آشنایی غریب(2) الگوهای احسان و نیکوکاری

نویسنده: عمرو خالد
ترجمه: سمیّه اسکندری‌فر

احسان و نیکوکاری در عبادت
می‌شنوم که می‌گویی: احسان و نیکوکاری چه ربطی به عبادت دارد؟ من می‌گویم: به عنوان مثال نماز عبادت است، ولی این‌که نماز را نیکو و درست ادا نمایی این یک خصلت اخلاقی است. ادای نماز به بهترین شکل یعنی احسان و نیکوکاری، پس اخلاق، ارتباط تنگاتنگی با نماز دارد.
چه‌طوری عبادت را نیکو ادا نمایم؟
در حدیث مشهور جبرئیل، که برای آموزش مسلمانان سؤال‌هایی را برای رسول الله (ص) مطرح کرد. وقتی از رسول الله (ص) پرسید: از احسان برایم بگو.
رسول الله (ص) فرمود:
«أن تَعبُدَ اللهَ کأنَّکَ تراه، فَإِن لم تَکُن تَرَاهُ فَإنَّهُ یَرَاکَ».
(خدا را طوری عبادت کنی که گویی او را می‌بینی، اگر تو او را نمی‌بینی، او حتماً تو را می‌بیند).
آیا می‌توانی این گونه نماز بخوانی؟ طوری که احساس کنی که خدا تو را می‌بیند؟ حتماً می‌توانی، تجربه کن!
یک پیشنهاد خیلی زیبا! بیایید از هم اکنون با هم قرار بگذاریم که یک روز کامل اینگونه خدا را عبادت کنیم، خدا را به گونه‌ای عبادت کن که گویی او را می‌بینی، و اگر تو او را نمی‌بینی، او حتماً تو را می‌بیند. احساس کن که در هر قدمی خداوند به دقت مرا زیر نظر دارد و مراقب من است، در عبادت و در همه‌ی کارها.

خدا حرف‌های مرا می‌شنود، کارهای مرا می‌بیند و ناظرم است

اگر یک روز کامل را با عبادت احسان به سر ببری انسان دیگری می‌شوی، وقتی بیدار می‌شوی، وقتی حرکت می‌کنی، وقتی می‌خندی، وقتی حرف می‌زنی، وقتی درس می‌خوانی، وقتی کار می‌کنی و....
چه روزهایی را که بیهوده هدر داده‌ایم! بیایید یک روز را طبق رضایت و خشنودی خدا سپری کنیم، می‌بینم که دلت برای خصلت احسان باز گشت، پس خدا را شکر.

احسان و نیکی به پدر و مادر

خداوند متعال می‌فرماید:
«وَبِالوَالِدَینِ إحسَاناً» ( اسراء/23).
(و به پدر و مادر نیکی کنید).
مردی به حضور پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت: یا رسول الله! بر انجام هجرت و جهاد با تو بیعت می‌کنم و پیمان می‌بندم.
پیامبر از او پرسید: « پدر یا مادرت زنده‌اند؟».
گفت: بله هر دویشان زنده‌اند.
پیامبر فرمود: «آیا دنبال اجر و ثوابی؟».
گفت: بله یا رسول الله.
رسول الله (ص) فرمود: «نزد پدر و مادرت برگرد، با آن‌ها خوش رفتاری کن».
گویی برای اولین بار این سخن را می‌خوانی. به‌ویژه جمله‌ی «با آن‌ها خوش رفتاری کن». تو این جمله را می‌خواندی ولی اهمیتش را درک نمی‌کردی. تصور کن: اگر با پدر و مادرت خوش رفتاری کنی همان اجر و پاداشی را می‌گیری که در هجرت و جهاد می‌گرفتی!

همین حالا حرکت کن!

