اندیشه

دین به ما چه می‌دهد که علم نمی‌تواند بدهد؟

زمانه برای دفاع از دین زمانه‌ی سختی است؛ چرا که احترام به دین تقریباً در هر جنبه از زندگی مدرن کم شده است. نه فقط در میان خداناباوران و روشنفکران، بلکه حتّی در میان طیف وسیع‌تری از مردم. و نسل آینده به نظر بیشترین عدم وابستگی دینی را در دوران مدرن تجربه خواهد کرد.

این ناخرسندی دلایل خوبی دارد: افشای سوء رفتارهای کشیشان و رجال دین، کارزارهای جهاد علیه کفار و دشمنی فزاینده‌ی پیروان مسیحیت با فرهنگهای متنوع و سکولار. این همگرایی رفتارهای زننده و تبلیغات رسانه‌ای بسیاری را برآن داشته تا ادعای زیست‌شناس فرگشت‌باور ویلسون را تکرار کنند که می‌گوید: «بهترین کاری که ما برای پیشرفت بشریت می‌توانیم انجام دهیم این است که ایمان مذهبی را تا سرحد نابودی کاهش دهیم.»

واکاوی شرایع از منظر قرآن

اشاره‌: در میان نواندیشان وطنی کسانی یافت می‌شوند که با تمسّک به مفاهیم «شرعه» و «منهاج»، دل در گرو ایجاد روشهایی نوین برای تدین و زیست مؤمنانه دارند. آنان معتقدند که در سایه‌ی الگوپذیری از حقیقت ادیان می‌توان سنت تکامل شرایع را ادامه داد و بر همان شریعت زمانه‌ی محمّد که اغلب آنها برخاسته و برساخته‌ی فرهنگ اعراب است متّکی نبود، نباید از رشد باز ایستاد که نهایتاً در چنبره‌ی زمان خواهیم ماند و روی فراخ مدرنیته را بر خود خواهیم بست که نتیجه‌ی بدیهی این امر، بازماندن از قافله‌سالاران فرهنگ و مدنیت خواهد بود. از سوی دیگر اندیشمندانی در اقدامی گزینشی، آیاتی از قرآن را مورد استناد قرار داده و در راستای حق پنداشتن تمامی پیروان ادیان جهدها کرده و حقانیت آنان را تلقّی به قبول کرده‌اند.

رمضان، ماهی که ۳۰ روز است

نویسنده: 
میلاد صالحی

همیشه گله‌مندیم از گذرِ زمانِ روزگار، انگار که نفسش را حبس کرده، دستانش را گره کرده و تمام توانش را برای دویدن رو به فردایِ امروز به کار گرفته است. امروزی که در ادبیات آینده؛ به (انگار همین دیروز بود) تعبیر می‌شود.

دستاوردهای هر انسان در زندگی حاصل عادات اوست. به عبارتی دیگر؛ مجموعه‌ی عادات ما است که (خودِ) ما را می‌سازد.

انسان‌های موفق عادات روزمره‌ی آنها، به سمت موفقیت سوقشان می‌دهد. روزمرّگی‌ عامل رکود است و رکود در تضادِ با پیشرفت؛ آنهایی که به روزمرگی عادت کرده اند، بدون بصیرت از کنار تمام مسائل می‌گذرند و کمتر اتّفاقی‌ آنها را به تفکر وا می‌دارد.

یادی از حاج ماموستا عبدالله احمدیان

نویسنده: 
دکتر لقمان ستوده

این روزها چهاردهمين سالگرد غروب جسمانى بزرگمرد فرهيختەای است کە خورشید اندیشەی تابناکش در افق حقیقت‌خواهی و حق‌طلبی همچنان می‌درخشد.

حاج ماموستا ملا عبداللە‌ احمدیان، از تبار عالمانی بود کە هیچگاە‌ دانش خود را منحصر بە حیطەهای متعارف علوم دینی نکرد و در بیان دیدگاەهای خود، بە چارچوب‌های علمی و پژوهشی هموارە وفادار بود. شاید در سلک ایشان کمتر کسی را بتوان یافت کە خود را در آن سطح بە ارجاع و رفرنس‌دهی ملتزم بداند. شاهد گویای این وسواس علمی و التزام اخلاقی، کتاب سترگ سیمای صادق فاروق اعظم است کە تقریباً‌ مطلب بدون ارجاعی در آن بە چشم نمی‌خورد.

نگرش‌های سیاسی در قصه‌ی یوسف

آیا نخست‌وزیری هست که یوسف‌وار عمل کند؟

در اندیشه و کردار، در عزم و همّت‌، در نیکوکاری و دلسوزی یوسف‌گونه باشد؟

حتی اگر پشت میله‌های زندان باشد؛ یا از رهبری و فرماندهی محروم شود؛ یا بدون هیچ دلیل و حجتی محکوم شود همانند فتنه‌ی عشق‌بازی ساختگی؛ یا با حکم قضایی دروغین مظلومانه وارد زندان شود و مقدار دروغ را هم قاضیان ساحری تشخیص ‌دهند که آن را امضاء کرده‌اند.

آیا حاکمی شجاعی هست که با چشم سر و در عالم واقعیت – نه در خواب – ببیند که نه هفت گاو چاق بلکه وزرا و رؤسای حال و گذشته‌ای که در صحنه هستند و بوده‌اند، تر و خشک را با هم می‌بلعند و میهن را از شرق و غرب و شمال و جنوب به فساد می‌کشند؟

الحاد، توهّم‌ بی‌خدایی یا دنیاگرایی!

