دین و دعوت

عنوان تاریخ
قرآن، نسل اول، نسل‌های بعدی - بخش دوم و پایانی (مجدی الهلالی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1392/03/03
قرآن، نسل اول، نسل‌های بعدی - بخش نخست (مجدی الهلالی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1392/02/31
آزمایش و آزمون در قرآن کریم (سیف‌الله‌ رحیمی) 1392/02/30
حقایق و شبهات پیرامون اسلام (ترجمه: مریم پورعینی ناوی) 1392/02/26
حقیقت ایمان (احمد نارویی) 1392/02/21
پندپذیری از داستان گذشتگان (مجدی الهلالی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1392/02/20
فهم دعوت به سوی خدا 1392/02/16
شناخت هستی (مجدی الهلالی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1392/02/06
پیامی ایمانی برای ره‌جویان (محمّد السید عبدالرزاق) (ترجمه: عبدالله‌ الیاسی) 1392/01/28
جامعه توحیدی، چرا و چگونه؟ (قباد کاکاخانی) 1392/01/11
رحمت هدیه شده به جهانیان (دکتر احمد عبدالهادی شاهین) (ترجمه: عبدالله‌ سعیدی) 1392/01/03
نسل ویژه‌ی قرآنی (سید قطب-رحمه‌ الله‌-) (ترجمه: عبدالله‌ سعیدی) 1391/12/29
تعامل با جماعت‌های دیگر (جمعی از علما و اندیشمندان جماعت شرق کشور) 1391/12/27
توجه کردن به فرزند در مرحله‌ی نوجوانی (یوسف محمدالحسن) (ترجمه: عبدالله‌ دارابی) 1391/12/20
درخت‌های ایمان (یعقوب مقدسی صالح‌آباد – خراسان رضوی) 1391/12/14
اسباب و موانع فهم صحیح قرآن (جمعی از علما و اندیشمندان جماعت شرق کشور) 1391/11/27
تضییع حق مسلمان و کافر، حرام است (جلیل بهرامی‌نیا) 1391/11/16
اسلام از نگاه ما (امام شهید حسن البنا) (ترجمه: مصطفی اربابی) 1391/11/14
روشهای مشرکان در رویارویی با دعوت اسلامی؛ سیره‌ی پیامبر (ص) (درس‌ها و عبرت‌ها) (ترجمه: عبدالواحد توفیقی ذهابی) 1391/11/13
وجدانت را حاکم کن (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1391/11/10
تو به پیغمبر چه می‌مانی، بگو! (صدیق قطبی) 1391/11/09
تفاوت میان مکر آدمیان با مکر پروردگار آدمیان (دکتر صلاح الدین سلطان) (ترجمه: پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1391/11/02
نامه‌ی سید قطب به خواهرش آمنه (سید قطب-رحمه‌ الله‌-) (ترجمه: جلال معروفیان) 1391/10/30
توصیه‌هایی برای پدر و مادر در تربیت ایمانی فرزندان و تشویق آن‌ها به نماز (قباد کاکاخانی) 1391/10/28
نماز (مصطفی ملکیان) 1391/10/23
علاج با قرآن (۱) (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1391/10/19
دلایل نپذیرفتن هدیه (بدیع‌الزّمان سعید نورسی (رحمه الله)) (ترجمه: مصطفی اربابی) 1391/10/18
پند و اندرز؛ آداب و شرایط آن (گردآوری: ابوخالد محمدی) 1391/10/12
حزب از منظر نقد و مدح (بهاءالدین یوسفی- تربت جام) 1391/09/30
شرایط برادری در راه خدا (عبدالله‌ ناصح علوان) (ترجمه: عبدالقادر مارونسی) 1391/09/28
الله خدای ما یا یگانه خدای ما؟ (جلیل بهرامی‌نیا) 1391/09/19
برادری در راه خدا چیست؟ (عبدالله‌ ناصح علوان) (ترجمه: عبدالقادر مارونسی) 1391/09/12
ایمان به‌ کتابهای آسمانی 2 (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1391/08/30
ایمان به كتاب‌های آسمانی(1) (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1391/08/26
دفع قدر به قدر (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1391/08/25
