دین و دعوت

عنوان تاریخ
حال سلف صالح در شعبان (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) (گردآوری: اصلاح‌وب) 1397/01/29
لحظات اولیه‌ی بهشت حیرت‌آور است (وصفی عاشور ابوزید) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1397/01/29
حقوق طبیعی انسان در قرآن/ مطلب اوّل: آزادی در قرآن (یوسف عزیزپور) 1397/01/26
‌تأمّلاتی بیست‌گانه پیرامون کیفر سنگسار در فقه اسلامی (ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺷﻨﻘﯿﻄﯽ) (ترجمه: ﯾﺎﺳﯿﻦ ﻋﺒﺪﯼ) 1397/01/23
تحوّل‌ روحی و گسترش فضای معنوی، ره توشه‌ی حج (شعیب یزدانی) 1397/01/21
ده سفارش برای مصلحان در زمان غربت دین (گردآوری: اصلاح‌وب) 1397/01/20
نماز شب در احادیث (گردآوری: اصلاح‌وب) 1397/01/18
فراغت و غفلت (محمد احمد الراشد) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1397/01/10
تقديم به حافظان و دوستداران قرآن (وصفی عاشور ابوزید) (ترجمه: امید مقدس) 1397/01/10
مناجاتی منتشرنشده‌ از عارف مجاهد، کاک احمد مفتی‌زاده‌ -رحمه‌‌الله‌‌ (احمد مفتی‌زاده‌) 1396/12/28
نقش معایشت در تربیت – بخش دوّم و پایانی (سالم احمد البطاطی) (ترجمه: علی رشیدی) 1396/12/22
نقش معایشت در تربیت – بخش اوّل (سالم احمد البطاطی) (ترجمه: علی رشیدی) 1396/12/13
نقش پیگیری در تربیت - بخش سوم و پایانی (سالم احمد البطاطی) (ترجمه: علی رشیدی) 1396/11/28
نقش پیگیری در تربیت - بخش دوم (سالم احمد البطاطی) (ترجمه: علی رشیدی) 1396/11/24
نقش پیگیری در تربیت - بخش اول (سالم احمد البطاطی) (ترجمه: علی رشیدی) 1396/11/22
بازخوانی اجماع از نگاه اصولیان اهل سنّت‌ (عدنان فلاحی*) 1396/11/11
٢٢ ایده ساده در تربیت ایمانی فرزندان (دکتر جاسم المطوع) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/11/02
دوازده قرن سکوت: بازخوانی «مِلک یَمین» از منظر قرآن و فقه – بخش سوّم و پایانی (عدنان فلاحی) 1396/10/30
مروری بر جايگاه اخلاق در اسلام – بخش دوّم (گردآوری: حمزه خان‌بیگی – اشنویه) 1396/10/26
دوازده قرن سکوت: بازخوانی «مِلک یَمین» از منظر قرآن و فقه – بخش دوّم (عدنان فلاحی) 1396/10/25
جفای متفقهان‌ بر شریعت سمحه و سهله (دکتر جلال جلالی‌زاده‌) 1396/10/24
مروری بر جايگاه اخلاق در اسلام – بخش اوّل (گردآوری: حمزه خان‌بیگی – اشنویه) 1396/10/21
خوشا به حال غریبان (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/10/16
سرزمین فلسطین در قرآن کریم (دکتر ابراهیم احمد مهنا‌ - عضو هیئت علمای فلسطین در خارج) (ترجمه: عبدالغفور گردهانی) 1396/10/05
بیچاره‌ای که نماز صبحش را قضا می‌دهد... (دکتر محمّد راتب نابلسی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/09/29
تکلیف آحاد امّت اسلامی راجع به کمک و یاری به ملّت فلسطین (دکتر صلاح سلطان) (برگرفته از کتاب «قبله ما میان امتی راکد و بی‌حرکت و امتی پیشوا») 1396/09/21
صفات نفوس (امام ابن قیم الجوزیه) (ترجمه: عبدالعزیز سلیمی) 1396/09/17
پیامبر انسانیّت‌ را معنا بخشید (عنایت‌الله خانمحمدی) 1396/09/16
صفات نفس (عبدالحمید بلالی) (ترجمه: عبدالله عبداللهی) (برگرفته از کتاب «آیین تربیت تابعین») 1396/09/10
آیا الله متعال عبادت ظالمان را می‌‌پذیرد؟! (شيخ عصام تلّيمة) (ترجمه: فهیم عمر) 1396/08/12
اعراب و بناء در دین و زندگی (احمد عباسی) 1396/08/06
چگونه به خدا نزدیک شویم؟ (ضحى إسماعيل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/08/04
برادری در اسلام - بخش سوّم و پایانی (عبدالله ناصح علوان) (ترجمه: عبدالقادر مارونسی) 1396/08/02
نقش عبادت‌های قلبی در تربیت/ بحث پنجم: توبه (دکتر اکرم ضیاء‌العمری) (ترجمه: محمدآزاد شافعی) 1396/07/30
اسلام و مکارم اخلاق (علی مرابط الورزازی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/07/24
برادری در اسلام - بخش دوّم (عبدالله ناصح علوان) (ترجمه: عبدالقادر مارونسی) 1396/07/20
نقش عبادت‌های قلبی در تربیت/ بحث چهارم: توکل (دکتر اکرم ضیاء‌العمری) (ترجمه: محمدآزاد شافعی) 1396/07/20
برادری در اسلام - بخش اوّل (عبدالله ناصح علوان) (ترجمه: عبدالقادر مارونسی) 1396/07/18
نقش عبادت‌های قلبی در تربیت / بحث سوم: نیّت (دکتر اکرم ضیاء‌العمری) (ترجمه: محمدآزاد شافعی) 1396/07/16
از «پول» بگذر تا از «پُل» بگذری (احمد عباسی) 1396/07/12
نقش عبادت‌های قلبی در تربیت/ بحث دوم: حفاظت خدا از مؤمن (دکتر اکرم ضیاء‌العمری) (ترجمه: محمدآزاد شافعی) 1396/07/10
انواع قلب‌ها در قرآن (اینترنت) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1396/07/06
درس‌هایی از هجرت (سید قطب -رحمة الله‌-) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/07/03
قبله ما میان امّتی راکد و بی‌حرکت و امّتی پیشوا - مبحث سوّم (دکتر صلاح سلطان) 1396/06/21
وصيت خاتم النبيين عليه السلام به اُمت[١] (دکتر طه جابر العَلوانی) (ترجمه: عدنان فلاحی) 1396/06/16
قبله ما میان امّتی راکد و بی‌حرکت و امّتی پیشوا - مبحث دوّم (دکتر صلاح سلطان) 1396/06/08
مقاصد حج، مسائل امت (محمد عزّت‌ ابوسمره) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/06/07
آرمان جوان مسلمان/ بخش دوّم (شیخ علی طنطاوی) (ترجمه: اصغرعلی مبارکی) 1396/06/05
کیفیت حج رسول خدا (سلطان مقنصة) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/06/04
احکام و فضایل دهه‌ ذی‌الحجة (عبدالله رجا الروقی) (ترجمه: علی ملازاده) 1396/06/03
بالاترین اعمالی که در ماه شعبان انجام می‌گیرد روزه و نماز شب و قرائت قرآن و پرداخت به موقع زکات و صدقه است. این‌ها مجموعه اعمالی است که سلف صالح در ماه شعبان انجام می‌دادند. ابوبکر بلخی می‌گوید: رجب ما کشت است و شعبان ماه آبیاری و رمضان ماه برداشت... هم‌چنین گفته است: رجب همانند باد است و شعبان ابر و رمضان چون باران . هر کس در رجب نکارد و در شعبان آبیاری نکند چگونه در رمضان برداشت خواهد کرد؟ از عثمان بن عفان روایت است که وقتی رمضان نزدیک می‌شد می‌گفت: این ماه، ماه زکات است اگر قرضی دارید ادا کنید تا زکات اموال‌تان را پرداخته باشید؛ هر گاه قرض را ادا کردید از آنچه مانده است زکات برداشت می‌شود.
