنی باید قبل از شروع تفسیر آنها را در نظر داشت و «کلّی»اند یعنی که مفسر در تفسیر هر آیه‌ای از آیات قرآن باید آنرا مد نظر داشته باشد.
بی‎گمان دین اسلام برای قضاوت و رعایت عدالت در مورد آحاد افراد جامعه، قواعد و اصول اخلاقی ویژه‎ایی وضع کرده است و در این راستا از خود شخص مؤمن و خانواده‎ی وی شروع می‌‎کند و می‌‎فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّـهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ (۱۳۵ نسا) ای کسانی که ایمان آورده‎اید! دادگری پیشه سازید و در اقامه عدل و داد بکوشید، و به خاطر خدا شهادت دهید (و از این سو و آن سو جانبداری نکنید) هر چند که شهادتتان به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان بوده باشد
مقدمه: ...... والمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِیاءُ بَعضٍ ۚ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَیَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَیُقیمونَ الصَّلاةَ وَیُؤتونَ الزَّکاةَ وَیُطیعونَ اللَّهَ وَرَسولَهُ ۚ أُولٰئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ (توبه: ۷۱)  و مردان و زنان با ایمان، دارای ولایت ایمانی هستند، که به کارهای پسندیده وا می‌دارند، و از کارهای ناپسند باز می‌دارند، و نماز را بر پا می‌کنند و زکات می‌دهند، و از خدا و پیامبرش فرمان می‌برند. آنانند که خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، که خدا توانا و حکیم است. 
در ماده ۱۰۴۹ حکم نوع دیگری از جمع بین دو نکاح را برای مرد مطرح می‌کند و آن در اختیار داشتن همزمان زن و عمه یا خاله‌اش به عنوان همسر می‌باشد. در این ماده طبق رأی امامیه چنین آمده است: «هیچ کس نمی‌تواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازه زن خود» در فقه امامیه جمع ازدواج دختر و عمه یا خاله‌اش با هم صحیح می‌باشد مشروط بر اینکه اگر ابتدا عمه یا خاله را عقد نموده و یا قصد عقد نمودن همزمان عمه یا خاله با دختر را دارد اذن عمه یا خاله را کسب نموده باشد
در روزگاری که در اقصی نقاط عالم، چهره‌ای خشن از اسلام عرضه می‌شد و عدسی هوی و هوس بر نقاطی تاریک و نه چندان روشن از تاریخ اسلام و احکام اسلامی قرار می‌گرفت تا آن را بزرگ‌نمایی کنند و آن‌همه رحمت، مهربانی، خیرخواهی، بشر دوستی و کرامت انسانی این برنامه‌ی آسمانی از دیده‌ها ناپدید می‌گشت با این حربه که شاید طالبان حقیقت، این راه سعادت را وارونه دیده و از نزدیک شدن به آن خودداری کنند.
الف) دعوت فردی، مبتنی بر ارتباط فرد به فرد است و بدون شک مزایای زیادی دارد. برای مثال:  ۱-دعوت فردی آسان است: دعوت فردی از تکلف و مشقت و از پیچیدگی‌هایی که در دعوت دسته جمعی وجود دارد؛ به دور است به همین خاطر این امکان برای دعوت گر فراهم می‌شود که هر کجا باشد- چه داخل کشورش، چه خارج از آن – وارد میدان کار و دعوت شود.  ۲-دعوت فردی انعطاف پذیر است و این قدرت را دارد که اگر فرد دعوت شده مقاومت به عمل می‌آورد و یا اعتراض می‌کند، او را قانع گرداند. 
قرآن کریم ۲۳نوع آب را ذکر کرده، که هر کدام طعم مخصوص به خود دارد: ۱- الماء المغیض؛ آبی است که در زمین پیدا وپنهان می‌شود. خداوند می‌فرماید (وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ) ﴿هود: ۴۴﴾ بعد از هلاک کافران گفته شد که؛ ‌ای زمین! آب خود را فرو خور و آب فروکش کرد و کار به انجام رسید.  ۲- الماء الصدید: آبی است که به اهل جهنم داده می‌شود؛ خداوند متعال می‌فرماید: (مِّن وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَىٰ مِن مَّاءٍ صَدِيدٍ ﴿ابراهيم: ١٦﴾) جلو او دوزخ وجود قرار دارد ودر آن از خونابه نوشانده می‌شود. 
