کردستان: نبردگاه بعدی عراق؟

نویسنده : اندرو لی باترز
برگردان از انگلیسی: یحیی پیرانی
منبع : مجله تایمز

شادمانی‌ای که در چهره‌های مردم شهر اربیل، مرکز منطقه کردنشین خود مختار شمال عراق، زمانی که شاهد فرود آمدن هواپیماهای مسافربری هستند من را به یاد ساکنان برلین در زمان محدودیت پروازی می‌اندازد.
فرودگاه بین‌المللی شهر اربیل که بعد از سقوط رژیم صدام حسین ساخته شده است، برای کردها نمادی است از پایان یافتن دوران سرکوب و فشار و انزوای آنان به عنوان یک اقلیت قومی. و اکنون مناطق کردنشین برخلاف بقیه مناطق عراق درهایش را بر روی سرمایه‌گذاران خارجی باز کرده است.
در حالی که مسافرانی که به بغداد سفر می‌کنند باید فرودهای غیرمعمول و ناگهانی را تحمل کنند تا از حمله احتمالی موشک‌های زمین به هوا در امان بمانند، ‌ سفر به اربیل به اندازه‌ای امن است که در هواپیمایی که با آن به آنجا سفر کردم، من تنها کسی بودم که جلیقه ضد گلوله پوشیده بود. زمانی که به آنجا رسیدم شاید بزرگترین مشکلم هزینه 50 دلاری تاکسی برای یک مسیر 10 دقیقه‌ای و پیدا کردن اتاقی در یکی از هتل‏های شهر بود.
زندگی بدین گونه است در کردستان، در آخرین برج پایدار در میان سرمایه‌گذاری‌های متلاشی شده ایالات متحده در عراق، البته با توجه به اینکه پایداری و ثبات در عراق امری است نسبی. با وجود اینکه باندهای پرواز این فرودگاه برای هواپیماهای مسافربری غول‌پیکر طراحی شده است، اما در حال حاضر عمدتا برای هواپیماهای جنگی ایالات متحده استفاده می‌شود، ‌و قسمتی از آن نیز بخاطر آن است که در میان شرکت‌های هواپیمایی غربی تنها خطوط اتریشی است که شهامت لازم را برای فرود آمدن در آنجا دارد و مابقی پروازها از آن شرکت‌های بی نام و نشان و دارای اسامی چون قالی پرنده و یا شرکت‌های هواپیمایی خاورمیانه‌ای مانند خطوط هوایی عراق است که اغلب آنان نیز قابل اطمینان نیستند، ‌ بسیاری از مسئولان رسمی خطوط هواپیمایی عراق عربهای بعثی هستند که تعمدا پروازها را به تاخیر می‌اندازند. و پروازهای به مقصد یا مبدا ترکیه نیز، به محض کوچکترین مشاجره‌ی سیاسی میان رهبران کرد و ترک لغو می‌شود و البته همه پروازهای ورودی و خروجی به مناطق کرد نشین عراق تا کنون نیز ملزم به دریافت مجوز رسمی از سازمان هواپیمایی کشوری عراق و نیز پایگاه هوایی آمریکا در قطر هستند. ‌
کردهای عراق از سال 1991 که به کمک ایالات متحده این منطقه را پرواز ممنوع اعلام کردند و نیروهای صدام را از شمال بیرون رانده اند کنترل مناطق خود را بدست دارند. اما اکنون که چهار سال از آزاد سازی مناطق دیگر عراق می‌گذرد کردستان عراق یک بحران هویتی را تجربه می‌کند. از یک سو بسیار نادر است که منطقه‌ای از خاورمیانه که دارای ذخایر نفتی غنی باشد توسط یک حکومت سکولار متعهد به اصلاحات سیاسی و اقتصادی اداره شود و از سوئی دیگر این منطقه کوچک محصور در خشکی متاسفانه جزئی از یک کشور در گیر جنگ است و همسایگانی غیر دوست آن را احاطه کرده اند. با وجود نشانه‌های عدم آرامش در منطقه، ‌ سرنوشت کردستان خواه به حیات خود به عنوان تجربه موفقی که دیگر مناطق عراق از آن الگو بگیرند ادامه بدهد و یا درگیر خشونت‌های مناطق دیگر عراق شود، ‌ حل نشده باقی خواهد ماند، ‌ و این امر بیش از این که به اتفاقاتی که برای کردها می‌افتد بستگی داشته باشد به میزان اتفاقاتی که در عراق تقریبا از کار افتاده خواهد افتاد بستگی دارد.