هنگامی که چشمه‌ها، کاخ‌ها، میوه‌ها و چادرهای بهشت را می‌بینیم و به طلا و مروارید و ابریشم نگاه می‌کنیم...  هنگامی که آشنایانمان را که سال‌ها زود‌تر از ما از جهان رخت بر بسته بودند و از نظر‌ها ناپدید شده بودند می‌بینیم...  وقتی فرزندی نیکوکار مادرش را می‌بیند و پیرمردی چشم به دخترش می‌افکند...  وقتی پدر و مادری فرزند خردسالشان را که در کودکی رحلت کرده بود می‌بینند...  وقتی بیماری را می‌بینم که شفا یافته است و بیچاره‌ای که خوشبخت شده است؛ وقتی پیری را می‌بینیم که جوان شده است...
مقایسه‌ی قرن بیست‌ویکم با گذشته‌ی تاریخ یعنی قرن ششم میلادی: جهان بشری امروز با وجود پیشرفت‌های گوناگون و اعجاب‌برانگیز، دستخوش ناآرامی و فساد گشته و از جهات بسیاری دچار مشکلات و بحران‌های جدی است. امنیت بشر نیز از جنبه‌های مختلف با خطرات و تهدیدات جدّی‌ روبرو است. اگر اوضاع کنونی جهان را از نظر سیاسی، اجتماعی و اخلاقی با اوضاع جهان قرن ششم میلادی یعنی قبل از بعثت پیامبر اسلام حضرت محمّد –صلّی‌الله علیه و سلّم– مقایسه کنیم، در می‌یابیم که جهان معاصر از خیلی جهات با جهان آن روز (قرن ششم میلادی) شباهت نزدیکی دارد.
ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ‌ﺁﯾﺪ ﻧﻪ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﻭﺍﮐﺎﻭﯼ ﻣﻔﺼﻞ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ‌ﯼ ﺣﮑﻢ ﻓﻘﻬﯽ ﻭ ﻓﺘﺎﻭﺍﯼ ﻓﻘﯿﻬﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺷﺎﺭﺍﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﻧﻈﺮ ﻭ ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻥ ﺁﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻧﻈﺎﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﯽ‌ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻡ‌ﻫﺎﯾﯽ ﻋﻤﻠﯽ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﯼ ﭘﯿﺮﺍﺳﺘﮕﯽ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺴأﻟﻪ‌ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﭼﻮﻥ ﮐﻨﯿﺰﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﻣﻠﮏ ﯾﻤﯿﻦ ﻭ ﺍﺭﺗﺪﺍﺩ ﻭ… ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺯﺩ‌. ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﭘﻨﺪﺍﺭ ﻓﻘﻪ ﻭ ﻓﻘﯿﻬﺎﻥ ﺳﻨﺘﯽ ﻭ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻘﻠﺪﺍﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﺁﻥ‌ﻫﺎ، ﺳﻨﮕﺴﺎﺭ ﯾﺎ ﺭَﺟَﻢ؛ ﺣﺪ ﺷﺮﻋﯽ ﺯﻧﺎﯼ ﻣﺤﺼﻨﻪ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺯﻧﺎﮐﺎﺭ ﺗﺤﺖ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺧﺎﺹ ﺍﺣﺼﺎﻥ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﯽﺷﻮﺩ‌. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺣﺪ ﺷﺮﻋﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺯﻧﺎ ﻣﺤﻘﻖ‌ ﮔﺮﺩﺩ‌.
در این مقاله کوشیده‌ایم که با زبانی ساده و قابل فهم بیان نمائیم مسافری که در مسیر حج شروع به طی کردن راه عبودیت نموده است تا چه میزان در درون خود تغییر را حس می‌کند. پس از انجام مناسک حج و وداع با سرزمین وحی و رسالت، بینش او دستخوش چه حالاتی شده و همچنین سلوک و رفتار بیرونیش تا چه میزان به خط اعتدال و بندگی واقعی خالق نزدیک شده است. حج یعنی قصد و عزیمت، عزیمتی از مبدأ شهوت و دلدادگی بی‌هویّت‌، به مقصدی امن، مقدّس‌ و جایگاهی با کرامت.
این جملات را می‌نویسم برای شکست یأس و ناامیدی که بر دل‌های برخی از مصلحان چیره شده است؛ ١- هدایت را بالاترین هدفت قرار ده. ابن تمیمه -علیه الرحمه- می‌فرماید: «نیاز به هدایت به مراتب بالاتر از نیاز به یاروی و روزی است؛ اصلاً‌ این دو نسبتی با هم ندارند. ٢- آزمودن صبر و یقین برای انتخاب پیشوایان دین: خدای متعال می‌فرماید: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ»[سجده:٢٤] و از ایشان چون شکیبایی ورزیدند و به آیات ما ایقان یافتند، پیشوایانی برگماشتیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند. گزینش برای امّت‌ ضروری است تا از میان آن پیشوایان پارسا انتخاب شوند.
