ادب و هنر

انسان از منظر عرفان نبوی

نویسنده: 
جهانگیر بابایی

ساده‌زیستی محمّد صلّی‌الله عڵیه وسلّم بر سر زبانهاست از دید هیچ تاریخ‌نگار و سیرە‌نویسی پنهان نمانده است.

 عارفانە زیستی او، خارج از دنیای قصر و ابّهت چماق بە دستان و سجده‌های ترس‌آور و شکوه شاهانه بود. او آمد تا با تجمّلات و تصنع‌گرایی بنی‌آدم مبارزه نماید و بشر فلک‌زده را بە زندگی طبیعی و عادی که بر آن سرشته بود برگرداند.

بن‌مایه‌ی عرفان محمدی، فارغ از تکبر فرعونیان و نمرودیان است شسته و رفته افکار موحدانه ابراهیم بت‌شکن و صبوری ایوب و شکرگزاری یوسف و انتظار طولانی یعقوب نبی است تکبر و غرورو خودستایی و خداگونگی که با روحیهی شیطان عجین شده بود.

کلمات فریبکار

نویسنده: 
کمال مولودپوری

یا همیشه کلمات و دانش قبلی  Prior Knowledge که در ذهن ما انباشته شده است، خوب و مفید است؟ نه. اکثر اوقات دانش زمینه‌ای Background Knowledge  برای درک متون جدید مفید هستند ولی همیشه اینطور نیست. بعضی وقت‌ها کلمات قدیمی باعث اختلال در درک معانی کلمات جدید می‌شوند؛ در اصل بجای این که به یادگیری کمک کنند، خود گمراه کننده و مانع یادگیری می‌شوند. نمونه بارز این حالت همریشه‌های کاذب False Cognate یا دوستان کاذب  False Friend or faux amisو یا دیوهای فریبکار  Deceptive Demonsهستند که خود مانعی برای یادگیری هستند.

بەروزرسانی زندگی

نویسنده: 
جهانگیربابایی

انسان نسبت به فرآورده‌های تکنولوژی بسیار پیچیده‌تر و حساستر است چون خالق و آفریدگار ابزار و ایده هاست.

 اگر حس کنجکاوی و خلاقیت و بلندپروازی انسان در میان نبود هرگز ابزاری پیچیده چون رایانه و گوشی همراه و ماهواره و سفینه‌ها و بمب‌های اتمی متولد نمی‌شدند و مایه‌ی فخر و مباهات کشورهای صنعتی و تفاخر بر ملت‌های ستمدیده نمی‌گشت.

در رثای خسرو آواز ایران

نویسنده: 
حسن قادری

نام نیکو گر بماند زآدمی

به کزو ماند سرای زرنگار

محمد رضا شجریان استاد آواز ایران به دیار حق شتافت. استاد محمد رضا شجریان، این شخصیت بی‌نظیر، روز ۱۷مهرماه ۹۹ در سنّ ۸۰ سالگی پس از چندین سال تحمّل رنج بیماری با کارنامه‌ای درخشان، حاصل چند دهه تجربه‌ی موسیقی و آواز، اخلاق، صداقت، جوانمردی، تعهّد و اصلاحگری چشم از جهان فرو بست.

شجریان، نماد هنر متعهّد ایران بود. او راز رسیدن به حقّ و حقیقت و تقرّب به ذات احدیّت را از تلاوت کلام آسمانی شروع و با سینه‌ای مالامال از دردمندی و دفاع از آزادی و کرامت انسانی به‌ پایان برد و با وجدانی آسوده و توشه و تجربه‌ای گرانبها به سرای ابدیّت شتافت.

جهان گهواره‌ی زندگی

نویسنده: 
جهانگیر بابایی

قدمت این گهواره‌ی کروی شکل، خیلی بیشتر از عمر ساکنانش است هزاران نسل و رنگ و زبان و نژاد و دین و مکتب‌های فکری و فرهنگی و دینی را در خود پرورش داده و چون مادری مهربان آنان را نوازش کرده سپس در نهایت آنان را در دامن خود آرام می‌نماید.

 نوع نگاه به جهان و سبک زندگی، مسیر حرکت انسان را تعیین می‌کند انسان‌ها در طول تاریخ دو نگاه متفاوت از خود بروز داده‌اند.

 بعضی گمان می‌کنند که زندگی تنها مختصّ این‌جاست و بعد از مرگ پایان می‌پذیرد و کارنامه سفرش صادر می‌شود

برگی از خاطرات حج (دهم ذی الحجه سال ١٣٩٦)

سلام بر شما مشتاقان حج 

روز عرفه به پایان رسیده، کاروانیان حج، همچون رودخانه‌ی به دریا رسیده، آرام شده بودند، هیچ‌کس یارای صحبت با دیگری را نداشت، زیرا هنوز مدهوش سخن گفتن به درگاه خداوند بودند. 

همگی در خود فرو رفته بودند، انگار خودشان را می‌شناختند، و این هرگز اتفاق نمی‌افتاد، مگر به یاری و دستگیری، اللهِ مالک. 

چهره‌ها نورانی بود، دیگر کسی بهانه تنگی ِجا و عجله در صف را نداشت، خسته و رنجور بودند و مراقب، بله با خدا عهد بسته بودند و اجابت شنیده بودند، صدای دعا و نیاش حجاج در گوش‌شان مانده بود، میدانی چرا؟ چون امروز شیطان، خوار‌تر و ذلیل‌تر از هر روز بود و آنانی هم که درعمل و دعا ضعف داشتند، با قرارگرفتن در سیلِ جمعیّت، به معبود رسیده بودند،

برگی از خاطرات حج (نهم ذی الحجه سال ١٣٩٦)

روز نهم ذی‌ حجه بود 

روز گرفتن کارنامه! 

