هیٲت اجرایی جماعت دعوت و اصلاح در راستای تقدیر از چهرههای تأثیرگذار علمی و فرهنگی کردستان، روز یکشنبه ۱۱آذرماه با استاد ابوبکر حسنزاده، نویسنده و مترجم آثار دینی در سنندج دیدار و گفتوگو نمود.
به گزارش خبرنگار اصلاحوب از سنندج، در این دیدار، استاد رئوف اصلاحجو به نمایندگی از جماعت، از مجاهدتهای علمی و سالها تلاش استاد حسنزاده در جهت نشر فرهنگ اسلامی در کردستان و در میان اهل سنت ایران، تقدیر و تشکر نمود.
استاد حسنزاده نیز ضمن خیر مقدم و ابراز خرسندی از این دیدار اظهار داشت: «از دیدار با چهرههای دینی امثال شما خوشحالم و حقیقتاً در قیاس با تکالیفی که بر دوش خود احساس میکنم، خود را شایان تجلیل و قدردانی نمیبینم.»
وی درباب عدم دخالت عالمان دینی در سیاست ابراز عقیده کرد و افزود: «شایسته نیست عالمان دینی[کُرد] در سیاست دخالت کنند. در تاریخ معاصر کردستان ایران، هرگاه عالمانی که ازقضا از سرآمدان معارف دینی در عصر خویش بهشمار میآمدهاند به سیاست ورود کردند، پیامدهای ناخوشایند شخصیّتی برای آنان در پی داشته است.»
در این دیدار، به پاس سالها تلاش علمی و فرهنگی استاد حسنزاده، ازسوی هیٲت اجرایی جماعت در سنندج، لوح تقدیری به ایشان اهداء شد.

نظرات
کانی گورگەیی
با سلام بندە به استاد حسنزادە ارادت داشته و برایشان آرزوی سلامتی و طول عمر پربرکت میکنم. اگر نقل قولهایی که از ایشان در این گزارش خبری شده است، صحت داشته باشند - انشاءالله که دقیق نقل شدەاند- مفاد آنها با آثاری که استاد، خود قلمی نموده و ترجمە نموده است همخوانی ندارد. استاد حسنزاده پارەای از کتابهای مرحوم سید قطب را ترجمە کردە است که خود از تئوریسینهای وابسته به جنبش سیاسی اخوان است که در راستای رسیدن اسلام به قدرت سیاسی، کوششهای فراوان تئوریک نموده است. بنا به همان آثار، اسلام خود دارای مبانی و اصول و فقه سیاسی است و دستورهایی در کتاب و سنت دربارەی امور سیاسی و اجتماعی وجود دارد که نمیتوان به سادگی و آسانی از آنها چشمپوشی کرد. جدا کردن عالم دینی از سیاست و امر سیاسی، یکسرە خلاف آموزههای دست اول اسلام در قرآن و سنت صحیح نبوی است. عالم دینی میتواند در دولت و قدرت نقشی نداشته باشد؛ اما جدایی دین از سیاست امری ناشدنی است. اگر عالم دینی، عالم راستین باشد نمیتواند نسبت به سلطان و حکمران بیتفاوت باشد و از نصیحت و امر و نهی و نصح برای حاکمان خودداری کند. ظاهرا پیشفرض استاد حسنزاده نسبت به سیاست، سیاست فاقد ارزشهای اخلاقی و نوعی ماکیاولیسم است؛ در صورتیکه فرض ایشان صادق باشد، ورود عالم دینی به چنین سیاستی، صحیح نیست و نباید عالم دینی تلاش معطوف به دستیابی به قدرت را در چنین فضایی داشته باشد؛ اما باز هم عالم دینی نباید از تربیت و آموزش همگانی و فردی در جهت تکوین فرد مسلمان با اخلاق، دست بردارد؛ بلکه وی باید تلاش کند تا شهروندی متخلق به اخلاق حسنه تربیت کند که در ضمن فرایندی دموکراتیک و با کنترل و نظارت اجتماعی مردم، دارای نهیە و عقل مزکی و قلبی بیدار و نفسی متقی باشد تا بتواند، در خلوت و جلوت از حق چشمپوشی نکند و در راستای احقاق حق مردم تلاش کند تا رضای خدایش را فراچنگ آورد. از کار خوب شما در تجلیل از عالمان قدردانی نموده، امید دارم که همراه با تجلیل به تحلیل آثار آنان نیز اقدام شود.
افشین م.م
عزیز جان ورود و دخالت عالمان در حکومت و قدرت را دیدیم ... نباید قدرت مادی منحصرا دست علما باشه علما باید راهنما باشند دست بردارید تو رو خدا ,.... عالم دین نباید خودش را وارد بازی های سیاسی کند استاد دقیقا درست فرمودند
کانی گورگەیی
سلام ممنون از اظهار نظرتان دقیقا نفرمودەاید از چه دست برداریم؟ اگر منظور اسلام سیاسی است، واللە من خیلی وقته از آن دست شستەام؛ اگر منظور این است که علما همکاره باشند، این را هم نمیپسندم. درکل مهم نیست که چه کسی حاکم است، مهمتر آن است که چگونە حکومت میکند و چه سازوکاری برای کنترل قدرت و ثروت در جامعە موجود است و از آنهم مهمتر این است که حاکم نه پدر مردم است و نه قیم و سرپرست آنان، بلکه خادم و نوکر آنان است و هیچ حاکمی مقدس نیست و حکمش، حکم خدا نیست. تفاوت ما با فرنگیان در همین امور است؛ آنان بدبینانە به انسان و قدرت نگریستەاند؛ لذا سیستمی طراحی کردەاند که حکومت و قدرت کمترین ضرر را در پی داشته باشد. اما ما اکنون نیز به دنبال قریشیبودن یا نبودن، مرد بودن، مسلمانبودن یا نبودن و کفایت و عدالت و... حکمرانان هستیم؛ باید به چنین تفکری گفت بس کنید تو را خدا. در فکر طراحی نظامی سیاسی باشید که قدرت در آن فاقد تمرکز باشد و امری محدود و زمانمند باشد و هیچ انسانی قدرت مطلق در دست نداشته باشد. زمان قدیسین بسر رسیدە است و هرکس که حاکم باشد بشر است و خدا نیست و باید محاسبه شود؛ لا یسئل عما یفعل تنها اوست و دیگران(یسئلون) از آنان باید سؤال پرسیدە شود.
افشین م.م
دقیقا ببینید سکولارهای ما متوجه نیستن که در کشور فوق صنعتی و دموکراتیک آلمان بیست ساله دولت دست حزب دموکرات مسیحی و خانم مرکل که یک هویت گرای مسیحیه ... بنظر من مشکل ربط سیاست و دین به هم نیست بلکه مشکل انحصار قدرت در دست دین و اهل دینه که فسادآورده اصولا قدرت مطلقه نباید در هیچ نهاد دینی یا عرفی ای انحصار یابد.