واژه تربیت را از هر ماده‌ای بگیریم و از این مفهوم در هر تعریفی ارایه کنیم، در اینکه مهم‌ترین بازیگر میدان و عرصه‌ی تربیت، مربی است، شکی نیست و خدشه‌ای بر آن نمی‌توان وارد کرد. اگر بتوان همه مباحث تربیتی را بر اساس علل چهار گانه «صوری» (شکل و روش تربیت)، «غایی» (هدف و مقصود در تربیت)، «مادی» (همه امکانات فضایی و آموزشی و حتی متن) و فاعلی (مجری و عامل و فاعل اجرای طرح تربیتی) خلاصه نمود، محوری‌ترین نقش در تربیت به علت فاعلی، که‌‌ همان مربی است، باز می‌گردد. 
پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم حیات خود را با یتیمی آغاز کرد، بخاطر مزد مختصری گوسفندان قریش را به چرا می‌برد، برای تجارت به استخدام یکی از زنان درآمد و با مشکلات بسیاری مواجه شد تا در ‌‌نهایت، عمر ایشان در حالی پایان پذیرفت که پیشوا و فرمانده آن سرزمین بود. صرف روایت تاریخی سرگذشت این زندگی کافی نیست بلکه لازم است در عوامل موفقیت آن تأمل و تفکر نموده و هر که خواهان موفقیت است از آن بهره جوید. 
در بدو امر ذکر چند نکته برای خوانندگان گرامی لازم و ضروری به نظر می‌رسد:  نکته اول؛ مقاله حاضر حاصل تصمیم مبارکی است که در ابتدای سال ۱۳۹۳ گرفته شد. تصمیم بر آن شد که در دنیای مجازی گروهی را به اسم «تدبر در قرآن» راه اندازی کنم، بعد از راه اندازی، اعضاء بر سر موضوع قرآنی، که باید در دستور کار قرار می‌گرفت تبادل نظر کردند. از میان موضوعات پیشنهاد شده «انسان‌شناسی در قرآن» گوی سبقت را از بقیه موضوعات ربود و تعهد بر آن شد که اعضاء هر کدام با توجه به توان خود، خروجی آن را بعد از بررسی موضوع، در قالب مقاله، کتاب، یا مباحث علمی به نمایش گذارند.
 قرآن کریم پیرامون ولادت حضرت عیسی (ع) و معجزات و دعوت وی و ویژگی‌هایی که خدای متعال به خاطر آن، ایشان را گرامی داشته است و در باره‌ی جهادش برای حاکمیت بخشیدن به کلمه‌ی حق و صبرش در مقابل اذیت و آزار و شبهات باطلی که دشمنانش در باره‌ی او ایجاد نموده‌اند و مژده دادن او به آمدن پیامبر (ص) و تکریم و بزرگداشت آفریننده از او در دنیا و آخرت، واضح و شفاف سخن گفته است.
پیامبر انسان اگر می‌بینیم که قرآن کتابی است که برای انسانیت افق‌های کمال را به تصویر کشیده است، بدون شک محمد (ص)‌‌ همان مردی است که این کمال در شخص وی تحقق یافته است و در آثار و رفتار و کردار او بلند‌ترین الگوهائی است که انسانیت در جستجوی آن است. به راستی او شأن و منزلت «ضمیر انسانی» را بالا برد که اعلام داشت که قرارگاه تقوی دل‌های پاک و پاکیزه است و عبادات ظاهری قشری، انسان را از داشتن چنین دل‌هایی بی‌نیاز نمی‌سازد و قیمت و بهای عقل را تثبیت نمود
بسم الله الرحمن الرحیم، سٶال: حکم برگزاری چشن ولادت پیامبر (ص) چیست؟ خواه درماه ربیع الاول باشد یا درماههای دیگر؟ پاسخ مفید را برای ما بیان نمایید خداوند به شما پاداش خیر دهد.  جواب:  بسم الله والحمدالله والصلاة والسلام علی رسول الله وبعد:  جشن گرفتن به مناسبت ولادت پیامبر (ص)، دو جنبه دارد. اول: اینکه این جشن گرفتن به مناسبت ولادت پیامبر (ص) در عصر صحابه و تابعین٬ مرسوم نبوده است. دوم اینکه آنهایی که جشن می‌گیردند،
طبق روال نادرستی که ما مسلمانان در طیّ سالیان در پیش گرفته‌ایم، همیشه در در پاره‌ای از موضوعات و بخش‌های علوم دین و دستورات اسلامی بسیار سختگیر و حسّاس بوده‌ایم تا آنجا که از محدوده‌ی اعتدال خارج گشته‌ایم، باید بپذیریم که هر افراطی، در هر حوزه‌ای منجر به تفریط و سهل‌انگاری در حوزه‌ای دیگر می‌گردد که این با اصل میانه‌روی و اعتدال همه‌جانبه‌ی اسلام در تضاد است. برای مثال می‌توان گفت: توجه بی‌حد و حصر به فقه و احکام علیرغم اهمیت بسزای این علوم باز هم بیشتر از حد بوده چنانکه می‌توان نتیجه را در کاستی حاصل در فرامین اجتماعی و شهروندی به عینه مشاهده کرد.
