دین و دعوت

عنوان تاریخ
درسی در باب نقد خويشتن (دکتر طه جابر عَلوانی) (ترجمه: سید عدنان فلّاحی‌) 1396/03/01
تعبّد بی‌چون و چرا نسبت به نفس(رایجترین شرک در جامعە‌ی ما) (مولود بهرامیان) 1396/02/26
روش ادای نماز جنازه (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/02/14
«غیب» در قرآن (مسلم خدری) 1396/02/14
شورا در اسلام (باسل علوظی برلین) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/02/10
اعجاز علمی، روش فعّال‌ در دعوت اسلامی (محمد السنوسي) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1396/01/21
اشکالاتی در فهم صحیح جهاد (دکتر عصام البشیر) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/01/17
فتنه‌ی عُظما (صلاح الدین عباسی) 1396/01/09
تحریر شالوده توحید (احمد عبّاسی) 1395/12/30
در نقد اسلام سیاسی: بازخوانی انتقادی مقدمه‌ی کتاب «اصطلاحات چهارگانه» ابوالاعلی مودودی (عمر احمدی) 1395/12/28
فلسفه و حکمت چندهمسری از دیدگاه اسلام و رد شبهاتی پیرامون آن (یونس سلیمان‌زاده) 1395/12/25
بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی (صدیق قطبی) 1395/12/20
آیا اسلام مسلمانان را به کناره‌گیری از غیرمسلمانان فرا می‌خواند؟ (ابوبکر الحضرمی‌) (ترجمه: مهرنگار حسین‌بر) 1395/12/19
دگرپذیری در اسلام (دکتر خشوعی الخشوعی محمد (استاد حدیث دانشگاه الأزهر)) (ترجمه: محدثه سمیعی [بانو عائشه]) 1395/12/13
«خبر واحد» و احکام آن از از دیدگاه اهل سنت (سید عدنان فلاحی) 1395/12/11
گذری در واژه‌های قرآن - بخش اوّل (نایب نیکرفتار) 1395/12/08
ما و میراث اسلامی (جواد نورمحمّدی) 1395/12/04
دگرپذیری و حکومت‌داری (محمّد‌ فتحی نادی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1395/11/27
خدمت به خداوند (صدیق قطبی) 1395/11/21
چگونه از فتنه‌های شیطانی در امان بمانیم؟ (محدثه سمیعی [بانو عائشه]) 1395/11/18
فرهنگ دینی خدمت به خلق، دست گیریم و منّت ننهیم (فاروق ابراهیمی) 1395/11/13
اسلام، دین خشونت یا مهربانی؟ (فاروق فتحی) 1395/11/06
عبادت و قناعت (محدّثه سمیعی [بانو عائشه]) 1395/10/28
امانتداری در اسلام (گردآوری: یونس سلیمان‌زاده) 1395/10/17
دعوت و پیوند آن با عقیده (محمود کریمی) 1395/10/15
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت – ۱۰ (دکتر راغب السرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/10/11
هجرت نبوی و نقش جوانان (اسلام ویب) (ترجمه: حمید محمودپور - مهاباد) 1395/10/07
حجاب، محدودیّت‌ یا مصونیت؟‌ (گردآوری: یونس سلیمان‌زاده) 1395/10/05
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت - ۹ (دکتر راغب السرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/10/03
تسامح و مدارا در اسلام (ابراهیم العاتی، سرپرست مطالعات عالی دانشگاه اسلامی - لندن) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1395/10/01
چرا خشونت‌پرهیزی؟ (نگاهی درون‌دینی) (صدیق قطبی) 1395/09/27
«لا اله الا الله» باور ایمان‌داران و ذکر مقرّبان (محمود کریمی) 1395/09/25
نمونه‌هایی از مهربانی رسول خدا -صلّی الله علیه وسلّم- با غیر مسلمانان (دکتر محمد بن عدنان السمان) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1395/09/22
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت - ٨ (دکتر راغب السرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/09/21
پیامدهای منع چند‌همسری و شبهات آن (گردآوری: احمد تیموری بازگری) 1395/09/19
پیامبر اسلام، پیام‌آور صلح و دوستی (سیف الله رحیمی) 1395/09/16
چه کسی محمّد -صلّی الله علیه وسلّم- را نمی‌شناسد؟ (حميدان بن عجيل الجهني) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/09/14
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت-٧ (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/09/07
بخشش و وصیت .. دو ضلع مکمل ارث (دکتر عبدالظاهر سلطانی) 1395/09/01
درس‌‌های از دعوت ملکه‌ی سبأ به‌وسیله‌ی سیدنا سلیمان -علیه السّلام- (عبد العزیز كحیل) (ترجمه: عبدالخالق احسان- افغانستان) 1395/08/20
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت-٦ (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/08/15
قرآن و تعلیم «مسؤولانه زیستن» (صدیق قطبی) 1395/08/09
ماهیت انسان [انسانیت] (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/08/05
نابرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود(اندر فضیلت نماز شب) (دکترعمرو خالد) (ترجمه: محدثه سمیعی) 1395/07/30
احیای سنّت‌های رسول -صلّى الله علیه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت-۵ (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/07/22
احيای سنّت‌های رسول -صلّى الله عليه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت-٤ (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/07/13
احيای سنّت‌های رسول -صلّى الله عليه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت-٣ 1395/07/10
پرورش بر اساس بخشش(به مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها) (دکتر خالد روشه) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/07/03
احيای سنّت‌های رسول -صلّى الله عليه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت-٢ (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/07/02
احيای سنّت‌های رسول -صلّى الله عليه وسلّم- به تعداد روزهای سال یا سالنامه‌ی سنّت-١ (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: احمد تیموری بازگری) 1395/07/01
منسوبين به مدارس فقهی و کلامی و حاملان درجه‌ی استاد و لقب دکتر، با رهگشابودن نقد حاد خودشان و مکتوباتشان، الفت نگرفته‌اند؛ از هرنقدی که از ديگران بشنوند، رويگردانی می‌کنند يا این‌که آن را به شدت يا ملايمت، رد می‌نمايند. کتاب من «ادب الإختلاف» از مهم‌ترين مکتوباتی است که در آغاز پرداختنم به کار نوشتن، تأليف کردم. البته کتاب‌هايم درباره‌ی اجتهاد و تقليد، تعليل از نگاه حنابله و بعضی پژوهش‌های ديگر درباره‌ی حقوق متهم قبل از تحقيق و تاريخ اصول فقه، بر کتاب ادب الإختلاف تقدم زمانی دارد. 
