دین و دعوت

پاره‌ای از ویژگی‌های ایمان

 از پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم-  نقل شده است که:

 عن أبی هُرَیرَةَ رضی الله عنهُ: أنَّ رسُولَ اللهِ صلّى الله علیه وسلّم قال: «مَنْ كانَ یؤْمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیقُل خَیراً اَوْ لِیصْمُتْ، ومَنْ كانَ یؤمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیكْرِمْ جارَهُ، ومَنْ كانَ یؤْمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیكْرِمْ ضَیفَهُ.»[١]، «از ابوهریره-رضی الله عنه- روایت شده است كه پیامبر خدا- صلّی الله علیه وسلّم- فرمود: «كسی كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، ‌باید یا سخن نیك بگوید یا ساكت شود؛ و کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید همسایه‌اش را اکرام کند و کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید مهمان‌اش را گرامی بدارد.»

ایمان به قضا و قدر

تعریف قضا و قدر

علما، تعاریف متفاوتی از قضا و قدر ارایه کرده‌اند؛ برخی هر دو را یکی دانسته و برخی «قضا» را از «قدر» جدا کرده و برای هر یک تعریفی جداگانه ارایه داده‌اند. در این‌جا تعاریفی را كه از نظر ما دقیق‌تر به نظر می‌رسند ذكر خواهیم كرد:

«قضا» یعنی آفرینش موجودات توسط خداوند از روی علم، اراده و توان الهی و «قَدَر» یعنی آگاهی خدای متعال از آن‌چه در آینده برای موجودات پیش می‌آید؛ یعنی قدر با صفت علم خداوند مرتبط است.

اخلاق

«و إنّک لعلی خُلُق عظیم»

«إنّی بُعِثتُ لأُتَمِّمَ مَکارمَ الأخلاق»

«أکملُ المؤمنینَ إیماناً أحسنُهُم أخلاقاً».

    آن‌چه از یک درخت روی زمین می‌بینیم، همه‌ی درخت نیست و اتفاقاً برابر و شاید بیش‌تر از آن را که ریشه‌های درخت است و در زیر خاک قرار دارند، نمی‌بینیم. انسان نیز شبیه درخت است! ما همدیگر را از روی ظاهرمان می‌شناسیم اما واقعیت این است که تمام وجود ما همین ظاهر نیست و اساساً  ما چیزی غیر از این ظاهر هستیم!

آیات سکینه

«وقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ» [بقره:٢٤٨] 

و پيامبرشان بديشان گفت: در حقيقت، نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان است

«ثُمَّ أَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» [توبه:٢٦]

آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد.

«إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّـهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا» [توبه:٤٠]

آنگاه كه در غار [ثور] بودند، وقتى به همراه خود مى‌گفت: اندوه مدار كه خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهيانى كه آنها را نمى‌ديديد تأييد كرد.

اخلاق در بینش اسلامی

«اَخلاق» جمع «خُلُق» است. «خَلق» و «خُلُق» هم خانواده‌اند. «خَلق»: ساختار بدنی و «خُلُق»: ساختار روانی انسان است.

ساختار بدنی و ساختار روانی، قابل جایگزینی نیستند. ساختار بدنی  را می‌توان آراست و زیبا کرد. هم چنان که ساختار روانی را می‌توان بهتر و متعادل‌تر کرد. در مَثَل همانند سیاه‌پوستی که با شستشو تمیز می‌شود اما رنگ پوستش پا بر جا می‌مانَد! 

در سایه‌های سیره‌ی پیامبر

نویسنده: 
دکتر راغب سرجانی

 لحظاتی که انسان به بحث و پژوهش و خواندنِ زندگی و سیرتِ پیامبر صلی الله علیه وسلم سپری می‌نماید، براستی از ارزنده‌ترین لحظه‌های عمر به شمار می‌رود؛ زیرا زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم، زندگی درست و راستینی است که هیچ کمی و کاستی ای در آن رخ نمی‌نماید. و با همه جزئیاتش، لبریز از بهره و سود و منفعت است. براستی این زندگی با وجود همه درد و اندوه های نهفته در خود، زندگی بهره‌مندیها و بهره‌وریهاست.

جایگاه مردان و زنان در بهشت

سؤال ١: چرا در قرآن غالب نعمت‌های بهشتی برای مردان قرار داده‌شده است؟

سؤال ٢: درحالی‌که از ديدگاه قرآن، مردان در بهشت از نعمت حوریان برخوردارند اما چرا این نعمت در بهشت برای زنان وجود ندارد؟

پاسخ: در مورد سؤال اول عرض شود که غالب نعمت‌هایی که در قرآن برای بهشتیان قرار داده‌شده است، مرد و زن در آن شریک‌اند به دو دلیل:

اول اینکه: خطاب جمعِ مذکر در زبان عربی صرفاً معطوف به مردان نیست، بلکه زنان را نیز شامل می‌شود و نه برعکس.

روش‌های گوناگون برای رویارویی با دعوت

هنگامی که قریش متوجّه شد که تکذیب و رویگردانی، پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - را از دعوت خویش منصرف نمی‌کند، باری دیگر در فکر فرو رفتند و ابزارهایی برای سرکوب این دعوت برگزیدند که در موارد ذیل خلاصه می‌شوند: 

تمسخر، تحقیر، ریشخند و تکذیب

هدف قریشیان خوار کردن مسلمانان و سست کردن توان معنوی آنان بود. بنابراین تهمت‌های خنده‌دار و ناسزاهای ابلهانه‌ای بر پیامبر زدند؛

پرهیز از خشم و پاداش بهشت

عن أبی هُرَیرَةَ رضی اللهُ عنه أنَّ رَجُلاً قال لِلنَّبِّی- صلّی الله علیه وسلّم -: «أَوْصِنِی»، قالَ: «لا تَغْضَبْ»، فَرَدَّدَ مِرَاراً، قال: «لا تَغْضَبْ»[١]، از ابوهریره- رضی الله عنه - روایت شده است كه مردی به پیامبر خدا- صلّی الله علیه وسلّم - گفت: مرا نصیحتی كن. پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود:‌ «خشمگین مشو». آن مرد چندین بار خواسته‌ی خود را باز گفت. پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود: «خشمگین مشو.»

دین، نصیحت است

عَنْ أبِی رُقَیَّةَ تَمِیمِ بنِ أوْسٍ الدَّارِی رضی اللهُ عنه: أَنَّ النَّبی- صلّى الله علیه وسلّم- قالَ: «الدِّینُ النَّصِیحَةُ.» قُلْنَا: لِمَنْ؟ قالَ: «للهِ، ولِکتَابِهِ، ولِرَسُولِهِ، ولِلأَئِمةِ المُسْلِمِینَ، وعامَّتِهِمْ.»[١]، «از ابورقیه، تمیم بن اوس داریt روایت شده است که پیامبر خدا- صلّى الله علیه وسلّم- فرمود: دین خیرخواهی است.» گفتیم: برای چه کسی؟ فرمود: «برای خدا، کتاب خدا، پیامبر خدا، زمامداران و عموم مسلمانان.» 

همزمانی محتوا