دین و دعوت

عنوان تاریخ
آیا حجاب یک تکلیف فردی است یا اجتماعی؟ (محمد حامدی) 1401/06/31
لزوم و اهمیت تبلیغ دین و نشر علوم اسلامی و شرایط و صفات مبلّغ دینی در عصر حاضر (استاد ملا عبدالهادی افخم‌زاده) 1401/06/29
حجاب و تأمّلی در باب آن (محمد احمدیان-سقز) 1401/06/28
محبت و مهرورزی به دیگران (نعمت‌الله سبحانی) 1401/06/15
تغییر از دیدگاه سید قطب (وصفی عاشور ابوزید) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1401/06/14
واقعه‌ی رجیع (سال چهارم هجری در ماه صفر) (حسن قادری) 1401/06/10
مفهوم واقعی عبادت در اسلام (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: محمد ستاری خرقانی) 1401/06/08
نخستین وظیفه‌ی انسان، در هستی (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: محمد ستاری خرقانی) 1401/06/06
ربّانیت در زندگی دکتر عصام العریان (وصفی عاشور ابوزید) (ترجمه: اصلاحوب) 1401/05/26
هجرت پیامبر اسلام، درس‌ها و اندرزها (عبدالرحمن عزام) 1401/05/23
راز تأثیر سخنان حضرت محمّد (صلّی الله علیه وسلّم) (رسول رسولی‌کیا- کار‌شناس ارشد قرآن و سیره) 1401/05/22
مختصری از غزوات پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم و سرایا- بخش دوم (قریب الله مطیع) 1401/05/09
مختصری از غزوات پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم و سرایا- بخش اول (قریب الله مطیع) 1401/05/07
گناه‌زدایی نماز (دکتر عبدالواحد محمد صالح) (ترجمه: محمود محمودی-مریوان) 1401/05/06
برادری شعار دعوت ما (محمد احمد راشد) (ترجمه: اصلاحوب) 1401/05/03
پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم در انظار دیگران- بخش دوم (قریب الله مطیع) 1401/05/01
پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم در انظار دیگران- بخش نخست (قریب الله مطیع) 1401/04/31
اخلاق نبوی در جنگ و صلح- بخش دوم (قریب الله مطیع) 1401/04/30
اخلاق نبوی در جنگ و صلح- بخش اول (قریب الله مطیع) 1401/04/29
حجة الوداع... دیدگاه معاصر (استاد اسماعیل ذباح) (ترجمه: اصلاحوب) 1401/04/23
اخلاق نبوی در جنگ و صلح (قریب الله مطیع) 1401/04/22
سیرت اخلاقی رسول گرامی صلّی الله علیه وسلّم-٥ (قریب الله مطیع) 1401/04/21
يادی از وداع حجّاج از سرزمين مقدّس مكّه (گردآوری: اصلاحوب) 1401/04/20
حجّ مکتب تربیت (دکتر نورمحمد امرا) 1401/04/19
سیمای حجّ در قرآن کریم (دکتر نورمحمد امرا) 1401/04/18
جایگاه و کاردکرد حج، عید قربان و قربانی در اسلام (محمد حامدی) 1401/04/17
عید قربان سالروز ابراهیم بزرگ(علیه السّلام) (دکتر نورمحمّد جمعه) 1401/04/17
در رکاب زائران بیت الله (دکتر نورمحمد امرا) 1401/04/16
سیرت اخلاقی رسول گرامی صلّی الله علیه وسلّم-٤ (قریب الله مطیع) 1401/04/15
سیرت اخلاقی رسول گرامی صلّی الله علیه وسلّم-٣ (قریب الله مطیع) 1401/04/13
آیا روزه گرفتن در دهه اول ذی الحجه بدعت است؟ (محمد بن أنور بن محمد مرسال) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1401/04/12
حج میعادگاه عاشقان - بخش نخست (دکتر نور محمد امرا) 1401/04/12
سیرت اخلاقی رسول گرامی صلّی الله علیه وسلّم-٢ (قریب الله مطیع) 1401/04/11
پیام و رسالت عید قربان (محمد کامل البنا) (ترجمه: حمید محمودپور - مهاباد) 1401/04/10
سیرت اخلاقی رسول گرامی صلّی الله علیه وسلّم- ١ (قریب الله مطیع) 1401/04/09
دلبستگی به دور از وابستگی (فرزان خاموشی– کارشناسی ارشد تربیت اسلامی) 1401/04/05
سنّت و منکرین جدید حجّت بودن آن (دکتر مصطفی سباعی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1401/04/04
سنّت و منکرین قدیمی حجّت بودن آن (دکتر مصطفی سباعی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1401/04/03
موضع معتزله و متکلمان در قبال سنّت (دکتر مصطفی سباعی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1401/04/02
دستاوردها و نتایج تلاش‌های گسترده‌ی علمای حدیث (دکتر مصطفی سباعی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1401/04/01
دین و مال (دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1401/03/30
ردّی بر نظریه‌ی مستشرقان در مورد سنّت نبوی شریف-٣ (مجموعەای از نویسندگان) 1401/03/29
