دین و دعوت

عنوان تاریخ
خود را امین و نیکوکار خواندن و تعارضش با عمل حضرت یوسف(علیه‌السلام) (مجدی الهلالی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1399/12/17
مخالفت آدم علیه‌السلام با امر خداوند و توبه‌ی او... اسرار و حکمت‌ها (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/12/13
تفاوت احکام شریعت با اصول شریعت (دکتر جاسر عوده) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/12/06
علم یقین و محبّت می‌آورد (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/11/19
تربیت اسلامی در مدرسه‌ی حسن بنا (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزاوری) 1399/11/17
پیامبر اسلام از زمان حاضر می‌گوید (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/11/17
اهل بيت و صحابه؛ دوستى يا دشمنى (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/10/28
قرآن؛ حفظ یا فهم؟ (شیخ محمد غزالی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/10/27
نماز و ياد خدا (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/10/19
شیمی‌درمانی معنوی (فرزان خاموشی) 1399/10/12
نامه‌ای به بابا نوئل (ادهم شرقاوی) (ترجمه: یوسف سجادی) 1399/10/08
دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجد (سکینه عبدالهی) 1399/10/01
مفهوم پیام دین اسلام چیست و درک مفهوم آن چه ارتباطی با زندگی ما دارد؟ (سکینه عبدالهی) 1399/09/22
آیا وبا برای مؤمنان رحمت و برای دیگران عذاب است؟ (معتز خطیب) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/09/17
نکاتی پیرامون بیانیه‌ی ۸ آذر ۱۳۹۹ جماعت (دکتر رسول ابوالمحمدی - دکتری فقه و مبانی حقوق) 1399/09/09
چند مبحث عمومی (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/30
آسیب‌شناسی شیوه‌ی دعوت اسلامی (محمد حامدی) 1399/08/29
نوح علیه السّلام چالش بزرگ؛ درس‌هایی در ثبات و توکّل بر خدا (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/27
نقش اختلاف فقهی در رویارویی با افراط‌گرایی (دکتر محمد احمد حسین – مفتی قدس و فلسطین) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/18
دوستی و محبّت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلّم (محمد حامدی) 1399/08/12
پیامبر رحمت و مهربانی (گردآوری: اصلاحوب) 1399/08/10
چگونه پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم را یاری دهیم؟ (احمد الفرجابی) (ترجمه: حمیدە کیانی) 1399/08/09
اگر جای قاتل معلم فرانسوی بودم ... (یوسف سلیمان‌زاده- سقز) 1399/08/09
يادى از دو عزيز سفركرده (فرزاد ولیدی) 1399/08/09
میلاد پیامبر رأفت و رحمت مبارک (فایز طالبی) 1399/08/08
محمّد(صلّی‌الله علیه و سلّم) پیامبر رئوف (عادل علیمرادی) 1399/08/06
گناه قلب و گناه جوارح (محمد غزالی مصری) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/06
تحلیل پاره‌ای مشکلات انسانی از منظری قرآنی ـ اخلاقی (مولود بهرامیان) 1399/08/04
چکیدەای از درسگفتار دعوت(بانگەواز) (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/04
چکیده‌ای از درسگفتار ازدواج (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/04
دینداری فاسد (شیخ محمد غزالی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/04
مفاهیم تربیتی در مدرسه‌ی دعوت در برخورد با مخالفان فکری (شيخ محمّد عبدالله خطيب) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/07/17
قواعد منظّم فکری در قرآن (دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/07/16
ردّپایی در شنزار زمانه - بخش دوّم و پایانی (فرزان خاموشی) 1399/07/12
شخصیّت عرفانی محمّد صلّی‌الله علیه وسلّم (جهانگیر بابایی) 1399/07/10
ردّپایی در شنزار زمانه - بخش اوّل (فرزان خاموشی) 1399/07/10
دل در گرو معبود داشتن (فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث) 1399/07/08
نگرش صحیح به آیات صفات در قرآن در پرتو فهم دو اصطلاح محکم و متشابه (مظهر نعمتی) 1399/07/07
راهکارهای نوین فراخوانی جوانان به دینداری (بیان عزیزی – پاوه) 1399/06/14
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی دوّم و پایانی (فرزان خاموشی) 1399/05/27
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی نخست (فرزان خاموشی) 1399/05/24
قرضاوی، امام وسطیت و اعتدال (عصام تلیمه) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/05/12
کار دوست و کام دشمن (عبد العزیز سلیمی) 1399/05/11
فتواهایی در خصوص قضایا و مسائل مربوط به قربانی (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/05/10
دعاهایی که اجابتش هزاران سال طول کشید (نسرین حسن‌زاده) 1399/05/09
نگرشی نوین به قربانی از دیدگاه قرآن (بیان عزیزی – پاوه) 1399/05/08