برای رهبران کاخ سفید، ‌ سؤال اساسی این است که تا چه زمان می‌توان کردها را متقاعد به باقی ماندن به عنوان جزئی از عراق موحد نگه داشت؟ در حالی که اکثریت غالب کردها مایل به جدا شدن از عراق و تشکیل دادن دولت مستقل هستند. تا کنون رهبران کرد نیروی سازنده‌ای در یکپارچه نگه داشتن عراق و کمک بزرگی برای تدوین قانون اساسی عراق بوده اند که علی رغم اعطای قدرت بسیار به نیروهای محلی، ‌عراق را به عنوان کشوری دارای نظام فدرالی حفظ می‌کند. در حکومت جدید عراق کردها در بالاترین رده‌های حکومتی مانند ریاست جمهوری، وزارت امور خارجه و معاون نخست وزیر حضور دارند.
اما جای شک است که این روند همکاری ادامه یابد. هر چه بیشتر عراق وارد جنگ فرقه‌ای شود بیشتر کردها خواهان جدا شدن از آن خواهند شد، که البته تلاش آنها برای این جدایی با گسترش دادن دامنه‌ی استقلال سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی همراه خواهد بود. حتی با فرض این که کردها به ناگاه دست از تجزیه کامل از عراق بردارند، ‌عجز حکومت بغداد ممکن است صبر آنها را به سر آورد و منجر به تصمیم گیری مستقل آنها شود که در آن صورت کردها بدون شک می‌توانند که نبردها و برخوردهای جدیدی را در عراق به راه اندازند.
انفجاری ترین نقطه بحران، ‌کرکوک است، ‌شهر نفت‏خیز مورد اختلافی که کردها ادعای آن را دارند. همانطور که رهبر اقلیم کردستان مسعود بارزانی در طی مراسم تودیع زلمای خلیلزاد، سفیر سابق امریکا در عراق، ‌در 22 مارس اشاره کرد "صبر ما بی‌نهایت نیست، پس چه بر سر عراق خواهد آمد اگر صبر ما تمام شود ؟"
زمانی که برای اولین بار در اگوست 2004 برای فرار از گرما و خشونت‌های بغداد به مناطق کردنشین شمال سفر کردم، منطقه به اصطلاح سوئیس عراق در نگاه اول ناامید کننده بود، ‌تابستان در دشت‌های مرتفع اربیل به همان قدر سوزان بود اما به هر صورت کردستان پناهگاه خوبی به حساب می‌آمد. در حالی خبرنگاران در بغداد استخدام محافظان شخصی و نصب گاردهای محافظ برای محوطه‌هایشان را آغاز کرده بودند، ‌به سمت شمال در اربیل من به عنوان یک گردشگر آمریکایی به راحتی می‌توانستم شهر را بگردم. تهیه گزارش‌های خود را با قدم زدن در خیابان شهر، عصرهای خود را در مزارع جو و شبهای خود را بر روی پشت بام خانه‌ها می‌گذراندم. و بدون شک شنیدن صدای جیرجیرک‌ها در هوای خنک شب بسیار خوشایندتر از بیدار شدن از خواب با صدای شلیک کلاشینکف است.
‌طبیعتاًٌٌٌَُِّْ از آن زمان تاکنون تفاوت‌ها میان کردستان و دیگر مناطق عراق چشمگیرتر و محسوس‌تر شده است.
دشتهای لم یزرع نیمه‌بیابانی اطراف اربیل اکنون مملو از ساخت و ساز ساختمان‌های زیبا شده و دارای نامهایی چون دهکده بریتانیایی که همانند حومه کالیفرنیا ساخته شده است و یا شهر رویایی که قرار است یک مرکز اجتماعات بزرگ، سوپرمارکت‌ها و مدرسه‌هایی به سبک آمریکایی را در خود جای دهد. سازندگان ترک نازشهر، مجتمع مسکونی بزرگی که به سرعت به قیمت آن افزوده می‌شود در حال فروش این واحدهای آپارتمانی مدرن به کردها هستند. یک شرکت امریکایی نیز در حال ساخت یک تفریحگاه و پیست اسکی در کوههای قندیل در نزدیکی مرز ایران و ترکیه است. و در حالی که شهروندان بغداد برای بقا تلاش می‏کنند، تابلوئی در اربیل اعلام می‏کنند که "شهر در تلاش برای رسیدن به کمال است". ‌