باب (١): تهجّد‌ خواندن در شب ٥٨٤ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) إِذَا قَامَ مِنَ اللَّيْلِ يَتَهَجَّدُ قَالَ:«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ، أَنْتَ قَيِّمُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الْحَمْدُ، لَكَ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الْحَمْدُ، أَنْتَ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَلَكَ الْحَمْدُ، أَنْتَ مَلِكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، وَلَكَ الْحَمْدُ، أَنْتَ الْحَقُّ، وَوَعْدُكَ الْحَقُّ، وَلِقَاؤُكَ حَقٌّ، وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةُ حَقٌّ، وَالنَّارُ حَقٌّ، وَالنَّبِيُّونَ حَقٌّ، وَمُحَمَّدٌ (ص) حَقٌّ، وَالسَّاعَةُ حَقٌّ، اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ، وَبِكَ خَاصَمْتُ، وَإِلَيْكَ حَاكَمْتُ، فَاغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ، وَمَا أَسْرَرْتُ وَمَا أَعْلَنْتُ، أَنْتَ الْمُقَدِّمُ، وَأَنْتَ الْمُؤَخِّرُ، لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَوْ لا إِلَهَ غَيْرُكَ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ.» (بخارى:١١٢٠)
تا زمانی که اوقات مرده‌ی خود را صرف دعوت ‌کنیم و تا هنگامی که به دعوت عشق نورزیم و به عنوان شغل و حرفه به آن ننگریم، نام ما در لیست غافلان بی‌درد باقی خواهد ماند. دعوتگر مسلمان اختیار خود را ندارد تا بتواند به خود اجازه دهد یا ندهد؛ بلکه به گفته‌ی برخی از بزرگان، تماما‌ً وقف خدای متعال است. مانند یک جلد کتاب که به مسجد وقف می‌شود. هر دعوتگری در یکی از بخش‌های دعوت وقف خداوند است. اوقات مرده نه تنها اندک و محدود است بلکه بی‌فایده‌ترین لحظات روز هستند؛ ذهن و جسم در آن لحظات بسیار خسته است.
كسى كه نداشتن وقت را بهانه‌اى براى نخواندن قرآن قرار می‌دهد، باید این این عبارت را نصب‌العین خود قرار دهد: قرآن همدم كسى نمی‌شود مگر این كه به او بركت می‌بخشد «كِتَابٌ أَنزلَناهُ إِلَیكَ مُباركٌ» سوگند بخدا، روحى كه از قرآن سیراب شده باشد هیچ‌گاه‌ پژمرده نمی‌شود. هرگاه كه از قرآن فاصله می‌گیرم، در سینه‌ام فراغى را حس می‌كنم كه چیزی بجز آن نمی‌تواند پُرش كند. هر كتابى كهنه می‌شود بجز قرآن؛ همانا هر روز تازه می‌شود... همچون شاخه‌ى درختى كه هر روز تازه‌تر و پر انرژی‌تر از پیش می‌شود، هر برگ آن شیرینى و طعم تازه دارد   برتری‌دهنده است و چیزى بر آن برترى نمی‌یابد.
مرغان‌ پر گشایند و در دل‌ هوا به‌ پرواز در آیند. ماهیان‌ در جویبار‌ها و دریا‌ها شنا کنند و روزی‌ برند و دیگر جانداران‌ در کوه‌ و بیابانند و اسیر خاکدان‌. الهی‌! حکمت‌ تو بود که‌ از رحمت‌ تو، هر زنده‌ای‌ را سهمی‌ داد؛ وگرنه‌ همه‌ از این‌ آب‌ و گلند و به‌ این‌ آب‌ و گل‌ زنده‌. الهی‌! اگر رحمت‌ تو نبود، نه‌ آب‌ و گل‌ را توانایی‌ گرفتن‌ یا دادن‌ حیات‌ بود، نه‌ طبیعت‌ و حیات‌ را قدرت‌ آفرینش‌ انواع‌. ای‌ انسان‌! تو نیز از همین‌ آب‌ و گلی‌ و با همین‌ حیات‌. تو، که‌ خود نیز یکی‌ از جانوران‌ خاکی‌ هستی‌، قدرت‌ هستی‌آفرین‌ را نگر، که‌ تو را از همین‌ طبیعت‌ و حیات‌ آفریده؛ و اگر چه‌ تو را نه‌ بال‌ مرغان‌ و نه‌ پر ماهیان‌ داده‌، باز توانی‌ بخشیده‌ که‌ از پرندگان‌ بر‌تر و بر‌تر پر زنی‌ و از ماهیان‌ عمیق‌تر و تند‌تر شنا کنی‌.
٥- اثر معایشه در پذیرش دعوت‌: معایشت و معاشرت‌، تأثیر زیادی در پذیرش دعوت از سوی متربیان دارد. هر اندازه مربی تلاش کند تا این مفهوم را در روند فعالیتهای تربیتی خود اجرایی کند به همان اندازه پذیرش و استقبال از او افزایش خواهد یافت. احادیث روایت شده در مورد داستان اصحاب اخدود به ما می‌گویند که‌: در آن روزگار جوانی بوده که نابینایان مادرزاد و بیماران مبتلا به پیسی و دیگر امراض را مداوا می‌کرده است. آوازه او در همه جا پیچید و مردم گروه گروه به او مراجعه می‌کردند. او بواسطه معاشرت و تعامل خوب با مردم توانست محبت مردم را کسب کند، او وقت و انرژی و تمام موهبتهای خدادادیش را وقف مردم کرده بود و به خاطر دین و اعتقادش از تمام وجود خود مایه می‌گذاشت...
مقدمه تربیتی که منتج به نتیجه مطلوبی شود، پروسه‌ای پیچیده و مستمر است. تربیت به معایشه مربی با متربی نیاز دارد. تربیتی که تنها بر دیداری گذرا، نشستی هفتگی یا مناسبت‌های عمومی استوار باشد ناقص و معیوب خواهد بود و قاعدتاً‌ بنایی کامل ساخته نخواهد شد. بر این اساس اگر در پایان پروسه، افرادی متزلزل و سست که ویژگی بارز آنها التزام خشک و کورکورانه است تربیت شدند، نباید تعجب کرد. اگر سیرت رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- را بررسی کنیم، می‌بینیم که اصل معایشت و معاشرت در حیات مبارک ایشان کاملاً‌ مشهود است. عبدالله بن شقیق -رضی‌الله عنه- در حدیثی بر این موضوع تأکید می‌کند.