ردّی بر نظریه‌ی مستشرقان در مورد سنّت نبوی شریف-٢ (مجموعەای از نویسندگان) 1401/03/28
ردّی بر نظریه‌ی مستشرقان در مورد سنّت نبوی شریف-١ (مجموعەای از نویسندگان) 1401/03/27
اهل تكليف يا اهل فضل؟ (دکتر صلاح سلطان) (ترجمه: عادل علیمرادی) 1401/03/26
منزلت سنّت در اسلام- پاره‌ی دوّم و پایانی (حسین تاجی گله داری) 1401/03/26
منزلت سنّت در اسلام- پاره‌ی نخست (حسین تاجی گله داری) 1401/03/25
گمراهی کسانیکه می‌گویند تنها قرآن کافی است و نیازی به سنّت (حدیث) نیست- بخش دوم و پایانی (محمد ناصر الدین الألبانی (رحمه‌الله)) (ترجمه: علی صارمی) 1401/03/24
جایگاه و منزلت سنّت در اسلام و اینکه تنها قرآن کافی نیست- بخش نخست (محمد ناصر الدین الألبانی (رحمه‌الله)) (ترجمه: علی صارمی) 1401/03/22
به بهانه‌ی فارغ‌التحصیلی طلّاب مدرسه‌ی علوم دینی پیرانشهر (رحیم خورشیدی) 1401/03/21
 اگر حجاب واجب است، آیا به صورت فردی و فقط برای مسلمانان واجب است. و یا به صورت اجتماعی و برای همگان (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) واجب است و باید در جامعه‌ به صورت کامل اجرا شود؟ در این صورت، آیا این امر باعث ایجاد نفاق در جامعه نمی‌شود و آزادی‌های فردی دیگران نیز ضایع نمی‌شود؟ در صورتی که به صورت فردی و فقط برای مسلمانان واجب است و برای غیر مسلمانان آزاد است
لازم می‌دانم مقدمتاً از این اقدام پر خیر و سود فرهنگ سقز یعنی انتشار نشریّه‌ی فصلی، مسرّت و تمجید و تشکر زایدالوصف خود را اظهار داشته و بگویم اگر چه می‌بایست مدت‌ها پیشتر از این، به این کار بزرگ فرهنگی اقدام شود و از این تأخیر بسیار متأسفم ولی اطمینان دارم که این طفل «یک شبه ره صد ساله می‌رود.» و امیدوارم در خدمت به کشور و مخصوصاً در بالا بردن سطح معلومات و هدایت افکار جوانان این سامان تأثیری به سزا بخشیده و ضمناً امکان و فرصتی خوب باشد برای بروز و ظهور استعداد و لیاقت نهفته‌ی افراد با ادب و هوش و فضل و هنر
حجاب به عنوان یک ارزش دینی، مبتنی بر اصولی است که جای تأمّل فراوان دارد، و بدون عنایت به این اصول، نه تنها این ارزش مورد استقبال قرار نمی‌گیرد، بلکه مقابله‌ی با ارزش تلقّی می‌گردد. اصل اوّل:  زنان در آغاز دعوت ١٣ ساله در مکّه و پنج سال در مدینه، به همان رسم و عرف حاکم بر جامعه رفتار نموده و ملزم به رعایت حجاب نبودند. چون این ١٨ سال پیام وحی در راستای تبیین اصول عقیده و مبانی اسلامی، تأکید می‌نمود و بعد از پذیرش ارزش‌ها از نظر باور و عقیده، و تثبیت قلبی خداوند به رعایت حجاب امر می‌کند.
محبت و مهرورزی به دیگران یکی از صفات بارز فرستادگان الهی و مصلحین اجتماعی بوده است. در حقیقت انبیا الهی تمام زندگی خویش را جهت رهنمونی و رستگاری بشریت به فرجام رساندند. با آن‌که در مسیر راه دعوت خویش از جانب مردم آزار و اذیت زیادی دیدند، ولی در مقابل آن همه بی‌مروتی و بی‌لطفی ایشان، همیشه کوشیده‌اند که با محبت و مهربانی پاسخ بدهند.  مهرورزی به دیگری باعث می‌شود تا وی شیفته و مسحور پیام و روش و منش مقابل شود و سخن او را با دل و جان گوش فرا داده و بپذیرد.
موضوع تغییر از دیدگاه سید قطب محل مجادله و مباحثه طولانی مدت بوده و ادامه دارد، این مسئله اثر ژرفی داشته و به صورت وسیع گسترده شده و جوانب متنوعی دارد، برخی آن را به تغییر خشن تعبیر نموده و باور دارند که تمام حرکت‌‌های خشونت‌‌طلب، تکفیری‌‌ها و انفجارات زیر چتر سید قطب، اندیشه و ادبیات ماندگارش رشد نموده است، و دیگران طوری دیگری تعبیر نموده‌اند، باید پرسید که حقیقت تغییر از دیدگاه سید قطب چیست؟ این تغییر در کجای پروژه‌‌ی فکری او قرار دارد؟ درین نوشته به این پرسش‌‌ها پاسخ خواهیم داد.
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ» ‎﴿آل عمران: ١٤٢﴾ خیال می‌کنید به بهشت وارد می‌شوید، در صورتی که هنوز خدا مجاهدان و صابران را معلوم نکرده است؟ واقعه‌ی رجیع یکی از اتفاقات جانسوز در سال چهارم هجری بود که برای مسلمانان پیش آمد.  تا آنجایی که بنده اطلاع دارم رجیع غزوه نبوده است بلکه سریه‌ی رجیع درست‌تر است و در طبقات ابن سعد به نام سریه‌ی ابی مرشد آمده است.
