اندیشه

اساس زندگی معنوی

نویسنده: 
صدیق قطبی

مهمترین مشخّصه‌‌ی‌ یک زندگی معنوی، توجّه به «بودن» است. انسان معنوی مدام در پی این است که بودن‌اش را ارتقا دهد و بر بها و قیمت روحش بیفزاید. به جای آنکه فکر کند در چشم دیگران چه اندازه جذاب و محبوب است (آنچه می‌نماییم) و یا اینکه مالک چه چیزهایی شده است (آنچه داریم)، به این می‌اندیشد که روحش چقدر ارزشمند است.(آنچه هستیم)

 شوپنهاور می‌گوید: «آنچه سرنوشت انسان‌های فانی را پی می‌افکند، از سه مشخّصه‌ی اساسی ناشی می‌گردد: آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه می‌نماییم»(در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمه محمّد‌ مبشّری‌، نشر نیلوفر، ص ١٩)

عبارت «وَاضْرِبُوهُنَّ» در قرآن به چه معناست؟

نویسنده: 
محمد خان

آیا روان‌شناس و یا مشاوری را سراغ دارید که بگوید هنگام اختلافات زناشویی، همسرتان را کتک بزنید؟ آیا فکر می‌کنید اسلام دستور به زدن زنان می‌دهد؟ دینی با این میزان از رفعت، ترقی و عظمت که حتّی اجازه‌ی آزار گربه را نمی‌دهد، امکان ندارد اجازه‌ی تنبیه، آزار و توهین به مادر، خواهر، همسر و دختر را بدهد.

جامعه‌ی جاهلی شبه‌جزیره، محلّ بعثت پیامبر اسلام– صلّی‌الله علیه وسلّم– در زن‌ستیزی مشهور و دارای یک فرهنگ مردسالارانه بود. و در دیگر ملل و فرهنگ‌های دنیا و نصوص مذهبی و قانونی ملل زیادی در دنیا پر از نقض حقوق بشر زنان وجود داشت. به‌طور مثال در شبه‌جزیره‌ی عربستان یکی از موارد نقض حقوق بشر زنان، گرفتن حق حیات از آنان بود

خشونت دینی حقیقت یا توهّم؟

نویسنده: 
ابوالقاسم فنایی

چکیده

پرسش اصلی این مقاله این است: «آیا خود دین نقشی در خشونت سیاسی بازی می‌کند؟» در آغاز اصطلاحات مربوط و رایج در ادبیات این بحث، مانند «دین»؛ «خشونت دینی»؛ خشونت سکولار»؛ «خشونت سیاسی» و «فعل اختیاری» را تعریف می‌کنیم. سپس به بررسی دو استدلالی خواهم پرداخت که می‌توان به سود ادّعای اینکه خود دین یگانه علّت به اصطلاح نوع دینی خشونت سیاسی است، اقامه کرد و از این بحث نتیجه خواهم گرفت که این دو استدلال در معرض نقد قرار دارند و هیچ یک قادر به تأیید ادّعای مذکور نیستند. در پایان تبیین مورد قبول خود از علّت و ریشه اصلی خشونت سیاسی به نحو عام و راه حل درست آن را پیشنهاد خواهم کرد. همچنین از بحث خود نتیجه خواهم گرفت که تفکیک مشهور میان خشونت دینی و خشونت سکولار قابل دفاع نیست.

درس‌هایی که از بیداری اسلامی آموختم

بیداری اسلامی؛ گرچه من از پیشگامان آن نیستم و یکی از شاگردانش هستم به من درس‌‌ها، ارزش‌ها و مبانی والایی آموخت که مسیر درست زندگی را به او نشان داده و جهان جاوید را پیش رویش قرار می‌دهد.

«وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت: ۳۳)

 ۱ـ بیداری اسلامی به من آموخت که در زندگی فرمانبردار خداوند بوده، با قرآن زندگی کنم و از پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- پیروی نمایم و همچنین آموختم که انسان باید در زندگی دارای هدفی والا باشد.

۲ـ بیداری اسلامی به من آموخت که این امّت بزرگ به جهاد و تلاش و مبارزه پرداخت

پیرامون فقه واقع

ترجمه: 
اصلاحوب

مهم‌ترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد هم‌خوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب می‌شد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛ بلکه به معنای چگونگی پیاده کردن نص بر واقعیت چیزی که علمای اصول از آن به تحقیق مناط نام می‌برند و نیز اجتهاد درست شرعی در مسائل نوظهور که نصی درباره‌ی آن وجود ندارد. اگر حکم بر یک چیز فرع تصور آن است، پس فقه واقعی حقانیت خود را از درگیری با واقعیت زندگی مردم کسب می‌کند

مقاصد بعثت محمّدی

ترجمه: 
اصلاحوب

«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚفَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴿١٥٦﴾ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (اعراف: ١٥٧)

و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است؛ و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‌كنند و زكات مى‌دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‌آورند، مقرّر مى‌دارم.

