اجتماعی

حقوق بشر در قرآن

در بخش «حقوق عمومی» که در پایین می‌آید توضیحاتی داده می‌شود در مورد اینکه قرآن حقوق اساسی را که همه‌ی انسان‌ها باید از آن‌ها برخوردار باشند تأیید می‌کند زیرا این حقوق آنچنان عمیقا ً در انسانیت ما ریشه دوانده که انکار یا نقض آن‌ها برابر است با نفی یا کم ارزش کردن چیزی که ما را انسان می‌کند. از دیدگاه قرآن، این حقوق به وجود آمدند زمانی که ما به وجود آمدیم؛ آفریده شدند زمانی که خداوند ما را آفرید تا بالقوه‌ی انسانی ما به بالفعل در آید. حقوقی که خداوند ایجاد کرده یا به ما داده، هیچ حاکم دنیوی یا قدرت بشری نمی‌تواند آن‌ها را از میان بر دارد

حرمت بیت‌المال

نویسنده: 
حسن قادری

امروزه در جهان معاصر حفظ بیت‌المال به روش‌های گوناگونی صورت می‌گیرد؛ حساب‌رسی از هیأت حاکمه، عوامل اجرایی، بررسی دخل و خرج و هزینه و فایده‌ی طرح‌ها و پروژه‌ها از جمله‌ی این موارد است که توسط مجلس و نظارت سازمان برنامه و بودجه و بازرسان اقتصادی صورت می‌گیرد. با مقایسه‌ای بین روش‌های قدیمی‌ و حال پی می‌بریم که حرمتی که در زمان قدیم بعضی از حکام نسبت به حفظ و حراست بیت‌المال داشته‌اند، هم اکنون کمرنگ شده و یا کمتر ملاک و معیار شایستگی و امتیاز برای دولتمردان در دوران حاکمیّت‌شان قرار گرفته است

کولبری، ضرورت عزیمت از روایتی صرفاً تراژیک به یافتن راهکاری استراتژیک

طی روزهای اخیر پس از وقوع حادثه دلخراش کشته شدن چند کولبر در اثر سقوط بهمن در ارتفاعات نزدیک سردشت، شاهد یک بروز یک موج همدردی این‌بار فراتر از مناطق کردنشین، یعنی در گستره‌ای وسیع‌تر در سطح کشور بوده‌ایم و البته همچنان هستیم. هرچند نیک می‌دانیم این نخستین بار نبوده است که کولبر و کولبرانی بصورتی این‌چنین تراژیک جان خود را از دست می‌دهند؛ اما گویی این‌بار چون علت ظاهری و

روایتی کوتاه از هم‌سفری با کولبران

نویسنده: 
امیر ارسلان خضری

اپیزود اول:

بعد از ٤٥ روز، همه‌ی کتاب‌هایی را که همراهم بود خوانده بودم و با هماهنگی‌هایی که انجام دادم، برای تعویض کتاب‌هایم، زیر آفتاب خوشایند ٢٥ اسفندماه ٩٣، از حصارِ دورترین پاسگاه مرزی، پای پیاده، به دلِ طبیعت مسحورکننده‌ی صفرترین نقاطِ مرزی زدم. تا رسیدن به مسیرِ ماشین‌رو ١٠ کیلومتر راه بود.

اپیزود دوم:

به اولِ مسیر ماشین‌رو رسیدم و شاهد حجم انبوهی از ماشین‌های تویوتای باری (پانکی)، جیپ و مینی‌بوس‌هایی بودم که سرشار از آدم‌ها، به‌سوی بازارچه‌ی مرزی، خلاف مسیر من، می‌تاختند و من با لبخندی به همه‌ی آن‌ها سلام می‌دادم و هم‌چنان پیاده به‌سوی مریوان پیش می‌رفتم.

برای کولبران خاموش کرد

دیریست که کولبران کرد به شیوه‌های مختلف جانشان و در نتیجه حقوق اولیه‌اشان را برای تامین معاش روزانه‌ی خود و خانواده، بر کف دست نهاده و متأسفانه در نهایت آن‌را از دست می‌دهند. هر روز این قربانیان اقتصاد بیمار کشور، در سخت‌ترین شرایط و با وصف اطلاع از مخاطرات راه، پای در مسیری بدون بازگشت می‌گذارند. اینان نه قاچاقچی به معنای واقعی آن و نه مختل‌کننده‌ی اقتصاد کشورند. در واقع اجیرشدگانی دستمزد بگیرند که در پی نان روانند. اغراق نیست که گفته شود در غیاب آنان هم باری آنچنانی از حجم قاچاق کشور برداشته نمی‌شود.

