ادب و هنر

دل‌نوشته‌ای برای سفرکرده‌ی عزیزم؛ سیّدحسن

نویسنده: 
صلاح قاسمیانی

گرامی می‌دارم یاد و خاطره‌ی یکی از عزیزترین برادرانم را که یک ماه اخیر را در اندوه فراق‌اش به سختی گذرانده‌ام؛ او کسی نبود جز سیّد حسن تالانه که در دانشگاه تبریز، دانشجوی سال آخر دکتری حرفه‌ای داندانپزشکی بود. 

سالِ نو حالِ نو!

نویسنده: 
سیّد مسلم لبیب

سال رفت و دی گذشت، به برخی شادمانی نقش بست و به دیگری غبار پریشانی نشست؛ آن یکی از تلاش بسیار و این یکی از خواب بی‌شمار. کم نبودند آنانی که غمی غمناک و شبی نمناک داشتند، چه بسا روز اندر روز تخم نا امیدی کاشتند و از خرمن سال پار، چنگی هم بر نداشتند.

اکنون نمی‌خواهم از سردی زمستان و زردی خزان بگویم چرا که بزم گلستان، شور بلبلان و شعور شاعران به من اجازه نمی‌دهند تا چشم فرو بگیرم و از بهار نگویم و بر سایه‌ی سیاه سرکش زمستان خیره شوم و از گلایه‌ها و شکایتها دم زنم.

نجوایی با معبود؛ زمزمه‌ی دلخوشی‌های زندگی‌ام

آدمى همواره در تنگناها و سختى‌های زندگی، معبود را به یاد می‌آورد، تقصيرات خود را گردن مى‌نهد و حسرت گذشته‌ی از کف‌رفته‌اش را می‌خورد...

امّا سختى‌ها جملگی یکدست و به یک میزان نیستند؛ به‌ویژه آنگاه كه سختى و مشقّت همه‌گير گشته و گریبانگیر همگان می‌شود و جمله آدمیان، همزمان بدان گرفتار می‌آیند؛ مانند وضعيتى كه اکنون پيش آمده است و همه را به خود مشغول ساخته.

در چنین شرایطی سخت و دشوار، هر كس به فراخور خود به اعمال و گذشته‌اش می‌اندیشد، حسرت كارهاى نكرده‌اش را مى‌خورد؛ يا نادم و پشيمان از کرده خویش می‌گردد...

ویدئو: وجود پرمهر

وجود پر مهر
استاد عبدالرحمن پیرانی

فرهاد کولبر فراتر از فرهاد کوهکن

نویسنده: 
فریبا قهرمانی

 باز با تابش نور خورشید چشمان مان را در صبحی دیگر بر روی زندگی باز می‌کنیم.

دوباره از شنیدن خبرهای ناگوار مات و مبهوت می‌شویم.

 دگر بار با غم جان سپردن دو برادرکولبر بغضی عمیق را بر سینه می‌کوبیم. 

 فرهاد چهارده ساله و آزاد هفده ساله که برای شیرینی روزهای زندگی گام‌های محکم و استوارشان را به سنگ‌های سرسخت و سرد کوهستان سپردند. 

با رفتنشان برای درد نان، جان به جای گذاشتند.

منزلت پیامبر در معنویت قدسی

نویسنده: 
ابوالقاسم فنایی

برقرار کردن رابطه «من-تو» با خداوند شخصیت فرد را متحول می‌کند و از او موجودی دیگر می‌سازد. این رابطه اگر ادامه پیدا کند به «تولد دوباره» منجر می‌شود. این رابطه همان رابطه عاشقانه‌ای است که مرده را زنده می‌کند.

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

این رابطه تیرگی‌ها را می‌زداید و آلودگی‌ها را پاک می‌کند. در ادبیات عرفانی ما خداوند به دریا تشبیه شده است.

