تظاهرات آرام میلیونی در حمایت از مهندس موسوی

تهران - پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

به گزارش خبرنگار اصلاح‌وب، امروز دوشنبه25/3/88، صدها هزار نفر از مردم تهران با اجتماع در میدان انقلاب و سپس حرکت به سمت میدان آزادی، در یک نمایش باشکوه مدنی، اعتراض خود را به نتایج اعلام شده انتخابات اعلام نموده و خواستار بازنگری و تجدیدنظر در آن شدند.
این راهپیمایی به درخواست ستاد مهندس موسوی و انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها و پس از آن برگزار شد که نتایج انتخابات، با فاصله بسیار زیادی از برآوردهای مردمی و نیز نظرسنجی‌ها اعلام گردید و تلاش‌ها برای الزام برگزارکنندگان به تغییر مشی اطلاع‌رسانی مؤثر واقع نشد.
مهندس میرحسین موسوی سوار بر خودرو، حلقه سبز هوادارانش را شکافت و در میان مردم تهران به ایراد سخنرانی پرداخت.
در این راهپیمایی، محمد خاتمی، مهدی کروبی، محمدرضا خاتمی، قاسم شعله‌سعدی و جمع کثیری از شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، میان مردم حضور یافتند.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1388/03/25

با سلام
حیف که آقای موسوی برنده‌ نشد و گرنه دیشب اعضای جماعت با او میلاد دختر پیامبر گرامی اسلام را جشن می گرفتند. اما حیف و هزاران حیف برای شما هنگامی که میخواهید خود را بالا بکشید میگویید که ما راه‌ استاد شهید ناصر سنحانی را ادامه‌ می دهیم. شاید الان نیز در جواب من بگویید که ایشان اخوانی نبوده‌، بهتون حق می دهم چون شما ایشان را فقط زمانی میخواهید که دم از تاریخ خود میزنید، به‌ نامش اشاره‌ می کنید و بس.
وگرنه هرگز رهروان آن انسان بزرگوار نبوده‌ و نیستید.

2
بدون‌نام
1388/03/25

لطفا هر چه سریعتر ماجرای خفت بار تبریک آقای عاکف به احمدی نژاد را به ایشان انعکاس دهید.
نمی‌دانید چقدر شرمنده شدیم.
من که به شدت خجالت زده شدم و هیچ توجیهی برای آن ندارن.
امیدوارم آقای عاکف اینقدر درایت داشته باشند که نظر خود را اصلاح کنند و اعلام بنمایند.

3
بدون‌نام
1388/03/25

با سلام
یکی از دوستان می‌گفت: مهدی عاکف و حماس در اوج رذالت برای ناظر کبیر پیام تبریک فرستاده اند، کسی نیست که به آنها بگوید شما سر پیازید یا ته آن. جناب مهدی عاکف که در هر حادثه ای بایستی خودی نشان دهد، به گمانم باور دارد که من بیانیه می دهم پس هستم!

جوابش را چه بدهم وقتی حقیقت دارد؟

4
بدون‌نام
1388/03/25

موسوی در جمع تظاهرات کنندگان سخنرانی کرد : برای شرکت در انتخابات آماده ام + عکس

جدیدترین خبرها از بالا شروع میشود

بی بی سی : بر اساس تازه ترین گزارش ها شمار معترضان حاضر در تجمع اعتراضی در مسیر بین میدان انقلاب و میدان آزادی تهران به صدها هزار نفر رسیده است.
این تجمع با حضور میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، محمدرضا خاتمی و غلامحسین کرباسچی برگزار شد که هدف حضور این افراد در تجمع، دعوت مردم به آرامش اعلام شده است.
با این حال میرحسین موسوی که برای اولین بار از روز انتخابات در میان جمع حاضر می شد، از روی سقف یک اتومبیل برای حاضران در تجمع سخنرانی کرد و برای شرکت در انتخابات مجدد ابراز آمادگی کرد.
محمدرضا خاتمی برادر رئیس جمهور پیشین ایران نیز در جمع معترضان به نقل از محمد خاتمی خواستار ابطال نتایج انتخابات و برگزاری انتخاباتی تازه شد.
او که پس از اعلام نتایج انتخابات به مدت کوتاهی از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شد، در تجمع معترضان دولت را به تقلب و دستکاری آراء مردم متهم کرد و گفت: "ما تا زمان ابطال نتایج و برگزاری انتخاباتی تازه به حرکت خود ادامه خواهیم داد."
محمد خاتمی نیز با صدور بیانیه ای که پیش از تجمع تهران منتشر شد، از تظاهرکنندگان خواست آرامش خود را حفظ کنند.
بسیاری از طرفداران میرحسین موسوی با لباس های سبز رنگ یا با داشتن عناصری سبز رنگ در پوشش در تجمع حاضر شده اند و شعارهایی مانند "الله اکبر" و "موسوی، موسوی، رای مرا پس بگیر" را سر دادند.
این گردهم آیی در شرایطی برگزار می شود که وزارت کشور ایران حاضر به صدور مجوز قانونی برای برگزاری تجمع نشد و محمود عباس زاده مشکینی یکی از مدیران این وزارتخانه در روز دوشنبه 25 خرداد (15 ژوئن) اعلام کرد میرحسین موسوی را مسئول هر گونه تبعات این گردهم آیی دانست.
تا کنون گزارشی مبنی بر بروز خشونت بین ماموران نیروی امنیتی و تظاهرکنندگان منتشر نشده است.
آقای موسوی شکایتی رسمی را نیز تسلیم شورای نگهبان کرده است که قرار است با دستور آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران به آن "به دقت" رسیدگی شود.
---------------------------------------
رادیو فردا : راهپیمایی صدها هزار تن از معترضان به انتخابات و طرفداران میر حسین موسوی از ساعت چهار عصر در تهران آغاز شد و آقایان موسوی، خاتمی و کروبی در میان جمعیت دیده شده‌اند. گزارش شاهدان عینی حاضر از افزایش لحظه به لحظه جمعیت حاضر در راهپیمایی است.
یک شاهد عینی، که در مسیر برگزاری این راهپیمایی در مقابل شهرداری منطقه ۹ در خیابان آزادی حضور داشت، در گفت‌وگو با رادیو فردا از افزایش لحظه به لحظه جمعیت شرکت کننده در این راهپیمایی خبر داد.
وی گفت که در یک مسیر از خیابان آزادی ماشین‌ها در حال بوق زدن هستند و در مسیر مقابل جمعیت در حال افزایش هستند.
این شاهد عینی گفت که در محل حضور وی هیچ نیروی انتظامی یا گارد ویژه دیده نمی‌شود و لباس شخصی‌ها هم برای او قابل تشخیص نیستند. با این حال هلی‌کوپترها مدام بر فراز راهپیمایان در حال عبور و مرور هستند.
وی گفت که شماری از راهپیمایان در میدان آزادی استقرار یافته‌اند و دانشجویان با خروج از دانشگاه در حال پیوستن به آنها هستند.
این فرد حاضر در محل راهپیمایی اعتراضی تهران، گفت که شرکت‌کنندگان در این تجمع، شعارهایی از جمله «نصر من الله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم‌فریب» و «موسوی، موسوی، رأی منو پس بگیر» سر می‌دادند.
یک شاهد عینی دیگر هم در گفت‌وگو با رادیو فردا، هدف خود از شرکت در راهپیمایی امروز تهران را، درخواست برای به حساب آوردن رأی خود خواند و گفت که [در این انتخابات] رأی ما نادیده گرفته شده است.
وی از مردم دعوت کرد که به راهیپمایی بپیوندند و به نادیده گرفته شدن رأی خود اعتراض کنند.
این شرکت کننده در راهپیمایی اعتراض تهران گفت که معتقد است با اعتراض امکان بازپس‌گیری آرا هست و زمامداران ایران باید بدانند که برنده اصلی رأی مردم است و ما می‌دانیم که در رأی خود چه نوشتیم.
ستاد آقای موسوی پیش از این اعلام کرده بود از وزارت کشور، برای برگزاری این راهپیمایی سراسری، تقاضای مجوز کرده است. اما به نوشته خبرگزاری فارس، رئیس شورای تامین استان تهران ‌این راهپیمایی را غیرقانونی خوانده است و وزارت کشور مجوزی برای این راه پیمایی صادر نکرده است.
با این حال شهاب طباطبایی، مسئول ستاد حامیان خاتمی و موسوی، به رادیو فردا گفت که راهپیمایی امروز ساعت ۴ بعد از ظهر ازمیدان انقلاب تهران تا میدان آزادی انجام خواهد شد.
همچنین برخی گزارش‌ها حاکی است که آقای موسوی گفته است در صورت جلوگیری از انجام راهپیمایی امروز، به مرقد آیت‌الله خمینی در جنوب تهران می‌رود و در آنجا متحصن می‌شود و گفته است اگر هر گونه مانعی برای رفتن یا تحصن او در مقبره آیت‌الله خمینی ایجاد شود، او به حسینیه جماران در شمال تهران خواهد رفت و در آنجا متحصن خواهد شد.

--------------------------------------------------------
خبرگزاری انتخاب: خبرنگاران انتخاب مستقر در میادین تهران، گزارش می دهند سیل جمعیت حامی میرحسین موسوی در حال حرکت به سوی میدان انقلاب هستند. خبرنگار انتخاب از میدان ونک گزار می دهد که شمار مردم اینقدر زیاد است که شروع و آغاز موج مشخص نیست، شعار موسوی رای منو پس بگیر و مرگ بر دیکتاتور بر زبان مردم جاری است. حضور نیروی انتظامی و لباس شخصی ها کاملا محسوس است اما تا به الان واکنشی نشان نداده اند. خبرگان انتخاب از حسن آباد گزارش می دهد جمعیت بسیاری که بیش از یک کیلومتر طول دارد به سمت انقلاب در حرکت است، شعارهایی در حمایت از موسوی، تقلب در انتخابات می دهند. خبرنگار انتخاب از بلوار یادگار امام گزارش می دهد که جمعیت انبوهی از مردم به سمت دانشگاه شریف در حرکت هستند. خبرنگار انتخاب از بلوار شیخ فضل الله گزارش می دهد جمعیت میلیونی به سمت انقلاب در حرکت است. خبرنگار انتخاب مستقر در دانشگاه شریف خبر از استعفای 150 استاد دانشگاه به دلیل تقلب در انتخاب می دهد، همچنین گزارش می دهد که آقای خاتمی در میان جمعیت حضور دارد و مردم را به آرامش دعوت می کند. خبرنگار انتخاب می افزاید احتمالا آقایان کروبی و موسوی نیز در این جمع هستند. حضور لباس شخصی ها و نیروی انتظامی که در حال مانور هستند بسیار محسوس است، اما چون دیشب که به ضرب و شتم مردم پرداختند، عمل نمی کنند و تنها در حال نظاره جمعیت هستند.
------------------------------------------------
بی بی سی : بر اساس تازه ترین گزارش ها شمار حاضران در میدان انقلاب تهران جهت برگزاری تجمعی اعتراضی در حال افزایش است.
بنا به اعلام قبلی قرار بود این تجمع از ساعت چهار بعد از ظهر به وقت تهران با حضور میر حسین موسوی، مهدی کروبی و غلامحسین کرباسچی برگزار شود که هدف حضور این افراد در تجمع، دعوت مردم به آرامش اعلام شده است.
برآورد اولیه خبرگزاری فرانسه از شمار شرکت کنندگان در این گردهم آیی "هزاران نفر"بوده است.
این گردهم آیی در شرایطی برگزار می شود که وزارت کشور ایران حاضر به صدور مجوز قانونی برای برگزاری تجمع نشد و محمود عباس زاده مشکینی یکی از مدیران این سازمان در روز دوشنبه 25 خرداد (15 ژوئن) اعلام کرد میرحسین موسوی را مسئول هر گونه تبعات این گردهم آیی دانست.
تظاهرکنندگان قصد دارند در یک راهپیمایی بین میادین انقلاب و آزادی تهران اعتراض خود را به نتایج شمارش آراء دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کنند.
آقایان کرباسچی، کروبی و موسوی حضور خود در این گردهم آیی را تایید کرده اند.
آقای موسوی شکایتی رسمی را نیز تسلیم شورای نگهبان کرده است که قرار است با دستور آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران به آن "به دقت" رسیدگی شود.

منبع:http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=2226

5
بدون‌نام
1388/03/25

درود بر مردم بیدار شهرهای کردستان وبلوچستان وتهران ویزد واردکان که آگاهانه بیشترین آرای خود را به آقای موسوی دادند. به امید روزهای آرام پراز دمکراسی برای سرزمین ایران .

6
بدون‌نام
1388/03/25

افسوس که مادرمملکتی زندگی می کنیم که آنچه برای حاکمان ارزش ندارد رای وخواست مردم است . اما مطمئنا این بی توجهی ها ضربات جبران ناپذیری رابرحاکمیت آنها وارد می سازد.

7
بدون‌نام
1388/03/25

امیدواریم کارهای مدنی صورت گیرد تازدوخورد
واز نیروی انتظامی تقاضا داریم که احساسات مردم رادرک کنند چنانکه امروز برخوردشان نسبت به روزهای قبل بهتر بوده است
امیدواریم رهبر انقلاب دستور انتخابات مجدد فرمایند

8
بدون‌نام
1388/03/25

سلام
تصاویر شما در فتوبلاگ
http://mariwangallery.webphoto.ir
البته با ذکرمنبع درج شد.
ممنون
دلیرمردوخی

9
بدون‌نام
1388/03/26

شما چرا شرکت نکردید؟

10
بدون‌نام
1388/03/26

سلام
اگر منظور شما از کلمه "شما" اعضای دفتر جماعت است، با توجه به متن خبر، خبرنگار اصلاح‌وب حضور داشته‌است. البته چند افراد دیگری هم از اعضای جماعت در این حرکت مدنی شرکت داشتند.

11
بدون‌نام
1388/03/26

درود بر شرفتان

12
بدون‌نام
1388/03/26

درود بر ملت ایران که ثابت کرد برای تغیر رای داده نه برای تثبیت پس باید ایستاد ونگزاریم که با دیگر استبداد و حفقان در این مملکت امام زمانی حاکم شود که دود آن به چشم ملت ایران می رود وقصعا احمدی نژاد در مقابل نه تنهاه رهبر می ایستد هاشمی را نیز به دادگاه می کشاند وآفرین برشیخ اصلاح مهدی کروبی که ایشان نیز کوتاه نیامد .مردان تاریخی اکنون نقش خود را بازی می کنند انشاءالله جناب مهندس مو سوی خداوند توفیقش دهد که رئیس جمهور مردمی ست آمین

13
بدون‌نام
1388/03/26

استاد عاکف و فوزی برهوم شتاب‌زده اعلام نظر کردند و کاش این‌گونه نبود؛ اما در عین حال نباید موجب واکنش‌هایی از این دست در بین ما شود.

این امر بیشتر یک امر عرفی است و ایشان تنها کسی نیستند که تبریک گفته‌اند. از طیف‌های فکری گوناگون کسانی از قبیل عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب، فوزی صلوخ از وزرای طیف سعد حریری دولت لبنان، عبدالله گل و اردوغان و نیز مقاماتی از قطر و کویت هم تبریک گفته‌اند.

و ام سؤال مهم‌تر:آیا استاد عاکف نظر داده است؟!

خبر ایسنا در مورد استاد عاکف، به نقل از العالم تنظیم شده ولی در سایت رسمی "اخوان‌آنلاین" ردّی از چنین تبریک‌نامه‌ای نبود. در حالی‌که مستندات رسمی با امضای مرشدعام اخوان در صفحه اختصاصی ایشان به آدرس: http://www.ikhwanonline.com/More.asp?ID=210 قرار داده می‌شود، که در این صفحه بعد از پیام تسلیت به ابومرزوق برای درگذشت مادرش چیزی نیامده است.

بگذریم...

مقالات و گزارش‌هایی در سایت اخوان‌آنلاین قرار دارد که نوعا لحن انتقادی دارد و یکی از مقالات نیز به این مسأله می‌پردازذ که اگر "نجاد" رئیس بماند، چه تغییراتی در سیاست‌های جمهوری اسلامی قابل پیش‌بینی است. بد نیست بخوانید:

مقتل إیرانی فی مظاهرات تندد بنتائج الانتخابات الرئاسیة
http://www.ikhwanonline.com/Article.asp?ArtID=50356&SecID=233

إیران.. الحرس الثوری یهدد منافسی نجاد فی الانتخابات الرئاسیة
http://www.ikhwanonline.com/Article.asp?ArtID=50156&SecID=233

نجاد یحقق تقدمًا حاسمًا فی الانتخابات الإیرانیة
http://www.ikhwanonline.com/Article.asp?ArtID=50213&SecID=233

إقبال کثیف على الانتخابات الرئاسیة الإیرانیة
http://www.ikhwanonline.com/Article.asp?ArtID=50199&SecID=233

الیوم.. إیران تنتخب رئیسها الجدید
http://www.ikhwanonline.com/Article.asp?ArtID=50188&SecID=233

الانتخابات الإیرانیة.. "الثابت والمتغیر" فی سیاسات نجاد وطهران
http://www.ikhwanonline.com/Article.asp?ArtID=50290&SecID=341

14
بدون‌نام
1388/03/26

دوست ارجمند
با سلام
مشکل شما این است که بسیار تنگ نظر هستید آنقدر که حتی نمی تونم به شما بگویم یک جانبه نگر ، اگر در مطالب سایت و خبرهای ارسالی در آن نظری بیاندازید ، و کمی هم واق بین باشید .
خودتان جواب تنگ نظریها و اهانت هایتان را خواهید دید .
"حیف که آقای موسوی برنده‌ نشد و گرنه دیشب اعضای جماعت با او میلاد دختر پیامبر گرامی اسلام را جشن می گرفتند "
برادر من ما همه مسلمانیم و اگر چه دیدگاههای متفاوت و شیوه کاریهای مختلفی داشته باشیم . اما همه ما معتقدیم که هر کدام از ما در برابر حرف و سخنی که بر زبان می آوریم مسئولیم و مسئولیت قیامتی برایمان ایجاد می شود .
پس بهتره سنجیده و با ادبیات اسلامی حرف بزنیم اگر هم نقد داریم بدون تهمت (تانه و ته شه ر) مطرح کنیم .
امید است که نقد و پاسخ آن برای دو طرف مفید واقع گردد .

موفق باشید

15
بدون‌نام
1388/03/26

با سلام
از ارائه اطلاعات مفید و روشنگرانه شما بسیار سپاسگذاریم برادر گرامی .
لطفا باز هعم مسئله را پیگیری کنید .
با تشکر

16
بدون‌نام
1388/03/26

مقاله بسیار جالبی توسط یکی از رهبران فکری و سیاسی جنبش اخوان المسلمین در سایت رسمی اخوان‌آنلاین درج شده است.

او در این مقاله، برای برون‌رفت از بحران سیاسی در ایران، تغییراتی را در سیستم حکومتی ضروری دانسته‌است. او به موضوع ولایت فقیه، مشارکت مدیریتی قومیت‌ها و اهل سنت، تجدیدنظر در شرط مذهبی برای نامزدهای ریاست جمهوری و.... اشاره کرده است.
الانتخابات الإیرانیة وضرورة تطویر النظام السیاسی والدستوری
http://www.ikhwanonline.com/Article.asp?ArtID=50328&SecID=390

زیبنده مؤمن نیست برادر مؤمن خود را بدون تحقیق مورد اتهام قرار دهد.

17
بدون‌نام
1388/03/26

تکرار اهانت به اصحاب پیامبر این بار از زبان کیهان

روزنامه کیهان در یادداشت روز سه شنبه 26خرداد در تحلیل رویدادهای جاری کشور نوشت:
"آنها انتخابات را صرفا به عنوان محملی برای تداول قدرت بین چند حزب ائتلافی می دانستند و رای مردم را تا آنجا قبول داشتند که تبدیل به چرخ ارابه قدرت آنان شود ولاغیر. طلحه و زبیرهای معاصری بودند که بیعت با انقلاب را فقط به شرط «شراکت در قدرت» قبول داشتند وگرنه ابایی نداشتند سر به شورش بگذارند و عرصه را به خیال خود بر حاکمیت تنگ کنند. "

محمد ایمانی نویسنده یادداشت "یک تیر و3 نشان" بار دیگر اهانتی را که محمود احمدی نژاد در آخرین نطق انتخاباتی خود مطرح کرده بود تکرار کرد.
جماعت دعوت و اصلاح پیشتر سخنان اهانت آمیز احمدی نژاد را محکوم کرده بود.

دلیر مردوخی- مریوان
http://www.mariwangallery.blogfa.com

18
بدون‌نام
1388/03/26

دوست ارجمند
با سلام
مشکل شما این است که بسیار تنگ نظر هستید آنقدر که حتی نمی تونم به شما بگویم یک جانبه نگر ، اگر در مطالب سایت و خبرهای ارسالی در آن نظری بیاندازید ، و کمی هم واق بین باشید .
خودتان جواب تنگ نظریها و اهانت هایتان را خواهید دید .
"حیف که آقای موسوی برنده‌ نشد و گرنه دیشب اعضای جماعت با او میلاد دختر پیامبر گرامی اسلام را جشن می گرفتند "
برادر من ما همه مسلمانیم و اگر چه دیدگاههای متفاوت و شیوه کاریهای مختلفی داشته باشیم . اما همه ما معتقدیم که هر کدام از ما در برابر حرف و سخنی که بر زبان می آوریم مسئولیم و مسئولیت قیامتی برایمان ایجاد می شود .
پس بهتره سنجیده و با ادبیات اسلامی حرف بزنیم اگر هم نقد داریم بدون تهمت (تانه و ته شه ر) مطرح کنیم .
امید است که نقد و پاسخ آن برای دو طرف مفید واقع گردد .

19
بدون‌نام
1388/03/26

درود بر شرفتان

20
بدون‌نام
1388/03/26

با سلام
از ارائه اطلاعات مفید و روشنگرانه شما بسیار سپاسگزاریم برادر گرامی .
لطفا باز هم مسئله را پیگیری کنید .
با تشکر

21
بدون‌نام
1388/03/26

سلام بر اهل منطق و کسانی که شتابزده و سیاه وسفید به قضاوت نمی نشینند باید اقرار کرد که جماعت دعوت واصلاح برخورد کاملا عقلانی ودرستی داشته است با نهایت تاسف بی احترامی و توهین به مبارز نستوه مهدی عاکف و جماعت دعوت واصلاح را دیدم که بی انصافی در ادبیات آن هم موج می زد ونشان از عدم درایت نگارنده آن ستور می داد لازم است که به دور از احساسات منفی وشتابزدگی و محققانه نظر بدهیم با کدام پشتوانه از مبارزه با استبداد به مهدی عاکف اهانت شد نشان از متاثر شدن از کدام ادبیات دارد؟ودر کدام فضا نفس میکشد؟چرا با کمترین سرخوردگی به صفوف خود میتازیم خواهشمندم دوستان گرامی سعی کنیدباز بینی در روش برخورد خود با مسائل داشته باشید
برادر کوچکتان از پیرانشهر

22
بدون‌نام
1388/03/27

سلام براستادپیرانی رهبر خستگی ناپذیر و همه ی برادران مجاهد ونستوه در جماعت دعوت واصلاح ایران-سلام برهمه ی اصلاح گران ودعوتگران راه حق وآزادی-خسته نباشیدوخداقوت.لطفا بیشتر با حماس و اخوان در رابطه با عکس العملها ی اینچنینی هماهنگی داشته باشید.سلام ودرودخدا برشما باد برادران عزیزم

23
بدون‌نام
1388/03/28

برادر کوچک از پیرانشهر! من که در این نظرات داده شده اهانتی به حماس یا محمد مهدی عاکف ندیدم. اگر منظورتون اینه وقتی اسم آنها را آوردیم صد صلوات همراه با وضوء بفرستیم اینطور نیست. قبول کنید که اشتباه کردن صرف اینگه با آنها هم کیش یا هم روش هستیم ادعای خوبی برای تذکر ندادن اشتباهاتشون نیست. اتفاقا بهتره برای تعدیل این مواضع شتابزده شون تدبیری بیندیشند و افکار عمومی رو کمی آرام کنن
برادر بزرگترتون از کرمانشاه

24
بدون‌نام
1388/03/29

به نام خدا
ملت شریف ایران، هموطنان فرهیخته کرد
حضور شکوهمند و تاریخی مردم حق طلب و آزاده ایران در ایام تبلیغات ریاست جمهوری و روز رأی گیری و عزم راسخ آنان برای تغییر وضعیت نابسامان موجود و صف های طولانی اقشار مختلف مردم اعم از زن و مرد و پیر و جوان، خاطره ای شیرین و حادثه مهمی بود که در کارنامه تاریخ سیاسی ایرانیان به ثبت رسید.

