یکی از بنیادین‌ترین دغدغه‌های بشر در حیات دنیوی، مسئله رزق، روزی و کسب مال است. خداوند متعال در ساختار خلقت انسان، کشش و علاقه‌ای ذاتی نسبت به مادیات قرار داده که از آن به «حب مال» یاد می‌شود.

 قرآن کریم با تعابیری همچون «وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا» (و مال را بسیار دوست می‌دارید) و «وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ» به این میل شدید اشاره می‌کند.

این فطرت در جوامعی که امکانات مادی فراوان است، منجر به ایجاد یک فضای رقابتی و «تنافس» می‌شود. در این حالت، اگر انسان کنترل درونی نداشته باشد، هدف زندگی‌اش صرفاً به جمع‌آوری مال محدود شده و برای رسیدن به آن، حتی به ضایع کردن حق دیگران و پایمال کردن حدود الهی دست می‌زند.

بر اساس آموزه‌های دینی، خداوند از انسان نخواسته است که دنیا را به کلی ترک کند، بلکه دستور داده است که: «نصیب و بهره خود را از دنیا فراموش نکن» آنجا که در صلب داستان قارون می فرماید: 

 

وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا ۖ وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ ۖ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ

به وسیله‌ی آنچه خدا به تو داده است، سرای آخرت را بجوی (و بهشت جاویدان را فرا چنگ آور) و بهره‌ی خود را از دنیا فراموش مکن (و بدان که تو هم حق حیات داری و باید از امتعه و لذایذ حلال استفاده بکنی و به خویشتن بررسی)، و همانگونه که خدا به تو (بخشیده است و در حق تو) نیکی کرده است، تو نیز (به دیگران ببخش و بدیشان) نیکی کن، و در زمین تباهی مجوی که خدا تباهکاران را دوست نمی‌دارد.

 انسان مؤمن «دنیادار» است (یعنی از امکانات  دنیا استفاده می کند) اما «دنیا پرست» نیست. دنیا برای او صرفاً یک محل عبور و پل برای رسیدن به مقصد اصلی است، نه غایت و هدف نهایی.

در قرآن کریم، واژه «رزق» و مشتقات آن ۱۱۷ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت کلیدی این موضوع در نظام فکری اسلام است .

قرآن  تأکید می‌کنند که رزق تنها و تنها در اختیار قدرت الهی است .

{ هَلۡ مِنۡ خَـٰلِقٍ غَیۡرُ ٱللَّهِ یَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَاۤءِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَاۤ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ }

[سوره فاطر: ۳]

 خداوند با سؤالی توبیخی می‌پرسد: «آیا خالق و آفریننده‌ای غیر از خدا سراغ دارید که از آسمان‌ها و زمین به شما روزی دهد؟».

 پاسخ صریح قرآن این است که 《لَاۤ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَۖ 》هیچ فریادرس و روزی‌دهنده‌ای به حق جز او نیست. بنابراین، هرگونه انحراف از این مسیر و چشم‌داشت به غیر خدا در امور معیشتی، نوعی گمراهی است .

بازتعریف رزق 

 رزق محدود به پول و دارایی نیست، بلکه شامل نعمات متعددی است که گاه از دید انسان پنهان می‌ماند.

امنیت: بزرگ‌ترین رزقی است که ارزش آن تنها در زمان ناامنی درک می‌شود .

منزلت اجتماعی: داشتن جایگاه نیکو و احترام در میان مردم، رزقی از جانب خداست .

سلامت روحی و روانی: آرامش قلب و رهایی از اضطراب، رزقی عظیم است . به تعبیر ابن‌قیم (رح)، بدترین نوع عذاب و شکنجه، عذاب روحی و روانی است که حتی از شکنجه جسمی دردناک‌تر است .

 بسیاری از افراد علیرغم داشتن ثروت، برای کسب لحظه‌ای آرامش به داروها و متخصصان پناه می‌برند.

توفیق در خیررسانی: اینکه انسان «مفتاح خیر» (کلید خوبی‌ها) باشد و حضورش برای دیگران نافع باشد، خود نوعی رزق است.