نان سواره است و مردمی پیاده: در ماتم کولبران

خبر دردناگ مرگ کولبران در زیر آوار بهمن و دیدن تصاویر ارسالی از سوی یک مخاطب عزیز و دردمند (م. زارعی)، ناخودآگاه مرا به یاد نفرینی قدیمی انداخت که می گفت: «الاهی نان سواره باشد و تو پیاده!» ناخودآگاه، به این فکر افتادم که پندار بخش قابل‌توجّهی از مردم ما نفرین زده‌اند که این چنین باید جان بر کف بگیرند و به دنبال نان بدوند! آخر چهار جوان کرد در راه "نان" جان از دست داده‌اند! کولبران گاهی روی مین می‌روند و گاهی با شلیک گلوله و گاهی نیز به دست این‌گونه حوادث طبیعی جان از کف می‌دهند.

رژه‌اتان چه زیبا بود ای مردان خدایی

حادثه‌ای اتفاق افتاد اما این اقیانوس‌دلان سردشتی بودند که پای در جاده‌ی ایثار نهادند تا مکتب و مشرب فکری مهربانانه‌ی درازدامن خود را در سردترین شب سال، چنان گرم کنند که دایرةالمعارف‌ها در مقابل آن کم بیاورند!

اینجا بیوران سردشت است، آنجا که بزرگ خواننده‌ی کورد -حسن زیرک- بهشت کوردستانش خوانده بود و رژیم بعث، به جرم مقاومت بلوط‌گونه‌ی مردمانش، در هفتم تیر ۶۶ با بمب شیمیایی، شهر را بر سر شهروندانش آوار کرد و علف هرز خردل را در وجب به وجب خاکش به گمان انقراض نسلشان، کاشت!

بهمن بی‌عدالتی بر شانه‌‌‌های کولبران

نویسنده: 
صلاح الدین خدیو

فجایع انسانی فربه‌تر از مرزهای زبانی و نژادی و قومی و مذهبی هستند.

فاجعه هنگامی که رخ می‌دهد، با زبانی تلخ تمام بشریت را مخاطب قرار می‌دهد.

از این حیث فرقی نیست بین فاجعه‌ی پلاسکو و سیل بلوچستان و آوار شدن بهمن روی کولبران کردستان.

فاجعه‌ی بزرگتر اما زمانی رخ می‌دهد که قهر طبیعت با کولبران را شایسته‌ی همدردی بدانیم ولی شلیک‌های کور و گاه و بیگاه به جان کولبران را قانونی بنامیم.

اگر پلاسکو نماد فروریزی تجدد و بیماری ساختارها بر بستر یک شهر سست بنیاد است، کشتار کولبران نشانه انحطاطی بزرگتر است.

تبعیض رسانه‌ای

متأسفانه‌ نوع پرداخت روزنامه‌نگاران استان آذربایجان غربی به تراژدی جان‌باختن کولبران در سردشت به هیچ وجه در حد و اندازه‌ی توانایی‌های موجود این استان در عرصه‌ی رسانه‌ای نبود.

بیشتر دوستان یا از کنار این مسئله بی‌تفاوت گذشتند و یا با بارگزاری یک خلاصه‌ی خبر مختصر به خیال خود رسالت و مسئولیت اجتماعی و انسانی خود را ادا کردند.

متأسفانه مسئولیت اجتماعی رسانه‌نگاران استان ما در برابر عامل مخربی بنام قومیت و«هر آنکه از ما نیست برای ما نیست»

موضوع جان مردم است نه رفاه

نویسنده: 
جلال معروفيان

انا لله و انا اليه راجعون

تراژدى درگذشت و جان‌سپارى تعدادى از همشهريان عزيزم كه از طبقه‌ى محروم، رنج‌ديده و زجركشيده بودند، آسمان آبى و زمين سرسبز سردشت را در فصل سفيد و يک‌رنگ زمستان، سياه‌پوش نمود و مردم اصيل و نجيب اين ديار ديرين و باستانى كوردستان غرق ماتم و عزا شد كه البته چنين رويدادهايى، تنها نمايشگر گوشه‌ى بسيار كوچكى از اقيانوس ناپيداى مصائب و مشكلات مزمن اين مردم در طول تاريخ است. 

همزمانی محتوا