ئەی «بشیر» ی بێ شوور و شەڕ، باش بەشارەت بووی بۆ بەشەر
ئەی «نذیر» ی بێ نەزیر، نەزرێک نەزەرمە بۆ نەزەر
ئەی «ئەمین» ی «ئامینە» ئەمن و ئەمانت ئانیە
قوڕ بە سەر وانەی کە بۆ وان، وانەکانت وانیە
ئەی نەبی نابی، نابێ نۆبەت نەبی خاتەم نەبێ
نەبان نەبێ و نەبین، نابێ: جیهان وەک تۆی هەبوە و دەبێ
بەر لە بوونت ڕووت و قووت و کۆیلە و کڵـۆڵ کەوڵ ئەکران
ئەوەی دۆت بوو، ئەوسا مۆد بوو بە زیندوویی لە گۆڕ ئەنران
سەگ و پشیک، مار و مێروو لە سۆزی تۆ بێ بەش نەبوون
ئینسان و جینن و فریشتە بە دیتنت ڕووگەش ئەبوون
پەیمان وابوو پەیامەکەت پیت بە پیتی پیادە کەین
بۆ خۆدزین لەم پەیمانە هەزار بیانوو پەیا دەکەین
سەروەرەکەم سەروەتەکەن بۆتە خەم و دێتە خەونمان
بۆیە شەویش، کاتی خەویش، کاتمان نییە بێیتە خەونمان
بۆ پەز و ڕەز زۆر بە حەزین، هیند بە لەزین، هەر ئەبەزین
تا نەلەرزین و نەگەوزین، دانابەزین لە ئەسپ و زین
ژار و نەدار و پەک کەوتە کە فەرموبووت دەسیان بگرین
چاوەڕوانی دەرفەتێکین دەمیان بگرین، دەسیان ببڕین ۱ «شیار» ۲
خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبرش -صلّی الله علیه وسلّم- چنین میفرماید: «و ما أرسَلناکَ إلّا رحمَةً للعالمین» (انبیاء/۱۰۷) یعنی: «و تو را جز رحمتی برای جهانیان فرو نفرستادیم». رحمت پروردگار محتوایش انعام و احسان و رحمت بندگان از جنس مهرورزی و محبت است. پیام رحمت الهی وسعتش به پهنای تمام نسلها و ادوار تاریخ بشریت است و به دوره و عصری خاص محدود و محصور نمیشود. پیامی است که زمان را در نوردیده و از جغرافیا و مختصات آن فراتر رفته است. پیامی که آخرین و کاملترین شرارههایش بر قلب پاک محمد -صلّی الله علیه وسلّم- نازل گشت و در شخصیت وی تجلی یافت. از مفاد و ویژگیهای این پیام (عدم محدودیت زمانی و مکانی) دو امر مهم قابل استنباط است: یکی ختم نبوت؛ چراکه رسالت پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- در حصار زمان نمیگنجد و دیگری جهانشمولی پیام و رسالت نبی اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- چراکه این پیام مرزهای ژئوپولیتیکی را به رسمیت نمیشناسد و مخصوص شبه جزیرهی عربستان یا قاره و اقلیم خاصی نیست.
پی بردن به حقیقت رحمت از طریق شنیدن و خواندن امکان پذیر نیست. واقعیتِ پیامِ رحمت را کسانی درک میکنند که خلاف آن را تجربه و بیمهری حقیقی را لمس کرده باشند. سپس گشایش شامل حال ایشان شده و لذت آن را در زندگی چشیده باشند. البته شایان ذکر است که به اقتضای شرایط زمانی و مکانی و برحسب نیاز انسان، معانی و مصادیق رحمت تغییر میکند و در اشکال مختلف نمایان میشود. به نمونههای زیر توجه کنید.
-مزارعی را تجسم کنید که در پاییز با شوق فراوان آنها را بذر افشانی کردهاید. فصل سرما تمام شده و شما منتظر به ثمر نشستن تلاشهایتان هستید. در حالیکه مزارعتان از فرط تشنگی و بیآبی حاصلی به بار نیاورده است. به شدت نگرانید و کاسهی چه کنم چه کنم دستتان گرفتهاید. نقشههایتان را نقش بر آب و زحماتتان را بر باد میبینید. بهار را به پایان است و خبری از محصول نیست. رحمت در چنین شرایطی چه میتواند باشد؟ بله. باران تمامِ آن رحمتی است که میتوانید آرزو داشته باشید.