می‌خواهی سؤالی مطرح کنی، این طور نیست؟ می‌گویی چگونه به پدر و مادرم نیکی کنم؟ من در جواب می‌گویم: خداوند متعال می‌فرماید:
«وَبِالوَالِدَینِ إحسَاناً» ( اسراء/23).
(و به پدر و مادر نیکی کنید).
بیشتر تعجب کردی، این طور نیست؟ فقط دو کلمه، باور نکردنی نیست!
گویا این دو کلمه به تو می‌گویند: در احسان و نیکی به پدر و مادر، خودت را به ما نشان بده، حرکت کن، بکوش، ابتکار به خرج بده و در احسان و نیکی به پدر و مادر هنر نمایی کن. در نگاه کردن (مبادا نگاه تند به آن‌ها بیندازی)، در آهنگ صدا (مبادا صدایت را بر آن‌ها بلند کنی، مبادا آن‌ها را مسخره کنی)، در تبسم و لبخند.
یا الله! چه خصلت اخلاقی شگفت انگیزی؟! خصلتی که پایان ندارد، هر چه احسان و نیکوکاریت افزایش یابد نزدیکیت به خدا افزایش می‌یابد. اکنون من احساس می‌کنم که تو در نیکی به پدر و مادرت ابتکار به خرج خواهی داد و در این راستا از هیچ کوششی دریغ نخواهی کرد، من به تو اعتماد دارم، از دست بوسیدن تا جواب زیبا دادن، گفت‌وگوی مؤدبانه، محبت صادقانه و عرضه کردن رأیت در جاهای مختلف با کمال ادب و گفتار خوب. تا جایی که می‌توانی احسان و نیکوکاری کن.

نیکی به دختران

رسول الله (ص) می‌فرماید:
«مَا مِنْ رَجُلٍ تُدْرِکُ لَهُ بْنَتَانِ أو أختانِ، فَیحْسِنُ إِلَیهِمَا مَا صَحِبَتَاهُ أَوْ صَحِبَهُمَا، إِلَّا أَدْخَلَتَاهُ الْجَنَّةَ».
(هر مردی که دو دختر یا دو خواهر داشته باشد، تا وقتی که همراهش باشند یا همراهشان باشد به آن‌ها احسان و نیکی کند، آن‌ها او را وارد بهشت می‌کنند).
اکنون عده‌ای از شما می‌گویید: کاش من چند خواهر داشته باشم، ولی دعا کن که خداوند ذریه‌ای نصیبت کند که در آن چند دختر باشد؛ ولی مبادا بعداً نظرت را تغییر بدهی!
ولی آیا مثل من روی این کلمه دقت نکردی: «به آن‌ها احسان و نیکی نماید»؟
ولی چگونه به دختران نیکی و احسان کنم؟ از رسول الله (ص) یاد بگیر، ببین رسول الله (ص) به فاطمه ـ رضی الله عنها ـ چگونه احسان و نیکی می‌نمود.
هر گاه فاطمه بر رسول الله (ص) وارد می‌شد، پیامبر بر می‌خاست و سرش را می‌بوسید، چند درصد از پدرهای امروزی این کار را انجام می‌دهند! از جواب می‌ترسم.
وقتی سیدنا علی ابن ابی‌طالب (رض) با او ازدواج کرد، خانه‌ی آن‌ها از خانه‌ی پیامبر (ص) خیلی دور بود، پیامبر (ص) نزد یکی از اصحاب که خانه‌ای در کنار مسجد نبوی داشت رفت و به او گفت:
«إنِّی لاأطِیقُ فِرَاقَ فاطِمَةَ فَهَل اشتَرَیتُ مِنکَ البَیتَ؟»
(من نمی‌توانم جدایی فاطمه را تحمل کنم، آیا می‌تونم خانه‌ات را از تو بخرم؟).
مرد گفت: یا رسول الله! من و خانه‌ام در راه خداییم.
یا الله! چه عاطفه‌ای! چه نیکوکاری و احسانی نسبت به دختران: «نمی‌توانم جدایی فاطمه را تحمل کنم»!
تو را به خدا به رسول الله (ص) اقتدا کن و دعا کن که خداوند تو را در این اقتدا موفق بگرداند. به دخترانتان احسان و نیکی کنید تا به شما احسان و نیکی شود.

