ونزوئلا و ایران، چند شباهت و یک تفاوت اساسی

عبدالعزیز مولودی

بنابه گزارش خبرگزاریها، شرکت‌کنندگان در همه‌پرسی برای تغییر موادی از قانون اساسی در ونزوئلا به درخواست هوگو چاوز، رئیس‌جمهور این کشور رأی مخالف دادند.
روز دوشنبه، ۱۲ آذر کمیته نظارت بر انتخابات ونزوئلا اعلام کرد که بر اساس نتیجه شمارش آرا در همه‌پرسی روز یکشنبه، تعداد آرای مخالف ۵۱ درصد و شمار آرای موافق 49 درصد بوده و به این ترتیب، پیشنهادهای هوگو چاوز با اکثریت مطلق آرا رد شد. وی خواستار تغییر در دهها ماده از قانون اساسی ونزوئلا شده بود تا زمان تصدی‌گری خود را در مقام ریاست جمهوری نامحدود(تا پایان عمر) نماید. برخی دیگر از تغییرات مربوط به افزایش قدرت دولت و شخص رئیس‌جمهور بود. البته آقای چاوز قبلاً اعلام کرده بود که اگر مردم درخواست‌های وی را نپذیرند، او تمکین خواهد کرد. مردم ونزوئلا متشکل از احزاب مخالف و دانشجویان که در صف اول اعتراضات قرار داشتند، در مخالفت با خواسته‌های دولت و آنچه که برنامه‌ای برای حذف دموکراسی و سرکوب آزادی و تلاش برای برقراری دیکتاتوری شبیه به نظام حکومتی کوبا می‌خواندند، دست به تظاهرات زدند.
آقای چاوز در یک کنفرانس مطبوعاتی‌ زنده بعد از اعلام نتایج، به شکست خود اعتراف کرد و از هوادارنش خواست نتیجه‌ی همه‌پرسی را به رسمیت بشناسند. در عین حال، وی تاسال ۲۰۱۳ میلادی در این مقام باقی است و بعید نیست که باز بخواهد در طول این دوره به شکلی دیگر تغییرات مورد نظر خود را وارد قانون اساسی ونزوئلا نماید.
آقای چاوز از حامیان فیدل کاسترو، رهبر کوبا، در منطقه است و با آقای احمدی نژاد، روابط دوستانه‌ای دارد. علاوه بر اینها، دولت‌ ونزوئلا و دولت نهم در ایران در زمینه گرایش‌های ضدامپریالیستی‌ (ضد آمریکایی) شباهت‌های آشکاری با هم دارند. برخی دیگر از شباهتهای موجود، عبارتند از تمایل به اقتدارگرایی در داخل و برخی گرایش‌های شبه‌سوسیالیستی معطوف به اقشار فقیر جامعه (سهام عدالت در ایران). این شباهت باعث شده که تفاوت عمده‌ای که دو دولت با هم دارند مورد بی‌توجهی قرار بگیرد. در ونزوئلا نهادهایی مانند شورای نگهبان در ایران وجود ندارد. بنا به تفسیر خاصی که شورای نگهبان از وظایف خود دارد (و چندان منطبق با خواست قانونگذار نیست،) شورا در همه مراحل انتخابات از بررسی صلاحیت کاندیداها گرفته تا نحوه برگزاری و حتی اعلام نتایج دخالت مستقیم داشته و طی انتخابات مکرری که در دوره‌های گذشته برگزار شده است ضمن جلوگیری از کاندیداتوری بسیاری افراد (که در میان آنها همواره افراد مورد اعتماد مردم وجود داشته‌اند) در برخی از حوزه‌ها نیز با ابطال نتیجه بدست آمده، همواره از گروه محافظه‌کار و اقتدارگرای حاکم حمایت کرده‌اند. در انتخابات برای مجلس هشتم نیز که در اسفندماه سال جاری برگزار می‌شود، از حالا بیم زیادی وجود دارد که شورای مذکور باز هم رویه قبلی خود را در حذف رقبا و منتقدان دولت ادامه داده و مانع از ورود آنها به مجلس هشتم گردد. در حالی که دولت فعلی ونزوئلا و شخص هوگو چاوز در غیاب وجود چنین نهادهایی، نه تنها در برابر قوانین موجود و آرای آگاهانه جامعه مقاومت نکرده‌اند، بلکه مانند مورد اخیر به صراحت شکست خود را پذیرفته و از حامیان خود خواسته‌اند تا به نتیجه انتخابات تمکین نمایند. وجود این تفاوت اساسی میان دو دولت، بیانگر آن است که جامعه و مردم ونزوئلا شانس و زمینه مساعدتری برای تغییر و توسعه به نسبت جامعه ایرانی دارند.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1386/09/26