-خود را تصور کنید که در هوای طوفانی و در مسیری دور افتاده و کم تردد خودرویتان دچار نقص فنی شده است و از حرکت باز ایستادهاید. از سرما به خود میپیچید. سیاهی شب و صدای گرگهای گرسنه لرزه بر اندامتان انداخته است. ناامید و مأیوس شدهاید و کارتان را تمام شده میانگارید. حال رحمت کدام است؟ در این صورت از راه رسیدن اتومبیلی با امکانات کافی که نقص خودرویتان را برطرف کند یا شما را به مکانی امن انتقال دهد، عینِ رحمت است.
بنابراین وقتی پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- را پیامبر رحمت مینامیم، لازم است گوشهی چشمی به آن برهه از زمان بیفکنیم که وی در آن مبعوث شد. ممکن است چنین رحمتی را امروز آنگونه که باید و شاید، احساس نکنیم و قدر ندانیم. ولی باید اعتراف کرد که آن هنگام، تمامِ رحمت در شخصیت محمد امین -صلّی الله علیه وسلّم- متجلّی بود.
امروزه ما به نیابت از نبی اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- مسئول حمل پیام رحمت و انتقال ثمرات و مصادیق آن به دیگران هستیم. در حالیکه بسیاری از حاملان این رسالت، به محتوای این پیام خیانت کرده و آن را مملوء از خشونت، انتقامجویی، افراط و تفریط به جهانیان عرضه میکنند.
آیا فکر میکنید عاملان اهانت به شخصیت پیامبر اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- که با رسم کاریکاتورها و تحریر آیات شیطانی پیام رحمتش را زیر سئوال میبرند، محمد -صلّی الله علیه وسلّم- را دیده و به حق شناختهاند؟ بیگمان اگر چنین بود، عاجزانه در پیشگاه او زانو میزدند و به برنامهی الهی گردن مینهادند. اینان ما را دیدهاند و قصور و کم و کاستهای ما را معیار و ملاک قرار دادهاند و این ما هستیم که نتوانستهایم به پیامِ رحمت خدمت کنیم. چرا که سراسر وجودمان غضب است و از رحمت فرسخها دوریم.
خداوند متعال اوضاع نابسامان قبل از بعثت پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- را در آیهای کوتاه و به وضوح، اینچنین به تصویر میکشد: «... و أذکروا نعمة اللهِ علیکُم إذ کُنتم أعداءً فألَّف بینَ قلوبِکُم فأصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إخواناً و کنتم علی شفا حفرة مِن النّارِ فأنقَذَکُم منها...» (آل عمران/۱۰۳). یعنی: «... و نعمت خدا را برخود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهای شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید...»
این آیهی مبارکه گویای دو حقیقت است:
اول؛ نمایانگر دشمنیهای پر از حقد و کینه است که خداوند آن را به الفت مبدل ساخت و نعمت اسلام را وسیلهی اخوت و برادری میان مسلمانان قرار داد.
دوم؛ حاکی از اوضاع تأسف بار سدهی ششم میلادی است که بشریت در بیراههی شقاوت و سیه روزی قدم نهاده بود و خداوند وی را از بد فرجامی رهانید و بدو حیات تازه بخشید.
با دقت در آیهی شریفه در مییابیم که خداوند وضعیت جامعهی آن هنگام را به پرتگاهی تشبیه نموده که در اعماق آن آتشی فروزان است که شعلههایش زبانه میکشد و هر موجود جاندار یا بیجانی که طعمهی آن گردد، سرنوشتش هلاکت و نابودی است. شخصی را در نظر بگیرید که بر لبهی چنین پرتگاهی ایستاده و هر لحظه به قصد خودکشی ممکن است خود را در آن پرت کند. زندگیش به التماس ثانیهها افتاده است. در همین اثنا فردی از پشت سر محکم وی را در آغوش بگیرد و وی را از این قصد منصرف کند و سپس او را مورد تفقّد و دلجویی قرار دهد و انگیزهها، عوامل و محرکهای روحی منجر شده به انجام چنین اقدامی را آسیبشناسی کند و با حوصله و برنامه ریزی درصدد مرتفع کردن آنها برآید و آنها را به خصوصیات مثبتی تبدیل نماید که نه تنها به اصلاح خود فرد بینجامد بلکه زمینهی مصلح بودنش در جامعه را نیز فراهم نماید. پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- همان کسی است که بشریت را از سقوط به چنین آتشدانی رهایی بخشید. حال نباید چنین اقدام مبارکی را رحمت نامید؟!