چگونگی نیکی به دختران در قرن بیست و یکم!؟

بزرگ‌ترین نیکی و احسانی که می‌توانی در قرن بیست و یکم به دختر یا خواهرت بکنی این است که با او دوست شوی، به حرف‌هایش گوش دهی و اعتمادش را جلب نمایی.
به خدا که این نصیحت ارزشمندی است برای کسی که وضعیت این زمانه و سختی آن را درک می‌کند، چه دخترهایی که در این زمانه به اسم عشق و دوستی گول می‌خورند، پس با دختر یا خواهرت دوست شو و به حرف‌هایش گوش کن و مبادا در وقت خشم او را مضروب سازی، چون ممکن است که اشتباهی صورت گرفته باشد. خیلی مواظب باش. از همین حالا شروع کن و به دختر یا خواهرت نیکی و احسان کن و با آن‌ها دوست شو.

احسان، نیکی و دقت در سلام و احوال‌پرسی

خداوند متعال درباره‌ی احسان و نیکی در سلام و احوال‌پرسی می‌فرماید:
«وَإذاحُیِّیتُم بِتحِیةٍ فَحَیوا بِأحسَنَ مِنهَا أو رُدُّوهَا» (نساء/86).
(هرگاه شما را درودی دادند به گونه‌ی زیباتر و بهتر از آن یا همانندش، آن را پاسخ گویید).
یا الله! حتی در سلام دادن هم احسان و نیکی مطلوب است، تصور کن!
تعجب نکن! بدان که این خصلت اخلاقی تا آخرین درجه در زندگی ما ریشه دوانیده است.

احسان و نیکی در بحث و مناقشه

یکی دیگر احسان و نیکی در بحث و مناقشه است؛ احسان و نیکی در هنگام بروز اختلاف آرا.
خداوند متعال می‌فرماید:
«وَجادِلهُم بالتی هِی أحسَنُ» (نحل/125).
(و با ایشان به شیوه‌ای هر چه نیکوتر و بهتر گفت‌وگو کن).
این آیه تو را غافل‌گیر کرد، تو فکر کردی که من مبالغه می‌کنم، آیا معقول است که در بحث و مناقشه احسان و نیکی را رعایت کنم؟ آیا نظرت را عوض کرد؟ این طور نیست؟ ولی چگونه در بحث و مناقشه احسان و نیکی را رعایت کنیم؟
مثلاً: کسی رأیی را مطرح کرد که مورد پسند تو نبود، به او می‌گویی: چرا چرند می‌گویی؟ و اگر مؤدب باشی می‌گویی: من به حرف شما اعتراض دارم. ولی احسان و نیکوکاری کجاست؟! نظرت چیست اگر در جوابش بگویی: «جناب‌عالی می‌توانید رأی من را هم بشنوید»؟ نظرت چیست؟ آیا با هم فرق ندارند؟

آیا سخنت تمام شد ای ابو ولید!؟

بیا از رسول گرامی اسلام (ص) ادب گفت‌وگو را یاد بگیریم.
در دوران شکنجه و رنج در مکه، عتبه بن ربیعه نزد رسول الله (ص) آمد و پیشنهادهای مزخرفی را برای پیامبر مطرح کرد، به پیامبر مال، ازدواج، ریاست و مداوا توسط حکیم ـ در صورت ابتلا به جنون و جن زدگی ـ را پیشنهاد کرد تا در مقابل دست از دعوتش بردارد، با این وجود رسول الله (ص) چگونه با او بحث و مناقشه کرد.
رسول الله (ص) به او فرمود: «ای ابو ولید! بگو من گوش می‌کنم».
وقتی سخنانش تمام شد رسول الله (ص) به او فرمود: «آیا حرف‌هایت تمام شد ای ابو ولید؟»
ای کسانی که می‌خواهید آداب گفت‌وگو را در قرن بیست و یکم یاد بگیرید! آن را از رسول الله (ص) بیاموزید. عتبه با این سخنان به پیامبر توهین نمود، ولی ببین که پیامبر چه زیبا فرمود: «ای ابو ولید! بگو من گوش می‌کنم»، «آیا حرف‌هایت تمام شد ای ابو ولید؟» از پیامبر گرامی اسلام یاد بگیرید.
دوستان گرامیم! یکی از ایرادهایی که از بعضی از دین‌دارها می‌گیرند این است که هر وقت کسی با آن‌ها بحث و مناقشه می‌کند از کوره در می‌روند. خواهش می‌کنم از رسول الله (ص) یاد بگیرید و نیکو، درست، دقیق و خوب بحث و مناقشه کنید.