هرگز شور و شوق جوانان سبز پوشی که شبانه روز در کوی و برزن و معابر عمومی با لبخند های امیدوار کننده خود برای ساختن آینده ی بهتر سر از پا نمی شناختند، از یاد و ذهن هیچ انسان آزاده ای فراموش نمی شود.

اما متاسفانه، بر خلاف انتظار، نتیجه انتخابات به گونه ای دیگر اعلام گردید و آرا به نام کاندیدای دیگری قرائت شد که متاسفانه موجب نگرانی، اندوه، شگفتی وحیرت بسیاری از هموطنان گشت که امید به مشارکت مردم در انتخابات های آتی و اعتماد به مسئولان را از بین برده است. در این میان اسلام، جمهوریت نظام و خون پاک شهیدانی که برای بارور شدن نهال جمهوری اسلامی بر زمین ریخته شده بود، نادیده گرفته شد .

آنچه که بر شگفتی و تأسف آحاد مردم می افزاید، آن است که به جای برخورد با خاطیان ، متخلفان و متقلبان در انتخابات، با کسانی برخورد می شود و افرادی بازداشت می شوند که از حق مردم در تعیین سرنوشت خود و صیانت از آرای آنان دفاع می کنند، که در میان آنان دکتر عبدالله رمضا ن زاده رییس شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد نیز دیده می شود.

ما ضمن به رسمیت نشناختن ننتیجه انتخابات و نامشروع دانستن دولت برآمده از کودتای اقتدار گرایان، از مسئولان امر
می خواهیم که یا نتیجه واقعی را اعلام و یا با ابطال انتخابات نسبت به رأی گیری مجدد اقدام نمایند تا بیش از این موجب سلب اعتماد ملت نسبت به مسئولان نشوند.

ما ضمن تشکر از ملت شریف ایران و هموطنان غیور کرد که با حضور آگاهانه در پای صندوق های رأی و تلاش برای تثبیت پایه های دموکراسی، حماسه تاریخی آفریدند از آنان می خواهیم ضمن حفظ هوشیاری در مقابل بد خواهان و مستبدان با حفظ وحدت و همبستگی در دفاع از حقیقت و استیفای حقوق شان ، هیچ گونه یاس و هراسی به خود راه ندهند.

شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد

24/3/1388

25
بدون‌نام
1388/03/29

مطالبات سنی‌ها در انتخابات در گفت و گو با دکتر لقمان ستوده و ادریس پیرصاحب از اعضای «جماعت دعوت و اصلاح»
«توجه جدی نامزدهای اصلاح‌طلب به مطالبات اهل سنت»
سیدسراج‌الدین میردامادی
seraj.mirdamadi@radiozamaneh.com

با گرم‌تر شدن رقابت میان کاندیداهای دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، موضوع حقوق و مطالبات اقوام و مذاهب نیز مورد توجه اکثر کاندیداها قرار گرفته است.
ابتدا از دکتر لقمان ستوده، عضو دفتر مرکزی جماعت دعوت و اصلاح که یک تشکل سراسری اهل سنت در ایران است پرسیده‌ام موضع چهار کاندیدای ریاست جمهوری در عرصه‌‌ی رقابت نسبت به مسأله‌ی اقوام و مذاهب را چگونه ارزیابی می‌کنید.

ما برای انتخابات دهم هم مطالبات را تدوین کرده‌ایم. که نسبتاً تفضیلی بود. در این بیانیه تدوین مطالبات اصلی‌ترین و مهم‌ترین دغدغه‌هایمان را که بخشی دغدغه‌ی عمومی ملت ایران است و بخشی هم دغدغه‌های ویژه‌ی اهل سنت به عنوان پیروان مذاهب و اقوامی که به این هویت قومی متفاوت از هویت رسمی تعلق دارند، بیان کردیم.
در آن بیانیه به طور موجز و خلاصه تحلیلی از شرایط فعلی کشور داده شده بود. همچنین در این بیانیه در درجه‌ی اول به اهتمامات ملی پرداخته شده بود که برای ما هم موضوعیت برجسته دارند. بحث احترام به انتخاب مردم، بحث آزادی‌های عمومی، آزادی‌های فردی و بعد از آن هم مطالبات ویژه‌ای که برای اهل سنت و اقوام قابل طرح باشد.
شاید بتوانیم بگوییم در واکنش به این بیانیه، جدی‌ترین و ملموس‌ترین اهتمام را آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی داشته‌اند که این جای تقدیر و تشکر دارد. برای بحث قومیت‌ها و مذاهب تا جایی که من اطلاع دارم فکر می‌کنم تاکنون ستاد آقای احمدی‌نژاد در این مورد چیز خاصی اعلام نکرده است.
شاید بگویم در چهار سال دوره‌ی ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد و حتا در سفرهای استانی مکرری که به مناطق اهل سنت هم داشته‌اند، یک بار هم در بیانات رسمی و در سخنرانی‌هایی که در جمع مردم داشته‌اند، هیچ‌گونه اشاره‌ای به هویت مذهبی اهل سنت نداشته‌‌اند. فکر می‌کنم ایشان هنوز در حال تأمل و اندیشه کردن هستند.
هر چند که تا کنون چیز مدونی ندیده‌ام اما صحبت‌های غیر رسمی را از ستاد آقای رضایی دریافت کرده‌ایم که گویا ایشان هم یک الگوی فدرالیسم فرهنگی ـ اگر این تعبیر درست باشد ـ را مد نظر دارند. که می‌خواهند در برنامه‌های تبلیغاتی رادیو تلویزیونی‌شان روی این بخش بیشتر زوم کنند و مانور بدهند.
چیزی که می‌شود به عنوان بحث‌های مدون به آن اشاره کرد، بیانیه‌ی چهارم آقای مهدی کروبی است که شاید حرف دل عمده‌ی شهروندان متعلق به اقوام و یا پیروان اهل سنت و جماعت را زده‌اند. و نیز بیانیه‌ای که آقای میرحسین موسوی در خصوص حقوق اقوام صادر کرده‌‌اند. با این‌که تیتر اقوام را در خود دارد اما در مورد اهل سنت هم اشارات جدی و قابل قبولی دارد.

از آقای ادریس پیرصاحب، دیگر عضو دفتر مرکزی «جماعت دعوت و اصلاح» پرسیدم موضع اهل سنت درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری آتی چیست؟
در میان جامعه‌ی اهل سنت هم مانند دیگر شهروندان ایران تعدد نظرات وجود دارد. ممکن است تعدادی قایل به تحریم و عده‌ای قایل به مشارکت باشند و ممکن است عده‌ای هم قایل به دو رویکرد اصلی اصلاح‌طلبی و اصولگرایی باشند.
در میان جامعه‌ی اهل سنت هم می‌شود گفت که همه‌ی این طیف‌ها به نوعی وجود دارند. اما ممکن است نوع موازنه‌شان متفاوت باشد. لذا بنده به عنوان سخنگوی اهل سنت نمی‌توانم موضع‌گیری کنم که جامعه‌ی اهل سنت بیشتر به کدام سمت تمایل دارد.
راهبرد اصلی ما در «‌جماعت دعوت و اصلاح» از اول انقلاب تا امروز مشارکت بوده و در عمل هم نشان داده‌ایم. در دوره‌های مختلف انتخابات شرکت کرده‌ایم. تا جایی که برای ما امکان داشته گاهی هم بیانیه صادر کرده‌ایم. هر چند که در ابتدای انقلاب صدور بیانیه و اعلام حضور رسمی برای ما ممکن نبود اما در عمل وارد انتخابات شده‌ایم و در همه‌ی انتخابات‌ها چه ریاست جمهوری، چه مجلس و چه سایر انتخابات دوستان شرکت کرده‌اند.
اما می‌شود گفت که دوستان اهل سنت در انتخابات قبلی این‌طور نشان داده که مجموعه‌ی اهل سنت ـ نه همه ـ به سمت مشارکت تمایل دارند. مشارکتی که دیدگاه‌هایشان به نوعی نزدیک به دیدگاه‌های جامعه‌ی اهل سنت باشد. در دوران اصلاحات می‌بینیم که میزان مشارکت در جامعه‌ی اهل سنت خیلی بالا می‌رود و نشان‌دهنده‌ی این است که به نوعی امید به گفت‌ و گوی اصلاح‌طلبی در میان اهل سنت وجود دارد.
احساس نزدیکی که بین این جریان فکری و اهل سنت احساس می‌شود، نشان می‌دهد که میزان تمایل آن‌ها به مشارکت به خصوص انتخابات ریاست جمهوری و مجلس به نوعی نشان‌دهنده‌ی گرایش فکری اهل سنت هم هست. در دو دوره‌ی ریاست جمهوری آقای خاتمی و دوره‌ای که آقای معین کاندیدا شدند، رأی اغلب مناطق اهل سنت به گفتمان اصلاح‌طلبی بود.
البته نمی‌توان گفت که تمام اهل سنت چنین دیدگاهی دارند. ممکن است عده‌ای قایل به تحریم باشند، مانند تعدادی از افراد جامعه‌، اما اکثریت قایل به مشارکت هستند. دلیل آن این است که تنها گزینه‌ای که جامعه‌ی اهل سنت یا حداقل جماعت خودمان فکر می‌کند که می‌تواند در روند شکل‌گیری آینده تأثیرگذار باشد و به نوعی آینده را بسازد، همین مشارکت سیاسی است.
از آقای پیرصاحب پرسیدم کارنامه‌ی دولت آقای احمدی‌نژاد در خصوص احقاق حقوق اهل سنت چگونه اس��؟
دولت آقای احمدی‌نژاد نه در عمل و نه در حوزه‌ی شعار هم حداقل‌ها را مطرح نکرد. یعنی ایشان در عمل حداقل‌های اهل سنت را نادیده گرفتند یا حداقل‌های قومی و مذهبی را به نوعی نادیده گرفتند و به آن توجه نکردند. در شعارهای تبلیغاتی خودشان هم که فعلاً نیازمند این هستند که بتوانند آرای قومی و مذهبی را کسب کنند، فعلاً متأسفانه در شعارهای تبلیغاتی‌شان هم دیده نمی‌شود.
یعنی حتا قایل به استفاده تبلیغاتی از این قضیه نیستند و حداقل تا کنون نبوده‌اند. چهار سال پیش هم همین وضعیت حاکم بود و در حوزه‌ی عمل نشان دادند که به نوعی قایل به برآورده کرد�� حداقل‌های مطالبات نیستند.

دکتر لقمان ستوده نیز در خصوص مطالبات اهل سنت در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری گفت:
شاید بشود گفت اولین انتظار، ایجاد فرصت‌های برابر در زمینه‌های مختلف باشد. متأسفانه ما به عنوان یک هویت مذهبی در زمینه‌ی منزلتی امکان صعود به بخش‌های مدیریتی کشور را تا کنون نداشته‌ایم. ممکن است کسانی خرده بگیرند که چه اشکالی دارد یک شهروند ایرانی می‌آید استان کردستان و به عنوان استاندار مدیریت می‌کند.
ما می‌گوییم همان شهروند کردستانی از استان اصفهان بلند شود و برای مدیریت به استان اصفهان برود. چه اشکالی دارد؟ مگر ما نخبه نداریم؟ البته ما اصراری نداریم که چرا استاندار کردستان کرد نبود یا سنی نبود. اما در کل اگر شما بیایید جدولی ترسیم کنید از مدیرانی که در این ۳۰ سال در کشور بوده‌اند ـ به جز دولت موقت که ما استاندار کرد اهل سنت داشتیم ـ اما از دولت‌هایی که بعد از دولت موقت سر کار آمده‌اند سهم اهل سنت در مدیریت عالی کشور نزدیک به صفر است و در مدیریت میانی کشور در سطح بسیار ناچیزی است که آن هم ماحصل تلاشی بود که جناب آقای خاتمی در دولت اول و دوم خودشان داشتند.
سقف آن هم انتخاب فرماندار در بعضی از شهرستان‌های اهل سنت است که نخبگانی از اهل سنت را به این سمت منصوب کردند. همچنین در یکی دو استان، معاون برنامه‌ریزی هم از اهل سنت انتخاب شده بودند. در آن مقطع زمانی این رویکرد تأثیر مطلوب و قابل قبولی برای حس همبستگی ملی شهروندان اهل سنت داشت. نشاط ایجاد شده کاملاً ملموس بود. ولی متأسفانه همه‌ی این دستاوردهای مثبت نادیده گرفته شد و اوضاع در چهار سال گذشته به قبل از سال ۷۶ برگشت.
نقطه‌ی اول فرصت‌های برابر که عرض کردم، بحث منزلت بود هر چند نمی‌خواهم اولویت‌گذاری کنم اما یکی از این بحث‌ها منزلتی است. دیگری تبعیض‌های فرهنگی مذهبی ویژه‌ای است که در این ۳۰ سال به اهل سنت تحمیل شده است.
مثلاً تعیین روز عید را نمی‌توان به یک تصمیم‌گیری سیاسی موکول کرد. این یک بحث مذهبی است و مذهبیون باید به این موضوع بپردازند. کما این‌که گاهی در قم هم بین دو مرجع اشتراک نظر مطلق وجود ندارد و یکی یک روز زودتر را عید اعلام می‌کند اما در غالب موارد دچار تنش‌هایی شده است و احیاناً روحانیون سر این قضیه آسیب دیده‌اند. در حالی که این یک بحث بسیار بسیار پیش پا افتاده است. با یک خوانش مذهبی ویژه فلان روز م��‌تواند شروع ماه مبارک رمضان باشد یا فلان روز می‌تواند روز عید فطر باشد.
متأسفانه این پذیرفته نشده است و اگر بخواهیم این تبعیض‌ها در حوزه‌ی مذهبی و دینی را پیگیری بکنیم و مثال‌های دیگری بزنیم، بحث دینی مدارس مطرح می‌شود. هر چند برابر قانون باید ضمیمه‌ی ویژه‌ای برای اهل سنت در نظر بگیرند و در مدارس اهل سنت تدریس شود. به حیث شکلی این مصوبه اجرا شده و ما از سال سوم یا چهارم ابتدایی که در خاطرم نیست تا چهارم دبیرستان این ضمیمه را داشتیم. اما این محتوا تقریباً همینی بود که بود.
زندگی‌نامه‌ی مختصر از چهار خلیفه بود، توضیحاتی در مورد وضو، ��ب کر و بحث‌های پیش پا افتاده دیگر. در عین حال ما مجبور بودیم برای کنکور سراسری اصول عقاید شیعه را بخوانیم و آن را امتحان بدهیم. شهروند زرتشتی که در کشور ما زندگی می‌کند و خودش را برای آزمون سراسری آماده می‌کند تعالیم دین زرتشت را امتحان می‌دهد. ولی برای ما در عین حالی که آن ضمیمه پیش‌بینی شده، اما برای گزینش‌‌های رسمی مثل استخدام و کنکور سراسری، شهروند اهل سنت باید بر مبنای اعتقاداتی غیر از اعتقادات خودش را آماده بکند و پاسخ بدهد.
به این اجرای ناقص قانون می‌گویند. ضمن آن‌که ما به همین اجرای ناقص هم انتقادات جدی داریم. چون واقعیت این است هم��ن کتاب‌های جدی که برای اهل سنت منتشر می‌شد، کیفیت قابل قبول نداشت. نهادهایی تحت عناوین مختلف در غرب و شمال کشور در استان گلستان تحت عنوان مرکز بزرگ اسلامی تأسیس شده که متأسفانه تأسیس این نهادها و عملکرد این نهادها بیش از آن‌که بتواند وجوه مثبت داشته باشد و ذهنیت مردم و نخبگان اهل سنت را مثبت بکند غالباً تأثیر معکوس بر جای گذاشته است.
کج‌سلیقگی‌ها، بی‌تجربه‌گی‌هایی که بعضاً مدیران این مراکز در تعامل با علمای اهل سنت و قضایای مذهبی مردم داشتند، غالباً یک نوع واگرایی را در کشور ایجاد کرده است. اراده‌ای هم برای همانندسازی یا آسیمالیسون فر��نگی می‌شد ردیابی کرد که ما نمی‌توانیم یک مورد را ارایه کنیم و بگوییم بر مبنای این سند، پروژه‌ی همانند‌سازی در فلان منطقه دارد اجرا می‌شود.
اما نشانه‌های جدی و بعضاً نگران کننده‌ای ظهور یپدا می‌کرد که بحث استفاده از رسانه‌ی ملی برای ترویج یک فرقه‌ی خاص مذهبی است. به عنوان شهروند این کشور معتقد هستیم که این رسانه باید دین مبین اسلام را به طور کمال و تمام تبلیغ کند. اما این‌که به نقض معتقدات یک مذهب ورود یپدا کند که در قانون اساسی هم به آن اشاره شده، در صورت فراهم نشدن فرصت پاسخ این یک نوع اجحاف و یک نوع تضییع حق است.

آقای ادریس پیرصاحب در پایان، خطاب به کاندیداهای ریاست جمهوری گفت:
می‌شود گفت که این خواسته‌ها و مطالبات حداقلی اقوام و مذاهب در غالب مطالباتی که در این فرصت زمانی که به عنوان فرصت انتخاباتی در اختیار گروه‌ها و تشکل‌های قومی و مذهبی قرار داده شده است حداقل‌هایی را از مطالب قومی و مذهبی مطرح کرده‌اند.
امید ما این است که کاندیداهای محترم از این مطالبات یا حداقل مطالبات استفاده‌ی تبلیغاتی نکنند. یعنی صرفاً به عنوان یک حربه‌ی تبلیغاتی از آن استفاده کنند بعد که بر مسند ریاست جمهوری می‌نشینند مجموعه‌ی این مطالبات را نادیده بگیرند.
هدف اولیه‌ی اهل سنت این است که بتواند به حداقل‌هایی که تعریف کرده، برسد. واقعیت این است مطالباتی که گروه‌ها و تشکل‌ها، چه قومی و چه مذهبی مطرح کرده‌اند، با توجه به ظرفیت‌های قانونی که کشور ما دارد، حداقل‌هایی است که مطرح کرده‌اند و امید این است که این حداقل‌ها هم برآورده شود. و باعث سرخورگی نشود. که بعد از چهار سال هم باعث شود روند مشارکت سیاسی گروه‌های قومی و مذهبی را تقلیل بدهد.

http://www.zamaaneh.com/seraj/2009/06/post_29.html

26
بدون‌نام
1388/03/29

انتخابات خونین و معجزه ی سلطانی
اکبر گنجی

Tue / 16 06 2009 / 16:35
فرایند و فرآورده ی انتخابات در رژیم غیر دموکراتیک جمهوری اسلامی از جهات گوناگون با معیارهای انتخابات دموکراتیک،آزاد و منصفانه تعارض دارد. نه تنها مخالفان حق داوطلب شدن ندارند، بلکه داوطلبانی که به قانون اساسی و اسلام هم اعتقاد و التزام دارند توسط شورای نگهبان حذف می شوند. در گام بعد، تمامی امکانات تبلیغاتی - رسانه ای و مالی کشور در اختیار کاندیدای مطلوب نظام قرار می گیرد. در روز رأی گیری با سازماندهی نیروهای نظامی- انتظامی- اطلاعاتی برای کاندیدای مطلوب شان رأی به صندوق می ریزند، و در نهایت با تقلب های باور نکردنی، کاندیدای مورد نظرشان را پیروز انتخابات معرفی می کنند. مهمترین اشکال ساختاری انتخابات ایران آن است که منجر به "انتقال قدرت" نمی شود. انتخابات آزاد افریقای جنوبی قدرت را از دکلرک به ماندلا منتقل کرد. انتخابات آزاد لهستان قدرت را از ژنرال یاروزلسکی به لخ والسا منتقل کرد. انتخابات آزاد چک قدرت را به واسلاو هاول منتقل کرد. ژنرال پینوشه پس از مذاکره با مخالفان سازمان یافته انتخابات آزادی برگزار کرد که منجر به انتقال قدرت به مخالفان گردید، و اکنون یکی از زندانیان سیاسی پینوشه،خانم میشله باچلت سوسیالیست، رئیس جمهور آن کشور است. در ایران اگر هم انتخابات کاملاً آزاد، رقابتی و منصفانه برگزار شود، قدرت از خامنه ای و نهادها و افراد تحت امر او به اصلاح طلبان منتقل نخواهد شد. هر فرد یا گروهی که پیروز انتخابات آزاد شود مجبور است تحت امر ولایت مطلقه فقیه و نهادهای تحت امر او کار کند. انتقال قدرتی در کار نخواهد بود.اما خامنه ای همین روزنه های تنگ تنفس را هم می بندد تا افراد و مردمی که تماماً گوش به فرمان سلطان نیستند در زیر سلطه "سرداران سرمایه دار" له شوند.
اما انتخابات متقلبانه دهمین دوره ریاست جمهوری از جنس دیگری بود. رهبر به مشارکت اکثریت مردم نیاز داشت تا در زمانه ای که سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل ایران را تحریم کرده است، نظام را مشروع جلوه دهد. شرایطی ایجاد شد که مردم ایران گمان کردند می توانند از طریق صندوق های رأی به تحقیر، فساد سیاسی ساختاری، فقرگسترده، سرکوب سازمان یافته، نقض گسترده حقوق بشر، بی عدالتی، زوال اخلاق، و دروغگویی "نه" بگویند و از این راه شرایط وحشتناک کنونی را تغییر دهند. مردم، خصوصآً جوانها، عرصه عمومی ای به رنگ زرد و سبز آفریدند که با شال خامنه ای و احمدی نژاد تفاوت داشت. ت��اوت فقط در رنگ ها نبود، تفاوت شادی و اندوه، لبخند و گریه، و از همه مهمتر، تفاوت راه ها و مشرب ها بود. این چنین بود که خامنه ای به راه خود رفت، معجزه کرد و معجزه هزاره سوم را از صندوق ها در آورد، صدای انا لله و انا الیه راجعون را نهاد جامعه برآورد، و مردم را سرخ و جامعه را سیاه پوش کرد. و البته اکنون به امر او، منکرانی که از تصدیق این "معجزه الهی" سرباز می زنند باید به خون کشیده شوند.
نظام ولایت مطلقه فقیه، یک بار دیگر در حال پوست انداختن است. انقلاب سوم آنها، یادآور انقلاب فرهنگی چین است. قرار است نسل دهه اول نظام، به نام مبارزه با فساد و رانت خواری، از ساختار سیاسی حذف شود. هر از گاهی بساطی برچیده و بساطی تازه پهن می شود. نظام سلطانی(ولایت مطلقه فقیه) متکی به نظامیان و دلارهای نفتی است. دلارها در سپاه ، بسیج ، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تزریق می شود. محصولی،وزیر کشورکنونی، و کردان، وزیر کشور سابق، نمادهای این طبقه جدید هستند. این طبقه جدید حامی تمام عیار سلطان و تابع فرامین اوست.
سلطان اپوزیسیون خارج از کشور را هم نمی تواند تحمل کند. به دستور او بسیاری از مخالفان قربانی ترورهای سازمان یافته شدند. او تخم نفاق ، شک ، تردید ،منیّت و حسادت را به جان همه افشاند، و سرانجام با تعیین "دستور کار سیاسی"همه را به فریب انتخاباتی متقلبانه خود کشانید تا به طور ضمنی به همگان گوشزد کند که نظام سلطانی فاقد مخالفان رادیکال و ساختار شکن است. عجبا! مگر می شود نظام مطلقه مخالفان ساختار شکن نداشته باشد؟ مگر امکان دارد که اکثریت مخالفان در زمینی که سلطان تعیین کرده مطابق قواعد او بازی کنند؟ در این بازی، زمین سراشیبی است، داوران همه گماشته سلطان هستند، و شمارشگرها پیروزیهای شما را پیروزی تیم سلطان وانمود می کنند. این هم یکی دیگر از معجزه های سلطان است. این حقیقت از فرط روشنی دیده نشد. اما پروژه متقلبانه سلطان نتیجه معکوس داد و شرکت در انتخابات به جای آنکه مشروعیت بخش به نظام سلطانی باشد همگان را به این نتیجه رسانید که نظام سلطانی بزرگترین نظام متقلب و یکی از غیراخلاقی ترین رژیم های موجود است. در واقع مردم ایران هوشمندانه با شرکت در انتخابات کوشیدند با نه گفتن به احمدی نژاد به شخص خامنه ای نه بگویند، و به این ترتیب افسون نیرنگ را باطل کنند. او نیز که این معنا را دریافته بود تصمیم گرفت که بدون هیچ پروایی از احمدی نژاد و در واقع از شخص خود دفاع کند.
این انتخابات از جنس دیگری بود. وقتی خاتمی از دور انتخابات کناره گرفت یکی از اصلاح طلبان دردمند و نظر ورز گفت: "کنار رفتن خاتمی بدین معناست که دیگر اصل��حات از بالا در جمهوری اسلامی ناممکن است." این انتخابات هر نتیجه و پیامد بدی که داشت، این نتیجه مثبت را نیز به بار آورد که پس از آن برخی از صاحب منصبان سابق نوشتند که از طریق صندوق های رأی دیگر نمی توان اصلاحاتی صورت داد و به دموکراسی رسید. آری، دولت دموکراتیک محصول جامعه قدرتمند است. جامعه قدرتمند جامعه ای است که در آن افراد و گروه ها، بر اساس علائق، ترجیحات، و منافع و مشترکات خود سازمان می یابند. جامعه مدنی قدرتمند (برخلاف جوامع فاشیستی توده وار) جامعه ای است که در آن تنوع و تکثر واقعی موجود در جامعه در قالب نهادهای متنوع سازمان می یابد. تغییر و تحو��ات جدّی و بنیادین تنها از دل جامعه قدرتمندی که زیر بار زور نمی رود برمی آید.
حضور یک پارچه مردم در خیابان ها، و نافرمانی مدنی مسالمت آمیز جوان ها یکی از دستاوردهای حرکت اخیر است. این حضور مهم اگر به شیوه های پوپولیستی صورت پذیرد به نتایج ماندگار و ارزشمندی نخواهد انجامید. مهمترین هدف این حرکت را نباید در برکناری احمدی نژاد خلاصه کرد. هدف اصلی این حرکت دستیابی به یک جامعه قدرتمند است. یعنی تنوع و تکثر واقعی جامعه، در انواع تشکل ها سازمان یابد ، رهبری برسازند،و با استراتژی و تاکتیک، اهداف و علائق خو را دنبال کنند.
اگر جامعه قدرتمند شود، در آ�� صورت گذر مسالمت آمیز به دموکراسی امکان پذیر خواهد شد. دموکراسی از پائین ساخته می شود. اصلاح از بالا در جایی امکان پذیر است که قدرتمندترین افراد در ساختار سیاسی اصلاحات از بالا را آغاز کنند(مانند اصلاحات سیاسی گورباچف در شوروی، اصلاحات اقتصادی هواکوفنگ در چین). در جامعه ای چون ایران که قدرتمندترین فرد(یعنی سلطان) دشمن اصلی اصلاحات است، اصلاحات از بالا ناممکن است. انتخابات اخیر نشان داد که سلطان نه تنها ورود معتقدان به نظام را به ساختار سیاسی تحمل نمی کند، بلکه قدرتمندترین فردی را که در رهبر شدن او نقش کلیدی بازی کرد هم برنمی تابد و می کوشد او را تحت لوای مبارزه با اشرافی گری، فساد و رانت خواری از ساختار سیاسی حذف کند.
مردم و جوان ها رفته رفته به این نتیجه رسیده اند که کار دیگری باید کرد. آنان راه خود را از نیروهای سیاسی برج عاج نشین جدا کرده اند. البته خامنه ای راه تصحیح خطا را به روی خود بسته است. وقتی خطا ها بزرگ، و شکست ها عمیق باشد خطاکار راه تصحیح را بر خود می بندد. سلطان معجزه کرد و مار از صندوق آراء بیرون کشید . فردای انتخابات عاشق معجزه خود شد و به سرعت تمام آن را تأیید و تصویب کرد. دو روز پس از انتخابات، معجزه خود را "اعجاز الهی" خواند. عوامل او دست به کار شده اند تا این معجزه را تأیی�� کنند. برخی را با دلارهای نفتی می خرند، برخی را با وعده های قدرت، و برخی دیگر را از طریق تهدید و ارعاب به تبعیت وا می دارند. او برای آنکه به عقب نشینی های متوالی مجبور نشود باید به هر طریق ممکن مردم را به خانه ها بازگرداند. بازگرداندن مردم به خانه ها به او امکان می دهد تا اهداف خود را تعقیب کند. به همین خاطر به مهندس موسوی می گوید:"جنس شما با اینگونه افراد[یعنی مردم حاضر در خیابان ها]متفاوت است و لازم است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید". هیچ فردی بدون پشتوانه مردم قدرتی از خود ندارد. اگر مردم به حضور همه جانبه خود ادامه ندهند سلطان امکان می یابد که حکومت وحشت را جایگزین نظام سلطانی کند.
مردم می توانند به این رویداد به عنوان یک "فرصت تاریخی" برای قدرتمند کردن جامعه بنگرند. قدرتمند شدن جامعه بزرگترین دستاوردی است که اگر مردم بدان دست یابند با هیچ دستاورد دیگری قابل قیاس نخواهد بود. در تاریخ ما استبداد پدیده ای استثنایی نبوده است، تاریخ ما، تاریخ استبداد و سرکوب بوده است. این واقعیت حاکی از آن است که استبداد با ادب و فرهنگ و دین و مذهب و روحیات و خلقیات ما سازگار بوده است. اگر چه بسیاری از پیش شرط های اجتماعی گذار به دموکراسی در ایران وجود دارد، اما به صرف وجود پیش شرط های اجتماعی دموکراسی، و با یک اقدام خاص و منفرد نمی توان به دموکراسی گذار کرد. گذار به دموکراسی نیازمند مجموعه ای از اقدامات است، و این اقدامات باید نهایتاً به قدرتمند شدن جامعه بینجامد، و جامعه قدرتمند از جمله مهمترین ارکان گذر به دموکراسی است.
انتخابات اخیر نیازمند کشف حقیقت است. اگر چه همگان می دانند که آرای مردم به دستور شخص رهبر صورت گرفته است. اما می توان و باید با تشکیل کمیته ای حقیقت یاب مرکب از چهره های ملی و مردمی این واقعیت را علنی کرد و به اطلاع همگان رساند.