حجاب و عفاف (بیان عزیزی) 1399/05/03
حج؛ چرایی و مقاصد ( بخش ۱ از ۳ ) (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/05/03
فتوایی در خصوص «حکم نماز جماعت با رعایت فاصله یک متر و نیم یا بیشتر از آن در میان دو نمازگزار» (د.علي محيى الدين قره داغي) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/05/02
پلیس درونی (فرزان خاموشی) 1399/04/24
(ناپسند بودن خود را امین و نیکوکار خواندن و تعارضش با عمل حضرت یوسف(س) و ضوابط داوطلب شدن برای کاری) آیات و احادیث متعددی وجود دارد که فرد مسلمان را از خود ستایی کردن و خود را پاک معرفی نمودن نهی می‌نماید، و از او می‌خواهد که در پی به دست آوردن سلطه و قدرت و یا علاقه‌مند بدان نباشد، زیرا در بطن خود آزمایش بزرگی دارد: «فَلَا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَی»(النجم/٣٢)
خداوند متعال آدم علیه السلام را پیش از سپردن سمت جانشینی به او، به نحوی آموزش داد که شایستگی این مقام در زمین را داشته باشد. آموزش در جایی بود که زندگی و آرامش و امنیت را تضمین می‌کرد. چنان نبود که آدم را در این سرای پهناور بدون هیچ گونه آگاهی درباره‌ی وظیفه‌اش رها کند. اوامر را برایش تشریح کرد و نواهی را کاملا آشکار ساخت و او را از شیطان برحذر داشت. کردگار حکیم به این هم بسنده نکرد بلکه فرصت توبه را نیز به او داد تا در صورت نافرمانی ناشی
پیش از آن که بپرسیم در چه چیزهایی باید به اصول کلی باز گردیم – چنان که در سند الازهر و دیگر اسناد و پایان‌های مهم در این مرحله آمده است – مهم است به این پرسش‌ها پاسخ دهیم: اصول شریعت اسلامی چیست؟ چه ارتباطی با احکام مختلف فقهی دارد؟ تا چه حد حجیت دارد و قابل اثبات است؟ آیا مراجعه به آن به عنوان منبع اصلی قانون‌گزاری به معنای بازگشت به جزئیات شریعت در هر چیز است؟
از فضایل علم: یقین آور است یقینی که برای قلب پویایی و آرامش قلب به همراه دارد. خداوند در کتاب خود از متقیان و هدایت‌یافتگان با صفت یقین یاد می‌کند: "وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ" اینانند که خداوند آیاتش را برای آنان تشریح می‌کند خواه آیات مسطور در کتاب یا آیات تکوینی و دیدنی:  "قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ" (انعام:٩٧) 
 آیا زمین افسرده و خشکیده‌ای را دیده‌ای که وقتی خداوند آبی بر آن می‌باراند پس از آن به اهتزاز و جنبش در می‌آید و رشد می‌کند و بالا می‌آید وانواع گیاهان زیبا و خرّم می‌رویاند! زمانی که خلافت اسلامی که آخرین تجلیگاه تجمع امت مسلمان، تحت لوای ایمان و باور به وحدانیت خداوند بود، نابود شد و وطن اسلامی به بدترین شکل ممکن با چنگال استعمارگران خونخوار انگلیس و فرانسه و... پاره گردید تا جائی که حتی هلند چند میلیونی بر اندونزی صد میلیونی حکم می‌راند
رسول خدا می‌فرماید: قیامت به پا نمی‌شود مگر آن که خوش‌بخت‌ترین مردم دنیا لکع بن لکع باشد. [مسند امام احمد و جامع ترمذی]. بیهقی هم در دلائل النبوه به روایت از حذیفه بن یمان آن را حسن دانسته است.  لکع بن لکع فاسق بن فاسق است یا کسی که اصل و نسب پست و بی‌ارزشی دارد. همچنین گفته‌اند: کسی که اصل و نسب ندارد و احدی او را ستایش نمی‌کند. در النهایه آمده است: لکع در نزد عرب به برده اطلاق می‌شود سپس برای حماقت و سرزنش به کار رفته است. 
جريان‌‌هاى مختلف فكرى، عقيدتى و مذهبى در درازاى تاريخ امّت اسلامى در قالب نحله‌‌ها و گونه‌‌هاى متنوع وجود داشته و اكنون نيز در آسمان اين امّت چشم‌نوازى مى‌كنند. بايد اين تنوع را مصداق كثرت در عين وحدت ديد و آن را در ضمن امّت واحده تفسير و جستجو كرد. «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» (انبياء:٩٢) كاتب اين سطور به حكم انتساب به مدرسه‌ی فكرى اعتدال و ميانه‌روى، از آن رويكرد دعوى استقبال مى‌كند
عکس کودکی را دیدم که در سن ده سالگی به خاطر حفظ قرآن و تلاوت برتر جایزه‌ی سال قرآن کریم را از آن خود کرده بود.  در چهره‌اش خیره شدم دیدم سراسر سادگی و بی‌آلایشی است؛ با این حال به خاطر حافظه‌ی بالایی که در آن سن و سال داشت او را تحسین کردم. من هم روزی چنین بودم؛ و قرآن کریم را در ده سالگی حفظ کردم و پس از چند ماه وارد دانشگاه الازهر شدم. سپس قرآن را فراموش کردم و دوباره به خاطر آوردم. خدا را شکر.
غفلت و دورى از ياد خدا بزرگترين تهديد و آسيبِ مرد افكن در جهان معاصر است. ياد خدا به معنى  به همراه داشتن خداوند در همه لحظه‌ها و لايه‌هاى زندگى، مهمترين عاملِ استقامت در سير بر صراط مستقيم است. از طريق نماز بايد در ارتباطى صميمى و بى واسطه با خدا سخن گفت و ياد او را در درون نهادينه ساخت، خداوند فرمود: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي» نماز را براى ياد من بر پاى دار. 