مفهوم لغوی عبادت قاموس می‌گوید: عبدیت، عبودیت و عبادت: فرمانبرداری. در صحاح چنین آمده است: اصل عبودیت، خضوع و فروتنی است و تعبید یعنی کوچک و بی‌مقدار شمردن. مثلاً گفته می‌شود: راه معبد و شتر معبد یعنی: قطران مالیده، نرم و هموار شده. عبادت یعنی: فرمانبرداری و تعبد یعنی: پرستش، برحسب اشتقاق چند معنی پیدا کرده است: ﴿فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي ٢٩﴾ یعنی داخل شو در گروه من. سپس معنی تازه‌ای بدان افزوده است و آن عبارت است از: ولاء. در مخصص ج 13 ص 96 چنین آمده است:
چرا بوجود آمده‌ام؟ مأموریت من در هستی چیست؟ رسالتم در این زندگی کدام است؟ این سؤالی است که هر انسانی باید از خود بپرسد و مدتی برای جستجوی پاسخش بیاندیشد. هر جهلی [هرچند پی‌آمدهای بزرگی داشته باشد] قابل گذشت است، ولی جهل انسان نسبت به راز هستی و هدف زندگی و رسالت نوعی و شخصی خود در این کرۀ زمین را نمی‌توان کوچک شمرد. بزرگترین عیب و ننگ برای موجودی عاقل و با اراده [انسان] این است که زندگی را با بی‌خبری بگذراند، همچون حیوانات بخورد و بهره‌مند باشد، نه به سرانجام خود بیاندیشد و نه چیزی از حقیقت وجود و طبیعت اطراف خویش بداند، تا آن که بناگاه مرگش فرا رسد و بدون هیچگونه آمادگی قبلی، با سرانجامی ناشناخته مواجه شده
بزرگان زمان و حادثه‌سازان تاریخ اندک و کمیابند؛ کسانی که در بسیاری از زمینه‌ها سرآمد و سرشناس هستند. انسان اگر در یک زمینه بدرخشد، آوازه‌اش در میان مردم می‌پیچد چه رسد به کسی که با تخصص‌های گوناگون سرآمد هم‌سالان و استادان‌ خود باشد. یقیناً تنها معدود کسانی به این پله‌ها راه می‌یابند. دکتر عصام الدین محمد حسین محمد حسین عریان مشهور به دکتر عصام عریان یکی از همین شخصیت‌هاست که این روزها در آستانه‌ی سالگرد وفات او قرار داریم؛ کسی که در آستانه‌ی هفتمین سالگرد کشتار قرن، قتل عام رابعه عدویه، در ١٣ اوت ٢٠٢٠ در زندان‌های مصر به شهادت رسید.
آنگاه که آزار و اذیت مشرکان مکه بر پیامبر و یارانش شدت یافت، و پیامبر – صلی الله علیه وسلم- به نوعی، از ایمان آوردن سران قریش در مکه دل زده شد، در موسم حج دعوت خویش را به قبایل عدیده‌ای از عرب‌ها عرضه نمود و از ایشان خواست تا او را با ایمان آوردن خود مورد حمایت قرار داده و کمکش کنند تا رسالت پروردگارش را به جهانیان برساند. و در مقابل بهترین پاداش – که همانا جنت است- را کمایی نمایند. بدین منوال ده سال گذشت، اما پیامبر- صلی الله علیه وسلم- کسی را نیافت که این دعوت را اجابت نموده و به ندای او لبیک گوید، تا اینکه افرادی چند از قبیلۀ خزرج از اهل مدینه به حج آمدند، در مدینه یهودیان ساکن مدینه هر از چند گاهی پیرامون بعثت پیامبری نوظهور سخن گفته تهدیدشان می‌نمودند
مشرکان معاصر پیامبر جهت تخریب چهره‌ی آن حضرت از هیچ وسیله‌ای دریغ نمی‌کردند و هر وصله و اتّهامی که باعث کسرشأن آن حضرت و رسالتش می‌شد، به وی نسبت می‌داند.  گاهی او را شعبده‌باز و ساحر معرفی می‌کردند تا بدینگونه از قداست سخنانش کاسته و مردم را از عاقبت و سرانجام بد پیروی از او برحذر دارند. گاهی نیز آن حضرت را شاعر می‌خواندند تا بدینگونه پیام او را زاییده احساسات و ذوق و شوری شاعرانه معرفی نمایند که فاقد هرگونه شعور و منطق می‌باشد! و البته بیشتر اوقات نیزمحمّد امین را مجنون و دیوانه می‌‌پنداشتند تا شاید از این طریق بتوانند از گسترده تأثیرات فراوان سخنانش کاسته
غزوۀ‌ خندق: غزوه احزاب که به غزوه خندق مشهور است، در ماه شوال سال پنجم هجری رخ داد. پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم پس از تشکیل حکومت در مدینه پیمانی را با یهودیان این شهر امضاء کرد، اما در ماه شوال سال دوم هجری یهود بنی قینقاع و در سال چهارم هجری یهود بنی نضیر به مسلمانان خیانت کرده و پیمان صلح را شکستند، این خیانت در حق پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم و مسلمانان مستوجب قتل عام تمام این مکاران و خیانت پیشگان بود، ولی پیامبر صلّی الله علیه وسلّم با شفقت و مهربانی از آن‌ها درگذشت و هر دو قبیله را از مدینه خارج کرد.