27
بدون‌نام
1388/03/29

نامه مشترک موسوی و خاتمی
مهندس میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در نامه‌ای مشترک به آیت الله هاشمی شاهرودی از وی خواستند تا نسبت به خاتمه دادن به «وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی» و جلوگیری از «برخورد خشونت آمیز با مردم» و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است، مبذول کند.

Thu / 18 06 2009 / 6:34

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ متن نامه مشترک میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی خطاب به رییس قوه قضاییه به این شرح است:

بسمه تعالی
حضرت آیت الله هاشمی ش��هرودی ، ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و تحیت

افزون بر مکانت قوه قضاییه و محوریت آن در دادگستری و تامین عدالت و حقوق مردم و حسن توجه جنابعالی به حقوق شهروندی و مواضع منصفانه شما در قبال مسایل جاری قضایی سبب می شود که در باب قضایای نگران کننده روزهای اخیر از جنابعالی درخواست رسیدگی و پیگیری عاجل و اساسی است.

در فضای اجتماعی امروز شاهد حضور مردمی هستیم که احساس می کنند در حق آنها جفاشده است و در اعتراض خود رفتاری کاملا مدنی را نشان می دهند.

طبق گزارش های متقن برخوردهای خشونت آمیز با اجتماعات و افراد عادی و نیز حمله به ��جتمع های مسکونی و منازل مردم به جرم اینکه اعتراض خود را با ذکر مبارک الله اکبر نشان می دهند و ضرب و جرح زنان و مردان وتخریب ساختمان و ویران کردن و مسایلی صورت می گیرد که با هیچ یک از معیارهای قابل قبول جمهوری اسلامی سازگار نیست و نتیجه ای جز بد بینی جامعه به نظام نخواهد داشت.

علاوه بر این تهاجم به دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان عزیز و ضرب وشتم و دستگیری جوانان از دختر و پسر مزید برعلت شده است. مستحضرید که در چند روز گذشته موج دستگیری‌ها بدون رعایت موازین قانونی چهره های شاخص سیاسی و اجتماعی و متعهدان مردم ، تهران و شهرهای مختلف را دربرگر��ته است.

دستگیری این شخصیت‌ها و افراد که غالباً نقش فعال و موثری در خدمت به مردم کشور و جلوگیری از خشونت و رفتارهای غیر مدنی دارند نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه موجب تخریب افکار عمومی و تشدید نگرانی و ناآرامی هاست.

متاسفیم که اقدام های تشنج آمیز و در پی آن برخوردهای خشن ماموران احیانا به کشتار نیز منتهی شده است. بدون تردید ایجاد چنین تشنج هایی از موارد مشکوکی است که ساحت مردم بزرگوار که رشد و رفتار مدنی خود را از جمله در راهپیمایی شکوهمند روز دوشنبه نشان داده اند از آن بری است. ما همواره مردم را به قانون و نظم و آرامش دعوت کرده ایم و در این زمینه از جنابعالی نیز استمداد می کنیم.

از آن جناب می خواهیم که بر حکم مسوولیت شرعی و قانونی و نیز احساس مسوولیتی که در دفاع از حقوق شهروندان دارید نسبت به خاتمه دادن به وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با مردم و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است مبذول نمایید.

میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی

28
بدون‌نام
1388/03/29

۲۸ خرداد ۱۳۸۸
«محال است که مهندس موسوی در آذربایجان اول نشود»

مریم محمدی

چند روز از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران و اعلام محمود احمدی‏نژاد به عنوان برنده‏ی آن می‏گذرد. ایران هنوز گرفتار تبعات این انتخابات است که نتایج آن مورد قبول دو نامزد اصلاح‏طلب انتخابات و میلیون‏ها هوادارانشان قرار ندارد.

قرار بود امروز در تهران، در مخالفت با نتیجه‏ی اعلام شده و حمایت از ابطال انتخابات، به دعوت آقایان موسوی و کروبی، راه‏پیمایی بزرگی انجام شود که از جانب وزارت کشور مجوز نگرفت.

اما علی‏رغم این امر، میرحسین موسوی و مهدی کروبی اعلام کردند که برای جلوگیری از خشونت و ناآرامی‏ها، در میدان انقلاب تهران حضور خواهند یافت.

به این ترتیب، راه‏پیمایی و تجمع بزرگ صورت گرفته است و تا همین ساعت نیز خیابان‏های تهران و برخی شهرهای بزرگ از جمعیت خالی نشده است.

در باره‏ی رویداد مشخص امروز و علل و نتایج احتمالی آن، با آقای عباس عبدی، تحلیل‏گر سیاسی و از مشاوران مهدی کروبی، یکی از نامزدهای اصلاح‏طلب، گفت‏گو کرده‏ام.

با آقای عباس عبدی، تحلیل‏گر سیاسی در تهران صحبت می‏کنم و از ایشان می‏پرسم: رویداد امروز را در پی مسایل سه روز گذشته، چگونه ارزیابی می‏کنند؟

دو سه روزی که گذشت، خشونت و درگیری زیاد بود. اتفاقی که امروز افتاد، می‏تواند ��هت جریان را کمی تغییر بدهد. اعلام راه‏پیمایی از سوی آقای موسوی بود و آقای کروبی هم حمایت کرد و علی‏رغم این که وزارت کشور مجوز نداد، آنان آمدند که اتفاق ناگواری رخ ندهد و جریان را از درگیری‏های خیابانی به سمت یک رفتار مسالمت‏آمیز منحرف کنند. فکر می‏کنم تا این‏جای کار همه‏ی مردم و این دو نفر موفق بودند. امید این هست که در ادامه‏ی جریان نیز این مسیر، شکل مدنی‏تری را پی‏گیری کند.

---اما به هرحال، به نظر نمی‏آید که مشکل حل شده باشد. چه راهی برای حل مساله وجود دارد؟ چه پاسخی برای اعتراضات مردم وجود دارد؟
***پیشنهاد اول من این است که یک مناظره���ی تلویزیونی بین نمایندگان این دو ستاد و ستاد وزارت کشور صورت بگیرد. تا این‏ها اطلاعات ریز و دقیق خود را از جریان تخلفات ارائه کنند.

آن موقع، فکر می‏کنم همه‏ی مردم، چه آن‏هایی که به آن طرف رأی داده‏‏اند و چه آن‏هایی که به این طرف رأی داده‏ند، در جریان دقیق قضیه قرار می‏‏گیرند و زمینه برای گرفتن یک تصمیم درست در جهت تجدید انتخابات، مساعد می‏شود.
----پذیرش آقای موسوی از جانب آقای خامنه‏ای را، با توجه به این که قبلا به این درخواست پاسخ مثبت داده نشده بود، اشاره‏ی مثبتی در جهت توجه به اعتراضاتی که هست، می‏بینید یا خیر؟

****قطعا همین���طور است. چون این درخواست صورت گرفته بود تا این که دیروز اعلام کردند، آمادگی برای این ملاقات وجود دارد. طبیعی است که هرچه گفت‏گوها و ارتباطات بیشتر باشد، به کاهش تنش بیشتر کمک می‏کند و طرفین درک بهتری از هم‏دیگر پیدا می‏کنند.

اما امیدواریم که این قضیه ادامه پیدا کند و طرفین در مورد صحت یا عدم صحت انتخابات، به درک مشترکی برسند. چون قراینی که ستاد آقای موسوی و آقای کروبی ارائه می‏کنند، خیلی خیلی جدی‏تر از آنی‏ است که بتوان با توجه به آن‏ها، صحت انتخابات را تایید کرد.

----نکته‏ی دیگری که در ملاقات میان آقای خامنه‏ای و آقای موسوی شاید قا��ل توجه باشد، این است که آقای خامنه‏ای هم گفته‏اند که در مورد رسیدگی به شکایات آقای موسوی تذکر خواهد داد و هم در پایان، بار دیگر به صحت و درستی انتخاباتی که برگزار شده، تاکید کرده است. فقط به نظر می‏رسد که این تاکید مثل گذشته محکم نیست. نظر شما چیست؟
****طبیعی است که اگر ایشان پافشاری کند، رسیدگی معنایی ندارد. اما مشکل این است که اصلا، رسیدگی مفید فایده نیست. به خاطر این که می‏توان گفت رییس شورای نگهبان، عضو غیررسمی و غیرعلنی ستاد آقای احمدی‏نژاد است. چه شکایتی به ایشان می‏توان برد؟ وقتی که آقای احمدی‏نژاد را بهترین فرد و بقیه را مشکل‏دار می‏د��ند، چنین کاری که نخواهد کرد.

----پیشنهاد مناظره‏ی شما، فکر می‏کنید چگونه کمک می‏کند؟

***آن‏جا قضیه خیلی فرق می‏کند. آن‏جا همه‏ی حرف‏هایی که من زدم و اضافه بر آن، خیلی دلایل وجود دارد. مثلا در یکی از مناطق سیزده‏گانه‏ی استان تهران تعداد آرای آقای کروبی، پانصد و سی‏ تا است. می‏خواهید اعلام کنیم، ده هزار نفر بیایند و بگویند ما به کروبی رأی داده‏ایم؟ همه درویش هستند. رأی دراویش قطعی است. یعنی از ده هزار رأی، پانصد و سی تای آن منظور شده است، این را با اطمینان می‏گوییم. تازه پانصد و سی‏تا از جاهای دیگری هم هست، مال منطقه‏ی مورد نظر من که ��ودهن باشد، نیست.

معلوم است که هم در شمارش آرا و هم در آرا مشکل وجود دارد و بهتر است قضیه را حل کنند. وگرنه اگر اصرار روی این مساله بکنند، اعتماد اجتماعی از این بین می‏رود و خیلی فاجعه‏بار خواهد شد، متاسفانه!

----ممکن است به نمونه‏هایی از قراین و شواهدی که کاندیداها در جهت ضرورت ابطال انتخابات دارند، اشاره کنید؟

***آقای کروبی چند بیانیه داده‏اند. سومین بیانیه، نامه‏ای است به شورای نگهبان در مورد فقدان صحت انتخابات و درخواست برای ابطال آن.
این بیانیه چند بند دارد، یک بند آن در مورد صلاحیت آقای احمدی‏نژاد است که مفصل در مورد امانت‏داری، صداقت و تقوای ایشان تشکیک شده که آخرین آن هم همین نکته‏ای است که دیروز از قول شورای نگهبان گفت: «هیچ شکایتی به شورای نگهبان واصل نشده است». بعید است که شورای نگهبان چنین دروغ واضحی را بگوید. در حالی که ستادها این شکایت‏ها را به شورای نگهبان داده بودند. ثبت هم شده و نامه‏اش را هم گرفته‏اند.

اتفاق‏های دیگری هم که در جریان مناظره‏ها افتاد، کاملا واضح بود که کسی که خلاف واقع بگوید، نمی‏تواند معرف کسی باشد که تقوا دارد. در مورد هزینه‏های مالی دولت و انواع و اقسام این‏ها که امانت‏داری ایشان را مورد سوال قرار داده‏اند.

نکته‏ی دیگر این است که نابرابری شدیدی در تبلیغات وجود داشته است. استفاده‏ی وسیع از امکانات مالی دولت، استفاده‏ی یک‏طرفه از رسانه‏ها، به خصوص صدا و سیما. ایراد و اتهامات در این رابطه مفصل است و بخش‏های آن هم مفصل است.

این دو مورد را ذکر کردم، چون ما با فرض وجود این دو عامل وارد انتخابات شدیم و معتقد بودیم با فرض وجود نابرابری، تبعیض و عدم عدالت، باز هم می‏توانیم رییس دولت را کنار بگذاریم.

اما دو مورد اصلی آن بعد از این است؛ یک مورد مربوط به اتفاقاتی است که روز رأی‏گیری رخ داده است و دیگری در شمارش آرا.

در روز رأی‏گیری، اولین چیزی که همیشه تاکید می‏شد، این بود که صندوق‏های رأی شفاف و شیشه‏ای باشد. معلوم باشد، درون آن چیست. اما با اخراج ناظران نامزدا (از زمانی که صندوق رأی را پلمپ کردند، ناظران نمایندگان را اخراج کردند)، معلوم نشد در صندوق چه بوده است.

قرینه‏های جدی وجود دارد که وقتی در ساعت ده، ده و نیم صبح، در بسیاری از حوزه‏های رأی‏گیری تعرفه‏های‏شان تمام شده، نشان می‏دهد این تعرفه‏ها قبلا استفاده شده بوده است. در واقع، این‏گونه از قضیه تعبیر می‏شود …

---چون قبلا گفته‏ بودند که تعرفه‏ها را حتا بیشتر از حد نیاز چاپ کرده‏‏اند؟

***این که بیشتر چاپ کرده‏اند�� مهم نیست. باید بیشتر چاپ کنند.

با وجود این، تمام شده است…
تعداد مصرف صندوق‏های رأی همیشه تا حدودی مشخص است. بر اساس سابقه، می‏دانند کدام صندوق چقدر مصرف دارد. بیست، سی درصد هم بیشتر تعرفه در اختیارشان می‏گذارند. اتفاقی هم نمی‏افتد. عموم این‏ها دو هزار، هزار و پانصد، در بعضی جاها که دو سه صندوق هست، چهار هزارتا هم می‏دهند. این تعرفه‏ها، هیچ‏وقت ساعت ده و نیم تمام نمی‏شود. امکان ندارد تمام شود. معلوم است که طور دیگری از آن‏ها استفاده شده است. بنابراین، بخشی از تخلفات این‏ها هستند.

خطر دیگر این بود که به ناظران کاندیداها کارت ندادند، دیر کارت دادند، موقع پلمپ بیرونشان کردند، موقع شمارش بیرونشان کردند. بسیاری از صندوق‏ها اصلا نتوانست ناظر داشته باشد. هرکاری خواستند کردند.

نکته‏ی کلیدی‏تر این است که در ساعت شش بعد از ظهر که پایان انتخابات بود، یک بار تمدید کردند و در اکثر صندوق‏های شلوغ، عملا مردم دیگر نتوانستند رأی بدهند و متفرق شدند. دلیل اصلی هم این بود که می‏ترسیدند اگر مردم متفرق نشوند و رأی بدهند، تعداد مشارکت از صد در صد بیشتر شود. این اتفاقی بود که در لرستان در سال ۷۶ رخ داد و مشارکت در این استان از صد در صد بیشتر شد. معلوم شد که قبلا پانصد هزار رأی در صندوق‏ها ریخته بودند.
----ولی آمار آن هنوز هم در وزارت کشور است، با همان اختلاف.

***بله، هنوز هم هست. چیز پیچیده‏ای نیست.

نکته‏ی دیگر موقع شمارش آرا است. شمارش آرا قاعده دارد. نتایج صندوق به فرمانداری می‏رود. در هر فرمانداری، صورت‏جلسه‏ی صندوق‏ها را می‏آورند، یک صورت‏جلسه‏ی فرمانداری درست می‏شود. معلوم می‏شود چه تعداد صندوق بوده و هرکس چه تعدادی آورده است. صورت‏جلسه‏ی فرمانداری‏ها به استان می‏رود، در استان تکمیل می‏شود، به تهران می‏آید. یا مستقیم از فرمانداری به تهران می‏آید. بنابراین، تهران باید جمع صندوق‏های فرمانداری‏ها را بگ��ید.

اما ناظران ما که در وزارت کشور بودند، می‏گفتند که تهران جمع‏ فرمانداری‏ها را نمی‏گفته است، بلکه جمع صندوق‏ها را می‏گفتند. اصلا معلوم نبوده این صندوق‏ها چگونه به وزارت کشور می‏آیند.

صندوق باید به فرمانداری برود، آن‏جا صورت جلسه شود. گروه دیگری در فرمانداری‏ها مسئول هستند که صندوق‏ها را جمع کنند و به تهران بفرستند. بنابراین، وقتی نتایج کل کشور اعلام می‏شود، قبل از آن نتایج فرمانداری‏ها و استانداری‏ها مشخص است. استان‏ها و شهرستان‏ها نتایج‏شان مشخص است.

اما این‏ها سه روز بعد نتایج استان‏ها و شهرستان‏ها را مشخص کرد��د. یعنی کل شمارش آرا، غلط و مخدوش بوده است. اصلا چنین نحوه‏ی شمارش آرایی، امکان ندارد.

بیان شمارش آرا از یک رگرسیون خطی (تنازل خطی) تبعیت می‏کند که غیرممکن است چنین چیزی اتفاق بیافتد، با یک رگرسیون با ضریب همبستگی نهصد و نود و هفت هزارم! در واقع یک یک. این طور استنباط می‏شود که آرا را در یک فرمول خاصی داشتند اعلام می‏کردند. بنابراین، این جای کار هم اشکال دارد.

اما نتایج آرا هم نشان می‏دهد که این آرا نمی‏تواند آن طور که باید و شاید، دقیق باشد. چرا که در انتخابات قبل می‏بینیم همه در استان‏های خودشان اول می‏شدند (منظور از همه، نامزدهای اصلی هستند و نه نامزدی که یکی دو درصد رأی می‏آورده است). مثلا، آقای ناطق نوری یک سوم آقای خاتمی رأی آورد ولی در دو استان اول شد؛ استان لرستان و استان مازندران. در استان لرستان به دلیل تقلب و در مازنداران، به این علت که استان خودش بود.

محال است که مهندس موسوی در آذربایجان اول نشود. محال! بدون تردید! وقتی صد و پنجاه هزار نفر به استقبال یک نفر می‏آیند، معنی‏اش این است که اقلا صد و پنجاه هزارتا رأی دارد. بعد می‏بینیم که آن‏جا با پانزده برابر فاصله‏ی رأی با آقای احمدی‏نژاد سوم می‏شود.
http://www.ayande.ir/1388/03/post_769.html

29
بدون‌نام
1388/03/29

بدرستی و با استناد به رسانه ها واقعیت امر این است که استاد عاکف رهبر گروه اخوان و همچنین حماس انتخاب دوباره "نجاد" را تبریک گفته اند اما اگر مسئله غیر از این بود می بایست توضیحات خود را برای اذهان عمومی اعم از تکذیب یا اعلام بی طرفی که این یکی معقولانه تر است، می نمودند.

مقالات و گزارشها در سایت اخوان آنلاین در رد رئیس ماندن "نجاد" نمی تواند حکایت از بیان رسمی آن گروه برله رئیس ماندن "نجاد" باشد کما اینکه تمام مطالبی که در سایت رسمی جماعت قرار می گیرد نمایانگر نظرات رسمی این جماعت نیست.

کتمان این حقیقت و یا سعی در انحراف جهت ذهن ها به بهانه اینکه "نباید به صفوف همدیگر بتازیم" نمی تواند دلیل درستی برای نگفتن "حق" باشد. قولوا الحق و لو علی انفسکم ؛ بویژه گفتن این حق در سطوح پایین گروهی باشد نه رسمی و فقط تبادل نظری در فضای مجازی.

معیار سنجش حقیقت اشخاص و یا گروهها نیستند که برای برون رفت از یک عمل و یا موضع نسجیده بی درنگ مسئله را عرفی تلقی کنیم و به بهانه اینکه دیگران نیز چنین کرده اند خود را مبرا بدانیم. به نظر می رسد وجود این نوع تعابیر و این نوع عرفی کردن مسائل و دامن زدن به آنها خود عرفی شده باشد. هر چند این نوع تعبیر کردن در چارچوب دینی - عقلانی نمی گنجد و بیشتر حکایت از حمایت جانبدارانه - که هدفی خاصی را دنبال می کند- دارد.

