اندیشه

انسان در جستجوی معنا

نویسنده: 
سکینه عبدالهی

 

روح انسان بخشی از روح خداست این یعنی نه‌تنها انسان فطرتاً ارزشمند و توانمند است و می‌تواند انعکاسی از صفات خدا روی زمین باشد بلکه تنها با وصل و رسیدن به اصل و سرچشمه خود است که به آرامش می‌رسد اما در طول تاریخ، انسان‌ها چون چیزی از خدای احد واحد نمی‌دانستند به دنبال این گمشده خود می‌گشته‌اند و اله‌های مختلفی برای خود برمی‌گزیدند تا شاید جوابگوی این نیاز فطری‌شان و وسیله‌ای برای درک اصل و سرچشمه خود باشد.

إله یعنی عشق، یعنی سرچشمه حیات که مربوط به بعد الوهیت خداوند است.

مسئولیت اخلاقی- پاره‌ی سوّم و پایانی

3.3.2 مسئولیت نهایی

بحث مهم شکاکانۀ دیگر مربوط به مشاهداتی دربارۀ شانس اخلاقی سازنده در بخش پیشین، استدلال اصلی گالن استراوسون است که نتیجه می‌گیرد «ما نمی‌توانیم به طور واقعی یا در نهایت از نظر اخلاقی مسئول اعمال خود باشیم» (1994: 5). (از آن‌جا که این استدلال، مسئولیت اخلاقی «نهایی» را هدف قرار می‌دهد، لزوماً اشکال دیگر همانند مسئولیت آینده‌نگر (بند 2.1) و در برخی برداشت‌ها، مسئولیت مبتنی بر انتساب‌گرایی (بند 3.1.1) را حذف نمی‌کند.) بحث با این نکته شروع می‌شود که یک عامل به خاطر برخی حقایق دربارۀ نحوه انتخابش، انتخاب‌هایی را انجام می‌دهد:

مسئولیت اخلاقی- پاره‌ی دوّم

٢.٢.٢ انتقادها از رویکرد استراوسون

اعتراضات مختلفی در مورد رویکرد نظری عمومی پی. اف استراوسون در قبال مسئولیت اخلاقی، مفروضات وی دربارۀ روانشناسی و اجتماعی بودن انسان و استدلال‌های وی در مورد سازگاری جبرگرایی و مسئولیت مطرح شده است.

همان‌طور که در زیربخش پیشین اشاره شد، استراوسون استدلال می‌کند که آموزۀ درستی جبرگرایی نگرانی‌های کلی دربارۀ شیوه‌های مسئولیت‌پذیری ما ایجاد نمی‌کند. این بدان‌دلیل است که درستی جبرگرایی نشان نمی‌دهد که انسان‌ها به طور کلی غیرطبیعی هستند

نبض بيدارى اسلامى، پويا يا ايستا

 در دهه‌‌هاى اخير حقيقتى به نام بيدارى اسلامى در قالب آشنايى و اقبال به دين پديدار گشته است كه مى‌توان آن را حاصل تلاش تراكمى جريان‌‌ها و شخصيت‌‌هاى اسلامى دانست.  اين پديده همه‌ی افراد امت اسلامى را شامل مى‌شود:

عالمانى كه با تعميق علم شرعى و با تدبر به دنبال فهم دقيق نص و فهم درست واقع و استنباط حكم مناسب مى‌باشند؛ انديشه‌ورزانى كه نقّادانه به واكاوى مفاهيم و ميراث دينى به قصد ارائه راه‌حل مى‌پردازند؛ جوانانى كه با جديت و اميدوار در ميدان عمل حضور دارند

مسئولیت اخلاقی- پاره‌ی نخست

قضاوت نمودن دربارۀ این‌که آیا یک شخص به لحاظ اخلاقی مسئول رفتار خود است و یا دیگران و ما را مسئول کنش‌ها و پیامدهای آنها می‌داند یا خیر، بخشی بنیادین و آشنا در اعمال اخلاقی و روابط میان‌فردی ما است.

این قضاوت که یک شخص به لحاظ اخلاقی، مسئول رفتار خود است، حداقل در تقریبی اولیه شامل انتساب برخی توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها به شخص و مشاهده رفتارش (به روش صحیح) ناشی از این واقعیت که فرد این توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها را دارد و اعمال کرده است، می‌باشد. اگر بررسی صحیح توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها موردبحث باشد (و بررسی گزارش‌های مختلف، هدف این مقاله است)

نگاهی گذرا به پاره‌ای از ویژگی‌های جماعت دعوت و اصلاح

گردآورنده: 
فرزان خاموشی

۱- برخورداری از نگاهی شمولی و فراگیر 

به این معنا که اوّلا: شامل تمام اقشار و اصناف است که از همراهی جمعی از نیک‌خواهان و دین دوستان اهل سنّت کشور که از اقشار گوناگونی مانند علمای دینی، اساتید دانشگاه، فرهنگیان، دانشجویان، طلّاب، بازاریان، کارگران برخوردار است.