فرق بین غزوه و سریه: غزوه به جنگ‌هایی گفته می‌شود که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم در آن شرکت می‌کرد؛ اما سریه آن گروه اعزامی است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم آنرا گسیل می‌کرد و خودش در آن حضور نمی‌داشت. چنانکه به همه آشکار است هدف از غزوات پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم اجبار غیرمسلمانان به احکام اسلام و پذیرفتن آن نیست، بلکه اقامه دستورات الهی بر روی زمین الله است. به این معنا که اسلام نه تنها مجموعه‎ای از عقاید و عبادات ـ مانند سایر امت‎هاـ نیست بلکه حکم الهی در تمام مراحل و دستورات زندگی می‎باشد، اگر غزوات بر مبنای اجبار نمودن به قبول دین می‌بود، پس چرا جزیه برای خاتمه دادن به جنگ جواز پیدا نمود؟
گناه‌زدایی نماز همان گونه که پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند: «کل بنی آدم خطا: بنی آدم همگی دچار خطا می‌شوند» و مطلوب است که در پی پاک شدن از خطا و گناه برآیند. روزه‌ی ماه رمضان یکی از اسباب پاک شدن از گناه است؛ پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند:  «من صام رمضان إیمانا و احتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه»  هر کس رمضان را با ایمان و برای کسب ثواب أخروی روزه بگیرد، گناهان گذشته‌ی او بخشیده می‌شود». وسیله‌ی دیگر آن «حج» است. پیامبر خدا فرموده‌اند: «أن الحج یهدم ما کان قبله» «حج، گناهان گذشته را منهدم می‌سازد». اما وسیله‌ای که از همه‌ی آنها ساده‌تر است و پیوسته قابل استفاده می‌باشد و می‌تواند موجب زدودن تمام گناهان گردد، «نماز» است. یک بار پیامبر خدا و از اصحاب خود پرسیدند:
تسبیح و نیایش در لحظات پایانی شب و رفتار برادرانه دو پایه‌ی اصلی جماعت مسلمان است؛ دو چشمه‌ی جوشان است که سرشار از خیر و نیکی برای داعیان است و هیچ وقت خشک نمی‌شود. جماعت مسلمان با این دو پایه ایفا نقش می‌کند و اگر یکی از آنها فرو ریزد دیگر جماعتی پا بر جا نمی‌ماند. نخست تقوا و خداترسی تسبیح و ستایش نشان ایمان و تسلیم در برابر خداوند است؛ ایمان نشان تصور و برداشت زیبا و ضامن ثبات و پایداری در برابر خطرات راه است.  پایه‌ی ایمان و تقوا... تقوایی که انسان را به ایفای حق خدا برساند؛
تئودور لوثروپ آمریکایی تئودور لوثروپ ستودارد (1908-1966م) نویسنده آمریکایی می‌گوید: «وقتی آوازه‌‌ اسلام در میان اعراب بلند شد، محمد از نژاد عرب بود، در حالی که به توحید فرا می‌خواند و توانست غیرت و حمیت دینی را در نفوسِ عرب برانگیزد و بدیهی است این امر زمانی میسر شد که توانست آن کینه‌های قدیمی و دشمنی‌های شدید را از میان عرب‌ها بردارد و آنان را باهم در زیر پرچم پیامبری که در رأس آن نوری از هدایت می‌درخشید، جمع و متحد سازد». [نظریات دانشمندان جهان دربارۀ قرآن و محمد؛ ص 163].
نمونه‌ای از گواهی اندیشمندان غیر مسلمان درباره پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم  غربی‌ها از زمانه‌های گذشته‌ به این تصور بودند که رسول الله صلّی الله علیه وسلّم شخص خودخواه و جاه طلب بود که به نیرنگ خویشتن را به قله‌های آسایش رسانید!! اما خوش‌بختانه با گذشت زمان و پیشرفت علم، از شخصیت والای پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم ، ویژگی‌های منحصر به فرد وی و حقانیت داشته‌های علمی ایشان شناخت بیشتر و بهتری پیدا کردند. همچنین برخی خاورشناسان غربی از جاده‌ انصاف نسبت به پیامبر اسلام خارج نشده شرافتمندانه رفتار‌کردند و در تحقیقات شان تحول مثبت ایجاد کردند.
مطلب پنجم: شفقت و مهربانی بی‌نظیر پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم بر خصوم و دشمنان پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم جلوۀ رحمت و لطف الله متعال در زمین بود، ایشان نه تنها به انسان‌ها، بلکه به همۀ موجودات عالم به نظر رحمت و مرحمت می‌نگریست و بر این اساس با آنان رفتار می‌کرد، الله متعال در مورد آنجناب صلّی الله علیه وسلّم می‌فرماید: ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا رَحۡمَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ١٠٧﴾ [الأنبياء: 107] «ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم». آری، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم نسبت به همۀ مردمان رحمت می‌ورزید و با محبت رفتار می‌نمود،
مطلب اول: نگاهی به غزوات پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم  اگر غزوه‌ها، سریه‌ها و گروه‌های اعزامی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم را طی بیست و سه سال بعثت مورد بررسی قرار دهیم، به خوبی روشن می‌شود که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم توانست اهداف و انگیره‌هایی را که در جاهلیت به خاطر آن آتش جنگ‌ها همیشه بر افروخته بود، تغییر دهد. زیرا در دوره جاهلیت جنگ، به معنای غارتگری، خراب کاری، چپاول، قتل و کشتار، ستم و تجاوز، دشمنی و خونخواهی و انتقام جویی، ضعیف کشی، ویرانگری، هتک حرمت زنان، خشونت و سنگدلی نسبت
سند خطبه‌ی حجة الواداع ارزش فرهنگی بالایی دارد؛ یکی از اسناد مهم تاریخ بشری است که بسیاری از تاریخ‌نگاران و خاورشناسان و پژوهشگران آن را یک متن قانونی و حقوق بشری می‌دانند که پایه‌های جامعه‌ی اسلامی را تشکیل می‌دهد.  این سند حقوقی را مشخص کرده است که انسجام و قدرت جامعه را حفظ می‌کند و مؤلفه‌های سیاسی حکومت را تبیین می‌نماید. به مثابه سندی برای حقوق بشر و چارچوبی برای قانون کشور است. نمادهای فرهنگی جامعه‌ی اسلامی و اصول و مقاصد اسلام در آن نهفته است. 
