تاریخ

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی هفدهم و پایانی(آخرین روزها)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

پس از فتح مكّه محمّد تبدیل به بزرگترین قدرت بدون رقیب در عربستان گشته بود و شهرهای بزرگ مكّه و مدینه در دست او بودند و پس از ساماندهی مسلمانان با لشكركشی عظیمی به سوی امپراطوری روم، ناحیه تبوك در شام را ضمیه قلمرو خود كرده و دیگر تمامی عربستان در دستان او بود و در این شرایط كه كسی توان رویارویی با وی را نداشت، تقریباً دیگر كسی جرات دست اندازی و تعرض به تازه مسلمانان را نداشت.

این موضوع سبب گردید كه از سراسر عربستان، نمایندگان قبایل به مكّه بیایند و پس از عقد اتحاد و اعلام پیمان وفادری به محمّد، مسلمان گردند؛ به نحوی كه سال نهم هجری، در منابع تاریخی به عام الوفود(سال گروه‌‌‌ها و ملت‌‌‌ها) مشهور است

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی شانزدهم (آخرین سالها...)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

محمّد در روز بیستم رمضان سال هشتم هجری و در سن ٦١ سالگی؛ پس از ٨ سال دوری از مكّه با سپاه عظیم ده‌ها هزار نفری اش به مكّه وارد گردید و مكیان از ترس جان به خانه‌هایشان پناه بردند و مكّه فتح گردید.

مسلمانان فریاد انتقام سر می‌دادند و از محمّد می‌خواستند كه دستور قصاص و انتقام خون شهیدان را صادر كند؛ اما محمّد به یكباره گفت، امروز روز مرحمت است و فرمان عفو عمومی صادر كرد. 

به زودی تمامی مردم مكّه مسلمان شدند و نیز از سراسر عربستان دسته‌دسته؛ سران قبایل به مكّه آمده و اعلام وفاداری به محمّد نموده و مسلمان شدند.

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی پانزدهم(انقلاب قلب‌ها)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

به دنبال عهد شكنی و خیانت مكّیان به پیمان صلح حدیبیه و اطلاع مسلمانان از این خیانت، ابوسفیان به همراه هیئت نمایندگی مكّه به مدینه آمد تا پیمان را دوباره برقرار کند، اما محمّد كه نمی‌توانست حق كشته شدگان بنی‌خزاعه را كه در پناه او بودند، نادیده بگیرد به ابوسفیان توجّهی نکرد و ابوسفیان كه در مدینه با مشاهده‌ی تعداد فراوان مسلمانان حیرت‌زده شده بود، در حالی كه بسیار ترسیده بود به مكّه بازگشت و قضیه را به اطلاع رؤسای طوایف و بزرگان مكّه رساند.

سال هشتم هجری:

١-حركت به سوی مكّه

سرانجام محمّد با ارتشی ده‌ هزار نفره از مسلمانان به سوی مکه حرکت کرد و در مسیر نیز هر ساعت سربازان قبیله‌های تازه مسلمان شده

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی چهاردهم(دشمنان سرسخت دیروز، نادمین امروز)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

سالهای ششم و هفتم هجری كه سال‌های آرامش و صلح و دوستی برای پیروان محمّد بود كه در این دو سال یاران محمّد(ص) از فرصتی كه در نتیجه صلح حدیبیه بدست آورده بودند استفاده كرده و به اقصی نقاط عربستان و خارج از آن رفته و پیام صلح و دوستی محمّد(ص) و آئین او را، بر مردم قبایل مختلف عربستان عرضه نموده و سبب آشنایی مردم این شبه جزیره با این دین جدید و حتّی پذیرش آئین محمّد(ص) توسط برخی از قبایل گردیدند و نیز در خارج از مرزهای عربستان، خبر ظهور پیامبری در عربستان منتشر گردید كه سبب شد هرازچند گاهی، گروهی تحقیقی از یك منطقه برای تحقیق در خصوص این پیامبر روانه مدینه شوند.

درس‌هایی از اسراء و معراج

گردآورنده: 
اصلاحوب

معجزه‌ی اسراء و معراج از بزرگ‌ترین معجزات و آیاتی است که خداوند به پیامبرش محمد اختصاص داده است. برای اهمیت این معجزه است که خداوند در دو جای کتاب گرانقدرش از آن یاد کرده است:

نخست: در سوره‌ی اسراء که در آغاز آن می‌فرماید: "سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ" [إسراء: ١]

منزّه است آن [خدايى‌] كه بنده‌اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى -كه پيرامون آن را بركت داده‌ايم- سير داد، تا از نشانه‌هاى خود به او بنمايانيم، كه او همان شنواى بيناست.

