اجتماعی

خانه، تنها قلمرو زن نیست

آیا گریز زن و نیازش به حضور در اجتماع، نتیجه احساس بیگاری و رنج‌های خانه‌داری و بی‌ارزش قلمداد کردن کار خانه‌داری ست یا حضور و مشارکت فعال زنان در جامعه، جزو وظایف آنان و در جهت رشد و متعالی شدن‌شان است؟

در خصوص تأثیر حضور زن در خانه می‌توان گفت: مهر مادری، سرآمد و سمبل همه محبت‌های انسان در جهان هستی است و از طرفی، زن به منزله ضرورتی از جنس هواست که وجودش برای حیات عاطفی و جنسی مرد ضروری است اما با این حال، زن از نظر اسلام یک انسان توانمند و مستقل و مکمل رشد است

سفسطه‌ی مسؤولیّت/تقصیر

گردآورنده: 
فرزان خاموشی

بسیاری از افراد در پذیرش مسؤولیّت مشکلاتشان مردّد هستند، زیرا گمان می‌کنند پذیرش مسؤولیّت یک مشکل به معنای مقصّربودن به خاطر آن مشکل است. در فرهنگ ما مسؤولیّت و تقصیر معمولاً در کنار هم می‌آیند امبا اینها یک چیز نیستند. اگر من با ماشینم به شما بزنم هم مقصر هستم و هم مسؤول هستم که خسارات وارده را جبران کنم، حتّی اگر تصادف من با شما کاملاً سهوی بوده باشد، همچنان مسئولیّتش با من است. تقصیر در فرهنگ ما این‌طور معنا می‌شود، اگر خراب‌کاری کردید باید درستش کنید، باید هم همین باشد. امّا مشکلاتی هم هست که تقصیر ما نیست  هرچند هنوز به خاطرشان مسؤولیم

خطرناکتر از كرونا

 حدود یک سالی است که به بهانه‌ی درس و مدرسه، کمتر کودک، نوجوان و جوان و خانواده‌ای است که به ‌اینترنت، گوشی هوشمند و... دسترسی نداشته باشد و شبانه‌روز با آن دست‌وپنجه نرم نکند. 

درس و مدرسه و معلّم، با همه‌ی کمبودها، کاستی‌ها، ضعف‌ها و مشکلات مادّی ومعنوی هنوز هم ارزش و جایگاه خود را در ذهن و دل خانواده‌ها و بزرگان داشته و دارد؛ امّا در طول یک سال گذشته تحصیلی و نیز با شروع سال جاری «کرونا ویروس»، موجب شد شکاف بین خانه و مدرسه و روابط روحی-روانی و ارتباط فیزیکی بین معلّم و دانش‌آموز عمیق‌تر و گسترده‌تر شود

راهکار اسلام برای جلوگیری از خودکشی

نویسنده: 
حامد عطار
ترجمه: 
اصلاحوب

- اگر انسان پس از مرگ نابود می‌شد خودکشی راه حل مقبولی برای رهایی از تنگناهای دنیایی بود.

-درد و رنج‌های دنیا هر چند بزرگ و مهم باشد در مقایسه با عذاب آخرت ناچیز است. 

-کسی که خودکشی کرده است در روز قیامت به او دستور می‌دهند تا صحنه‌ را بازسازی کندو با همان حالت وارد آتش می‌شود و در آن می‌ماند. 

-صله‌ی رحم و دیدار با خویشان و آشنایان و تعامل مثبت با مسلمانان شرط برقراری روابط اجتماعی سالم است و از اضطراب و افسردگی جلوگیری می‌کند.

خودکشی نشان‌دهنده‌ی تنگناهای دنیا و فرار از زندگی و ناتوانی در رویارویی با بحران‌های شدید زندگی است. عوامل این بحران که انسان را به خودکشی وادار می‌کند متفاوت است؛ رسوایی، فقر شدید، ستم، احساس ناتوانی در برابر ستم و سرکوب از مهم‌ترین عوامل این پدیده هستند.

