ما و آیین ما؛ کجاییم و کجا باید باشیم؟

تألیف: محمد الغزالی مصری
ترجمه: دکتر محمود ابراهیمی
منبع: محورهای پنج‌گانه قرآن کریم
انتخاب و تلخیص: سعادت پیرانی

بی‌گمان کسانی که سیره حضرت محمد (ص) را بررسی می‌کنند یقین دارند به اینکه او عارف‌ترین انسان است به خداوند و اینکه او از همین معرفت و به سبب آن، همواره زندگی درخشان داشته است. با این روحانیت درخشان و معرفت کامل الهی توانست مردمان را از تاریکی، گمراهی و ضلالت نجات دهد و به نور هدایت برساند و انسانها را به سطح بسیار بلندی از تربیت و ادب نفس و تقوای الهی ارتقا دهد.
او به مردم می‌آموخت که صفات رذیله زشتند، پس باید از آنها دوری نمود و اجتناب ورزید زیرا هرگز آنان که به خدا رسیده‌اند، رذیل نیستند و با وجود صفت رذالت رسیدن به خدا ممکن نیست. و به مردم می‌آموخت که فضایل، نیکو و جمیلند و اخلاق انسانهای برترند و لیکن مهم است که به خاطر رضای خدا وفادار بود و به خاطر رضای خدا رحیم و مهربان بود.
تمدن اسلامی بر این پایه از ایمان استوار است که خدا را هدف و غایت هر تلاش وکوشش و انگیزه‌ی هر نوع حرکتی قرار می‌دهد. ربانیت، انسانیتی است که حقیقت و وظیفه، تحرک و جنبش خویش را در دایره حق و خیر می‌شناسد و از این مراتب آگاه است.
در واقع اساس کمال بر پایه عقیده‌ی صحیح استوار است. بنابراین، راه خدا سیر تربیت اسلامی، و از خرافات به دور است، زیرا بر صداقت عقلانی استوار است و از تاریکی به دور است، چون به سوی نور در حرکت است. {یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَآءَکُمْ بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَأَنْزَلْنَآ إِلَیْکُمْ نُوراً مُّبِیناً* فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مَّنْهُ وَفَضْلٍ وَیَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرَاطاً مُّسْتَقِیماً} نساء 175-174
هر گاه ما به خدا ایمان داشته و طالب رضای او باشیم بایستی برای انجام کارهایی که دوست دارد بشتابیم و در اجتناب و ترک کارهایی که دو ست ندارد نیز شتاب نمائیم.
خداوند متجاوزان به حقوق دیگران را دوست ندارد.
خداوند در قرآن می‌فرماید: {وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ} بقره/190
و پس از چند سطر دیگر می‌فرماید: {وَأَنْفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ}
بقره/195
این‌ها قوانینی است همگانی که باید همه رفتارهای مردمان را منضبط کند و سامان دهد. در دریاها و در جنگل‌ها قانون زور حکمفرماست، ماهیان بزرک ماهیان کوچک را می‌بلعند و حیوانات درنده جنگل، حیوانات ضعیف را می‌خورند !! آنجا عقل و عدلی و جود ندارد !! آیا این قوانین بر نوع انسان حکمفرماست؟!
بدون شک مردمانی هستند که اموال و اوقات فراوان دارند و دارای هوش و قدرت سرشارند، دوست دارند که غیر خود را در پرتو این امکانات به زیر سلطه خود درآورند و حقوق و احترام آنان را پایمال کنند.
جهان از گذشته بسیار دور از آثار این ستم‌ها در رنج‌ بوده است. وحی آسمانی نیز از گذشته بسیار دور، از مردم خواسته است که با هم بر نیکی و تقوی، زندگی کنند و نه بر گناه و تجاوز !
به راستی ادامه و استمرار عدوان و تجاوز به حقوق دیگران و بی‌مبالاتی نسبت به آن را نمی‌توان از نبود ایمان صحیح به خدا دانست!!
