شهر سنندج از دیرباز به «شهر مساجد» و «شهر مناره‌ها» شهره بوده و هست. مسجد همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی، دینی و اجتماعی این شهر به شمار آمده و مردمان آن، فارغ از هر طيف و گرایش فکری، احترام و جایگاه ویژه‌ای برای این مکان‌های مقدس قائل بوده‌اند. مساجد بخش مهمی از فرهنگ و کُلْتور مردم این دیار را شکل داده‌اند و این حقیقت را می‌توان به‌وضوح در بافت شهری سنندج مشاهده کرد. 

کافی است قدم در خیابان‌ها، کوچه‌ها و بازارهای قدیمی مرکز شهر بگذاری؛ در هر محله و برزنی، مسجدی در برابر دیدگان رهگذران خودنمایی می‌کند. نکته قابل‌تأمل آن است که درهای مساجد این شهر تنها به وقت اذان و اقامه نماز گشوده نمی‌شود، بلکه در تمام ساعات روز باز و پذیرای مردم است؛ گویی مسجد همواره پناهگاهی برای دل‌های خسته و مأمنی برای اهل بازار و رهگذران بوده است. 

در هنگام اقامه نمازهای جماعت، به‌ویژه نماز مغرب و عشاء، مساجد مرکز شهر مملو از بازاریان و اهل کسبه است؛ چرا که بازار و مسجد در سنندج قرن‌هاست با یکدیگر عجین شده‌اند و نمی‌توان این دو نهاد ریشه‌دار را از هم جدا دانست. بازار بدون مسجد، هویت خود را از دست می‌دهد و مسجد بدون بازار، بخشی از پیوند تاریخی و اجتماعی‌اش را. 

نگارنده، به واسطه پیشینه خانوادگی، از بدو تولد و قریب به نیم قرن است که از اهالی بازار به شمار می‌آید؛ در این فضا رشد کرده و با روح، فرهنگ و دغدغه‌های آن به‌خوبی آشناست. اما با وجود توسعه شهری سنندج و تبدیل آن به یک کلان‌شهر، شاهد شکل‌گیری فضاها و مجتمع‌های تجاری تازه‌تأسیسی هستیم که در نقاطی با فاصله قابل توجه از مرکز شهر احداث شده‌اند؛ مکان‌هایی که عملاً دسترسی به مسجد در اطراف آن‌ها بسیار محدود یا ناممکن است. 

نمونه بارز این مسئله، بزرگ‌ترین مجتمع تجاری بانتاآبیدر است؛ مجتمعی وسیع و پرتردد که در محدوده‌ای فاقد مساجد کافی قرار دارد. کسبه این مجتمع، به‌ویژه در ساعات اوج شلوغی بازار و به‌خصوص هنگام نماز مغرب که زمان اقامه آن کوتاه است، عملاً فرصت ترک محل کسب و مراجعه به مسجد را ندارند. پرسش اساسی اینجاست: چرا نباید در چنین مجموعه عظیمی، فضایی هرچند کوچک اما شایسته برای اقامه نماز پیش‌بینی شود؟

این در حالی است که متولیان امر، از جمله شهرداری، در تغییر کاربری و نقشه اماکن تجاری سخت‌گیری‌های فراوانی اعمال می‌کنند؛ اما در شهری که به «شهر مساجد» شهرت دارد، نسبت به چنین امر مهم و بنیادینی بی‌توجهی صورت گرفته است. بارها و بارها کسبه این مجتمع، با احترام و مطالبه‌ای حداقلی، از مدیران آن درخواست کرده‌اند که فضایی حتی به متراژ ۲۰ متر مربع به‌عنوان نمازخانه اختصاص یابد؛ اما متأسفانه این خواسته ساده و منطقی تاکنون بی‌نتیجه مانده است. 

این در حالی است که در اغلب مجتمع‌های تجاری بزرگ در سراسر ایران، نه‌تنها نمازخانه، بلکه فضایی در حد یک مسجد برای استفاده کسبه و مراجعه‌کنندگان در نظر گرفته شده است. نمونه‌های روشن آن را می‌توان در مجتمع‌هایی چون ایران‌مال، اپال و دیگر مراکز تجاری بزرگ تهران و شهرهای کشور مشاهده کرد. حتی در کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی، تمامی مال‌ها و مراکز تجاری بزرگ مانند دبی‌مال، امارات‌مال و ابن‌بطوطه، بهترین و در دسترس‌ترین فضاها را به اقامه نماز اختصاص داده‌اند. 

مایه تأسف مضاعف آن‌جاست که نگارنده اخیراً مشاهده کرده است تعدادی از کسبه این مجتمع، ناچار شده‌اند گوشه‌ای بسیار کوچک از راه‌پله کنار سرویس‌های بهداشتی در طبقه فوقانی را – فضایی که عملاً تنها گنجایش یک نفر را دارد – برای اقامه نماز در نظر بگیرند. حتی گاهی نمازگزاران مجبورند نماز خود را با شتاب به پایان برسانند تا نفر بعدی بتواند نماز بخواند. این صحنه‌ها، به‌راستی شایسته شهری با پیشینه دینی و فرهنگی سنندج نیست. 

قرن‌هاست که اهل بازار با آموزه‌های قرآنی زیسته‌اند و آن را سرلوحه کسب‌وکار خود قرار داده‌اند؛ آنجا که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: 

﴿رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ۝ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ ۗ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾  (سوره نور، آیات ۳۷ و ۳۸)

ترجمه: 

مردانی که هیچ داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات غافل نمی‌کند؛ آنان از روزی بیم دارند که دل‌ها و چشم‌ها در آن دگرگون می‌شود. تا خداوند آنان را به بهترین پاداش اعمالشان جزا دهد و از فضل خویش بر آنان بیفزاید؛ و خدا هر که را بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد. 

جان كلام: سنندج، شهری با پیشینه‌ای عمیق در دیانت، فرهنگ و پیوند تاریخی مسجد و بازار است؛ شهری که هویت آن با اذان، نماز و حضور همیشگی مساجد در زندگی روزمره مردم گره خورده است. بی‌توجهی به پیش‌بینی فضایی هرچند کوچک اما شایسته برای اقامه نماز در مجتمع‌های تجاری بزرگ و نوین، نه‌تنها در شأن این شهر و مردمان آن نیست، بلکه گسستی نگران‌کننده میان توسعه شهری و ارزش‌های فرهنگی و دینی ایجاد می‌کند. فراهم‌کردن امکان اقامه نماز برای کسبه و مراجعان، یک مطالبه حداقلی، انسانی و فرهنگی است؛ اقدامی ساده که می‌تواند رضایت عمومی، برکت کسب‌وکار و نام نیک متولیان را به همراه داشته باشد. امید است این مطالبه بحق، با تدبیر و درایت مسئولان و مدیران مربوطه، هرچه زودتر محقق شود. 

تصوير نگارنده در قسمت فودکورت (Food Court) مجتمع تجارى بانتا آبيدر