اما با این وجود تاختن به گروه اخوان و حماس به صورت غیر منصفانه جایز نیست. چنانکه می دانیم این دو هرکدام در مناطق خودشان در موضع قدرت نیستند و برای تدوام حمایت های مالی و معنوی خود ناگزیر از تعامل با ایران هستند ضمن اینکه شایسته بود این دو با آشنایی بیشتر از اوضاع سیاسی اجتماعی ایران موضع می گرفتند. شاید این مسئله بهانه ی خوبی باشد برای علاقات بیشتر جماعت ایران با گروههای اسلامی برون مرزی و آگاه نمودن آنها از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران.
خسته نباشید- عه وللا

30
بدون‌نام
1388/03/30

مطالبات سنی‌ها در انتخابات در گفت و گو با دکتر لقمان ستوده و ادریس پیرصاحب از اعضای «جماعت دعوت و اصلاح»
http://mariwangallery.blogfa.com/post-413.aspx

un 7, 2009 7:10 PM
«توجه جدی نامزدهای اصلاح‌طلب به مطالبات اهل سنت»
from Radio Zamaneh by سید سراج‌الدین میردامادی

با گرم‌تر شدن رقابت میان کاندیداهای دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، موضوع حقوق و مطالبات اقوام و مذاهب نیز مورد توجه اکثر کاندیداها قرار گرفته است.

ابتدا از دکتر لقمان ستوده، عضو دفتر مرکزی جماعت دعوت و اصلاح که یک تشکل سراسری اهل سنت در ایران است پرسیده‌ام موضع چهار کاندیدای ریاست جمهوری در عرصه‌‌ی رقابت نسبت به مسأله‌ی اقوام و مذاهب را چگونه ارزیابی می‌کنید.

Download it Here!

ما برای انتخابات دهم هم مطالبات را تدوین کرده‌ایم. که نسبتاً تفضیلی بود. در این بیانیه تدوین مطالبات اصلی‌ترین و مهم‌ترین دغدغه‌هایمان را که بخشی دغدغه‌ی عمومی ملت ایران است و بخشی هم دغدغه‌های ویژه‌ی اهل سنت به عنوان پیروان مذاهب و اقوامی که به این هویت قومی متفاوت از هویت رسمی تعلق دارند، بیان کردیم.

در آن بیانیه به طور موجز و خلاصه تحلیلی از شرایط فعلی کشور داده شده بود. همچنین در این بیانیه در درجه‌ی اول به اهتمامات ملی پرداخته شده بود که برای ما هم موضوعیت برجسته دارند. بحث احترام به انتخاب مردم، بحث آزادی‌های عمومی، آزادی‌های فردی و بعد از آن هم مطالبات ویژه‌ای که برای اهل سنت و اقوام قابل طرح باشد.

شاید بتوانیم بگوییم در واکنش به این بیانیه، جدی‌ترین و ملموس‌ترین اهتمام را آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی داشته‌اند که این جای تقدیر و تشکر دارد. برای بحث قومیت‌ها و مذاهب تا جایی که من اطلاع دارم فکر می‌کنم تاکنون ستاد آقای احمدی‌نژاد در این مورد چیز خاصی اعلام نکرده است.

شاید بگویم در چهار سال دوره‌ی ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد و حتا در سفرهای استانی مکرری که به مناطق اهل سنت هم داشته‌اند، یک بار هم در بیانات رسمی و در سخنرانی‌هایی که در جمع مردم داشته‌اند، هیچ‌گونه اشاره‌ای به هویت مذهبی اهل سنت نداشته‌‌اند. فکر می‌کنم ایشان هنوز در حال تأمل و اندیشه کردن هستند.

هر چند که تا کنون چیز مدونی ندیده‌ام اما صحبت‌های غیر رسمی را از ستاد آقای رضایی دریافت کرده‌ایم که گویا ایشان هم یک الگوی فدرالیسم فرهنگی ـ اگر این تعبیر درست باشد ـ را مد نظر دارند. که می‌خواهند در برنامه‌های تبلیغاتی رادیو تلویزیونی‌شان روی این بخش بیشتر زوم کنند و مانور بدهند.

چیزی که می‌شود به عنوان بحث‌های مدون به آن اشاره کرد، بیانیه‌ی چهارم آقای مهدی کروبی است که شاید حرف دل عمده‌ی شهروندان متعلق به اقوام و یا پیروان اهل سنت و جماعت را زده‌اند. و نیز بیانیه‌ای که آقای میرحسین موسوی در خصوص حقوق اقوام صادر کرده‌‌اند. با این‌که تیتر اقوام را در خود دارد اما در مورد اهل سنت هم اشارات جدی و قابل قبولی دارد.

از آقای ادریس پیرانه‌سر، دیگر عضو دفتر مرکزی «جماعت دعوت و اصلاح» پرسیدم موضع اهل سنت درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری آتی چیست؟

در میان جامعه‌ی اهل سنت هم مانند دیگر شهروندان ایران تعدد نظرات وجود دارد. ممکن است تعدادی قایل به تحریم و عده‌ای قایل به مشارکت باشند و ممکن است عده‌ای هم قایل به دو رویکرد اصلی اصلاح‌طلبی و اصولگرایی باشند.

در میان جامعه‌ی اهل سنت هم می‌شود گفت که همه‌ی این طیف‌ها به نوعی وجود دارند. اما ممکن است نوع موازنه‌شان متفاوت باشد. لذا بنده به عنوان سخنگوی اهل سنت نمی‌توانم موضع‌گیری کنم که جامعه‌ی اهل سنت بیشتر به کدام سمت تمایل دارد.

راهبرد اصلی ما در «‌جماعت دعوت و اصلاح» از اول انقلاب تا امروز مشارکت بوده و در عمل هم نشان داده‌ایم. در دوره‌های مختلف انتخابات شرکت کرده‌ایم. تا جایی که برای ما امکان داشته گاهی هم بیانیه صادر کرده‌ایم. هر چند که در ابتدای انقلاب صدور بیانیه و اعلام حضور رسمی برای ما ممکن نبود اما در عمل وارد انتخابات شده‌ایم و در همه‌ی انتخابات‌ها چه ریاست جمهوری، چه مجلس و چه سایر انتخابات دوستان شرکت کرده‌اند.

اما می‌شود گفت که دوستان اهل سنت در انتخابات قبلی این‌طور نشان داده که مجموعه‌ی اهل سنت ـ نه همه ـ به سمت مشارکت تمایل دارند. مشارکتی که دیدگاه‌هایشان به نوعی نزدیک به دیدگاه‌های جامعه‌ی اهل سنت باشد. در دوران اصلاحات می‌بینیم که میزان مشارکت در جامعه‌ی اهل سنت خیلی بالا می‌رود و نشان‌دهنده‌ی این است که به نوعی امید به گفت‌ و گوی اصلاح‌طلبی در میان اهل سنت وجود دارد.

احساس نزدیکی که بین این جریان فکری و اهل سنت احساس می‌شود، نشان می‌دهد که میزان تمایل آن‌ها به مشارکت به خصوص انتخابات ریاست جمهوری و مجلس به نوعی نشان‌دهنده‌ی گرایش فکری اهل سنت هم هست. در دو دوره‌ی ریاست جمهوری آقای خاتمی و دوره‌ای که آقای معین کاندیدا شدند، رأی اغلب مناطق اهل سنت به گفتمان اصلاح‌طلبی بود.

البته نمی‌توان گفت که تمام اهل سنت چنین دیدگاهی دارند. ممکن است عده‌ای قایل به تحریم باشند، مانند تعدادی از افراد جامعه‌، اما اکثریت قایل به مشارکت هستند. دلیل آن این است که تنها گزینه‌ای که جامعه‌ی اهل سنت یا حداقل جماعت خودمان فکر می‌کند که می‌تواند در روند شکل‌گیری آینده تأثیرگذار باشد و به نوعی آینده را بسازد، همین مشارکت سیاسی است.

از آقای پیرانه‌سر پرسیدم کارنامه‌ی دولت آقای احمدی‌نژاد در خصوص احقاق حقوق اهل سنت چگونه است؟

دولت آقای احمدی‌نژاد نه در عمل و نه در حوزه‌ی شعار هم حداقل‌ها را مطرح نکرد. یعنی ایشان در عمل حداقل‌های اهل سنت را نادیده گرفتند یا حداقل‌های قومی و مذهبی را به نوعی نادیده گرفتند و به آن توجه نکردند. در شعارهای تبلیغاتی خودشان هم که فعلاً نیازمند این هستند که بتوانند آرای قومی و مذهبی را کسب کنند، فعلاً متأسفانه در شعارهای تبلیغاتی‌شان هم دیده نمی‌شود.

یعنی حتا قایل به استفاده تبلیغاتی از این قضیه نیستند و حداقل تا کنون نبوده‌اند. چهار سال پیش هم همین وضعیت حاکم بود و در حوزه‌ی عمل نشان دادند که به نوعی قایل به برآورده کردن حداقل‌های مطالبات نیستند.

دکتر لقمان ستوده

دکتر لقمان ستوده نیز در خصوص مطالبات اهل سنت در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری گفت:

شاید بشود گفت اولین انتظار، ایجاد فرصت‌های برابر در زمینه‌های مختلف باشد. متأسفانه ما به عنوان یک هویت مذهبی در زمینه‌ی منزلتی امکان صعود به بخش‌های مدیریتی کشور را تا کنون نداشته‌ایم. ممکن است کسانی خرده بگیرند که چه اشکالی دارد یک شهروند ایرانی می‌آید استان کردستان و به عنوان استاندار مدیریت می‌کند.

ما می‌گوییم همان شهروند کردستانی از استان اصفهان بلند شود و برای مدیریت به استان اصفهان برود. چه اشکالی دارد؟ مگر ما نخبه نداریم؟ البته ما اصراری نداریم که چرا استاندار کردستان کرد نبود یا سنی نبود. اما در کل اگر شما بیایید جدولی ترسیم کنید از مدیرانی که در این ۳۰ سال در کشور بوده‌اند ـ به جز دولت موقت که ما استاندار کرد اهل سنت داشتیم ـ اما از دولت‌هایی که بعد از دولت موقت سر کار آمده‌اند سهم اهل سنت در مدیریت عالی کشور نزدیک به صفر است و در مدیریت میانی کشور در سطح بسیار ناچیزی است که آن هم ماحصل تلاشی بود که جناب آقای خاتمی در دولت اول و دوم خودشان داشتند.

سقف آن هم انتخاب فرماندار در بعضی از شهرستان‌های اهل سنت است که نخبگانی از اهل سنت را به این سمت منصوب کردند. همچنین در یکی دو استان، معاون برنامه‌ریزی هم از اهل سنت انتخاب شده بودند. در آن مقطع زمانی این رویکرد تأثیر مطلوب و قابل قبولی برای حس همبستگی ملی شهروندان اهل سنت داشت. نشاط ایجاد شده کاملاً ملموس بود. ولی متأسفانه همه‌ی این دستاوردهای مثبت نادیده گرفته شد و اوضاع در چهار سال گذشته به قبل از سال ۷۶ برگشت.

نقطه‌ی اول فرصت‌های برابر که عرض کردم، بحث منزلت بود هر چند نمی‌خواهم اولویت‌گذاری کنم اما یکی از این بحث‌ها منزلتی است. دیگری تبعیض‌های فرهنگی مذهبی ویژه‌ای است که در این ۳۰ سال به اهل سنت تحمیل شده است.

مثلاً تعیین روز عید را نمی‌توان به یک تصمیم‌گیری سیاسی موکول کرد. این یک بحث مذهبی است و مذهبیون باید به این موضوع بپردازند. کما این‌که گاهی در قم هم بین دو مرجع اشتراک نظر مطلق وجود ندارد و یکی یک روز زودتر را عید اعلام می‌کند اما در غالب موارد دچار تنش‌هایی شده است و احیاناً روحانیون سر این قضیه آسیب دیده‌اند. در حالی که این یک بحث بسیار بسیار پیش پا افتاده است. با یک خوانش مذهبی ویژه فلان روز می‌تواند شروع ماه مبارک رمضان باشد یا فلان روز می‌تواند روز عید فطر باشد.

متأسفانه این پذیرفته نشده است و اگر بخواهیم این تبعیض‌ها در حوزه‌ی مذهبی و دینی را پیگیری بکنیم و مثال‌های دیگری بزنیم، بحث دینی مدارس مطرح می‌شود. هر چند برابر قانون باید ضمیمه‌ی ویژه‌ای برای اهل سنت در نظر بگیرند و در مدارس اهل سنت تدریس شود. به حیث شکلی این مصوبه اجرا شده و ما از سال سوم یا چهارم ابتدایی که در خاطرم نیست تا چهارم دبیرستان این ضمیمه را داشتیم. اما این محتوا تقریباً همینی بود که بود.

زندگی‌نامه‌ی مختصر از چهار خلیفه بود، توضیحاتی در مورد وضو، آب کر و بحث‌های پیش پا افتاده دیگر. در عین حال ما مجبور بودیم برای کنکور سراسری اصول عقاید شیعه را بخوانیم و آن را امتحان بدهیم. شهروند زرتشتی که در کشور ما زندگی می‌کند و خودش را برای آزمون سراسری آماده می‌کند تعالیم دین زرتشت را امتحان می‌دهد. ولی برای ما در عین حالی که آن ضمیمه پیش‌بینی شده، اما برای گزینش‌‌های رسمی مثل استخدام و کنکور سراسری، شهروند اهل سنت باید بر مبنای اعتقاداتی غیر از اعتقادات خودش را آماده بکند و پاسخ بدهد.

به این اجرای ناقص قانون می‌گویند. ضمن آن‌که ما به همین اجرای ناقص هم انتقادات جدی داریم. چون واقعیت این است همان کتاب‌های جدی که برای اهل سنت منتشر می‌شد، کیفیت قابل قبول نداشت. نهادهایی تحت عناوین مختلف در غرب و شمال کشور در استان گلستان تحت عنوان مرکز بزرگ اسلامی تأسیس شده که متأسفانه تأسیس این نهادها و عملکرد این نهادها بیش از آن‌که بتواند وجوه مثبت داشته باشد و ذهنیت مردم و نخبگان اهل سنت را مثبت بکند غالباً تأثیر معکوس بر جای گذاشته است.

کج‌سلیقگی‌ها، بی‌تجربه‌گی‌هایی که بعضاً مدیران این مراکز در تعامل با علمای اهل سنت و قضایای مذهبی مردم داشتند، غالباً یک نوع واگرایی را در کشور ایجاد کرده است. اراده‌ای هم برای همانندسازی یا آسیمالیسون فرهنگی می‌شد ردیابی کرد که ما نمی‌توانیم یک مورد را ارایه کنیم و بگوییم بر مبنای این سند، پروژه‌ی همانند‌سازی در فلان منطقه دارد اجرا می‌شود.

اما نشانه‌های جدی و بعضاً نگران کننده‌ای ظهور یپدا می‌کرد که بحث استفاده از رسانه‌ی ملی برای ترویج یک فرقه‌ی خاص مذهبی است. به عنوان شهروند این کشور معتقد هستیم که این رسانه باید دین مبین اسلام را به طور کمال و تمام تبلیغ کند. اما این‌که به نقض معتقدات یک مذهب ورود یپدا کند که در قانون اساسی هم به آن اشاره شده، در صورت فراهم نشدن فرصت پاسخ این یک نوع اجحاف و یک نوع تضییع حق است.

آقای ادریس پیرانه‌سر در پایان، خطاب به کاندیداهای ریاست جمهوری گفت:

می‌شود گفت که این خواسته‌ها و مطالبات حداقلی اقوام و مذاهب در غالب مطالباتی که در این فرصت زمانی که به عنوان فرصت انتخاباتی در اختیار گروه‌ها و تشکل‌های قومی و مذهبی قرار داده شده است حداقل‌هایی را از مطالب قومی و مذهبی مطرح کرده‌اند.

امید ما این است که کاندیداهای محترم از این مطالبات یا حداقل مطالبات استفاده‌ی تبلیغاتی نکنند. یعنی صرفاً به عنوان یک حربه‌ی تبلیغاتی از آن استفاده کنند بعد که بر مسند ریاست جمهوری می‌نشینند مجموعه‌ی این مطالبات را نادیده بگیرند.

هدف اولیه‌ی اهل سنت این است که بتواند به حداقل‌هایی که تعریف کرده، برسد. واقعیت این است مطالباتی که گروه‌ها و تشکل‌ها، چه قومی و چه مذهبی مطرح کرده‌اند، با توجه به ظرفیت‌های قانونی که کشور ما دارد، حداقل‌هایی است که مطرح کرده‌اند و امید این است که این حداقل‌ها هم برآورده شود. و باعث سرخورگی نشود. که بعد از چهار سال هم باعث شود روند مشارکت سیاسی گروه‌های قومی و مذهبی را تقلیل بدهد.

31
بدون‌نام
1388/03/30

مجموعه مواضع جماعت در ارتباط با انتخابات اخیر، معقول، منطقی و واقع بینانه بود. پاینده باشید.

32
بدون‌نام
1388/03/31

بیانیه جدید میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف و هوشمند ایران
نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را بربایند/همواره در کنار شما خواهم ماند
قلم - میرحسین موسوی در آخرین بیانیه خود با تاکید بر اینکه همواره در کنار مردم خواهد ماند، به کجروی ها و دروغ گویی هایی که با آن روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم اشاره کرده و آورده است: "بر این باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند."

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است:

"بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسوولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.

سی سال پیش از این در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند.

آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسان‌ها پایه‌های نظام را تضعیف نمی‌کند، بلکه استحکام می‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.

من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم، رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.

اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانون‌گریزی پیش‌بینی کرده بودیم به صریح‌ترین شکل ممکن و در نزدیک‌ترین زمان تحقق یافت.

استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاش‌هایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحران‌های مدیریتی موجود و نارضایتی‌های گسترده‌اجتماعی، که انباشت‌شان می‌تواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسن‌ظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسوولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمت‌آمیز را تحمل نمی‌کنند.

اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانه‌‌انگاری‌ها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفته‌اند خنثی کنم.

اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسوولیت آن را پذیرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که این رسیدگی‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.

از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بی‌طرفی است.

اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یک هیات مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته ‌شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکت‌های مردمی به فرافکنی بپردازد و مسوولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.

اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یک همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم توانایی‌های اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.

ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند و صدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکنیم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی"

33
بدون‌نام
1388/03/31

شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
انتخابات اخیر ایران، جمهوریت و اسلام

حسن یوسفی اشکوری
پیامدهای انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران بیش از آن که بعد "جمهوریت" نظام ترکیبی ایران یعنی "جمهوری اسلامی ایران" را با پرسش و چالش جدی مواجه کند، با بعد "اسلامیت" آن چالش پیدا کرده است. چرا که این نظام دینی و تئوکراتیک بیش از آن که خود را متعهد به جمهوریت و دموکراسی و سیستم مدرن "دولت – ملت" بداند، ادعا می کند که به دین و اصول اسلامی پایبند است و حال می بینیم که در انتخابات بدیهی ترین اصول اسلامی و قواعد فقهی رعایت نمی شود.

در توضیح این مدعا می توان گفت: درست است که در اسلام یعنی قرآن و سنت و سیرة پیامبر اسلام قواعدی چون آزادی، دمکراسی، حقوق بشر، جمهوریت، تفکیک قوا، انتخابات و پارلمان و مانند آنها، که عمدتا بر آمده از تحولات جدید غرب است، وجود ندارد اما زمانی که انقلاب ایران در سال 1979 رخ داد و آیت الله خمینی و دیگر فقهیان همفکر ایشان دست به تأسیس نظام جدیدی با عنوان "جمهوری اسلامی" زدند، قرار گذاشتند که اسلام و شریعت اسلامی را در قالب جمهوریت تعریف کنند و با ساز و کارهای نظام جمهوری مدرن به اجرا در آورند، از این رو به شکل الزام آوری جمهوری را در برابر نظام سلطنتی مشروطه برگزیدند و در مقدمه و اصول متعدد قانون اساسی به این نکات تصریح شده است. از جمله گفته شده است که خداوند انسان را بر سرنوشت خود مسلط ساخته و حق حاکمیت به نوع انسان واگذاشته شده و اداره کشور از طریق مراجعه به آرای عمومی (از جمله انتخابات شورا ها، پارلمان، ریاست جمهوری و رفراندوم) صورت می گیرد و تأکید شده است که حتی یک روز هم نباید کشور بدون مجلس باشد.

در اصل نهم قانون اساسی گفته شده است که آزادی و استقلال دو جزو جدایی ناپذیر است و نمی توان به بهانه یکی دیگری را نقض کرد و در پایان تصریح شده است که حتی با وضع قانون نمی توان آزادیها را نقض کرد. در بخش "حقوق ملت" قانون اساسی به تفصیل در مورد آزادیها، فعالیت احزاب، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات، ممنوعیت تفتیش عقاید، ممنوعیت شکنجه و امثال آنها سخن رفته است.

گرچه در همین قانون نیز ولایت فقیه (که بعدها به ولایت مطلقه متحول شد) پذیرفته شده و تمام آزادیها و تصویب قوانین به عدم تعارض با اصول اسلام مشروط شده و از این رو در پاره ای موارد تناقضاتی پدید آمده است، اما به هرحال سخن اساسی این است که اجرای همین اصول و قوانین به الزام منطقی پذیرفتن جمهوریت و بویژه اصل نهم قانون اساسی، نمی تواند ناقض اصول و مبادی جمهوریت باشد. بویژه که جمهوری اسلامی خود نیز با استفاده از طریق مراجعه به افکار عمومی بنیاد نهاده شده و مشروعیت خود را از همین روش به دست آورده و پس از تأسیس به عضویت خود در سازمان ملل ادامه داده و تمام منشورات این سازمان و توابع آن مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 1948 و میثاقین را امضاکرده و عضو سازمان بین المجالس است و نمی تواند از تعهداتش شانه خالی کند. وقتی آیت الله خمینی در پاریس اعلام می کند که منظور وی از جمهوری جمهوری به معنای رایج آن در جهان است و حتی می افزاید منظور از جمهوری اسلامی از نوع جمهوری فرانسه است، روشن می شود که اصول جمهوریت مدرن بر دیگر اصول و عقاید دیگر از جمله احکام شرعی حاکم و مقدم است.

حال با تکیه بر این مقدمات می توان گفت همان گونه که رهبران و مسؤلان نظام جمهوری اسلامی ایران دعوی اسلام خواهی دارند و خود را متعهد به اجرای شریعت می دانند، باید خود را به جمهوریت و تمام مبانی و لوازم گریزناپذیر آن نیز متعهد بدانند. زیرا آنان به تصریح سخنان بیانگذار و مؤسس جمهوری اسلامی، که خود یک فقیه بود، پذیرفته اند که اسلام مورد نظر خود را در زیر مجموعه آزادیها و دموکراسی و جمهوریت تعریف کنند و احکام شرعی را در همین قالب و نظام تفسیر و اجرا کنند و گرنه پذیرفتن اصل جمهوریت و حقوق ملت لغو و بیهوده خواهد بود.

افزون بر آن، اصول و قواعد مسلم اسلامی و فقهی نیز رهبران جمهوری اسلامی را به اجرای تمام قانون اساسی و از جمله اصول مربوط به جمهوریت و انواع آزادیها و حقوق ملت موظف می کند. از جمله می توان به چند اصل اسلامی اشاره کرد:

1 – ادای امانت. در آیات قرآن و روایات دینی تصریح شده است که ادای امانت یک وظیفة اخلاقی و یک حکم شرعی گریزناپذیر است. یعنی اگر متاعی را نزد کسی به امانت بگذارند، شخص امین و امانتدار موظف است که آن را حفظ کند و به موقع بی کم و کاست به صاحبش باز گرداند و در صورت خیانت و یا تلف شدن متاع امانتدار ضامن است و باید جبران کند. باز به استناد منابع استوار دینی حکومت یک امانت الهی و مردمی است که بوسیله مردم، یعنی صاحبان اصلی و حقیقی حاکمیت، به شخصی و یا اشخاصی واگذار شده است و حاکمان موظفند آن را در چهارچوب میثاق فیمابین حفظ کنند و امانت را به صاحبان حق باز گردانند. رأی مردم در انتخابات امانت مردم است و باید به درستی گزارده شود.

2 – وفای به عهد. باز در منابع دینی وفای به عهد و پیمان از ارزشهای اخلاقی و از اصول شرعی انکار ناپذیر است. این قاعده در تمام روابط اجتماعی لازم الاجرا است. از پیمان بین زن و شوهر گرفته تا امور تجاری و سیاسی و حکومت و دولت. در دنیای مدرن و در نظام جمهوری ودموکراتیک، قانون اساسی میثاق و قرارداد بین دولت و ملت است و بنابر این هر دو طرف قرارداد متعهدند که به میثاق و پیمان وفادار باشند و هیچکدام حق فسخ قرار داد را به صورت یک طرفه ندارد و اگر یک طرف نقض پیمان کرد، طرف دیگر از تعهد رها می شود.