نمی‌دانم چرا می‌خواهم دفتر خاطرات حج را ورق بزنم، ولی حسی بهم می‌گوید با خوانندگان متن دوباره ایّام حج را احساس کن 

در منا آماده رفتن به میعادگاه بودیم، گویی برای صحرای محشر می‌روی، مردن قبل از مردن، آماده شدن درحضور خدا و رسولش، آیا مرا خواهد پذیرفت؟ 

وای بر من! برای پایان کار و آخرتم، چه اندوخته‌ام دستانم خالیست. 

ای حاجی! چه آورده‌ای آیا توانستی چیزی را برای قربانی کردن کنار بگذاری؟ درخلوتت با خدا چه گفتی؟ 

شاید اینجا در منا نیز به فکر خرید (برد یمنی، حریر ژاپنی، ساعت سوئیسی و ...) هستی.

درنگ نکن! به‌هوش باش! تو برای چیز دیگری آمده‌ای، بیدار شو، دنبال خودت بگرد، ببین بر لب کدام پرتگاه ایستاده‌ای؟

برگی از خاطرات حج (هشتم ذی الحجه سال ١٣٩٦)

نمی‌دانم چرا می‌خواهم دفتر خاطرات حج را ورق بزنم، ولی حسی بهم می‌گوید با خوانندگان متن دوباره ایّام حج را احساس کن .

الحمد لله به روز موعود نزدیک شده بودیم «روز هشتم ذی‌الحجّه» «یوم الترویه» 

شب، خودمان را برای رفتن به منا آماده می‌کردیم،  من چون نشانه‌هایی از آنفولانزا داشتم و کمی هم احساس ضعف عمومی می‌کردم تصمیم گرفتم برای اطمینان و پیشگیری سری به درمانگاه بزنم، همراه حجاج مقابل در درمانگاه هتل در انتظار نوبت بودیم تا به ملاقات پزشک کاروان برویم، طبق معمول تعدای حاجی پیر و بیمار نیز با همراهانشان آن‌جا بودند، من شماره هفدهم بودم و بعد از من به تعداد مراجعه کنندگان اضافه می‌شد، دو دختر خانم همراه مادر پیرشان حدود هشت نفر بعد از من بودند، چون حال مادرشان زیاد مساعد نبود از من تقاضا کردند که نوبتم را با آن‌ها عوض کنم، من هم به‌خاطر رضای خدا موافقت کردم و شماره هفده خودم را با بیست و پنج آن خانم عوض کردم،

برگی از خاطرات حج (هفتم ذی الحجه ١٣٩٦)

نمی‌دانم چرا می‌خواهم دفتر خاطرات حج را ورق بزنم، ولی حسی بهم می‌گوید با خوانندگان متن دوباره ایّام حج را احساس کن. 

الحمد لله به روز هفتم ذی الحجه سال نود و شش رسیده بودیم، می‌توانم بگویم کلّیّه‌ی حجاج از مدینه به مکه آمده بودند تا برای حج تمتع آماده زیارت شوند، دیگر در قسمت صحن هم‌کف اطرف کعبه جا برای طواف نبود، حتی مجبور می‌شدیم برای طواف و سعی بین صفا و مروه به طبقات بالا برویم، آن‌روز که برای طواف رفتیم به سختی طواف می‌کردیم، به یاد هفته‌ی اول حج افتادم که دومین روز ورود به مکه بود و چه احساس قشنگی داشتیم، امیدوارم قسمت آرزومندان بشود. آمین. 

بعد از انجام عمره تمتع خیلی خسته شده بودیم چون یک شبه از فرودگاه رشت، رهسپار مکه شدیم، البته با عدّه‌ای از خواهران و برادران قرار گذاشتیم که در منزل و فرودگاه احرام ببندیم و نیت عمره‌ی تمتع کنیم چون اگر هواپیما از مکه رد می‌شد، تا به جده برسد دچار مشکل نشویم

حج آهنگ شدن و گردیدن

حج آهنگ تغییر است. تغییر در دیدن و شنیدن و فهم، تغییر در گفتن و عمل، تغییر در بودن با خود با خدایت با خلق خدا.

حج رسیدن به مقصد و سر منزل شناختهاست. شناخت خود، خدا و هرآنچه غیر این دو ست.

حاجی به محض ورود به مسجدالحرام و رویت صحنه طواف که مشتمل بر کعبه بیت الله و حجاج در حال طواف با وحدت عمل در عین تفاوت نژاد و فرهنگ و زبان، منقلب ترین حال عمرش را درک می‌کند تاکنون چنین وحدت و یکرنگی را در جمع اختلافها و تفاوتها تجربه نکرده و لذّت دیدنش برای اولین بار، او را به سکوتی عمیق و تفکری دلنشین فرو می‌برد و با خود می‌اندیشد، دین اسلام چه عظمتی داشته که تاکنون بدین حد آن‌را نظاره‌گر نبوده و حال می‌داند رحمةللعالمین بودن پیامبر آن پیام‌آور چنین دینی، چگونه تجلی نموده است و بزرگترین رحمتش همین یکدل و یکرنگ کردن مسلمانان دنیا با وجود انواع زبان ،نژاد، رنگ پوست، لباس، توان مالی و مقام اجتماعی می‌باشد.

همزمانی محتوا