به نظر من، یكی از رایجترین انواع شرك عملی در جامعه‌ی كنونی، شرك الوهیت در پیروی از هوای نفس است. وقتی انسانی تابع بی‌چون و چرای نفس امّاره به بدی شد و بدون توجّه به هدایت ربّانی و عقلانیت بی‌شائبه ـ عقل سلیم* ـ و تنها بنا به اقتضای غریزه، شهوت‌ها و حظ‌های نفسانی، اراده‌ی خود را به کار گرفت و در افعال و گفتارش تنها برای ارضای نفس عمل نمود، چنین شخصی بدون تردید به نوعی شرک عملی مبتلا شده است. اگر این روند نامیمون از روی عمد و عالمانه ادامه یابد و به صفتی مستقر در نهاد شخص عامل تبدیل شود، چنین شخصی از دایره‌ی توحید خارج شده است.
محتویات: ۱ـ مرگ ۲- نماز بر میت ۳- شروط نماز جنازه ٤- ارکان نماز جنازه ٥- سنت‌های نماز جنازه ٦- کیفیت ادای نماز جنازه   مرگ تنها حادثه‌ای است که در قرآن کریم از آن با مصیبت یاد شده است؛ مرگ پایان هر موجود زنده بر روی زمین است؛ بقا و جاودانگی مخصوص خداوند متعال است و تنها او زنده و جاویدان خواهد ماند. مرگ خروج روح از جسد به امر خداوند و به دست فرشته‌ی مرگ است.
موضوع غیب موضوع مهم، بسیار حسّاس‌ و بحث‌برانگیز است؛ زیرا از طرفی با ایمان و عقیده و سرنوشت انسان وابستگی دارد و از طرف دیگر می‌تواند کسانی را که نگاه برون‌دینی یا درون‌دینی به موضوع دارند و در این راستا دچار افراط و تفریط شده‌اند به چالش بکشد. آنچه مسلّم‌‌‌ است، سخن و نوشتار در این زمینه فراوان است؛ امّا‌ متأسّفانه‌ بخش زیادی از آن، از جوهره تحقیق که منجر به عدل و انصاف می‌گردد خارج و آغشته به «تقلید» و «تعصّب‌ مذهبی» گشته است. کسانی که سنگ مذهب به سینه می‌زنند، به جای تحقیق و پژوهش فردی یا مشترک در منابع اصیل اسلامی
شکل شوری و مکانیزم‌های آن بر اساس وضعیت امّت‌ و شرایط آن قابل تغییر و تحوّل است؛ بنابراین به هر شکل و با هر وسیله‌ای که حقیقت شورا تحقّق‌ یابد اسلام آن را می‌پذیرد. این آیه پس از شکست مسلمانان در جنگ احد نازل شد؛ در این جنگ رسول خدا میل به ماندن در مدینه داشت تا بتوانند در داخل شهر با مهاجمان مقابله کنند. اما او نظر جمهور را که خواهان جنگیدن در بیرون از شهر بودند پذیرفت و سپس این آیه نازل شد: « فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ»[آل عمران:١٥٩]؛ «پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در [این‌] کار با آنان مشورت کن.»
روش‏های فراوانی وجود دارد که مسلمان می‌تواند از آنها در مسیر دعوت به سوی اسلام استفاده نموده و استدلال بجوید که اسلام واپسین دینی است که الله متعال آن را برای بندگانش برگزیده، حفظ اصول و ثوابت آن را تضمین نموده است؛ چون رسالت و حجیت‌ آن تا روز رستاخیز ثابت می‌ماند.   اعجاز علمی‌در قرآن کریم و سنت نبوی -صلی الله علیه و سلم- یکی از مهمترین این روش‏ها می‌باشد، به ویژه که غیر مسلمانان مخاطب‌مان باشند؛ کسانی که زندگی مادی‏گرایی معاصر آنان را فریفته است که ارقام و حقایق، یگانه وسیله‌ای‌ تأثیرگذار بر ایشان می‌باشد.