3 – عدالت. اسلام دین "عدالت محور" است و تمام روابط انسان با خدا، طبیعت، جامعه و حتی با خود، با معیار عدالت تنظیم می شود. اسلام نیز به مثابة یک دین وحیانی و ابراهیمی، طبق ادعا، بر بنیاد عدالت استوار شده است، به گونه ای که بدون عدالت بنای دین و شریعت فرو می ریزد. از اینحا است که متکلمان بزرگ شیعی و معتزلی، که آنان را "عدلیه" و "عقلیه" می گفتند، گفته اند عدالت معیار سنجش دین است نه بر عکس و لذا تصریح کرده اند که دین باید عادلانه باشد نه این که عدالت دینی تفسیر شود و بنابراین عدالت به مثابة یک قاعده بیرون دینی بر دین مقدم است. با توجه به اهمیت عدالت، در فقه اسلام تمام امور از جمله اموری چون قانون، حکومت، سیاست، اقتصاد، اخلاق با معیار عدالت تنظیم و اجرا می شوند و گرنه هیچ ارزش دینی و شرعی نخواهند داشت. بویژه کسانی که در جامعه از سوی مردم مسؤلیتی برای تنظیم امور سیاسی و اجرایی پیدا می کنند، باید واجد شرط عدالت باشند، از یک امام جماعت گرفته تا قاضی و مجتهد و زمامدار جامعه اسلامی. کسی که فاقد شرط عدالت می شود، خود به خود منعزل است و لذا نیاز به عزل ندارد. البته در تفسیر عدالت و تعیین مصادیق آن بحث و مناقشه و اختلاف نظر فراوان است که اشاره به آن از مجال بحث ما خارج است. اما آنچه مسلم است این است که در جهان مدرن اجرای درست قانون و پایبندی به قانون از مصادیق روشن عدالت است.

با توجه به نکات یاد شده، باید دید که آیا در انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران تخلفی صورت گرفته یانه، به عبارت دیگر آیا انتخابات سالم، عادلانه، رقابتی و طبق هنجارهای قانونی انجام شده و نتایج آن قابل قبول است یا نه. گرچه مسؤلان برگزار کنده انتخابات مدعی اند که انتخابات سالم و عادلانه و قانونی بوده و نتایج اعلام شده نیز درست است اما سه کاندیدایی که از دور رقابت حذف شده اند، ادعا می کنند که چنین نیست، بویژه آقای میر حسین موسوی ادعا می کند که بیشترین رای را داشته و بر گزیده ملت ایران است و آرای او را به حساب محمود احمدی نژاد واریز کرده اند. گرچه فعلا هیچ راهی برای بررسی صحت و سقم ادعای دوطرف وجود ندارد اما شواهد روشن و غیر قابل انکاری در دست است که نتایج اعلام شده نادرست و غیر قابل قبول است و بویژه هرگز نمی توان پذیرفت که احمدی نژاد از چنین آرایی برخوردار باشد و در مقابل مهدی کروبی چنین رای اندکی داشته باشد. کسانی که در ایران زندگی می کنند، حتی حامیا ن خاص احمدی نژاد، بخوبی می دانند که حتی اگر اعضای ستاد (کمپین) گسترده کروبی و خانواده هایشان به وی رای می دادند حداقل به چند میلیون می رسید، چگونه می توان پذیرفت که او سیصد هزار رای داشته باشد. از قضا این بار به گونه ای دست به تقلب زده اند که مخدوش بودن و جعلی بودن آن آشکار و غیر قابل انکار است. شاید عمد داشته اند و خواسته اند قدرت نمائی کرده و رقیبان یعنی حامیان اصلاح طلبان را، که اکثریت ملت ایرانند، با تحقیر برای همیشه از صحنه خارج کنند.

اگر بپذیریم که نتایج انتخابات غلط و حداقل مخدوش است و به عمد آرای اکثریت قاطع ملت ایران نادیده گرفته شده و رئیس جمهور منتخب محصول یک کودتای انتخاباتی است، باید گفت که در این انتخابات هم جمهوریت نقض شده و هم اسلامیت و شریعت اسلامی آشکارا نادیده گرفته شده است. زیرا مسئولان جمهوری اسلامی باید واجد شرایطی چون امانت داری، وفا کننده به عهد و عادل باشند. و نیز طبق قانون اساسی لازم است مدیر و مدبر باشند و بتوانند کشور را در چهارچوب عقل و خرد جمعی و مصالح و منافع ملی اداره کنند و اکنون می بینیم که هیچکدام از این شرایط و ضوابط رعایت نشده است. معیار های داوری این منازعه نیز عبارتند از: قانون اساسی، قواعد مسلم دینی و افکار عمومی.

--

* این مقاله با ترجمه آلمانی در شماره مورخ 16 ژوئن 2009 در روزنامة فرنکفورت الگمانیه سایتونگ چاپ شده است.

34
بدون‌نام
1388/03/31

در باره‌ی نتیجه‌ی انتخابات
عبدالکریم سروش
بنام خدا
باز این چه ابر بود که مارا فروگرفت
تنها نه من،گرفتگی عالمست این
یکدم نگاه کن که چه برباد میدهی
چندین هزار امید بنی آدمست این

چندین هزار امید بنی آدم را برباد دادند وقومی را داغدیده و دردمند کردند و پای اهانت بر شعور و غرور شان نهادند و دست خیانت درصندوق امانت شان بردند وبا نیرنگ وفریب، باطلی را بجای حق نشاندند تادوباره عزت وکرامت راپایمال جهالت کند ونام را به ننگ بفروشد و فرومایگان را بر کرسی ریاست بنشاند ودروغ ودغل درکار مدیریت کند وخرافه بگسترد وسفاهت بپرورد واز چاههای نفت بردارد ودر چاههای جمکران بریزد وآزادی را خفه کند وآگاهی را بکشد واستبداد دینی وقراءت فاشیستی از دین را قوام بخشد ودیانت را ملعبه دست سیاست کند و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد و فرهنگیان را بدست سرهنگان بسپارد ودست تطاول درحقوق مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، بسوی خدای خدیعت نماز کند.

هیچ چیز مهیب‌تر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست.سرمایه اعتمادشان را ستاندن وآب دهان برویشان افکندن. پلیدی وبیشرمی ازین بیشتر نمیشود.آدمیان دزدی ودغلی را تحمل میکنند اما اهانت مکرر به عزت وکرامت شانرا هرگز.

اینک روح مجروح وغرور رنجورایرانیان بجوش آمده است وتاننگ آن خیانت زدوده نشود وتا غاصبان بدست عدالت سپرده نشوند التهابشان فرو نمی نشیند.
والبته جای هیچ نومیدی نیست، «که بد بخاطر امیدوار ما نرسد».اجتماع هزار در هزار زنان ومردان حق جو ومطالبه گر پنجره های امید را برتاریخ آینده ما گشوده است ونویدگشایش بکار فروبسته ما میدهد.
اسم اعظم بکند کار خود ایدل خوشباش
که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود
بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید وباعصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید.
استبداد دینی غرور و شعور شما را به تمسخر و توهین گرفته است وخشم مقدس شما خاموش نمی‌نشیند تا امانت حق و رای راازغاصبان خاین بستاند و به کاردانان امین بسپارد. نقد، تقوای سیاست است و حق جویی فضیلت دوران ماست و شما این فضیلت را فرو نمی‌نهید.
همت پاکان دوعالم وبخشایش ارواح مکرم باشماست، «با همه کروبیان عالم بالا».
درین معرکه حق وباطل وجنایت و شهادت آیا مشایخ و مراجع عظام احساس تکلیف نمیکنند که باقلمی وقدمی «بازار ساحری وناموس سامری وقلب ستمگری» را بشکنند؟
شمس و قمر این حرکت یعنی آقایان موسوی و کروبی نیز نیک میدانند که «صحبت حکام ظلمت شب یلداست» وبردر ارباب بی مروت دنیا نشستن که «خواجه کی بدرآید» شرط خردورزی وسیاست ورزی نیست.به سواد اعظم روآورند که اسم اعظم درآنجاست. «نور ز خورشید خواه بوکه برآید».

اینک که فساد و خیانت، ظاهر و عریان از پرده بدر افتاده است من هم در پایان نصیحتی از زبان باباطاهر عریان برای حاکمان دارم:
مکن کاری که برپا سنگت آیو
جهان با این فراخی تنگت آیو
چوفردا نومه خونون نومه خونند
تو نومه خود ببینی ننگت آیو
در توبه هنوز بازست. آب رفته را بجوی باز گردانید. قرعه فال بنام شما زده اندوامانتی را که آسمان نتوانست کشید برشانه های شما نهاده اند.به عهد امانت وفاکنید ودر زمره جهولان و ظلومان منشینید.
حقا کزین غمان برسد مژده امان
گرسالکی بعهدامانت وفاکند

عبدالکریم سروش
خرداد ۱۳۸۸
http://www.roozonline.com/persian/mihman/mihman-item/article/2009/june/1...

35
بدون‌نام
1388/03/31

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸
مشروعیت بر باد رفته

محسن کدیور

یأَ ایهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا کُونُوا قَوَّمِینَ بِالْقِسطِ شهَدَاءَ للَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْواَلِدَینِ وَ الاَقْرَبِینَ إِن یکُنْ غَنِیاًّ أَوْ فَقِیراً فَاللَّهُ أَوْلى بهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الهَْوَى أَن تَعْدِلُوا وَ إِن تَلْوُا أَوْ تُعْرِضوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً (نساء/ 135(

اى کسانى که ایمان آورده اید کاملا به عدالت قیام کنید، براى خدا گواهى دهید اگر چه (این گواهى) به زیان خود شما یا پدر و مادر یا نزدیکان شما بوده باشد، چه اینکه اگر آنها غنى یا فقیر باشند خداوند سزاوارتر است که از آنها حمایت کند، بنا بر این از هوى و هوس پیروى نکنید که از حق منحرف خواهید شد، و اگر حق را تحریف کنید و یا از اظهار آن اعراض نمائید خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است.

بالاترین سرمایه یک حکومت مشروعیت آن و اعتماد شهروندان آن کشور به دولتمردان و حکمرانان است. انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران از زاویه مشارکت کم سابقه ایرانیان سند افتخار جمهوری اسلامی بود. تمکین به نتیجه واقعی انتخابات و امانتداری و صداقت، وظیفه قانونی، اخلاقی و دینی مسئولان جمهوری اسلامی بود. متأسفانه قرائن مطمئن مدنی خبر از جابجائی گسترده آراء مردم، تقلب سازمان یافته، مهندسی ناشیانه نهادینه و خیانت در امانت ملی دارد.

مشاهدات عینی متواتر جمع کثیری از هموطنان، اطلاعیه های آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به ویژه بیانیه استرجاع مهندس موسوی خطاب به مراجع تقلید وعالمان دین، گزارش رئیس کمیته صیانت از آراء ستاد وی، گزارشهای ناشیانه وزارت کشور، تأیید عجولانه نتیجه انتخابات توسط مقام محترم رهبری قبل از پایان مهلت قانونی شکایات و پیش از تأیید صحت انتخابات از سوی نهادهای قانونی، و بالاخره موج دستگیری گسترده فعالان سیاسی اصلاح طلب ساعاتی پس از اعلام نتیجه انتخابات از علائم وقوع این فاجعه ملی است.

بر فرض خطا بودن تمامی قرائن فوق، افکار عمومی با پرسشی بسیار جدی درباره صحت انتخابات مواجه است که رفع ابهام فوری می طلبد. وزارت کشور دولت نهم و ستاد انتخابات آن به دلائل متعدد از جلب اعتماد ملی در زمینه صیانت آراء ناتوان است. شورای نگهبان که علی القاعده وظیفه خطیر نظارت بر حسن اجرای انتخابات را به عهده دارد، بواسطه سوابق قیم مآبانه و غیرمنصفانه و تفسیر ناروای نظارت استصوابی سالهاست که به یکی از عوامل تحدید سلامت انتخابات در ایران بدل شده است. قوه قضائیه که شاقول سلامت نظام است، به هر دلیل بواسطه ضعف مفرط آن از دادستانی و استیفای حقوق ملت بازمانده است.

بسیاری از دوستداران انقلاب اسلامی و دلسوزان نظام جمهوری اسلامی انتظار داشتند که مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی به مثابه ناظری عادل و منصف از دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام در چارچوب قانون اساسی محافظت کند و با ارتفاع گرفتن از سطح سلائق متفاوت در منازعات سیاسی نقش داوری بی طرف و سمبل وحدت ملی را ایفا کند. دفاع مکرر و بی سابقه معظم له از رئیس دولت نهم و سکوت رضایت مندانه ایشان دربرابر تخلفات نهادینه دکتر محمود احمدی نژاد و بالاخره تأیید پیش هنگام نتیجه دست کاری شده انتخابات دهم این انتظارات را نقش بر آب کرد.

به شهادت اکثر اقتصاددانان، عالمان سیاست، جامعه شناسان، حقوق دانان، روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان و فعالان سیاسی آقای احمدی نژاد فردی دروغگو، مزور وغیرقابل اعتماد است. سوءتدبیر در عرصه سیاست داخلی و ماجراجوئی در عرصه سیاست خارجی در سالیان اخیر منافع ملی ایران را به شدت به خطر انداخته است. نقض مکرر قانون اساسی و مصوبات مجلس و هزینه کردن بیت المال در تبلیغات شخصی کمترین اتهام وی در ضمیر ملت ایران است.

به نظر بسیاری از ایرانیان در نتیجه اعلام شده انتخابات دهم جای نفر اول و دوم عوض شده است، به عبارت دیگر آراء اعلام شده با آراء به صندوق ریخته شده تفاوت ماهوی دارد. بر اساس شواهد مدنی متعدد رئیس جمهور منتخب مهندس میر حسین موسوی است و دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور منصوب و مهندسی شده است. بر این اساس مقام ریاست جمهوری توسط فردی غیر منتخب "غصب" شده است. این شائبه به حدی در اذهان عمومی ایرانیان قوی است که نیاز به اعتماد سازی ملی از سوی مسئولان امر دارد.

این جابجائی به این شدت در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه است. رأی مردم امانت قانونی، اخلاقی و شرعی در دست مسئولان امر است. به هر حال اکنون تشخیص اکثریت شهروندان ایرانی متفاوت با نظر مقام محترم رهبری و مجموعه تحت امر ایشان است. راه حل خداپسندانه، اخلاقی و منطقی (از راه حل قانونی یاد نکردم بخاطر اینکه سوگوارانه تمام مجاری قانونی را مسدود کرده اند) ابطال نتیجه خلاف واقع اعلام شده، بازشماری آراء با حضور نمایندگان نامزدها و تعیین حکمیت ملی بین ملت و مسئولان و در نهایت تجدید انتخابات است. تمکین به این پیشنهاد عقلائی که خواست بسیاری از عالمان دین است، به اکثر شبهات پیش آمده درباره انتخابات پاسخ خواهد داد و بر اساس "آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است" به استحکام پایه های جمهوری اسلامی خواهد انجامید.

در صورتی که این پیشنهاد مورد قبول مقام محترم رهبری واقع نشود، معنای آن کاهش زائد الوصف اعتماد ملی و برباد رفتن مشروعیت نظام جمهوری اسلامی از منظر اکثر شهروندان ایران است. واضح است که مباشران، طراحان و آمران دستکاری در آراء ملت فعلی حرام، ضد اخلاقی و غیرقانونی مرتکب شده اند، علاوه بر آن تضییع "حق الناس" آن هم در این سطح گسترده به وهن اسلام انجامیده و حرمت آن مؤکد است. آنها که این تجاوز به حقوق ملی را بدون اعتراض نظاره کنند بواسطه ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر و سکوت در برابر ظلم و غصب از عدالت ساقط شده موجوداتی غیر اخلاقی و افرادی متخلف به حساب می آیند، چه برسد به مباشران و طراحان و آمران. یقینا در این فاجعه، سبب اقوی از مباشر است و سلب عدالت و مشروعیت کمترین ره آورد این فعل شنیع است. نظامی که به نام اسلام مزین است بالاترین انتظار از آن امانتداری و صداقت است، راستی اگر آنرا هم از دست بدهد چه برای عرضه کردن دارد؟

ضربه ای که اقدام خلاف قانون، اخلاق و دین دست بردن نهادینه و مزورانه در آراء ملت به اعتقادات و ایمان مردم و وجهه اسلام در جهان وارد می کند با هیچ دستاوردی قابل مقایسه نیست. این تقلب بی سابقه مصداق بارز دین به دنیا فروختن است. اما مسئله ابعاد بزرگتری هم دارد. و آن اینکه افرادی به عنوان "ایفای وظیفه شرعی" این فعل حرام را مرتکب شده باشند. دربرداشت رسمی، مصلحت نظام از اوجب واجبات است. مصلحت نظام که توسط شخص ولی امر مسلمین جهان تشخیص داده می شود، در صورت تعارض با عبادات و معاملات بر تمام احکام اولیه شرعی مقدم است. معنای ولایت مطلقه فقیه در این برداشت رسمی جز این نیست. ولی فقیه حق دارد عندالمصلحه نماز و روزه و حج و مضاربه و مساقات را تعطیل کند و بالاتر از اینها هم مسائلی است....

اگر به زعم معظم له مصلحت نظام در بالا آمدن فردی به عنوان رئیس جمهور تشخیص داده شد، بر ولایت مداران شرعا واجب است که همو را بالا بیاورند، امانتداری یعنی اطاعت محض اوامر ولی امر. و از قضا رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور نیز بر این باور (کسب رضایت ولایت امر) تصریح کرد. ولایت مداران در برابر ولیّ خود مسئولند و امانتداری چیزی جز سپردن مسئولیت به اهلش نیست و این اهلیت را ولی فقیه تعیین می کند نه موَّلی علیهم.

معنای مردمسالاری اسلامی که جهان را انگشت به دهان کرده این است که مردم از تصمیمات ولی امر اطاعت و حمایت کنند. انتخابات تجدید بیعت با مقام معظم رهبری است. اینکه رهبران و حکمرانان به انتخاب مردم گردن بگذارند همان معنای دموکراسی متعفن غربی است. در مردمسالاری دینی این مردمند که در حوزه عمومی به صلاحدید رهبران و حکمرانان تن می دهند. به فرموده یکی از فقیهان محترم نظریه پرداز دیدگاه رسمی، برگزاری انتخابات در نظام ولایت فقیه تنها برای رفع شبهه استبداد از سوی مخالفان است، نه بیشتر و الا خود انتخابات که موضوعیت ندارد.

اگر برای مصلحت نظام بتوان نرخ تورم را بسیار کمتر از واقع اعلام کرد، یا با آمار بازی کرد، یا قبل از اثبات در دادگاه صالحه در برابر چشم خلائق با آبروی مؤمنان بازی کرد؛ بدیهی است که برای مصلحت نظام می توان از صندوق رأی کسی را بدر آورد که به نظر زعمای امر به صلاح کشور باشد. و چه مصلحتی بالاتر از مصلحت نظام؟ و آیا همین مُسَوِّغ (مجوّز) شرعی دروغ مصلحت آمیز نیست؟ بر این اساس آنچه از سوی مأموران محترم وزارت کشور اتفاق افتاده (یا شبهه بسیار جدی وقوع آن مطرح است) مهندسی چند لایه انتخابات است که فعلی واجب و مشروع بوده نه تقلب در آراء مردم که فعلی حرام باشد. اینکه عنوان فعل انجام شده اولی باشد یا دومی به عهده ولی مطلق فقیه است. اگر کسی چنین حقی را برای ولی امر به رسمیت نشناسد، او به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه قائل نیست.

آنچنان که دبیر محترم جامعه مدرسین و فقیه عالیقدر شورای نگهبان تصریح کرده است آنچه به عنوان وظائف رهبری در اصل یکصد و ده قانون اساسی ذکر شده از باب مثال است نه احصاء. اطلاق ولایت فقیه یعنی هر آنچه ایشان برای حفظ نظام صلاح بداند مطلقا مجاز است. اینکه این اعمال ولایت از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت بگیرد یا نه به عهده خود معظم له است و هیچ الزامی برای ایشان ایجاد نمی کند. اصولا مشروعیت قانون اساسی و تمام ارکان نظام به امضای ولی مطلق فقیه بسته است نه برعکس. کسانی که تحت تأثیر تبلیغات مسموم دشمنان اسلام قرار دارند، مهندسی چند لایه انتخابات را تقلب قلمداد می کنند.

آنچنانکه دیگر فیلسوف نظریه پرداز جریان رسمی تصریح کرده ولی فقیه حق دارد تک تک مقامات قضائی، اجرائی و تقیننی اعم از رئیس جمهور (بخوانید معاونت اجرائی) و نمایندگان مجلس قانونگذاری (بخوانید اعضای معاونت مشورتی تقنینی) را نصب کند. در هر صورت مشروعیت این مقامات حتی اگر ظاهرا منتخب مردم هم باشند به تنفیذ و تصویب ولایت مطلقه فقیه است نه برعکس. این اتهام که مشروعیت نظام با مهندسی چند لایه ای انتخابات زیر سؤال می رود، زائیده القائات شیاطین است. بر عکس مشروعیت انتخابات به برآورده کردن نظر مقام معظم رهبری متوقف است و ایشان هم بحمدالله در کمتر از بیست و چهار ساعت نتیجه این انتخابات مهندسی شده را تأیید کامل فرمودند.

اینکه برخی به جمله مشهور مرحوم امام خمینی تمسک می کنند که "میزان رأی مردم است"، آنها نمی دانند که بر اساس اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه - که تا ظهور امام عصر عجل الله فرجه غیر قابل تغییر است – هر امری مقید است جز ولایت مطلقه. لذا "میزان رأی مردم است تا آنجا که ولی فقیه صلاح بداند". اگر ولی امر موردی را صلاح ندانست ولو اکثریت ملت هم رأی داده باشند، اکثرهم لایعقلون، معنای ولایت مطلقه همین است.

بعلاوه با وجود ولی امر حیّ چه حاجت به استناد به نظر ولی امر میّت؟ نظر مبارک ولی امر مسلمین جهان به ریاست جمهوری جناب دکتر محمود احمدی نژاد است، حالا اگر اکثریت ملت ایران میرحسین موسوی را هم انتخاب کرده باشند، معنای ولایت مطلقه فقیه ترجیح الزامی رأی همیشه صائب ولی امر بر رأی اکثریت مردم است. مردم در انتخاب خود امکان اشتباه دارند کما اینکه با انتخاب موسوی اشتباه کردند و مقام معظم رهبری با دوراندیشی پیامبرگونه خود - که مستظهر به تأییدات حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه است و لذا خطا ناپذیرند - اشتباه مردم را اصلاح و مصلحت نظام را انشاء فرمودند.

آنچه شمه ای از آن گذشت تصویر اجمالی دیدگاه رسمی است که به تناوب از دهان مسولان امر شنیده شده و لازمه منطقی آن، توجیه شرعی مهندسی انتخابات است. اگر کسی در کبرای مسئله تردید دارد، بسم الله نقض آنرا مستدلا اثبات کند. و اگر در صغرای مسئله مناقشه دارد دلیل نقض خود را ارائه کند تا افکار عمومی را قانع کند. من کاری جز انعکاس ضمیر خفته اکثر ایرانیان و بازسازی توجیه شرعی مهندسی انتخابات از دیدگاه رسمی نکرده ام. اگر خطاست به فرموده قرآن "قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین".

در فقه اهل سنت در طول تاریخ در زمان خلفای اموی، عباسی و عثمانی فقیهان بزرگ اشعری همواره با برجسته کردن عنصر آرامش و امنیت و وحدت امت، ظلم و بیداد حکام را توجیه شرعی می کردند و اطاعت مطلقه اولی الامر ولو ظالم را واجب و قیام علیه وی را حرام و معصیت و شق العصای مسلمین می شمردند. در مقابل فقیهان شیعه همواره بر عنصر عدالت تأکید کرده هر نوع همکاری با "ولایت جائر" را حرام اعلام می کردند. حتی در زمان سلاطین شیعه دیلمی و صفوی و قاجاری این امر باعث نشد که در شرط لزوم عدالت والی تجدید نظر کنند.