خداوند در آیهی مذکور تصویر قرن ششم میلادی را با ظرافت ویژهای ترسیم کرده است. عصری که یگانه منجی عالم بشریت در آن، عهده دار حمل رسالت آزادگی و ارمغانِ مهربانی شد.
یهودیت، مسیحیت، مجوسیت، بوداییت و آیین ابراهیمی همه و همه به نوعی دچار شرک و بت پرستی بودند. بحران جوامع آن روز امری فراگیر بود و تمام جوانب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در بر میگرفت. محمد -صلّی الله علیه وسلّم- که در چنان اوضاع و احوالی مبعوث گردید، پیام آور رحمت و مهربانی برای تمام جهان و جهانیان اعم از آدمیان، حیوانات، نباتات و جمادات بود:
- پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- در تبیین اخلاق و تعاملات اجتماعی، قانون مهرورزی را وضع کرده است و میفرماید: «مَن لا یَرحَم لا یُرحَم» (متفق علیه). یعنی: «کسی که به دیگران مهر نورزد مورد مهر و محبت قرار نمیگیرد».
- رسول الله -صلّی الله علیه وسلّم- در فضیلت خدمت به پدر و مادر و نیکی با آنها میفرماید: «رَغِمَ أنفُ، ثُمَّ رَغِمَ أنفُ، ثُمَّ رَغِمَ أنفُ مَن أدرَکَ أَبَوَیهِ عندَ الکِبَرِ، أحَدَهُما أو کِلَیهِما، فَلَم یَدخُلِ الجَنَّة» (رواه مسلم). یعنی: «به خاک مالیده شود، به خاک مالیده شود و باز به خاک مالیده شود بینی آنکه یکی از والدینش را و یا هر دو را هنگام پیری دریابد ولی حقشان را ادا نکرده باشد. پس او به بهشت داخل نگردد».
- پیامبر اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- در فضیلت نیکی با فرزندان دختر میفرماید: «مَنِ ابتُلِیَ مِن هذهِ البَناتِ بِشَیءٍ، کُنَّ لَهُ سِتراً مِنَ النَّارِ» (اخرجه البخاری). یعنی: «کسی که صاحب دختر شود و به خاطر تأمین معیشت و نیازهای آنان دچار ناراحتی و زحمت گردد، این ناراحتی دنیایی باعث میشود تا آتش دوزخ از او دور گردد». جای پرسش است که چرا بر نیکی در حق فرزند دختر به صورت خاص تأکید شده و سخنی از فرزند پسر به میان نیامده است؟! در پاسخ باید گفت که در عصر بعثت نبی اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- دختران را از زمرهی انسانها به شمار نمیآوردند و بلافاصله پس از ولادتشان، آنها را زنده در گور میافکندند. پیامبر اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- با رسالت جاویدان خود، مقام آنها را تا قلهی انسانیت تعالی بخشید و میان یاران و پیروانش بر سر داشتن و تربیت کردن دختران رقابت انداخت تا از چنین ثواب شگرفی بینصیب نمانند.
- رسول اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- در باب لزوم احترام و تعامل نیک با همسر میفرماید: «أکملُ المؤمنینَ ایماناً أحسَنُهُم خُلُقاً وَ خِیارُکم خِیارُکُم لِنِسائِهِم» (رواه الترمذی). یعنی: «کاملترین مؤمنان از روی ایمان کسی است که بهترین اخلاق را داشته باشد و بهترین شما، خوش اخلاقترین شما با همسر خویش است».
پیام رحمت و رأفت رسول گرامی اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- آنچنان شامل است که همسایگان، کفار و مردگان را نیز اهمال نکرده است:
- اوست که میفرماید: «مَن کانَ یُؤمِنُ باللهِ و الیَومِ الآخِرِ فَلیُحسِن إلی جارِهِ» (أخرجه البخاری). یعنی: «هر آنکس که به خدا و روز آخرت ایمان دارد پس در حق همسایهاش نیکی کند».