در سوگ دو نادره‌مرد بلوچ

هنوز در شوک فقدان نخبه‌ی فقید، مرحوم مهندس مهراب امرا بودیم، که خبر تلخ دیگری واصل شد. مولوی ملک محمد ملازهی، از علما و معتمدین خوشنام و سرشناس بلوچستان درگذشت. إن القلب لیحزن وإن العین لتدمع وإنا علی فراقهما لمحزونون ... ولا نقول الا ما یرضي ربنا .. إنا لله وإنا إلیه راجعون. 

روانشاد مهندس امرا از کنشگران پیشرو فرهنگی اجتماعی بلوچستان بود. او در کنار خدمت به ادبیات زبان مادری، در قالب سرودن شعر و مشاركت در انتشار ترجمه‌ی قرآن مجید به زبان بلوچی، در بزنگاه سوانح و مصایب مردمش، در قامت یک امدادگر خستگی‌ناپذیر در کارزارهای خیریه و امدادی ایفای نقش می‌کرد.

اخوان‌المسلمین‌ و مسائل اجتماعی

نویسنده: 
هشام جعفر
ترجمه: 
اصلاحوب

تصور کنیم جماعت اخوان‌المسلمین مصر در دهه‌ی پنجاه یا شصت به قدرت رسیده بود چه سیاست‌های اقتصادی را دنبال می‌کرد؟ آیا شیوه‌ی سوسیالیستی را در پیش نمی‌گرفت؟ یا به اصطلاح مصطفی سباعی مراقب عام اخوان سوریه در سال ١٩٦٠«سوسیالیزم اسلامی» را به جای نیولیبرالیسم که محمد مرسی در دوره‌ی کوتاه زمامداری خود در پیش گرفته بود دنبال نمی‌کرد؟

در این مقاله می‌خواهیم الگوی تفسیری برای سیاست‌های اقتصادی اجتماعی یک جماعت ایدئولوژیک را بیان کنیم که نقش مهمی در تاریخ مصر مدرن ایفا کرده است

لختی برای زاگرس و بلوطها در فرمول يك

در بيستمين روز تيرماه و در بحبوحه‌ی كرونا و حريق‌های زاگرس، به دعوت سيّدعلی ضياء، مهمان عوامل خوب «فرمول يك» بودم تا راوی زاگرس و چالش‌هايش باشم.

آنچه وقت مجال داد از نامهربانی‌ها در قبال زاگرس و چالش‌های پيش رو گفتم و همچنين از اوضاع زاگرس‌نشينان و هژمونی امنيتی در جغرافيای آنان.

از نابسامانی ادارات متولّی و نابرابری نيروی حفاظتی و حجم چالش‌ها و نيز از ناموزونی حقوق و مزايا در قبال فشارها و تنش‌ها و كنش‌های جنگلبانان و محيط‌بانان و البتّه مسؤولان مسؤوليت‌شناس و مسؤولان نمك‌نشناس و مسؤوليت‌گريز و كم‌خرد نيز سخنی اضافه شد.

بیشتر از زندگی چیزی وجود دارد که ...

نویسنده: 
لئون هو

تصمیم گرفتم عنوان مقاله را نیمه‌کاره رها کنم و متن را به پایان برسانم، به خاطر اینکه دوست دارم شما عنوان را با کلماتی که بهترین تناسب را با جای خالی دارد، پر کنید. همه‌ی ما در مسیرها و در مراحل مختلف زندگی افراد منحصر به فردی هستیم؛ بنابراین عبارتی که در جای خالی می‌آید معنای متفاوتی برای هر یک از ما خواهد داشت. 