زمانی که شیخ فضل الله نوری استبداد محمدعلی شاهی را با عنوان حکومت مشروعه توجیه شرعی می کرد، رهبر دینی نهضت مشروطه آخوند خراسانی به وی یادآوری کرد که اگر چه در زمان غیبت، حکومت مشروعه (بخوانید حکومت اسلامی) ممتنع است، اما تنها حکومت مشروع حکومت مبتنی بر عدالت است که قدرت سیاسی مقید و محدود به قانون و تحت نظارت نمایندگان مردم باشد. راستی ما را چه می شود که پس از دهها قرن عدالت را فدای مصلحت می کنند و فقه "عدالت محور" اهل بیت جای خود را به فقه "مصلحت محور" مدرسه خلافت می دهد و کوشش می شود حوزه های مستقل تشیع همانند جامع الازهر وابسته به حکومت شوند (دارای ردیف در بودجه دولتی) و در شهر طباطبائی و بهبهانی راه میدان آزادی از بزرگراه شیخ فضل الله نوری بگذرد؟

آنچه از رئیس جمهور تحمیلی و تقلب و تزویر در انتخابات یا حتی توهم آن در افکار عمومی اسف بارتر است، استحاله "جمهوری اسلامی" به "حکومت اسلامی" یا همان حکومت مشروعه پیش گفته است. فرق جمهوری اسلامی با حکومت اسلامی دقیقا در نقش رأی و انتخاب مردم است. در جمهوری اسلامی انتخاب مردم تعیین کننده است و همه مقامات موظفند به رأی جمهور تمکین کنند. در حکومت اسلامی انتخابات نمایشی است و به معنای بیعت با نظام و مطاوعه رهبری است. در حکومت اسلامی این آحاد مردمند که موظف به تأمین نظر ولی امر هستند، نه اینکه مسئولان موظف به تأمین رضایت و مطالبات ملت باشند. در حکومت اسلامی مشروعیت مقامات به انتصاب از سوی ولی امر است و مصلحت نظام که توسط ولی امر تشخیص داده می شود بر عدالت و قانون و اخلاق و شرع (احکام اولیه و ثانویه) مقدم است. در جمهوری اسلامی مشروعیت نظام به رعایت عدالت و قانون و اخلاق و دین است و هیچ مصلحتی بالاتر از رعایت عدالت و اخلاق و قانون و ارزشهای دینی نیست.

در طول حیات سی ساله "جمهوری ولائی" (ترکیب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه) اندیشه جمهوری اسلامی (جمهوری به همان معنا که همه جا جمهوری است البته با رعایت ارزشهای اسلامی و تأکید بر رعایت دموکراسی و حقوق بشر) با اندیشه حکومت اسلامی (مبتنی بر ولایت فقیه، پاکیزه از رسوبات غربی از قبیل جمهوریت و دموکراسی) رقابتی نفس گیر داشته است. به نظر بسیاری از طرفداران انقلاب اسلامی در دهه اول پس از انقلاب اسلامی حداقل در عمل، بنیانگذار جمهوری اسلامی کم و بیش بویژه در مقابل محافظه کاران سنتی از اندیشه جمهوری اسلامی دفاع می کرد. به هر حال در دو دهه اخیر اندیشه جمهوری اسلامی توسط نهادهای انتصابی همواره تضعیف شده است، به ویژه در چهار سال اخیر جریان "حکومت اسلامی" نظرا و عملا توسط رئیس دولت ستوده شده است.

با مهندسی ناشیانه نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 تیر خلاص به پیکر نیمه جان جمهوری اسلامی شلیک شد و آخرین بازمانده مشروعیت جمهوری اسلامی – که همانا صداقت و امانتداری نسبی انتخاباتش بود- درپای مصلحت نظام اسلامی قربانی شد. نظام حکومت اسلامی ترجیح داد تجربه به زعم وی تلخ دوران مردمی اصلاحات را تکرار نکند و با انشای آنچه از آن به حکم حکومتی مهندسی چند لایه ای انتخابات یاد می شود به افتخارات سالیان اخیر تداوم بخشد. افتخاراتی که به زعم منتقدان مشفق چیزی جز قانون گریزی، سوء تدبیر، ماجراجوئی، قشری نگری و دروغگوئی نبوده است.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ(ابراهیم/28) آیا ندیدى کسانى را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند و جمعیت خود را به دار البوار (نیستى و نابودى ) کشاندند؟

همچنانکه در ایران آزادی بیان هست، اما متأسفانه آزادی پس از بیان نیست؛ انتخابات اخیر نیز با مشارکت بالای مردم برگزار شد، اما مشکل در صیانت از آراء مردم و اعلام نتایج واقعی و مهندسی نشده انتخابات است. آنچه از آن به عنوان حکم حکومتی مهندسی چند لایه ای انتخابات یاد می شود نقطه عطفی در اندیشه سیاسی معاصر شیعه، استحاله جمهوری اسلامی و اتکای حکومت اسلامی به زور عریان و سرکوب گسترده تر مطالبات قانونی اکثریت ملت ایران منجر می شود. حکومتی که به ملت خود راست نگوید بیشک حافظ منافع ملی دربرابر زیاده خواهی های قدرتهای سودجوی خارجی هم نخواهد بود. ابراز انزجار نخبگان و روشنفکران بویژه عالمان دین از بر باد دادن باقیمانده مشروعیت جمهوری اسلامی و اعتراض مسالمت آمیز به متجاوزان به حقوق ملی کمترین وظیفه اخلاقی و دینی است. نحوه مواجهه مدعیان پیروی امام علی (ع) با منتقدان ناصح و مخالفان قانونی سنگ محک دیگری برای سنجش صداقت حکمرانان حکومت اسلامی است. امام علی –که درود خدا بر او باد- همواره حق جوئی و انتقاد مسالمت آمیز را تشویق کرده از حقوق مسلم مردم می دانست و هرگز منتقدی را به داغ و درفش و زندان و سلب حقوق اجتماعی محکوم نکرد.

إن أُرِیدُ إلّا الإصلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِیقِی إلّا بِالله عَلَیهِ تَوَّکَلّْتُ وَ إلَیهِ أُنِیبُ (هود/88

36
بدون‌نام
1388/04/02

تایید نکردن این نظر بنده برخلاف رویه و شناختی که از عملکرد سایت دارم پذیرفتنی نیست. فرض را بر این می گذارم که نظر بنده به دستتان نرسیده لذا دوباره برایتان می فرستم.

1.بدرستی و با استناد به رسانه ها واقعیت امر این است که استاد عاکف رهبر گروه اخوان و همچنین حماس انتخاب دوباره "نجاد" را تبریک گفته اند اما اگر مسئله غیر از این بود می بایست توضیحات خود را برای اذهان عمومی اعم از تکذیب یا اعلام بی طرفی که این یکی معقولانه تر است، می نمودند.

2.مقالات و گزارشها در سایت اخوان آنلاین در رد رئیس ماندن "نجاد" نمی تواند حکایت از بیان رسمی آن گروه برله رئیس ماندن "نجاد" باشد کما اینکه تمام مطالبی که در سایت رسمی جماعت قرار می گیرد نمایانگر نظرات رسمی این جماعت نیست.

3.کتمان این حقیقت و یا سعی در انحراف جهت ذهن ها به بهانه اینکه "نباید به صفوف همدیگر بتازیم" نمی تواند دلیل درستی برای نگفتن "حق" باشد. قولوا الحق و لو علی انفسکم ؛ بویژه گفتن این حق در سطوح پایین گروهی باشد نه رسمی و فقط تبادل نظری در فضای مجازی.

4.معیار سنجش حقیقت اشخاص و یا گروهها نیستند که برای برون رفت از یک عمل و یا موضع نسجیده بی درنگ مسئله را عرفی تلقی کنیم و به بهانه اینکه دیگران نیز چنین کرده اند خود را مبرا بدانیم. به نظر می رسد وجود این نوع تعابیر و این نوع عرفی کردن مسائل و دامن زدن به آنها خود عرفی شده باشد. هر چند این نوع تعبیر کردن در چارچوب دینی - عقلانی نمی گنجد و بیشتر حکایت از حمایت جانبدارانه - که هدفی خاصی را دنبال می کند- دارد.

5.اما با این وجود تاختن به گروه اخوان و حماس به صورت غیر منصفانه جایز نیست. چنانکه می دانیم این دو هرکدام در مناطق خودشان در موضع قدرت نیستند و برای تدوام حمایت های مالی و معنوی خود ناگزیر از تعامل با ایران هستند ضمن اینکه شایسته بود این دو با آشنایی بیشتر از اوضاع سیاسی اجتماعی ایران موضع می گرفتند. شاید این مسئله بهانه ی خوبی باشد برای علاقات بیشتر جماعت ایران با گروههای اسلامی برون مرزی و آگاه نمودن آنها از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران.
خسته نباشید- عه وللا

37
بدون‌نام
1388/04/03

عزیزی که در مورد اخوانی بودن خودش شرم داره بهتره اول از خودش ببرسه که آیا واقعا اخوانی هست ؟ !!!! یا این که فقط میخواد با عینک تحقیر به دیگران نگاه بکنه و نیتش چیزی دیگه است ؟ بعد بیاد ابراز شرمندگی بکنه

38
بدون‌نام
1388/03/31

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

امروز کلیه رسانه های تبلیغاتی در اختیار جریان حاکم از تریبون های مجلس شورای اسلامی گرفته تا منبرهای جمعه و جماعات و تا صدا و سیما با تمام ظرفیت علیه اعتراضات مشروع و قانونی شما علیه تخلفات و تقلبات گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیج شده اند. اقتدارگرایان می کوشند ضمن وارونه نمایی حقایق و تحریف واقعیات ضمن وجاهت و مشروعیت بخشیدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد، اعتراضات شما را غیر قانونی جلوه دهند. در نتیجه ما یکبار دیگر شاهد عوض شدن جای ظالم و مظلوم، قانون گرا و قانون شکن، آزادی خواه و خودکامه هستیم. این تلاش مانند همیشه با برنامه ها و سخنرانی های یک سویه و درحالی صورت می گیرد که نمایندگان و به خصوص کاندیداهای مورد اعتماد شما از حق پاسخگویی محرومند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برخلاف قانون اساسی و شرع و اخلاق در برابر تمامی تهمت ها و توهین ها و تحریف ها و دروغ هایی که در باره نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری و حرکت اعتراضی شما پخش می کند، اجازه کمترین دفاع و توضیحی به آنان نمی دهد. از این رو برآن شدیم تا یکبار دیگر آنچه را که در این انتخابات رخ داده است، به اجما ل مرور کنیم تا موارد مغالطه و تحریف وسفسطه بر همگان آشکار شود.

اصلاح طلبان از حدود یکسال پیش تلاش های خود را برای قانع کردن مردم به شرکت در انتخابات در حالی آغاز کردند که تجربه دوره های انتخاباتی اخیر جامعه را نسبت به نتیجه بخش بودن حضور در انتخابات ناامید و بی اعتماد ساخته بود. برای مردمی که تجربه انتخابات مجالس هفتم و هشتم را که طی آن سرنوشت بیش از یکصد و نود کرسی مجلس از پیش مشخص شده بود، در خاطر داشتند، بسیار دشوار بود که بتوانند خود را به شرکت د ر این انتخابات قانع کنند.

ما نیز با توجه به این تجربه و نیز شناختی که نسبت به عدم التزام جریان حاکم به اصل مردمسالاری و رعایت اخلاق و عهد و پیمان داشتیم، از پیش می دانستیم که انتخابات ریاست جمهوری دهم عرصه رقابتی عادلانه و سالم نخواهد بود، اما معتقد بودیم مشارکت گسترده مردم می تواند آثار ناشی از تقلب و تخلفات را بر نتایج انتخابات بی اثر ساخته و موجب حاکمیت اراده ملت شود. از این رو تمام توان و ظرفیت خود را برای قانع کردن و دعوت همگان برای مشارکت حداکثری در انتخابات به کار گرفتیم. خوشبختانه عملکرد منفی و زیانبار جریان حاکم در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست خارجی طی چهار سال گذشته و نگرانی عمیق و گسترده اقشار آگاه و فرهیخته جامعه از ادامه این روند خطرناک، زمینه مثبتی برای اثر بخشی تلاش اصلاح طلبان ایجاد کرد. نهایتاً شاهد عزم و اراده ملی برای شرکت در انتخابات بودیم.

ما در وجود تقلب و تخلف تردید نداشتیم، عملکرد جریان حاکم در توزیع پول در روستاها و شهرهای کوچک در ماه های منتهی به انتخابات برای جلب آراء مردم، ترمیم حقوق ها در ماه های منتهی به انتخابات، استفاده از امکانات دولتی و سفرهای انتخاباتی تحت عنوان سفرهای استانی، عملکرد یکسویه صدا و سیما که در جریان انتخابات به ارگان جریان حاکم تبدیل شده و مانند هفته دولت با تمام ظرفیت به تبلیغ دولت می پرداخت و ... برای ما روشن بود، اما مشی اصلاح طلبانه و درک واقعیات موجود در ساختار قدرت از یک سو و وجود فرصت رقابتی اگرچه نابرابر و بسیار محدود اما به هرحال تاحدودی واقعی به نام انتخابات از سویی دیگر ما از بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور برحذر داشته قانع می ساخت تا از این فرصت محدود اما مغتنم برای توقف روند نامبارک موجود و نجات کشور استفاده کنیم، بدان امید که مشارکت گسترده مردم، جریان حاکم را ناگزیر از تمکین و تسلیم در برابر اراده ملت خواهد ساخت. ما هرگز گمان نمی کردیم که درد خودکامگی و قدرت طلبی به حدی تشدید و مزمن شده باشد که نوشداروی مشارکت 85 درصدی مردم نیز نتواند آن را درمان کند. اما متأسفانه این امر باورنکردنی رخ داد.

- طی روزهای 21و 22 خرداد سیستم ارتباطی پیام کوتاه در سراسر کشور قطع شد تا ناظران در روز رأی گیری قادر به مخابره تخلفات و تقلبات به ستاد نباشند و به این ترتیب برنامه رایانه ستاد که برای اطلاع همزمان از تخلفات و تقلبات در صندوق های رأی در سراسر کشور طراحی شده بود از کار افتاد؛ این در حالی بود که رئیس کمیته صیانت از آراء از یک هفته قبل نسبت به چنین احتمالی هشدار داده و وزیر ارتباطات و مسئولان شرکت مخابرات را مسئول دانسته بود، اما مسئولان مذکور این خبر را تکذیب کرده بودند.

- همچنین چهار صد خط تلفن ثابت کمیته صیانت از آراء که برای اطلاع به موقع از تخلفات و تقلبات احتمالی تدارک دیده شده بود در روز رأی گیری قطع شد تا ناظران ستاد موسوی در سراسر کشور حتی از طریق تلفن ثابت هم نتوانند تخلفات را به مرکز مخابره کنند.

- فرمانداری تهران ازپذیرش و صدور کارت برای دویست و پنجاه ناظر ستاد مهندس موسوی برای حضور در صندوق های رأی به بهانه نقص پرونده خودداری و برخلاف گفته رئیس ستاد انتخابات به اقدام سریع ستاد در ارسال مدارک جدید پاسخ منفی داد..

- علاوه براین فرمانداری تهران برخلاف توافقات اولیه از توزیع ناظران در صندوق های رأی مناطق نزدیک به محل مسکونی ایشان خودداری و در نتیجه ستاد مهندس موسوی از نظارت بر حدود نیمی از صندوق های رأی تهران محروم ساخت

- مسئولان صندوق های رأی در صبح روز رأی گیری بر خلاف قانون با اخراج ناظران ستاد مهندس موسوی از شعب اخذ رأی اقدام به مهر و موم صندوق های رأی کردند تا این ابهام همچنان باقی بماند که صندوق های رأی در آعاز رأی گیری خالی بوده است با خیر.

- در ساعات اولیه رأی گیری بسیاری از استان ها با کمبود تعرفه های مواجه شدند و مردم ساعت ها منتظر رسیدن برگه های رأی بودند و نهایتاً بسیاری از آنها قادر به دادن رأی نشدند.

- این درحالی است که بنا به اظهار مسئولان رسمی حدود سیزده میلیون برگه رأی اضافه چاپ شده بود و این غیر ازخبر چاپ دوازده میلیون برگه رأیی است که کمیته صیانت از آرا خواهان رسیدگی به آن شده است.

- در بسیار از شهرستان ها شعب اخذ رأی پیش از پایان ساعت رأی گیری تعطیل و از ورود مردم و دریافت رأی ایشان خودداری شد.

- مطابق آمار اعلام شده دستکم در 170 شهر تعداد آراء به صندوق ریخته شده بین 95 تا 140 درصد واجدان حق رأی بوده که آشکارا از تقلب گسترده به نفع نامزد حاکم حکایت دارد.

- پس از پایان رأی گیری و به هنگام شمارش و ثبت آراء در سایت های تجمیع آراء برخلاف قانون ناظران نامزدها را از محل اخراج کرده و تجمیع آراء در غیاب ناظران انجام شد.

- برخلاف رویه معمول که اعلام نتایج انتخابات از صبح روز بعد صورت می گرفت، ستاد انتخابات وزارت کشور بلافاصله پس از پایان رأی گیری با شتاب و عجله تعجب برانگیزی اقدام به اعلام نتایج آراء کرد. این درحالی بود که در برخی کشورها که حدود هشت ساعت با ایران اختلاف ساعت دارند هموطنان ما در صفوف طولانی در انتظار دادن رأی بودند و بسیاری از ایشان باشنیدن خبر نتایج آراء از دادن رأی منصرف شدند. گمان نمی کنیم چنین صحنه مضحکی را بتوان در انتخابات هیچ کشوری سراغ گرفت.

- اتفاقاتی نظیر کاهش یکصدهزار رأی یک کاندیدا در اعلام بعدی آراء حاکی از آن بود که مسئولان ستاد انتخابات کشور از فرط شتابزدگی قادر به پنهان کردن آثار و نشانه های مهندسی آراء نیستند.

- آنان در مهندسی آراء چنان عجولانه وشتابزده عمل کردند که تا اعلام نتایج شمارش سی میلیون رأی به صرافت نیفتادند که این انتخابات باید آراء باطله و سفید نیز داشته باشد.

- آنان همچنین روز دوم بود و پس از اعلام نتایج 30 میلیون رأی بود که متوجه شدند نسبت ثابت آراء اعلام شده کاندیداها می تواند دلیل روشنی بر مهندسی آراء باشد بنابراین در اواخر روز دوم که در اعلام نتایج هم درصدی برای آراء باطله و سفید در نظر گرفته شد و هم نسبت آراء اندکی تغییر کرد

- بدعت های انجام شده در این انتخابات محدود به موارد پیش گفته نیست. بلافاصله پس از پایان رأی گیری مردم تهران در بهت و حیرت شاهد مانور اقتدار نیروی انتظامی در سطح شهر بودند. وقتی مردم حیرت زده از اعلام نتایج اولیه در برابر ستاد موسوی با آرامش تمام تجمع کرده و با نگرانی از اتفاقات عجیبی که در حال وقوع است خواهان توضیح یا دریافت خبری اطمینان بخش از مسئولان ستاد بودند، مورد تهاجم نیروی انتظامی و پرتاب گاز اشک آور قرار گرفتند، هدف و موضوع مانور اقتدار برهمگان روشن شد.

- بلافاصله نیمه شب روزنامه کلمه سبز توقیف و روزنامه های وابسته با اصلاح طلبان با حضور مأموران در چاپخانه مورد سانسور شدید قرار گرفتند و موظف شدند از تخلفات انتخاباتی و اظهار نظر در باره نتایج آراء خودداری کنند به طوری که برخی از روزنامه ها روز بعد با ستون های سفید در صفحات مختلف خود منتشر شدند

آنچه گفته شد تنها بخشی از تخلفات و تقلبات و قانون شکنی هایی بود که در این انتخابات رخ داد. بر این فهرست می توان موارد متعدد سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی در امر انتخابات، دخالت نهادهای اجماعی در انتخابات برخلاف منع صریح قانون، اعلام حمایت تعدادی از اعضای شوای نگهبان از احمدی نژاد و فعالیت تبلیغاتی تعدادی از اعضای این شورا به نفع وی و ... را افزود.

ملت شریف ایران

ستاد آقایان موسوی و کروبی کلیه تخلفات و تقلبات مذکور را به مراجع قانونی مربوطه از شورای نگهبان گرفته تا قوه قضائیه گزارش و شکایت کرده اند اما به این شکایات رسیدگی نشده است.

امروز که شما با حضور آرام و مسالمت آمیز خود خواهان رسیدگی به این همه تخلف و قانون شکنی آشکار هستید به قانون شکنی متهم می شوید.

می گویند قانون داریم و هرگونه اعتراضی باید از مسیر قانونی و از طریق مراجع قانونی دنبال شود. ما هم معتقدیم که قانون داریم مشکل ما قانون نیست. قوانین موجود به رغم نقص و کاستی های فراوان اگر به درستی اجرا شود می تواند تضمین کننده انتخاباتی با حد اقل شرایط قابل قبول باشد. مشکل ما مجریان قانون هستند نه قانون. وقتی مجریان قانون حتی گرایش و حمایت خود را از یک کاندیدا کتمان نمی کنند، وقتی مجریان قانون به شکایات هیچ وقعی نمی نهند، وقتی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه و خطوط تلفن ستادها به موقع رسیدگی نمی شود و مسببان آن از مؤاخذه و پیگرد قانونی هیچ نگرانی ندارند، وقتی قبل از تأیید صحت انتخابات توسط شورای نگهبان با برپایی جشن پیروزی و تبریک به نامزد باصطلاح پیروز عملاً به مردم گفته می شود که انتظار رسیدگی به شکایات و تخلفات و اعتراضات نداشته باشید، وقتی... چگونه انتظار دارید مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند؟ بیست سال است که هربار مردم حرفی زده اند و انتقادی داشته اند از طریق لباس شخصی ها به آنها پاسخ داده شده است.. در برابر چشم همگان و با حضور نیروی انتظامی، لباس شخصی های بی سیم به دست و مسلح به خوابگاه دانشجویان حمله می کنند و جنایت می کنند، و وزارت اطلاعاتی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی می کند و افتخارش این است که جاسوسان و توطئه گران را از کشورهای مختلف شناسایی و به ایران منتقل و تحویل قانون می دهد، حتی یک تن از ایشان را شناسایی نمی کند، آیا با این همه باز انتظار دارید که مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند و برای مطالبه حق مشروع و به حق خود از حق قانونی اعتراض و راهپیمایی استفاده نکنند؟

می گویند نظرسنجی فلان مرکز آمریکایی پیروزی احمدی نژاد را پیش بینی کرده بود بنابراین پیروزی وی دور از انتظار نبود. و ما می گوییم چرا اگر یک مرکز آمریکایی و اروپایی به نفع اصلاح طلبان موضعی گرفت نشانه وابستگی اصلاح طلبان به بیگانه است، اما اگر یک مرکز آمریکایی به نفع کاندیدای محبوب اقتدارگرایان سخنی بگوید و روزنامه واشنگتن پست آن را منعکس کند، مرکز آمریکایی می شود غیب گوی صادق و سخنش می شود مستند برنامه های مختلف صدا و سیما؟ ما می گوییم نتیجه کدام نظر سنجی معتبر داخلی از اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب پیروزی احمدی نژاد را با این فاصله رأی پیش بینی کرده بود؟ کدام شاهد و قرینه از تجمعات و استقبالهای انتخاباتی گرفته تا حمایت گروههای مرجع و مورد قبول مردم از پیروزی آقای احمدی نژاد با این اختلاف رأی حکایت داشت؟ اختلاف ده میلیونی رأی نه تنها شاهدی بر صحت انتخابات نیست بلکه اتفاقاً این میزان از اختلاف رأی خود بهترین دلیل بر وجود تقلب وسیع در انتخابات است. اگر تفاوت آراء اندک بود ادعای تقلب نمی توانست مسموع باشد و یا دستکم مردم به چنین ادعایی پاسخ مثبت نمی داند. گفتن دروغ بزرگ آنچنان که از شدت بزرگی کسی احتمال دروغ بودن آن را ندهد شیوه خودکامگان است. اعتراض و مخالفت میلیونی مردم با نتایج اعلام شده بدین معناست که افکار عمومی جامعه اتفاقاً این میزان از اختلاف را نشانه آشکار تقلب تلقی کرده است.

به راستی اگر چنین اختلاف رأیی میان کاندیدای برکشیده شده و دیگران وجود داشت چه نیازی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه وقطع خطوط تلفن ستادهای رقیب و سانسور روزنامه ها در شب رأی گیری و مانور اقتدار و ... بود. این اقدامات در شرایط کودتا صورت می گیرد و نه در انتخاباتی که کاندیدای مورد نظر اختلافی ده میلیونی با رقبای خود دارد.