جهاد در سنگر دعوت (احمد نارویی) 1391/08/24
ضرورت حفظ دین از آفت تحریف (علّامه شاه‌ ولی‌الله‌ دهلوی) (ترجمه: حسین تیموری) 1391/08/19
التزام دینی، حقیقت و ثمرات- بخش سوم و پایانی (علی محمد الصفتی) (ترجمه: محمد ملازاده) 1391/08/12
التزام دینی، حقیقت و ثمرات- بخش دوم (علی محمد الصفتی) (ترجمه: محمد ملازاده) 1391/08/10
التزام دینی، حقیقت و ثمرات- بخش نخست (علی محمد الصفتی) (ترجمه: محمد ملازاده) 1391/08/08
حج اکبر (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1391/08/05
اسماعیل‌نامه یا جلوه‌گری اوج صبر، صداقت، اسلام، احسان و ایمان به خدا (عزیز بابایی کزج- امام جمعه‌ی صادقیه‌ی تهران) 1391/08/04
اسرار معنوی حج (سعید اشکوتی - مهاباد) 1391/08/03
قربانی ابراهیم (عارف شهدادی) 1391/08/01
فضیلت دهه‌ی اول ماه ذی الحجه (گردآوری: عبدالغنی براهویی) 1391/07/28
فضیلت دهه‌ی اول ذی الحجه (دکتر عبدالناصر محمد جابر الزیود) (ترجمه: پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1391/07/27
حج (عائض القرني) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1391/07/26
ارمغان حجاز در رکاب زائران بیت الله (عبدالله سماواتي) 1391/07/24
برّ والدین و نیکی به والدین (خالد بن عبد الرحمن الشايع) (ترجمه: مریم پورعینی ناوی) 1391/07/20
خواهم از خدا نامت بلند و جاودان باد (قباد کاکاخانی) 1391/07/19
تدبّر جانشینی ندارد.[47] اگر بپرسی که کمترین سرعت تلاوت قرآن چه مقدار است؟! حسن بن علی (رض) پاسخ این سؤال را این‌گونه بیان می‌دارد که: به شیوه‌ای قرآن را تلاوت کن که تو را (از زشتی‌ها) بازدارد پس هنگامی که تو را باز نداشت بدان که آن را نخوانده‌ای.[48]
گاه عدّه‌ای گمان می‌كنند كه آن‌چه در مورد قدرت قرآن درباره‌ی تغییر آدمی بیان شد مبالغه‌آمیز است و آن مطالب چیزی بیش از سخنانی تئوری نیست. آری قرآن این قدرت بی‌مانند را داراست كه در هر فردی و از هر نقطه‌ای این تغییر ریشه‌ای را آغاز نماید و او را دگرگون نموده و تبدیل به بنده‌ای نماید كه در هر كار و شرایطی فرمان‌بردار خداوند باشد. از جمله الطاف الهی بر این امت اسلامی آن است كه قرآن این تغییر را در مردمانی پدید آورده كه قبل از اسلام آوردن در اوج جاهلیت و سرگردانی بوده‌اند امّا به محض ورود به كارگاه انسان‌سازی قرآن، به صورت مردمانی دیگر از آن خارج گردیده‌اند مردمانی كه تا حال، بشریت به وجود آن‌ها افتخار می‌كند.
آزمایش که در قرآن از آن با واژه‌ی «ابتلا» نام برده شده است؛ یعنی جریان امتحان الهی به انسان‌ها، که خود از مهم‌ترین مباحث قرآنی است و در آیات زیادی از آن سخن به میان آمده است. واژه‌ی ابتلا و مشتقات آن 137 بار در ضمن 134 آیه به کار رفته است.
شبهه اول: جایگاه و منزلت زن در اسلام پایین است و حقش پایمال می‌شود! هنگامی که اسلام ظهور کرد زنان وضعیت اجتماعی تأسف‌باری داشتند؛ زن نه از حقوق اجتماعی‌ای برخوردار بود و نه به نظراتش اهمیتی داده می‌شد، اسلام او را از این وضعیت نجات داد و جایگاهش را اعتلا بخشید و او را از ستم‌های زیادی که در حقش روا داشته می‌شد، نجات داد تا جایی که با تمام وجود احساس کرد که او هم همچون مرد، یک انسان است. اسلام حقوق مشروع زن را تضمین کرد و او را از اتهام فریفتن آدم در بهشت و اینکه منشأ بدی در جهان است، تبرئه کرد.