برخی از علما‌ بر این باورند که تمام آیات پیشین منسوخ شده است و شمشیر فصل الخطاب میان مسلمانان و غیرمسلمانان است؛ پاسخ این است که آیه‌ی شمشیر متّفق‌ علیه نیست زیرا برخی از مردم بر این باورند که منظور از آن این آیه است: «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً»[1] است در حالی که این آیه منسوخ نشده است بلکه مراد از آن مقابله به مثل با مشرکان است .برخی دیگر گفته‌اند منظور از آن: «فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ»
آن‌هایی‌که سال‌ها پیش پدیده‌ی جنگ تمدّن‌ها را پیش کشیدند، در هر زمانی این چیدمان را به دست کسی سپرده‌اند. نه این‌که آن‌ها را دعوت کنند و آموزش دهند و بگویند این شما و این هم پازل و این هم راهنمایی و کمک ما، چیدمانش کن. آتاتورک و رضاشاه و ملک عبدالعزیز و عبدالناصر و سادات و قذافی‌ و صدام‌ و ملا محمد عمر و... را آن‌ها به اتاق‌های فکرشان دعوت نکرده و آموزش ندادند؛ اما از راه‌های پیچیده‌ای استفاده کرده تا این افراد چیدمان پازل را به‌گونه‌ای انجام دهند که به زیان اسلام و مسلمین و نفع خودشان تمام شود
چه بسیاراند کسانی که توحید و شرک را تنها در بعد و قالب نظری و تئوری‌اش خلاصه کرده‌اند و خیل کثیری از مردم را به صرف گفتن و بر زبان راندن تعابیری به ظاهر شرک‌آمیز دوزخی و در زمره گروه «مغضوب علیهم» می‌پندارند و خود را بهشتی و نجات یافته می‌دانند، ولی اگر به زندگی آنان نگاهی گذرا بیفکنی درمی‌یابی که اصل ماجرا برعکس است و ظالمانه و جاهلانه این لباس را بر تن کرده‌اند و دیگران را به سوی دوزخ و خشم ابدی گسیل می‌دارند. واقعیت این است که این‌گونه‌ موحدان ظاهری، بویی از توحید نبرده‌اند، 
جسارت مودودی در رجعت انتقادی به میراث اسلامی، امری انکارناپذیر است‌. اما این جسارت، گاه چنان اوج می‌گیرد تا به حد بی پروایی برسد. از نشانه‌های این بی پروایی، ادعای چالش برانگیز ایشان در مقدمه‌ی کتاب «المصطلحات الاربعه» است‌. مودودی در مقدمه‌ی کوتاه این کتاب به صورتی مختصر و گذرا و در قالب ادعایی اثبات ناشده، سرنوشت «فهم کلام الهی» را مشخصاً و به نحو انحصاری با «سرنوشت خلوص زبان و لغات اعراب جاهلی عصر تنزیل وحی»، گره می‌زند‌.
بی شک چند همسری در اسلام از موضوعاتی است بهانه انتقاد از قانون شریعت اسلامی ‌و مجالی برای تاختن بدان شده است و آن را به ظلم بر زن و جانبداری از مرد متهم کرده‌اند‌. لذا در این نوشتار به اختصار به مسئله چند همسری و شبهات پیرامونش و محاسن و معایب آن می‌پردازیم. قبل از هر چیز باید یادآور شویم که بررسی درستی و نادرستی مسائلی مانند تعدد زوجات که ناشی از ضرورت‌های شخصی یا اجتماعی است با این نحو صحیح نیست که آن را با تک همسری مقایسه کنیم.
«تفسیر سیاسی اسلام» عنوان کتابی است که ابوالحسن ندوی در نقد نظریات ابوالاعلی مودودی در کتاب‌های «اصطلاحات چهارگانه در قرآن» و «تجدید و احیای دین» نوشته است. از آن‌رو که سید قطب نیز به ویژه در کتاب «نشانه‌های راه» مواضع مشابهی با نگارنده‌ی کتاب «اصطلاحات چهارگانه» دارد، مورد انتقاد ابوالحسن ندوی قرار می‌گیرد. لحن کتاب و شیوه‌ی نگارش و نقد ابوالحسن ندوی، بسیار پیراسته و ستودنی است و در آغاز کتاب، از جدّ و جهد ابوالاعلی مودودی در دعوت اسلامی، تجلیل و تقدیر به عمل می‌آورد:
بسیاری از مسلمانان را مشاهده کردم که نظر آنان در رابطه با قضیه‌ی تعامل با غیرمسلمانان این‌گونه است که: دوری و عدم ارتباط و همراهی با آنان و حتی غذا نخوردن و شرکت نکردن در شادی‌ها و غم‌هایشان ترجیح داده شده و کناره‌گیری کامل از آنان اختیار شده است.  بنا بر اعتقاد این گروه از مسلمانان در این قضیه (دوری و کناره گیری از غیرمسلمانان) نزدیکی به الله و خلوص دین نهفته است. چه بسا دلیل این اعتقاد که منجر به احساس کناره‌گیری (از غیرمسلمانان) می‌شود
دگرپذیری؛ اصلی است که اسلام در طول روزگار به وسیله‌ی آن [از دیگر ادیان] متمایز گشته است. رسول خدا -صلی الله علیه و سلم- می‌فرماید: «آگاه باشید که هر کس به هم‌پیمانی ستم کند، یا به او نقص و عیبی نسبت دهد، یا بیش از حد توانش او را مکلّف سازد یا چیزی را بدون رضایتش از او بگیرد من در روز قیامت شاهد او هستم.» (روایت ابو داود) از عبد الله بن عمر -رضی الله عنه- روایت است که گفت:
شالوده و بنیان اخبار و احادیث بر سند قرار دارد و سند عبارت است از: «سلسله‌ی راویانی که خبر از طریق آن‌ها به گوینده‌ی آن منسوب می‌شود.» این فرآیند رساندن سخن از طریق سند به گوینده را «إسناد» می‌نامند و البته محدّثین، إسناد را در معنی خود سلسله‌ی سند نیز به کار می‌برند.[١] بررسی إسناد، موضوع دانش درایة الحدیث یا مصطلح الحدیث می‌باشد لذا این دانش، مهمّ‌ترین علمیست که حول احادیث شکل گرفته است. علمای سلف و خلف درباره‌ی تعریف علم درایة و موضوع آن سخن‌ها گفته‌اند
معنای صلوة: نماز چیست و چه نیازی آن‌را پدید می‌آورد؟ این نجوای نهان و آشکار که از نهاد دل آدمی در عالم سرمی‌زند، این ندائی که صبح و شام از عبادت‌گاه‌های گسترده در پهنه‌ی زمین شنیده می‌شود از کجا سرچشمه می‌گیرد و چه مقصد و مقصودی را می‌پوید؟ این‌که‌ گفته‌اند؛ نماز معراج مؤمن‌ است (۱)، ستون نگهدارنده‌ی دین است (۲)، وسیله‌ی تقرّب‌ هر پرهیزکاری به خداست (۳)، شرط قبولی بقیّه‌ی کارهاست (۴) و... آیا همین نمازهای یومیّه‌‌ی پنجگانه‌ی ماست؟ آیا همین ۱۷ رکعت‌هاست؟!
