اجتماعی

اخوان‌المسلمین‌ و مسائل اجتماعی

نویسنده: 
هشام جعفر
ترجمه: 
اصلاحوب

تصور کنیم جماعت اخوان‌المسلمین مصر در دهه‌ی پنجاه یا شصت به قدرت رسیده بود چه سیاست‌های اقتصادی را دنبال می‌کرد؟ آیا شیوه‌ی سوسیالیستی را در پیش نمی‌گرفت؟ یا به اصطلاح مصطفی سباعی مراقب عام اخوان سوریه در سال ١٩٦٠«سوسیالیزم اسلامی» را به جای نیولیبرالیسم که محمد مرسی در دوره‌ی کوتاه زمامداری خود در پیش گرفته بود دنبال نمی‌کرد؟

در این مقاله می‌خواهیم الگوی تفسیری برای سیاست‌های اقتصادی اجتماعی یک جماعت ایدئولوژیک را بیان کنیم که نقش مهمی در تاریخ مصر مدرن ایفا کرده است

لختی برای زاگرس و بلوطها در فرمول يك

در بيستمين روز تيرماه و در بحبوحه‌ی كرونا و حريق‌های زاگرس، به دعوت سيّدعلی ضياء، مهمان عوامل خوب «فرمول يك» بودم تا راوی زاگرس و چالش‌هايش باشم.

آنچه وقت مجال داد از نامهربانی‌ها در قبال زاگرس و چالش‌های پيش رو گفتم و همچنين از اوضاع زاگرس‌نشينان و هژمونی امنيتی در جغرافيای آنان.

از نابسامانی ادارات متولّی و نابرابری نيروی حفاظتی و حجم چالش‌ها و نيز از ناموزونی حقوق و مزايا در قبال فشارها و تنش‌ها و كنش‌های جنگلبانان و محيط‌بانان و البتّه مسؤولان مسؤوليت‌شناس و مسؤولان نمك‌نشناس و مسؤوليت‌گريز و كم‌خرد نيز سخنی اضافه شد.

بیشتر از زندگی چیزی وجود دارد که ...

نویسنده: 
لئون هو

تصمیم گرفتم عنوان مقاله را نیمه‌کاره رها کنم و متن را به پایان برسانم، به خاطر اینکه دوست دارم شما عنوان را با کلماتی که بهترین تناسب را با جای خالی دارد، پر کنید. همه‌ی ما در مسیرها و در مراحل مختلف زندگی افراد منحصر به فردی هستیم؛ بنابراین عبارتی که در جای خالی می‌آید معنای متفاوتی برای هر یک از ما خواهد داشت. 

اگر شما به طور حرفه‌ای مشغول به کار هستید، چرا در شغلی که اکنون دارید، کار می‌کنید؟ 

آیا به دلیل علاقه‌مندی به این زمینه است و این‌که شما را به رضایت زیادی می‌رساند؟ یا به خاطر این است که در دانشگاه تحصیل کردید و تنها شغلی که برای این مهارت‌ پیدا کردید این بوده و در نهایت استخدام شدید؟ شاید به خاطر پولی است که شما به دست می‌آورید یا می‌دانید که می‌توانید از این مسیر درآمد کسب کنید؟ 

دو یا سه سال دیگر به مرحله پیش از بازنشستگی رسیده‌اید و با خود می‌گویید که چطور به دنبال بازنشستگی هستم؟ آیا همه کارهایی که می‌خواستید در سی یا چهل سال گذشته انجام دهید را انجام داده‌اید؟ همه‌ی اهداف یا آرزوهای انجام نشده؟ آیا با توجه به همه‌ی تصمیمات و خطراتی که اتخاذ کردید از فرجام زندگی خود تا آن روز شادمان هستید؟ 

آلودگی صوتی

نویسنده: 
رحیم خورشیدی

امروزه مفهوم شهروندی به یکی از مهمّ‌ترین ایده‌های سیاسی عصر ما تبدیل شده است. شهروندی ایده‌ای است که بی‌درنگ هم حق افراد را برای برخورداری از حقوق به رسمیت می‌شناسد و هم مسؤولیّت‌های جمعی‌شان را که اداره با ثبات امور بر آنها مبتنی است.

