به گزارش «تابناک»، نماینده حزب دموکراسی و برابری خلقهای ترکیه امروز (پنجشنبه) در یک کنفرانس مطبوعاتی در استانبول، بیانیه عبدالله اوجالان را قرائت کرد. او به نقل از اوجالان اعلام کرد: «همه گروهها باید سلاحهای خود را زمین بگذارند و حزب کارگران کردستان باید خود را منحل کند.»
در این بیانیه، اوجالان تأکید کرده است: «از همه گروهها میخواهم سلاح را کنار بگذارند و مسئولیت تاریخی این تصمیم را بر عهده میگیرم.» او همچنین از حزب کارگران کردستان خواسته است که یک کنگره عمومی برگزار کرده و تصمیم به انحلال خود بگیرد.
نماینده حزب دموکراسی و برابری خلقهای ترکیه همچنین اعلام کرد که اوجالان در بیانیه خود از رئیسجمهور ترکیه و همه احزاب سیاسی تشکر کرده است.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «زبان امروز، زبان صلح است و جامعه دموکراتیک نیازمند توسعه میباشد.» اوجالان افزوده است: «هیچ راهی جز دموکراسی و گفتوگوی دموکراتیک وجود ندارد و بقای جمهوری جز از مسیر دموکراسی برادرانه ممکن نیست.»
عبدالله اوجالان، بنیانگذار حزب کارگران کردستان، از سال ۱۹۹۹ در زندان امرالی در شرایط انزوای کامل نگهداری میشود. این درخواست تاریخی او چهار ماه پس از پیشنهاد مصالحهای از سوی آنکارا مطرح میشود.
بیانیه اوجالان توسط هیئتی از حزب دموکراتیک خلقها (DEM) قرائت شد که بامداد پنجشنبه با وی دیدار کرده بودند.
رهبر ۷۵ ساله پکک در این بیانیه تأکید کرد: «من خواستار کنار گذاشتن سلاح هستم و مسئولیت تاریخی این درخواست را میپذیرم.»
اوجالان حزب کارگران کردستان را چندین دهه پیش بنیان نهاد و درگیریهای مسلحانه این حزب با ارتش ترکیه تاکنون دهها هزار کشته برجای گذاشته است. از زمان زندانی شدن او در سال ۱۹۹۹، تلاشهای مختلفی برای پایان دادن به درگیریهایی که از سال ۱۹۸۴ آغاز شده و بیش از ۴۰ هزار قربانی داشته، صورت گرفته است.
آخرین دور مذاکرات صلح در سال ۲۰۱۵ به دلیل افزایش خشونتها به شکست انجامید و از آن زمان، هیچ ارتباطی میان طرفین برقرار نشد. تا اینکه در اکتبر گذشته، دولت باغچلی، رهبر حزب ملیگرای حرکت ملی (MHP)، بهطور غیرمنتظرهای پیشنهاد صلحی را به اوجالان ارائه داد، مشروط بر اینکه وی خشونت را رد کند.
این پیشنهاد از سوی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه نیز مورد حمایت قرار گرفت.