به نظر می‌رسد هر گروهی كه در جامعه بخواهد به فعالیت اصلاحی بپردازد، ناگزیر از مواجهه با میراث اسلامی ‌است كه از خلال اعصار و قرون به ما رسیده است و لزوماً‌ بایستی موضعی در قبال آن اتّخاذ‌ نماید و بدیهی است پاره‌ای از مشكلاتی كه در جوامع اسلامی ‌رایج است، نشأت‌ گرفته از نحوه‌ی برخورد ما با میراث اسلامی‌ ماست. در حقیقت بحران هویتی كه به علل مختلف دامن‌گیر جوامع اسلامی‌گردیده، مسلمین ( وغیر مسلمانان ساكن این جوامع) را به تكاپو واداشته تا راه‌های برون‌رفت
اختلاف یکی از سنّت‌‌‌های ربّانی و حقایق انکارناپذیر هستی است؛ اختلاف در میان حیوانات، گیاهان، حشرات، پرندگان، ستارگان، دشت‌ها و کوه‌ها وجود دارد و این پدیده، تنوّع‌ را همانند تابلوی زیبایی قرار داده است که در آن رنگ‌ها و طرح‌ها با هم ترکیب شده‌اند و اثر زیبایی را آفریده است. خدای متعال آدمیان را با رنگ‌ها، نژاد‌ها و زبان‌های گوناگون آفریده است و در این آفرینش تنوّع‌ را لحاظ کرده است:  وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ [روم: ٢٢]
خدا، آن‌گونه که خود توصیف کرده است «غنیّ» و «صمد» است و هرگز گَردِ فقر و احتیاج بر ردای کبریایی و جلال او نمی‌نشیند. «وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ»(محمد:٣٨). این ماییم که در نهایت فقر و احتیاجیم: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»(فاطر:١٥) اگر چنین است، خدمت به خدا چه معنایی پیدا می‌کند؟ به چه شگرد و شیوه‌ای می‌شود از لبخند او نصیب بیشتری داشت؟ قرآن می‌گوید خدمت به خدا از رهگذر خدمت به آفریدگان او ممکن می‌شود و آن‌کس که
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴿٨٣﴾ (سوره‌ی ص)  [ابلیس] گفت: «پس به عزتت‌ سوگند که همه‌ی آن‌‌ها را گمراه خواهم کرد * مگر بندگان مخلص تو را از میان آن‌‌ها» چگونه از فتنه‌های شیطانی در امان بمانیم؟ چگونه خود را از دایره‌ی گمراهان خارج کنیم و در جرگه‌ی بندگان مخلص خداوند درآییم؟ چگونه در میان این همه گناه و ابزار و عوامل گناه بر شیطان درونمان غلبه کنیم؟
یکی از نقاط قوّت اخلاق اسلامی توجه به انسان‌ها، حس همکاری، نیکوکاری و خدمت‌رسانی به مردم است که در جلوه‌های مختلف به وجود می‌آید و یکی از شاخه‌های ارتباط یک انسان مسلمان در کنار ارتباط با خالق و ارتباط با خویش، ارتباط با محیط و انسان‌ها است که یکی از راه‌های آن خدمت به خلق و اهتمام به این امر می‌باشد.  حال سؤالاتی مطرح می‌شود: که آیا در اسلام تشویق و ترغیب فقط برای کمک به دیگران است یا نوع و ادامه‌ی مسیر نیز مهم است؟ تعامل و وظایف خدمت‌شونده و کمک‌رسان چگونه باید باشد؟
امروزه خشونت، ترور، ترس و وحشت به انحاء مختلف در همه جای دنیا وجود دارد. همگان با بهره‌گیری از وسایل ارتباط جمعی، شاهد اعمال خشونت‌بار با انسان‌ها و جهان پیرامون خود هستند و عموماً این رفتارها را به پیروان ادیان آسمانی، از جمله اسلام نسبت می‌دهند. در کشورهای اسلامی وجود جنگ‌ها، ناآرامی‌ها،  استبداد سیاسی، فساد اخلاقی، نقشه‌های برنامه‌ریزی شده دشمنان اسلام، رشد بنیادگرایی، برداشت‌های غلط از متون دینی و فقر فکری، تعرّضات‌ و وحشی‌گری دولت به اصطلاح اسلامی داعش
نابرده رنج گنج میسّر نمی‌شود... پیامبر اسلام -صلی الله علیه وسلّم- می فرماید: «ما أخذت الدنیا من الآخرة إلا کما أخذ المخیط غرس في البحر من مائه» «آنچه دنيا از آخرت گرفته است، تنها به اندازه‌ی آبى است كه سوزنى فرورفته در دريا به خود مى‌گيرد.» (طبرانی به روایت از مستورد بن شداد) این حدیث در قالب یک مثال ملموس دنیوی، به خوبی بیانگر فراوانی نعمت‌های آخرت در برابر نعمت‌های اندک دنیا می‌باشد. سوزنی بردارید و آن را در لیوانی پر از آب فرو کرده و بیرون آورید، امتحان کنید!