از جمله حقوق له و علیه شهروندان آزار ندیدن و آزار‌نرساندن است. آلودگی آب، هوا، خاک، محیط زندگی، و آلودگی صوتی و ... از جمله آزارهایی هستند که شهروندان با آن مواجه هستند.

در این‌جا به آلودگی صوتی خواهیم پرداخت، طبق قاعده زرّین «لا ضرر و لا ضرار» از ضرر رسانیدن به‌خود و دیگران نهی شده است.

آلودگی صوتی عاملی برای پریشانی و سلب آرامش و آسایش از شهروندان است که بارها از این آزار شکوه داشته و نالیده‌اند، از جمله: 

- مهمانان بعد از اتمام شب‌نشینی تا نیمه شب، بعد از خداحافظی‌های مکرّر موقع حرکت ماشین، راننده اقدام به بوق زدن می‌کند ...! راننده محترم فکر نمی‌کند نیمه‌شب موقع استراحت همسایه‌هاست؟!

صحنه هايى آخر الزمانى و دلخوشى هاى ايمانى

نویسنده: 
فرزاد ولیدی

ساعت ٢ بعد از ظهر بود، همين كه سلام نماز ظهر را دادم، موبايلم زنگ خورد، يكى از دوستانم بود. با سراسیمگى گفت: «پدر كاك آرمان جعفرى فوت كرده است، مى خواهم به بيمارستان بروم، با خود گفتم شاید تو هم بيايى». من هم كه روز قبل احوال پدر كاك آرمان را از خودش جويا شده بودم، انتظار چنين خبرى را نداشتم؛ اما غافل از اينكه مرگ خبر نمیکند؛ ذکر «إنَّا لله و إنَّا إليه راجعون» را بر زبان آوردم و گفتم حتماً مى آيم.
وقتی با دوستم به بيمارستان توحيد و جلو درب سردخانه رسيدم، با صحنه‌ى بسيار عجيبى مواجه شدم. خانمى از اقوام متوفّى با صداى بلند به همه مى گفت: «به خاطر خدا از هم فاصله بگيريد، نزديك هم نشويد كه مصيبت دوچندان نشود». برخلاف معمول كه بستگان متوفّى در چنين حالاتى دوست دارند همديگر را در آغوش بگيرند تا از درد و آلامشان كاسته شود؛ اینک كسى جرأت نزديك شدن به دیگری را نداشت.

هفتم تیر ماه و بمباران شیمیایی سردشت!

نویسنده: 
جلیل بهرامی نیا

با حکمت الهی انتخاب می‌شوی برای موجود شدن، موجودی به نام انسان و در نتیجه رفتار سهل‌انگارانه‌ی جد نخستین‌ات، باید راهی کهکشان راه شیری، منظومه‌ی شمسی و کره‌ی خاکی شوی؛ در این کره پهناور نیز قسمت‌ات مرزنشینی می‌شود؛ مرزی در یک تقاطع هویتی-سیاسی؛ زمانی سرزمینت رزمگاه هخامنشیان و رومیان، زمانی پیکارگاه ساسانیان و عرب‌های مسلمان، زمانی صحنه کشاکش خوارزمشاهيان و خلافت عباسی، زمانی رزمگاه مغولان و عباسیان، سپس میدان هم‌ستیزی ایلخانان و ممالیک و زمانی سنگ آسیاب صفویه و عثمانی و افشاریه و عثمانی می‌شوی و امنیت و معیشت و جان و نانت در آتش نزاع می‌سوزد و به علّت تفاوت هویّتی، از هر دو سو مورد بدگمانی و گاه هدف خشم انتقامی قرار می‌گیری!

هفتم تیر کرونایی

نویسنده: 
جلال معروفیان

امروز شنبه ٧تیرماە ١٣٩٩ سالگرد فاجعه‌ی قرن ۲۰ یعنی بمباران شیمیایی شهری کوچک و محروم و ‌مظلوم، شهر تاول‌زده‌ی «سردشت» است.
این شهر، ۳۳ سال پیش همانند این روزهای کرونایی، با هجوم سلاح‌های مرگبار کشتار جمعی رژیمی خونخوار و دیکتاتور، یعنی رژیم بعث عراق به ‌خاک و خون کشیده‌ شد و ریه‌ها‌ و شُش‌های هزاران زن و مرد این شهر به میکروب‌های شیمیایی و گازهای خردل آلوده شد و هنوز هم صدای خش‌‌خش ریه‌های آنان را کسی جز مردم این شهر نمی‌شنود.