خداوند در اصل خلقت انسانها، هدایت و پرهیزگاری را از تمامی انسانها خواسته است. اما این خواست الهی مقید به اختیار و اداره خود انسانها نیز هست، یعنی آنان در انتخاب راه آزاد و مختار می‌باشند.(إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا[سوره اﻹنسان ٣]
سلام، آقای بابانوئل وقتی برای اوّلین بار نام شما را شنیدم خردسال بودم، به من گفتند شما با یک کیف اسباب‌بازی از دودکش‌ها به خانه‌ها وارد می‌شوید؛ از ته قلب آرزو کردم که تو را ببینم. آن شب، اگر چه خانه ما فاقد شومینه و دودکش بود منتظر بودم که تو فرود بیایی. به این هم دقّت نکرده بودم
دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجد، یک دل را جای دو دوست نیست. چرا می‌گویند هر دلی که غیر خدا در آن باشد خدا وارد نمی‌گردد! مگر نمی‌شود هم خدا را دوست داشت هم نعمات خدا را !؟  چرا می‌شود فقط باید مواظب بود جای هدف و وسیله عوض نشود مسأله این است. وقتی حبّ غیر خدا در دل باشد، وقتی غیر خدا در دل پادشاهی ‌کند یعنی سطح معیار کارها ارضای منیت‌های شخص خواهد بود نه رضایت الله متعال، یعنی شخص اسیر آن نعمتها شده‌
اسلام یک دین کامل و جامع است که همه‌ی جوانب زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مردم را در برگرفته است. درواقع یک دین جهانشمول است که هر آنچه برای هدایت و سعادت زندگی بشر لازم است را پوشش داده است. در این راستا هم، کتابی مبارک و غنی (قرآن کریم) که حاوی دستورالعمل‌های زندگی است در اختیار بشر قرار داده تا راهنمای او در طول مسیر انسانی زندگی‌اش باشد. اما ظاهرا آنچه مسلمانان در این دوران به آن دچار شده‌اند
احادیث فراوانی درباره‌ی طاعون آمده است و این روزها پرسش‌های زیادی را در اذهان ایجاد کرده است؛ زیرا به برکت پیشرفت علم پزشکی ابهام و پیچیدگی وبا از بین رفته است و با گذشت زمان اطلاعات دقیقی به دست ما می‌رسد. علم تجربی ماهیت اکتشافی دارد و هر چند در این میدان پیش برویم دایره‌ی مجهولات و مسائل ناشناخته و اسرارآمیز تنگ‌تر می‌شود. اگر تفاسیر علمی و دینی را با هم مقایسه کنیم خواهیم دید که تفاسیر علمی، تجربی و رو به پیشرفت است در حالی که تفاسیر نصی (در اینجا منظور حدیث) به دو مسأله بستگی دارد:
اشاره: انتشار بیانیەی جماعت دعوت و اصلاح در محکومیت ترور دانشمند ایرانی دکتر «محسن فخری‌زاده» در آبسرد دماوند در عصر جمعه‌ی گذشته، واکنش‌‌های متفاوتی را در فضای مجازی به دنبال داشت. استاد رسول ابوالمحمدی دانش‌آموخته‌ی حجره‌های علوم شرعی کردستان و دانشگاه تهران، در جستار زیر، مبانی فقهی و اصولی و فقه سیاسی بیانیە را از دیدگاه مقاصد شرعی مورد مداقه قرار داده است. ۱- جماعت دعوت و اصلاح در تصمیمات، بیانیه‌ها، اظهارنظرها و موضغگیرهای خود نسبت به امور مستحدثه، همانند سایر جماعت‌ها دارای ثوابت و متغیراتی است، که ثوابت محدود و تبیعیت از آنها الزامی بوده
١. مؤمنان (صاحبان ایمان و عمل صالح) پس از حساب‏رسی و تعیین بهشتی‌‏بودن، استحقاق می‌‏یابند که توسط بندگان صالح خدا(شافعان) برای ایشان دعا شود تا نتیجه‌ی ایمان و عمل صالحشان (ورود به بهشت) تحقّق یابد. فلسفه‌ی شفاعت و اعطای چنین مقامی به بندگان صالح خدا به این دلیل است که: ١ـ این موضوع تفهیم گردد که ایمان و عمل صالح، سبب هستند و تنها با به‌‏کارگیری آن، نتیجه محقّق نگردیده و انسان مؤمن به بهشت نمی‌‏رود، بلکه باید خداوند هم آن نتیجه را محقّق گرداند؛
این امر بر همگان واضح است که برای عرضه‌ی هر کالایی اعم از مادی و معنوی بایستی از بهترین روش‌های تبلیغاتی استفاده نمود. و در صورتی که هنوز برای عرضه‌ی کالایی خاص روش مطلوبی را نیافته‌ایم، بایستی فعلاً از تبلیغ آن خودداری نمود. زیرا به جای استقبال از آن بی‌اعتنایی نسبت بدان ایجاد می‌شود. و این امر به حدی مهم است که یکی از مخالفان بزرگ دین خدا (استالین) این را می‌گفت که برای حذف دین در میان انسان‌ها، نیازمند لشکرکشی نظامی نیستیم. بلکه تنها با دفاع نادرست از آن می‌توان آن را از صحنه‌ی زندگی انسان‌ها حذف نمود.
نوح علیه السلام وقتی با آزار و اذیت قوم و تهمت‌هایی از قبیل دیوانگی و گمراهی و دهن‌کجی و تهدید به رجم روبرو شد، آنان را به سختی به چالش کشید. حتی برخی از اهل علم گفته‌اند معجزه‌ی نوح از همان نوعی بود که قومش را به چالش کشید. فرموده است:  وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ * فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ *
اختلاف از سرشت انسان‌ها سرچشمه می‌گیرد زیرا عقل و فهم آنان با هم متفاوت است. خدای متعال می‌فرماید:   ﴿وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ﴾ (هود: ١١٨) و اگر پروردگار تو مى‌خواست، قطعاً همه مردم را امّت واحدى قرار مى‌داد، در حالى كه پيوسته در اختلافند. صحابه‌ی رسول خدا در بسیاری از احکام فقهی با هم اختلاف داشته‌اند در حالی که بهترین امت بوده‌اند. پس از آنان هم اختلاف همواره وجود داشته است.  با پذیرش حقیقت اختلاف فقهی، باید بدانیم که شریعت اسلامی از اختلافی که موجب افراط‌گرایی و ستیزه‌جویی می‌شود نهی کرده است.