الحمد الله رب ‌العالمین والصلوه والسلام علی سیدنا محمد سید المجاهدین وامام المتقین وقائد الغمر المحجلین وعلی اله وصحبه ومن جاهد فی سبیل شریعته الی یوم الدین. آنگاه که ما به قرآن کریم رجوع می‌نماییم، مشـاهده می‌کنیم که وعده‌های گوناگون «رب‌العالمین» منوط به ایمان هستند.
قرآن مملو از داستان گذشتگان مؤمن و كافر است، وسعتی كه به این داستان‌ها اختصاص یافته از وسیع‌ترین مطالب مطرح‌شده در قرآن است و این یعنی شایسته است كه ما نیز اهتمام بسیاری به این بخش بدهیم. خداوند می‌فرماید: (لَقَدْ كَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِیثًا یفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَینَ یدَیهِ وَتَفْصِیلَ كُلِّ شَیءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ)(یوسف: 111)
اسلام آخرین دینی است که خداوند برای همه‌ی آدمیان فرستاده است و قرآن کریم نیز کتاب این دین است. قرآن موافق دیگر کتب آسمانی پیش از خود است (با این توضیح که) قوانین (موقّت) آن‌ها را منسوخ کرده و حافظ (اصول مسایل) آن‌هاست هم‌چنان که خدا می‌فرماید:
مادر این هستی به تنهایی زندگی نمی‌کنیم بلکه موجودات بسیار دیگری نیز در این وجود با ما مشترکند... دسته‌ای از آن‌ها را می‌بینیم و گروهی از دید ما غایبند، قرآن کریم این مخلوقات را به ما می‌شناساند؛ هم‌چنین نسبته ارتباط میان ما و آن‌ها و چگونگی تعامل ما با هم را بیان داشته است.
بسیاری از جوانان راه هدایت را طی می‌کنند سپس به همان راه قبلی بر می‌گردند، آیا این‌چنین نیست؟بسیاری از جوانان در زندگی خود گام‌هایی در راه اصلاحات برمی‌دارند اما با کمال تأسف گام‌های بیشتری به عقب و موقعیت قبلی اتخاذ می‌نمایند.عدّه‌ی زیادی از جوانان تصمیم دارند که زندگی تازه‌ای پر از اطاعت و ایمان شروع کنند اما با موانع و دست‌اندازهای زیادی مواجه می‌شوند.
انسان یک موجود سودجو و منفعت طلب با رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی است و مدیریت رفتار انسان بسیار پیچیده و دشوار است. از این نظر هیچ قانون و قراردادی به تنهایی نمی‌تواند انسان را کنترل کند و ترس از مجازات دنیوی نمی‌تواند جلوی جنایات او را بگیرد. چون قوانین کیفری و جزائی به تنهایی نمی‌توانند دروغ، تظاهر، رشوه و استفاده غیر مشروع از اختیارات و... را ریشه‌کن کنند.
پیامبرمان رسول اکرم-صلی الله علیه وسلم- پیامبر رحمت و مرحمت بود و چرا نباشد در حالی که خداوند متعال درباره‌ی او فرموده: (وما أرسلناک إلا رحمة للعالمین)[انبیا:107] ای پیامبر ما تو را جز به عنوان رحمتی بر جهانیان نفرستادیم. لفظ «للعالمین» تمام مخلوقات از جن و انسان و حیوانات و پرندگان را در برمی‌گیرد و رحمتی عام برای تمام آن‌هاست.
در تاریخ یک پدیده وجود دارد که بایستی اصحاب دعوت اسلامی در هر زمان و مکانی در مقابل آن توقف کنند و بسیار بی‌اندیشند. به خاطر اینکه این پدیده در برنامه و جهت گیری دعوت اسلامی نقشی تعیین کننده دارد.
دین اسلام همواره پیروانش را بر انجام تکالیف شرعی به صورت جمعی تشویق نموده است؛ زیرا فعالیت جمعی و مشارکت عمومی همیشه مایه‌‌ی قوت و خیر و برکت بوده است. چنان که خداوند جهت همبستگی چنین فرمان می‌دهد (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ)[آل‌‌عمران:103] و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
از این مرحله جسم بچه به سرعت رشد و نمو می‌کند و عقلانیت و شعورش در حال رشد است، عواطفش قوی می‌گردد، غریزه‌ی جنسی‌اش بیدار می‌شود و به حرکت درمی‌آید و این مرحله، مقدمه‌ برای مرحله‌ی بلوغ است.