امانتداری‌ یكی از اساسی‌ترین اخلاق اسلام است‌. یکی از اقسام و مظاهر راستگویی و صداقت، امانتداری است؛ امانتداری از فضیلت‌های بسیار باارزش است و پایه‌ی بسیار نیرومندی برای جامعه‌ای پیشرفته و سالم به‌شمار می‌آید و باعث جلب خیر و برکت برای همه است. به همین خاطر است که ‌می‌بینیم اسلام اهمیت فراوانی به آن داده و آن را جزو صفات مؤمنان بشمار ‌می‌آورد‌. خداوند ‌می‌فرماید:  وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ (مٶمنون /۸) «و آن‌ها که امانت‌ها و عهد خود را رعایت می‌کنند‌.
دعوت واژه‌ای عربی از ریشه‌س «دعا» «یدعو» به معنی فراخواندن، به کمک طلبیدن و ندا کردن کسی یا چیزی به منظور متمایل ساختن و جلب نمودن اوست. چون دعوت ما نوع خاصی از فراخوانی برای متمایل ساختن انسان‌ها در جهت گرایش و گزینش عقیده و فکری ویژه است که اساس زندگی فردی و اجتماعی انسان بر آن بنا ‌می‌شود ، باید پسوندی به این کلمه بیفزایم تا منظور ما از آن را برای مخاطبین روشن نماید .حال اگر پسوند «اسلا‌می‌» و یا «دینی» را به کلمه‌ی دعوت اضافه کنیم معنای آن فراخوانی مردم به‌سوی اسلام و دین ‌می‌شود تا در نهایت بدان بگروند.
سنّت هدیه دادن  از زیباترین سنت‌های نبوی، سنت هدیه دادن است که تخم محبّت را در میان مردم می‌کارد. بیهقی از ابوهریره از پیامبر -صلّى الله علیه وسلّم- روایت می‌کند که فرمود: «تَهَادُوا تَحَابُّوا» (هدیه بدهید تا نسبت به هم محبت پیدا کنید). [آلبانی آن را حسن دانسته است] پیامبر -صلّى الله علیه وسلّم- هدیه را هر چند ناچیز می‌بود قبول می‌فرمود. مسلم از انس بن مالک روایت می‌کند که گفت: «بریره مقداری گوشت برای پیامبر -صلّى الله علیه وسلّم- به‌عنوان هدیه برد؛
هجرت پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- از مکّه‌ به مدینه، تنها یک حادثه‌ی تاریخی نبود که نقش خود را ایفا نماید و اثرش با رسیدن محمّد‌ مصطفی‌ و همراهی ایشان تا مدینه و گسترش اسلام از آنجا به پایان رسد؛ بلکه این رویداد بزرگ و باشکوه به‌عنوان مدرسه‌ای باقی خواهد ماند که مسلمانان از آن درس‌ها و عبرت‌ها خواهند آموخت و از آن پندها یاد خواهند گرفت و به‌وسیله‌ی آن در مسیر خود به سوی خدای متعال راهنمایی خواهند شد. پس این واقعه مانند نوری هدایتگر در تاریکیِ راه و راهنمای ساربان به هنگام شاخه‌ شاخه ‌شدن جادّه‌ها و راه‌ها ماندگار خواهد شد.
اسلام بهترین آئین زندگی و تضمین‌کننده سعادت دنیا و آخرت است، تعالیم اسلام تنها به مراسم عبادی منحصر نیست، بلکه تمام شئون فردی و اجتماعی بشر را در بر می‌گیرد.  زنان در هر جامعه، بیش از نیمی‌از جمعیت آن را تشکیل می‌دهند. در طول تاریخ جوامع بشری نسبت به نقش زن و وظایف و حقوق او دیدگاه‌های متفاوتی داشته‌اند.  قبل از اسلام، تمدّن‌های شرقی زنان را لکّه‌ی ننگی بر دامن بشریّت‌ می‌پنداشتند، رومی‌ها معتقد بودند که زنان ارزشی بالاتر از کالاهای خانه ندارند، یونانی‌ها زنان را حزب شیطان قلمداد می‌کردند،
سنّت «بسم‌ الله» گفتن پیش از آغاز غذا گفتن بسم الله پیش از آغاز غذا یک سنّت نبوی است. بخاری و مسلم از عمر بن ابی سلمه روایت می‌کنند که گفته است: زمانی که پسربچه بودم و در آغوش رسول الله -صلّی الله علیه وسلّم- قرار داشتم، دستم را داخل ظرف غذا به هر طرف می‌بردم؛ آن حضرت -صلّی الله علیه وسلّم- فرمودند: «يَا غُلَامُ، سَمِّ اللهَ، وَكُلْ بِيَمِينِكَ، وَكُلْ مِمَّا يَلِيكَ» «ای پسر! بسم الله بگو و با دست راست و از جلوی خودت، بخور.»