احسان و نیکی در سخن گفتن

خداوند متعال می‌فرماید:
«وَقُل لِعِبادِی یقُولُوا التی هِیَ أحسَنُ» (اسراء/53).
(به بندگانم بگو سخنی بگویند که زیباترین باشد).
سبحان الله! لطیف‌ترین‌، و شیرین‌ترین و بهترین کلمات را انتخاب بکن. احساس می‌کنم که داری سبک بال و بلند پرواز می‌شوی! به راحتی با آیات پیوند می‌خوری. قبلاً وقتی از خانه بیرون می‌رفتی به مادرت می‌گفتی: چیزی لازم نداری؟ ولی حالا دنبال شیرین‌ترین و لطیف‌ترین‌ کلماتی که «نیکوترین سخن است» می‌گردی.
سبحان الله! چیزی که تغییر کرده آهنگ کلامت و کلمات زیباست. چیزی که تغییر کرده این است که تو احسان و نیکوکاری کردی.

ولی تو نزد خدا با ارزشی!

زاهر یک صحابی بادیه نشین بود، او تند و خشن بود، به این خاطر اصحاب از برخورد با او طفره می‌رفتند مگر رسول الله (ص) که به او محبت می‌نمود و با نرمی و مهربانی با او رفتار می‌کرد.
روزی نبی اکرم (ص) در بازار می‌رفت که زاهر را دید، پیامبر یواشکی رفت و از پشت سرش محکم او را در آغوش گرفت؛ زاهر که شخص تندی بود گفت: این کیست؟ رهایم کن.
رسول الله (ص) دست‌هایش را باز کرد، زاهر برگشت و رسول الله (ص) را رو به رویش دید. زاهر می‌گوید: هرگز به اندازه‌ی تماس بدنم با بدن رسول الله (ص) خوشحال نشده‌ام.
سپس پیامبر (ص) دست زاهر را گرفت و با خنده در میان بازار می‌گفت: «چه کسی این برده را می‌خرد؟ چه کسی این برده را می‌خرد؟»
زاهر گفت: بازار خرید من کساد است یا رسول الله.
رسول الله (ص) فرمود:
«وَلکِنَّکَ عِندَ اللهِ غالٍ».
(ولی تو نزد خدا گران‌قدر و با ارزشی).
یعنی چه! به خدا نمی‌توان این را توصیف کرد. این احساسات و عواطف عالی را چگونه می‌شود در وصف گنجاند. چیزی نمی‌توان گفت جز این‌که: «این احسان و نیکوکاری است».

گفتار چه کسی بهتر و نیکوتر است؟

یکی دیگر از نمونه‌های احسان و نیکوکاری در سخن گفتن دعوت و تبلیغ است. خداوند متعال می‌فرماید:
«وَمَن أحسَنُ قولاً ممَّن دعا إلی اللهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقالَ إنَّنِی مِنَ المُسلِمِینَ» (فصلت/33).
(گفتار چه کسی بهتر و نیکوتر از گفتار کسی است که مردمان را به سوی خدا دعوت می‌دهد و کارهای شایسته می‌کند و اعلام می‌دارد که من از زمره‌ی مسلمانان هستم؟).
ای کسی که برای مردم از دین صحبت می‌کنی! گفتار چه کسی از گفتار تو بهتر و نیکو‌تر است؟
اگر می‌خواهی که گفتار نیک داشته باشی پس پیرامون دین سخن بگو. آیا آن‌چه می‌گویم آسان است یا...؟ إن شاء الله آسان است.

احسان و نیکوکاری در ازدواج

خداوند متعال می‌فرماید:
«وعَاشِرُوهُنَّ بالمعروفِ» (نساء/19).
(با زنانتان به طور شایسته معاشرت و زندگی کنید).
مفسران در تفسیر این آیه می‌گویند: معنی آیه این نیست که وقتی زنت به تو نیکی می‌کند تو با او رفتار نیکی داشته باشی.
معنی‌اش این است که وقتی او به تو بدی می‌کند تو در مقابل به او نیکی کنی، این یعنی معاشرت و همراهی شایسته. چرا؟ چون بعضی اوقات زن بد خو می‌شود و این بخشی از طبیعت و سرشت اوست (مثل این‌که از خط قرمز گذشتیم، خدا ما را نجات دهاد!).
در همه‌ی امور به همسرت احسان و نیکی کن و اول از همه همسر نیک و خوبی انتخاب کن. مبادا که فقط چشم، ابرو، مو و صورت زیبا را انتخاب کنی.
مبادا که فقط دنبال سطح تحصیل بروی.
سخنی بر خاسته از قلبم را به شما جوانان می‌گویم: به خانواده‌ی دختر نگاه کن، به مادر و پدرش نگاه کن، به دینش نگاه کن، به اخلاقش نگاه کن، بعد از آن به چیزهای دیگر نگاه کن. تو با یک فامیل ازدواج می‌کنی. تو با یک سری خصلت‌های اخلاقی ازدواج می‌کنی. این یعنی احسان و نیکوکاری در اختیار همسر.