در آستانه‌ی فرا رسیدن بهار طبیعت هستیم. با سلام بر بهار، فرا رسیدنش را پیشاپیش تبریک می‌گوییم. در تقویم کشورمان ۱۵ اسفند قبل از طلوع بهار روزیست به نام روز درخت‌کاری، روزی که هموطنان‌مان باغچه‌های منازلشان را با کاشتن گل‌ها و درخت‌های زیبا مزین می‌نمایند. از آنجا که ارزش و کرامت انسان فقط به ظاهر و جسمش نیست بلکه باید باطن و درونش را نیز مرتب و مزین نماید، 
خداوند خالق است و نیازهای مخلوقش را می‌داند؛ «أَلَا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ» (آیه ۱۴ ملک). «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ» (آیه ۱۶ ق) لذا انسان را که آفرید سدی و بیهود ر‌هایش نکرد و هدایتش را مطابق آیه «ان علینا للهدی» تفضلاً خود به عهده گرفت و از طریق فروفرستادن کتاب‌های آسمانی مخاطب محور و ارسال پیامبرانی که به زبان قومشان سخن می‌گفتند بر آنان منت نهاد و راهنماییشان نمود.
در برخی احادیث نبوی بیانگر حرام بودن خوردن مال دیگران، این دیگران به مسلمانان مقیّد شده است؛ چنانکه به روایت امام مسلم نیشابوری از ابو اُمامَه، پیام آور گرامی (ص) فرموده‌اند: «مَنِ اقتَطَعَ حَقَّ امرءٍ مُسلمٍ بِیَمینِهِ فَقَد اَوجَبَ اللهُ لَهَ النّارَ و حَرَّم علیهِ الجَنّةَ...»: هر کس حق مسلمانی را با سوگند دروغ بخورد، خدای متعال آتش دوزخ را برایش قطعی و بهشت را بر او حرام می‌سازد!
برادرم! بدان که جامع‌ترین وصفی که دعوت ما دارد، «اسلامیت» آن است. این واژه معنای گسترده و وسیعی دارد، و با آن مفهوم محدودی که مردم از آن فهمیده‌اند متفاوت است. ما معتقدیم اسلام مفهومی است فراگیر که زندگی انسان را سامان می‌دهد. در هر موردی حکمی خاص دارد؛ و برای زندگی، ساختاری استوار و دقیق وضع کرده است؛ و در برابر مشکلات زیستی و ضرورت ایجاد ساماندهی برای اصلاح آن، توانمند است. برخی از مردم به اشتباه اسلام را با عبادت‌ها و جنبه‌های روحانی و معنوی آن محدود کرده‌اند؛ و خود و اندیشه‌های خود را در این دایره‌های تنگ محصور ساخته‌اند. 
مشرکان اجماع داشتند که با دعوت اسلامی جنگ را شروع کنند، دعوتی که واقعیت جهل آن‌ها را کشف نمود و خدایان و معتقدات آن‌ها را سرزنش کرد‌. ابزار و وسایل گوناگونی را بکار بردن و تلاش‌های زیادی کردند تا این دعوت را متوقف کنند و آن را نابود سازند و یا آن را در جای خود نگه دارند و از انتشار آن ممانعت کنند. 
وقتی که در خصومت شدیدی قرار داری و تمام انرژی‌ات را تحریک می‌کند در این صورت به یک بازدارنده‌ی اخلاقی نیاز داری که خشم و هیجانت را مهار کند و تو را از شکست در مقابل نیروهای نفس شرور حفظ کند. در این حالت به صدای دیگری گوش نمی‌دهی چرا که به راحتی می‌توانی آن را به «مخالف» یا «ضعیف» یا «متردد» طبقه‌بندی کنی؛ ممکن است صدای گرفته‌ات را در آرامش شب بشنوی! گروهی از کودکان از یکی از گذرگاه‌ها عبور می‌کنند،
برای آنان که پس از روزگارانی‌ دراز، به آئین محمد (ص) می‌گروند و بی‌اینکه نگاه‌شان به تابناکیِ رخساره‌ی وی افتد، در فروزانیِ چراغش مأوی می‌گیرند، شنیدنِ مژده‌هایِ مسرت بخشی از این دست، بسانِ آبِ خوش گواری، شیرین است: 
مکر آدمیان ره به سراب و نابودی می‌برد: «وَمَکْرُ أُولَٰئِکَ هُوَ یَبُورُ» فاطر: از آیه ۱۰. و نیرنگشان خود تباه می‌گردد. اما مکر پروردگار آدمیان ثابت و استوار است: «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ» آل عمران: ۵۴. و [دشمنان] مکر ورزیدند و خدا [در پاسخشان] مکرانگیزی کرد و خداوند بهترین مکرانگیزان است.