اگر شما به طور حرفه‌ای مشغول به کار هستید، چرا در شغلی که اکنون دارید، کار می‌کنید؟ 

آیا به دلیل علاقه‌مندی به این زمینه است و این‌که شما را به رضایت زیادی می‌رساند؟ یا به خاطر این است که در دانشگاه تحصیل کردید و تنها شغلی که برای این مهارت‌ پیدا کردید این بوده و در نهایت استخدام شدید؟ شاید به خاطر پولی است که شما به دست می‌آورید یا می‌دانید که می‌توانید از این مسیر درآمد کسب کنید؟ 

دو یا سه سال دیگر به مرحله پیش از بازنشستگی رسیده‌اید و با خود می‌گویید که چطور به دنبال بازنشستگی هستم؟ آیا همه کارهایی که می‌خواستید در سی یا چهل سال گذشته انجام دهید را انجام داده‌اید؟ همه‌ی اهداف یا آرزوهای انجام نشده؟ آیا با توجه به همه‌ی تصمیمات و خطراتی که اتخاذ کردید از فرجام زندگی خود تا آن روز شادمان هستید؟ 

آلودگی صوتی

نویسنده: 
رحیم خورشیدی

امروزه مفهوم شهروندی به یکی از مهمّ‌ترین ایده‌های سیاسی عصر ما تبدیل شده است. شهروندی ایده‌ای است که بی‌درنگ هم حق افراد را برای برخورداری از حقوق به رسمیت می‌شناسد و هم مسؤولیّت‌های جمعی‌شان را که اداره با ثبات امور بر آنها مبتنی است.

از جمله حقوق له و علیه شهروندان آزار ندیدن و آزار‌نرساندن است. آلودگی آب، هوا، خاک، محیط زندگی، و آلودگی صوتی و ... از جمله آزارهایی هستند که شهروندان با آن مواجه هستند.

در این‌جا به آلودگی صوتی خواهیم پرداخت، طبق قاعده زرّین «لا ضرر و لا ضرار» از ضرر رسانیدن به‌خود و دیگران نهی شده است.

آلودگی صوتی عاملی برای پریشانی و سلب آرامش و آسایش از شهروندان است که بارها از این آزار شکوه داشته و نالیده‌اند، از جمله: 

- مهمانان بعد از اتمام شب‌نشینی تا نیمه شب، بعد از خداحافظی‌های مکرّر موقع حرکت ماشین، راننده اقدام به بوق زدن می‌کند ...! راننده محترم فکر نمی‌کند نیمه‌شب موقع استراحت همسایه‌هاست؟!

صحنه هايى آخر الزمانى و دلخوشى هاى ايمانى

نویسنده: 
فرزاد ولیدی

ساعت ٢ بعد از ظهر بود، همين كه سلام نماز ظهر را دادم، موبايلم زنگ خورد، يكى از دوستانم بود. با سراسیمگى گفت: «پدر كاك آرمان جعفرى فوت كرده است، مى خواهم به بيمارستان بروم، با خود گفتم شاید تو هم بيايى». من هم كه روز قبل احوال پدر كاك آرمان را از خودش جويا شده بودم، انتظار چنين خبرى را نداشتم؛ اما غافل از اينكه مرگ خبر نمیکند؛ ذکر «إنَّا لله و إنَّا إليه راجعون» را بر زبان آوردم و گفتم حتماً مى آيم.
وقتی با دوستم به بيمارستان توحيد و جلو درب سردخانه رسيدم، با صحنه‌ى بسيار عجيبى مواجه شدم. خانمى از اقوام متوفّى با صداى بلند به همه مى گفت: «به خاطر خدا از هم فاصله بگيريد، نزديك هم نشويد كه مصيبت دوچندان نشود». برخلاف معمول كه بستگان متوفّى در چنين حالاتى دوست دارند همديگر را در آغوش بگيرند تا از درد و آلامشان كاسته شود؛ اینک كسى جرأت نزديك شدن به دیگری را نداشت.

همزمانی محتوا