رحمانی دهکردی در نشست «زیست ارتباطی در جهان معاصر»

 

 دهمین نشست از سلسله برنامه‌های «زیست‌ارتباطی در جهان‌ معاصر» روز سه‌شنبه، نهم دی‌ماه با سخنرانی حمیدرضا رحمانی‌دهکردی، عضو هیات‌ علمی دانشکده حقوق و علوم ‌سیاسی دانشگاه علامه‌طباطبایی، در سالن شورای دانشکده علوم ‌ارتباطات این دانشگاه برگزار شد. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارشی از سخنرانی دکتر رحمانی‌دهکردی در این نشست است. رحمانی‌دهکردی در ابتدای سخنرانی خود به کلی بودن مفهوم هوش‌ مصنوعی اشاره کرد و به این نکته تاکید کرد که به دلیل کلی بودن آن نمی‌توان به همه ابعاد هوش‌مصنوعی پرداخت. او درباره ماهیت اطلاعات گفت: « ماهیت اطلاعات نیز طبیعتا از زوایای مختلفی قابل بررسی است؛ از جمله اینکه چگونه اطلاعات از وجه کمی خارج شده و وجه کیفی پیدا می‌کند و چگونه می‌تواند بر بسیاری از امور تاثیر می‌گذارد. در گرایش‌های مارکسیستی، بسیاری بر این مساله کار شده است، با تاکید بر وجه دیالکتیکی و اینکه همان‌گونه که پیشگامان مارکسیست می‌گفتند، با افزایش کمی یک پدیده، به تدریج از آن وجه کمی تغییر کرده و وجه کیفی پیدا می‌کند و اثرگذار می‌شود. همچنین اینکه چگونه اطلاعات تبدیل به سرمایه شده است؛ چیزی که مارکس آن را پیش‌بینی نکرده بود و قاعدتا با توجه به رخدادهای بعدی نیز نمی‌توانست به آن بپردازد». رحمانی‌دهکردی در ادامه صحبت‌هایش به سه مفهوم در حوزه اطلاعات پرداخت و گفت: «MISINFORMATION را «کژ آگاهی» ترجمه می‌کنم که به اطلاعات نادرستی اشاره دارد که قصد آگاهانه‌ای در پشت آن‌ها نیست. DISINFORMATION را نیز « دژ آگاهی» ترجمه می‌کنم که به معنای گمراه‌سازی عامدانه است. MALINFORMATION نیز به اطلاعات درستی گفته می‌شود که خارج از زمینه خود و با قصد آسیب رساندن استفاده می‌شود». او در ادامه صحبت‌هایش درباره آنچه که آن را منبع اطلاعات یا کارگزار اطلاعات یا فاعل شناسا می‌نامید سخن گفت و به بررسی این فاعل شناسا در چت جی‌پی‌تی پرداخت. در این باره گفت: «بحث فاعل شناسا با دکارت آغـاز شـد کـه با اصـل «من می‌اندیشم، پس هستم» وجود خود را توجیه کرد و اندیشیدن را تنها چیز غیرتوهمی دانست. تجربه‌گرایان این دیدگاه را نقد کردند و بر نقش تجربیات حسـی  تأکید داشـتند، در حـالی که متفکرانی مانـند    کانت، ویتگــنشتاین، فروید و فوکو محــدودیت‌های آن   را    از جنبه‌های           CONTEXT-BASED ساختارهای ذهنی، زبان، ناخودآگاه و قدرت بررسی کردند. 