آمنه‌ی عزیز! در این روزگار، عده‌ای چنان می‌پندارند که اعتراف نمودن به کبریایی مطلق پروردگار، به معنای تحقیر انسان و پایین آوردن ارزش و مقام او در این هستی است. تو گویی، خدا و انسان در عظمت و قدرت، ضد یکدیگرند و با هم در رقابت‌اند! اما باور من این است که هر اندازه ما انسان‌ها، کبریایی مطلق و عظمت پروردگار را احساس و درک کنیم به‌‌ همان نسبت هم، احساس قدرت و ارزشمندی خواهیم کرد؛ زیرا ساخته‌ی دست این پروردگاریم. 
آورده‌اند که چون عمر بن عبدالعزیز (رح) در بستر وفات افتاد، برادرش به او گفت:‌ای عمر! در حالی دنیا را ترک می‌کنی که مال چندانی برای فرزندانت بر جای نگذاشته‌ای! تو خلیفه هستی! دستوری فرما تا از خزانه سهمی برای ایشان مقرر دارند. 
وقتی که آدمی پی می‌برد که‌‌ همان محدودیت‌ها و نقائصی که دامنگیر اوست، کمابیش، دامنگیر جمیع همنوعان او هم هست، نسبت به همنوعان خود احساس همدلی و همدردی‌ای می‌کند که ناشی از همین احساس سرنوشت مشترک است. در این حال، طبیعی‌ترین واکنش این است که شخص برای همنوعان خود دعا کند و بهتر شدنِ آنان را در‌‌ همان سه ساحت مذکور بخواهد. دعا برای دیگران، در واقع، نوعی شفاعت برای آنان، در پیشگاه هستی، است. 
۱-کلمه‌ی شفا بلیغ‌تر از کلمه‌ی دوا است با اینکه مفهوم دوا را نیز در بر می‌گیرد. قرآن دواست اما خداوند می‌فرماید: «قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدىً وَشِفَاءٌ» (فصلت: ۴۴) بگو آن [قرآن] برای کسانی که ایمان آورده‌اند مایه‌ی هدایت و شفاست. چرا که انسان‌گاه دوا را به کار می‌برد و به علت اینکه علاجی به همراه ندارد شفا نمی‌یابد.
 «سعید قدیم» از کسی منّت نمی‌کشید، بلکه مرگ را بر تحمل سنگینی منّت ترجیح می‌داد. او به رغم رویارویی بس دشوار با سختی‌ها و رنج‌ها از این قاعده تخلف نکرد. نپذیرفتن هدیه‌ی اشخاص توسط «سعید قدیم» خصلتی است که این برادر ناتوان شما (سعید جدید) آن را از او به ارث برده است. نپذیرفتن هدایا به معنی بی‌اعتنایی و استغناء و برتری از مردم نیست، بلکه علت آن بر یک سری علل روشن استوار است: 
یکی از آداب مهم شریعت اسلامی نصیحت کردن و اندرز دادن مردم به نیکی است که خود دارای آداب خاصی است. این یک امر طبیعی است که آدمیزاد هر دم دچار خطا و نسیان و فراموشی گردد، گاهی اوقات ممکن است شیطان بر شخصی مسلط شود و او را از خدای خود دور سازد، در این موقع است که نیاز به نصیحت و تذکر دارد! ابزار و وسایل دعوت به اسلام گفتار و کردار و رفتار نیکوی مسلمان است
حزب از لحاظ لغوی و اصطلاحی معانی متنوع و مختلفی دارد که ما با مراجعه به تفاسیر اجتماعی و سیاسی صاحبنظران چنین تعریف می‌کنیم: گروه همدل و همفکری که با استفاده از عقل و خرد جمعی و استعداد و توانمندی‌های خود برای نیل به اهداف مشترک و مشخصی تلاش می‌کنند.