- نبی رحمت -صلّی الله علیه وسلّم- است که به احترام جنازهی یک یهودی از جا برمی خیزد و به مسلمانان توصیه میکند: «إذا رَأیتُم الجِنازَةَ فَقُومُوا» (أخرجه البخاری). یعنی: «هرگاه جنازهای را دیدید به خاطر آن از جای خود بلند شوید».
- هموست که تأکید کرده هنگام حضور در گورستان به آرامی گام برداریم و قبرها را پایمال نکنیم و بر آنها ننشینیم: «لَأن یَجلِسَ أحَدُکُم علی جَمرَةٍ فَتُحرِقَ ثِیابَهُ فَتَخلُصَ إلی جِلدِهِ، خَیرٌ لَهُ مِن أن یَجلِسَ علی قَبرٍ» (رواه مسلم). یعنی: «اگر یکی از شما بالای شعلهی آتش بنشیند و جامهاش را سوزانیده و به پوستش برسد، برایش بهتر از آنست که بر قبری بنشیند».
- اوست که ما را یاد داده چنانچه مویی از بدن مردهای جدا شد، آن را همراه با او در کفنش بگذاریم. آیا این هدیهی رحمت و مهرورزی نیست؟!
- پیامبر مکرّم اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- چهارده قرن پیش در دفاع از حقوق حیوانات و توجه به آنها فرموده است: «عُذِّبَت امرَأَةٌ فی هِرَّةٍ سَجَنَتها حَتّى ماتَت، فَدَخَلَت فیهَا النّارَ. لا هِیَ أَطعَمَتهَا وَ لا سَقَتهَا إذ حَبَسَتهَا وَ لا هِیَ تَرَکَتهَا تَأکُلُ مِن خُشاشِ الأَرضِ» (أخرجه البخاری). یعنی: «زنی به عذاب الهی گرفتار شد چون گربهای را آنقدر حبس کرد تا (از گرسنگی) مرد. این زن به خاطر اذیت کردن این گربه به دوزخ رفت چون وقتی حبسش کرده بود، آب و غذا به آن نمیداد و آزادش هم نمیکرد تا خودش از حشرات و سایر حیوانات کوچک زمین تغذیه نماید».
همچنین در مورد مرد رهگذری که با کفش خود سگ تشنهای را سیراب گردانید، میفرماید: «... فَسَقَی الکَلبَ فَشَکَرَ اللهُ لَهُ فَغَفَرَ لَهُ» (أخرجه البخاری). یعنی: «... پس سگ (تشنه) را آب داد و خداوند (به پاس این کار نیکش و) از درِ تشکر، وی را آمرزید». چه رحمتی از این فراختر؟!
خبر دارید در اردوگاه «یرموک» ۳ چه میگذرد؟! پناهندگان فلسطینی و سوریهای از شدت گرسنگی ناچار به مصرف گوشت [سگ] و گربه میشوند و بسیاری در اثر آن مسموم و فوت شدهاند و روزانه جنازههایشان را میبینیم که تشییع و به خاک سپرده میشوند [و میانشان افراد سالخوردهای وجود دارند که آخرین وعدهی غذای گرمی که خوردهاند را به خاطر نمیآورند]. موضع ما در مقابل چنین فاجعهای، صرفاً تماشای آن است [و برخی حتی نمیبینیم و اطلاعی هم نداریم].
راستی چه شباهتی میان عملکرد ما وارثان پیام رحمت با پیشوای این پیام وجود دارد؟! پیامی که دوزخ را سزای زندانی کردن گربه قرار داده است، پس از گذر چند سده به کسانی محول شده است که نظاره گر مرگ برادران و هم نوعانشان در اثر مسموم شدن با گوشت گربهها هستند! حقا که این پیام غضب و نامهربانی است و از رحمت بویی نبرده است.
