دین و دعوت

نقش پیگیری در تربیت - بخش سوم و پایانی

ترجمه: 
علی رشیدی

دیگر جوانب موضوع پیگیری:

الف- مربی نفس خود را وارسی کند

مربی باید در جهت توسعه و پیشرفت شخصیت و همچنین نقد خود و رهایی از عیب‌هایش تلاش کند. این کار هم تنها با وارسی کردن نفس و مراجعه و پیگیری مستمر وضعیت خود امکان‌پذیر خواهد بود. روند تخلیه و تحلیه نفس، روندی مستمر است که مربی هیچ‌گاه‌ از آن بی‌نیاز نخواهد بود. این کار بزرگ تنها با پیگیری میسر خواهد شد. وقتی تخلیه نفس از تبعیت‌ هوی و هوس و تحلیه آن به انجام خیرات و فضائل صورت گرفت، آن وقت فرد باید با اهتمام بیشتر نفس خود را بر انجام واجبات و مستحبات و ترک محرّمات‌ و مکروهات و نیت انجام مباحات‌ تحت نظر بگیرد زیرا سستی و سهل‌انگاری و بی‌تفاوتی، طبیعت نفس است. [٣٩]

نقش پیگیری در تربیت - بخش دوم

ترجمه: 
علی رشیدی

بزرگان دین و موضوع پیگیری در فعالیت‌های تربیتی

علما و سلف صالح امّت‌ نیز بر پیگیری وضعیت شاگردان خود حریص بودند. اگر در جلسات حاضر نمی‌شدند، جویای حال آنان می‌شدند تا جایی که برای اطلاع از وضعیت آنان به منزل آنان رفته و اگر مریض بودند از آنان عیادت می‌کردند و در تشییع جنازه آنان نیز شرکت می‌کردند.

۱- امام احمد بن حنبل –رحمة‌الله علیه:

ایشان یکی از شاگردانش را در حلقه درس نیافت، او بقی بن مخلد بود که بیمار شده بود. امام احمد باخبر شد که او بیمار شده است. بقی می‌گوید: فورا به همراه شاگردان به عیادت من آمدند. در میان اهل مهمانخانه هیاهویی به پا شد، شنیدم که می‌گفتند: نگاه کنید… او خودش است… امام مسلمین است که می‌آید… صاحب مهمانخانه فورا نزد من آمد و گفت:

نقش پیگیری در تربیت - بخش اول

ترجمه: 
علی رشیدی

مقدمه:

در عین حال که فعالیت‌های تربیتی پروسه‌ای دامنه دار و گسترده است اما امت اسلامی از آن بی‌نیاز نیست. در اهمیت و جایگاه رفیع فعالیت‌های تربیتی همین بس که خداوند پیامبرش را تزکیه دهنده و مربی روح‌ها و جان‌ها توصیف می‌کند؛ آنجا که می‌فرماید:

(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ)(جمعه/۲)«خدا كسي است كه از ميان بيسوادان پيغمبري را برانگيخته است و به سويشان گسيل داشته است، تا آيات خدا را براي ايشان بخواند و آنان را پاك بگرداند. او بديشان كتاب (قرآن) و شريعت (يزدان) را مي‌آموزد. آنان پيش از آن تاريخ واقعاً در گمراهي آشكاري بودند»

بازخوانی اجماع از نگاه اصولیان اهل سنّت‌

نویسنده: 
عدنان فلاحی*

١ـ مقدمه: تعریف اجماع

واژهی «إجماع» در زبان عربی معانی متعددی دارد. نابغة الذبیانی(متوفی حدود ١٨سال پیش از هجرت)[١] میگوید: اِجمَعْ مِحاشَكَ يا يزيدُ فإنّي .. أعدَدتُ يَربُوعاً لكم وتَميماً[٢] یعنی: «ای یزید! افرادت را جمع کن که من گوشتی از راسته و مازه برایتان آماده کردهام.» همچنین در قرآن کریم آمده که نوح -علیه السلام- خطاب به معاندانش گفت: «فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ»(یونس٧١) که در اینجا نیز «اَجمعوا» به معنای «گردآوردن» و «واحد شدن جمع» است. روشن است که این جمع شدن و گرد آمدن میتواند از سر اراده و اختیار و یا اتفاقی و غیرارادی باشد و این دو قضیه(گردآمدن و اراده به آن) تلازمی ندارند؛[٣] یعنی ممکن است عدهای به واسطهی ارادهی قبلی، برسر موضوع یا در جایی گرد آیند یا اینکه ناخودآگاه چنین چیزی حاصل شود.

٢٢ ایده ساده در تربیت ایمانی فرزندان

نویسنده: 
دکتر جاسم المطوع

از برخی از دوستان و آشنایان پرسیدم شما بیشتر تحت تأثیر کدام عمل دینی پدر یا مادرت قرار گرفته‌ای و باعث ازدیاد ایمان و تقوایت شده است؟ پاسخ‌ها متفاوت بود؛ یکی پاسخ داد: «مادرم همواره ما را به خواندن اذکار صبح و شام سفارش می‌کرد و ما هم این اذکار را با او تکرار می‌کردیم. در هنگام رفتن برای مدرسه برایمان دعا می‌کرد و می‌گفت: امیدوارم خدا شما را در پناه خود محفوظ بدارد و موفق کند. پدرم نیز همواره این دعا را تکرار می‌کرد: خدایا فرزندانم را صالح و نسبت به پدر و مادر نیکوکار گردان. وقتی پدرم از نماز صبح باز می‌گشت صدای درب منزل و گام‌های آرامش همواره در ذهنم می‌گردد. مادرم مدام سوره‌های معوذتین را می‌خواند بر دستانش می‌دمید و سر و روی ما را با آن مسح می‌کرد.»