یکی از دوستان عزیزم در مورد یادداشت ونزوئلا و ایران ،کامنتی را گذاشته بودند شامل توضیح و تصحیح یادداشت که علاقمند شدم آنرا در معرض دید عموم خوانندگان قرار دهم.تا به این وسیله هم به اطلاع همه خوانندگان برسدو هم از ایشان تشکر کرده باشم.

کاک عزیز سلام.

بعد از سالها دوری، و یاد آوری خاطرات خوب گذشته‌، گفتم سلامی و عرض ادبی خدمت شما داشته‌ باشم. من مدتهاست که‌ این وبلاگ را تقریبا هر چند روز یکبار باز میکنم و از شما بخاطر بروز بودن وبلاگ متشکرم. این همیشه‌ برای خوانندگان خوشایند است که‌ میبیند صفحات مورد علاقه‌اش زود به‌ زود بروز میشوند.

درباره‌ این آنالیز انتخابات ونزوئلا، دوست داشتم نظر شما رو به‌ نکاتی جلب کنم. شما اشتراک در دشمن را تقریبا دلیل دوستی و تشابه‌ میان دولتهای ایران و ونزوئلا قلمداد کرده‌اید، اما بنظر من تفاوت میان این دو سیستم از زمین تا آسمان است. چاوز از زمان بقدرت رسیدن مجدد دست به‌ اصلاحاتی در جامعه‌ ونزوئلا زد که‌ در جهان کنونی کم سابقه‌ بوده‌ و بسیاری از قدرتهای مخالف چاوز این سیاستها را پوپولیستی مینامند، ولی مردمی بودن با پوپولیست بودن (پوپولیست به‌ عنوان یک اصطلاح سیاسی و نه‌ در معنی لغوی آن) بسیار فرق میکند.

من آرزو داشتم که‌ شما به‌ متن اصلاحیه‌ای چاوز هم اشاره‌ای میکردید. شما کل اصلاحیه‌ را فقط "تمایل به اقتدارگرایی در داخل" نامیده‌اید، اما کل اصلاحیه‌ چیز دیگری رادر خود دارد که‌ به‌ مردمی بودن این سیاستها اشاره‌ میکند. مثالهایی از متن اصلاحیه‌:

*.. تامین اجتماعی کارگران در بخش های غیررسمی که میتواند به نحوی تعیین کننده در کاهش فقر تاثیر داشته باشد، بویژه به خاطر آنکه کاهش سطح عمومی دستمزد ها در اثر رقابت را نیز خنثی میکند.

.. رفع تبعیض بر اساس جنسیت و سلامت جسمی.

.. اصلاحات ناظر به جلوگیری از دست دادن خانه در صورت مقروض شدن و ورشکستگی.

.. تحصیل رایگان تا سطح دانشگاه.

.. به رسمیت شناختن حق مردم در دست یابی به اطلاعات.

.. کاهش کار هفتگی به 36 ساعت کار هفتگی ,هشت ساعت روزانه به اضافه 4 ساعت جمعه

.. موانعی برای جلوگیری از انحصار مالکیت بر تولیدات فکری."

(بنقل از سایت www.roshangari.net )

بهرحال غرض این نیست که‌ در قسمت نظرات با نوشتن نظر طولانی شما را خسته‌ کنم، ولی بد ندیدم که‌ نظر خودم را در این باره‌ بیان کنم.

یکبار دیگر بشما برای داشتن این وبلاگ خوب تبریک میگویم و اطمینان دارم که‌ در میان کسانی که‌ به‌ مسائل ایران و منطقه‌ علاقه‌ دارند وبلاگ معروفی میباشد.

شاد و سربلاند باشید

عزیز قره‌داغی