صوم در اصل به معنای خودداری کردن از انجام کار است، تا جایی که اجازه داده شده که گفته شود «صام من الکلام» یعنی: ساکت شد و از سخن گفتن خودداری کرد. سخن خداوند سبحان درباره حضرت مریم -علیها السلام- نیز به این معنی اشاره دارد که میفرماید: «إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا»(مریم/۲۶) «که من برای خدای مهربان روزه(ی سکوت و خودداری از گفتار) نذر کردهام و به همین دلیل امروز با انسانی سخن نمیگویم»
معنی شرعی صوم نیز سازگار و موافق معنی لغوی آن است و از دایره خودداری کردن از انجام کار و متوقف شدن از عمل خارج نیست اما طبیعت صیاغ معنی شرعی این کلمه قیود ویژگیهای خاصی را به آن اضافه کرده است؛ صوم شرعاً به معنی خودداری کردن از تمامی مبطلات روزه است.
ماه مبارک رمضان قلبها را از احساساتی پاک لبریز میکند تا یه وسیله آن به جستوجوی رضایت خداوند پرداخته شود و با بهره گرفتن از انوار شناخت رمضان فضائل روزه و آثار کریمانهاش آشکار شود و خشوع مسلمانان برای خداوند افزایش مییابد. هرچه این احساس فزونی یابد انسان مسلمان بیشتر درک خواهد کرد که خداوند نسبت به مسلمین مهربان بوده آن هنگام که روزه ماه رمضان را با نظامی متقن و محکم برای برقراری توازن بین خواهشهای نفسانی و تمایلات روح بر آنها فرض مینمود تا سرشار از حس رقابت برای صعود از پلههای خیر شوند.
هدف خداوند در این ایّام تنها محروم کردن مسلمانان از حلالش نیست، بلکه قصد آن را داشته که به آنها کمک نماید تا نفوس خود را تطهیر و از حجابهای مادی و بشری رهایی یابند و طالب سعادت و صفای نفس و پاکی اندیشه باشند.
«مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ»(مائده/۶) «خداوند نمیخواهد شما را به تنگ آورد و به مشقّت اندازد بلکه میخواهد شما را پاکیزه دارد و نعمت خود را بر شما تمام نماید»
انسان بر اساس فطرتش از گذشتههای دور به انواع متعدّدی از روزه بخاطر تمایلات نفسی و نیازهای بدنی توجه و عنایت داشته است. در ابتدای امر مانند وسیلهای برای درمان بدان پرداخته، هنگامی که بیش از حد پرخوری مینمود و دچار بیماری میگردید، از خوردن دست میکشید تا شفا مییافت.
از ائمه و فقها روایت شده حضرت آدم (ع) اولین انسانی بود که بر روی زمین روزه گرفته و این زمانی بود که خداوند توبه و دعایش را قبول و او را به زمین فرستاد؛ لذا اقتضای حکمت خداوند این بود که اولین روزه انسان وسیلهی برای شکر و تقرّب به خداوند متعال باشد. روایت شده که ایشان ایام بیض یعنی از سیزدهم تا پایان روز پانزدهم همهی ماههای قمری را روزه گرفته، پس از آدم (ع) حضرت نوح (ع) نیز ابن ایام را و اضافه بر آن به جهت شکرگزاری روز نجاتش از طوفان توسط خداوند را روزه گرفته است. پیامبر خدا حضرت محمد –صلّیالله علیه و سلّم– نیز علاوه بر ماه رمضان، پس از عید فطر شش روز، روزهدار بوده است. مجموع روزه پیامبر در صورت تکمیل شدن ماه رمضان و شش روز ماه شوال، سیوشش روز میشود که برابر مجموع روزه آدم و نوح –علیهماالسلام- در طول یک سال میشد. انسان در طول تاریخ طویلش انواع گوناگون روزه را شناخته و ملّتهای زیادی در سرزمینهای مختلف آن را بعنوان یک عبادت بجا آوردهاند.