بدون شک مهمترین دستآورد کردها حفظ مناطق خود از شورش‌ها و جنگ‌های فرقه‌ای عراق است. به یمن وجود ارتش 70 هزار نفری پیشمرگ حتی یک سرباز آمریکایی نیز از آغاز جنگ عراق در کردستان کشته نشده و از ژوئن 2005 به بعد نیز حمله تروریستی بزرگی در اربیل روی نداده است.
با گشتی در خیابانها و محله‌های امن و مرفه شهر به سرعت متوجه می‌شوید که عراق ایده‌آل بسیار دور و دست نیافتنی نیست. نزدیک به 150هزار عرب عراقی برای در امان ماندن از خشونت‌های مناطق مرکزی و جنوبی به کردستان پناه آورده‌اند. مقامات رسمی کرد، عربهایی که قصد آمدن به کردستان را داشته باشند را ملزم به داشتن یک ضامن که شهروند کرد باشد می‌کنند. در نتیجه اکثریت جمعیت پناهندگان عرب را طبقه متوسط جامعه که اغلب پزشک، وکیل و یا متخصص در حرفه‌های دیگرند تشکیل می‌دهند.
اما با زیاد شدن جمعیت این پناهندگان تنش‌ها افزایش می‌یابد. بسیاری از کردها سالهای سرکوبشان را به دست اکثریت عرب عراق فراموش نکرده‌اند. و اکنون نیز بسیاری آنها را بانی گران شدن مسکن می‌دانند. عراقی‌های غیر کرد نیز به نوبه خود از برخورد با آنها به عنوان شهروند درجه دوم در مناطق کردنشین عراق ناراضی‌اند. "ولع متی" یک آشوری مسیحی که از موصل به اربیل آمده و در یک مرکز تجاری در یک هتل کار می‌کند می‌گوید: چرا من برای زندگی در کشور خودم نیاز به مجوز دارم؟ من عراقی‌ام و این کشور من است اما من در اینجا احساس می‌کنم که یک خارجی‌ام. روابط کردها با عربها در کرکوک، 47 مایلی جنوبی اربیل، تنش آمیزتر است. فاصله بین کرکوک تا اربیل کمتر از 2 ساعت است، اما یک مسافرت جاده‌ای به بخش دیگر عراق کاری است بسیار خطرناک. در یک طرف جاده زنجیره‌ای از بقایایی دژهای نظامی به جا مانده از جنگ ایران و عراق است، بنا‌های ترسناک فرو ریخته‌ای که گویی با خصوصیات جنگ جهانی اول ساخته شده، ‌و در طرف دیگر جاده کوهستانهای متروک حمرین قرار دارد که پناهگاه بالقوه‌ای برای خرابکاران و راهزنان است. در پایان این خط مستقیم نیز زبانه گاز طبیعی نشان ورودی شهر کرکوک است. ‌شعله جاودانه‌ای که بومی‌ها به آن بابا گرگر می‌گویند و نشان از نفت خیزی شهر دارد.
کرکوک با بافت جمعیتی کرد، ‌ عرب و ترکمن از مدتها پیش بشکه باروت قومی بالقوه‌ای بوده که پتانسیل تبدیل به نقطه بحران جدیدی را دارد. در زمان حکومت رژیم بعثی صدام حسین تعداد زیادی از اکثریت کرد شهر کرکوک مجبور به مهاجرت شده‌اند و حکومت، عربهای جنوب را جایگزین آنها کرده است و اکنون تنش‏های قومی با درخواست کردها در بازگشت کنترل شهر به آنها دوباره اوج گرفته است. ‌
در اواسط ماه مارس، روزی که من به دیدن این شهر رفته بودم زنجیره‌ای از انفجار دو خودرو و 3 بمب کار گذاشته شده در کنار جاده موجب مرگ 18 نفر شد و در یکم اوریل نیز حداقل 15 نفر کشته شده‌اند که 8 نفر آنها بچه‌های مدرسه‏ای بودند.
البته خشونت در این شهر یک میلیونی به اندازه‌ای نیست که با بغداد مقایسه شود. ‌مقامات امریکایی و کرد می‌گویند که زیر ساخت‌ها و خدمات شهری کرکوک علی رغم ناتوانی حکومت مرکزی در حد متعارف عراق فعال هستند. اما سهل انگاری‌هایی از اینگونه ممکن است کرکوک را هرچه زودتر به نقطه بحرانی نزدیک کند. ‌
طبق قانون اساسی عراق همه پرسیی برای تعیین تکلیف شهر کرکوک در پایان سال جاری به اجرا در می‌آید که سرنوشت این شهر را از این جهت که به عنوان جزئی از منطقه تحت حکومت مرکزی عراق باقی بماند یا به جزئی از اقلیم کردستان تبدیل شود مشخص می‌کند.