چرا باید پیامبر (ص) را از خود، اموال و عزیزانمان بیشتر دوست داشته باشیم؟  انسان موجودی است که دارای استعدادات مادی و معنوی بی‌نهایت است و برای رشد و تحقق آنها از آمادگی کافی برخوردار است و نسبت به کسب آنها به شدت نیازمند است. به صورتی که می‌توان این را گفت که همه‌ی فعالیت‌های مادی و معنوی انسان به خاطر جلب منافع مادی و معنوی و دفع موانع مادی و معنوی در دنیا و آخرت می‌باشد. محبت و مهرورزی نیز بر این اساس مبتنی است که انسان در راستای کسب کمال نسبت به موجوداتی اعم از خداوند، نعمات و انسان که در این رابطه مؤثر هستند، علاقه‌مند می‌شود. به عبارت دیگر می‌توان این را گفت
قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت‌] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.  خداوند این امت را تکریم کرده و آنان را بهترین امت قرار داده است؛ با فرستادن بهترین پیامبران و آخرین آنان محمد مصطفی به امت شرافت بخشیده است و بهترین کتاب را بر آنان نازل کرده است.  در این آیه‌ی کریمه خداوند متعال یکی از صفات رسول خدا را بیان کرده است که در این مبحث می‌خواهیم به شرح آن بپردازیم. لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ... این آیه دو تفسیر دارد:
تقدیم به آن دسته از مسلمانانی که دفاع کردن از ساحت مقدس رسول خدا را بر خود واجب می‌دانند.  چگونه از رسول خدا– صلّی‌الله علیه وسلّم– دفاع و حمایت کنیم؟  کسی که به یاری و دفاع از پیامبر عزیزمان بشتابد خداوند او را از این آیه بی‌نصیب نمی‌کند که می‌فرماید:  «و رفعنا لک ذکرک» ‏و آوازه تو را بلند نكرديم و بالا نبرديم‌؟‏
جوان ۱۸ ساله چچنی معلم فرانسوی را به اتهام نشان دادن کاریکاتورهایی از رسول الله (ص)  به دانش آموزانش به قتل می رساند. این جوان قهرمان غیرت دینی در نگاه جمع کثیری از مسلمانان می‌گردد‌. عکس‌ها و کلیپ‌های او در فضای مجازی دست به دست می‌شود. به یک‌باره عکس پروفایل جمع کثیری از دوست‌داران رسول (صلّی‌الله علیه و سلّم) می‌شود ولی آیا از خود پرسیده‌ایم اگر جای آن جوان بودیم چه کار می‌کردیم؟  مسلمانان باید یک‌بار برای همیشه تکلیف‌شان را با خود و دین اسلام مشخص کنند‌. آیا به راستی ما پیرو واقعی رسول الله هستیم یا رسول الله (صلّی‌الله علیه و سلّم) و پیامش را در خدمت تعصب و احساسات خویش می‌خواهیم؟ 
«مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»( احزاب: ۲۳) از مؤمنان كسانى هستند كه آنچه را كه با خداوند بر آن پيمان بسته بودند، تحقّق بخشيدند و كسى از آنان هست كه قرارش را به انجام رسانده است و از آنان كسى هست كه چشم به راه است و به هيچ وجه تبديلى [در پيمان خود] نياورده‌اند. دلتنگى امانم را بريده است، دلتنگی برای كسانى كه عمر و حيات خود را در راه خدمت به دعوت دينى صرف كردند و اين راه دشوار و سنگلاخ را مجاهدانه و با ایمان طی نمودند.
سلام و درود خداوند بر همه‌ی مؤمنان به مناسبت تولّد آن فرزانه‌ی نورچشم اهل ایمان پیام‌آور آزادی و رحمت که وقاحت ماکرون و امثال او هیچ از فضل و کرمش نمی‌کاهد به خدمت آیه‌ی ۱۲۸ سوره‌ی توبه می‌رویم تا خداوند رحمان رحیم ثنایش گوید:  «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ» ﴿التوبة: ١٢٨﴾ به راستی که پیامبری از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنج که شما می‌برید، برای او گران می‌آید، و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است.