ما ز دریایم و دریا می‌رویم

ما ز بالاییم و بالا می‌رویم

یکی از وجوه تشابه بین خدا و دریا همین است که همان‌گونه که رودها و برکه‌های کوچکی که حاوی آب آلوده و تیره‌اند در اثر پیوستن به دریا پاک و زلال می‌شوند، جان ملول و تیره آدمی نیز در اثر همنشینی با خداوند، پاک و زلال می‌شود. همنشینی با دوستان خدا نیز همین اثر و خاصیت را دارد.

درس‌های معنوی بهار

نویسنده: 
ابوالقاسم فنایی

درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.اولین درسی که از فصل بهار می‌توان آموخت این است که همانگونه که طبیعت خزان و بهاری دارد، دنیای درون آدمی نیز خزان و بهاری دارد و تحولات مشابهی را از سر می‌گذراند. بلکه بالاتر از این، از منظر عارفان خزان و بهار جهان بیرون بازتاب خزان و بهار جهان درون ماست.

درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.

درس اول: درون خود را به گلستانی بدل کنیم که همواره خرم و سرسبز است

چوب حرّاج زدن بر یک سرزمین

شاید هم بدانیم در مفهوم آواره شدن به اینکه: بخاطر نداریهای زندگی آواره شویم، به خاطر جریانات پیش‌آمده در هر زندگی‌ آواره شویم حال چه با دست خویش و چه بخاطر شرایط محیطی نامناسب آواره شویم، در درون مرزهای کشور خود.

ولی آواره شدن به اجبار، به قیمت سرقت خاک، به جبر جبّار، به لطف خیانت و به لطف تمام زدوبندهای سردمداران دست نشانده‌ی خائن بر سرزمین‌های اسلامی، تا آواره نشویم درک آن سخت خواهد بود.

درک کوچ اجباری به اردوگاه‌ها، درکی نیست که بتوان با جان و دل فهمید تا آنکه در واقعیّت آن قرار بگیری و زندگی کنی به اجبار و دیدن آنسوی خانه‌ات با حصاری از حصاربندان قومی سرکش.

چکیده‌ی معنویت

نویسنده: 
صدیق قطبی

«يَا مُحَمَّدُ! أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ، فَإِنَّكَ مُفَارِقُه، وَاعْمَلْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَجْزِيٌّ بِهِ وَعِشْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ»(صحیح‌الترغیب و الترهیب، شعب الایمان بیهقی، مستدرك الحاكم)

(ای محمد! هر که را می‌خواهی دوست بدار، اما بدان که او را ترک خواهی کرد. هر چه می‌خواهی انجام بده، اما از یاد مبر که پیامد آن را خواهی دید. چنان که می‌خواهی زندگی کن، اما از یاد مبَر که روزی خواهی مُرد.)

این حدیث، ‌از درخشان‌ترین‌ سخنان معنوی است که در کلماتی اندک به عُمده‌ترین اوصاف معنوی اشاره می‌کند. سه توصیه‌ی ارجمندی که در حدیث قدسی آمده‌اند هر یک کتابی ژرف‌اند که می‌توانند زندگی ما را چراغ‌آیین کنند.

نیاشی برای سال نو

نویسنده: 
صدیق قطبی
 خدای کریم
یکی از عاشقان خوب تو با ما گفته است: «با کریمان کارها دشوار نیست». دل‌مان به کَرَم تو گرم است. به بارش ابرِ خطاپوش تو که قادر است تیرگی‌ها و کاستی‌های ما را بشوید و از میان ببَرَد. آنچه در نخستین آیات قرآن خود را به آن وصف کرده‌ای کرم است: اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ. تو بزرگوارترینی و بزرگواری آمرزش بی‌حساب و عطای فراگیر است. به بزرگواری تو که بیش از هر چیز در خطابخشی و جرم‌پوشی نمود یافته، پشت‌گرمیم. در عین حال که مراقبیم نگریستن به کریمیِ تو ما را فریفته نسازد و از عمل باز ندارد.
همزمانی محتوا