دین و دعوت

دیباچه‌ای بر سیمای صورت و سیرت زن در اسلام

ترجمه: 
زهرا صالحی

تمامی سپاس و ستایش‌ها شایسته معبودی است که جز او پناهی نیست، وی را سپاس می‌گوییم و پیوسته از او طلب بخشش داریم. هر کس را که او هدایت دهد گمراه نخواهد شد و هر کس را که گمراه سازد هدایت نیابد. شهادت می‌دهیم الله متعال معبود یگانه‌ای است که شریکی ندارد و محمد بنده و رسول او، رسالت را ابلاغ کرد و امانت را ادا نمود. امت را دعوت داد و در راه معبود خویش چنان که باید مجاهدت کرد تا آن زمان که مرگ، روح او را از جسم خاکی‌ ایشان جدا ساخت. به راستی کلام پروردگار صادق‌ترینِ سخنان و بهترین هدایت، هدایت محمد پیامبر خدا است

بررسی «آیه حلیة» و ارتباط آن با قضاوت زن

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

مقدمه

هرچند نص شرعی صریحی که ولایت زن را در امر قضاوت ممنوع کند در کتاب و سنت وجود ندارد. اما مخالفان قضاوت زن برای اثبات عدم شایستگی زن در تصدی امر قضاوت به مجموعه ای از آیات قرآن کریم و سنّت نبوی شریف و اجماع و دلائل عقلی استدلال می‌نمایند. یکی از این آیات که به آن استناد می‌کنند آیه حلية است که ذیلاً برداشت دو گروه از علمای مخالف و موافق با قضاوت زن را در مورد این آیه‌ی کریمه از نظر می‌گذرانیم:

وجه استدلال مخالفان قضاوت زن:

در ذات خود نقص دارد،  برای جبران آن با زینت و زیور خود را می‌آراید. و نیز در بیان حجت و استدلال به هنگام مجادله و گفتگو ناتوان است. 

بررسی «قوامیّت» و ارتباط آن با قضاوت زن

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

مقدمه 

در قرآن کریم و سنّت نبوی به طور صریح و روشن نصی در مورد عدم جواز قضاوت زن بیان نشده است؛  لیکن علما و فقها با برداشتی که از نصوص قرآن و سنّت دارندو استدلال به یک مجموعه دلائل عقلی برای جواز یا عدم جواز قضاوت زن،  سه موضع را اتخاذ نموده و به سه گروه تقسیم می‌شوند.  گروه اول که شامل جمهور علما است،  قضاوت زن مطلقاً جایز نمی‌دانند؛ زیرا قضاوت نوعی ولایت عامه است و لذا،  مرد بودن از مهمترین شروط قضاوت محسوب می‌شود. فقهای مالکی،  شافعی،  و حنبلی و تعدای از علمای حنفی می‌گویند؛  قضاوت زنان مطلقا جایز نیست.

بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی سوّم و پایانی

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

نتیجه 

اصل در امور و اشیاء و تصرفات عادی بر اباحه بودن است و مادامی که نص صحیح الثبوت و صریح الدلاله‌ای بر تحریم چیزی وجود نداشته باشد، قضیه بر اصل اباحه قرار دارد. بر این اساس چون منع زنان در انتصاب برای ریاست دولت و منصب قضاوت از طریق نصوص ثابت و صریح به اثبات نرسیده است، لذا، اصل بر مباح بودن آنها است. اگر نص قطعی الثبوت و قطعی الدله‌ای وجود می‌داشت، اجماع علما به طور قطع حکم به عدم جواز زنان برای تصدی آنها صادر می‌کرد و دیگر اختلافی وجود نداشت.

بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی دوّم

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

آراء علما در مورد شأن بیان و سبب ورود حدیث و دلالت مفهوم آن 

ابن عربی می‌گوید « لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً»، این حدیث نصی است بر اینکه زن نمی‌تواند خلیفه‌ی مسلمین باشد، و در آن اختلافی نیست[57]. 

وی می‌گوید جایز است زن داوری کند، مقصود از وضع احکام اجرای آنها توسط قاضی، و شنیدن گواهی بر آنها، و پایان دادن به خصومت دو طرف بر مبنای احکام است. زن مانند مرد می‌تواند از عهده‌ی انجام آن بر آید-یعنی؛  غیر از امامت کبری می‌تواند عهده دار همه‌ی امور شود- چون غرض از امامت کبری، حفظ حدود و مرزهای کشور، تدبیر امور، و حمایت از عرض و ناموس، گرفتن مالیات، و بخشیدن آن به مستحقان آن است.

بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی نخست

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

 همه‌ی علما اتفاق دارند که سنت نبوی، پس از قرآن کریم ازحیث تشریع، منبع دوم احکام شرعی است. از وظایف سنت نبوی توضیح و تبیین و تفصیل موارد مجملی است که مفهوم آن در قرآن کریم واضح و روشن نیست. و بیان تخصیص نص عامی است که عمومیت آن مراد نیست و تقیید مطلقی است که اطلاق آن مقصود نیست. در اسلام، مقولاتی وجود دارد که قرآن کریم در باره‌ی آنها سکوت کرده است، مانند ولایت و قضاوت زنان. اما در سنّت نبوی شریف، بیان شده‌اند؛ مانند عدم جواز زن برای ولایت عظمی و رهبری عمومی مردم توسط زنان. علما و مفسرین مخالف با انتصاب زنان برای ریاست دولت و قضاوت، به حدیثی استناد می‌کنند

بررسی حدیث: « مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ... »- پاره‌ی دوم و پایانی

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

و اما علت نسیان و فراموشی زن: 

رشید رضا در مورد اینکه علت شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است می‌گوید: گفته می‌شود بر مزاج زن برودت غالب است و فراموشی نتیجه‌ی آن است، و این دلیل درست نیست. درست این است که در شأن زن نیست به معاملات مالی و اموری مانند معاوضه و داد و ستد مشغول شود. زیرا حافظه وی در این امور ضعیف است. اما در امور خانه که شغل و کار وی است چنین نیست، و وی در این امور حافظه‌ی قوی تری از مرد دارد. یعنی از ذات و طبیعت بشرِ مذکر و مؤنث این است که حافظه و قوه‌ی ضبط و به یادسپاری آنان در اموری که به آن اهتمام می‌ورزند

بررسی حدیث: « مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ... »- پاره‌ی نخست

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

در صحیح بخاری چنین آمده است که ابو سعيد خدري - رضي الله عنه – می‌گوید: رسول الله - صلى الله عليه وسلم - روز عيد قربان يا عيد فطر بسوي مصلا رفت. سپس، بر زنان گذر کرد و خطاب به آنان گفت:

«يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ فَإِنِّي أُرِيتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ» فَقُلْنَ: وَبِمَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ، وَتَكْفُرْنَ العَشِيرَ، مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الحَازِمِ مِنْ إِحْدَاكُنَّ»، قُلْنَ: وَمَا نُقْصَانُ دِينِنَا وَعَقْلِنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «أَلَيْسَ شَهَادَةُ المَرْأَةِ مِثْلَ نِصْفِ شَهَادَةِ الرَّجُلِ» قُلْنَ: بَلَى، قَالَ: «فَذَلِكِ مِنْ نُقْصَانِ عَقْلِهَا، أَلَيْسَ إِذَا حَاضَتْ لَمْ تُصَلِّ وَلَمْ تَصُمْ» قُلْنَ: بَلَى، قَالَ: «فَذَلِكِ مِنْ نُقْصَانِ دِينِهَا»

مراتب ده‌گانه‌ی هدایت

نویسنده: 
عبدالعزیز مطیری

امام ابن قیم در کتاب «مدارج السالکین» می‌گوید:

فصل: در بیان مراتب هدایت خاص و عام؛ و این ده مرتبه است:

مرتبه اول: سخن گفتن الله متعال با بنده‌اش در بیداری و بدون واسطه، یعنی از سوی الله خطاب به بنده، و این بالاترین مراتب هدایت است؛ چنانکه الله متعال با موسی بن عمران سخن گفت؛ ﴿وَكَلَّمَ ٱللَّهُ مُوسَىٰ تَكۡلِيمٗا١٦٤﴾ [النساء: ١٦٤] «و الله (بدون واسطه) با موسی سخن گفت». 

الله متعال در ابتدای آیه ١٦٣ سوره‌ی نساء به مساله‌ی وحی به نوح و پیامبران بعد از او اشاره می‌کند

ده سببی که به صبر در ترک گناه کمک می‌کند

نویسنده: 
عبدالعزیز مطیری

امام ابن قیم در کتاب «طریق الهجرتین وباب السعادتین» می‌فرماید:‌ 

قاعده: صبر بر ترک گناه، اسباب گوناگونی دارد از جمله:‌

سبب اول: بنده از بدی، ‌رذالت و پستی گناه آگاهی داشته باشد؛ و اینکه الله تعالی گناه را به سبب صیانت و حمایت از بنده در برابر پستی‌ها و رذایل حرام نموده و از آن نهی کرده است، مانند پدر مهربانی که از پسرش در برابر اذیت و آزارها و مضرات حمایت می‌کند؛ این سبب انسان عاقل را بر ترک گناه وادار می‌سازد، هرچند هیچ وعید به عذابی متوجه انجام گناه نباشد.

همزمانی محتوا