احسان در انتخاب مسکن

باید در انتخاب مسکن هم احسان و نیکوکاری را رعایت کرد. همه می‌دانیم که تمام زنان پیامبر در کنار مسجد نبوی که منطقه‌ای بیابانی بود خانه داشتند.
وقتی رسول الله (ص) به ماریه‌ی مصری (سرزمین نیل و سرسبزی) ازدواج کرد او را در جای سرسبز و پر کشت و زرعی سکونت داد. اسم این منطقه «عوالی» (ارتفاعات) بود.
آیا معقول است؟ این چیزهای ریز از دید پیامبر بزرگی که از طرف خدا مأمور اصلاح و بیرون آوردن مردم از تاریکی‌ها به سوی نور است، پنهان نمی‌شود. آری، این راز خطرناکی است که به احسان و نیکوکاری معروف است.
یک چیزی که باعث مسرت و خوشحالی مصریان می‌شود: رسول الله (ص) به یارانش سفارش می‌کند و می‌فرماید:
«إنَّکُم سَتَفتَحُونَ مصرَ،... فَأحسِنُوا إلی أهلِها، فَإنَّ لهُم ذمَّةً وَرَحِماً» أو «ذمَّةً وَصِهراً...» .
(شما مصر را فتح خواهید کرد... پس به ساکنان مصر احسان و نیکی کنید، چون آن‌ها دارای عهد و خویشاوندی هستند) یا (دارای عهد و پیوند ازدواج هستند...).
می‌بینم که از این حدیث خوشحال شدید، پس احسان و نیکوکاری کنید. خداوند شما را اکرام کند.

احسان و نیکی در طلاق

خداوند متعال می‌فرماید:
«الطَّلاقُ مرَّتانِ فَإمساکٌ بِمعرُوفٍ أو تسریحٌ بِإحسانٍ» (بقره/229).
(طلاق دو بار است نگاهداری به گونه‌ی‌ شایسته یا رها کردن با نیکی).
یا الله! تصور کن که احسان تا کجا رسیده است! احسان حتی در طلاق. امروزه چگونه طلاق می‌دهند؟ چه بگویم؟ که کم گفته‌ام!

احسان و نیکوکاری در شنیدن

خداوند متعال می‌فرماید:
«یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ أحسَنَهُ» (زمر/18).
(به سخنان گوش فرا می‌دهند و از نیکوترین آن‌ها پیروی می‌کنند).
برای گوشت انتخاب کن که چه چیزی را بشنود. مبادا به چیزهای پست و بیهوده گوش کنی. می‌بینم که عاقلی و منظورم را گرفتی!

احسان نیکوکاری در تحصیل

یکی دیگر از نمونه‌های احسان و نیکوکاری تحصیل است، مبادا بگویی قبولی‌ام تضمین شده است. آیا می‌خواهی که نزد خداوند در جایگاه نیکوکاران و درستکاران باشی؟ یا می‌خواهی که مردم بدانند که قبول شده‌ای؟
به خود برگرد و درست، دقیق و نیکو درس بخوان تا از بهترین‌ها باشی، مسلمان باید از بهترین‌ها باشد و نمی‌توانی از بهترین‌ها باشی مگر این‌که درست، نیکو و دقیق درس بخوانی و بدان که در احسان و نیکوکاری طرف حسابت خداست، نه مردم.

