مشرکان اجماع داشتند که با دعوت اسلامی جنگ را شروع کنند، دعوتی که واقعیت جهل آنها را کشف نمود و خدایان و معتقدات آنها را سرزنش کرد. ابزار و وسایل گوناگونی را بکار بردن و تلاشهای زیادی کردند تا این دعوت را متوقف کنند و آن را نابود سازند و یا آن را در جای خود نگه دارند و از انتشار آن ممانعت کنند.
هرچند وسایل و ابزار زیادی بکار بردند اما همهی آنها با شکست روبرو شد چون صدای رسول الله (ص) از صدای آنها رساتر و بلندتر بود و وسایل پیامبر از وسایل آنها بلیغتر و بهتر بود و استواری و ثبات پیامبر بر دین و دعوتش فراتر از آن بود که فکر میکردند. پیامبر در خانه ننشست تا خود را از اذیت و آزار مشرکان مصون بدارد و لیکن مردم مکه را دعوت میکرد. با این وجود آنان که او را مورد اذیت و آزار قرار میدادند، به استقبال هیأتهایی که به مکه میآمدند میرفت و آنها را به سوی خدا دعوت میکرد به همین خاطر مبارزهی مشرکان با پیامبر و دعوتش متنوع گردید. از جملهی این روشها تمسخر، استهزاء و تکذیب کردن او بود. با این روشها قصد داشتند که مسلمانان را به شک بیندازند و قوای روحی و معنوی آنها را تضعیف کنند.
پیامبر (ص) را مورد تهمتهای فراوانی قرار دادند. او را دیوانه صدا میکردند و او را ساحر و دروغگو مینامیدند او و اصحابش را مورد تمسخر و ریشخند قرار میدادند و خدا در قرآن روش آنها را به خوبی بیان میکند:
وَقَالُواْ یَا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ (حجر: ۶) و (تمسخرکنان) میگویند: ای کسی که (گمان میبری از آسمان) قرآن بر تو نازل گشته است، تو حتماً دیوانهای!
وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ کَذَّابٌ (ص: ۴)
در شگفتند از اینکه بیم دهندهای از خودشان به سویشان آمده است، و کافران میگویند: این، جادوگر بسیار دروغگوئی است.
مشرکان با ابزاری همچون تمسخر، ریشخند و تکذیب کوتاه نیامدند بلکه شروع کردند به آزار و اذیت بدنی پیامبر (ص) و اصحابش. اهل باطل به آسانی در برابر حق تسلیم نخواهند شد و هرگاه وسایل یا ابزاری جوابگوی مقابله با حق را نداشته باشد و آن را نابود کند پناه به وسایل و ابزار دیگری میبرند. این طرز کشمکش ادامه پیدا میکند تا وعده خدا محقق و پیامبر و مؤمنان بر کفار و مشرکان پیروز میشوند. خداوند میفرماید:
إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ (غافر: ۵۱)
ما قطعاً پیغمبران خود را و مؤمنان را در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهان بپا میخیزند یاری میدهیم و دستگیری میکنیم.
و در جای دیگر میفرماید:
وَکَانَ حَقّاً عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ (روم: ۴۷)
و همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است.
این وسایل کار به جایی نبرد وسیلهی دیگری به کار بردند به اصطلاح امروزی راه دیپلماسی آن هم چانهزنی بود. پیشنهاداتی به پیامبر دادند به امید اینکه دست از کارش بردارد و دعوت نکند و مردم را به اسلام و دین تشویق و ترغیب ننماید به او پیشنهاد ثروت وجههی اجتماعی و قدرت دادند این زمان از زندگی پیامبررا لازم است با دقت و تأمل و تدبر مطالعه کنیم تا از زندگی آن حضرت درسها و عبرتهایی بگیریم و یکی از آن دروس صبر پیامبر اسلام (ص) میباشد. به راستی رسول خدا در موارد گوناگون و متعدد با اذیت و آذار فراوان مشرکین همراه بود و این هم به خاطر رسالتی بود که عهدهدارش بود و به خاطر همین بود که استحقاق مقام محمود را داشت، (جایگاه بلند مرتبه نزد پروردگارش). صبر پیامبر به خاطر دلسوزی نسبت به قومش بود تا به مصائبی که امتهای قبلی دچار آن شدند نگردند. پس هیچکس از ابتلا و آزمایش به دور نمیشود با وجود اینکه مورد اکرام و علو منزلت قرار گرفته باشد این سنت و روش الهی با پیامبران و مؤمنان میباشد.