دیگر جوانب موضوع پیگیری: الف- مربی نفس خود را وارسی کند مربی باید در جهت توسعه و پیشرفت شخصیت و همچنین نقد خود و رهایی از عیب‌هایش تلاش کند. این کار هم تنها با وارسی کردن نفس و مراجعه و پیگیری مستمر وضعیت خود امکان‌پذیر خواهد بود. روند تخلیه و تحلیه نفس، روندی مستمر است که مربی هیچ‌گاه‌ از آن بی‌نیاز نخواهد بود. این کار بزرگ تنها با پیگیری میسر خواهد شد. وقتی تخلیه نفس از تبعیت‌ هوی و هوس و تحلیه آن به انجام خیرات و فضائل صورت گرفت، آن وقت فرد باید با اهتمام بیشتر نفس خود را بر انجام واجبات و مستحبات و ترک محرّمات‌ و مکروهات و نیت انجام مباحات‌ تحت نظر بگیرد زیرا سستی و سهل‌انگاری و بی‌تفاوتی، طبیعت نفس است. [٣٩]
بزرگان دین و موضوع پیگیری در فعالیت‌های تربیتی علما و سلف صالح امّت‌ نیز بر پیگیری وضعیت شاگردان خود حریص بودند. اگر در جلسات حاضر نمی‌شدند، جویای حال آنان می‌شدند تا جایی که برای اطلاع از وضعیت آنان به منزل آنان رفته و اگر مریض بودند از آنان عیادت می‌کردند و در تشییع جنازه آنان نیز شرکت می‌کردند. ۱- امام احمد بن حنبل –رحمة‌الله علیه: ایشان یکی از شاگردانش را در حلقه درس نیافت، او بقی بن مخلد بود که بیمار شده بود. امام احمد باخبر شد که او بیمار شده است. بقی می‌گوید: فورا به همراه شاگردان به عیادت من آمدند. در میان اهل مهمانخانه هیاهویی به پا شد، شنیدم که می‌گفتند: نگاه کنید… او خودش است… امام مسلمین است که می‌آید… صاحب مهمانخانه فورا نزد من آمد و گفت:
مقدمه: در عین حال که فعالیت‌های تربیتی پروسه‌ای دامنه دار و گسترده است اما امت اسلامی از آن بی‌نیاز نیست. در اهمیت و جایگاه رفیع فعالیت‌های تربیتی همین بس که خداوند پیامبرش را تزکیه دهنده و مربی روح‌ها و جان‌ها توصیف می‌کند؛ آنجا که می‌فرماید: (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ)(جمعه/۲)«خدا كسي است كه از ميان بيسوادان پيغمبري را برانگيخته است و به سويشان گسيل داشته است، تا آيات خدا را براي ايشان بخواند و آنان را پاك بگرداند. او بديشان كتاب (قرآن) و شريعت (يزدان) را مي‌آموزد. آنان پيش از آن تاريخ واقعاً در گمراهي آشكاري بودند»
١ـ مقدمه: تعریف اجماع واژه‌ی «إجماع» در زبان عربی معانی متعددی دارد. نابغة الذبیانی(متوفی حدود ١٨سال پیش از هجرت)[١] می‌گوید: اِجمَعْ مِحاشَكَ يا يزيدُ فإنّي .. أعدَدتُ يَربُوعاً لكم وتَميماً[٢] یعنی: «ای یزید! افرادت را جمع کن که من گوشتی از راسته و مازه برایتان آماده کرده‌ام.» هم‌چنین در قرآن کریم آمده که نوح -علیه السلام- خطاب به معاندانش گفت: «فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ»(یونس٧١) که در این‌جا نیز «اَجمعوا» به معنای «گردآوردن» و «واحد شدن جمع» است. روشن است که این جمع شدن و گرد آمدن می‌تواند از سر اراده و اختیار و یا اتفاقی و غیرارادی باشد و این دو قضیه(گردآمدن و اراده به آن) تلازمی ندارند؛[٣] یعنی ممکن است عده‌ای به واسطه‌ی اراده‌ی قبلی، برسر موضوع یا در جایی گرد آیند یا اینکه ناخودآگاه چنین چیزی حاصل شود.
از برخی از دوستان و آشنایان پرسیدم شما بیشتر تحت تأثیر کدام عمل دینی پدر یا مادرت قرار گرفته‌ای و باعث ازدیاد ایمان و تقوایت شده است؟ پاسخ‌ها متفاوت بود؛ یکی پاسخ داد: «مادرم همواره ما را به خواندن اذکار صبح و شام سفارش می‌کرد و ما هم این اذکار را با او تکرار می‌کردیم. در هنگام رفتن برای مدرسه برایمان دعا می‌کرد و می‌گفت: امیدوارم خدا شما را در پناه خود محفوظ بدارد و موفق کند. پدرم نیز همواره این دعا را تکرار می‌کرد: خدایا فرزندانم را صالح و نسبت به پدر و مادر نیکوکار گردان. وقتی پدرم از نماز صبح باز می‌گشت صدای درب منزل و گام‌های آرامش همواره در ذهنم می‌گردد. مادرم مدام سوره‌های معوذتین را می‌خواند بر دستانش می‌دمید و سر و روی ما را با آن مسح می‌کرد.»
آیه‌‌ی هشتم (الاحزاب٥٠) «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (الاحزاب٥٠)[١] در این آیه مجدداً با تفکیک بین ازواج و ملک یمین مواجه هستیم. نکته‌‌ی جالب در آیه‌‌ی فوق این است که علاوه بر ملک یمین، دسته‌ی دیگری از زنان نیز برای پیامبر علیه السلام، حلال شمرده شده‌‌اند. حال اگر با همان منطق مخدوش ـ که تسرّی را جایز می‌داند ـ به سراغ تفسیر این آیه برویم بایستی حکم کنیم که همبستری پیامبر -علیه السلام- ـ بدون عقد نکاح ـ با تمام دخترعموها و دخترعمه‌‌ها و دختردایی‌‌ها و دخترخاله‌‌های ایشان نیز جایز بوده است!
