اهل سنت ایران

دعوتگرى بر مسیر استقامت

گاهی در زندگى انسان‌ها اتّفاقاتی رُخ مى‌دهد كه نمى‌توان آن‌ها را به راحتی فراموش كرد. خوب به یاد دارم كه سنّم كمتر از ١٠ سال بود، در كوچه‌ى محلّه‌ى قدیمى مان با بچّه‌ها مشغول بازى بودیم. در اوج هیجان بازى، شخصى كه هنوز محاسن جوانى‌اش كامل نشده بود، با مهربانى هرچه تمامتَر صدایمان كرد و از ما خواست كه بعد از بازى به مسجد رفته و در كلاس‌هاى قرآن فصل تابستان شركت كنیم؛ بسیارى از بچّه‌ها ایشان را مسخره كرده و با بى‌تفاوتى بازى خود را ادامه دادند؛ امّا بعد از بازى، من و چند نَفَر از بچّه‌ها به مسجد رفته و با خیل عظیمى از همسن و سال‌هاى خود روبرو شدیم که به دعوت ایشان به مسجد آمده بودند.

به یاد روان‌شاد ماموستا عبدالله احمدیان-رحمةالله علیه-

نویسنده: 
جلیل بهرامی‌نیا

امروز سالگرد وفات جناب ماموستا احمدیان است؛ عالمی کم‌نظیر، زمان شناس، فروتن و خدمتگزار که نامش در تاریخ فرهنگ ایران و کردستان جاودان خواهد ماند!
  سال‌های آغازین دهه هفتاد شمسی و در زمانی که حس غریبی و رنجیدگی از زندگی در این کشور، بر روانم سنگینی می‌کرد و انبوه تجارب ناخوشایند قومی-مذهبی، روحیه‌ای مرکب از یأس و انزوا بر درونم حاکم کرده بود، در یکی از کتابفروشی‌ها کتابی توجّهم را به خود جلب کرد: «سیمای صادق فاروق اعظم»!
عنوانی که با ناباوری و شگفتی بارها مرورش کردم و آن را شربت‌وار نوشیدم!

یاد یار دیرین

نویسنده: 
ناصر صادقی

«استاد ماموستا ملا محمّد کوهی» بدون تردید یکی از برجسته‌ترین طلبه‌های مدارس علوم دینی اورامانات در دهه‌ی ۶۰ شمسی بود. جوانی با فیزیک بدنی مناسب و بسیار خوش‌سیما، با محاسنی آراسته به آرامش، طلبه‌ای مستعدّ، مدرّسی بزرگ در عنفوان جوانی، مفسّر و روشنگر تفسیر «في ظلال القرآن» شهید سید قطب که در آن زمان ترجمه‌ی فارسی نداشت، برای دیگر دوستان طلبه‌اش در مدرسه‌ی علوم دینی امام محمّد غزالی پاوه که با مدیریت شخصیت خوشنام اهل سنّت ایران و چهره‌ی ماندگار جماعت دعوت و اصلاح «ماموستا ملا احمد بهرامی حفظه الله تعالی»، اداره می‌شد.

در فضیلت استاد مصطفی خرّم‌دل

نویسنده: 
صلاح قاسمیانی

دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را

  کرونا به شخصیّت محبوب ما، دکتر خرّم‌دل هم رحم نیاورد و او را نیز آسمانی نمود. 

از صمیم قلب برای عروج ملکوتی دکتر اندوهناک و متأثّرم. با توجّه به ارتباطات خانوادگی و همسایگی چند ساله‌ی دیوار به دیوار با ایشان و ارجاع بازبینی کتاب الله به این‌جانب، قبل از تحویل به ناشر، توفیق یار بود که از فیض همراهی و البتّه شاگردی ایشان بهره ببرم.

پیچیده‌ترین راز هستی؛ یعنی مرگ از نظرگاه ما غایب است و در پرده! تا آن‌گاه که بی‌سر و صدا از راه می‌رسد و ناگهان عزیزی را با خود می‌برد و ما را در شوک از دست دادنش فرو می‌برد. 