رحمت پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- در کردار و تصرفات آن حضرت متجلی است. اگر نگاهی به تاریخ غزوات و جنگهای رسول اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- بیندازیم، خواهیم دید که در مدت ۲۳ سال جهاد و مبارزه، مجموع کشته شدگان دو طرف، ۳۸۶ نفر بوده است و این عدد به نسبت تقریباً مساوی میان مسلمانان و مشرکین تقسیم شده است۴ که حاکی از این حقیقت است که مسلمانان تلاش نکردهاند با تجهیزات و تسلیحاتی بسیار قویتر و با هدف وارد کردن خسارات جبران ناپذیر یا کشتار دسته جمعی معاندین پا به میدان نبرد بگذارند. و لو اینکه کارزار کفر و ایمان باشد. و این دقیقاً عکس وقایعی چون حوادث حلبچه، غزه و حما و... است که در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم.
نبی اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- پنج بار مورد سوء قصد قرار گرفته است و در همهی موارد از عاملین آن گذشت نموده است. همگی نیک میدانیم که مسایل ناموسی از موارد نابخشودنی و غیرقابل چشم پوشی در زندگی هر فردیست و از حساسیت بسیار زیادی برخوردار میباشد. خدای ناکرده در صورت وارد شدن تهمتهایی در این زمینه به هر خانوادهای، به سادگی شخصیت افراد آن را متزلزل و مضطرب میگرداند، آبرویشان را به خطر میاندازد و بنیان خانواده را در معرض ویرانی قرار میدهد.
به همسر پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- نسبت ناپاکی دادند و به ایشان افترا بستند. البته از ظاهر قضیه چنین برمی آید که هدف آن صرفاً بدنام کردن خانوادهی رسول خدا -صلّی الله علیه وسلّم- باشد؛ ولی با تعمق در جزئیات ماجرا میتوان اذعان داشت که در ورای این اتهام پیامهایی سیاسی وجود داشته و همزمان جامعهی مدنی، حکومت اسلامی و شخصیت نخست آن یعنی پیامبر اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- را هدف قرار داده است. آنان با فرافکنی این شایعه در صدد رساندن این پیامها به مردم بودند:
الف) محمّد (پناه بر خدا) با یک زن بدکاره حاضر به ادامهی زندگی است.
ب) محمّد که فرمانروای شماست، حدود شرعی را درصورتی که مربوط به خانوادهی وی میشود، تعطیل میکند؛ در حالیکه همان حدود را در مورد دیگران به اجرا در میآورد.
ج) وقتی که همسر پیامبر مسلمانان (پناه برخدا) مرتکب فحشا میشود، پس از سایر افراد جامعهی مسلمانان چه انتظاری میرود؟!
پس از این قضایا، حکم تبرئهی مادر ایمانداران (رضی الله عنها) از سوی پروردگار و در قالب آیات واضح و عظیم قرآنی نازل گشت و منافقان را رسوا کرد و شک و گمانی باقی نگذاشت. ۵
ناگفته نماند که چنانچه خداوند خود أم المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) را از آلوده دامنی مبرا اعلام نمیکرد و بلکه تهمت زنندگان اعتراف میکردند که بنا به چنین دلایلی به وی افترا بستهایم، ممکن بود عدهای بلوا به پا کنند و شایعهای دیگر بپراکنند مبنی بر اینکه اینان از سوی محمّد تهدید و یا تطمیع شدهاند و به همین دلیل اکنون از مواضع خود کوتاه آمده و حرفهایشان را پس گرفتهاند. چه آنکه جای بسی تأسف است که برخی با وجود نزول آیات روشن الهی در اثبات پاکی أم المؤمنین عایشه (رضی الله عنها)، تا کنون هم از بدنام کردن ناموس نبی رحمت -صلّی الله علیه وسلّم- ابا ندارند.
حال گمان میکنید عکس العمل پیام آور رحمت -صلّی الله علیه وسلّم- در قبال رهبر و سردستهی این افترای بزرگ یعنی «عبدالله بیأبی» چه بود؟ آنهم درحالیکه حتی پسر عبدالله در دفاع از ناموس رسول اکرم -صلّی الله علیه وسلّم-، حاضر بود پدرش را به قتل برساند!
پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- پس از مرگ «عبدالله بن أبی» [بنا به درخواست پسر او] با لباس خویش وی را کفن پیچ کرد و بر او نماز خواند و برایش طلب آمرزش کرد. عدهای از یاران رسول الله -صلّی الله علیه وسلّم- [از جمله حضرت عمر (رض)] به این اقدام وی اعتراض کردند. پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- در جواب فرمود: «خداوند مرا مخیر ساخته و فرموده است چه برایش آمرزش بخواهی و چه نخواهی، به حال او فرقی نمیکند و حتی اگر هفتاد بار هم برایش طلب مغفرت کنی، آمرزیده نخواهد شد۶. و چنانچه میدانستم اگر بیش از هفتاد بار برای او درخواست بخشش کنم، خداوند وی را میبخشاید، این کار را میکردم» (رواه البخاری – تفسیر ابن کثیر). ۷
آری؛ پیشوا و مقتدای مهربانی، اینگونه مهر میورزید. حقا که او از بهترین ما انسانها، بهتر و شایستهتر است و لایق است که از جان و مال خود وی را دوستتر بداریم. چه خودش میفرماید: «لا یُؤمِنُ أَحَدُکُم حتَّی أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیهِ مِن والِدِهِ وَ وَلَدِهِ و النَّاسِ أَجمَعِین» (اخرجه البخاری). یعنی: «ایمان هیچ یک از شما کامل نمیشود مگر اینکه من در نزد او از پدر و مادر و فرزندانش و همهی مردم محبوبتر باشم». و خداوند بلند مرتبه در توصیف شأن أو میفرماید: «اَلنَّبیُّ أولَی بِالمُؤمِنِینَ مِن أَنفُسِهِم...» (احزاب/۶). یعنی: «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است...».
امروزه همه در تلاش هستند که جوامع غربی و اروپایی را عاری از هرگونه نازیبایی و زبری و خشونت معرفی کنند. در حالیکه جالب است بدانیم غرب بیش از دو قرن درگیر جنگهای داخلی و مذهبی بین مسیحیان کاتولیک و پروتستان بوده و در جریان آنچهل درصد از کل جامعهی اروپا معدوم و نابود گردیده است. ۸ در جنگهای جهانی اول و دوم که پایه گذاران آن کشورهای غربی بودند، دهها میلیون انسان بیگناه جان دادند. این فاجعهها و جنایتهای بشری باعث شد آنها میان خود عهدنامهای تحت عنوان «دفاع از حقوق بشر» منعقد کنند که از سی مادهی جداگانه تشکیل شده و در سه اصل کلی قابل خلاصه است:
۱.آزادی بیان
۲.آزادی دین
۳.مساوات مشارکت در امور سیاسی
با اندکی دقت در سیرهی پاک پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- به روشنی درمی یابیم که مفهوم و گسترهی آزادی، عدالت و مساوات در رسالت آنحضرت -صلّی الله علیه وسلّم-، جامع و شاملتر از عهدنامهی دفاع از حقوق بشر است:
- پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- همسرش ریحانه (رضی الله عنها) را مخیر ساخت که اگر مایل باشد اسلام بیاوررد و اگر نه بر عقیده خود ثابت بماند.
- همه در اسلام از حقوق و تکالیف یکسان برخوردار هستند و این مثال اعلای مساوات است.
- نبی اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- در رأس ساختار سیاسی و اجتماعی حکومت اسلامی، به همه با یک دیده مینگرد.
- دورهی خلفای راشدین مملوء از نمونههای بارز پایبندی و اهتمام به اصول آزادی، عدالت و مساوات است.
- حتی در دوران خلافت «عمر بن عبدالعزیز» مصادیق این آزادی به گونهای آشکار است که میفرماید: «الیوم ینطق کل من لا ینطق». یعنی: «امروز روزی است که هر آنکه تاکنون حرفی نزده، میتواند سخن بگوید».
جای شگفت است که بعضی از حکمرانان کشورهای اسلامی، امروزه از طریق تهدید و تجویع و تخویف و تزویر و تحقیر، سلطهی خود را بر مردم تحمیل میکنند. حال آنکه پروردگار در سورهی «قریش» میفرماید: «لإیلافِ قُرَیشٍ * إِیلافِهِم رِحلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّیفِ * فَلیَعبُدُوا رَبَّ هَذَا البَیتِ * الَّذی أَطعَمَهُم مِن جُوعٍ وَ ءَامَنَهُم مِن خَوفٍ*» (قریش/۴-۱). ترجمه: «برای الفت دادن قریش*الفتشان هنگام کوچ زمستانه و تابستانه*پس باید خداوند این خانه (ی کعبه) را بپرستند (که این امنیت را در طول راه و در شهرها و کشورهای پر از کشمکش و ستم و جنگ و غارت برای ایشان فراهم آورده است) *خداوندی که از گرسنگی ایشان را رهانیده و خوراکشان داده است و آنان را از خوف و هراس (راهزنان قبایل در راهها و ستمگران و قلدران در شهرها و کشورها رهایی بخشیده و) ایمن ساخته است*».