نظرات
صلاحالدین خدیو
09 اسفند 1403 - 21:09پ.ک.ک حالا حالاها با اسلحه وداع نمیکند سرانجام پس از مدتها انتظار، پیام صلح عبدالله اوجالان منتشر شد. برای من که به کاربرد دقیق و هدفمند واژگان در متون و خواندن میان سطور آنها علاقهمندم، این پیام پیش از هر چیز محتاطانه به نظر میرسد. این احتیاط بیش از هر چیز در زبان بیشتر تئوریک و کمتر سیاسی آن نمود یافته است. آقای اوجالان گویی در یک کلاس درس نشسته و چکیدهای از یک درسگفتار درباره جامعهشناسی سیاسی ترکیه را برای مخاطبان بازگو میکند. واضحترین بخش پیام، فراز پایانی آن است که به صراحت از انحلال و خلع سلاح پ.ک.ک سخن میگوید. البته این خواسته با قیودی نظیر «داوطلبانه بودن»، «برگزاری کنگره»، «نفی اجبار و زور» و نیز «خلع سلاح همه گروهها» بهدقت مقید شده است. علاوه بر این، به نحوی به موضوع مهم استقرار دموکراسی در ترکیه و ملزومات آن، از جمله آزادیهای سیاسی و ساماندهی دموکراتیک جوامع، منوط شده است. پیام اوجالان حاوی نکات تحلیلی قابل تأمل و به نوعی بازاندیشی و تجدیدنظرهای فکری یک رهبر ناسیونالیست کُرد است؛ بهویژه آنجا که میگوید مدرنیته سرمایهداری، همبستگی سنتی و تاریخی میان کردها و ترکها را (در دوره عثمانی) مخدوش کرد. مقصود او، خوارداشت نظم اجتماعی پس از جمهوری ترکیه به عنوان یک فرآورده فکری مدرن است که بر پایه ناسیونالیسم زبانی افراطی بنا شد و کردها را برای نخستین بار به حاشیه حیات سیاسی راند. در ادامه میافزاید که پ.ک.ک، جنبشی مقاوم در برابر این وجه ستیزهجویانه [کمالیسم] بوده است؛ مقاومتی که در عصر سوسیالیسم واقعاً موجود، بهطور طبیعی بدیل خود را در آلترناتیوی کمونیستی علیه مدرنیته سرمایهداری میدید. اوجالان در ادامه تأکید میکند که دوران هر دو به سر آمده است؛ هم دولتگرایی کمالیستی که بر مبنای انگاره «یک ملت، یک زبان، یک کشور» شکل گرفته و هم سوسیالیسم انقلابی پ.ک.ک. همانطور که گفته شد، این متنی تئوریک و در امتداد اندیشههای دوران زندان اوجالان است. اما نکته اصلی این است که چگونه از یک متن نظری، میتوان راهبردی سیاسی استخراج کرد؟ نه دولت ترکیه و نه پ.ک.ک هنوز واکنشی نشان ندادهاند. کلیگویی نظری این پیام، ناشی از شرایط ویژه گوینده در حصر و همچنین هراس از برهم خوردن فرآیند شکنندهای است که تازه در آغاز راه خود قرار دارد؛ آغازی برای مسیری پرپیچوخم و طولانی. کسانی که تصور میکنند فردا در کوهستان قندیل، آتش سلاحها خاموش و رزمندگان پ.ک.ک تسلیم خواهند شد، بیش از حد خوشبین هستند. در جریان «گشایش کردی» سال ۲۰۱۲ نیز، اوجالان خواستهای مشابه را مطرح کرد. در آن زمان، پ.ک.ک به صورت نمادین و با زمین گذاشتن اسلحه توسط گروهی از نیروهای خود در مرز، به فراخوان رهبر زندانیاش پاسخ داد. این بار نیز احتمالاً چنین اقدامی با اعلام یک آتشبس یکجانبه یا آزادی داوطلبانه چند سرباز اسیر همراه خواهد شد. نکته دیگر این است که برخلاف انتظار، اوجالان هیچ اشارهای به کردهای سوریه و واحدهای مدافع خلق (YPG) نکرده است. این موضوع، حلقه مفقوده فرآیند احتمالی صلح و عامل اصلی تنش میان طرفین است. روشن است که هنوز برای قضاوت زود است و انتظار یک تحول ناگهانی، فعلاً بیجا خواهد بود.