مدارا اصل و اساس همه‌ی دیانت‌های آسمانی و مورد تأکید شریعت اسلام است؛ بر اساس آموزه‌های قرآنی هدف از ارسال پیامبران الهی، پایه‌گذاری عدالت و مهربانی در میان بشریت بوده است:  «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(الحديد/ ٢٥)؛ «به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آن‌ها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند.»
خشونت، استفاده از زور به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی برخلاف خواستشان، است. مراد از خشونت، اِعمال روش‌های غیرمسالمت‌آمیز و خارج از چهارچوب‌های قانون برای تغییر فرد و یا ساختارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. خشونت‌پرهیزی: مُراد از خشونت‌پرهیزی، اجتناب از شیوه‌ها و روش‌های متّکی به زور، فشار و خشونت به منظور نیل به اهداف، تحقّق مأموریت، تغییر و یا اصلاح سبک زندگی فرد و یا کارکرد نهادهای اجتماعی است.خشونت‌پرهیزی برآمده از این منطق و عقلانیت است که بدی را نمی‌توان با بدی از میان بُرد
لا اله سرمایه‌ی اسرار ما رشته‌اش شیرازه‌ی افکار ما حرفش از لب چون بدل آید همی زندگی را قوّت افزاید همی نقش او گر سنگ گیرد دل شود دل گر از یادش نسوزد گل شود سخنی که اصل توحید و یکتاپرستی را به صورت مُجمل بیان نموده است واعتقاد به آن، یعنی مقابله با همه‌ی تفکّرات شرک‌آمیز عصر جاهلیّت و تمامی دوران‌ها؛ جمله‌ای که مغز واصل دین اسلام است. «لا اله الا الله» یعنی هیچ معبود به حقّی غیر از الله وجود ندارد و اوست تنها پرودگار جهانیان و شریکی برایش قابل تصوّر نیست.
نمونه‌ی نخست: عایشه -رضی الله عنه- خطاب به رسول خدا -صلّی الله علیه وسلّم- فرمود: آیا روزی سخت‌تر از اُحُد بر تو گذشته است؟ فرمود: ای عایشه! از قوم تو آزار فراوان دیده‌ام و سخت‌ترین آن در روز عقبه بود؛ وقتی خود را به  «بن عبد یالیل بن عبد کلال» معرفی کردم، از من روی گرداند و به راهش ادامه داد. من هم اندوهگین به راه افتادم و متوجّه نبودم تا این که دیدم به منطقه‌ی قرن الثعالب رسیده‌ام، سرم را بلند کردم دیدم ابری بر سرم سایه افکنده است.
سنّت اصلاح  ترمذی با تصحیح آلبانی و نسبت آن به «ابی درداء» روایت می‌کند که گفته است: رسول الله -صلّى الله علیه وسلّم- فرمود: «أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيَامِ وَالصَّلَاةِ وَالصَّدَقَةِ» «آیا شما را از درجه‌ی بالاتر و بهتر از روزه و نماز و صدقه با خبر سازم؟» گفتند: آری؛ فرمود: «صَلَاحُ ذَاتِ البَيْنِ، فَإِنَّ فَسَادَ ذَاتِ البَيْنِ هِيَ الحَالِقَةُ» «آشتی و اصلاح ذات البین؛ زیرا تیرگی روابط و دشمنی، فرساینده و مهلک است.»
چند‌همسری در اسلام، از نظر کمک به دور‌ نگه ‌داشتن جامعه‌ی اسلامی از فسادهای اجتماعی و رذایل اخلاقی موجود در جوامع بی‌دین و تحریم‌گر چند‌همسری، اهمیت فراوانی دارد. این جوامع عواقب و پیامدهای آن را چشیده‌اند ولی حاضر به اعتراف بدان نیستند؛ از جمله‌ی این پیامدها می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: ١- گسترش فساد و فحشا و زنا ٢- افزایش نوزادان سر‌راهی ٣- شیوع بیماری‌هایی چون ایدز، عقده‌های روانی، و فشارهای عصبی
سیره‌ی رسول اکرم –صلّی الله علیه وسلّم– سیره‌ی عملی انسان کامل است. پرداختن به زندگی، منش، دوستی و اصول عملی زندگی پیامبر در واقع پرداختن به گنجینه‌ای بس گرانبهاست و یاد آن حضرت و سیره‌ی ایشان، جلوه‌ی تمام عیار حقیقت است و درود بر او، پاداش و اجر فراوانی را به همراه دارد. در قرآن، از شخص پیامبر به عنوان بهترین الگو و اسوه، در تمام میادین و ابعاد زندگی نام برده می‌شود.
آیا او -صلّی الله علیه وسلّم- چراغ راه و بشارت‌دهنده و رسول الله و پیامبر خدا نیست که زمین را سرشار از عدالت و نور و آشتی و محبّت و نیکی نمود و بهترینِ مردم و معلّم بشریت نبود و بشریت را نجات نداد و بتان را در هم نشکست؟ خداوند او را برگزید تا بهترینِ مردم و پیشوای پیامبران باشد و دوست و رفیق خودش گردد و به او وعده داد تا او را در جایگاه ستودنی‌ای برانگیزد و شفاعت کبری را به او عطا کند و او را اوّلین کسی گرداند که درب بهشت را می‌زند.