مطلب اول: نگاهی به غزوات پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم  اگر غزوه‌ها، سریه‌ها و گروه‌های اعزامی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم را طی بیست و سه سال بعثت مورد بررسی قرار دهیم، به خوبی روشن می‌شود که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم توانست اهداف و انگیره‌هایی را که در جاهلیت به خاطر آن آتش جنگ‌ها همیشه بر افروخته بود، تغییر دهد. زیرا در دوره جاهلیت جنگ، به معنای غارتگری، خراب کاری، چپاول، قتل و کشتار، ستم و تجاوز، دشمنی و خونخواهی و انتقام جویی، ضعیف کشی، ویرانگری، هتک حرمت زنان، خشونت و سنگدلی نسبت به کودکان و کنیزان و نسل کشی و از بین بردن آبادی و آبادانی بود. اما همین جنگ دوران جاهلیت به برکت اسلام به جهادی مقدس برای رهایی انسان
بخش پنجم: شیوه‌های پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم در برخورد با اشتباهات مردم مطلب اول: برخورد آرام پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم با خطاکار هیچکس از اشتباه و خطا مبرّا نیست، و نباید اشتباه و لغزش‏های مردم را بدون برهان و بی‏آنکه درک کنیم، مورد نقد و اعتراض قرار می‌دهیم. با خطاکار باید به آرامی برخورد صورت گیرد خصوصاً هنگامی که نهی و برخورد تند سبب شود که دایرۀ فساد وسیع‌تر گردد، نمونه‌ای جالب از آن را در برخورد حکیمانۀ پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم با صحرانشینی که در مسجد ادرار کرد، می‌یابیم.
ديدار كعبه يادگاری فراموش نشدنی است. اما وداع از سرزمين مقدس مكه چه تلخ است و جانفرسا! الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر. پاک است کسی که این سواری را برای ما رام و مطیع نمود. و (اگر خدا این را برای ما رام نمی‌کرد). ما توانایی تسخیر کردن آن را نداشتیم. و هرآینه ما به سوی پروردگار خویش باز می‌‎گردیم. خدایا! هرآینه ما در این سفر، نیکویی و پرهیزکاری را از تو می‌‎خواهیم. و انجام آنچه را که مایه‌ی خشنودی توست.
با لبخند هلال اول ذی الحجه شور و نشاطی رمضان گونه در بین مؤمنان بوجود می‌آید. ده روز اول ذی الحجه از جمله روزهای مبارک سال است که خداوند آن‌ها را از جایگاه و مکانت خاصی برخوردار کرده است. از حضرت رسول الله – صلی الله علیه وسلم – درباره دهه اول ذی الحجه آمده است: «ما من أيامٍ العمل الصالح فيها أحبُّ إلى الله من هذه الأيامِ (يعني أيامَ العشر ). قالوا : يا رسول الله ، ولا الجهادُ في سبيل الله ؟ قال : ولا الجهادُ في سبيل الله إلا رجلٌ خرج بنفسه و ماله فلم يرجعْ من ذلك بشيء».
١- حج یا جهان‌بینی توحید! ساختمانی سنگی در وسط صحرایی خشک بخداوند منسوب شده؛ «بیت الله»، و فضای اطراف آن با عنوان «مسجد الحرام» شناخته شده؛ فضایی که در آن تنها ذکر و یاد خداوند عالم بدور از هر گونه شریک و وزیر و مشیری بر سر زبان‌هاست. همان توحید ابراهیمی خالص: ﴿وَإِذۡ بَوَّأۡنَا لِإِبۡرَٰهِيمَ مَكَانَ ٱلۡبَيۡتِ أَن لَّا تُشۡرِكۡ بِي شَيۡ‍ٔٗا وَطَهِّرۡ بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡقَآئِمِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ ٢٦﴾ [الحج: ٢٦]. «(ای پیغمبر! به خاطر بیاور) زمانی را که محلّ خانه‌ی کعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم و (پایه‌های قدیمی) آن را بدو نمودیم (و دستور دادیم به بازسازی آن بپردازد. هنگامی که خانه‌ی کعبه آماده شد، به ابراهیم خطاب کردیم که این خانه را کانون توحید کن و)
آیا می‌توان این‌گونه مراسم دینی و فرهنگی را حذف نمود؟ خداوند رحمان برای تربیت و تزکیه‌ی استعدادات انسان‌ها از باور دینی، اخلاق، شعایر و احکام استفاده می‌کند. و در میان شعایر دینی بر اساس میزان نیاز و تاثیرگذاری بر انسان، کمیت و کیفیت آنها را تنظیم نموده است. مثلاً بعضی از آنها به صورت روزانه و در طی چند نوبت تکرار می‌شوند مانند نمازهای پنجگانه. بعضی دیگر  هر هفته یک بار انجام می‌شوند مانند نماز جمعه. و بعضی دیگر هر سال یک بار تکرار می‌شوند مانند روزه و زکات. و بعضی دیگر در صورت توان در طول عمر انسان یک بار انجام می‌شود مانند حج تمتع.
عید قربان یا خاطره بزرگ‌ترین از خود گذشتگی و فداکاری می‌آید تا تاریخ بشریت را به ابراهیم بزرگ یادآور شود.. دهم ذی‌الحجة هرسال به پاس ابراهیم بزرگ همه مؤمنان را به حرکت درمی‌آورد. گویا جهان و جهانیان به یک آن ندا می‌زنند: سلام بر تو بادا ای ابراهیم بت شکن... حاجیان از عرفات بازگشته خاطره سربریدن تنها جگر گوشه و فدا کردن او برای خدای را در اذهان زنده می‌کنند. تو گویی ابراهیم است که هر سال در مکه ظهور می‌کند تا تنها جگر گوشه عزیزش، آرزویی که پس از سالیان دعا و نیایش چشمانش را روشن، دلش را شاد کرده
کعبه چون قلب، مؤمنانی که زنگ گناه‌ها و لغزش‌ها، آن‌ها را اکسیده کرده بسوی دهلیزهای خود می‌کشد و طی یک برنامه آلایشی آن‌ها را پاک کرده، از چاله‌های شهوت به کرانه‌های عفت ملکوتی، و از سستی و افتادگی به حرکت و سازندگی، و از منیت و خودپرستی به جهان بینی و یکتاپرستی، از خواب و خیال به امید و برنامه، و از چشم دوختن به دیگران به چشم گشودن بر دیگران، از هیچ بودن به همه چیز شدن، و از تابعیت و تقلید به رهبریت و تحریک، بالا برده بار دگر در کالبد جهان اسلام پمپاژ می‌کند تا زندگی و سلامت جسم را حفظ نمایند، و جسد دنیای توحید را توان زیستن و ادامه حیات باشد..