از لخته‌ی خون (سوره‌ی۹۶ آیات۲-۱)، از آب (سوره‌ی۲۱ آیه‌ی۳۰، سوره‌ی۲۴ آیه‌ی ۴۵، سوره‌ی ۲۵ آیه‌ی ۵۴)، «چیزی مانند سفال» (سوره‌ی۳ آیه‌ی ۵۹، سوره‌ی۳۰ آیه‌ی۲۰ و سوره‌ی ۳۵ آیه‌ی۱۱) آیات مطرح در شبهه ۱ـ « ‏ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ‏* ‏ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ‏ » [علق/۲-۱] «(ای محمّد ! بخوان چیزی را که به تو وحی می‌شود. آن را بیاغاز و) بخوان به نام پروردگارت . آن که (همه جهان را) آفریده است. انسان را از خون بسته آفریده است.» ۲- ‏ أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ ‏ [انبیاء/۳۰] «و هرچیز زنده‌ای را (اعم از انسان و حیوان و گیاه) از آب آفریده‌ایم. آیا (درباره آفرینش کائنات نمی‌اندیشند و) ایمان نمی‌آورند؟» ۳- وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّهٍ مِن مَّاء [نور/۴۵]
«‏(ای پیغمبر!) آنچه از خیر و خوبی (از قبیل: رفاه و نعمت و عافیت و سلامت) به تو می‌رسد، از (فضل) خدا (بر تو) است‌؛ و آنچه بلا و بدی (از قبیل: سختی و بیماری و درد و رنج) به تو می‌رسد از خود تو است (و به سبب قصور و گناهی است که مرتکب شده‌ای). ما شما را به عنوان پیغمبری برای (هدایت همه) مردم فرستاده‌ایم، و کافی است که خداوند گواه (بر تبلیغ تو و پذیرش یا عدم پذیرش آنان) باشد.»
در بسیاری مواقع رسول خدا برای سوگند می‌گفت: «لا ومقلب القلوب» [خیر به گردانندهٔ قلب‌ها قسم]؛ در لغت‌نامه‌ها آمده است که قلب به خاطر تغییر و دگرگونی فراوانش به این نام معروف است. به همین خاطر در حدیث وارد شده است که گاهی یک شخص بامداد مؤمن است اما شب هنگام کافر و بی‌دین می‌شود یا اینکه شب مؤمن است اما بامداد کافر می‌شود و ایمانش را از دست می‌دهد.
دوستی مسئلهٔ حادی است که ممکن است با سرنوشت انسان بستگی پیدا کند و از آنجا که تأثیر دوست بر دوست امری تدریجی و نامحسوس است که به مرور زمان و گذشت ایام به کندی آشکار می‌شود، امکان تشخیص تأثیرات درست و نادرست آن تقریباً ناممکن است و مسأله‌یی پُر مخاطره و بزرگی است. 