ملت آگاه و هوشیار ایران

موضع کشورهای اروپایی طی روزهای اخیر در باره حوادث ایران سوژه دیگری است که علیه تظاهرات شما مردم مطرح و تبلیغ می شود. به راستی چه کسانی مسئول سوء استفاده دیگران از تحولات داخلی ایران هستند؟ شما که با مشارکت پرشور و حماسی 85 درصدی خود در انتخابات برای کشور و نظام آبرو خریدید و اعتبار و منزلت به همراه آوردید و تحسین جهانیان را برانگیختید و زمینه هرگونه سوء استفاده و بهانه تبلیغ علیه کشور را از بیگانگان گرفتید و یا آنان که با مهندسی آراء و تخلفات و تقلباتی که به برخی از آنها اشاره شد این فرصت عظیم را به یک تهدید تبدیل کردند و در سطح جهان زمینه تبلیغات علیه ایران را فراهم آوردند؟

این انتخابات دو چهره داشت، چهره سفید که مردم با مشارکت پرشور خود آنرا آفریدند و برای کشور آبرو خریدند و چهره سیاه که اقتدارگرایان آفریدند و برای کشور هزینه و خسارت به ارمغان آوردند و شیرینی انتخابات را به کام همگان تلخ کردند.

دقیقاً تضاد میان این دو چهره است که منجر به اعتراض های گسترده مردمی شده است وگرنه در دوره های انتخاباتی دیگر نیز تقلب و یا اعمال نفوذ وجود داشت. حتی دوره های انتخاباتی مجالس هفتم و هشتم به رغم این که تکلیف بیش از 190 کرسی از پیش تعیین شده بود موجب تظاهرات اعتراض آمیز نشد، زیرا مردم با مشارکت حد اکثری و برای تغییر در آن انتخابات وارد نشدند. در نتیجه نسبت به نتیجه انتخابات و اعمال نفوذها و تقلب ها هم بی تفاوت ماندند.

حرکت امروز مردم در واقع اعتراض و مخالفت با کسانی اس که با مصادره رأی مردم این عظمت و حماسه را به نقطه ضعف نظام و کشور تبدیل کردند و افسردگی را جایگزین شادابی نمودند. امروز مردم که مدعی منافع و مصالح نظام و دفاع از سربلندی و عزت این کشور در برابر کسانی هستند که می خواهند تمام هویت و سرمایه نظام و انقلاب را به تاراج ببرند. بنابراین اگر کسی باید به عللی نظیر عدم رعایت منافع نظام در برابر بیگانگان و یا تلخ کردن شیرینی مشارکت عظیم ملی به کام همگان و ... مؤاخذه شود، اقتدارگرایان حاکم هستند ونه مردم. عوض کردن جای وفاداران و حامیان واقعی عزت و سربلندی کشور با خودکامگانی که منافع و مصالح کشور را به پای منافع خود قربانی می کنند تحریف و ظلم مضاعفی است که به این ملت آگاه می رود..

سخن آخر این که امروز تنها در صورتی می توان به مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات افتخار کرد و آنرا به مثابه سرمایه و نیرویی برای حل مشکلات خارجی و ایجاد انسجام داخلی و افزایش ضریب وحدت ملی به کار گرفت که به خواست و مطالبه به حق و مشروع همین مردم تن داده شود، آنان برای تحقق مطالبات و خواسته های خود در انتخابات شرکت کردند، بنابراین مشارکت و رأی مردم از خواست و مطالبه آنان قابل تفکیک نیست و کسی که با این انتخابات برکرسی بنشیند غاصب رأی مردم است.

در پایان به مسئولان بلند پایه نظام عرض می کنیم ملت در این ماجرا نه در پی ساختار شکنی و عبور از مرزهای نظام است و نه در پی نفی ارزش ها و آرمانهایی که خود در جریان انقلاب بر آنها پای فشرده است و نه به باورهای دینی خود شک کرده است. در رأس این حرکت نیز یکی از خوشنام ترین و باسابقه ترین شخصیت های مبارز و خدمتگزار این مردم و انقلاب و نظام قرار دارد. مردم ما در این جنبش اجتماعی اعتراضی یک مطالبه روشن، صریح و ساده دارند و آن ابطال انتخاباتی است که دلایل و شواهد روشن بر عدم سلامت آن وجود دارد. این نظام تمام هویت و حیثیت خود را مرهون پشتوانه مردمی خویش است.شایسته این نظام نیست که در برابر ملت خود و مطالبه به حق، قانونی و مشروع آنان ایستادگی کرده هویت و حیثیت خود را برای حفظ گروهی خودکامه و دروغ پرداز هزینه کند. ما به مسئولان عالی نظام صادقانه و دلسوزانه عرض می کنیم همچنان که بهترین و طلایی ترین فرصت رشد و توسعه طی چهارسال گذشته توسط این مدیریت بی کفایت به باد داده شد، بهترین و مغتنم ترین فرصت سیاسی ناشی از مشارکت بی نظیر مردم در انتخابات که می تواند به بسیاری از معضلات داخلی و خارجی پایان داده و افزایش وحدت و انسجام ملی و استحکام و استواری را برای نظام به ارمغان آورد به خاطر این مجموعه خودکامه و استبداد طلب در حال از دست رفتن است. از دست دادن این فرصت و سکوت در برابر هزینه های جبران ناپذیر روند کنونی شرط عقل و تدبیر و مرضی خداوند متعال، بقیة الله الاعظم (ع) نیست.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران 28/3/88

پخش کنید لطفا نترسید

39
بدون‌نام
1388/03/31

به‌خدا از اخوانی بودن خود شرم دارم، اینها چرا ما را و احساسات ما را به‌ رسمیت نمی‌شناسند؟!!وای بر حماس جیره‌خوار!
وای بر عاکف
وای بر ما اگر دنباله‌روی آنان باشیم!

40
بدون‌نام
1388/03/31

از رأی دادن خود پشیمان نیستم، رأی من ایران جدید را می‌سازد....

41
بدون‌نام
1388/03/31

همین حمایت جماعت دعوت و اصلاح از موسوی و پیام تبریک مرشد عام اخوان با احمدی نژاد بیانگر بحرانی اساسی در اندیشه و عمل حرکتهای اسلامی است. یک احتمال : اگر تقلب در انتخابات نشده‌باشد این نتیجه بیانگر شکافی اساسی در خواست مردم ایران با شعارهای احزاب و روشنفکران است

42
بدون‌نام
1388/03/31

سی سال ایدئولوژی
سید سراج‌الدین میردامادی
seraj.mirdamadi@radiozamaneh.com

به د��وت انجمن «‌گفت‌ و گو و دموکراسی» در پاریس و به مناسبت سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، مراسم سخنرانی و پرسش و پاسخی روز شنبه، هفتم مارس در دانشگاه سنت‌دونی برپا شد.

در این مراسم ابتدا احمد سلامتیان، نماینده‌ی پیشین مجلس به تحلیل ساخت قدرت و مناسبات آن در نظام برآمده از انقلاب ۵۷ پ��داخت:
«‌مشخصه‌ی عمده‌ی دوران آقای خمینی را اگر از نقطه‌نظر شکل‌گیری قدرت بخواهیم بگیریم، رابطه‌ی است که بین رییس با افراد مختلف وجود دارد و در همه جا می‌بینید. شورای انقلاب به‌هیچ‌وجه من‌الوجوه برآمده از نیروهای مختلفی که در درون انقلاب هستند، نیست. حتا شرط عضویت برای اعضا در شورای انقلاب عبارت از این است که از عضویت حزب خودشان استعفا بکنند یا با عنوان حزب خود در این شورا حضور پیدا نکنند و حزب آن‌ها را معرفی نکرده باشد.»
وی ادامه داد: «واقعیت شورای انقلاب عبارت از این است که سرعت انقلاب چنان است که شورای انقلاب چندین هفته بعد از ��یروزی انقلاب شکل می‌گیرد. پس متناسب با این ، رهبر با برداشتی که از قدرت دارد در اولین قدم به هیچ کدام از ارگان‌های قدیمی که دولت و ارتش باشد اعتماد زیادی ندارد و شروع به ایجاد ارگان‌های موازی برای آن می‌کند. اگر قبول بکنیم که یکی از مشخصات عمده‌‌ی سلسله‌ی پهلوی عبارت از این است که ملوک‌الطوایفی جفرافیایی را در ایران تمام کرده است‌، در حکومت متمرکزی که به نظام انقلابی جدید ارث رسیده است، نمی‌توانند ملوک‌الطوایفی جغرافیایی را از بین ببرند و حتا با آن مقابله می‌کنند.»
سلامتیان در ادامه سخنانش گفت: «چون میل به تمرکز در داخل سیستم حکومتی ا��ران بسیار قوی‌تر از دوره‌ی قاجار شده است اما یک نوع ملوک‌الطوایفی تقسیم و توزیع قدرت به وجود می‌آید. به این علت می‌گویم رهبری آقای خمینی در رأس انقلاب ایران نوعی حکمیت و داوری ا‌ست بر سر یک مجمع‌الجزایر ارگان‌ها و نهادهای مختلف قدرت که رهبری سعی می‌کند در مورد رفتارهای مختلف آن‌ها حکمیت بکند.»
نماینده‌ی پیشین مجلس ادامه داد: «من این را به شکل اصطلاح دیگری گفته‌ام‌. اگر به این دوره خوب نگاه بکنیم بیش از آن‌که با ولایت فقیه مواجه باشیم با ولایت بر فقیه مواجه هستیم. این در قانون اساسی هم تبلور پیدا می‌کند. آن مجلس خبرگان پیوندی است از خیاری دموکراتیک، نو و ظریف که نویسندگان از پیش‌نویس قبلی تهیه کردند با چناری که به بدنه‌ی بازسازی قدرت در جامعه‌ی ایران بدون نهادهای دموکراتیک دارد. این پیوند درست در دو اصل قانون اساسی تبلور پیدا می‌کند؛ اصل پنجم و اصل ششم.»

احمد سلامتیان / عکس: زمانه
سلامتیان در ادامه افزود: «اصل پنجم قانون اساسی و اصل ششم یک تعارض است که ۳۰ سال بر جمهوری اسلامی حاکم بوده است. تعارض بین جمهوریت است که در اصل ششم می‌گوید کلیه���ی امور کشور توسط انتخابات، انتخاب رییس جمهور، نمایندگان مجلس و انتخاب شوراها اداره خواهد شد و اصل پنجم که می‌گوید این‌ها زیر نظر ولایت امر که بعداً می‌شود ولایت مطلقه‌ی امر، انجام می‌شود. در اصل ۵۷ ابتدا آمده بود که هماهنگی آن را رییس جمهور انجام می‌دهد و بعد تغییر داده و گفته می‌شود که این امر با نظر رهبر صورت بگیرد.»
وی ادامه داد: «خوب که نگاه بکنیم می‌بینیم در واقع یک حرکت برای جمهوری است که اگر به من اجازه بدهید آن را به شکل دیگری با تلاش رضاخان مقایسه می‌کنم از جهت فرمی که می‌خواهد جمهوری ایجاد کند که ارگان‌های مذهبی ایران با نظام جمهوری مخالفت می‌کنند و بعد سلطنتی ایجاد می‌کند که باید در آن سلطنت رعایت کند که بعد پیمانشان بهم می‌خورد.»
وی در ادامه سخنانش افزود: «در نظام جدید هم جمهوریتی پذیرفته می‌شود که صریح است و کسی ابایی ندارد که بگوید تحت قیمومت و ولایت فقیهی است که علی‌الاصول و تمام مبنای استدلالش این است که مرجع اعلا باشد. نمی‌گوید فقط مرجع، بلکه می‌گوید شناخته شده‌ترین مراجع. اما خیلی شگفت‌آور است که ۱۰ سال از عمرش نمی‌گذرد که با اولین مورد انتقالی که تعیین جانشین برای آقای خمینی است سنگ بنای خودش را که دادن ولایت و قیمومت به مرجعی که یک شیوه‌ی گزینش دیگر�� دارد، از زیر پایش می‌کشد.»
سلامتیان در پایان گفت: «من به این می‌گویم برکناری آقای منتظری از جانشینی برای ولایت فقیه در جمهوری اسلامی که شش ماه قبل از فوت آقای خمینی اتفاق افتاد. اقدامی از جانب رأس نظام ایران که برای مقطوع‌النسل کردن ایدئولوژیک ولایت فقیه بود. یعنی عملاً اهمیت این کار کمتر از کور کردن چشمان پسر نادرشاه توسط او یا پسر شاه عباس توسط شاه عباس نیست.»

دکتر فریدون خاوند، استاد اقتصاد در پاریس
در ادامه، دکتر فریدون خاوند، استاد دانشگاه در پاریس و اقتصاددان به بررسی کارنامه‌ی اقتصادی ۳۰ ساله‌ی نظام جمهوری اسلامی پرداخت:
«وقتی نظام جمهورری اسلامی بر سر کار آمد و قانون اساسی جمهوری اسلامی تنظیم شد در مجموع بر قانون اساسی گرایش‌های چپ حاکم بود. به خصوص در مقدمه‌ی قانون اساسی، شاهد ایجاد دولتی هستیم که فرانسوی‌ها به آن ETAT PROVIDANS می‌گویند یعنی دولتی که باید به نیازهای مصرفی مردم پاسخ بدهد، که در سال‌های ۱۹۷۰ شاهد آن هستیم. شوک اول این است که قیمت نفت بالا می‌رود. شوک دوم نفتی در راه است که باز هم قیمت نفت بالا می‌رود. نظامی که بر سر کار آمده اعتقاد دارد که کماکان درآمدهای نفتی بالا می‌ماند و می‌شود با این درآمدها تمام کشور را آباد کرد و به مردم نان ارزان‌تر، غذای ارزان‌تر و داروی ارزان‌تر داد‌.»
دکتر خاوند در ادامه افزود: «در قانون اساسی جمهوری اسلامی دو اصل به خصوص بیشتر گرایش‌های چپ نظام تازه را در عرصه‌ی اقتصادی خلاصه می‌کند. یکی اصل ۴۴ قانون اساسی است که تقریباً بخش بسیار زیادی از واحدهای تولیدی ایران را در اختیار دولت قرار می‌دهد و بخش خصوصی را در حد بخش حاشیه‌ای در‌می‌آورد و دوم اصل ۸۱ قانون اساسی است که اصولاً سرمایه‌گذاری خارجی را در ایران ب��یار مشکل می‌کند. چون با اعطای هر نوع امتیاز به خارجی‌ها برای سرمایه‌گذاری در ایران مخالفت قاطع و نهایی می‌کند.»
این استاد دانشگاه در پاریس ادامه داد: «نکته‌ی دوم سیاست‌های اقتصادی است که در دوران ۳۰ ساله پیاده می‌شود. در مجموع می‌شود این دوران را به سه بخش عمده تقسیم کرد. یکی بخشی است که تقریباً تا پایان دوره‌‌ی جنگ (‌ایران و عراق) پیش می‌رود. ما در این بخش شاهد آن هستیم که سیاست اقتصادی ایران به شدت سیاست دولتی است. سیاست تکیه بر واحدهای دولتی، پخش یارانه به مقدار وسیع و شاهد سیاست متمرکز اقتصادی هستیم. سمبل این سیاست هم آقای میرحسین موسوی است. که البته به دلایلی این سیاست تقویت می‌شود. علت آن هم این است که بافت اقتصادی ایران از هم فروپاشیده و روابط ایران با غرب به شدت بد شده است.»
وی در ادامه افزود: «بخش بزرگی از نیروهای انقلابی در آن موقع طرفدار انقلاب سوسیالیستی و شبه دولتی هستند. البته جنگ با عراق هم این مسأله را تشدید می‌کند. در دوره‌ی دوم که از دولت آقای هاشمی رفسنجانی شروع می‌شود و تا دوره‌ی روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد ادامه پیدا می‌کند شاهد سیاست‌های اصلاحی و پیاده شدن اصلاحات اقتصادی هستیم. این دلایلی دارد؛ جنگ ایران و عراق پایان پیدا کرده، بحران اقتصادی در ایران شدت پیدا کرده و بحران اقتصادی در قبول قطعنامه‌ی ۵۹۸ شورای امنیت از سوی آیت‌الله خمینی نقش دارد.»
دکتر خاوند ادامه داد: «تکنوکراسی جدیدی درون نظام اقتصادی ایران شکل گرفته که به تدریج این تکنوکراسی نگاه می‌کند نه فقط به طرف کشورهای دارای نظام کمونیستی، بلکه به طرف کشورهایی می‌روند که اقتصاد آزاد و بازار و اقتصاد سرمایه‌داری هستند. به تدریج بیان اقتصادی از حالت مذهبی خارج می‌شود. آقای رفسنجانی بر یک سلسله تکنوکرات‌هایی مثل آقای نوربخش در رأس وزارت امور اقتصادی و دارایی و آقای روغنی زنجانی که در رأس سازمان برنامه ‌و بودجه قرار می‌گیرد، تکیه می‌کند.»
این اقتصاددان در ادامه سخنانش گفت: «‌آقای عادلی که در آن ایام در رأس بانک مرکزی قرار داشت گفته بود ما اقتصاد دینی و اقتصاد اسلامی نداریم. در حالی که یک اقتصاد باید جوابگوی نیازهای مردم باشد و اقتصاد علم است و نباید جنبه‌ی مذهبی داشته باشد. در مجموع جمهوری اسلامی چهار برنامه‌ی پنج ساله تدارک دید که برنامه‌ی پنج ساله‌ی چهارم رسماً روی کاغذ در حال اجرا است و در پایان سال ۸۸ به پایان می‌رسد.»
وی در پایان گفت: «اگر بخواهیم خطوط عمده‌ی این چهار برنامه را خلاصه کنیم این است که سه هدف عمده را پیگیری می‌کند. هدف اول این است که ایران از یک اقتصاد نفتی به طرف اقتصاد بعد از نفت و اقتصاد غیر نفتی برود. هدف دومش این است که از یک اقتصاد متمرکز دولتی به طرف اقتصاد آزاد یا اقتصاد بازار برود و هدف سوم این است که از صورت اقتصاد بسته‌ای که فقط و فقط رابطه‌‌اش با نفت و واردات است به یک اقتصاد ادغام شده در نظام جهانی و صادر کننده‌ی کالاهایی به جزء نفت تبدیل شود.»

دکتر سعید پیوندی، استاد دانشگاه در پاریس / عکس: دویچه‌وله
آخرین سخنران این مراسم دکت�� سعید پیوندی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه پاریس ۸ بود که درباره‌ی نظام آموزشی محصول ایدئولوژی انقلاب اسلامی سخن گفت:
«اگر در ابتدای انقلاب سخنرانی‌های آقای خمینی، آقای بهشتی‌، آقای باهنر و آقای رجایی و افرادی را که تأثیرگذار بودند ملاک بگیریم، می‌شود گفت چهار هدف اصلی در گفتمان این‌ها در مورد آموزش برجسته بود. اول این بود که مثل همه‌ی انقلاب‌ها، این آموزش را باید فرد جدید اسلامی جامعه‌ای که به وجود می‌آید به وجود بیاورد. دوم این‌که این باید در خدمت اعتلای فرهنگ‌ اسلامی باشد. سوم این است که باید جلوی نفوذ فرهنگ غربی را بگیرد.»
دک��ر پیوندی ادامه داد: «آقای خمینی زمانی در دیدار اعضای اولین شورای انقلاب فرهنگی‌، گفتند شما نظام را اسلامی کنید و خواهید دید که تا چند سال دیگر اصلاً صحبتی از نفوذ غرب نخواهد بود برای این‌که مدارس ما اساساً غربی هستند و با فکر غربی درست شده‌اند و علی‌رغم این‌که فارسی است در آن‌ها غربی فکر می‌شود. آخرین آن هم شعار خودکفایی بود که در تاریخ ایران خیلی اهمیت دارد. یعنی فکر می‌کردند نظام آموزشی ایران کلید خودکفایی صنعتی و فنی ایران خواهد بود‌.»
این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه پاریس افزود: «از نظر ایشان چون قبلاً این نظام وابسته بوده، حرفی که تا حدودی آل‌احمد و شریعتی و منتقدان وقت نظام آموزشی ایران در قبل از انقلاب می‌زدند، بعد از انقلاب هم به طور وسیع بازتولید می‌شود. یعنی آموزش جدید بعد از انقلاب اسلامی باید در خدمت خودکفایی ایران هم باشد. اگر قانون ۱۳۶۶ را در نظر بگیریم این قانون به مراتب فراتر از این حرف‌های اولیه می‌رود و قانونی است که شاید یکی از بسته‌ترین قوانین در تمام دنیا باشد.»
دکتر پیوندی در ادامه سخنانش گفت: «اگر با قانون معارف ۱۲۹۰ مقایسه بکنیم که اولین قانون آموزشی ایران است که بعد از انقلاب مشروطیت تصویب شده است، می‌بینیم تا چه حد این قانون ـ قانون سال ۱۳۶۶ ـ از ن��ر فکری و از نظر اصلی‌ترین مسایلی که امروز در آموزش مدرن مطرح است، عقب رفته است. برای نمونه مثلاً در قانون معارف مصوب سال ۱۲۹۰ صحبت از آموزش دختران و پسران بدون تفکیک و تلویحاً آموزش برابر می‌شود. در حالی که در آموزش برمبنای قانون سال ۱۳۶۶ صحبت از این می‌شود که آموزش باید متناسب با نیازهای هر کدام از این دو طرف باشد. آشکارا یک نوع تبعیض بین زن و مرد است.»
وی در ادامه افزود: «به نظر من موردی که در این قانون خیلی خیلی مهم است‌، این است که این قانون ۱۴ هدف تعیین می‌کند و نُه هدف آن مذهبی است. اولین آن هم این است که تزکیه برتر از تعلیم است. یعنی آموزش ��ذهبی و تربیت مذهبی بر آموزش علمی و یادگیری عرفی و علمی اولویت دارد. در موارد دیگر هم صریحاً اشاره می‌شود که هدف آموزش ایران این است که بچه‌ها با سنت و فرهنگ شیعه‌ی ۱۲ امامی تربیت شوند و معتقد به ولایت فقیه و در خدمت جمهوری اسلامی باشند. یعنی خیلی آشکارا بعد ایدئولوژیک دارد‌.»
دکتر پیوندی ادامه داد: «برای این‌که این کار را بکنند هم مدارس تربیت معلم را بر این اساس سازماندهی کردند که در انتخاب دانشجویان و بعد در تربیتشان رعایت بکنند و هم این‌که به تدریج کتاب‌های درسی تغییر پیدا کرد، غیر از عکس شاه که در اول انقلاب پاره شده بود و چند صفحه‌ای که خیلی تبلیغاتی بود، کتاب‌های درسی در جهت این‌که این کتاب‌ها در خدمت این اهداف باشند، بازنویسی کامل شد. در نتیجه کتاب‌های درسی ایران کاملاً کتاب‌های مذهبی و ایدئولوژیک هستند. حتا گاهی کتاب‌های علمی هم این‌گونه است.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «یک نوع تداخل دایمی بین حوزه‌های مختلف شناخت بشری یعنی شناخت عقلانی، عرفی و علمی وجود دارد که در همه جا با شناخت و معرفت مذهبی تداخل پیدا می‌کند و یا این‌که در مباحث علمی به آیات مذهبی مراجعه می‌کنند. مثلاً وقتی درسی در مورد زنبور عسل است به سوره‌ی نحل اشاره می‌کنند تا اشاره ‌کنند که در قرآن به ��سایل علمی توجه شده است. برای این‌که به بچه‌ها نشان بدهند هیچ مرزی بین شناخت مذهبی، شناخت دینی و قدسی و شناخت علمی وجود ندارد و در واقع این دو شناخت با هم هستند و از این دید باید به دین و به خصوص دین اسلام نگاه کرد.»
دکتر پیوندی در پایان گفت: ‌«سال گذشته با گروهی در آمریکا صد کتاب درسی سال گذشته در ایران را که حدود یازده هزار صفحه به همراه ۳۱۰۰ عکس بود بررسی و آنالیز محتوایی و آماری کامل کردیم. که متوجه شدیم از بیش از چهارصد درس فارسی که در یازده کلاس درسی کتاب‌های فارسی ما وجود دارد مثلاً ۶۰ درصد آن در مورد خدا است. یک چهارم درس‌ها درباره‌ی شخصیت‌های مذهبی صدر اسلام و بقیه‌ی شخصیت‌ها مثل حضرت نوح، حضرت عیسی، حضرت موسی یا شخصیت‌هایی بود که نسل ما اصلاً اسم آن‌ها را نشنیده بود. یعنی اصلاً نمی‌دانیم که بعضی از این‌ها را از کجا پیدا کرده‌اند.»

43
بدون‌نام
1388/03/31

دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت مجددا بازداشت شد

در پی دستگیریهای گسترده فعالان سیاسی منتقد دولت، آقای دکتر محسن میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی، ساعاتی پیش توسط افراد ناشناس بازداشت شد.
این در حالی است که ظهر امروز شنبه 30/3/88 آقای مهندس صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی و رییس هیات اجرایی این حزب نیز در محل کار خود بازداشت شده بود. همینطور رجبعلی مزروعی دیگر عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت نیز در منزل مسکونی خود بازداشت شده است.
در روزهای قبل نیز آقایان دکتر مصطفی تاج زاده، دکتر عبدالله رمضان زاده، دکترسعید حجاریان و شهاب طباطبائی از دیگر اعضای شورای مرکزی این حزب منتقد دولت، توسط نیروهای دولتی بازداشت و روانه زندان شده بودند و از سرنوشت آنها خبری در دست نیست. سعید نورمحمدی، علی تقی پور از دیگر اعضای این حزب هستند که در بازداشت به سر می برند.