یعنی چون زمینهی تجارت آزاد را برای قریشیان هموار کردم و آنان را از گرسنگی و فقر مالی نجات دادم و امنیت و آرامش را برایشان فراهم نمودم، پس لازم است مرا بندگی کنند. از آیات فوق چنین برداشت میشود که تأمین امنیت جانی و تسهیل توسعهی اقتصادی و ایجاد فضا و شرایط مناسب برای آزادی اندیشه و بیان، از وظایف اصلی و اولیهی یک حکومت به شمار میآیند تا در قبال آن از شهروندان انتظار همکاری لازم را داشته باشد. پس دور از واقعیت نیست اگر بگوییم کشورهای غربی در حوزههای مختلف از جمله سیستم حکمرانی و تعامل شهروندی، با اینکه مسلمان نیستند، لکن تا حدودی مقاصد اسلام را تحقق میبخشند. برعکس؛ در این سو، ممالک اسلامی بیآنکه از اسلام اعلام تخلّی کرده باشند، ولی در عمل احکام و برنامههای آن را به عطلت کشاندهاند.
با این اوصاف، محال است بتوانیم پیام آور رحمت باشیم و برای جهانیان مهربانی و رأفت به ارمغان آریم.
----------------------------------------------
پی نوشتها:
* این نوشته برگردانِ سخنرانیای است که در ۲۷ دیماه ۱۳۹۲ به مناسبت ولادت رسول اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- تحت عنوان «پێغهمبهری رهحمهت» ایراد گردید.
۱.ای بشارت دهندهای که آیین خداییات را بدون زور شمشیر و نزاع در دلهای مردم جاکردی، به راستی که مژدهای برای بشریت بودی. ای انذار دهندهای که چون تو مخلوقی آفریده نشده، قصد دارم برای به دست آوردن شفاعتت نذری کنم.
ای «امین» [نور دیده ی] «آمنه»، تو امنیت و آرامش را به ارمغان آوردی. بدا به حال آنانکه چنین اعتقادی ندارند [و رسالت تو را آیین خشونت و تندروی میانگارند].ای نبی گرامی -صلّی الله علیه وسلّم-! شخصیتت ناب و یگانه است. امکان ندارد خاتم انبیاء نباشی. کسی که بد طینت و نابینا نباشد، هرگز نمیگوید که در دنیا کسی چون تو بوده یا خواهد بود.
قبل از بعثت تو [ای نبی رحمت -صلّی الله علیه وسلّم-]، فقرا و مستمندان جامعه به بردگی گرفته میشدند و مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار میگرفتند و رسم بر این بود که هر فرزند دختری زنده به گور میشد. سگ و گربه و مار و مور [و تمام حیوانات و نباتات] از مهربانی تو بینصیب نماندند و انسانها و جن و فرشتگان با دیدار تو گشاده رو میگشتند.
[ای پیامبر گرامی -صلّی الله علیه وسلّم-] پیمان داده بودیم که پیام و برنامههای تو را واژه به واژه و مو به مو پیاده کنیم. اما متأسفانه امروزه برای شانه خالی کردن از این مسئولیتها، هزاران بهانه سرِ هم میکنیم. سرور عزیزم! ثروت و سامان دنیایی آنگونه فکر و ذکرمان را به خود مشغول کرده است که در خواب هم از آن فارغ نمیشویم. معذرت میخواهیم که در بستر خواب نیز وقت ملاقات و درد دل گفتن با تو را نداریم.
برای گردآوری اغنام و باغات [و داراییهای دنیایی] بسیار با عجله این سو و آن سو میدویم. مگر پیک اجل بتواند ما را از اسب آرزوهای نفسانی پیاده کند.