دیدگاههایی که به تعداد طرفداران آن در خارج از عراق افزوده می‌شود از جمله کمیسیون بیکر- همیلتون، دعوت به کناره گزاری این موضوع جدال انگیز می‌کند. اما رهبران کرد اذعان دارند که تاخیر بیشتر باعث افزایش احتمال آن می‌شود که تلاشهای سیاسی برای حل قضیه کرکوک به یک نبرد و نزاع قومی تبدیل شود. ‌ کرکوک مناسب ترین بستر برای نفوذ شورشیان عرب به داخل مناطق نسبتاً امن کردستان است و کردها ادعا دارند که بهتر از حکومت مرکزی عراق می‌توانند امنیت کرکوک را تـأمین کنند.
اگر ما کنترل کرکوک را داشته باشیم شهر را در دو ماه از عناصر شورشی و نا امنی‌ها پاک می‌کنیم این را عبدالله علی محمد رئیس نیروهای امنیتی کرد در اربیل می‌گوید.
دیگر مقامات رسمی کرد نیز هشدار داده‌اند که اگر رفراندم کرکوک به تاخیر افتد کردهایی که توسط برنامه پاکسازی قومی رژیم گذشته مجبور به ترک این شهر شده‌اند به طور مستقل به شهر برمی‌گردند و اگر این اتفاق بیفتد و حکومت مرکزی عراق عربهای اسکان داده شده توسط رژیم تحت حکومت صدام حسین را جابجا نکرده باشند جنگ داخلی براه خواهد افتاد. طبق گفته‌های کمال کرکوکی نائب رئیس پارلمان کردستان و رئیس کمیسیون محلی حل اختلافات، تعلل کردن، زمان بیشتری به شورشیان می‏دهد که با بمب‌گذاری خودروها‎، کرکوک را به تبدیل شدن به کشتارگاههای فرقه‌ای بمانند بغداد نزدیک کنند و این فقط آغاز کار است. مقامات امریکایی و رهبران کرد از این قضیه آگاهند که هر اقدام یک جانبه از طرف کردها در اختیار گرفتن کنترل کرکوک و بیرون راندن نیروهای حکومت عراق از این شهر نه تنها خشم اکثریت عرب این کشور را بر می‌انگیزد بلکه خطر مداخله همسایگان عراق مانند ترکیه، ‌ایران و سوریه که هر کدام به نوبه خود دارای اقلیت کرد هستند را نیز در پی خواهد داشت. در خوشبینانه‌ترین حالت ترکیه به احتمال بسیار مرزهای خود را با کردستان می‌بندد و اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای پروازهایی که از کردستان و یا به مقصد کردستان باشد نخواهد داد. در رأس همه‏ی مشکلاتی که این گونه تحریم‌ها در برخواهد داشت و دردناکتر از همه‌ی آنها آن می‌تواند باشد که کردستان نفت خیز مستقل جدید بدون پالایشگاهها و خطوط انتقال نفت؛ نیاز به مواد سوختی پیدا کند.
در طی دیداری که با مصطفی بکر سرپرست دفتر روابط خارجی حکومت اقلیم کردستان داشتم به این نکته اشاره کرد که اعلام استقلال در وضعیت کنونی " خودکشی سیاسی" است. اما حتی این بدترین سناریو نیز ممکن است برای بازداشتن این روند سیاسی رایج داخل کردستان که خواستار اقدامات قاطعانه تر است کافی نباشد. تنها چهار سال بعد از سقوط صدام حسین ممکن است بسیاری از کردها مایل به ماندن به عنوان جزئی از عراق باشند اما تعداد کمی خواستار ماندن به عنوان بخشی از یک کشور فقیر، ‌ شکست خورده و عاجز شده به دست قتل عام‌های فرقه‌ای خواهند بود.
با گذشت زمان فشارها برای یک کردستان آزاد و مستقل ممکن است اجتناب‌ناپذیر باشد. در راستای مدیریت انتظارات، رهبران کرد خط مشترک حزبی جدیدی را آغاز کرده‌اند که در مساجد و روزنامه‌ها بازتاب گسترده‌ای داشته است "قدردان باشید". اما همانطور که آمریکاییها در عراق آموخته‌اند قدردانی یک سرمایه‌ی تلف شده است.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1386/08/20