با نگاهی گذرا بر آیه‌ی سوره‌ی توبه، خداوند پیامبرش را به جهانیان معرّفی نموده که بسی جای تأمّل و تعقّل دارد: «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»(التوبه:۱۲۸) بی‌گمان پیامبری محمّد نام، از خود شما (انسان‌ها) به سویتان آمده است. هرگونه درد، رنج، بلا و مصیبتی که به شما برسد بر او سخت و گران می‌آید. به شما عشق می‌ورزد و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان دارای محبّت، لطف و بسیار مهربان است.  در این آیه چندین ویژگی و صفت مهمّ برای پیامبر رئوف و مهربان(صلّی الله علیه وسلّم) بیان شده است که بسیار پرمعنا و مفهوم است
دوست خیرخواهی به گفت: به نظر می‌رسد از سیستم اخلاقی و نظم و انضباط حاکم بر جوامع غیر مسلمان تعجب می‌کنی. بر خودت سخت مگیر؛ این پیشرفت‌ها، عفت و پاکدامنی را به شدت خدشه‌دار کرده است و این جوامع به لحاظ جنسی در معرض فروپاشی قرار دارند در حالی که امت ما شکر خدا از این آفات پیراسته است و همچنان که از فحشا و منکر به دور است.  گفتم دوست من گوش کن؛ من مسلمانم و خدا را شکر می‌کنم که با اسلام او را شناختم. از این که مرا از پیروان خاتم پیامبران قرار داده است و نعمت اسلام را به من بخشیده است بسیار سپاسگزارم. کشاورز ساده‌ای که صبح و شام در برابر پروردگارش می‌ایستد و می‌گوید
در سوره‌ی حجرات، از شش خصلت و رذیله‌ی اخلاقی که دارای سویه‌ی اجتماعی هستند نهی شده است. اگر مؤمنان بتوانند از این شش صفت اخلاقی جاهلی خودداری کنند، چنین به نظر می‌رسد از جهت اجتماعی به نوعی بهداشت روانی می‌رسند. این شش صفت عبارتنداز: مسخره‌کردن دیگری، عیب‌جویی و دادن لقب زشت و ناپسند به دیگری، داشتن سوءظن و بدگمانی و تجسّس در زندگی دیگران و غیبت و بدگویی از دیگری. این شش صفت مذموم شالوده‌ی زندگی اجتماعی را بهم می‌ریزند. اساس مسخره کردن دیگری نوعی تحقیر و کوچک‌شمردن کسی است که اثری از نعمت ـ خواه معنوی خواه مادی ـ در او دیده می‌شود. ریشه‌ی این ویژگی حسد و بالمآل رقابت و چشم‌و همچشمی و مقایسه‌ی خود با دیگری است.
1. پایه‌‌‌های دیدگاه اسلامی در زمینه‏‌ی تربیت ـ بر اساس کلمه‏‌ی ربّ ـ عبارتند از: ١ـ انسان نیازمند تربیت است. ٢ـ انسان برای تربیت ‏شدن آمادگی دارد؛ بنابراین، انسان مخلوقی محتاج و مستعد برای تربیت است. برای تحقّق این امر مهم، باید با استفاده از دو نیروی علم و اراده، در دو زمینه‌‏ی جسم و روح، اخذ و عطا داشته باشد. 2. تربیت، انتقال متربّی از پایین‌‏ترین درجه به بالاترین درجه‌‏ی ممکن است؛ به‏‌عبارت دیگر، تبدیل استعدادهای بالقوّه‌‏ی انسان به حالت بالفعل از طریق ایجاد اخلاق و رفتارهای نیکوی ملکه‌‏شده، «تربیت» نام‏ دارد.
یکم؛ وظیفه‏‌ی مرد، مراقبت و سرپرستی مداوم از خانواده است؛ به این وظیفه، «قوّامیّت» می‏‌گویند و پذیرش قوّامیّت مرد، شوهرداری و تربیت فرزندان ازجمله وظایف زن است. نکته‏‌ی اساسی این است که زن و مرد هیچ‏کدام نباید وظایفشان را به‏‌عنوان حقوق خود قلمداد کنند؛ بر این اساس، مرد هرگز نمی‏‌تواند وظیفه‏‌ی قوّامیت خود را به همسرش بسپارد و بالعکس؛ زیرا تکالیف، قابل تفویض نیستند و این کار بر مبنای مفاهیم دینی، همانند ترک روزه قلمداد می‏‌شود.
تجارب من در دعوت در سال ١٩٤١ میلادی از دانشگاه الازهر فارغ التحصیل شدم و از آن زمان تاکنون در خدمت اسلام بوده‌ام و به کار دعوت و تدریس مشغولم. به نظر من دعوتگران این زمان با زمان‌های گذشته تفاوت دارند؛ در زمان گذشته با دانش محدود و تقوای ظاهری موفق عمل کرده‌اند.  اما در این زمان که دشمنان اسلام فعالیت خود را دو چندان کرده‌اند و حقد و کینه‌ی آنان نسبت به اسلام زیاد شده است، موانع پیش روی دعوتگران فراوان است. دشمنان در بسیاری از نقاط جهان از موقعیت برتر فرهنگی خود برای متوقف کردن قطار اسلام بهره برده‌اند و ثروت و قدرت خود را برای فتنه‌انگیزی و به جان هم انداختن گروه‌هایی از مسلمانان در آفریقا و آسیا و اروپا نهایت به کار گرفته‌اند.
مسلمانان راستین، دارای سجایا و خصوصیّاتی هستند که در مکتب قرآن کریم و سنّت پیامبر اعظم(صلّی‌الله علیه وسلّم) آموخته و با این ویژگی‌ها شناخته می‌شدند؛ به‌گونه‌ای که زندگی و روابط آنان با هم، بازخوردی از پیروی و تطبیق این مفاهیم در زندگیشان بود تا جاییکه مسائل جنجال‌برانگیز و بحث‌های جدلی، از مجالس و نشستهایشان، رخت بربست و به کلّی به کار و جهاد در راه خدا و برای خدا روی آوردند. عناوینی که در ذیل می‌آید مفاهیمی هستند که مؤمنان صدر اسلام آموختند و به کار بستند
دکتر احمد ریسونی در همایش جهانی قرآن که به کوشش انجمن محافظت از قرآن کریم در عمان برگزار شده بود در موضوع قواعد منظم فکری در قرآن کریم سخنرانی کرد. وی در مقدمه تصریح کرد قرآن کریم از یک جهت حقایق و احکام مشخصی دارد که قابل اقتدا و عمل است؛ اما در کنار آن قواعد منظمی نیز دارد که به انسان قدرت تفکر و اظهار نظر و فهم و نتیجه‌گیری سالم می‌دهد و به او کمک می‌کند معارف و احکام بیشتری را درک کند. در ادامه چکیده‌ای از این قواعد را ذکر خواهیم کرد. 