این روزها، که شیوع ویروس کرونا، سر و صدایی در عالم به‌پا کرده و لحظه به ‌لحظه، اخبار آن در رسانه‌های جهان با دقّتی بسیار منتشر می‌شود، دقیقاً شهر سردشت، ۳۳ سال پیش اجباراً میزبانِ مهمانی ناخوانده از همین نوع بود، که شباهتی عجیب به این ویروس داشت.

پناهجو

نویسنده: 
ادیبه نصری

 جنگ بود. جنگ، هم با ما بود و هم با ما جنگ بود ... ما کودک بودیم. جنگ را نمی‌دانستیم و نمی‌خواستیم .مرز‌بان و مرز‌نشین بودیم. فرقی نمی‌کرد که جنگ با ما یا با ما جنگ. درگیر شده بودیم. مرز این‌گونه است .توپ از هر طرف بیندازند روی خط می‌ایستد  ....
مرز درد دارد، وسوسه‌انگیز است، دردسر دارد ... جنگ بود. جنگ با همسایه، انگار جنگ خانه‌ات است .جنگ از جانب همسایه جنگ با خودت است ... جنگ بود. ما، هم در جنگ بودیم و هم میزبان اهالی در به در سرزمین طرف جنگ
به او می‌گویند «دشمن» ... ما میزبان و پناه مردم کشور دشمن بودیم...
پدر جبهه نرفته بود. دستانش تهی بود. عیال‌وار بود. با خاک دم‌ساز و درگیر بود. از دل خاک سنگ می‌کاویید ... سنگ سخت را «نان» می‌کرد .
جبهه‌ی او آن‌جا بود ...
نان در مرز یعنی خون، یعنی رنج  ...

سخنی صریح و بی‌پرده با همشهریانم!

اگر بدون ماسک از خانه خارج می‌شوید، اهل تردّدهای غیرضروری هستید، بر خلاف پروتوکل‌ها در مجالس عروسی، عزا و مهمانی‌های خالی از فاصله‌ی اجتماعی حاضر می‌شوید، حتماً مقایسه ذیل را انجام دهید:
برابر آمار رسمی از سال 1390 تا 98 سالیانه بین 790 تا 900 نفر در شهرستان مهاباد فوت کرده‌اند. یعنی به طور متوسط روزانه 2/3 نفر!
حالا این را مقایسه کنید با تعداد آگهی‌های ترحیمی که روزانه در کانال مجلس ترحیم قرار می‌گیرد.
اگر این کار را بکنید حتماً مانند من مبهوت و حیرت‌زده می‌شوید!

سخاوتمندی

نویسنده: 
حسن قادری

همّت و مروّت هرکسی به اندازه‌ی کدخدایی او باشد و سلطان کدخدای همه جهان باشد و همه‌ی پادشاهان زیردست او باشند، پس واجب کند که کدخدایی او و همّت و مروّت و خوان و صلت او بر اندازه‌ی او باشد و از همه‌ی پادشاهان بیشتر و نیکوتر باشد.
در خبر است که فراخ داشتن نان و طعام بر خلق خدای عزوجل در بقاء عمر و ملک و دولت بیفزاید.
و در تواریخ انبیاء (ع) چنان است که موسی (ع) با چندان معجزات و کرامات و منزلت به فرعون فرستادند و هر روز مراتب خوان فرعون چهار هزار گوسفند بوده است و چهارصد گاو و دویست شتر و در خورد این مرغ و ماهی و بواود و قلایا و حلواها و هر چیز و همه‌ی اهل مصر و لشکر بر خوان او هر روز طعام خوردندی و چهارصد سال به خدایی دعوی می‌کرد و این خوان می‌نهاد.

همزمانی محتوا