سنّت شهادتین پس از وضو جملاتی کوتاه دروازه‌های هشتگانه‌ی بهشت را به روی شما می‌گشاید و از هر دروازه‌ای که خواستید، وارد شوید! و آن یک سنّت نبوی زیبا و ساده است که تنها ده ثانیه از وقت شما را می‌گیرد؛ فقط کافیست پس از کامل کردن وضو، شهادت توحید را بگویید. مسلم از عقبه بن عامر روایت کرده است که پیامبر -صلّی الله علیه وآله وسلّم- فرمود:  «مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ يَتَوَضَّأُ فَيُبْلِغُ -أَوْ فَيُسْبِغُ- الْوَضُوءَ ثُمَّ يَقُولُ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ إِلَّا فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ الثَّمَانِيَةُ يَدْخُلُ مِنْ أَيِّهَا شَاءَ»
 موضوع میراث در قرآن کریم همواره با پرسش‌هایی همراه بوده است، از جمله: چرا سهم زن، نصف مرد است؟ چرا میراث‌بران سرمایه‌دار و مستمند به یک اندازه ارث می‌برند؟ چرا سهم کسی که در درآمد خانواده مشارکت داشته است، با کسی که سربار بوده یا حتی اموال خانواده را هدر داده است، برابر می‌باشد؟ چرا دختری که در راه خدمت به پدر یا مادرش زحمات بسیاری را متحمل شده و نقش بسزایی در درآمدشان داشته است، باید از پسری که نه‌تنها نقشی نداشته، بلکه مزاحم و سربارشان نیز بوده است، سهم کمتری از میراث ببرد؟
وظیفه هر پیامبری دعوت به سوی الله متعال، یکتاپرستی و عبادت می‌‌باشد؛ به گونه مثال حضرت سلیمان فرزند داود -علیهما السلام- پادشاهی بود که سیاست امور مملکتش را مثل هر فرمانروای به پیش می‌‌برد؛ اما قبل از همه این‌‌ها پیامبر بزرگواری بود که به سوی الله متعال دعوت نموده و علیه شرک مبارزه می‌‌کرد و توحید را نهادینه می‌‌ساخت؛ دلیل این مدعا در داستان حضرت سلیمان همراه ملکه‌ی سبأ تبلور یافت و قرآن کریم در سوره (نمل) آن را ذکر نموده که اندرزهای مؤثری را احتوا می‌‌کند و قلب مؤمن را خنک نموده و عقلش را روشن می‌‌سازد.
-سنت لبخند  چه زیباست که لبخند در میان امت اسلامی گسترش یابد؛ چراکه لبخند بسیاری از دردهای هر لحظه‌ی آدم را آرام می کند و حتماً نباید انسان بدون مشکل و سختی باشد که لبخند بزند؛ بلکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم همیشه لبخند می‌زد با اینکه اندوه وسختی هر لحظه با ایشان همراه بود. ترمذی با تصحیح آلبانی از عبدالله بن حارث بن جزء روایت می‌کند که می-گفت: «هیچ کس را ندیدم که بیشتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم لبخند بزند».
یکی از مهمترین مضامین قرآن، تعلیم «مسؤولانه زیستن» است. قرآن از ما می‌خواهد مسؤولانه زندگی کنیم. چنان زندگی کنیم که بتوانیم در برابر هر فعل یا ترک فعلی، پاسخ‌گو باشیم. حتی در قِبال نیّات و اغراض‌مان. قرآن به ما می‌گوید نمی‌توانیم از مسؤولیت و پاسخ‌گویی در رابطه با انتخاب‌ها و باورهایمان و راهی که انتخاب کرده‌ایم، به این بهانه و توجیه که از دیگرانی تقلید کرده‌ایم و به مرجعیت کسانی تن داده‌ایم، فرار کنیم. جبر محیطی و فشارهای شرایط بیرونی، مگر اینکه به حد سلب کامل آزادی و اختیار فرد بینجامد، مسؤولیت بنیادین ما را از میان نمی‌برد
اگر قطعی باشد که اسم برای صاحبش شانس می‌آورد پس راز تسمیهٔ آدم و پس از آن (انسان) چیست؟  * آیا از ایناس به معنای دیدن گرفته شده چنان که در آیه هم آمده است: ﴿ إنی آنستُ نارا ﴾: «من آتشی دیدم) (طه/۱۰). یعنی از دور آتشی به چشمم آمد. و نیز از آن جمله است (إنسان العین): یعنی مردمک و سیاهی چشم و بنابراین انسان آشکار ودیده شده و قابل مشاهده است و مانند جن وفرشتگان پنهان نیست.  *یا از أنس گرفته شده که متضاد وحشت وتنهایی است بنابراین انسان موجودی اجتماعی است که انس می‌گیرد و با او انس گرفته می‌شود و زمین وگیاهان وجمادات با او انس گرفته‌اند: «أحد جبل یحبنا و نحبه» (احد کوهی است که ما را دوست دارد و ما نیز او را دوست داریم) و گویا وجود وی راز از پردهٔ مخلوقات برداشته و معنایش را آشکار نموده است. 
 نماز شب نماز شب چیست؟ و چه وقتی باید انجام شود؟  پاداش نماز شب چه قدر است؟   نماز شب و اسرار این عبادت عجیب و تأثیر آن بر زندگی انسان و در ارتباطش با خدای رحمان!  خداوند عزوجل می‌فرماید: ﴿وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا﴾ «و پاره‌ای از شب را به نماز خواندن زنده بدار. این نافله خاصّ توست. باشد که پروردگارت تو را به مقامی پسندیده برساند.»  برخیز برادر عزیزم! منتظر چه هستی؟ «پس برخیز و نماز بخوان که این نافله خاصّ توست.» خداوند تبارک و تعالی به ما می‌آموزد که کسی که شب را به پا می‌خیزد با کسی که از آن غافل است هرگز برابر نیستند. 