برادری در راه خدا شرایط و زیربناهایی دارد که بدون آن‌ها بنای برادری استوار نمی‌گردد و خداوند متعال این برادری را نمی‌پذیرد مگر اینکه مسلمانان برحسب آن شرایط حرکت کنند و بهترین موارد آن را مد نظر قرار دهند. امت اسلام! در زیر مهمترین شرایط و آشکارترین زیر بناهای اخوت اسلامی ذکر می‌گردد، امید است یادآوری باشد برای زنده‌دلان یا برای کسانی که شاهد و ناظر هستند و گوش فرا می‌دهند: أ- باید این برادری خالصانه در راه خدا باشد.
میان تصور ما از خدا و تصور قرآن از خدا تفاوت فراوان هست؛ در میان ما خدا را مترادف خالق می‌دانند و خدایی را به معنای خلق کردن؛ اگر چنین باشد این خدا انتخابی نخواهد بود، چون چه بخواهید و چه نخواهید خالقی دارید؛ ثانیاً نسبت او با همه‌ی ما انسان‌‌ها یکی است و همه‌ی ما اعم از تبهکار و درستکار، به یک اندازه مخلوق او هستیم؛
برادری در راه خدا یک عطیۀ مقدس و تابش ربانی و نعمت الهی است که خداوند متعال آن را به دل بندگان مخلص و دوستان برگزیده خود و مردم تقوی پیشه القا می‌کند. خداوند متعال در سورۀ انفال چنین فرموده است:وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ [الأنفال: 63]. «اگر همه آنچه در زمین است صرف می‌کردی نمی‌توانستی میان دل‌هایشان انس و الفت برقرار سازی، ولی خداوند (با هدایت آنان به ایمان و دوستی و برادری) میانشان انس و الفت انداخت».
جز الله، خدایی نیست و او زنده (به خود) و متصرف (در كار و بار جهان) است. كتاب را بر تو نازل كرده است كه مشتمل بر حق است. و تصدیق‌كننده‌ی كتاب‌هایی است كه قبل از آن بوده‌اند. و خداوند پیش از آن تورات و انجیل را نازل كرده است. پیش از (قرآن، تورات و انجیل را نازل كرده است) جهت رهنمود مردمان. و (چون منحرف گشتند، قرآن، یعنی) جدا سازنده‌ی (حق از باطل را) فرو فرستاده است. بی‌گمان كسانی كه نسبت به آیات خدا كفر ورزند، عذاب سختی دارند و خداوند توانا و انتقام گیرنده است.
مفهوم ایمان به كتب:در اصطلاح شرع ایمان به كتب آسمانی به این معنی است كه ایمان و باور داشته باشیم به تمامی كتاب‌هایی كه از طرف خدا بر پیامبرانش نازل شده‌اند و آن‌ها را رحمتی از طرف خدا دانسته كه وسیله‌ی هدایت انسان‌هاو مایه‌ی سعادت دنیا و آخرت‌شان می‌باشند؛[1] حال چه كتاب‌هایی كه مستقیماً از آن‌ها در قرآن اسم برده شده و چه آن‌ها كه نام‌شان ذكر نگردیده است، بلكه شامل تمامی انواع وحی لفظی یا نوشته، كه بر هر كدام بر پیامبرانش برای ابلاغ به مردم نازل شده‌اند، می‌گردد؛
 یکی از مفاهیم بنیادی مربوط به مسأله‌ی قدر و قضا که نادیده گرفتن و کج فهمیدن آن در طول تاریخ مشکلات زیادی برای مسلمانان به‌وجود آورده است، مفهوم «دفع قدر به قدر» است؛ به این معنی که می‌توانیم از یک قدر به قدر دیگری پناه می‌بریم، بدون اینکه به اصل «ایمان به قدر و قضای الهی» لطمه‌ای وارد شود،
الحمد لله الذي اصطفى من عباده رسلا وأنبياء وجعل أفضلهم وأكملهم خاتم الأنبياء. أشهد أن لا إله إلا هو وحده لا شريك له وأن محمدا عبده ورسوله صاحب المعجزات الباهرة اللهم صل عليه وعلى آله وصحبه وتبعه إلى يوم الآخرة. دشمنان خدای عزوجل و در رأس آن‌ها قدرتهای اهریمنی صلیبی و شبکه‌های مخوف صهیونیستی همواره در راستای فرود آوردن ضربات سنگین و مهلک بر پیکر امت محمدبن عبدالله (ص) رو به نقشه‌ها و طرح‌های گوناگون می‌آورند.