از ابی سعید خدری روایت است که میفرماید: گفتیم ای رسول خدا چه کسی از مردمان آزمایش او سختتر است پیامبر (ص) فرمود: پیامبران، سپس درجات بعد از پیامبران (اولیاء، شهداء، صالحان) هرکس به اندازه قوت دینش آزمایش میشود اگر در دین او صلابت بود آزمایش او سختتر میشود و اگر در دینش نرمی یافت میشد به همان قدر مورد امتحان قرار میگرفت. (به روایت ابن ماجه)
پس لازم نیست مسلمان وقتی در راه دعوت به سوی خدا حرکت میکند و در مسیر دعوت دچار مشقت و اذیت میشود ضعف نشان دهد، زیرا در این راه پیغمبراسلام (ص) بیش از این امتحانات و آزمایشات فراوانی را از جانب خدا گذارنده است تا بداند هرگاه تاریکی شدیدتر و بیشتر شود طلوع روشنایی نزدیکتر و هرگاه محنتها، آزار و اذیت سختتر و شدیدتر باشد پیروزی نزدیکتر میباشد. خداوند میفرماید:
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِیبٌ (بقره: ۲۱۴)
آیا گمان بردهاید که داخل بهشت میشوید بدون آنکه به شما همان برسد که به کسانی رسیده است که پیش از شما درگذشتهاند؟ زیانهای مالی و جانی به آنان دست داده است و پریشان گشتهاند که پیغمبر و کسانی که با او ایمان آورده بودهاند میگفتهاند: پس یاری خدا کی (و کجا) است؟! بیگمان یاری خدا نزدیک است.
وقتی مسلمانان از پیامبر میآموزند که چطور با روش مشرکان و جنگ آنان با اسلام و دعوتش صبر کنند اینطور میآموزند که در مقابل طمع انداختنهای آنها و چانهزنیهای آنها استوار و مقاوم باشند. وقتی مشرکان پیشنهاد ثروت و جاه و قدرت به پیامبر دادند به این امید که از آن دینی که آورده برگردد و یا از بعضی از حق بگذرد، مانند کوه در برابر طمع انداختنها و چانهزنیهای آنان ایستاد و وارد مذاکره با آنان نشد و خیلی شفاف و قطعی حرف آخر را به آنها زد، همانطور که «ابن هاشم» در سیرهاش روایت میکند میگوید: من نیامدهام از شما طلب مال، جاه و قدرت کنم و لیکن خداوند من را به عنوان فرستادهای مأمور کرده و کتابی بر من نازل کرده و به من دستور داده که مژده دهنده و بیم دهنده باشم و من پیام و رسالهی خدا را به شما رساندهام و شما را نصیحت کردهام اگر آن را قبول کنید خوشبخت دنیا و آخرت میشوید و اگر آن را رد کنید من صبر میکنم تا ببینم امر خدا چیست و تا خداوند میان من و شما حکم کند. به راستی موضعگیری استوار و محکم پیامبر در این چانهزنیها و مذاکرات و قبول نکردن پیشنهادات آنان درس دیگری بود برای اصحابش.
ثبات در عقیده را از او آموختند، و فکر نکردن به چیزهای فریبنده که به آنها پیشنهاد میشود تا آنها را از دینشان و دعوتشان منصرف کند و برای همین بود وسائلی که مشرکان در تضعیف آنان بکار میبردند کارساز نبود حتی یکی از آنها که مشرف به اسلام شده بود مرتد نشدند و به دین قبلی باز نگشتند بلکه به آنها ثبات و پایندگی و عزت بیشتری افزوده شد، برای اینکه پیامبر بر پایدار بودنشان بر دین و صبر کردن بر اذیت و آزار و خوشبینی و عجله نکردن در دین تربیتشان کرده بود و در نتیجه این خوشبختی و عجله نکردن و مأیوس نشدن هم درسی دیگر بود و این در داستان خباب به وضوح دیده میشود وقتی آمد پیش پیامبر (ص) در سایهی کعبه درحالی که ردایش را بر خود پیچانده بود به او گفت: آیا از خدا طلب نصرت نمیکنی و برای ما دعا نمیکنی رسول خدا (ص) به او فرمود: مردی قبل از شما بود که چالهای در زمین برای او حفر کردند و او را در آن انداختند و ارهای آوردند تا او را نصف کنند و گوشت و استخوان او را از هم جدا کنند این کار او را از دینش منصرف نکرد، قسم به خدا حتماً خدا این امر دین (اسلام) را به سرانجام میرساند تا جایی که سوار از صنعا تا حضرموت میرود و از غیر خدا هیچ ترسی ندارد و چوپان غیر گرگ بر گوسفنداننش ترسی ندارد. ولیکن شما عجله میکنید.