۴-سنت عجله در افطار روزه:  مسلم و بخاری از سهل بن سعد روایت می‌کنند که گفت: رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- فرمود:   «لاَ یَزَالُ النَّاسُ بِخَیْرٍ مَا عَجَّلُوا الفِطْرَ». مردم، تا وقتی که زود افطار می‌کنند، در نیکی‌اند.  این یک سنت زیبا از سنت‌های پیامبر رحمت است؛ خداوند می‌فرماید:  ﴿ مَا یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَآمَنْتُمْ ﴾ (اگر شکر گزارید و ایمان آورید، خداوند شما را عذاب نمی‌دهد) [نساء: ۱۴۷].  بنابراین فریضهٔ روزه فقط از پگاه تا شامگاه است و خداوند دوست دارد بدون کم و زیاد بر فرائضش پایبند باشیم. 
٤- سنّت‌های پنجگانه‌ی اذان:  اذان عبادتی بزرگ بوده و تنها خاص موذنین نیست؛ بلکه پنج کار وجود دارد که فرد مسلمان به محض شنیدن اذان باید انجام دهد: اوّلین کار وی تکرار اذان است؛ بخاری و مسلم از ابوسعید خدری از پیامبر -صلّی الله علیه وآله وسلّم- روایت کرده‌اند که فرموده است: «إِذَا سَمِعْتُمْ النِّدَاءَ فَقُولُوا مِثْلَ مَا يَقُولُ الْمُؤَذِّنُ= وقتی ندای اذان را شنیدید مانند آنچه مؤذن می‌گوید بگویید.» به جز در هنگام ذکر حیّ علی الصّلاه و حیّ علی الفلاح که می‌گوییم: لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم. این را بخاری از معاویه بن سفیان روایت کرده که «و قتی حیّ علی الصلاه را شنید گفت: لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم و گفت
٣-سنت غذا دادن  بخاری و مسلم از عبدالله بن عمرو روایت می کنند که مردی از پیامبر – صلّی الله علیه وآله وسلّم-  پرسید: کدام (یک از شعبه‌های) اسلام بهترین‌اند؟ پیامبر فرمودند:  «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلاَمَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ»: اینکه به مردم غذا  بدهی و بر هر کس که شناختی و (یا) نشناختی سلام نمائی.  انجام این سنّت تنها با آماده کردن یک ظرف غذای اضافی بیشتر از نیاز خانواده امکان‌پذیر است. تا آن را به یکی از نیازمندان پیرامون خود بفرستید. خواه مأمور گشت امنیت باشد یا سفور شهرداری که به نظافت شهر مشغول است و یا کسی دیگر.
همه تصویر مادرشان را به یاد دارند وقتی در حین غذا خوردن فرزند را بر خود ترجیح داده و ابتدا او را سیر می کند و یا تصویر پدرشان را به یاد دارند وقتی که به خاطر یک کار کوچک پاداش بزرگی به فرزند خویش می‌دهد تا او را برای ادامه‌ی کار تشویق نماید و نیز تصویر معلّم خود را به یاد می‌آورند وقتی که یک کار را با همکاری او انجام داده ولی معلّم در مقابل سایر همکلاسی ها و سایر معلّمان آن موفّقیّت را تنها به شاگردش نسبت داده و از نقش خودش چیزی نمی‌گوید.... و نمونه‌های فراوان دیگر از این دست وجود دارد.
٢- سنّت «لا إله إلا الله» گفتن بخاری و مسلم از ابوهریره از پیامبر -صلّی الله علیه وآله وسلّم-  روایت می کنند که فرموده است:  «مَنْ قَالَ: لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، فِي يَوْمٍ مِائَةَ مَرَّةٍ، كَانَتْ لَهُ عَدْلَ عَشْرِ رِقَابٍ، وَكُتِبَتْ لَهُ مِائَةُ حَسَنَةٍ، وَمُحِيَتْ عَنْهُ مِائَةُ سَيِّئَةٍ، وَكَانَتْ لَهُ حِرْزًا مِنَ الشَّيْطَانِ يَوْمَهُ ذَلِكَ حَتَّى يُمْسِيَ، وَلَمْ يَأْتِ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا جَاءَ بِهِ، إِلَّا أَحَدٌ عَمِلَ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ.» «هرکس در هر روز صد بار این دعا را بخواند: لا إله إلا الله وحده لا شریک له ، له الملک وله الحمد وهو علی کل شیء قدیر: هیچ معبودی جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، پادشاهی و حمد و ستایش سزاوار او و از آن اوست و او بر هر چیزی و هر کاری تواناست»
به تعداد روزهای سال هر روز یک سنّت از پیامبر -صلّی الله علیه وآله وسلّم- را احیا می‌کنیم تا از گفتار و رفتار او آگاه شویم و نجات یافته و هدایت گردیم که خداوند می فرماید: «وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ» ﴿النور: ٥٤﴾: بگو از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر [هم‌] اطاعت کنید، و اگر روی بگردانید، بر عهده او [پیامبر] تکلیف خود اوست، و بر شما تکلیف خود شماست، و اگر از او اطاعت کنید هدایت می‌یابید، و بر پیامبر جز پیام‌رسانی آشکار نیست‌.
همزمانی محتوا