[ای رسول خدا -صلّی الله علیه وسلّم-]! به ما امر فرمودی که دست فقیران و نیازمندان را بگیریم و به یاریشان بشتابیم. امروزه [با بیشرمی] منتظر فرصتی هستیم که لقمه از گلوی مسکینان بیرون کشیم و دستشان را از اسباب رفاه و تن آسایی کوتاه کنیم.
۲.این شعر متعلّق به سخنران است و به دلیل ارتباط تنگاتنگ آن با موضوع، درج آن در ابتدای مقاله را خالی از لطف ندیدم و جهت حصول حلاوت شعر، متن کُردی آن را عیناً آوردهام و برای خوانندگان عزیزِ غیر کُرد زبان، ترجمهاش را در پی نوشت ۱ تقدیم نمودم («شیار» تخلص شعری و ادبی سخنران است).
۳.اردوگاه «یرموک» که در سال ۱۹۵۷م تأسیس شده است، در کشور سوریه واقع است و مساحتی حدود ۱۱/۲ کیلومتر مربع دارد و طبق آخرین سرشماری که در سال ۲۰۰۴م از آن به عمل آمده است، ۱۳۷۲۴۸ سکنه را در خود جای داده است و از این حیث بزرگترین پناهگاه فلسطینیان در سوریه به شمار میرود. گزارشات حاکی از آن است که این اردوگاه علاوه بر پناهندگان فلسطینی، پناهگاه عدهی زیادی از شهروندان فقیر سوری نیز میباشد. (جهت کسب اطلاعات بیشتر به ویکیپدیای عربی مراجعه نمایید.)
۴.تعداد کشته شدگان مشرکان: ۲۰۳ نفر و تعداد شهدای مسلمین: ۱۸۳ شهید. (الفاتیکان و الإسلام – دکتر محمد عماره – الطبع الأول. مکتبة الشروق. ۲۰۰۷م. ص ۷۷)
۵.آیات ۱۱ تا ۱۹ سورهی مبارکهی نور
۶.اشاره دارد به آیه ۸۰ سورهی مبارکهی توبه: «إِستَغفِر لَهُم أَو لا تَستَغفِر لَهُم إِن تَستَغفِر لَهُم سَبعِینَ مَرَّةً فَلَن یَغفِرَ اللهُ لَهُم ذَلِک بِأَنَّهُم کَفَرُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ و اللهُ لا یَهدِی القَومَ الفاسِقِینَ» ترجمه: «چه برای آنان آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی [یکسان است، حتی] اگر هفتاد بار برایشان آمرزش طلب کنی، هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید، چراکه آنان به خدا و فرستادهاش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند».
۷.بر اساس آنچه که شیخین حدیث (بخاری و مسلم) روایت کردهاند، پس از آنکه پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- بر جنازهی «عبدالله بن أبی» نماز گزارد، آیهی ۸۴ سورهی توبه (وَ لا تُصَلِّ عَلی أحَدٍ مِنهُم ماتَ أبَداً وَ لا تَقُم عَلی قَبرِهِ إنَّهُم کَفَرُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُم فاسِقُون. ترجمه: و هرگز بر هیچ مردهای از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نایست، چراکه آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مردند.) در سرزنش این اقدام پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- نازل گشت و تا قبل از آن نازل نشده بود و رسول گرامی -صلّی الله علیه وسلّم- به سبب اصرار پسرش عبدالله و برای دلجویی از او و به دلیل اینکه نص صریحی در نهی این عملِ پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- نازل نشده بود، درخواست وی را قبول کرد. شایان ذکر است که این آیهی مبارکه، از موافقات امیرالمؤمنین عمر (رض) میباشد. [مترجم]
۸.در طی این جنگها، تنها در زمان «چارلز نهم» (۱۵۷۴-۱۵۵۰م) بیش از ۲۰هزار مسیحی پروتستان به قتل رسیدند که کاتولیکها به دیدهی مباهات به این قضیه مینگرند و برای به یاد ماندن این وقایع پر افتخار، صحنههایی از کشتار مسیحیان پروتستان را بر سکهها و دیوارهای خیابانها وکلیساهای واتیکان به تصویر کشیدهاند. (حقیقة الجهاد و القتال و الإرهاب. دکتر محمد عمارة)

نظرات