دوازده قرن سکوت: بازخوانی «مِلک یَمین» از منظر قرآن و فقه – بخش سوّم و پایانی

نویسنده: 
عدنان فلاحی

آیه‌ی هشتم (الاحزاب٥٠)

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (الاحزاب٥٠)[١]

در این آیه مجدداً با تفکیک بین ازواج و ملک یمین مواجه هستیم. نکته‌ی جالب در آیه‌ی فوق این است که علاوه بر ملک یمین، دسته‌ی دیگری از زنان نیز برای پیامبر علیه السلام، حلال شمرده شده‌اند. حال اگر با همان منطق مخدوش ـ که تسرّی را جایز میداند ـ به سراغ تفسیر این آیه برویم بایستی حکم کنیم که همبستری پیامبر -علیه السلام- ـ بدون عقد نکاح ـ با تمام دخترعموها و دخترعمه‌ها و دختردایی‌ها و دخترخاله‌های ایشان نیز جایز بوده است!

مروری بر جايگاه اخلاق در اسلام – بخش دوّم

ویژگی‌های نظام اخلاقی اسلام:

 قرآن کریم ضمن معرفی مفاهیم و ارزش‌های عمومی اخلاق در دو مرز نور و ظلمت؛ مانند: خوبی و بدی، حق و باطل، زشتی و زیبایی، تقوی و پرهیزکاری، زهد و پارسائی، عدل و انصاف، استبداد و ظلم، از ویژگی‌های اخلاقی اسلام سخن گفته، فرق آن را با مکاتب اخلاقی دیگر تبیین نموده، فهم و درک درست و علم و دانش، کردار نیک و گفتار نیکو را به عنوان روش‌هایی که ارزش‌های اخلاقی را در جامعه پیاده می‌کنند، معرفی کرده و به شدت با عناصر ویران‌گر اخلاقی؛ چون: خواهشات نفسانی، شیطان و اهریمن خرابکار، دنیاپرستی و مادی‌گری در ستیز است.

ویژگیهای ممتاز نظام اخلاقی اسلام عبارتند از:

دوازده قرن سکوت: بازخوانی «مِلک یَمین» از منظر قرآن و فقه – بخش دوّم

نویسنده: 
عدنان فلاحی

عدنان فلاحی: باری، قبل از ورود به بررسی احتمالات تفسیری فوق، لازم است به این نکته اشاره کنیم که آیه النساء٢٤ نیز به‌مانند آیه‌ی النساء٣، هیچ دلالتی یا ارتباطی با مفهوم تسرّی ندارد و چنان که بافتار آیات پیشین و پسین (٢٢،٢٣ و ٢٥) نشان می‌دهد این آیه درصدد بیان احکام مربوط به «نکاح» و برشمردن آن دسته از زنانی است که نکاح با آن‌ها حرام است و مجدداً تکرار می‌کنیم که کم یا زیاد دلالتی بر مفهوم مجعول تسری ندارد.

حجّت‌ ما آن است که آیه‌ی النساء٢٢ با عبارت «نکاح» آغاز می‌شود: «وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ»[١] و آیه ی٢٣ نیز در ادامه‌ی این آیه، به برشمردن مابقی زنانی که نکاح با آن‌ها حرام است می‌پردازد و سپس به آیه‌ی مورد بحث می‌رسیم که «ازدواج/نکاح» با «المحصنات» ـ جز ملک یمین ـ را حرام می‌داند

جفای متفقهان‌ بر شریعت سمحه و سهله

اختلاف‌نظر و برداشت از خصوصیّات‌ انسان و اجتهاد‌، موتور محرّکه‌ی دین اسلام است‌‌، که از آغاز اسلام همدوش یکدیگر در عرصه فقاهت ظهور کرده‌اند. نمی‌توان هیچ برداشتی را عین دین و یا هر اجتهادی را مصاب دانست‌‌. پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– اجتهاد و اختلاف برداشت را تأیید‌ کرده‌اند و در عین حال اجتهاد را دو قسم دانسته‌اند‌‌؛ اجتهاد خطا و اجتهاد درست‌‌، که حتی برای تشویق مسلمانان برای مجتهد مخطی‌ یک اجر قرار داده‌اند.

اما آنچه که مشکل‌ساز است‌‌، اصرار بر اجتهاد غلط و مخالف مقاصد شریعت و عدالت اسلامی است؛ که نمونه‌های فراوان آن را در کتاب‌های فقهی می‌بینیم‌.

مروری بر جايگاه اخلاق در اسلام – بخش اوّل

مقدمه:

بدون شک قرآن کریم تنها برنامه‌ی زندگی است که سعادت و خوشبختی را برای هر فرد تضمین می‌کند؛ در این اساسنامه که از سوی خالق و آمر انسان تنظیم شده، نیازهای ریز و درشت او برای رسیدن به کمال سعادت و خوشبختی مطرح شده است.

دین اسلام مجموعه‌ای از عقاید و تعالیم و دستورات عملی می‌باشد که در قالب تعالیمی هدایت‌بخش بر قلب پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– از جانب خالق حکیم وحی شده است و نظام اخلاقی را به صورت مجموعه آموزه‌هایی که راه و رسم زیستن به نحو شایسته و بایسته را در آن ترسیم کرده، بایدها و نبایدهای ارزشی حاکم بر رفتار آدمی را تبیین نموده است، در نتیجه بخوبی به رابطه‌ی تنگاتنگ دین و اخلاق پی خواهیم برد و اخلاق را پاره‌ای ناگسستنی از دین به شمار خواهیم آورد.

همزمانی محتوا