اسماعیل شمس
09 اسفند 1403 - 21:12اوجالان گام نخست را برداشت؛ حالا توپ در زمین ترکیه است اسماعیل شمس توضیح کردستاننامه ۱۱ سال و ۲ ماه پیش، در ۲۳ آذر ۱۳۹۲ / ۱۴ دسامبر ۲۰۱۳، پس از درگذشت نلسون ماندلا، مطلبی با عنوان "کردستان ترکیه و میراث نلسون ماندلا" نوشتم و آرزو کردم روزی فرا برسد که فضای سیاسی ترکیه به سمتی رود که عبدالله اوجالان هم مانند ماندلا فراخوان صلح دهد و رهبران ترکیه نیز مانند حاکمان آفریقای جنوبی به ندای او لبیک گویند. اکنون، پس از یازده سال، این آرزو محقق شد و اوجالان درست همچون ماندلا در آستانه ۲۷ سالگی اسارتش، فراخوان صلح داد. اکنون مسأله اصلی نه کالبدشکافی پیام اوجالان یا کشمکش و اختلاف بر سر رد و قبول آن توسط رهبران کرد، بلکه این پرسش است که آیا اردوغان هم مانند دکلرک، رهبر آفریقای جنوبی، اقدامات عملی را برای صلح آغاز خواهد کرد؟ آیا دنیا دوباره مانند ۹ دسامبر ۱۹۹۹ روز دیگری را خواهد دید که در آن اردوغان و اوجالان بهطور مشترک جایزه صلح نوبل را دریافت کنند؟ در ادامه بخشی از این یادداشت را عیناً بازنشر میکنم. زمانی که دولت آفریقای جنوبی پس از ۲۷ سال زندانی کردن ماندلا در جزیره روبن، او را به خانهای امن منتقل و مذاکره با او را شروع کرد، بسیاری در داخل و خارج آفریقا، ماندلا را "تروریستی سیاه" میدانستند که سالها مبارزه مسلحانه کرده و به جرم خرابکاری و خیانت به کشور به زندان رفته است. در سوی دیگر، بسیاری از سیاهپوستان معتقد بودند که راه احقاق حقوق انسانیشان این است که تا آخرین نفس با نژادپرستان بجنگند. آنان دولت را غیرقابل اعتماد و مذاکره با آن را بیفایده میدانستند و عدول از آرمانها را سازشکاری و تسلیم میپنداشتند. اما ماندلا که دقیقاً میدانست چه میخواهد، با حفظ آرمانگرایی، راه را بر عملگرایی گشود و با فراموش کردن گذشته رقتبار، به زندگی در حال و حرکت به آینده توجه کرد. او با اعتماد به نفس بالا با دشمنان و شکنجهگران خود وارد گفتگو شد و تضمین داد که پس از آزادی، پرچم صلح را حتی برای زندانبانانش بلند خواهد کرد و اجازه نخواهد داد که هرگز بیرحمیهای گذشته تکرار شوند. ماندلا با طرح استراتژی "بازی دوسر باخت یا دوسر برد"، دشمنان گذشته را متقاعد کرد که تداوم وضعیت موجود به نفع هیچ یک از طرفین نخواهد بود و به آنان قبولاند که تنها زمانی سفیدپوستان برنده خواهند شد که حقوق برابر سیاهان را بپذیرند و به بازی برنده-برنده تن دهند. در سوی دیگر، او با طرفدارانش هم وارد گفتوگوی انتقادی شد. ماندلا برای آنان رهبری کاریزماتیک و همچون یک قدیس بود، اما هوشمندانه از این نقش کاریزمایی و هیجانی فاصله گرفت و به شیوهای اخلاقی و عقلانی، جامعه را حول منافع مشترک مدیریت کرد و از اختلافات قبیلهای و گروهی و سهمخواهی شخصی برحذر داشت. او برای تحقق این هدف، خود را از چارچوب تنگ رهبری سیاسی، حزبی و ایدئولوژیک خارج کرد و در نقش رهبری ملی و مردمی (چنانکه آفریقاییها او را فرزند وطن و پدر ملت میخوانند) ظاهر شد و با همراهی سیاهپوستان و حتی سفیدپوستان مخالف تبعیض نژادی، مردم را متقاعد ساخت که زمان تغییر فرا رسیده است. او به طرفدارانش فهماند که تغییر دنیای اطراف فقط با تغییر روشهای پیشین حاصل میشود و تنها راه رفع انزوا و جلب حمایت دولتمردان و افکار عمومی جهان این است که در قدم اول، خشونت را کنار گذاشت و بهانه را از دست دولتیان گرفت و آنگاه در فضایی آرام و آزاد، موضوع مبارزه مسالمتجویانه یعنی "تلاش دموکراتیک برای رفع تبعیض" را برای جهانیان تبیین کرد. او به طرفدارانش گفت که