بخش چهارم: احوال شخصی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم  مطلب اول: عبادت پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم  در این بخش از «سیره اخلاقی پیامبر صلّی الله علیه وسلّم » به گوشه‌هایی از سیره ایشان در عبادت و حالات معنوی می‌پردازیم، باشد که الهام بخش رفتار و الگوی بندگی ما گردد. یکی از اصول اخلاقی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم مقام بندگی و شکرگزاری شان در برابر پروردگار بود، ایشان این اصل را محور همۀ امور و سنگ زیرین رشد و تعالی و کمال می‌دانستند، عبادتشان تنها به خاطر کسب بهشت و خوف از دوزخ نبود، بلکه ذات پاک الله را سزاوار آن می‌دانست
بخش سوم: اخلاق اجتماعی  مطلب اول: تواضع پیامبر گرامی صلّی الله علیه وسلّم تواضع وشکسته نفسی، عالی‌ترین مقام اخلاقی، و راه کسب شرف و سروری، و رفعت و بلند رفتن مقام بنده در نزد الله متعال می‌باشد، طوریکه پیامبر گرامی فرموده است: (هیچ بنده‌ای بخاطر الله تواضع و فروتنی نمی‌کند مگر اینکه الله تعالی مقامش را بلند می‌برد). [صحیح مسلم (٢٥٨٨)] سیره عملی و سخنان پیامبر گرامی صلّی الله علیه وسلّم سرشار از تواضع و فروتنی و دوری از تکبر و خود بزرگ بینی است. آن جناب صلّی الله علیه وسلّم ضمن آنکه خودش از هر کاری که موجب تکبر شود، دوری می‌نمود، پیروان خویش را هم از آن برحذر می‌داشت. از عبد الله ابن مسعود(رض) روایت شده که پیامبر گرامی صلّی الله علیه وسلّم فرمود
الحمد لله رب العالمین، وأشهد أن لا إله إلا الله، وحده لا شریك له وأشهد أن محمدًا عبده ورسوله، أما بعد: از جمله فتاوایى که در زمان ما برخاسته و سرلوحه کار برخی قرار گرفته، قول بدعت دانستن روزه در ده روز اول ذى الحجه (بجز روز دهم که عید قربان است) می‌باشد، لذا این مقاله را برای نشان دادن ضعف این گفتار، نشان دادن عیوب آن، سنجیدن آن در ترازوی شرعی و حکم برخورد با قائل این سخن نوشتم. (منظور از ده روز، نه روز اول ماه ذی الحجة است زیرا روزه روز قربان حرام است وبه خاطر تغلیب عدد ده بکار برده می‌شود)
روزنه عجب عبادتی است حج!... مکتبی برای شستشوی انسان و پاکسازی کامل او در تمامی زمینه‌های انسانی، تزکیه و پاکی روح و روان، عروج بسوی کمال ایمان، تجدید عهد و میثاق با پروردگار رحمان، و به تمام معنا میلادی جدید، و انسانی دیگر در پوستین اول. بطور عموم انسان در سفرهای معمولی به گونه‫ای احساس غربت می‌کند، و چه بسا با خودی خود فاصله می‌گیرد، در حالیکه در سفر ملکوتی حج انسان در لایه‌های وجودی خود فرو رفته با درون خویش بیشتر آشنا می‌گردد، و با تأمل و اندیشه به حقیقت وجودی خود پی می‌برد.
بخش دوم: تعامل با نزدیکان  مطلب اول: اخلاق رسول گرامی صلّی الله علیه وسلّم با خانواده خانه هر فرد، ملک حقیقی اوست که خوش رفتاری، ادب، حسن معاشرت و اصالت او، در آن آشکار می‌شود. او، در خانه و پشت دیوارها قرار دارد و هیچکس او را نمی‌بیند و با خادم و همسرش بدون هیچگونه تکلف و تعارفی بر اساس سرشت اصلی خود رفتار می‌کند. او این رویه را در حالی دارد که همه کاره این خانه است و تمام زیردستانش افراد ضعیفی هستند. اکنون رهبر و معلم این امت را ببینیم که با وجود جایگاه و منزلت بالایی که از آن برخوردار است، در خانه‌اش چگونه رفتار می‌کند.
این ماه، ماه ذی الحجه است و دهمین روز آن عید قربان برگزار می شود. در این روزهای به یاد ماندنی انبوهی از خاطرات به ذهن خطور می‌کند. چه خاطرات شریف و بزرگ و شیرین و والایی در این ایام وجود دارند. همین عید مبارک دارای خاطرات باشکوهی است که شایسته است مسلمانان، آن را به یاد داشته باشند و زنده نگه دارند؛ زیرا این خاطرات، مفاهیم عزت و کرامت را در وجودشان نو می‌کند و سرچشمه‌های امید و آرزو را در دل‌هایشان زنده می‌گرداند و هر وقت گرفتاریها، آنان را در تنگنا قرار دهد یا تیرگی حوادث زیاد گردد، راه را پیش رویشان نورانی می‌کند.
پیشگفتار الحَمد لله على نواله وَله الشُّكْر على وَاسع أفضاله وَأفضل صلواته على النَّبِي مُحَمَّد وَآله اما بعد: از مهم‌ترین اهداف مطالعه و دانستن سیرت پیامبر گرامی صلّی الله علیه وسلّم برای هر فرد مسلمان، تمسک و اقتدای وی به بندگی واقعی و فضایل اخلاقی و خصلت‌های پسندیده آنجناب صلّی الله علیه وسلّم است، زیرا اگر مسلمان به هر بُعد از ابعاد زندگی خوب و شایسته بیندیشد، بدون تردید نمونه‌ای واضح و عالی را در سیرت پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم خواهد یافت. اما متأسفانه در عصور متأخر برخی مسلمانان، در افراط و تفریط بسر می‌برند.
