مقدّمه

عبادات در اندیشه اسلامی افزون بر کارکرد عبادی، دارای ابعاد تربیتی، اخلاقی و اجتماعی‌اند. روزه در ماه رمضان نمونه‌ای برجسته از این پیوند میان عبادت و تربیت اجتماعی است. خداوند متعال در بیان فلسفه تشریع روزه می‌فرماید:

{ یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَیۡكُمُ ٱلصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِینَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ }

[سوره البقرة: ۱۸۳]

هدف نهایی روزه، دستیابی به «تقوا» معرفی شده است. پرسش اساسی آن است که تقوا چه نسبتی با مسئولیت‌پذیری دارد و چگونه می‌تواند به کنش اجتماعی مسئولانه منجر شود؟ این نوشتار  بر آن است تا با تحلیل مفهومی تقوا و بررسی آیات مرتبط با مسئولیت انسانی، پیوند میان روزه و مسئولیت اجتماعی را تبیین کند.

۱. تقوا و خودنظارتی 

تقوا در ادبیات قرآنی، صرفاً پرهیز ظاهری از گناه نیست، بلکه نوعی «خودآگاهی مستمر در محضر الهی» است. روزه‌دار در حالی از خوردن و آشامیدن پرهیز می‌کند که این امور در اصل مباح‌اند؛ بنابراین امساک او ناشی از باور به نظارت الهی است.

 فرد روزه‌دار درمی‌یابد که همواره در معرض سؤال و حسابرسی است. واژه «مسئول» نیز از ریشه «سؤال» گرفته شده و بر پاسخ‌گویی دلالت دارد. از این رو، تقوا را می‌توان صورت درونی‌شده مسئولیت‌پذیری دانست؛ حالتی که در آن انسان خود را نسبت به اعمال خویش پاسخ‌گو می‌بیند.

مسئولیت بنیادین انسان در قرآن: آبادانی زمین

قرآن کریم مسئولیت انسان را در چارچوب رسالت «آبادانی» تعریف می‌کند:

{ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱسۡتَعۡمَرَكُمۡ فِیهَا}

[سوره هود: ۶۱]

راغب می گوید: عمارت و آبادانی زمین را به او واگذار کردم. ( فرهنگ قرآنی راغب، تلخیص و ترجمه، جهانگیر ولدبیگی،  ص ۳۶۸) 

مفهوم «استعمار» در این آیه به معنای طلب آبادانی است؛ یعنی خداوند از انسان خواسته است که زمین را آباد کند. بر این اساس، حیات انسانی واجد رسالتی اجتماعی است.

آبادانی دو بعد دارد.

۱. آبادانی مادی

آبادانی مادی شامل توسعه زیرساخت‌های اجتماعی، اقتصادی و خدماتی است که استمرار زندگی جمعی را ممکن می‌سازد؛ از ساخت راه‌ها و مراکز درمانی گرفته تا سامان‌دهی نظام‌های اقتصادی عادلانه. هرگونه تلاش در جهت بهبود کیفیت زندگی عمومی، مصداقی از تحقق این مسئولیت است.

۲. آبادانی معنوی

در کنار توسعه مادی، رشد اخلاقی و معنوی جامعه نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از آبادانی است. تعلیم، تربیت، ترویج ارزش‌های اخلاقی و اصلاح انحرافات اجتماعی در این قلمرو قرار می‌گیرد.

الگوهای مواجهه با مسئولیت اجتماعی در قرآن

قرآن کریم در تحلیل رفتار اجتماعی انسان‌ها، تقسيم بندى دقیقی ارائه می‌دهد. در سوره اعراف آمده است:

{ وَإِذۡ قَالَتۡ أُمَّةࣱ مِّنۡهُمۡ لِمَ تَعِظُونَ قَوۡمًا ٱللَّهُ مُهۡلِكُهُمۡ أَوۡ مُعَذِّبُهُمۡ عَذَابࣰا شَدِیدࣰاۖ قَالُوا۟ مَعۡذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَلَعَلَّهُمۡ یَتَّقُونَ }

[سوره اﻷعراف: ۱۶۴]

بر اساس این آیه و دیگر شواهد قرآنی، می‌توان چهار رویکرد عمده را شناسایی کرد:

۱. رویکرد یأس‌آلود

که این بخش از آیه بدان اشاره دارد

[[ وَإِذۡ قَالَتۡ أُمَّةࣱ مِّنۡهُمۡ لِمَ تَعِظُونَ قَوۡمًا ٱللَّهُ مُهۡلِكُهُمۡ أَوۡ مُعَذِّبُهُمۡ عَذَابࣰا شَدِیدࣰاۖ]]

گروهی اصلاح را بی‌ثمر می‌دانند و از کنش اجتماعی کناره می‌گیرند. این نگرش با نوعی بدبینی ساختاری همراه است و انگیزه عمل را تضعیف می‌کند.