اسلحههایشان را در دریا بیندازند و اجازه ندهند که در سرزمین رنگین کمانی آفریقا کسی، کس دیگری را با اسلحه سرکوب کند. در مقابل از آنان خواست اعتراض انسانی خود را با گفتگو، هنر، موسیقی، سینما و دیگر روشهای عقلانی و دموکراتیک به دنیا برسانند. او با گذر از فاصلههای نژادی و مذهبی و... متعهد شد که برای ساختن آفریقایی تازه تلاش کند، آفریقایی که فرقی بین سیاه و سفید در آن نباشد و زخمهایی را که در گذشته از طرف سیاهان و سفیدپوستان به یکدیگر وارد شده است، التیام بخشد. ماندلا با این روح بزرگ و وجدان بیدار به عشق، گذشت و انسانیت معنایی دوباره بخشید و الهامبخش شفقت و بخشش برای مردمانش شد و به آنان آموخت که یکدیگر را ببخشند، اما گذشته را فراموش نکنند که هرگز مجال تکرار نیابد. ماندلا که به عنوان رهبر گروهی مسلح و تروریست زندانی شد، با پیام صلح و برابری از زندان بیرون آمد و به نماد برابری و رفع تبعیض برای مردم آفریقا و جهان تبدیل شد. [و اینک خاورمیانه خشونتزده سخت محتاج ماندلایی دیگر است و کسی هم بهتر از اوجالان برای ایفای این نقش نیست. به یقین اگر ترکیه پیام صلح او را نشنود، در آینده با نسل جدیدی روبرو خواهد شد که خواسته امروز اوجالان، در فهرست کمترین خواستههایش هم قرار نخواهد گرفت.] @kurdistanname
مهمان
09 اسفند 1403 - 21:19همان طور که گزارش کردهایم عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان خواهان خلع سلاح و انحلال این حزب شده است. بخشهای بیشتری از این پیام را بخوانید: در طول بیش از هزار سال، روابط بین ترکها و کردها بر اساس همکاری و اتحاد متقابل شکل گرفته است. این دو گروه برای حفظ بقای خود و مقابله با قدرتهای سلطهگر، این اتحاد را ضروری دانستهاند. اما در ۲۰۰ سال گذشته، سرمایهداری تلاش کرده تا این اتحاد را از بین ببرد. نیروهای مختلف، بر اساس منافع طبقاتی خود، در پیشبرد این هدف نقش داشتهاند و برداشتهای یکجانبه از جمهوری، این روند را سرعت بخشیده است. نیاز به یک جامعه دموکراتیک اجتناب ناپذیر است. در حالی که نباید باورهای مبتنی بر برادری و همزیستی را نادیده گرفت. پکک که طولانیترین و گستردهترین جنبش مسلحانه در تاریخ جمهوری ترکیه بوده، به دلیل بسته بودن کانالهای سیاست دموکراتیک، حمایت اجتماعی پیدا کرده است. راهحلهای افراطی مانند تشکیل یک کشور مستقل، خودمختاری اداری یا راهکارهای فرهنگی، قادر به پاسخگویی به واقعیتهای تاریخی و اجتماعی جامعه نیستند. تنها از طریق یک جامعه دموکراتیک و فضایی سیاسی آزاد میتوان به احترام به هویتها، آزادی بیان و سازماندهی دموکراتیک گروههای مختلف جامعه دست یافت. قرن دوم جمهوری تنها زمانی میتواند به یک استمرار پایدار و برادرانه برسد که دموکراسی در آن نهادینه شود. در مسیر تحقق یک نظام سیاسی پایدار، هیچ جایگزینی برای دموکراسی وجود ندارد و اجماع دموکراتیک، راهحل اساسی است. زبان صلح و جامعه دموکراتیک باید بر اساس این واقعیت شکل بگیرد. فراخوان دولت باجچلی در کنار حمایت رئیسجمهور و پاسخ مثبت سایر احزاب سیاسی به این فراخوان فضایی را ایجاد کرده که در آن خواهان زمین گذاشتن سلاح هستم و مسئولیت تاریخی این درخواست را برعهده می گیرم... همانطور که در هر جامعه مدرن و حزبی که وجودش به زور از بین نرفته است، این کار بهصورت داوطلبانه انجام میشود، پکک باید کنگره خود را تشکیل دهد و تصمیم بگیرد. باید سلاح های خود را برزمین بگذارد و خود را منحل کند. سلام و احترام خود را به تمام کسانی که به همزیستی باور دارند و به این دعوت امید بستهاند، تقدیم میکنم.