برای صاحب رسالت بزرگ که از جانب خدا آیینی می‌آورد و ادیان دیگر را نسخ می‌نماید، ضرورت دارد دین خود را از نفوذ آفت تحریف حفظ کند، زیرا او امتهای بسیار و دارای استعداد‌ها و اغراض متفاوت را زیر لوای دین خود جمع می‌کند و چه بسا خواهشات نفسانی، علاقه و محبت به دین قبلی یا فهم ناقص و درک جزئی از دین و عدم درک بخشی دیگر سبب شود نصوص و دستورات دین را فرو گذارند
لزوم کار جمعی در میزان اسلام بعضی از مردم می‌پندارند ملازمت و همراهی با جماعت واجب نیست بلکه امری است اختیاری و تطوّعی. هرکس خواهان کار جمعی باشد و ملازم جماعت گردد فب‌ها، وهر کس متمایل به آن نباشد واز آن رو گردان شود هیچ اشکالی ندارد. امّا در واقع وحقیقت امر همراهی و ملازمت با جماعت امری تطوّعی یا منّت نهادن از سوی کسی بر خدا نیست؛ بلکه فریضه‌ای است شرعی و ضرورتی است بشری، وسنّتی است کونی. 
ضرورت کار جمعی و اهمیّت آن در زندگی مسلمان جماعت نقش اساسی و مهمی در زندگی مسلمان دارد که می‌توان آنرا در امور زیر خلاصه کرد:  ۱ـ همکاری و مساعدت مسلمان در امر اکتشاف شخصیت خود و تشخیص نقاط قوّت و ضعف، کمال و نقص در آن: برای مثال انسان خود به تنهایی نمی‌تواند بسیاری از اوصاف درونی خود را چون خودپسندی و خودخواهی، ایثار و تعاون، که در درون شخصیّت وی وجود دارند کشف کند مگر زمانی‌که در میان افراد جماعتی زندگی کند و با آن‌ها مخالطت داشته باشد.
واژه‌ی «التزام» یک مصطلح اسلامی مرسوم وجا افتاده‌ی همگان است که امروزه بر زبان بسیاری از مسلمانان جاری وساری است. بویژه آن عده از آنان که متمسک به شریعت و برنامه‌ی خدا هستند ودر راستای تطبیق وتمکین بخشیدن به آن در روی زمین تلاش وجهاد می‌ورزند بیش از دیگران این واژه را برزبان می‌آورند. 
«ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ» [حج: ۲۹]  بعد از آن باید آلودگی‌ها (و چرک و کثافت، و زوائد بدن همچون مو و ناخن) را از خود برطرف سازند، و به نذرهای خویش (اگر نذر کرده‌اند) وفا کنند، و خانه‌ی قدیمی و گرامی (خدا، کعبه) را طواف نمایند. 
بزرگواران! واقعه‌ی این روز مبارک، واقعه‌ای بزرگ و تفسیر عملی واژه‌های والایی همچون اسلام، ایمان، احسان و بسیاری از معانی گرانسنگ است   چیست تعظیمِ خدا افراشتن؟                   خویشتن را خاک و خوارى داشتن چیست توحیدِ خدا آموختن؟                       خویشتن را پیشِ واحد سوختن 
حج، در یک نگرشی کلی سیر وجودی انسان است بسوی خدا. نمایش رمزی فلسفه خلقت بنی آدم است. نمایشی که کارگردان آن خداوند است و شخصیت اصلی آن آدم، ابراهیم، هاجر، ابلیس می‌باشد. صحنه‌های آن منطقه حرم و مسجد الحرام، مسعی، عرفات، مشعر و منی است. سمبل آن کعبه، صفا و مروه و قربانی. جامه و آرایش آن احرام و حلق و تقصیر است.