ویژگی‌های نظام اخلاقی اسلام:  قرآن کریم ضمن معرفی مفاهیم و ارزش‌های عمومی اخلاق در دو مرز نور و ظلمت؛ مانند: خوبی و بدی، حق و باطل، زشتی و زیبایی، تقوی و پرهیزکاری، زهد و پارسائی، عدل و انصاف، استبداد و ظلم، از ویژگی‌های اخلاقی اسلام سخن گفته، فرق آن را با مکاتب اخلاقی دیگر تبیین نموده، فهم و درک درست و علم و دانش، کردار نیک و گفتار نیکو را به عنوان روش‌هایی که ارزش‌های اخلاقی را در جامعه پیاده می‌کنند، معرفی کرده و به شدت با عناصر ویران‌گر اخلاقی؛ چون: خواهشات نفسانی، شیطان و اهریمن خرابکار، دنیاپرستی و مادی‌گری در ستیز است. ویژگیهای ممتاز نظام اخلاقی اسلام عبارتند از:
عدنان فلاحی: باری، قبل از ورود به بررسی احتمالات تفسیری فوق، لازم است به این نکته اشاره کنیم که آیه النساء٢٤ نیز به‌مانند آیه‌ی النساء٣، هیچ دلالتی یا ارتباطی با مفهوم تسرّی ندارد و چنان که بافتار آیات پیشین و پسین (٢٢،٢٣ و ٢٥) نشان می‌دهد این آیه درصدد بیان احکام مربوط به «نکاح» و برشمردن آن دسته از زنانی است که نکاح با آن‌ها حرام است و مجدداً تکرار می‌کنیم که کم یا زیاد دلالتی بر مفهوم مجعول تسری ندارد. حجّت‌ ما آن است که آیه‌ی النساء٢٢ با عبارت «نکاح» آغاز می‌شود: «وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ»[١] و آیه ی٢٣ نیز در ادامه‌ی این آیه، به برشمردن مابقی زنانی که نکاح با آن‌ها حرام است می‌پردازد و سپس به آیه‌ی مورد بحث می‌رسیم که «ازدواج/نکاح» با «المحصنات» ـ جز ملک یمین ـ را حرام می‌داند
اختلاف‌نظر و برداشت از خصوصیّات‌ انسان و اجتهاد‌، موتور محرّکه‌ی دین اسلام است‌‌، که از آغاز اسلام همدوش یکدیگر در عرصه فقاهت ظهور کرده‌اند. نمی‌توان هیچ برداشتی را عین دین و یا هر اجتهادی را مصاب دانست‌‌. پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– اجتهاد و اختلاف برداشت را تأیید‌ کرده‌اند و در عین حال اجتهاد را دو قسم دانسته‌اند‌‌؛ اجتهاد خطا و اجتهاد درست‌‌، که حتی برای تشویق مسلمانان برای مجتهد مخطی‌ یک اجر قرار داده‌اند. اما آنچه که مشکل‌ساز است‌‌، اصرار بر اجتهاد غلط و مخالف مقاصد شریعت و عدالت اسلامی است؛ که نمونه‌های فراوان آن را در کتاب‌های فقهی می‌بینیم‌.
مقدمه: بدون شک قرآن کریم تنها برنامه‌ی زندگی است که سعادت و خوشبختی را برای هر فرد تضمین می‌کند؛ در این اساسنامه که از سوی خالق و آمر انسان تنظیم شده، نیازهای ریز و درشت او برای رسیدن به کمال سعادت و خوشبختی مطرح شده است. دین اسلام مجموعه‌ای از عقاید و تعالیم و دستورات عملی می‌باشد که در قالب تعالیمی هدایت‌بخش بر قلب پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– از جانب خالق حکیم وحی شده است و نظام اخلاقی را به صورت مجموعه آموزه‌هایی که راه و رسم زیستن به نحو شایسته و بایسته را در آن ترسیم کرده، بایدها و نبایدهای ارزشی حاکم بر رفتار آدمی را تبیین نموده است، در نتیجه بخوبی به رابطه‌ی تنگاتنگ دین و اخلاق پی خواهیم برد و اخلاق را پاره‌ای ناگسستنی از دین به شمار خواهیم آورد.
در صحیح مسلم روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:   «بدأ الإسلام غَریبًا وسیعود غریبًا کما بدأ، فطُوبى للغرباء»  اسلام غریبانه آغاز شد و سرانجام نیز چون روزهای نخستین به غربت خواهد رفت پس خوش به حال غریبان.  در روایت دیگری نیز آمده است:   «إن الإسلام بدأ غریبًا وسیعود غریبًا کما بدأ، وهو یأرِز بین المسجدین کما تأرز الحَیَّة إلى جُحْرِهَا»  اسلام غریب آغاز شد و سرانجام نیز چون روزهای آغازینش غریب خواهد ماند. اسلام در میان این دو مسجد جمع می‌شود‌‌ همان گونه مار در سراخش می‌خزد. منظور از دو مسجد، مسجد الحرام و مسجد النبی است. 
سرزمین مبارک
بیچاره‌ای که نماز صبحش را قضا می‌دهد با این توجیه که باید به اندازه‌ی کافی استراحت داشته باشد؛ نمی‌داند که وقتی دل‌ها لحظه‌ای در برابر علام‌الغیوب می‌ایستند چه آرامشی پیدا می‌کنند. اگر به میل خود بخوابی و به میل خود برخیزی و هیچ وقتی را برای ادای نماز مراعات نکنی و به آن اهمّیّت‌ ندهی، به خدا سوگند به غم و اندوه گرفتار می‌شوی. به خدا سوگند نماز سبب خیر و مایه‌ی آرامش در دنیا و آخرت است. امام ابن قیم‌ می‌گوید: «هیچ کس را مهربان‌تر از خدا نسبت به خود نخواهی یافت. به خدا سوگند اگر مؤمن بداند که در حین سجده چه رحمتی او را فرا می‌گیرد هیچ‌گاه‌ سر از سجده برنمی‌دارد.
  سپاس برای خدایی که ما را به وسیله‌ی اسلام آوردن عزّت و سرافرازی بخشید و ما را به‌سوی ایمان هدایت نمود و درود و سلام بر سرور پیامبران و فرستادگان، حضرت محمد –صلّی‌الله علیه و سلّم– و درود و سلام بر پیروان آن حضرتص و بر کسانی باد که تا روز قیامت به نیکی راه آنان را می‌پیمایند. اما بعد سخنم راجع به این قضیه‌ی ضروری، پیرامون سه محور زیر می‌چرخد: ١- واقعیت دردآور ملّت فلسطین در رویارویی با دشمنی جهانی. ٢- تکلیف آحاد امّت اسلامی در خصوص کمک و یاری ملّت فلسطین. ٣- استراتژی اتّکا‌ به خود.
نفس مطمئنه: هرگاه نفس در بارگاه با عظمت خداوند حاضر شود، و از ذکر و یاد او آرامش یابد و به سوی او توجه نماید و مشتاق ملاقات او شود، و به قربت او الفت گیرد، چنین نفسی «نفس مطمئنه» است. این همان نفسی است که به هنگام مرگ به او گفته می‌شود: ﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ ٢٨﴾ [الفجر: 27- 28]. «ای نفس آرامش‌یافته! به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که خوشنودی و خداوند نیز از تو خوشنود است». ابن عباس می‌گوید: «نفس مطمئنه» به معنای نفس مصدقه است. قتاده می‌گوید: نفس مطمئنه نفس مؤمنی است که به وعده‌های خداوند ایمان، اطمینان و آرامش دارد.
  پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– آمد تا انسان را معنا بخشد و او را از زنجیر جهل و تعصّب‌ و خودبرتربینی رها کند. انسانی که در بند تعلّقات‌ و خواطر و اوهام غیر الهی است نمی‌تواند‌ به تعالی برسد؛ پس آیین او آیین انسان‌سازی است تا جایی که او خلیفه و جانشین خدا در زمین می‌شود و همه ملایک مقرّب‌ مأمور‌ می‌شوند بر او سجده کنند. به راستی کدام آیین و اندیشه این‌گونه‌ انسان را ارزش و عظمت بخشیده است؟ پیامبر آمد تا رنگ و صورت‌ها را از میان بردارد. در آیین او بین سیاه و سفید، عرب و عجم برتری نیست؛ در یگانه معجزه او مخاطب ناس است؛ عالمیان است؛ مومنین است نه اعراب نه اقوام دیگر.
  نفسی که خدا در وجود ما آفریده است، دارای صفات بسیاری است، در اینجا مقصود این نیست که نفس فقط دارای یک صفت باشد، بلکه گاهی در نفس صفات متعددی و حتی متضادی وجود دارد؛ آنچه مطلوب و مقصود شرع می‌باشد این است که مسلمان نفس خود را بر صفات پسندیده تربیت کند. برای این‌که بتوانیم این صفات پسندیده را به خوبی بشناسیم، لازم است از روش تابعین در امر تربیت بسیار آگاه باشیم. خداوند متعال بارزترین صفات نفس را در قرآن ذکر کرده است: از جمله:
این سؤالیست‌ که در دنیای واقع مردم با آن مواجه‌اند و آن‌را مطرح می‌‌کنند؛ ظالم و مظلوم در مورد آن می‌پرسند ظالم با دوستان و نزدیکانش میان خود هنگام افطار این دعا را می‌خوانند: «اللهم لك صمت، وعلى رزقك أفطرت، ذهب الظمأ، وابتلت العروق، وثبت الأجر إن شاء الله» پس آیا این ظالم مطمئن است که اجر و پاداشی برایش داده خواهد شد و این‌که‌ او این عمل را برای خدا انجام داده است آیا این عملش مورد پذیرش الله متعال قرار خواهد گرفت؟ در حالیکه او ظالم و مستبد است، بر مردم ظلم روا می‌دارد، زندان‌ها را مملو از انسان‌های بیگناه نموده است، خون مردم را بی‌باکانه می‌ریزد، پس آیا او مطمئن است که این روزه و گرسنگی کشیدن در روز کفایت خواهد کرد که به رضای الهی و قبولیت دعا امید داشته و دست به درگاه خداوند بالا نماید؟
چنانچه برای ارباب فن‌ معلوم و مشخّص‌ است، یکی از مباحث صرف و نحوی بحثی است تحت عنوان «الإعراب و البناء» که در آن اقسام کلمه از لحاظ معرب‌ و مبنی بودن بررسی می‌گردد؛ یعنی روشن می‌شود که کدام یک از اقسام سه گانه کلمه (اسم و فعل و حرف) با تغییر عوامل تغییر یافته و اعراب گوناگون می‌گیرند و کدام یک نیز بر یک حالت ثابت ماندگار و تحت هیچ شرایطی حرکت حرف اخیرشان تغییر نمی یابد. اگر این موضوع را به امور روزمرّه‌ زندگی تسری‌، دهیم قضیه از این قرار می‌شود که: خداوند علیم حکیم برای اینکه انسان از عهده انجام مسؤرلیت‌ بندگی و خلافت الهی بر روی کره خاکی برآید، وی را طوری آفریده که دارای مجموعه‌ای خصلت‌ها و استعدادهای نیک و بد بالقوه است، که امکان به فعلیت‌ درآمدنشان برایش میسّر‌ است.
برای پاسخ به این پرسش انسان مؤمن باید هدف زندگی خود را نزدیکی‌ به خدا قرار دهد؛ طبیعی است که مؤمن به پاداش اخروی می‌اندیشد؛ برای آسانی کار چند پیشنهاد تقدیم می‌کنم امید است برای نزدیکی به خدا و دستیابی به رضای او مفید باشد: • برای نزدیکی به خدا باید به همه‌ی موجودات نزدیک شوی و با آنها انس برقرار کنی و در مسیر زندگی همواره تخم محبّت‌ و صلاح بکاری. • نیکی‌ها را مهم بشمار نه به خاطر نفس عمل بلکه به خاطر آن‌که‌ انجام کار نیک و مقایسه‌ی آن با گناه و معصیت باعث می‌شود به صورت خودکار کار نیک را دوچندان کنی و امید اجر و پاداش تو را به خدا نزدیک می‌کند.
در قرن اخیر دشمنان اسلام توانستند به هدف شوم و دیرینه‌ی خود برسند و جهان اسلام را به ملت‌های در جنگ و جدال با هم و کشورهای متعدد و در حال خصومت با یکدیگر تغییر دهند که امواج هواهای نفسانی آنان را به هرسو می‌افکند و دیو حرص و طمع آنان را به سوی خود می‌کشد و تعالیم مختلف آنان را از هم دور می‌سازد و به دنبال شهوت‌ها و خوشگذرانی‌ها کشیده می‌شود و در دریای تحلیل‌رفتن دست و پا می‌زنند و در این دنیا بدون هدف و مرامی حرکت می‌کنند و بر این زمین بدون تلاش برای به دست‌آوردن عظمتی با شکوه و به دست‌آوردن وحدت کامل اسلامی زندگی می‌کنند...
ذات حق همه بندگان را از جمله مؤمنان و کافران و آنان که مرتکب گناهان کبیره یا کفرآمیز شده‌اند مورد خطاب قرار می‌دهد که از رحمت خدا ناامید نشوند: ﴿قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥٣﴾ [الزمر: ٥٣] «(ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا ناامید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است» دروازه توبه باز است و پروردگار بخشنده و مهربان است. از علی -رضی‌الله عنه- درباره‌ی این آیه نقل شده که: این آیه از لحاظ معنی وسیع‌ترین آیه‌ی قرآن است. 
در مقاله‌ی پیشین یادآوری کرده بودم که اسلام دین رواداری و تغییر و تحوّل‌ است؛ در این مقاله‌ که در تاریخ ٢٠١٧/٩/٢٢ در نشریه‌ی اتّحاد‌ سوسیالیستی چاپ شده است، تلاش کرده‌ام تا مظاهر رواداری و تحول در اصول و فروع دین اسلام را توضیح دهم. اکنون هم می‌خواهم به یک بخش اساسی از محتوای دعوت اسلامی بپردازم؛ موضوع روابط و معاملات و کردار و رفتارهایی که باید در میان افراد مذاهب و مشارب گوناگون و جامعه حاکم باشد.