۲. رویکرد اصلاح‌گرانه

این بخش از آیه بدان اشاره می کند.

(قَالُوا۟ مَعۡذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَلَعَلَّهُمۡ یَتَّقُونَ }

مصلحان دلسوز، خود را در برابر جامعه مسئول می‌دانند. قرآن دو انگیزه اصلی برای این گروه ذکر می‌کند:

﴿مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ﴾: احساس تکلیف در برابر خداوند و ضرورت داشتن عذر در پیشگاه او.

﴿وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾: امید به اثرگذاری و امکان تحول اجتماعی.

در سنّت اسلامی نیز بر این کنش فعّالانه تأکید شده است. پیامبر اکرم ﷺ می‌فرمایند:

المؤمِنُ الذي يُخالِطُ الناسِ و يَصبِرُ على أذاهُمْ ، أفضلُ من المؤمِنِ الَّذي لا يُخالِطُ النَّاسَ و لا يَصبرُ على أذاهُمْ

 أخرجه ابن ماجه (4032)، وأحمد (5022) والطبراني في ((المعجم الأوسط)) 

ترجمه: «مؤمنی که با مردم و در ميان آنها زندگی می کند و بر اذيت و آزارشان شکيباست، بهتر از مومنی است که از مردم کناره گیری می کند و در برابر اذيت و آزار شان شکیبایی نمی ورزد». 

این حدیث نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی همراه با صبر، ارزشی برتر از کناره‌گیری منفعلانه دارد.

۳- رویکرد بی‌تفاوت

این گروه نه ناامید، بلکه بی‌اعتنا هستند. مشکلات اجتماعی را می‌بینند، اما مسئولیتی برای خود قائل نیستند. نتیجه چنین نگرشی، گسترش انفعال اجتماعی است.

سید قطب در ذیل آیه می گوید:

دسته سوم آیات قرآنی از ایشان سخن نگفته است و درباره ایشان خاموش مانده است‌. چه بسا سکوت از آنان، بخاطر کاستن از شان و مقام ایشان باشد. هر چند که دچار عذاب نیامده باشند، چرا که آنان عملا از نهی کردن و بازداشتن مردمان از بدی دوری گزیده اند، و فقط خودشان از بدی کناره گیری نموده اند، لذا سزاوار این شده اند که بدیشان اهمیت داده نشود. ( فی ظلال القرآن، سید قطب، ترجمه مصطفی خرم دل، ج ۳، ص ۱۰۳) 

۴. رویکرد مانعانه

خطرناک‌ترین گروه کسانی‌اند که نه‌تنها اصلاح نمی‌کنند، بلکه مانع گسترش خیر می‌شوند:

﴿مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ﴾

﴿وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ﴾

این رویکرد با ایجاد مانع در مسیر توسعه مادی و معنوی، جامعه را از تحقق رسالت آبادانی بازمی‌دارد.

کارکرد اجتماعی روزه در شکل‌دهی کنش مسئولانه

روزه با ایجاد تجربه عملی از خودکنترلی، تقویت وجدان اخلاقی و یادآوری حسابرسی اخروی، زمینه‌ساز مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. فردی که یک ماه تمرین می‌کند تا حتی در خلوت از حدود الهی تجاوز نکند، آمادگی بیشتری برای رعایت حقوق دیگران و مشارکت در اصلاح اجتماعی خواهد داشت.

از این منظر، رمضان را می‌توان دوره فشرده تربیت شهروند مسئول در جامعه اسلامی دانست؛ شهروندی که نه دچار یأس است، نه بی‌تفاوت، و نه مانع خیر، بلکه کنشگری فعال و امیدوار در مسیر آبادانی است.

نتیجه‌گیری

تحلیل آیات قرآن کریم نشان می‌دهد که روزه افزون بر کارکرد عبادی، دارای کارکردی عمیق در تربیت مسئولیت‌پذیری است. تقوا به‌عنوان غایت روزه، نوعی خودنظارتی و پاسخ‌گویی درونی ایجاد می‌کند که زمینه‌ساز کنش اجتماعی مسئولانه است. این مسئولیت در قرآن ذیل مفهوم «آبادانی زمین» تبیین شده و شامل ابعاد مادی و معنوی است.

جامعه اسلامی در برابر این رسالت با چهار رویکرد مواجهه می‌شود: یأس، بی‌تفاوتی، اصلاح‌گری و مانع‌تراشی. تنها رویکرد اصلاح‌گرانه با روح تعالیم قرآنی هم‌ساز است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که رمضان مدرسه‌ای برای تربیت مصلحان اجتماعی است؛ مصلحانی که با امید، صبر و احساس پاسخ‌گویی، در مسیر آبادانی جامعه گام برمی‌دارند.