دلسوز
09 اسفند 1403 - 21:28دستنوشته فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان منتشر شد دستنوشته فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان منتشر شد سرویس ترکیه - پس از اعلام فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان، رهبر در بند PKK، دستنوشته این بیانیه نیز منتشر شد. به گزارش کردپرس، هیئت امرالی حزب برابری و دموکراسی خلقها (دمپارتی) فراخوان تاریخی رهبر PKK، عبدالله اوجالان را در استانبول با افکار عمومی به اشتراک گذاشت. در این نشست، احمد تُرک متن فراخوان را به زبان کردی و پروین بولدان، نماینده دمپارتی، آن را به زبان ترکی قرائت کرد. بیانیه همراه با عکسی از عبدالله اوجالان و هیئت امرالی دمپارتی منتشر شد. بلافاصله پس از این اعلامیه، متن دستنوشته فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان نیز در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. این متن در مدت کوتاهی توسط صدها نفر در رسانههای مجازی به اشتراک گذاشته شد. https://www.kurdpress.com/news/2781730/%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%88%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF
دەقی پەیامەکەی عەبدوڵڵا ئۆجەلان
09 اسفند 1403 - 21:54دەقی پەیامەکەی عەبدوڵڵا ئۆجەلان، رێبەری زیندانیکراوی پەکەکە: بانگەوازی ئاشتی و کۆمەڵگەی دیموکرات پارتی کرێکارانی کوردستان لە سەدەی بیستەمدا لەدایک بوو کە توندوتیژترین سەردەمی مێژوو بوو؛ لە سایەی دوو جەنگی جیهانی، سۆشیالیزمی واقیعی و کەشوهەوای جەنگی سارد کە جیهان بەخۆیەوە بینی؛ هەروەها نکۆڵیکردن لە واقیعی کوردی و سنوردارکردنی ئازادییەکان، لەسەرووی هەموویانەوە ئازادی دەربڕین. لە رووی تیۆری و بەرنامە و ستراتیژی و تاکتیکەوە، حیزبەکە بە تووندی کاریگەر بوو بە سیستەمی سۆشیالیزمی واقیعیی سەدەی بیستەم. لەگەڵ رووخانی سۆشیالیزمی واقیعی لە نەوەدەکان بەهۆی هۆکاری نێوخۆیی و لەگەڵ پاشەکشەی سیاسەتی نکۆڵیکردن لە ناسنامە لە وڵاتدا و ئەو پێشکەوتنانەی کە لە ئازادی دەربڕیندا روویاندا، حیزبەکە گرنگیی خۆی لەدەستدا و دووچاری دووبارەبوونەوەی زێدەڕۆیانە بوو. لە ئەنجامدا، وەکو هاوتاکانی رۆڵی خۆی تەواو کرد و هەڵوەشاندنەوەی بووە پێویستییەک. بۆ زیاتر لە هەزار ساڵ، تورک و کورد هەوڵیان داوە لە بەرامبەر هێزە زاڵەکاندا مانەوەی خۆیان بپارێزن و خۆڕاگر بن؛ هەر ئەوەش بوو وایکرد هاوپەیمانێتی لەسەر بنەمای ئارەزوومەندانە ببێتە پێویستییەکی بەردەوام بۆیان. بەڵام مۆدێرنبوونی