شکّی‌ در این نیست که بی‌باوری و «الحاد» در جامعه مسلمانان و همه جهان به شیوه‌ای عمومی گسترش یافته است؛ بەگونەای که تأثیرات‌ ‌آن از منطقه‌ای به منطقه‌ای دیگر متفاوت بوده است. به همین دلیل این موضوع مهم نیاز به بحث و پژوهش به دور از زیاده‌گویی و اغراق دارد.

امروزه الحاد شامل تفکرات بی‌دینی، بی‌علاقگی به دین، عدم پذیرش دین، مخالفت با دین و خدا ناباوری و سرانجام در معنایی عام و محدودتر، عدم باور به هر گونه خداست.

معنی‌ الحاد در دستور زبان: فعل «الحاد» به معنای دوری جستن، بی‌دینی، رفض و انکار وجود خدا می‌باشد. یا به معنی انحراف از حق و برگشتن از دین و عدم انجام فرامین و دستور می‌باشد.

در عزلت و خلوت

بسامد دو مفهوم عزلت و خلوت در میراث عرفانی_اسلامی بسیار بالاست تا آنجا که هر یک از عارفانی که درس سلوک معنوی را آموزش داده‌اند از این دو واژه و آنچه بر این‌ها‌ مترتب می‌شود غافل نبوده‌اند.

سلوک، همانطور که از ریشه لغوی آن پیداست به معنای در پیش گرفتن راهی است که به مبدأ و غایتی مشخص و معین منجر بشود.

عارفان اسلامی از این مفهوم، رفتن سوی خداوند را مراد کرده‌اند و برای آن مدارج و منازل مشخصی را در نظر گرفته‌اند.

از میان نویسندگان سیر سلوک خیل کثیری ابتدای رفتن در این وادی را عزلت‌گزینی و جدایی دانسته‌اند به همین دلیل بازشناسی و بازآموزی این مفهوم مهم عرفانی ضروری و لازم می‌آید

نظام فکری کاک احمد مفتی‌زاده با معنایی خاص از پلورالیزم قابل جمع است

آنچه در پی می‌آید نوعی انتقاد به برداشت دکتر عبدالکریم سروش از مقوله دگرپذیری است؛ همچنین می‌کوشم مقداری از دیدگاه کاک احمد مفتی‌زاده را بەنسبت مقوله دیگرپذیری تبیین کنم.

پیش از ایراد انتقادات لازم است تعریفی از پلورالیزم داشته باشم که دقیقاً‌ مرادم از پلورالیزم چه نوعی از پلورالیزم است...

آنچه از پلورالیزم مراد است نه پلورالیزم فرهنگی است نه پلورالیزم سیاسی بلکه منظور آن چیزی ست که به کثرت‌گرایی دینی موسوم است و با قضیه‌ی رستگاری ربط تام پیدا می‌کند.

آنچه‌ از پلورالیزم ادیان مراد کرده‌اند اینست که عموم گروندگان به ادیان مهتدی به هدایت هستند و بر نهج صواب قرار گرفته‌اند...

آزادی محبوب من کجایی؟

امت‌ها در نکو‌داشت تو جشن می‌گیرند و در تعظیمت مجسمه‌ها می‌سازند؛ خطبا در توصیف تو سخن‌سرایی می‌کنند؛ شعرا در زیبایی‌های تو می‌سرایند؛ نویسندگان در شگفتی‌هایت قلم‌فرسایی می‌کنند؛ قهرمانان در راه تو سر می‌بازند.

در راهت خون‌ها ریخته می‌شود و برای آزاد کردنت قلعه‌ها درهم کوبیده می‌شوند.

اما تو کجایی؟

چه بسا امت‌هایی که برایت پایکوبی می‌کنند در حالی که بر گردن مردمان یوغ بردگی آویخته‌اند!

چه بسا اقوامی که مجسمه‌های یادبودت را برپا داشته‌اند در حالی که تو را در قلب‌ها و عقل‌ها و جان‌های مردم خفه کرده‌اند!

چه بسیارند خطیبانی که از تو درازگویی می‌کنند در حالی که از بیم تو زبان‌ها را در کام‌ها دوخته‌اند!

بحران فراوانی!

نویسنده: 
فرشاد سعیدی

 

در سال‌های نه‌چندان دور، وفور و فراوانی امروز نبود. مردم انتخاب‌های محدودی داشتند؛ در نتیجه از داشته‌هایشان کمال لذت و استفاده را می‌بردند. اما، امروز گزینه‌ها به حدی زیاد شده که نه‌تنها «انتخاب» دشوار گشته، بلکه با هر انتخابی آدمی احساس کمبود می‌کند و ذهن او سراغ سایر گزینه‌ها و نداشته‌ها می‌رود و به نوعی احساس زیاده‌خواهی و ارزان‌خواهی در ما تقویت می‌شود. به نمونه‌های زیر دقت کنید:

١. امروزه همه ما انبوهی از اطلاعات و آموخته‌ها داریم، اما نه‌تنها در به‌کارگیری و عملی ساختن آن‌ها سرگردانیم بلکه به‌طور عجیبی تشنه‌ی جمع‌آوری مقدار بیشتری از دانسته‌ها هستیم.

همزمانی محتوا