از آنجائیکه لازم است قربانی حج را یکبار هم که شده در زندگیمان انجام دهیم. باید از خودمان بپرسیم که قربانی رمز و سمبل چه چیزی است؟ قربانی یعنی تجربه ابراهیم به عنوان انسان آزاده و مسلمان خالص و شخصیت مستقل و اسوه‌ی کامل خصال خدائی تاریخ، ابراهیم خیلی چیز‌ها را در زندگی خود قربانی کرد. از جمله پدر، مردم زمانه، جان خودش، خانه، زندگی، محیط خوب. اما رکورد قربانی آن قربانی فرزند بود که داستان آن در سوره‌ی صافات آمده است. 
حمد و ستایش خدایی را سزد که بر ما با خلق زمان‌های مبارک و اوقات خیر و پرفضیلت منت گذاشت و درود و سلام بر پیشوای رسولان و اسوه‌ی متقیان که فرموده است: «بورک لامتی فی بکور‌ها»؛ خیر و برکت امتم در سحرخیزی نهفته است. و درود و سلام بر خاندان و یاران راستینش باد. خدای عزّ وجلّ بعضی از زمان‌ها را مبارک و بعضی از اماکن را، مانند مکه‌ی مکرمه، مدینه‌ی منوره، بیت‌المقدس، مساجد و ...
به همراه شما خوانندگان در ایامی به سر می‌بریم که اجر و پاداش در آن دو چندان، درهای رحمت گشوده و گناهان آمرزیده می‌شود؛ ایامی که خداوند توبه‌کاران را می‌آمرزد و دعای بندگان را اجابت می‌کند؛ این روز‌ها دهه‌ی اول ذی الحجه است؛روزهای بی‌نظیری که خداوند مقامش را بالا برده و به آن ارج نهاده است و در کتاب گرانقدرش به عظمت آن سوگند یاد کرده است: «وَالْفَجْرِ وَلَیَالٍ عَشْرٍ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ».
خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ» [حج: ۲۷]. (ای پیغمبر!) به مردم اعلام کن که (افراد مسلمان و مستطیع)، پیاده، یا سواره بر شتران باریک اندام (ورزیده و چابک و پرتحمّل، و مرکب‌ها و وسائل خوب دیگری) که راههای فراخ و دور را طی کنند، به حجّ کعبه بیایند (و ندای تو را پاسخ گویند). (آنان به این سرزمین مقدّس بیایند) تا منافع خویش را با چشم خود ببینند.
به فرمان پروردگار، ابرمرد توحید و یکتاپرستی حضرت ابراهیم خلیل – علیه السلام – کعبه منسوب به پروردگار را که قبله سینه‌ها و جهت حرکت دلهاست بنا نهاد تا تمامی یکتاپرستان تاریخ از روز خلیل تا به روز دمیدن در سور – بوق – و دیدار پروردگار جلیل بدان سوی روی آورده، بیعت و صداقت خود با خالقشان را با این خانه تواضع به نمایش گذارند..
خداوند متعال می‌فرماید: «ای انسان پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، هر‌گاه یکی از آن دو یا هر دوی ایشان نزد تو به سن پیری رسیدند کمترین اهانتی بدیشان نکن و بر سر ایشان فریاد مزن و با احترام با آنان سخن بگو. بال تواضع و فروتنی را برایشان فرود آور و بگو پروردگارا، همانگونه که آنان در کودکی مرا با (مهربانی) تربیت و بزرگ کردند تو نیز آنان را مورد رحم و شفقت خود قرار بده. (اسراء: ۲۳-۲۴)
ای پیامبرم! من از آن روز تو را دوست داشتم که چشم به جهان گشودم و نام مبارک و خجسته تو در گوش من طنین انداز شد.  ای پیامبرم! من از آن روز تو را دوست داشتم که می‌دیدم مردم با شنیدن نام مبارکت بر تو درود و صلوات می‌فرستند و تو را حبیب پروردگار جهان و دوست خالق انس و جان می‌نامند.  ای پیامبرم! من از آن روز تو را دوست داشتم که سپیده دمان، مؤذن به گل روی تو و تبرک نام مبارک تو اذان می‌داد و غزلخوانی می‌کرد. 
همزمانی محتوا