احسان و نیکوکاری زن در خانه

احسان و نیکوکاری زن در خانه یکی دیگر از نمونه‌های احسان است. از نظافت خانه گرفته تا مرتب کردن، آشپزی و تربیت فرزندان. احسان و نیکوکاری در اهمیت دادن به خانه. سبحان الله! می‌شود غذایی پخت که شوهر بخورد و ساکت شود! ولی نه؛ درست، دقیق و نیکو غذا بپز.
تصور کن، هر چه بیشتر به خانه‌ات اهمیت دهی، نزد خداوند نیکوکار‌تر به شمار می‌آیی. پس آیا بعد از امروز خانه را نامرتب می‌بینیم، یا کاغذها را این‌جا و آن‌جا می‌بینیم و... نه، تو از امروز نیکوکار شدی.

احسان و نیکوکاری در حق حیوانات

شخصی گوسفندش را برای ذبح روی زمین خوابانید، سپس به تیز کردن کاردش پرداخت، رسول الله (ص) به او فرمود:
«أتُرِیدُ أن تُمِیتَها مرَّتینِ؟».
(آیا می‌خواهی دو بار او را بکشی؟).
آن مرد گفت: پس چه کار کنم یا رسول الله؟
رسول الله (ص) فرمود:
«هلَّا أحدَدتَ شَفرَتَکَ ثمَّ أضجَعتَها...» .
«چرا کاردت را تیز نمی‌کنی و آن‌گاه آن را نمی‌خوابانی...؟»
باید سازمان‌های رعایت حقوق حیوانات بیایند و از این حدیث گهربار رسول الله (ص) درس بگیرند و به جای جملات دهن پر کن آن را به دیوار دفترهایشان آویزان کنند!
سبحان الله! چه دین بزرگی که احسان و نیکوکاری در حق حیوانات را نیز به ما می‌آموزد!

احسان و نیکوکاری در کار و حرفه

این نمونه در این زمانه خیلی مورد نیاز است. کاش روزی بیاید که روی تولیدات این جمله نوشته شده باشد:
«ساخت داخلی که با احسان و نیکوکاری تولید شده است» یعنی این تولیدات تضمین شده است.
امروزه احسان و نیکوکاری در کار و حرفه بر هر انسانی لازم و ضروری است، اگر می‌خواهی که کشورت پیشرفت کند پس احسان و نیکوکاری را پیشه ساز.

خدا را سپاس که پیش از دیدن مسلمانان اسلام آوردم

لاحَولَ وَلا قوةَ إلا بِالله. آیا باید مسلمان الگوی زننده‌ای برای اسلام باشد؟
چرا؟ چون اخلاق ما کاملاً از اسلام دور گشته است، که اولین خلق احسان و نیکوکاری باشد.
به‌خاطر داشته باشید، وقتی یک خارجی اسلام آورد و بعد با مسلمانان برخورد کرد، حرف مشهوری زد، او گفت: خدا را سپاس که پیش از آن‌که مسلمانان را ببینم اسلام آوردم.
تو را به خدا قسم آیا این حرف تو را دردمند نساخت؟ پس بر خیز و عهد و پیمان ببند و عزم خود را بر احسان و نیکوکاری جزم بکن.

از سیدنا یوسف یاد بگیر!

به احسان و نیکوکاری سیدنا یوسف (ع) بنگر و یاد بگیر. او فرمود:
«تَزرَعُونَ سَبعَ سِنِینَ دَأباً» (یوسف/47).
(هفت سال پیاپی بکارید).
کلمه‌ی «دأباً» اشاره به افزایش دارد و بالفعل افزایش تولید، سیاست آن‌ها بود، سپس می‌فرماید:
«فَما حَصَدتُم فَذَرُوهُ فِی سُنبُلِهِ» (یوسف/47).
(و آن چه را که درو می‌کنید جز اندکی که می‌خورید در خوشه‌اش نگاه دارید).
این سیاست انبار و نگه داری.
«ثُمَّ یأتی مِن بَعدِ ذَلکَ سَبعٌ شِدادٌ یأکُلنَ ما قدَّمتُم لَهُنَّ» (یوسف/48).
(پس از آن هفت سال سخت در می‌رسد و آن چه را که به خاطرشان اندوخته‌اید از میان بر‌می‌دارند).
این هم سیاست مصرف بهینه برای سال‌های آینده.
سبحان الله! آیا پیوند احسان و نیکوکاری را با برنامه ریزی، اقتصاد و مدیریت دیدی؟
آیا حق داری به دینت افتخار کنی یا نه؟
چه اسلام بزرگ و فراگیری! واقعاً که انسان نیکوکار مستحق آن است.