از زاویه دیگر ما انواع رزق از جانب خدا داریم. بدین معنا که رزق خداوند فلسفه و حکمت های متعددی دارد که به سه گونه کلی می توان تقسیم کرد.

 

الف:  رزق جزا (پاداش فوری و مؤجل)

خداوند در مقابل عمل نیک بنده، به او پاداش می‌دهد.

 بر اساس آیه «لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ»، کسانی که نیکی کنند، در همین دنیا نتیجه نیکی خود را می‌بینند.

سنت الهی بر این است که «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»؛ اگر بنده شاکر باشد، خداوند بر رزق او می‌افزاید.

ب: رزق ابتلا (آزمایش از طریق دارایی و نداری)

بسیاری از اوقات، دادن یا گرفتن مال، صرفاً ابزاری برای امتحان است . آنجا که قرآن بدان اشاره می کند.{ فَأَمَّا ٱلۡإِنسَـٰنُ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكۡرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَیَقُولُ رَبِّیۤ أَكۡرَمَنِ (۱۵) وَأَمَّاۤ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَیۡهِ رِزۡقَهُۥ فَیَقُولُ رَبِّیۤ أَهَـٰنَنِ (۱۶) كَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡیَتِیمَ (۱۷) }

[سوره الفجر: ۱۵-۱۷]

 وقتی به کسی نعمت داده می‌شود، ممکن است گمان کند مورد اکرام خاص خدا قرار گرفته است، در حالی که این نعمات آزمونی برای سنجش میزان طغیان یا بندگی اوست.

در مقابل، وقتی رزق کسی تنگ می‌شود، ممکن است بگوید، دچار سوءظن به عدالت الهی شود.  این افراد نمی‌دانند که فقر آن‌ها نیز میدانی برای سنجش صبر و ایمانشان است.

ج: و آخرین نوع رزق در قالب سنت استدراج (نعمت به مثابه عذاب تدریجی) است.

بدین معنا که هدف از دادن رزق به فردی محبوب بودن او در نزد خدا نیست، بلکه خداوند برای اساس قانون و سنتی این کار را انجام می دهد.

این سنت مخصوص کسانی است که به دستورات خدا پایبند نیستند، اما غرق در نعمت‌های مادی می‌شوند.

 

فلسفه استدراج: خداوند درِ روزی را بر این افراد باز می‌کند تا گام‌به‌گام در گناه غرق شوند. این مال و فرزندان نه از روی دوستی، بلکه برای این است که در همین دنیا مایه اضطراب و در نهایت عذاب آن‌ها شود .

خداوند به پیامبر (ص) و پیروانش هشدار می‌دهد که مبادا اموال و اولاد کفر پیشگان شما را بفریبد. فزونی رزق هرگز دلیل بر محبوبیت نزد خدا نیست .{ لَا یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ فِی ٱلۡبِلَـٰدِ (۱۹۶) مَتَـٰع قَلِیل ثُمَّ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ (۱۹۷) }

[سوره آل عمران: ۱۹۶-۱۹۷]

 

انسان‌های که از ضعف بینش قرآنی و الهی برخوردارند، با دیدن رفاه مادی گناهکاران و سختی‌های مؤمنان، دچار شک و تردید می‌شوند. 

اگر شناخت درستی از سنت استدراج وجود نداشته باشد، شخص ممکن است مسیر زندگی خود را به سمت باطل کج کند و بگوید: «چرا فلان آدم بی‌دین اینقدر پیشرفت کرده ولی منِ نمازخوان خیری ندیده‌ام؟».

 هنگام دیدن چنین صحنه‌هایی باید لحظه‌ای درنگ کرد و خداوند را متهم نکرد، بلکه به دنبال فلسفه و حکمت آن بود و ایمان داشت که کار خداوند بی حکمت نیست و کار نابجا انجام نمی‌دهد.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

رزق واقعی، فراتر از ابعاد مادی است، مؤمن واقعی کسی است که در هر حالتی به رزاق بودن و عدالت خداوند یقین دارد و می‌داند که میزان دارایی، ملاک سنجش محبت خداوند نسبت به بندگانش نیست.