به همان میزان که صحبت کردن از فواید و ثمرات دینداری در ایجاد انگیزه و تشویق و نهادینه کردن این مهمّ در جامعه ضروری است آسیب‌‌شناسی در این باب نیز از اهمّیّت برخوردار است. آسیب‌‌شناسی، پرداختن به جنبه‌ی منفی دینداری است که در آن توجّه معطوف به آفت‌‌‌هاست. هم چنان که اگر باغبانی، در تهیه‌ی بذر و کود اهتمام ورزد و آفت را نپاید، محصول را از دست داده است، آسیب‌‌‌های دینداری نیز تلاش‌‌‌های در این راستا را با بی‌فرجامی روبرو می‌کند. از این‌رو، شناخت و پرداختن به آفت‌‌‌های دینداری، کم‌بهاتر از شناخت جنبه‌‌‌های مثبت آن نیست.
در این عصر نیز عده‌ای از افراد بی‌بهره از این علم مبارک، به انکار حجیت آن برخاسته‌اند. چنانچه مجله المنار که زیر نظر مرحوم سید رشیدرضا بود، در شماره ٧ و ١٢ سال نهم، مقاله‌ای تحت عنوان «الاسلام هو القرآن وحده» از دکتر توفیق صدقی منتشر ساخت. خلاصه شبهاتی که توفیق صدقی بر سنّت وارد کرده بود، عبارتند از: ١-  خداوند متعال می‌فرماید: ﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖۚ﴾ [الأنعام: ٣٨]. یعنی: «ما درکتاب، هیچ چیز را فروگذار نکرده ایم». همچنین می‌فرماید: ﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾ [النحل: ٨٩]. یعنی: «قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده هر چیز است».
هنوز قرن دوم هجری فرا نرسیده بود که سنّت، از ناحیه‌ی کسانی که حجت بودنش را به عنوان یکی از مصادر تشریع قبول نداشتند، دچار چالش شد. همینطور از سوی کسانی که حجیت اخبار آحاد و یا احادیث و سنّت‌های مستقل را انکار می‌کردند، با مشکلاتی جدی مواجه گردید. تا آنجا که ما سراغ داریم، نخستین کسی که از چنین مذاهب و دیدگاههایی سخن به میان آورده است، امام شافعی می‌باشد. وی، در کتاب الأم در یک فصل خاص که در واقع مناظره‌اش با یکی از منکرین حجیت حدیث می‌باشد، در این باره به تفصیل سخن گفته است.
دیدگاه علما در مورد موضعگیری معتزله در قبال سنّت متفاوت است؛ آیا آن‌ها مانند جمهور، به حجت بودن هر دو نوع سنّت یعنی متواتر و آحاد اعتقاد دارند؟ یا حجت بودن هر دو نوع را انکار می‌نمایند؟ و یا سنّت متواتر را حجت می‌دانند، ولی حجت بودن آحاد را انکار می‌نمایند؟ آمُدی از ابوالحسین بصری معتزلی نقل می‌نماید که وی عقلاً قایل به تعبد و وقوع حکم با خبر واحد می‌باشد. آمدی، از جبائی و جماعتی از متکلمین نقل نموده که عقلاً تعبد با خبر واحد، جائزنیست.
با تلاش‌های موفقی که علمای حدیث انجام دادند، اصول سنت که دومین مصدر تشریع اسلامی است، استحکام یافت و مسلمانان، نسبت به احادیث پیامبرشان مطمئن شدند و سنت از هرگونه دستبرد و تحریفی، پاک گردید و احادیث صحیح و حسن از احادیث ضعیف و موضوع جدا شد و بدین ترتیب خداوند متعال، شریعتش را از دستبرد مفسدین و توطئه‌ی دسیسه‌گران و زندیق‌ها حفاظت نمود. و مسلمانان به نتایج ارزنده‌ی این نهضت عظیم و مبارک دست یافتند؛ مهمترین دستاوردهای این نهضت خجسته، به شرح ذیل می‌باشد:
اگر انسان در جست‌وجوی مال و جاه و مقام دنیوی، خود را رها کند و برای دستیابی و دلبستگی به آنها زیاده‌روی نماید، این نشانه‌ای از تباهی قلب و فساد دینش است؛ اگرچه از بهترین علمای عامل و از دعوتگران و مجاهدان برگزیده و از پارسایان باشد. دین به انسان قناعت می‌آموزد و طلب مال و ثروت‌اندوزی، شکم‌پرستی را به او می‌آموزد. دین به او می‌آموزد که مشتاق کسب امور حلال و پاک باشد و حرص بر مال او را به شبهات و از آنجا به محرّمات می‌کشاند.