زیرا این شیوه‌ی رفتار و مسلک اقوامی است که خداوند را نمی‌شناسند و معرفت صحیحی نسبت به‌ ذات کبریایی او ندارند. در حقیقت امت اسلامی ما به انواع متعددی از تجاوز و عدوان‌های سیاسی و اقتصادی عادت کرده و الفت گرفته است، تا جایی که امنیت به صورت سرابی درآمده است که کسی به آن دسترسی ندارد.
پیامبر (ص) فرمودند:
"از ظلم و ستم بپرهیزید، زیرا ظلم در روز قیامت موجب تاریکی‌ها و گمراهی‌‌ها می گردد و از فحشا و تباهی و دشنام دادن و دشنام پذیرفتن بپرهیزید،‌ زیرا خداوند تبهکار و دروغگوی و دشنام‌دهنده و دشنام‌پذیر را دوست ندارد و از بخل و تنگ چشمی بپرهیزید، زیرا بخل و تنگ نظری سبب شد که پیشینیان شما خون یکدیگر را بریزندو محارم یکدیگر را حلال کنند و به حقوق دیگران تجاوز نمایند". احمد 2/431
خداوند سود و زیان مردم را به آنان آموخته و اعلام کرده است. پس باید تربیت اسلامی خویش را بر مبنای احترام به حقوق دیگران بنا نهیم.
اکنون جوامعی داریم که خود را به اسلام نسبت می دهند، در حالی که حقوق افراد در آن جوامع پایمال می‌شود و واجبات ضایع می‌شود و نیرنگ بازان و مکاران در صف اول قرار دارند و آنان که صاحبان مروّت و خرد هستند عقب رانده می شوند. پس این انتساب به اسلام چه ارزشی دارد و چه فایده ای می‌رساند؟!
آنجا که سرچشمه‌های تربیت دقیق و درست اسلامی خشکیده است، غریزه‌های بد انسانی همه فعالیت‌ها را زیر سلطه خویش می‌گیرد پس آنجا جز یورش درندانه غالب و ستمدیدگی مغلوب، چیز دیگری را نمی‌بینی!!
و خداوند می‌فرماید: {إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسَانِ وَإِیتَآءِ ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ} نحل/90

برای ضبط امور و کارها و انصاف دادن مردم با هم، عدالت ضروری است.به نقل از ابن‌حاتم از مهدبن‌کعب قرظی آمده است که گفت: عمربن‌عبدالعزیز مرا خواند و به من گفت: عدل و داد را برایم توصیف کن، گفتم: باید نسبت به کوچکترها پدر و برای بزرگترها فرزند باشی، برای همسن و سالان خود و برای زنان برادر باشی و مردمان را به اندازه گناهشان معاقب گردانی و هرگز به هنگام خشم و غضب تازیانه‌ای به کسی نزنی که از متجاوزان خواهی بود.
و اما فضل و فضیلت سلوک و رفتار، که نزدیکترین شیوه‌ی فضل و احسان این است که به نقل از علی‌بن ابی‌طالب رضی‌ا...عنه آمده است که پیامبر (ص) به وی فرمود: آیا می خواهی که تورا به کریمانه‌ترین اخلاق دنیا و آخرت راهنمایی کنم؟ نسبت به کسی که پیوند خویش را از تو قطع کرده و بریده است صله‌رحم را به جای آر و ببخشای کسی که تو را محروم نموده‌ است و عفو کن کسی را که به تو ظلم کرده است.
و خداوند می فرماید: {الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّآءِ وَالضَّرَّآءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ} آل عمران/ 134
احسان و نیکوکاری در عالی‌ترین درجه صورت برترش یکی از صفات پروردگار جهانیان است، چون تبهکاری و بدکاری نتیجه‌ی جهل و ناتوانی و کوتاهی و امثال اینگونه صفات است، که همگی آنها محال است که صفات خداوند باشند، خداوند از احسان و صنع نیکوکاری خویش نسبت به هستی بزرگ سخن گفته است:
{وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ} نمل/88
و از مردم خواسته است که جدی در جستجوی یافتن عیوبی باشند که این صنعت درخشان را زشت نماید !! و چقدر دور است که چنین باشد !!
{الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَـنِ مِن تَفَاوُتِ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ* ثُمَّ ارجِعِ البَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ البَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِیرٌ} ملک3/4
در آن سوی تاریکی‌های سه گانه‌ی شکم و رحم و پرده زهدان، قدرت خدا را می بینی که انسان را در مراحل مختلف می آفریند و سلولهای انباشته بر روی هم، ساختمان جسمی او را بر پای می دارد و دستگاههای مختلف بدن را یکی پس از دیگری می‌سازد تا اینکه سرانجام انسان کاملی گردد از نظر ساختمان و تصویر !! کیست فاعل و سازنده این بنای پیچیده؟!
خداوند هنگامی که فرزندان آدم را در این کره‌ی خاکی آفرید و رسالت زندگی را بدانان منوط و وابسته ساخت، آنان را مکلف نمود که ربانی باشند، اعمال نیکو انجام دهند و اعمال خویش را به درجه کمال برسانند. هر گاه طبیعت‌ها و سرشت‌های ضعیفشان بر آنان چیره شود و بدین مقام نرسند، تلاش خویش را برای رسیدن به درجه کمال، تکرار نمایند و به نقص و کوتاهی راضی نشوند و راحتی خود را در آن نبینند بلکه همواره در تلاش باشند تا اینکه اعمالشان به بالاترین درجه کمال برسد.
پیامبر فرمود: خداوند نیکو انجام دادن هر کاری را واجب نموده است. مسلم 3/1548 شماره1955 صید و ذبائح از ابن سیرین نقل شده است: حضرت عمربن‌خطاب رضی‌ا... عنه مردی را دید که پای گوسفندی را گرفته و ان را به دنبال خود بر زمین می‌کشید، تا آن را ذبح کند، به وی گفت وای بر تو، آن را نیکو به سوی مرگ ببر. الترغیب و الترهیب 3/205
امروزه توده مردم مسلمان را می‌بینی که از همه مردمان روی زمین از حقیقت احسان و نیکوکاری دورترند!! خانه‌هایشان، راه‌هایشان و رفتار و سلوکشان و... همه پست و نامرغوب است، هر گاه کالایی بسازند از ساخته غیر مسلمان پائین‌تر است و هرگاه کاری را اداره کنند آن را به درجه کمال و خوبی که دیگران در وقت کمتر و تلاش اندکتر می‌سازند، نمی‌رسانند !!
تو گویی که سرشتشان از گلی غیر از گل دیگر افراد بشر است!!
در انتساب این مردمان به دین، بسیار شک و تردید وجود دارد و برای اینکه به اسلام برگردند، بایستی ساختمان عقلانی و اخلاقیشان از نو ساخته شود تا اگر خواستند کاری انجام دهند با تمام نیروی مادی و معنوی خویش بدان روی آورند تا کاری سالم از آب درآید به ویژه امروز که ما در عصر تمدن صنعتی و تکنولوژیکی هستیم که ابعاد هر چیز را با میلیمتر و یا کمتر از آن اندازه می‌گیرند، دیگر در کارها بی‌پروایی و سهل‌انگاری و اتفاقات کورکورانه غیر منتظره قابل قبول نیست.
امت اسلامی برای بازیافتن مجد و عظمت واقعی و شایسته خویش لازم است با عزمی راسخ و استوار به بازنگری دقیق احوال و بررسی موشکافانه عملکرد خویش بپردازد و آن‌گاه در سایه علم و تخصص راهیاب و سازنده به بازسازی این تمدن باشکوه بپردازد و با عینیت بخشیدن به مفاهیم ارزنده و نجات‌بخش قرآن کریم به عنوان کاملترین نسخه‌ی شفابخش، الگویی مناسب برای جامعه بشری باشد.

بدون امتیاز