سەرمایەداری، لە ماوەی دوو سەد ساڵی رابردوودا، ئامانجی سەرەکی خۆی کردە هەڵوەشاندنەوەی ئەم هاوپەیمانێتییە. هێزە جیاوازەکان کاریگەرییان لێکرا و بەپێی بنەماکانی چینایەتی بەم ئاراستەیەدا رۆیشتن. بە لێکدانەوە تاکلایەنەکانی کۆمار، ئەم رێڕەوە خێراتریش بوو. ئەمڕۆ، دووبارە رێکخستنەوەی ئەم پەیوەندییە مێژووییە کە زۆر ناسک بووە، بە رۆحی برایەتی، لەگەڵ ڕەچاوکردنی باوەڕەکانیش پێویستە. ناکرێت نکۆڵی لە پێویستیی هەبوونی کۆمەڵگەیەکی دیموکرات بکرێت. ئەگەر پەکەکە، کە درێژترین و بەرفراوانترین بزووتنەوەی یاخیبوون و توندوتیژی بوو لە مێژووی کۆماردا، توانیویەتی هێز و پشتگیری بەدەست بهێنێت، ئەوا لەبەر داخستنی دەرەچەکانی سیاسەتی دیموکراتی بووە. ئەو چارەسەرانەی لەسەر بنەمای نەتەوەپەرستیی توندڕەو بنیاتنراون، وەک دامەزراندنی دەوڵەتێکی نەتەوەیی جیاواز، یان فیدراڵی، یان ئۆتۆنۆمی، یان چارەسەری کولتووری، پێداویستییەکانی مافە کۆمەڵایەتییە مێژووییەکانی کۆمەڵگە دابین ناکەن. رێزگرتن لە ناسنامە، ئازادیی دەربڕین، رێکخستنی دیموکراتی و بنیاتنانی پێکهاتەی کۆمەڵایەتی و ئابووری و سیاسی بۆ هەر گرووپێک بەپێی بنەماکانی تایبەتی خۆی، تەنها بە بوونی کۆمەڵگەیەکی دیموکرات و بواری سیاسی دیموکراسی جێبەجێ دەبێت. سەدەی دووەمی کۆمار ناتوانێت مانەوەی هەمیشەیی و برایانە بەدەست بێنێت ئەگەر دیموکراسی بەدەست نەهێنێت. هیچ ڕێگەیەکی دیکە جگە لە دیموکراسی نییە بۆ بەدەستهێنانی سیستەمی نوێ و جێبەجێکردنی و ناشبێت. ڕێگەی بنەڕەتی، ڕێککەوتنی دیموکراسیانەیە. هەروەها پێویستە زمانێک پەرە پێ بدرێت کە لە ماوەی ئاشتی و کۆمەڵگەی دیموکراتیدا لەگەڵ واقیع بگونجێت. لە کەشوهەوای ئێستادا کە بە بانگەوازی بەڕێز دەوڵەت باخچەلی دروست بووە، هەروەها ئەو ئیرادەیەی کە بەڕێز سەرۆک کۆمار نیشانیداوە و هەڵوێستە ئەرێنییەکانی پارتە سیاسییەکانی دیکە بەرامبەر بەم بانگەوازە، من بانگەواز بۆ چەکدانان دەکەم و بەرپرسیارێتی مێژوویی ئەم بانگەوازە دەگرمە ئەستۆ. وەک چۆن هەموو کۆمەڵگە و پارتە مۆدێرنەکان دەیکەین، کە نەتوانراوە بە هێز کۆتایی بە هەبوونیان بهێنرێت، لەسەر بەستنی کۆنگرەیەک و بڕیاردان لەسەر تێکەڵبوون لەگەڵ دەوڵەت و کۆمەڵگە ڕێک بکەون و پێویستە هەموو گرووپەکان دەستبەرداری چەک بن و پەکەکە خۆی هەڵبوەشێنێتەوە. سڵاو بۆ هەموو ئەو گرووپانە دەنێرم کە باوەڕیان بە پێکەوەژیان هەیە و بەدەم بانگەوازەکەمەوە دێن. 25ی شوباتی 2025 عەبدوڵڵا ئۆجەلان ـــــــــــــــــــــــــــــ لە میدیای سەربەرزی هاوڕێمان بن @midyayserberzi
مهدی تدینی