فقها تأکید کردهاند که خداوند روزه را مختصّ مسلمانان نساخته، بلکه آن را بر امّتهای دیگر قبل از اسلام نیز واجب کرده است و میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»(بقره/۱۸۳) «ای کسانی که ایمان آوردهاید بر شما روزه واجب شده است، همانگونه بر کسانی که پیش از شما واجب بوده است»
از محدّثین بسیاری روایت شده، روزه نزد عرب عملی مرسوم و از بقایای اموری بوده که حضرت ابراهیم -علیهالسّلام- برای مردم به ارمغان آورده بود، شریعت اسلام نیز بسیاری از آن شعائری را که در بین عرب قبل از اسلام رایج بوده، بعد از پالایش مظاهر بتپرستی آنها را تثبیت و تأکید نموده است خداوند در این باره میفرماید: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ»(شوری/۱۳) «خداوند آئینی را برای شما (مومنان) بیان داشته و روشن نموده است، که آن را به نوح توصیه کرده است و ما آن را به تو و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نموده ایم». در قرآن کریم اشارات واضحی آمده که انسان از قدیم انواع گوناگون روزه را شناخته، که رایجترین آن روزه سکوت بوده است. سخن خداوند در قصه مریم عذراً به این نوع روزه اشاره دارد که میفرماید: «فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا» «هرگاه کسی را دیدی، بگو که من برای خدای مهربان روزه(ی سکوت و خودداری از گفتار) نذر کردهام و به همین دلیل امروز با انسانی سخن نمیگوییم» و در آیه ۲۷و۲۸و۲۹ سوره مریم روشن میسازد، روزه او خودداری از کلام و بسنده کردن به اشاره بوده هنگام سخن گفتن با قومش و میفرماید: «فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَالی تَحْمِلُهُ ۖ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ»(مریم/۲۷/۲۸/۲۹) «مریم او را در آغوش گرفت و پیش اقوام خود برد، آنان گفتند: ای مریم! عجب کار زشتی کردهای! ای خواهر هارون! نه پدر تو مرد بدی بود، و نه مادرت زن بدکارهای. پس (مریم) اشاره کرد بسوی او». همچنین قرآن کریم درباره زکریا که سرپرستی مریم را به عهده داشت سخن میگوید، در حالی که از خداوند درخواست میکند و میگوید: «رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ»(انبیا/۸۹) «پروردگارا! مرا تنها مگذار (و فرزندی به من عطا کن) که تو بهترین وارثانی» خداوند دعایش برآورده ساخت و یحیی (ع) را به او بخشید، زکریا نیز درخواست میکند نشانهی برای او مقرّر فرماید تا قلبش بوسیله آن آرام گیرد، خداوند میفرماید: «قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ» (آل عمران/۴۱) «و نشانهی تو آن است که نمیتوانی سه روز با مردم حرف بزنی مگر با رمز و اشاره، و (در این مدت به شکرانهی نعمت) پروردگارت را بسی باد کن، و سحرگاهان و شامگاهان او را تسبیح گوی و به پاکی بستای»
خداوند به وعده خود وفا میکند و یحیی را پرهیزگار و نیکوکار نسبت به پدر و مادرش و مایه خیر و برکت برای آنها ساخت. مشیّت خداوند نیز چنان اقتضا نمود که زکریا به مدت سه روز یا مردم سخن نگوید. و این هم دلیل روشنی است که روزه سکوت وسیلهای برای تقرّب به درگاه خداوند و نوعی عبادت است.»
فراوانی شکلهای متعدد روزه در تاریخ امّتهای قبل از اسلام، هر فکر بیدار و صادق و ایمانداری را وا میدارد تا راضی شود به اینکه روزهای را که خداوند بر مسلمانان واجب فرموده، برای تصحیح مسیری است که بشر در این مسأله پیموده است. روزه عبادتی اصیل و شریف از طرف خداوند حکیم و علیم است برای تطهیر قلبها و تواتمند کردن جانها، تا بوسیله آن از دنبالهروی تمایلات نفسانی دست کشیده و فرمانبردار هوسهای زودگذر نباشند. خداوند روزه را مایه کمال و تکمیل خیر و برکت خود برای بندگانش ساخته است. در سال دوم هجری، در ماههای شعبان و رمضان، دو هدیه شریف و گرانقدر یعنی روزه و جهاد بر مسلمانان واجب شد. پروردگار بوسیله روزه مسلمانان را رشد داد و مسیر گذشتهای را که دچار انحراف شده بود تصحیح فرمود. روایت شده بعضی از ملّتهای پیش از اسلام بیست و چهار ساعت دست از خوردن و آشامیدن میکشید و تنها یکبار افطار میکردند، لذا در زمان افطار مقدار زیادی خوراک تناول مینمودند که موجب پرخوری و کسالت آنها میشد.
از آنجایی که خداوند بعضی از ایّام را بر بعضی دیگر برتری داده، رمضان را قلّهی رفیع همهی ایّام مقرّر فرمود و مسلمانان نیز بدنبال نسلهای گذشته از حرمت و جایگاه این ماه پاسداری کرده و عمل صالح و تلاش خود را در رمضان دو چندان نمودهاند. کمتر از ماههای دیگر میخوابند و بیشتر عبادت میکنند و میزان حسنات خود را افزایش میدهند.
هنگامی که به ارکان اسلام رجوع میکنیم، پنج رکن را مییابیم (شهادتین، نماز، حج، زکات و روزه) که پیوندی تأثیرگذار و متقابل آنها را با هم مرتبط ساخته که هدفشان تربیت و رابطهای با صفا و پاک با خالق و سایر مخلوقات است. بنابر این معنی، فقه روزه را باید گسترش داد تا همهی اعمال مثبت و پسندیده را در بر گیرد و شامل دست کشیدن از همهی بداخلاقیها و راههای نادرست و رفتارهای ناسالم غیر انسانی گردد. لازم است مسلمانان روزهدار بر وقت نمازهایشان محافظت نمایند، تلاوت قرآن و مجالس مدارسه و فهم احکام و معانی آن را بر پا دارند و همهی فضائل قرآنی را کسب و ملتزم به حلال آن باشند و حرامش را ترک نمایند.
روزه فراخوانی برای بجا آوردن واجبات در عبادات و معاملات و رعایت حقوق همهی مخلوقات و دست کشیدن از تمامی محرّمات است. روزه وسیلهای برای کسب اعمال صالح و دوری از عادات بد و تربیت مادّی و معنوی و اخلاقی انسان است. اما هدفی والاتر و ارزشمندتر از انجام این شعائر وجود دارد که همان تقوی الهی است. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)؛ پس هدف و نیّت روزه، کسب اخلاص و تقوی خداوند است تا رفیعترین جایگاه و بهترین عادات را بدست آوریم.

نظرات