ایراد: بنا به دلایل زیر زندگی در عصر علوم با دین‌دار بودن تناسب ندارد:  ۱- تمدن بدون علم ثبات ندارد و دین مخالف علم است، چرا که اروپا پس از دوری از دین به پیشرفت نائل شد.  ۲- نظریه «آگوست کنت»: بشریت در دوران‌های اول دین‌دار بود بعد فلسفه قدم به میدان گذاشت و سپس رهبری علم شروع شد.  ۳- مارکس: دین افیون توده‌ها است و برای دست یافتن به حقوق خود باید دین را کنار نهاد.    پاسخ:  علم و تمدن
الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام على سیدنا محمد الصادق الوعد الأمین.  مبنای دوتایی:  برادران گرامی! یکی از ثوابت زندگی دنیا چیزی به نام دوگانگی (ضد و نقیض) وجود دارد؛ از جمله: حق و باطل، خیر و شر، درست و اشتباه، رحمت و بی‌رحمی، انصاف و ظلم، هر یک از این موارد صورتی مثبت و صورتی منفی دارد، سبب این امر هم به این دلیل است که انسان با توجه به اختلاف شکل و طبیعت خود دو نوع است: 
بی‌گمان شریعت اسلام در راستای مصلحت انسان­‌ها و جوامع بشری نازل شده است. ما را به انجام همه نیکی­‌ها تشویق و از انجام هرگونه شر و بدی برحذر می‌دارد. از جمله آنچه که خداوند ما را به انجام آن تشویق نموده، استغفار است. آیات زیادی در خصوص تشویق و ترغیب به استغفار، و ستایش اهل آن نازل شده­اند. از جمله خداوند می‌فرماید: «اسْتَغْفِرُوا اللهَ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»: و از خداوند آمرزش (گناهان و کجرویهای پیشین خود را) بخواهید
آری، قرآن کریم فرمود: فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ ﴿الدخان: ٢٩﴾ آسمان و زمین بر ایشان نگریستند و به آنان مهلت داده نشد. چه کردار شایسته‌ای از خود به جای گذاشته‌اند تا آسمان و زمین بر آنان بگریند؟! برای دین و کشورشان و حتی عموم بشریت چه نیکی، حقیقت، آزادی و عدالتی ارائه داده‌اند تا آسمان و زمین بر ایشان گریه کنند؟! شایستگی ایشان تنها ثبت‌نام‌شان در پرونده‌ی فراموشی است.
هر دانشی، مردان خودش را دارد و برای هر هنری افراد مخصوصی است. در روزگاری زندگی می‌کنیم که به تخصص احترام گذاشته می‌شود و هرگاه کسی در غیرتخصص خودش سخنی بگوید، جلوی وی تابلوی قرمز می‌گذارند و از او می‌خواهند پا را از گلیمش فراتر نگذارد. ولی اگر موضوع به شریعت و دین وابسته باشد، همگان در آن متخصص هستند و توانایی فتوادادن را دارند
اصالت و هم‌عصر بودن از واژگانی است که درباره‌ی آن‌ها سخن بسیار گفته شده و در روزگار کنونی مورد تقاضا قرار گرفته‌ است. برای یک دعوت و حرکت، خطر هنگامی بروز پیدا می‌کند که پیرامون ویژگی‌های اصلی آن یا خصایص کاربردی‌اش ابهام و پیچیدگی وجود داشته باشد.   منظور از اصالت، پاسداری از ماهیت و جوهر دعوت است با استناد به اصول و دلایل شرعی و تمسک به مبانی اساسی آن.
شمولیت یکی از ویژگی‌هایی است که اسلام با آن از تمام ادیان، مکاتب فلسفی، مذاهب و آیین‌ها متمایز می‌گردد. این واژه معانی و ابعاد فراوانی دارد و شمولیت اسلام دربردارنده‌ی همه‌ی زمان‌ها، همه‌ی زندگی و تمام کیان و ساختار انسانی است. یکی از علمای مسلمان درباره‌ی شمولیت و فراگیری رسالت اسلام به نیکی و درستی گفته است: «این رسالتی است که از لحاظ طولی به درازا انجامیده تا جاودانگی زمانی را به خود بگیرد
آن طور که امروز مسجد اقصی توسط گروهک صهیونیستی مورد تعرض می‌گیرد، در هیچ برهه‌ی از تاریخ رخ نداده است؛ حمله به دروازه‌ها، آتش زدن قسمت‌های از آن، بالا شدن بر بام مسجد، تیرانداری به طرف مسلمانان سنگرگرفته در داخل مسجد، تقسیم زمانی و مکانی مسجد، حمله‌های آشکار بر کودکان و سالمندان از جمله این تجاوزات محسوب می‌گردد. 
۱-عن ابن عباس - رضی الله عنهما - أنه قال: یقول رسول الله صلى الله علیه وسلم: «مَا مِنْ أَیَّامٍ الْعَمَلُ الصَّالِحُ فِیهَا أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ هَذِهِ الأَیَّامِ». یَعْنِى أَیَّامَ الْعَشْرِ. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَلاَ الْجِهَادُ فِى سَبِیلِ اللَّهِ قَالَ «وَلاَ الْجِهَادُ فِى سَبِیلِ اللَّهِ إِلاَّ رَجُلٌ خَرَجَ بِنَفْسِهِ وَمَالِهِ فَلَمْ یَرْجِعْ مِنْ ذَلِکَ بِشَىْءٍ». (أبو داود، الحدیث رقم ۲۴۳۸، ص ۳۷۰) 
همزمانی محتوا