دعوتگری از جنس آفتاب

در این سال‌ها، دو مسئله‌ی مهمّ و اساسی همواره ذهن مرا به خود مشغول داشته است و هرگز نتوانسته‌ام به‌گونه‌ای با آن دو کنار آیم که موجبات آرامش درون را از آن حاصل کنم. با گذشت زمان و تعمیق موضوع و ناکامی در یافتن راه برون‌رفت از آن – که به نظر من ریشه در تبعیت از هوای نفس دارد- عدم آرامش درونی ناشی از آن دو چندان گشته است.

این دو مسئله، یکی فعّالیّت افراد در کسب ثروت به صورت فردی و جمعی و عدم هزینه‌ی آن در راه خداست، و دیگری، عدم وحدت و همگرایی جماعت‌های دینی است.

در وصف استاد خرّم‌دل

نویسنده: 
فاروق فتحی

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

یاد باد آن روزگاران یاد باد

سال ١٣٦٨ در «دانشکده‌ی تربیت دبیر سنندج» که زیر نظر دانشگاه رازی کرمانشاه اداره می‌شد و بعدها به «دانشگاه کردستان» تغییر نام یافت به خدمت استاد شرفیاب شدیم.

 مردی موقر و آرام که با لبخند شیرین چهره‌ی مشعشع به نور ایمانش، دل را می‌ربود و جان را می‌نواخت. در وقت‌شناسی کمتر کسی از اساتید را چون ایشان یافته‌ام. دقیقاً سر وقت در کلاس حضور می‌یافت و مستمعان مشتاق را از دریای علم و اخلاقش سیراب می‌کرد.

در سوگ استاد قرآن‌پژوه و اخلاق‌مدار علامّه دکتر مصطفی خرّم‌دل

بٳسم الذی كُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ

نمی‌دانم حديث‌نامه چونست               

همی بینم كه عنوانش به خونست

قال الشاعر و صدق: 

نَعَى نَاعِيَا عَمْرٍو بِلَيْلٍ فأسْمَعَا

فَرَاعَا فُؤَاداً لاَ يَزَالُ مُزَوَّعاَ

مَضَى فَمَضَتْ عَنِّي بِهِ كُلُّ لَذَّةٍ        

تَقَرُّ بِها عَيْنَايَ فانْقَطَعَا مَعا

مَضَى صَاحِبيِ واسْتقْبلَ الدَّهْرُ مَصْرَعِي     

ولاَ بُدَّ أنْ ألْقَي حَمامِي فأُصْرَعا

قال آخر:

إذَا ما دَعَوْتُ الصَّبْرَ بَعْدَكَ والبُكا      

أجابَ البُكا طَوْعاً ولَمْ يُجِبِ الصَّبرُ

فإِنْ يَنْقَطِعْ مِنْكَ الرَّجاءُ فإِنَّهُ           

سَيَبْقَى عَلَيْكَ الْحُزْنُ ما بَقِيَ الدَّهْرُ

پیری و فرزانگی

برخلاف تصوّر عامّه‌ى آحاد جامعه از كهنسالى و پيرى، که رسيدن به اين مرحله از حيات را بر نمى‌تابند؛ كهنسالى و پيرى نعمتى است كه شامل حال هر كسى نمى‌شود، و رسيدن به اين مرحله دستاوردهای ارزشمندی برای آدمی داشته و می‌بایست مورد توجّه قرار گيرد.

در وداع استاد

نویسنده: 
هیوا راشدی

خبر رحلت استاد بزرگوار، عالم متعهّد و مفسّر وارسته و قرآن‌پژوه، «استاد مصطفی خرّم‌دل» مرا بسیار اندوهگین و متٲلّم کرد. از این جهت که امثال ایشان را باید گرد شهر با چراغ جست و فقدان چنین بزرگانی خلٲیی بزرگ در جامعه ایجاد می‌کند که جبرانش بسیار مشکل است.

یتیمی از نوع دیگر!

نویسنده: 
رحیم خورشیدی

انسان در زندگی گاهی پدری غیر از پدری زیستی‌اش دارد و آن پدر معنوی است. دکتر مصطفی را نوروز ۵۸ شناختم آن زمان که در دانشگاه کردستان تدریس می‌کرد و ایام تعطیلات نوروز به زادگاهش مهاباد برگشته بود، در مسجد حاج سیّدبایزید طبقه‌ی بالا کلاس آموزش عربی گذاشته بود و من که ۱۵ سال داشتم یکی از نوآموزان کلاس ایشان بودم.

همزمانی محتوا