وسایل ریشه‌دار کردن روحیّه‌ برادری: دین اسلام چنان تعلیم عملی و وسایل مثبت برای محکم‌کردن پیوندهای دوستی و ریشه‌دارکردن روحیه‌ی برادری پایه‌گذاری کرده است که اگر کسانی که در راه خدا عقد اخوّت بسته‌اند آن را نصب‌العین خود قرار دهند و برحسب مقتضیات آن عمل کنند، روز به روز برادری آنان محکم‌تر می‌گردد. برادر ایمانی! در زیر روشن‌ترین وسایل در ریشه‌دارکردن روحیه‌ی برادری ذکر می‌گردد: أ- اگر کسی برادر خود را دوست بدارد باید او را از این محبت خود نسبت به او آگاه سازد و این به دلیل آنچه «ابوداود و ترمذی» از حضرت پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– روایت کرده‌اند می‌باشد: «إِذَا أَحَبَّ الرَّجُلُ أَخَاهُ فَلْيُخْبِرْهُ أَنَّهُ يُحِبُّهُ» «آنگاه که کسی برادر خود را دوست بدارد باید به او خبر دهد که او را دوست می‌دارد»
توکل، اعتماد صادقانه قلب به خدای متعال است، اعتماد بر این‌که خداوند می‌تواند در همه‌ی مسائل دنیا و آخرت برای ما مصلحت را جلب و ضرر و زیان را دفع نماید: توکل واگذاری همه‌ی امور به خدا و ایمان به این حقیقت است که غیر از خدا هیچ کسی نمی‌تواند چیزی ببخشد یا آن را از کسی منع کند، ضرری برساند یا منفعتی شامل کسی بگرداند[١٣١]خداوند فرموده است: ﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا ٢ وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُۚ وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِۦۚ قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَيۡءٖ قَدۡرٗا ٣﴾ [الطلاق: ٢-٣] «و هرکس خداترس و پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن (از عهده گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او می‌گشاید. و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا کند و هرکس بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد»
مقدمه ستایش خدا را سزا است که پروردگار جهانیان است و درود و سلام فراوان بر سرور ما محمد و همه آل بیت و یاران وی و همچنین درود و سلام بر مبلّغان‌ رسالت پیامبر و بر راهروان راهشان تا روز بازپسین. برخی از دوستان دلسوز مرا تشویق نمودند که برای مبلغان مسلمان به طور اخصّ‌ و برای نسل جوان به طور اعمّ‌ بحثی مشروح و پربار پیرامون برادری در راه خدا بنویسم و در آن به مهمترین فضایل و حقوق این برادری و روشن‌ترین راه‌های رسیدن بدان و دست‌آوردهای آن اشاره نمایم و نمونه‌های تاریخی و جاودان این برادری را که از پدران راستگو و مبلغان حق و حقیقت و رهبران خیر در سراسر تاریخ روایت شده در معرض دید قرار دهم.
مردم براساس نوع زندگی به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول کسانی هستند که تمام نگرانی آن‌ها، کسب دنیا و زینت‌های آن از جمله زنان، فرزندان، ثروت هنگفت و انباشتن طلا و نقره است. تلاش این دسته از چارچوب دنیا خارج نیست، نه خدا را می‌شناسند و نه برتری و فضلیت او بر خود را، به انجام فرامین خدا پایبند نیستند، عبادت را برایش خالص نمی‌گرداند، شکرگذاری نمی‌کنند و در نتیجه عنایتی به خدا ندارند. خداوند براساس اراده و خواست خود به این افراد، کم و بیشی از بهره دنیا می‌بخشد، اما هر بخشش او به آن‌ها، فرو بردن تدریجی آنان در هلاکت است
همچنانکه برای ذوی الألباب واضح و مبرهن است، هدف از آفرینش انسان تزکیه و تعمیر ارض و یا آبادانی و رشد و نمو درون و بیرون است؛ یعنی خدای علیم حکیم که آدمی را جانشین خویش قرار داد، وی را طوری آفرید که بتواند نیروهای بالقوه‌ خود را به حالت بالفعل درآورد و برای دستیابی به این مهم از مجموعه امکانات در دسترس بر اساس هدایت الهی بهره‌برداری نماید.    نکته حایز اهمّیّت‌ در این زمینه این‌ است که‌: چون آدمی علاوه بر نیروی علم و توانایی پرده‌برداشتن از روی رازها و سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و گردآوری داده‌های مختلف و متعدّد‌ در عرصه‌های متنوّع‌ زندگی روزمرّه‌، نیروی دیگری نیز در اختیار دارد که عبارت است از قدرت اختیار و گزینش میان داده‌های به دست آمده؛
خداوند متعال از مؤمنینی که با ایمان به خدا و رسول به یکتاپرستی گرویده‌اند می‌خواهد که با ادای فرائض و پرهیز از گناهان، تقوای او را رعایت کنند و بنگرند که برای قیامت خود چه عملی فرستاده‌اند؟ آیا عمل صالح است که نجات‌شان دهد؟ یا گناه و عامل هلاکت آنان است؟ خداوند فرموده است: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ١٨ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ١٩﴾ [الحشر: ١٨-١٩]. «ای اهل ایمان، خداترس شوید و هر نفسی نیک بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش می‌فرستد و از خدا بترسید که او به همه کردارتان به خوبی آگاه است.
خدای متعال در جای جای کتاب گرانقدرش درباره‌ی قلب سخن گفته است و ما می‌خواهیم از لابلای آیات قرآنی برخی از اسرار قلب را کشف کنیم تا بتوانیم به یاری از خدا قلب‌های سالم و عاری از شرک و خرافات داشته باشیم. خداوند قلب را ظرفی برای علم و آگاهی آفریده است؛ نه فقط آگاهی از اشیاء بلکه درک و فهم آن‌ها؛ در جایی فرموده است: «وَاللَّـهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ۙ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» [نحل:٧٨] و خداوند [است‌] که شما را از شکم‌های مادرانتان، در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید، بیرون آورد و [از پیش‌] برای شما گوش و چشم و قلب آفرید.
اگر قرار است سالروز هجرت رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– را جشن بگیریم، باید بکوشیم شایستگی جشن گرفتن این روز را داشته باشیم. جشن هجرت نباید همانند سایر مناسبت‌ها یا اعمال روزمره باشد؛ این جشن باید طبیعت ویژه‌ای داشته باشد و چنین اجتماعی باید در جو خاصی برگزار شود. ما باید خود را آماده کنیم که شایسته‌ی برگزاری این مناسب بزرگ باشیم. در صورتی از این شایستگی برخوردار خواهیم شد که معنویات خود را تعالی بخشیم و اخلاق‌مان را زیبا سازیم تا با اعمال و رفتارمان به بلندای هجرت نبوی دست یازیم.