شبهۀ ششم: یکی دیگر از شبهه‌های آن‌ها این است که می‌گویند: میان قرآن و سنت در جاهای زیادی تعارض و تضاد مشاهده می‌شود. و برای این گمان بی‌اساس خود نتیجه‌گیری می‌کنند که هیچ دلیلی برای ملتزم شدن به احادیث نبوی وجود ندارد. رد این شبهه علما و دانشمندان فاضل ما در مقابل این شبهۀ تعارضی ایستاده‌اند و آن را جواب داده‌اند، چه این تعارض به گمان آن‌ها میان قرآن و حدیث باشد و چه میان احادیث با بعضی احادیث دیگر، از مثال‌های تعارضی و تضاد میان قرآن و سنت (به گمان آن‌ها) این است
شبهۀ چهارم: از شبهه‌های دیگری که آن را مطرح می‌کنند این است که احادیثی وجود دارد و به گمان خود می‌گویند پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) تایید می‌کند که نباید به سنت نبوی بعنوان حجت و دلیل نگاه کرد و باید همه چیز به کتاب خدا قرآن ارجاع شود. از این اخبار و احادیث این است که پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) یهودی‌ها را دعوت کرد و با آن‌ها صحبت نمود سپس خطبه‌ای ایراد کردند و گفت: در آینده احادیثی از من بیان می‌شود، پس هر چه از آن به شما رسید و با قرآن موافقت داشت از طرف من بوده و آنچه با قرآن مخالفت داشت از من نبوده و نیست. آن‌ها گفتند
در تاریخ اسلامی ما بعضی اوقات گروه‌ها و طایفه‌هایی منحرف و گمراه پیدا شده‌اند که سنت و استدلال به آن را انکار می‌کنند، بعضی از آن‌ها سنّت نبوی را به کلی و صراحتاً انکار می‌کند و ادعا می‌نماید که تماماً طرد شود به گمان خود که بشریت نیازی به آن ندارد و بوسیلۀ وجود قرآن از آن بی‌نیاز هستیم، و دسته‌ای دیگر به قسمتی از سنّت استدلال می‌کند و قسمتی و نوعی را قبول ندارد، که بدون شک و گمان هردو گروه از جادۀ صحیح منحرف شده‌اند، اولین کسی که در مقابل این مذاهب منحرف به پا خاست و این نظریه را ردّ کرد و شبهه‌های آن‌ها را در هم کوبید و پوچ و بی‌اساس کرد امام شافعی (رحمه الله) بود.
اهل تکلیف آنچه را برای خود دوست دارد برای برادر مسلمانش هم دوست دارد امّا اهل فضل و بزرگی برادر مسلمانش را بر خود ترجیح می‌دهد: «يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»(حشر:٩) آن‌ها را بر خود ترجیح مى‌دارند هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند.  اهل تکلیف در پروژه‌‌ها و مؤسسات خیریه مشارکت می‌کنند امّا اهل فضل و بزرگی خود، اقدام به تأسیس پروژه‌‌ها و مؤسسات خیریه می‌کنند.   اهل تکلیف تلاش می‌کنند اول به خود بعد به دین و امت اسلامی خدمت کنند
تیمم: خداوند در قرآن کریم بیان فرموده که تیمم فقط برای صورت ودست می‌باشد، همچنان که در آیه گذشت، اما حد دست تا کجا است مشخص ننموده است، آیا مانند وضوء است وباید تا آرنج مسح کرد؟ و آِیا برای تیمم، یک بار باید دست برخاک زد یا دو بار؟ سنت نبی اکرم (صلّي الله عليه وسلّم) واحادیث صحیحی که ازایشان روایت شده است به این دو سوال پاسخ می‌دهد. سنت پاسخ می‌دهد که: کافی است که جهت تیمم کردن دو کف دست را یک مرتبه برخاک بزنیم، وهم چنین اندازه وحد مسح کردن تا مچ دست می‌باشد[11].
پیشگفتار: الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه أجمعين. خداوند متعال حضرت محمد مصطفی (صلّي الله عليه وسلّم) را به رسالت و پیامبری برگزید و کتاب مقدسش، قرآن را برایشان نازل فرمود، آن قرآنی که درباره‌اش فرمود: ﴿وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِيزٞ٤١ لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِ﴾ [فصلت: ٤١-٤٢] کتابی است ارزشمند و غالب، که باطل از هیچ جهتی به آن راه ندارد. و خداوند خودش حفظ ونگهداریش را به عهده گرفته است فرموده: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٩﴾ [الحجر: ٩]. همانا ما قرآن را فرستادیم وما از آن نگهداری می‌کنیم.
متأسفانه امروزه عده‌ای از مفسران گمراه و نویسندگان کوتاه فکر را می‌بینیم که می‌گویند خوردن گوشت حیوانات درنده و شکاری و پوشیدن لباس ابریشم و انگشتری طلا برای مردان حلال است و دلیلشان این است، چون آنها در قرآن حرام نشده‌اند، پس نزد ما هم، حرام نیستند و کاری به حدیث نداریم، که آنها را حرام کرده است یا نه. این عده که فقط خود را ملزم به پیروی از قرآن می‌دانند و احادیث را قبول ندارند به (القرآنیون) شهرت یافته‌اند، از نظر آنها فقط قرآن برای زندگی بشری کافی است و احادیث و سنّت نبوی -صلّی الله علیه وسلّم- قابل قبول نیست و لزومی ندارد. آنها قرآن را از براساس عقل و هوی و هوسشان تفسیر می‌کنند
إن الحمدلله نحمده ونستعینه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئات أعمالنا، من یهده الله فلا مضل له ومن یضلل فلا هادی له، و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له و أشهد أن محمد عبده ورسوله. ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ﴾ [آل‌عمران: ١٠٢]. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که باید از خدا بترسید ـ و با انجام واجبات و دوری از منهیّات گوهر تقوا را به دامان بگیرید ـ و شما (سعی کنید که از مرگ غافل نباشید تا چون مرگتان به ناگاه فرا رسد) نمیرید، مگر آنکه مسلمان باشید».
فرزند دلبندم اکنون که افتخار کسوت عالم دینی را یافته‌ای بسی مایه‌ی فخر و مباهات من است؛ امّا دوست دارم پدرانه چند نکته‌ی مهمّ را متذکّر شوم: ۱- این گام نخست علمی تو بود، تازه قدم در راه پرفراز و نشیب دعوت و علم نهاده‌ای پس باید تا آخر عمر طالب علم بمانی و از تحصیل و مطالعه و تحقیق باز نمانی! این زمان، زمان علم ساده و عوام‌پسند نیست مباحث فکری و اجتماعی مهمّی مطرح هستند که مرد میدان تحقیق و پژوهش را می‌طلبند.
همزمانی محتوا