آیا ادیسون جهنّمی است؟

احتمالاً بارها و بارها در مناسبتهای مختلف با این سؤال مواجه شده‌ایم و کسانی با این سؤال ما را به چالش کشیده‌‌اند. نگارنده هم به عمد این سؤال چالشی را به‌عنوان تیتر مطلب انتخاب کردم تا از آغاز خواننده محترم را با درون‌مایه و عمق مطلب درگیر نمایم.

فحوای این سؤال چالشی این‌ است: از دیدگاه ما مسلمانان و دین‌داران، چه کسانی مستحق بهشت و چه کسانی مستحق جهنّم‌اند؟ 

آیا بهشتی که پهنای آن به پهنای آسمان و زمین است فقط برای مسلمانان مهیّا شده است؟

تکلیف انسان‌هایی که مسلمان نیستند چیست؟ آیا آنان همگی روانه جهنّم می‌شوند؟

اصولاً تکلیف انسانهایی همچون ادیسون و امثال وی که خدمات شایانی به بشریت کرده‌اند چیست؟

انسان مذموم و انسان مطلوب از منظر قرآن

نویسنده: 
فرزان خاموشی

نقش مثال در توضیح و تفسیر مباحث انکار ناپذیر است، و همواره مثال یکی از موجزترین و موثرترین روش‌ها برای تاثیر گذاری بر افراد به شمار آمده و در جایی که سایر روش‌ها از بیان مراد آدمی عاجز بوده‌اند و مخاطب را از دستیابی به فهم مراد سخنگو باز می‌دارد، مثال این راه را سهل و آسان می‌کند، حتی برخی از محققان به کار بردن کلمه (ضرب) را در مورد مثال و استفاده از تعبیر ضرب‌المثل به دلیل تأثیر پر نفوذی دانسته‌اند که تمثیلات بر روح و روان آدمی بر جای می‌گذارد. یکی از محققان در این باره می‌گوید: کلمه (ضرب) در مورد مَثَل، به معنی ایقاع و بیان است و این کلمه را برای زدن مَثَل از آنجا گرفته‌اند که تأثیر نفسانی و انفعال و هیجانی که از آن در خاطر حاصل می‌شود مِثل آن است که در گوش شنونده سخن را بکوبند، چنانکه اثر آن در قلب وی نفوذ کند و به اعماق روح او وارد گردد.

ادّعای تاریخمندی قرآن

ترجمه: 
اصلاحوب

موضع مدارس نوین در خصوص ادّعای تاریخ‌مندی نصوص قرآن را چگونه ارزیابی کنیم؟ این ایده‌ی نو چه ابعادی دارد؟ تا چه میزان می‌توان عناصر زبانی و ظاهری برای نص قرآن به کار برد؟ به نظر شما این کار چه ضوابطی دارد؟

همه‌ی مدارس نوین در موضع‌گیری خود نسبت به نص قرآن شدیداً دچار سردرگمی هستند و در جداسازی بین زبان قرآن و زبان عربی به خطا رفته‌اند. بر این باورند که نص قرآن وضعی است و به وسیله‌ی بشر گردآوری شده است. آنان بین نص قرآن و قصیده‌ی امرئ القیس یا طرفه بن العبد یا لبید و غیره تفاوتی قائل نیستند.

به مدینه هم سفری کن!

نویسنده: 
دکتر مصطفی مرادی

هر کس که با تاریخ اسلام آشنایی داشته باشد تفاوت دعوت در مکّه و مدینه و حتّی نحوه‌ی دینداری در این دو مکان را به وضوح متوجّه می‌شود. شرایطی که بر شهر مکّه و ساکنان آن حاکم بوده است تأثیر بسیار زیادی در نحوه‌ی برخورد پیامبر و مسلمانان با دیگران داشته است. اینکه چرا آیات نازله در مکّه بسیار جنبه‌ی تنبیهی و تشویقی دارند و کمتر به احکام و نحوه‌ی اجرای آنها پرداخته‌اند ناشی از وضعیتی است که هم مسلمانان و هم مکیان داشته‌اند. اولاً مکیان هیچ انگیزه و تمایلی به قبول دین جدیدی که تفاوت و تضاد بسیار زیادی با دین آباء و اجدادیشان دارد نداشته و ثانیاً مسلمانان هم هنوز نه به آن درجه از علم و توانایی نرسیده‌اند

همزمانی محتوا