به راستی پیامبر (ص) درد رنج و بلائی که یارانش به آن دچار بودند را احساس میکرد و ناراحت میشد اما رسول خدا (ص) یارانش را بر اساس صبر و ثبات و امیدواری و مأیوس نشدن تربیت میکرد و این بر اساس پیروی از پیامبران و مرسلین و دلبستگی به آنچه خدا برای مؤمنان صابر در بهشت آماده کرده است و همچنین چشم دوختن به آیندهای که خدا اسلام را پیروزمیکند بود، این هم درس مهمی در تربیت و رویارویی با روشهای مشرکان در بستن راه به سوی خدا و جنگ با دعوت به سوی خدا تا دلها امیدوار باشد و یأس به آنها نفوذ نکند، یأس قاتل مردان است و شکست دهندهی قهرمانان و برای همین بود رسول خدا (ص) امیدواری و باور را بر قلوب یارانش میدمید و دلهای آنها را از پیروزی اسلام لبریز و از شوق قرار میداد و آنها به نشر اسلام امیدوار میکرد و در این راستا قرآن نازل میشد و آن را تأیید میکرد خداوند میفرماید:
وَلَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (صافات: ۱۷۱ – ۱۷۳)
وعده ما راجع به بندگان فرستاده ما قبلاً (در لوح محفوظ) ثبت و ضبط گشته است. و آن اینکه ایشان قطعاً یاری میگردند. و لشکر ما حتماً پیروز میشوند.
إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ (غافر: ۵۱)
ما قطعاً پیغمبران خود را و مؤمنان را در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهان بپا میخیزند یاری میدهیم و دستگیری میکنیم.
در احادیث پیامبر مژدههای زیادی هست که گاه گاهی آن را به اطلاع یارانش میرساند به ما و آنها تأکید میکند که آینده از آن اسلام است، همت مسلمانان را تقویت میکند و یأس و ناامیدی در قلب مأیوسان مینشاند و در این راستا است که حضرت (ص) میفرماید: حتماً این امور دین (اسلام) به هر جای که شب و روز رسیده باشد میرسد، خدا هیچ چادرنشینی و آباد نشینی رانمی گذارد مگر اینکه به دین اسلام وارد میشود و به عزت عزیزی یا به ذلت ذلیلی به آن خدا اسلام را عزیز میکند و به آن ذلیل خدا کافر ذلیل میکند (امام احمد) و از پیامبر (ص) سؤال شد کدام از این دو شهر در مرحله اول فتح میشود قسطنطنیه یا رومیه پیامبر (ص) فرمود: شهر هرقل در مرحلهی اول فتح میشود یعنی قسطنطنیه. (روایت امام احمد)
محدث مشهور معاصر، ناصرالدین البانی میگوید: رومیه، روما امروز پایتخت ایتالیا میباشد فتح اول به دست محمد فاتح بعد از ۸۰۰ سال از خبر دادن پیامبر محقق شد و در آینده نزدیک فتح دوم به اذن خدا محقق میشود و حتمی است به راستی کشمکش بین اسلام و کفر و حق و باطل به اقتضای زمان و مکان، داستانش یکی است با اینکه چهرهی آن و روشش متفاوت باشد واقعیت ازآن پرهیزکاران است، امت ما امروز در سایهی واقعیتی که زندگی میکنیم نیاز مبرم داریم به اینکه همواره همراه سیرهی پیامبر باشیم تا در سایهی آن و معنویات آن در زندگی امت اسلامی بیشتر دیده شویم.
در پایان از خداوند مسألت میداریم که عزت و بزرگواری به امت اسلامی برگرداند! امیدوارم این درسها و عبرتها باعث امیدواری امت اسلامی شود.

نظرات