احسان و نیکوکاری در جنگ

احسان و نیکوکاری در جنگ نمونه‌ی ادبی دیگری از نمونه‌های احسان و نیکوکاری است. این جملات را بخوان و به دینت افتخار کن.
رسول الله (ص) به سپاهیانی که عازم غزوه‌ای بودند چنین فرمود:
«انْطَلِقُوا بِاسْمِ اللَّهِ وَعَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، وَلَا تَقْتُلُوا شَیخًا فَانِیاً، وَلَا تَقْتُلُوا امْرَأَةً، وَلَا تَقْتُلُوا صَغِیرًا، وَلَا تَقْتُلُوا رَضیعاً، ولاتَهدِمُوا بِناءً، وَلاتحرِقُوا شَجَراً، ولاتقطَعُوا نَخلاً وَأَحْسِنُوا...» .
(با نام خدا و بر ملت رسول الله به راه بیفتید. هیچ پیرمرد سالخورده‌ای را نکشید، هیچ زنی را نکشید، هیچ کوچکی را نکشید، شیر خواری را نکشید، ساختمانی را ویران نکنید، درختی را نسوزانید، نخلی را قطع نکنید و احسان و نیکوکاری کنید...).
سبحان الله! رسول الله بعد از صدور دستورات لازم، کلمه‌ای را گفت که شامل تمام گفته‌هایش بود: «وَأحسِنُوا» (و احسان ونیکوکاری کنید) تو را به خدا قسم این چگونه لشکری است؟ یک لشکر نیکوکار، تعجب نکن، احسان و نیکوکاری یکی از خصلت‌های اخلاقی فرد مسلمان در هر عصر و زمانی است.

احسان درکشتن کفار

خداوند متعال می‌فرماید:
«فَإذالَقیتُم الذینَ کَفَرُوا فَضَربَ الرِّقابِ» (محمد/4).
(هنگامی که با کافران روبه‌رو می‌شوید گردن‌هایشان را بزنید).
«فَاضرِبُوا فَوقَ الأعناقِ» (انفال/12).
(سرهای آن‌ها را بزنید).
چرا فرمود: «گردن‌ها را بزنید»، «ازبالای گردن بزنید» چون راحت‌ترین‌ روش کشتن است. بدون شکنجه
خداوند جای کشتن را برایشان مشخص ساخت تا راحت کشته شوند و درد نکشند و روحشان به راحتی خارج شود.
آیا این با عقل جور در می‌آید؟! او کافر است و مستحق عذاب...؟ نه به خدا قسم، این جزو اخلاق مسلمانان نیست. اخلاق اسلامی احسان نیکوکاری را در کشتن کافر لازم می‌داند. این چه دینی است؟! این چه عفو و سماحتی است؟!

تا بی نهایت

خصلت اخلاقی احسان و نیکوکاری بسیار شگفت انگیز است، این خصلت اخلاقی با ما در هر جا وارد شد. بلکه به جاهایی رفت که ما هم گمان نمی‌کردیم به آن‌ها ربط داشته باشد و به این نتیجه رسیدیم که تمام زندگی ما به احسان و نیکوکاری نیاز دارد.
احساس می‌کنم که داری به این احساس می‌رسی، این طورنیست؟

احسان و نیکوکاری تمام جوانب دین را در بر می‌گیرد

ابن القیم درباره‌ی خصلت اخلاقی احسان و نیکوکاری می‌گوید:
«احسان حب ایمان، روح ایمان و تکمیل کننده‌ی ایمان است و اگر تمام فضایل اعمال از قبیل: نماز، ذکر، روزه و... را جمع کنیم، احسان شامل همه‌ی آن‌ها می‌شود».
آیا نگفتم به تو که احسان شامل تمام دین می‌شود؟ شامل تمام اسلام می‌شود؟