دیدگاه‌های پست‌مدرن نیز اندیشه را محدود به بستر زمان، مکان و فرهنگ دانستند. در عصر هوش مصنوعی، فاعل شناسا در تولید اطلاعات ناپدید می‌شود، منبع پاسخ‌ها مبهم است و مسوولیت بر عهده کسی نیست، که این تحولی عجیب به شمار می‌رود». رحمانی‌دهکردی در ادامه به سه مفهومی که در حوزه اطلاعات نام برده بود برگشت و به این مساله پرداخت که با پیدایش هوش‌ مصنوعی، این مفاهیم در متون تولید شده چه جایگاهی پیدا کرده‌اند. او درباره مدل‌های زبانی‌ای که ادعای بی‌طرفی دارند و در پشت الگوریتم‌هایشان ایدئولوژی و قدرت نهفته است، گفت: « در یکی از مقالات خوبی که در این زمینه منتشر شده است، سه پژوهشگر برجسته، دو مدل زبانی چت‌جی‌پی‌تی و دیسپ‌سیک را بررسی و پنجاه پرسش حساس را براساس سه شاخص «درستی اطلاعات»، «بی‌طرفی» و «فیلترینگ محتوا یا امتناع از پاسخ» ارزیابی کردند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که این مدل‌های زبانی بی‌طرف نیستند. گاهی این سوگیری به صورت سانسور آشکار و گاه به صورت سوگیری نرم است که در چت‌جی‌پی‌تی به صورت لطیف‌تر بیان شده است». رحمانی‌دهکردی گفت: « ماشین یاد می‌گیرد گاه برخلاف آنچه برایش برنامه‌ریزی شده عمل کند و این پدیده شگفت‌انگیزی است. ما با نوعی خودمختاری مواجهیم؛ کژ آگاهی فقط از جانب طراحان نیست، بلکه خود مدل‌های ماشینی به شیوه خودمختار اطلاعات غلط تولید می‌کنند. بنابراین در اینجا با چندگونه قاب‌بندی مواجهیم: قاب‌بندی طراحان مدل، قاب‌بندی خود ساختار هوش مصنوعی و قاب‌بندی کاربر که می‌تواند مدل را به سمتی غیرمنتظره هدایت کند. طبیعتا هوش مصنوعی هنوز فاصله زیادی با عاملیت انسانی دارد». او در ادامه درباره کژ آگاهی و مشکلاتی که چت جی‌پی‌تی ایجاد می‌کند، گفت: « در مورد کژ آگاهی نیز، چت‌های جی‌پی‌تی مشکلاتی ایجاد می‌کند: اطلاعاتی ارایه می‌دهد که «مغزپسند» هستند و از نظر علوم شناختی، یعنی دسترسی آسان به اطلاعات مورد نیاز کاربر را فراهم می‌کند. این شبیه عملکرد ایدئولوژی در علوم سیاسی است؛ در حالی که اندیشه سیاسی با شک و پرسش همراه است، ایدئولوژی قطعیت و برنامه عمل ارایه می‌دهد. اطلاعاتی که این چت‌ها به افراد عادی می‌دهند، سریع، قطعی و کم‌ابهام است و خطای شناختی «تعصب تأییدی» را تقویت می‌کند؛ یعنی اطلاعاتی می‌دهد که کاربر دوست دارد بشنود، بدون قضاوت و حتی پس از دادن پاسخ، برای آن دنبال دلیل می‌گردد. همچنین خطای «توسل به مرجعیت» را دامن می‌زند». رحمانی دهکردی گفت: در زمینه malformation نیز، اطلاعات درست اما بر ضد کاربر استفاده می‌شود. اینجا پای داده‌های فرافردی در میان است؛ ردیابی دیجیتالی لایک‌ها، فالوها و رفتارهای کاربر و تأثیرگذاری بر او از طریق پیشنهادهای هدفمند، فیلتر کردن و رتبه‌بندی اطلاعات مطابق علاقه‌اش و حذف دیدگاه‌های رقیب. نتیجه این است که کاربر تصور می‌کند خودش به این سمت حرکت کرده است». رحمانی در پایان گفت: «به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، ما شاهد تعطیل شدن تفکر نقادانه هستیم، زیرا اطلاعات را بدون بررسی عمیق می‌پذیریم و نیز آگاهی واقعی شکل نمی‌گیرد، زیرا حجم زیاد اطلاعات و سطحی‌خوانی، مانع از پردازش عمیق و تبدیل اطلاعات به آگاهی می‌شود. از نظر علوم شناختی، آگاهی نیازمند تأثیرگذاری هیجانی و انتقال اطلاعات به قشر پیش‌پیشانی مغز است، که در این شتاب‌زدگی اطلاعاتی به درستی اتفاق نمی‌افتد».