ثانیاً: تمامی جوانب دین را تحت پوشش و مدّ نظر قرار داده است. لذا به بهانه‌ی کار تربیتی و تزکیه، امور سیاسی و اجتماعی را کنار نگذاشته و یا به بهانه‌ی سیاست و اجتماع، از تربیت غافل نشده است.

اسلام سردمدار دگرپذیری و رواداری

موضوع اهانت به ساحت مقدس پیامبر عظیم‌الشّأن اسلام(ص) بیش از اینکه یک موضوع سیاسی باشد، یک موضوع اندیشگی و فکری است؛ به این معنا که با وجود تلاشهای مصلحان در طول تاریخ تا به امروز هنوز هستند کسانی که دم از تفرقه می‌زنند و با اهانت به مقدّسات دیگران، جمود فکری و فقر تمدّنی خودشان را به نمایش می‌گذارند که این نشان از فقر فکری است. دین مبین اسلام از همان روزهای نخست ظهورش، سردمدار شعار دگرپذیری و رواداری بوده است؛

سبّ النّبی

نویسنده: 
علی آقا صالحی

لعن و دشنام و سب و ناسزا و هرگونه اهانت به پیامبر اسلام را سبّ النّبی گویند و این مسئله شامل تمامی‌ پیامبران خدا نیز می‌شود، زیرا در قرآن کریم هیچ تفاوتی میان پیامبران خدا نیست «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ»(بقره: ۱۳۶) و هیچ آیه‌ای درباره‌ی سبّ النّبی و حکم آن وجود ندارد، ولی آیات فراوانی هست که هر گونه ایذاء و آزار پیامبر را حرام و مستوجب عذاب دردناک دانسته است؛ مثلاً خداوند می‌فرماید :«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا»(احزاب: ۵۷) آزار رساندن به پیامبر (ص) شامل هر نوع ایذاء و آزاری است که از سر بی‌ایمانی و تمسخر و استهراء و تحقیر برخیزد

بر لبه‌ی تیغ: از آزادی بیان تا آزادی نفرت‌پراکنی

صاحب این قلم معتقد است زیست‌جهان تاریخی ما در اینجا و اکنون، مطلقاً آمادگی ورود به پاره‌ای بحث‌های عمیق و جدی را ندارد و هنوز در مراحل ماقبل این بحث‌ها ایستاده است. بیان دلایل و علل این عدم آمادگی فراتر از حوصله‌ی این نوشتار مختصر است منتها همین فشار تاریخی، گاه ایجاب می‌کند که ما به برخی از مسائل ظاهراً بی‌ربط به بستر حیاتمان ورود کنیم. بحث از مسأله‌ی پیچیده و چندوجهی آزادی بیان، حدود و ثغور آن و نیز رابطه‌اش با نفرت‌پراکنی (Hate speech) از این قبیل مسائل است. باری این نوشته را با شرح مختصری از یک پرونده‌ی قضایی پی می‌گیریم که در نوامبر سال2004 مورد بررسی دادگاه اروپایی حقوق بشر (The European Court of Human Rights) قرار گرفته است:

نوع‌دوستی- پاره‌ی سوّم و پایانی

نویسنده: 
ریچارد کرات

٤،٤، احساسات‌گرایی و احساس همبستگی

برخی از فلاسفه معتقدند كه در رویكردهای نوع‌دوستی مورد بحث تاکنون، یك عامل مهم و شاید مهمترین عامل انگیزه‌ی اخلاقی مفقود است، شاید بتوان گفت این رویکردها، نوع‌دوستی را مسأله‌ای اساسی می‌دانند، اما این مسئله بسیار بیشتر از مطلب اصلی است، فرد خوش‌روان می‌تواند بگوید که ما باید مقداری احساس همبستگی داشته باشیم، اما این پاسخ عاطفی را با بیان دلیل علاقه‌ی شخصی برای انگیزه توجیه می‌کند، به نظر می‌رسد نتیجه‌گرایان در مورد تفکر اخلاقی ما برای احساسات دوستانه و عشقی که نسبت به افراد خاص داریم

همزمانی محتوا