ترکیه و تهدید حمله نظامی به کردستان عراق

آیا ترکیه برای سرکوب گریلاهای پ.کا.کا به کردستان عراق حمله می کند؟ این سئوالی است که طی چند روز گذشته مدام مطرح شده و دولت ترکیه نیزبه صورت رسانه ای آنرا امری اجتناب ناپذیر می نمایاند.با این وصف باید دید که احتمال حمله ترکیه به کردستان عراق تا چه اندازه جدی است یا به عبارت دیگر آیا ترکیه می تواند چنین حمله ای را تدارک ببیند و اجرایی کند؟

به اعتقاد من مسئله کردها در ترکیه و به طورکلی در منطقه ، مسئله ای است که بیش از آنچه از سوی کردها تهدیدی برای دولتهای موجود در منطقه محسوب شود، بیشتر مورد سواستفاده دولتها قرار گرفته است.در واقع کارت کردها در بازی قدرتهای منطقه ای و جهانی؛ کارت شانس عمومی برای آنها تلقی می شود در حالیکه به نظر می رسد استفاده ای برای خود آنها در بر نداشته است. در بحران اخیر که به بهانه حمله نیروهای حزب کارگران کردستان (پ.کا.کا) از مناطق مرزی کردستان عراق به نیروهای ترکیه در خاک کردستان این کشور آغاز شد و امر جدیدی به نسبت گذشته محسوب نمی شد، به نوعی هم ترکیه ،عراق ,دولت منطقه ای اقلیم کردستان ، سایر دولتهای منطقه و بالاخره آمریکا از مسئله کردها به نفع خود استفاده کردند. در این بین آنکه به اعتقاد من بیشتر به بازی گرفته می شوند بدون اینکه به عنوان یک طرف بازی در نظر گرفته شوند کردها ی ترکیه اند.حتی خود حزب کارگران کردستان نیز به نظر می رسد استراتژی جدی برای اینکه طرفی در این قضیه به شمار آید ، ندارد. شاید بیشتر ترجیح می دهد که مورد استفاده قرار گیرد.

دولت ترکیه نه تنها از سوی پ.کا.کا مورد تهدید جدی نیست ، بلکه با اتخاذ سیاستهای ضد و نقیض این حزب توانسته است در اذهان عمومی مردم خود برای ادامه سرکوب آنها ،رضایت مردم را جلب نماید.از سوی دیگر شناسایی پ.کا.کا از سوی آمریکا به عنوان گروهی تروریستی که باید سرکوب شود ؛ خود به خود دست ترکیه را در حمله و سرکوب آنها باز گذاشته است.ضمن اینکه آمریکا با سئوال ضمنی تجهیز نیروهای پ.کا.کا نیز روبروست. اما محدودیت ترکیه در حمله نظامی به خاک کردستان عراق (علیرغم اینکه همواره برخی نیروهای این کشور به مناطق مرزی مشترک حمله کرده اند و گاها مورد حمایت نیروهای کردستان عراق هم قرار گرفته اند)در حال حاضر و با باز بودن پرونده این کشور برای عضویت اتحادیه اروپا ،به نظر می رسد که جدی تر از آن است که این کشور دست به حمله گسترده به خاک کردستان عراق بزند. در داخل ،ترکیه در حال تجربه نوعی دمکراسی نسبتا موفق و مستقر در این کشور است.به قاعده این امر مسلم است که رضایت مردم از دولت عامل موثر در رفتار انتخاباتی مردم بوده و در هر دور از انتخابات مردم این کشور به گروهی رای می دهند که موجب رضایت عمومی را فراهم نماید.حال با توجه به اینکه مقابله مستقیم و در عین حال پیروزمندانه با نیروهای نامنظم پارتیزان توسط ارتش کلاسیک و منظم توام با ریسک بالا است و معمولا همیشه ضربه کاری تر را پارتیزانها می زنند و ناپدید می شوند، به نظر نمی رسد که دولت ترکیه یا حتی نظامیان این کشور که میانه خوبی هم با دولت فعلی ندارند، ریسک چنین بالایی را انجام دهند.