کابوسِ کُشتار و آوارگی

نویسنده: 
متین لطفی
این تصاویر، روایتِ بخشی از جنایاتِ ثبت‌شده در تاریخِ بشر به تألیفِ یک دیکتاتور، علیه یک قومِ سرکوب‌شده است. صدام حسینِ چکمه‌پوش، یکی از اسطوره‌هایِ سوسیالیسمِ نوگرایِ ستیزه‌جویِ خَشِن در تاریخِ سیاستِ رادیکالِ معاصر بود که در دور زدنِ مقبولیتِ عمومی با تکیه بر کودتای نظامی، نقشِ مهمّی ایفا نمود، و با توسّل به زورِ نامشروعش، سوژه‌های جنایی-درامِ ماندگاری را برای کُردها رقم زد؛ طوریکه از هر تصویرِ ثبت‌شده از آن جنایات، می‌توان به تکوین و تدوینِ غم‌نامه‌هایِ غم‌افزایِ درازسطری برای این قومِ محرومِ رنج‌دیده‌ی از متن‌رانده‌شده‌ی حاشیه‌نشینِ تاریخ پرداخت.

چرا عبدالناصر سید قطب را اعدام کرد؟

نویسنده: 
هشام سرای
ترجمه: 
اصلاحوب
نبرد طولانی و سخت بود و اثرات این نبرد پیش از آن که بر پیکر ضعیف سید قطب اثر کند عمرش را نشانه رفته بود. لحظات واپسین سخت و دشوار بود؛ وقتی به پیرامونش می‌نگریست جز دیوارهای سلولی که تقدیرش شده بود چیزی به چشم نمی‌آمد. تا دیروز این رفیق راه و صاحب اندیشه، قلمش را تکان می‌داد و آخرین کلمات تلخش را می‌نوشت و آسایش دشمنانش را بر هم می‌زد و در پایان آن اعدامش کردند. سید قطب در خطاب به خواهرش امنیه و همه‌ی دردمندان و همراهان راه طبق عادات همیشگی خود با مناعت طبع بالا چنین می‌نویسد:

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی پنجم(حیله و نیرنگ مکّیان)

نویسنده: 
هادی محمودی
 سال ششم و هفتم پس از بعثت:
مسلمان شدن حمزه بن عبدالمطلب پهلوان قریش و پس از آن فرزندان بسیاری از بزرگان قریش و رؤسای مكّه سبب خشم فراوان رؤسای مكّه شد و آزارها فوق‌العادّه دوچندان گردید و بیم آن می‌رفت كه بسیاری از مسلمانان بی پناه كشته شده و به قتل برسند و پیامبر چون این وضع را دید؛ بنابراین پس از برسی سایر ممالك و سرزمین‌ها در نهایت حبشه را انتخاب كرده و به پیروانش گفت برای رهایی از آزارها عرض دریای سرخ را پیموده و قدم به خاک حبشه بگذارند.
مسلمانان شب هنگام تک تک و دسته دسته؛

برکت عمر

ترجمه: 
اصلاحوب

 چه بسا انسان‌هایی که عمرهای طولانی داشتند امّا وقتی مرگ صفحه‌ی زندگی‌شان را در هم پیچید، نه کسی از آنان باقی مانده است و نه اثری وجود دارد. چه بسیار دعوتگران و مصلحانی که عمری کوتاه داشتند امّا برکات و تأثیرات آنان به همان دوران اندک زندگی‌شان محدود نمانده است. به سرور آدمیان و حبیب ربّ العالمین محمدّ مصطفی نگاه کنیم که بیست و سه سال از عمر مبارکش در راه دعوت در مکه و مدینه سپری کرد و این دو دوره‌ی کوتاه چهره‌ی زمین را تغییر داد و روند جهان را دگرگون کرد.

مروری گذرا بر تحوّلات فکری اخوان‌المسلمین(١٩٦٦ –٢٠٠٠م)

جهان اسلام در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم و ربع اول قرن بیستم میلادی، شاهد تغییراتی بود که بر اندیشه‌ی سیاسی متفکران مسلمان تأثیر بسزایی گذاشت. این تغییرات به ترتیب شامل اندیشه‌ی اصلاح ساختار خلافت، تفکیک دو نهاد خلافت و سلطنت در مجلس ترکیه، الغای خلافت عثمانی، تشکیل نظام‌های مبتنی بر اندیشه‌ی لائیک در ترکیه و... که سبب ایجاد تغییراتی در اندیشه‌ی متفکران مسلمان بود. اگر در ایام حضور دولت عثمانی، اندیشه‌ی اصلاح، ساختار کلّی خلافت را حفظ می‌کرد، دیگر بحث اصلاح مدّنظر نبود، خود اندیشه‌ی سیاسی اسلام مورد سؤال و شک و شبهه بود.

همزمانی محتوا