10 اسفند 1403 - 06:34«در باب پیام اوجالان» اوجالان در پیامی خواستار انحلال پکاکا شده. هنوز طرفهای اصلی در این باره اظهارنظری نکردند، منتها خیلی بعیده پکاکا جز یک احترام صوری به این رهبر دربندش، واکنشی جدیتر نشون بده. ولی از نظر منِ ناچیز، به عنوان کسی که خودم رو برادر کردها، و کردها رو در ایران صاحبخونه میدونم، اون چیزی که برخی از کُردهای عزیز باید زمین بگذارند، تفکرات سوسیالیستی و چپه. هویت کُردی هویت سختی بوده؛ مسائلی که کردها باید حل میکردند، مسائل سختی بوده. کردها مصداق همون هستند که «نبندد مرا دست چرخ بلند»، و همین کار رو بر هویت کردی سخت میکنه؛ عین همون ذهنیتی که کل ملت ایران در برابر دنیای مدرن نشون دادند و خواستند به جای همراه شدن با جهان، به مقابله باهاش برخیزند. قضاوت رو به خود کُردهای عزیز میسپرم که ببینند تفکرات چپ چقدر درشون نفوذ و تأثیر داشته ــ حالا اگر این با ناسیونالیسم هم ترکیب بشه، دیگه جایی برای لیبرالیسم نمیگذاره. احتمالاً نامحبوبترین تفکر در خطۀ کردستان لیبرالیسم بوده ــ دستکم در میان اهل نظر (شاید هم اشتباه میکنم و شاید رفتهرفته اوضاع عوض شده باشه). به هر حال، نه فقط کردها، بلکه ملتها و مردمان زیادی بودند (از جمله خودِ خودمون!) که کوشیدند یک راهحل امکانناپذیر رو به بهای سوزاندن یک راهحل امکانپذیر پیش ببرند (گرچه میپذیرم در این مورد جای تشکیک باشه که اصلاً چنین بدیلی براشون وجود میداشته). اما راهحل کردها متفاوت از راهحلی که برای ایران وجود داره نیست: لیبرالیسم... و شرطش اینه که لیبرالیسم به میثاقی دوطرفه تبدیل بشه: مشی لیبرال در برابر مشی لیبرال. اما نمیشه به زبان ناسیونالیسم حرف زد و انتظار واکنش لیبرال داشت؛ همونطور که طرف مقابل هم حق داره بگه تا وقتی با من به زبان لیبرال حرف نزدی، انتظار واکنش لیبرال نداشته باش. ولی این غایتیه که باید بهش رسید و هر چه دو طرف در مقابلش مقاومت کنند، فقط یک غایت ناگزیر ــ و البته مطلوب ــ رو به تعویق انداختند. راهحل کردها همون چیزیه که هیچ موقع سراغش نرفتند: لیبرالیسمی که تحمیل رو به حداقل برسونه، مرزها رو کمرنگ کنه و اجازۀ شکوفایی حداکثری به هر مردمی بر اساس امکانهای جغرافیایی و بومیش با کمک بیرونی بده. لیبرالیسم به ما مردم خاورمیانه دستورزبان مشترکی میبخشه و کمتنشترین و مفیدترین همزیستی رو برامون فراهم میکنه. اینکه گذشته چه بوده، نباید آینده رو ازمون بگیره. ولی خب والا فعلاً خودم اینجوریام که وقتی کُرد لیبرال میبینم ذوقمرگ میشم @Garajetadayoni | گاراژ