آمریکا نیز از کارت کردها در این بازی استفاده کرد. همراهی وزیر خارجه آمریکا در تایید روش سرکوبگرانه ترکیه نسبت به چریکهای کرد، از یک سو و فشار بر ترکیه برای تایید و پذیرش مسئله کشتار جمعی ارامنه این کشور و نیز ارائه طرحی برای اختیارات بیشتر دولت اقلیم کردستان و دیگر مناطق عراق فدرال ؛نشاندهنده استراتژی و سیاست چند جانبه آمریکا در منطقه است.

حمایت رسمی دولت ایران و سوریه از حق دولت ترکیه برای مقابله و سرکوب "پ.کا.کا" بخش دیگری از تلاش های منطقه ای برای جلوگیری از روندی است که به نظر می رسد در ورای خواست کشورهای منطقه به صورت طبیعی در حال شکل گیری است؛ روندی که کشورهای منطقه خود در ایجاد احساس ضرورت به آن نقش موثری داشته اند.

دولت عراق از یک سو با ادعای تحویل دادن نیروهای پ.کا.کا به ترکیه در صورت مشاهده ودستگیری آنها در صدد کسب وجهه در منطقه برآمد تا نشان دهد که در مسائل داخلی با مشکل مواجه نیست در حالی که نخست وزیر نوری المالکی این تعهد بغداد را تعلیق به محال نموده است.نیروهای چریکی را نمی توان مانند نیروی نظامی کلاسیک مشاهده نمود چه برسد به اینکه آنها را در جایی دستگیر کرد که خارج از دسترس نیروهای عراقی است.دولت اقلیم (هه ریم) کردستان نیز در این رابطه اعلام داشت که به هیچ وجه حاضر به تحویل نیروهای پ.کا.کا به دولت ترکیه نیست و اجازه دخالت نظامی به ترکیه را نیز نمی دهد؛ در همان حال از ادامه فعالیت های شاخه پ.کا.کا در کردستان عراق جلوگیری کردند.حتی هوشیار زیباری ، وزیر خارجه عراق از نیروهای پ.کا.کا درخواست نمود که از خاک کردستان عراق برای حمله به نیروهای ترک استفاده نکنند. بنابراین می توان گفت که یکی از دغدغه های منطقه "هه ریم" یعنی حضور حزب (پ.چ.د.کا)وابسته به پ.کا.کا رفع شد یا چنین تصور کرده اند.

برگزاری کنفرانس استانبول در هفته جاری منظور اصلی کشورهای منطقه را در قبال مسئله کردها و نه "پ.کا.کا" نمایان ساخت.آنها همچنانکه در ابتدا مطرح کردم از تشکیل احتمالی دولت مستقل کردی ، که ظاهرا در کنگره آمریکا هم مطرح شده است نگرانند واین نگرانی را نیز به شکل تهدید نظامی و محاصره اقتصادی بروز داده اند تا به این ترتیب بتوانند در مجموع با وجود چنین تصوری در منطقه مقابله نمایند.

از این جهت است که معتقدم پ.کا.کا دارای آنچنان قدرتی نیست که بتواند تهدیدی جدی برای دولت ترکیه یا دیگران باشد. در واقع باید یادآور شد که پ.کا.کا در سطح استرتژی ناتوان از هدف اعلام شده اش است.هدف تشکیل یک دولت فراگیر کردی مرکب از مناطق چهارگانه کردستان ،بسیار بزرگتر از آن است که این حزب بتواند آنرا به انجام برساند .اعتقاد این حزب مبنی بر تاسیس کردستان بزرگ فقط به دست پ.کا.کا و بدون درنظر گرفتن حضور و نقش احزاب و نیروهای سیاسی دیگر آنقدر کودکانه است که به اعتقاد من سر ازدیکتاتوری حزب واحد درمی آورد.آنها با دست یازیدن به دو روش نامناسب با شرایط جهانی ، یعنی مبارزه مسلحانه از یک سو و استراتژی حزب واحد از نوع استالینی علاوه بر آنکه نقش مثبتی در جنبش اجتماعی کردها بازی نمی کنند،بلکه به صورت غیر مستقیم آنرا با بحران نیز مواجهه می کنند. این تصور ممکن است که قدری قابل تحمل نباشد ولی واقعیتی است که وجود دارد. برای متفکران منتقد کرد از یک سو تحلیل ونقد شرایط موجود ضروری است و برای دولتهای منطقه هم بجای مقابله و دخالتهای نسنجیده و بدون نتیجه در مسئله کردهای دیگر کشورها و استفاده ابزاری از آن ، لازم است که در سیاستهای منطقه ای و داخلی تبعیض آمیز خود نسبت به کردها تجدید نظر نمایند.