٥- دعای خیر موجودات دیگر بر کسی که راهنمای دیگران است، دلیلی بر ارزش و اهمیت چنین فردی و تربیت آن دارد. قال النبي صلى الله عليه وسلم: (إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ وَأَهْلَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرَضِينَ حَتَّى النَّمْلَةَ فِي جُحْرِهَا وَحَتَّى الْحُوتَ لَيُصَلُّونَ عَلَى مُعَلِّمِ النَّاسِ الْخَيْرَ) رواه الترمذي (٢٦٠٩) وصححه الألباني في صحيح الجامع (١٨٣٨) ترجمه: به درستی که خداوند عز و جل و فرشتگان او و اهل آسمان‌ها و زمين‌ها حتى مورچه در سوراخ‌ها و حتى ماهى‌ها كسى را كه نيكى به مردم آموزد دعا می‌كنند. 
 جهان با تمام مکاتب آسمانی و فکری خود در پی آن است که شخصیت انسان را به سوی تعالی و ارزشمندی پیش ببرد. هم کتاب‌های آسمانی و هم مکاتب فکری و بشری، سروری و عظمت این موجود خاکی را تأیید می‌نمایند؛ هرچند برنامه و اهدافی که دارند برای ترقّی  و سربلندی او به کار می‌گیرند ولی در عمل تا چه اندازه به این اهداف و نتایج دست می‌یابند و چه راهکارهای عملی دارند باید قضاوت آن را به تاریخ و اندیشمندان و عالمانی سپرد که در این باره داوری نمایند.
یکی از ویژگی‌ها و صفاتی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، میل به جاودانگی و خلود است. و بر این اساس در داستان ابلیس و آدم می‌خوانیم که ابلیس برای فریب آدم او را بر اساس همین انگیزه و میل درونش به خوردن درخت ممنوعه تشویق کرد. «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى» [طه/١٢٠] (آنگاه شیطان [به دل] او وسوسه انداخت [و] گفت: (ای آدم، آیا تو را بر درخت جاودانگی و فرمانروایی [ماندگاری] راه نمایم که نفرساید [و از بین نرود]؟)  قرآن زندگی واقعی و جاوید را در سرای آخرت معرفی می‌کند. آنجا که سرتاسر آن نشاط و سرزندگی است، و مرگی وجود ندارد، سرای آخرت است.
مخاطبان گرامى، قبل از پرداختن به موضوع، لازم به ذکر است كه مسائل مطرح شده در اين يادداشت به معنى تطبیق عملی آن از سوی نويسنده نیست؛ بلكه خويشتن در بدو راهم.  عمر و مرگ اين هر دو با حق خوش بود  بى خدا، آب حيات، آتش بود مولانا  چنانکه مشهور است، در نماز، بنده با معبود به گفت‌وگو و راز و نياز مى‌پردازد و با قرائت و خواندن قرآن كريم، خداوند متعال با انسان هم کلام مى‌شود.  به تعبيرى، يك سوی اين محاوره انسان است و سوی ديگر آن خداوند متعال. رابطه‌ای سنگین و محاوره‌ای  شگرف که مستلزم تسهیلگری در مسیر شرفیابی به‌این ملاقات معنوی و محاوره‌ی متبرّک است.
آیات صفات خداوند به مجموعه آیاتی گفته می‌شود که در آنها به یکی از صفات خداوند اشارت رفته که همین صفات در انسانها نیز بکار رفته‌اند به تعبیر دیگر آیات صفات، در برگیرنده‌ی صفاتی هستند که مشترک لفظی میان خدا و انسان می‌باشند، تفسیر و چگونگی مواجهه با این آیات یکی از مسائل بحث برانگیز علوم قرآنی و علم تفسیر بوده که فکر و اندیشه دانشمندان اسلامی از ابتدا تا به اکنون و از تمامی فرق مختلف اسلامی را به خود معطوف و مشغول ساخته است بررسی آیات صفات با مسئله‌ی محکم و متشابه که خود یکی از مسائل چالش برانگیز و اختلافی علوم قرآنی است
جوانان آینده‌سازان هر جامعه‌ای به شمار می‌آیند که اگر خوب تربیت شوند و باورهای دینی را در قلب پاک خویش بپرورانند، ‌هادیان جامعه و مشعل به دستان راه طریقت خواهند شد و شور و نشاط جوانی وقتی با فرهنگ پاک و پویای اسلام عجین شود، آن‌گاه به بار خواهد نشست و همگان از ثمرات آن بهره‌مند خواهند شد. از نگاه جامعه‌شناسان، جامعه‌ای سالم است که جوانانی سالم و متعهّد داشته باشد.  راه‌های مهمّ تربیت سالم، آشنایی جوانان با آموزه‌های دینی و مفاهیم والای آن است، این شناخت دینی به مثابه‌ی نسخه‌ی پزشک است که انسان را از بیماری‌ها نجات می‌دهد
در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده است که می‌فرماید:  «ما يُصِيبُ المُسْلِمَ، مِن نَصَبٍ ولَا وصَبٍ، ولَا هَمٍّ ولَا حُزْنٍ ولَا أذًى ولَا غَمٍّ، حتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا، إلَّا كَفَّرَ اللَّهُ بهَا مِن خَطَايَاهُ» [رواه البخاري] ترجمه:  هیچ اندوه و نگرانی و زحمت و ناراحتی برای انسان مسلمان پیش نمی‌آید حتی خاری که در بدنش فرو رود مگر آن که خدا به واسطه آن بخشی از خطاهایش را می‌زداید.