مبحث سوّم: قبله‌ی ما و ساختن امّت از رکود و بی‌حرکتی به‌سوی پیشوایی  هرچند واقعیت تلخ است اما مسلمان حقیقی برای تشکیل امّت پیشوا همچنان امید و آرزو دارد و برای تحقّق‌ این مهم از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی‌کند و نتایج را به پروردگار آسمان و زمین واگذار می‌کند تا او خودش کار جهان را به مقتضای حکمت و مصلحت بگرداند و آیات خود را تشریح و توضیح دهد و اسباب را آماده کند و فرشتگان و معجزات را بر کسانی فرو فرستد که یأس و ناامیدی را رها کرده و به امید چسبیده‌اند و آن را به عمل ملحق کرده‌اند و بر خدایی که وعده داده خوب توکّل‌ نموده‌اند. خداوند این‌گونه وعده داده است:
اگر قرار باشد پیامبر خدا  –صلّی‌الله علیه و سلّم– وصیتی داشته باشد، این وصیت، همان خطبه‌ی ایشان در حجة الوداع است. همان خطبه‌ی کوتاهِ بلیغِ کافی برای همگان. ابتدا به مردم یادآوری می‌کند که ریشه‌شان یکی است: «کلکم لآدم و آدم من تراب: همه‌ی شما از [نسل] آدم هستيد و آدم هم از خاک بود»[٢] ایشان تبیین کرد که فقط یک چیز، سبب برتری مابین انسان‌هاست: تقوا؛ و هر چیزی به‌جز تقوا، هیچ برتری‌ای برای کسی به نسبت شخص دیگر نمی‌آورد. سپس نسبت به [رفتار] نیکو با زنان وصیت کرد و پیوند محکم بین زنان و مردان، و وجوب حمایت و توجه و وفا به مقتضیات آن را یادآور شد.
مبحث دوّم: قبله‌ی ما و ویژگی‌های امّت پیشوا و امّت راکد و بی‌حرکت بسیاری از مردم به سنّت‌ها و بدعت‌های نیمه‌ی شعبان - بنا به یکی از آراء که نیمه‌ی شعبان زمان تغییر قبله است - مشغول‌اند امّا نصوص قرآنی که راجع به امّت میانه و الگو برای مردم سخن می‌گوید مرا به خود مشغول کرده و خواب را از من گرفته است و با دقت به این ویژگی‌هایی که امّت اسلامی را به درجه‌ی رهبری و الگو بودن برای مردم می‌رساند، نگاه کردم، ولی اگر هرکس به سرعت به واقعیت کنونی در جهان معاصر بنگرد، امّتی بی‌جان و بی‌حرکت را می‌بیند که پشت سر دشمنش حرکت می‌کند و به دنبال زندگی‌ خواری از پس‌مانده‌های ساخته‌ها و تولیدات دیگران می‌دود؛
اسلام نامی آشنایی است که از چهارده قرن پیش تاکنون بر سر زبان‌هاست؛ عنوانی است برای حقیقتی قدیمی که همراه با آفرینش جهان پا به عرصه گذاشت، با زندگی بشر درآمیخت و به هم و غم و هدف اصلی دعوت تمام پیامبران الهی تبدیل شد؛ پیامبرانی که آمده بودند تا دست آدمیان را بگیرند و در دست آفریدگارشان قرار دهند و به آنان بیاموزند که هدف از آفرینش چیزی جز عبادت و بندگی پروردگار قادر و متعال نیست: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾ مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿ذاریات/٥٧﴾ «و جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند، نیافریده‌ام؛‌ از آنان رزقی نخواسته‌ام و نخواسته‌ام که به من خوراک دهند.»
به راستی که اکنون زمان مانند روزی که اسلام ظهور کرد، چرخیده و تمدن به حال احتضار رسیده و چیزی نمانده که مادّی‌گرایی غرب بر سرش بیاید و آن را از بین ببرد؛ امروز جهان در میان دو سنگ آسیابی قرار دارد که تمدن را خرد می‌کند و آن را به باد هوا می‌دهد؛  جهان کنونی در میان مادی‌گرایی غرب و زندگی آهنی ماشینی آن، روحیه خاور دور و فنای در ماورای ماده هندوها، قرار گرفته است و به جز شاهراه هموار اسلام، راه دیگری برای نجات وجود ندارد. پس ای جوانان مسلمان، یکسره بشتابید به سوی ادای مسؤولیت و ابلاغ صدای اسلام به گوش همه مردم جهان. این مرحله‌ای که امروز ملت‌های شرقی اسلامی آن را می‌پیماند، شبیه دوره رستاخیز «رنسانس»([٣٥]) اروپاست و جوانان مسؤولیت‌های بس بزرگی در این دوره بر دوش دارند.
رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– در عمر مبارک خود تنها یک بار به حج مشرف شده است و آن هم در آخرین سال عمرش بود و این حج به حجة‌الوداع مشهور است. چون پس از ادای مناسک حج سه ما بیشتر زندگی نکرد. او در این مراسم برای مسلمانان خطبه‌ی بسیار مهمی ایراد کرد. این حج زمانی انجام گرفت که ایشان کار دعوت دین را به پایان رسانده بود و جامعه‌ی نوینی را با ایمان به خدا و عاری از شرک بنا کرده بود. روز شنبه مطابق با بیست و پنج ذی‌القعده سال دهم هجری، رسول خدا آماده‌ی سفر حج شد. او اعلام کرد که قصد حج دارد و مسلمانان نیز از هر سوی خود را به مدینه منوّره‌ رساندند تا در این مراسم بزرگ او را همراهی کنند.
دهه ذی‌الحجة که خداوند به آن ایام سوگند یاد کرده آنجا که می‌فرماید: والْفَجْرِ ﴿١﴾ وَلَيَالٍ عَشْرٍ ﴿٢﴾ «به سپیده دم و به شب‌های دهگانه‌ سوگند.» پیامبر گرامی –صلّی‌الله علیه و سلّم– می‌فرماید: «ما من ایام، العمل الصالح فیهن احب الله من هذه الایام یعنی ایام العشر قالوا ولا الجهاد فی سبیل الله؟ قال: و لا الجهاد فی سبیل الله الا رجل خرج بنفسه و ماله و لم یرجع من ذالک بشیء.» «عمل صالح در هیچ روزی به اندازه این روزها نزد خداوند محبوب نیست؛ عرض کردند حتی جهاد در راه خدا هم؟ فرمود: حتی جهاد؛ مگر آن مرد مجاهدی که جان و مالش را در راه خدا قربانی می‌کند. این آیه و حدیث دلالت می‌کنند بر این که ایام ذی‌الحجة بزرگ‌ترین شب و روزهای سال هستند، به استثنای شب قدر.
همزمانی محتوا