إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

  • این مقاله به بررسی مفهوم «خودی» به‌عنوان محور اصلی اندیشه و اشعار محمد اقبال لاهوری می‌پردازد و آن را حقیقتی پویا و خلاق در وجود انسان معرفی می‌کند. پژوهش نشان می‌دهد که تکامل خودی از سه مرحله «اطاعت»، «ضبط نفس» و «نیابت الهی» عبور می‌کند تا انسان به مقام خلافت الهی برسد. اقبال عشق را نیروی محرک این فرایند می‌داند که موجب بیداری اراده و آفرینش‌گری انسان می‌شود. در نهایت، فلسفه خودی در اندیشه اقبال، طرحی برای احیای هویت، آزادی و پویایی انسان مسلمان ارائه می‌دهد.

    نویسنده:
    محمد درخشان