طبیعت زندگی دنیا و طبیعت حضور بشر در صحنه زندگی، اقتضای این است که محال است انسان در گیر و دار زندگی دچار سختی‌ها و گرفتاری‌های نشود. و دشواری‌هایی به سراغش نیاید. بسیار می شود که کاری به سامان نمی‌رسد، آرزوی جامعه عمل نمی‌پوشد، دوستی می‌میرد، بیماری بدنی عارض می‌شود، ثروتی از دست می‌رود، این‌ها همه چیزهایی است که در جویبار زندگی یافت می‌شود. نگرش و بینشی که خداوند به انسان از نظام زندگی به بندگانش می‌دهد این است
از مهمترین مواردی که قرضاوی را متمایز و برجسته می‏‌گرداند این است که او محققی معتدل است که نه گرایشی به غلو دارد و نه سهل‌انگاری وتسامح بی‌جا، در کارش نه افراط است و نه تفریط، نه اهل خشونت و سختگیری‌ست و نه سستی و بی‌ثباتی، اندیشه و منهج فقهیش میانه‌روی و اعتدال است، از همین روست که عناوین برخی کتب وی همین نگاه و رویه را نشان می‏‌دهد، مانند: «بیداری اسلامی بین جمود و افراط‌گرایی» و «اجتهاد معاصر بین انضباط و زیاده‌خواهی» و همه این شواهد موجود در کتب وی نمایانگر موقف ما بین حداکثر به راست و حداکثر به چپ وی می‏‌باشد.
رویارویی باورها و رویکردها نه اینکه پدیده‌ای طبیعی است بلکه نشانه‌ای است بر پویایی اهل دانش و اندیشه و دلسوزی برای درمان دردهای گوناگون جامعه‌های بشری، مشروط بر آن که معیارها، ارزش‌ها، اخلاق و امانتداری علمی مراعات شوند.  امّا اگر جریانی فکری یا فردی بخواهد به روش رومیان شیفته شوالیه‌ها شمشیر از کمر برکشد و بی‌پروا پای در گود بگذارد، به تمامی ارزش‌ها و آداب رایج پشت کند، و نه‌تنها فرق «فقه و فقاهت» را نشانه بگیرد، بلکه به‌نام دین و در مقام دلسوزی برای بیان باورها و باید و نبایدها به «زمین» و خاکیان بسنده کند
الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السّلام على المبعوث رحمة للعالمين سيدنا محمد و على آله و صحبه، و بعد مسأله نخست: تعریف صحیح قربانی:  قربانی عبارت است از ذبح یکی از چهارپایان - گوسفند، بز، گاو ، شتر- به قصد تقرّب به خداوند در روز عید قربان و ایام التّشریق (سه روز بعد از روز عید قربان).
 ابراهیم با فراغت بال و خرسند، به خاطر رهایی از چند حادثه‌ی تلخ و شیرین، به دنبال مأموریتی دیگر بود.  سال‌ها قبل مقدّمه‌ی آموزش مراسم و مناسک حج آغاز شده بود؛ با عدم باروری همسر ابراهیم ساره و بار‌گرفتن هاجر، کنیزی که ساره برای بقای نسل ابراهیم به او بخشید. هاجر بار بر زمین نهاد. کودکش شیرین و جذاب بود، رشد نمود و حس پدری و مهر ابراهیم او را به سوی اسماعیل سوق می‌داد.  نمی‌دانم غریزه زنانگی ساره تا چه اندازه در دوری همسر دوم از شوهرش نقش داشته است؟! هر چه بود مشیت الهی این بود که هاجر و طفلی کوچک همراهِ مردی مصمم راهی سرزمینی لم‌یزرع و خشک شوند. امر پروردگار، ابراهیم را بر آن داشت که هاجر و طفل‌ را در تنهاییِ این سرزمین رها کند و برای حفظِ همسرِ جوان و طفل کوچکش از گرما و زندگی در غربت و تنهایی و ترس، پناهی جز سایه‌یِ مهر خداوند نبیند و چه سایه‌ی استواری!
 آیین قربانی، قدمتی بس طولانی دارد. قرآن در این مورد می‌فرماید: «وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ جَعَلْنَا مَنْسَکًا لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهة الْأَنْعَامِ فَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ» (قربانی تنها منحصر به شما مسلمانان نبوده و بلکه) ما برای هر ملّتی (که پیش از شما به خدا ایمان داشته‌اند) قربانی را (که سمبل آمادگی انسان برای فدا شدن در راه خدا است) مقرّر کرده‌ایم، تا به نام خدا چهارپایانی را ذبح کنند که خدا بدیشان عطاء نموده است. خدای شما و ایشان خدای واحدی است (و برنامه‌ی او هم برنامه‌ی واحدی است. حال که چنین است) پس‌تسلیم (فرمان) او بوده، و (اعمالتان خالصانه برای او باشد. ای پیغمبر) مژده بده مخلصان متواضع (در برابر فرمان خدا) را (به بهشت و پاداش فراوان آفریدگارشان) (حج /34) کلمه منسک، از ظاهر جمله‌ی «لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ»، بر می‌آید که مصدر میمی ‌و به معنای عبادت باشد، عبادتی که مشتمل بر قربانی و ذبح هم هست و معنایش این است که ما در امتهای گذشته  میان آنهایی که ایمان داشتند، قربانی را وسیله‌ای برای عبادتشان قرار داده بودیم، تا آنان نیز نام خدا را بر بهیمه انعام که خدایشان بر آن‌ها روزی کرده بود ببرند و خلاصه شما پیروان ابراهیم، اولین امّت نیستید که بر آن‌ها قربانی مقرر شده بلکه برای قبل از شما هم مقرر شده بود.