دم‌دمی نباش

پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرماید:
«لَا تَکُونُوا إِمَّعَةً تَقُولُونَ: إِنْ أَحْسَنَ النَّاسُ أَحْسَنَّا وَإِنْ ظَلَمُوا ظَلَمْنَا، وَلَکِنْ وَطِّنُوا أَنْفُسَکُمْ، فإِنْ أَحْسَنَ النَّاسُ أَنْ تُحْسِنُوا، وَإِنْ أَسَاءُوا فَلَا تَظْلِمُوا».
(دم‌دمی مزاج نباشید و نگویید: اگر مردم احسان و نیکوکاری کردند ما نیز می‌کنیم و اگر آنان ظلم کردند ما نیز می‌کنیم، بلکه خودتان را آماده سازید که اگر مردم احسان و نیکوکاری کردند، شما نیز احسان و نیکو کاری کنید و اگر بدی کردند، شما ظلم وستم نکنید).
به خدا که این حدیث پاسخ بزرگی است به کسی که می‌گوید: چه‌طور من احسان و نیکوکاری را پیشه سازم، در حالی که مردم احسان و نیکوکاری نمی‌کنند؟ چه‌طور کاغذی را در خیابان نیندازیم در حالی که خیابان پر از کاغذ است؟ به‌خاطر بیاور که تو مسلمانی و اگر تمام دنیا احسان نکنند، تو احسان کن و خودت را گول نزن و نگو: «من تنها احسان بکنم، در حالی که تمام دنیا مشغول...!»
اگر فهمت چنین نباشد پس ایمان چه چیزی به تو افزوده است، نماز چه چیزی به تو افزوده است و مطالعه‌ چه چیزی به تو افزوده است؟!

نه افراط و نه تفریط

یک نکته‌ی جالب! بعد از خواندن این کتاب عده‌ای می‌گویند: از این به بعد من احسان می‌کنم، پس از رفتارش شگفت زده می‌شوی. در هر لحظه مبتلا به مرض وسواس می‌شود.
با مادرش خدا حافظی می‌کند و از در بیرون می‌رود، سپس به سرعت بر می‌گردد و دوباره با او خدا حافظی می‌کند و می‌گوید: می‌ترسم که احسان و نیکوکاری را رعایت نکرده باشم. خانم خانه دار می‌گوید: باید درست، خوب و نیک غذا بپزم، یک قاشق نمک کم ریختم و به همین ترتیب بدبختی و خستگی شروع می‌شود. مواظب باش، از وسواس و غلو و زیاده روی در خصلت احسان پرهیز کن.
اول بفهم، بعد حفظ کن.
هر خصلت اخلاقی دو جنبه دارد، مطلوب این است که میانه‌رو باشی. به عنوان مثال شجاعت در میان بزدلی و تهور (بی‌فکری) است و کرم در وسط بخل و اسراف قرار دارد و احسان و نیکوکاری در وسط وسواس و ماست‌مالی قراردارد.
پس خودتان به اندازه‌ی توانتان در مورد این خصلت به مقایسه و انتخاب بپردازید، صبر را پیشه سازید، بالا بروید و از افراط و تفریط بپرهیزید. به اندازه‌ی توانت احسان بکن و خداوند تو را موفق خواهد کرد.

مواظب باش! اینک تو آیینه‌ی اسلامی

حالا تو منبر متحرکی هستی که در میان مردم حرکت می‌کند و مبادا که با بدرفتاری آبروی اسلام و مسلمانان را ببری. تو اینک آیینه‌ی اسلام هستی، پس به خصلت احسان مسلح شو. اگر این کار را بکنی شأن اسلام و مسلمانان بالا خواهد رفت.
به یاد داشته باش که خداوند احسان و نیکوکاری را در همه چیز مقرر داشته است، احسان در عبادت، احسان و نیکی به پدر و مادر، به دختران، در سلام گفتن، در بحث و مناقشه، در سخن گفتن، در ازدواج و در مسکن.
و بدان که:
«إنَّ اللهَ لا یغَیرُ ما بِقومٍ حتَّی یغَیروا ما بِأنفُسِهِم» (رعد/11).
(خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی‌دهد تا آن‌که خودشان اوضاع خویش را تغییر دهند).

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1389/07/07

با تشکر از خانم اسکندری و تلاش مورد تقدیرشان اگر نوشته ها در ترجمه بیشتر نگارش شود بهتر است .