حجاب و عفاف از واژه‌های پر‌بسامد در فرهنگ دینی و ملّی ما است و بدون شک حجاب از احکام شناخته‌شده‌ی شرعی و عفاف از پسندیده‌ترین سجایای اخلاقی است . گوهر وجود آدمی در دایره‌ی هستی ارزشمندترین و بی‌بدیل‌ترین تابلوی نقاشی شده توسط خالق بی‌همتاست که بعد از فراغ از خلقت آن گوهر بی مثال، خداوند خود را با «فتبارک الله احسن الخالقین» تحسین نموده و این شاهکار خلقت را مسجود ملائک قرار داد تا به آیه‎‌ی کریمه‌ی یادشده عینیت بخشد . حجاب و عفاف در قاموس بشری، واژه‌های آشنایی هستند که در گذر زمان، از سنّت به سوی مدرنیته، فراز و نشیب‌های زیادی را طی کرده اند، در این میان مردان و زنان (به‌خصوص زنان) در مسیر تند‌باد حرکت به سوی مدرنیسم، در معرض برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی قرار گرفتند تا در توسعه سرمایه‌داری نقش خویش را ایفا کنند، امّا با گذر زمان از هویّت و شخصیّت و ماهیّت خود بیشتر دور شدند و در یک حرکت جدید با بازگشت دوباره به سوی منیّت خویش و توجّه به سرشت و طبیعت و احتیاجات حقیقی خود، در میان معنویت، هویّت خویش را در عفاف و حجاب جستجو کردند
خداوند انسان را در اصل خلقت ترکیبی دوگانه بخشیده است. خاک را ماده‌ى اولیه‌ی آفرینش او قرار داد و پس از آن، طی مراحلی از اندازه‌گیری و جدا کردن و تصویر بخشیدن از روح خود در او دمید. بدین ترتیب انسان موجودی زمينى آسمانى گشت، كه از يك سو نيروهايى او را به زمین و مادّه (ناسوت) و از دیگر سو نيروهايى او را به عالم بالا و روح (لاهوت) متصل مى‌كنند.
  الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام على سيدنا محمد المبعوث رحمة للعالمين و إخوانه من الأنبياء و المرسلين، و آله و صحبه، ومن تبع هداه إلى يوم الدين، و بعد در سایه توجّه برخی از کشورهای اسلامی از جمله کشور قطر، به بازگشایی مساجد برای نمازهای جمعه و جماعت، به شرط پایبندی به رعایت فاصله بین نمازگزاران، سؤالات و پرسشهایی در خصوص صحت نماز با این حالت از ما پرسیده شده و این‌که آیا پاداش نماز جماعت در این صورت برای نمازگزار نوشته می‌شود یا نه؟ جواب: اولا – بدون شک فشردگی صف‌ها، کامل کردن صف اوّل و سپس کامل کردن صف بعدی، در موازات هم قرار گرفتن شانه‌ها و پر کردن جاهای خالی در صف‌ها، همه مسائلی هستند که سنّت صحیح بر آن دلالت می‌نماید و به این خاطر از دیدگاه جمهور فقها این موارد از سنّتهای مؤکّده‌ی نماز جماعت هستند ولی با توجّه به وضعیت کنونی در سایه‌ی ویروس کرونا (کوید 19) تصمیمات پیشگیرانه مقتضی آن است که فاصله اجتماعی رعایت شود به گونه‌ای که بین هر دو شخص، دو متر و یا حداقل یک متر و نیم فاصله باشد. 
اصلاح و تربیت انسان کار ساده‌ای نیست که بدون هیچ‌گونه ضابطه‌ای صورت پذیرد، چرا که تربیت یعنی دگرگون کردن روان و طرز تفکّر انسانی که از صفت و ویژگی اختیار برخودار است، خداوند انسان را آزاد و مختار آفریده است، در درون و روان او گرایش به سوی شر و بدی و گرایش به سوی خیر و خوبی را قرار داده، «فألهَمَها فٌجورَها وَ تَقواهَا» تا راه شکر را انتخاب کند یا مسیر و راه کفر، «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» و این اختیار به شخص داده شده که  اگر خواست گام در راه مسیر خدا نهد. «إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا» [المزمل/19] (همانا این [آیاتِ قرآنی پند و] اندرزی است؛ پس هرکس که بخواهد [برای رسیدن] به پروردگارش، راهی در پیش گیرد) لذا تعامل با چنین شخصیّتی و ایجاد قناعت و تغییر در او کار آسانی نیست.  در این میان عصری که در آن زندگی می‌کنیم با وجود امکانات فراوان تکنولوژی و دسترسی آسان بشر به آن برای استفاده نادرست و ناصحیح،کار را بر مربیان تربیتی سخت‌تر کرده است.  لذا برای تربیت شخص از دو روش می‌توان بهره برد.
همزمانی محتوا