44
بدون‌نام
1388/03/31

اطلاعیۀ آیت الله منتطری دربارۀ حرام بودن مقاومت در برابر رأی مردم

--------------------------------------------------------------------------------

امروز: آیت الله العظمی منتظری با انتشار اطلاعیه ای مقاومت در برابر رأی مردم را حرام شرعی اعلام کرد. متن کامل این اطلاعیه در ادامه می اید:
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت شریف و عظیم القدر ایران

با کمال تأسف خبردار شدیم که ملت بزرگوار ایران در دفاع از حقوق قانونی خود در تجمعاتی به دور از خشونت مورد هتک حرمت و ضرب و شتم قرار گرفته و به خاک و خون کشیده شده است. اینجانب ضمن تسلیت این ضایعه و ابراز همدردی با آحاد داغدار ملت، روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام می کنم و با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقۀ خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می داند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.
و السلام علی من التبع الهدی
حسینعلی منتظری
21 جمادی الثانی 1430
25 خرداد 1388 شمسی

45
بدون‌نام
1388/03/31

اطلاعیه مهم ستاد ائتلاف اصلاح طلبان

مردم قهرمان ایران
در پی نگرانی‌های گسترده هم میهنان عزیزمان درباره تخلفات احتمالی در زمان برگزاری انتخابات، ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اعلام می‌دارد کلیه شهروندان عزیز در سراسر کشور در صورت مشاهده و یا اطلاع از هر گونه تخلف، موارد را می‌توانند:
1. مستقیما به شماره تلفن 8393-021 گزارش دهید.
2. به آدرس sianat10@yahoo.com ارسال نمایید.
لازم به ذکر است که عمده موارد تخلف را می‌توان چنین برشمرد:
1- وجود برگه‌های تبلیغاتی در درون شعبه اخذ رای یا اطراف آن و یا تبلیغ دست اندرکاران امور اجرایی و نظارتی شعبه.
2- تردد افرادی به غیر از مسئولان اجرایی و نظارتی و نمایندگان نامزدها (که همگی می‌باست کارت‌های شناسایی خود را به سینه الصادق کرده باشند) در شعبه یا اطراف آن برای تبلیغ و اعمال نظر.
3- نوشتن تعرفه‌های رای به وسیله افرادی غیر از منشی‌های شعبه.
4- رای گیری از افراد بدون شناسنامه.
5- نوشتن رای برای بی‌سوادان توسط دست‌اندرکاران اجرا، نظارت و یا ماموران انتظامی شعبه.
6- دخالت ناظران شورای نگهبان در امور اجرایی شعبه.
7- تلاش دست‌اندرکاران شعبه برای دیدن رای افراد و اعمال نفوذ.
8- فعالیت کلیه بخش‌های نیروهای مسلح در محل رای گیری، به غیر از ماموران انتظامی ناجا.
9- اقدامات سازمان یافته گروه‌ها و نیروهای فشار و خود سر برای ایجاد رعب و وحشت و تهدید مردم.

46
بدون‌نام
1388/03/31

محمد قوچانی سردبیر روزنامه اعتماد ملی بازداشت شد
شنبه، 30 خرداد 1388

ادوارنیوز: محمد قوچانی سردبیر روزنامه اعتماد ملی ساعت 2 نیمه شب گذشته بازداشت شد.

ماموران امنیتی نیمه شب گذشته با ورود به منزل سردبیر روزنامه اعتماد ملی وی را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل ساختند. قوچانی پیش از این سردبیری هفته نامه توقیف شده شهروند امروز،و روزنامه های توقیف شده شرق و هم میهن را بر عهده داشته است.

بازداشت قوچانی در شرایطی است که روزنامه اعتماد ملی در هفته گذشته با مشکلات و فشارهای متعددی روزبرو بوده است. به گونه ای که برخی تیترهای این روزنامه در هفته گذشته به شکل سفید چاپ شده است.

بالا^^

47
بدون‌نام
1388/03/31

چرا بیانیه‌ی حمایت از موسوی را برداشتید؟!!!!

48
بدون‌نام
1388/03/31

مردم باید در خیابان‌ها باشند
محسن مخملباف: به من مسئولیت داده شده است که به ��نیا بگویم در ایران چه اتفاقی دارد می‌افتد. ستاد آقای میرحسین موسوی، کسی که مردم ایران می‌خواهند او رئیس جمهورشان باشد، از من خواسته‌اند که این کار را انجام دهم. آنها از من خواسته‌اند که بگویم که چطور ستادهای آقای موسوی توسط افراد لباس شخصی مورد تهاجم و تخریب قرار گرفت. از من خواسته‌اند که بگویم چطور فرماندهان نظامی به او دستور داده‌اند که باید ساکت بماند. از من خواسته‌اند که به مردم بگویم در خیابان‌ها باشند، چرا که سیستم اطلاع رسانی مختل شده.

Sun / 21 06 2009 / 8:23

مصاحبه محسن مخملباف با روزنامه گاردین

روز شنبه بیست ژوئن دو هزار و نه

به من مسئولیت داده شده است که به دنیا بگویم در ایران چه اتفاقی دارد می‌افتد. ستاد آقای میرحسین موسوی، کسی که مردم ایران می‌خواهند او رئیس جمهورشان باشد، از من خواسته‌اند که این کار را انجام دهم. آنها از من خواسته‌اند که بگویم که چطور ستادهای آقای موسوی توسط افراد لباس شخصی مورد تهاجم و تخریب قرار گرفت. از من خواسته‌اند که بگویم چطور فرماندهان نظامی به او دستور داده‌اند که باید ساکت بماند. از من خواسته‌اند که به مردم بگویم در خیابان‌ها باشند، چرا که سیستم اطلاع رسانی مختل شده.

مردم خواهان رای گیری دوباره هستند. چرا که فراتر از یک تقلب اتفاق افتاده است. این نقطه حساس در تاریخ ماست. در ۳۰ سال گذشته از انقلاب سال ۱۹۷۹ ما ۸۰ درصد دیکتاتوری و فقط ۲۰ درصد دمکراسی داشته‌ایم. ما دیکتاتوری داریم، چرا که یک نفر مسئولیت ایران را بر عهده دارد و آن یک نفر رهبر است. که اول خمینی و در حال حاضر خامنه‌ای است. او ارتش، روحانیت، سیستم قضایی، مدیا و همچنین پول نفت را تحت کنترل دارد.
و اما در مورد آن ۲۰ درصد دمکراسی: انتخاب خاتمی و اصلاح طلبان در یک دوره مجلس و این واقعیت که شخصی مثل موسوی می‌تواند در انتخابات حضور یابد.

اما از جمعه گذشته این ۲۰ درصد دمکراسی هم از بین رفته است. خامنه‌ای اعلام کرد که احمدی نژاد برنده انتخابات بوده و هرکسی که با این مسئله مخالفت کند مورد سرکوب قرار خواهد گرفت. مردم می‌خواستند که در چهارچوب قانون تظاهرات کنند اما مقامات به آنها اجازه ندادند. این برای اولین بار است که ما پس از ۳۰ سال، میلیون‌ها نفر را بدون اجازه رهبر در خیابان‌ها می‌بینیم. مردم ایران در حال حاضر گرد هم می‌آیند تا برای کسانی که کشته شده‌اند عزاداری کنند. مردم ایران فرهنگی دارند که شهادت را خیلی متعالی می‌داند، مردم ایران امروز برای کسانی که روز سه شنبه مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند دور هم جمع شده‌اند و اگر این کشتار ادامه یابد این گردهمایی ادامه خواهد داشت. و چرا مردم ایران نمی‌خواهند که احمدی نژاد رهبر آنها باشد؟ زیرا او چیزی جز بلندگوی خامنه‌ای نیست. اوضاع اقتصادی برخلاف ۲۸۰ میلیارد دلار درآمد نفتی، بدتر شده است. آزادی‌های فردی و اجتماعی بسیار محدودتر از دوران خاتمی است و دنیا به ما به عنوان یک ملت تروریست که به دنبال جنگ است نگاه می‌کند.

هنگامی که خاتمی رئیس جمهور ایران بود، بوش رئیس جمهور آمریکا بود. در ��ال حاضر آمریکایی‌ها اوباما را دارند و ما یک نسخه از بوش را. ما به یک اوباما احتیاج داریم که بتواند راه حل‌هایی را برای مشکل کشور پیدا کند. با وجود آن که قدرت همچنان در دست خامنه‌ای خواهد بود اما رئیس جمهوری مثل موسوی می‌تواند استبداد را تخفیف دهد.

بعضی‌ها معتقدند که این اعتراضات کمرنگ خواهد شد، چرا که کسی آن را رهبری نمی‌کند. تمام نزدیکان موسوی دستگیر شده‌اند و ارتباط او با جهان خارج محدود شده است. مردم فقط از طریق حرف‌های دهان به دهان به خیابان‌ها می‌آیند، چرا که تلفن‌های موبایل و اینترنت آن‌ها بسته شده است. ادامه گردهمایی آن‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها چیزی بیش از یک انتخابات می‌خواهند. آن‌ها آزادی می‌خواهند و اگر به آنها داده نشود ما با یک انقلاب دیگر مواجه خواهیم شد.

۳۰ سال پیش در دوران انقلاب قبلی، ما از همدیگر حمایت می‌کردیم. وقتی پلیس از گاز اشک آور استفاده می‌کرد، برای خنثی کردن اثر آن آتش روشن می‌کردیم. مردم ماشین‌های خود را به آتش می‌کشیدند تا دیگران را نجات دهند. از آن موقع دولت سعی کرده است، تا مردم را از هم جدا کند، مثل دریایی که قطره قطره شده باشد. آن چه ما از دست دادیم "با هم بودن" بود. در ماه گذشته ما همدیگر را از نو یافتیم.

تمام نیروهای مسلح در ایران تنها برای سرکوب یک شهر کافی هستند و نه کل یک کشور. بعضی می‌گویند که موسوی نمی‌تواند چیزی را عوض کند، چرا که او خود قسمتی از این سیستم است. این تا حدودی درست است چرا که آنها نمی‌گذارند کسی که متعلق به حلقه آنها نیست بتواند در یک مقام برتر قرار گیرد، اما تمامی اعضای یک خانواده مثل هم نیستند و در مورد موسوی هم باید دانست که او در این سال‌ها عوض شده است. قبل از انقلاب او یک روشنفکر مذهبی و یک هنرمند بود که انقلابی بود، اما از ملاها حمایت نمی‌کرد. چرا که او شاگرد دکتر شریعتی بود.

بعد از انقلاب هنگامی که تمام روشنفکران مذهبی و حتی روشنفکران چپ از خمینی حمایت می‌کردند او برای ۸ سال نخست وزیر بود. اقتصاد وضع ثابتی داشت و او نه دستور کشتن مخالفان را صادر کرد و نه فاسد شد. برای خنثی کردن قدرت او مقام نخست وزیری از قانون اساسی برداشته شد، و او از سیاست رانده شد.و موسوی به دنیای هنرمندان بازگشت.

در کشوری که احزاب سیاسی واقعی وجود ندارند، هنرمندان می‌توانند مثل یک حزب عمل کنند. هنرمندان از خاتمی حمایت کردند و اینک هم از موسوی حمایت می‌کنند.

در حال حاضر موسوی یک اصلاح طلب است. او اینک گاندی را می‌شناسد، قبلا او فقط چه گوارا را می‌شناخت. اگر او قدرت را از طریق خشونت به دست آورد آن را باید با خشونت هم حفظ کند. به همین دلیل مردم ایران یک انقلاب سبز راه انداخته‌اند که با صلح و دمکراسی تعریف می‌شود.

49
بدون‌نام
1388/03/31

پرتاب گاز اشک آور به سوی معترضان
فیلم هائی از تظاهرات امروز
شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۲۰ ژوین ۲۰۰۹

فیلم هائی از تظاهرات امروز:

امروز روز بزرگی بود...من امروز کشته شدم
دیروز در سایت بالاترین مطلبی نوشتم با عنوان "فردا روز بزرگیه.شاید فردا کشته شوم". آمدم که بگویم زنده ام ولی خواهرم کشته شد... آمدم بگویم که خواهرم در دستان پدر مرد.... آمدم بگویم که خواهرم آرزوهایی بزرگ داشت...آمدم بگویم که خواهرم که کشته شد سرش به تنش می ارزید... که مثل من دوست داشت روزی موهایش را به دست باد بسپارد ..... که مثل من "فروغ" میخواند و دلش میخواست آزاد زندگی کند و برابر .... و دلش میخواست سرش را بالا بگیرد و بگوید:" ایرانیم".... و دلش میخواست روزی عاشق مردی شود که موهای آشفته دارد ...و دلش میخواست دختری داشته باشد که گیسوانش را ببافد و برایش در گهواره لالایی بخواند....
خواهرم مرد از بس که جان ندارد.... خواهرم مرد از بس که ظلم پایانی ندارد.... خواهرم مرد از بس که زندگی را دوست داشت.... و خواهرم مرد از بس که مردم را عاشقانه دوست داشت.
خواهرم عزیزم کاش وقت رفتن چشمانت را میبستی...آخر آخرین نگاهت جانم را میسوزاند.... خواهرکم بخواب.آخرین خوابت شیرین...
http://hanaa54.blogfa.com/post-1.aspx

پرتاب گاز اشک آور به سوی معترضان؛
خیابان های تهران پر از دود شد
رادیو فردا: نیروهای پلیس عصر شنبه با بستن بسیاری از خیابان های اصلی و مرکزی تهران اقدام به پرتاب گاز اشک آور به سوی تظاهر کنندگان کردند و این مناطق به محل درگیری میان پلیس و معترضان تبدیل شد.
شاهدان عینی در تهران به رادیو فردا و خبرگزاری های خارجی گفته اند: پلیس ضد شورش خیابان های انقلاب و کریمخان زند، میدان فردوسی، بلوار کشاورز و خیابان آزادی را به شدت تحت کنترل خود دارند و هزاران پلیس و نیروی بسیج برای مقابله با تظاهر کنندگان به نتیجه انتخابات در این مناطق مستقر شدند.
خیابان آزادی تهران از سوی نیروهای پلیس بسته شد و مردم در این مسیر مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. گزارش ها حاکی است که بیمارستان های اطراف این خیابان پر از مجروح است و صحنه های نگران کننده ای را بوجود آورده است.
نیروهای ضد شورش برای متفرق کردن معترضان اقدام به پرتاب گاز اشک آور کرده و دود سراسر این منطقه را فرا گرفته است.
نیروهای لباس شخصی و بسیجی که به انواع سلاح های سرد و گرم مجهز هستند علاوه بر ضرب و شتم شدید افراد، آنها را دستگیر کرده و حتی آنها را پشت صندوق عقب ماشین های خود انداخته اند.
تظاهر کنندگان در خیابان های امیر آباد شعارهای تندی علیه رهبر جمهوری اسلامی سر دادند و پلیس و لباس شخصی ها با شکستن شیشه های خانه هایی که معترضان را پناه می دادند به درون خانه ها گاز اشک آور پرتاب کردند.
بر اساس فیلم های منتشر از درگیری های روز شنبه، این نیروها حتی با شکستن درهای خانه ها به درون آنها هجوم برده و افراد را بازداشت می کردند.
گزارش یکی از شاهدان عینی حاکی است که بیرون پمپ بنزین خیابان امیر آباد روبروی مسجد امیر آتش زده شده است.
وی افزود که از دور صدای تیراندازی به گوش می رسد. هلی کوپترهای نظامی بر فراز شهر تهران در پرواز هستند و صدای آمبولانس به طور مرتب به گوش می رسد.
تصاویر و فیلم های منتشر از حوادث روز شنبه نشان می دهد که بسیاری از خیابان های مرکزی از گاز اشک آور پوشیده شده و دود همه جا را فرا گرفته است. تصاویری نیز افرادی که گفته می شوند در حوادث این روز کشته شده اند در سایت های مختلف آمده است که هنوز نمی توان آنها را تایید کرد.
از سوی دیگر، نیروهای نظامی با استفاده از خودروهای آب پاش به روی تظاهر کنندگان آب ریخته و سعی کردند تا آنها را متفرق کنند ولی معترضان با استفاده از سنگ و میله های آهنی به مقابله با آنها پرداختند.
گزارش شاهدان حاکی است که تهران هم اکنون چهره کاملا امنیتی و پلیس به خود گرفته است و هنوز مشخص نیست که روند وقایع به کدام سو خواهد رفت.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در این زمینه گزارش داده بود که شمار تظاهر کنندگان در ساعت اولیه تجمع بیش از سه هزار نفر بوده که شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر دیکتاتوری» سر دادند.
یکی از شاهدان عینی به رادیو فردا گفت: ما به دلیل زدن گاز اشک آور در حال دور شدن از میدان انقلاب هستیم و نیروی انتظامی در حال ضرب و شتم مرد، زن، جوان و پیر هستند. من یک زنی را دیدیم که با دختر چهار ساله اش به تظاهرات آمده بود و با باتوم به سر این بچه زده بودند.
وی افزود: ما از میدان ونک که به سمت انقلاب آمدیم در راه انواع نیروها با لباس های مختلف را دیدیدم که با موتور و وانت مردم را به شدت می زدند تا نتوانند به میدان انقلاب بروند.
این شاهد عینی گفت: مردم را می زنند، معترضان فرار می کنند و دوباره بر می گردند و دوباره می زنند. تمام کوچه ها و خیابان ها را بسته اند و آدم نمی داند باید چکار کند.
به گفته وی، «تهران در حال حاضر در وضعیت جنگی به سر می برد و به طرز وحشتناکی با مردم برخورد می کنند. ولی به رغم برخوردهای ناجوانمردانه با مردم، گروهای مختلف و زیادی در خیابان ها در حال شعار دادن هستند ولی نمی توانند به دلیل بسته بودن راه ها به هیچ سمتی بروند.»
گزارش های رسیده حاکی است که شنبه شب و پس از درگیری های گسترده در مناطق مختلف تهران که تعداد تلفات آن هنوز مشخص نیست، معترضان به پشت بام ها رفته و علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران شعار دادند.

حضور گسترده پلیس در خیابان های مرکزی پس از آن شدت گرفت که آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در نماز جمعه تهران هواداران میر حسین موسوی، نامزد معترض به نتایج انتخابات، را تهدید کرد که مسئول عواقب مربوط به خشونت و خونریزی رهبران آنها هستند.
به رغم اظهارات و تهدید رهبر جمهوری اسلامی ایران، تظاهر کنندگان جمعه شب به پشت بام ها رفته و شعارهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر دادند.
همچنین اعلام شد که ساعت چهار عصر برنامه راهپیمایی از مسیر میدان انقلاب تا آزادی برقرار است که اقدامی مقابله جویانه با سخنان آیت الله خامنه ای به شمار می رود.

انفجار بمب در مرقد آیت الله خمینی
در همین حال، خبرگزارى هاى ایران و تلویزیون پرس تى وى گزارش دادند که یک بمب در نزدیکى مرقد آیت الله خمینى در جنوب تهران منفجر شد که در جریان آن بمبگذار انتحارى و یک نفر دیگر کشته و هشت نفر دیگر مجروح شدند.
جزئیاتى در باره این انفجار و هویت بمبگذار انتحارى منتشر نشده است.
انفجار این بمب یک روز پس از سخنان رهبر ایران صورت مى گیرد که هشدار داده بود ممکن است در جریان اعتراض هاى مردم ایران افرادى اقدام به اعمال تروریستی کنند.
وى اظهار داشت: « براى نفوذى تروریست - آن کسى که مى خواهد ضربه‏ تروریستى بزند - مسئله‏ او مسئله‏ سیاسى نیست؛ براى او چه چیزى بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمى که مى خواهند راهپیمایى کنند یا تجمع کنند.»
دو روز پیش نیز غلامحسین محسنى اژه اى، وزیر اطلاعات گفته بود: یک گروه تروریستى دستگیر شده اند که قصد داشتند در برخى از مراکز راى گیرى پر جمعیت در تهران اقدام به بمبگذارى کنند.

حضور گسترده‌ی مردم در خیابان‌ها و درگیری با نیروهای امنیتی
دویچه وله: به‌رغم تدابیر امنیتی شدید در مناطق مرکزی و غربی تهران، انبوهی از مردم در خیابان‌ها حاضر شدند. نیروهای امنیتی و ضد شورش با گاز اشک‌آور و ماشین آبپاش به تظاهرات حمله کردند. شاهدان عینی از تیراندازی نیروهای امنیتی و کشته و زخمی شدن شماری از مردم خبر دادند.
به گزارش خبرگزاری‌های بین‌المللی، تهران روز شنبه (۳۰ خرداد، ۲۰ ژوئن) شاهد حضور بی‌سابقه‌ی نیروهای انتظامی و امنیتی در میدان‌ها و خیابان‌ها بود. آنها به ماشین‌های آبپاش، باتوم، سپر و انواع سلاح‌ها مجهز بودند وبیش از همه در مسیر میدان انقلاب تا آزادی مستقر بودند. به‌رغم این فضای امنیتی تا ساعت ۴ بعد از ظهر گروه‌های کثیری از مردم از هر قشری و در هر سنی، در میدان انقلاب جمع شدند.
شاهدان عینی به دویچه وله گفتند، از ساعت ۳ بعد از ظهر خیابان‌های منتهی به میدان انقلاب و خیابان‌های اطراف مثل کارگر، جمال‌زاده، دکتر قریب، نصرت، بلوار کشاورز و خیابانهای اردیبهشت و ۱۶ آذر مملو از جمعیت بود.
براساس گزارش‌های رسیده، نیروهای امنیتی از همان آغاز در تلاش بودند تا جمعیت را پراکنده کنند اما این تلاش‌ها نتیجه‌ی چندانی نداد و جمعیت متراکم شده در میدان انقلاب به سمت آزادی حرکت کردند. دقایقی بعد در حالی که جمعیت بدون دادن شعار و با بالا بردن دستهای خود در حال حرکت به سوی میان آزادی بودند، با هجوم نیروهای ضدشورش پیاده و موتور سوار روبرو شدند.
یک شاهد عینی درباره‌ی درگیری‌های رخ‌داده در خیابان انقلاب به دویچه‌وله گفت، حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر درگیری شدیدی میان نیروهای ویژه‌ی ضدشورش و مردم در خیابان انقلاب درگرفت. نیروهای امنیتی با اسپری گاز و باتوم سعی در متفرق کردن مردم داشتند و مردم نیز به سوی پلیس سنگ پرتاب می‌کردند. مردم در عین‌حال شعار «مرگ بر دیکتاتور» می‌دادند.
نیروهای یگان ویژه‌ی ضد شورش بر سر خیابانهای فرعی مستقر بوده و مانع ورود مردم به خیابان آزادی می‌شدند. آنها با باتوم و اسپری گاز به مردم حمله می‌کردند و یا رنگ به روی مردم می‌پاشیدند.
خبرهای تایید نشده حاکی از کشته شدن ۴ نفر در تهران است. گفته می‌شود یکی از قربانیان دختر جوانی است که در انتهای کوچه‌ی خسروی در خیابان شهید صالحی کشته شده است. براساس خبرهای غیررسمی، نیروهای بسیج در میدان صادقیه‌ی تهران به روی تظاهرکنندگان شلیک کردند.

حضور موسوی در میان مردم
خبرگزاری رویترز از تهران گزارش داد، میرحسین موسوی، نخست‌وزیر پیشین جمهوری اسلامی و یکی از نامزدهای انتخابات ۲۲ خرداد، در میان مردم حاضر شده است. این خبرگزاری به نقل یکی از نزدیکان موسوی نوشت، «موسوی در غرب تهران در یک سخنرانی برای مردم گفته که او آماده شهادت است و راه خود را ادامه خواهد داد.»
براساس گزارش شاهدان عینی، میر حسین موسوی در جمع راهپیمایان در خیابان آزادی حاضر شده و نیز بنا به خبرهای تاییدنشده، در خیابان جیحون تهران برای مردم سخنرانی کرده است.
یک شاهد عینی دیگر در تشریح آنچه از حوادث روز شنبه در تهران دیده بود، به دویچه وله گفت، ماموران نیروهای انتظامی و تعداد زیادی از نیروهای بسیج که به باتوم،‌ کلاه، ماسک و سپرهای نیروهای انتظامی مجهز بودند به شدت مردم را کتک می‌زدند. مردم شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. تمام خیابان را دود فرا گرفته بود.
درگیری‌ها میان پلیس و مردم در خیابان‌های مرزی و غربی تهران همچنان ادامه دارد.
MM/FV

میرحسین موسوی: در کنار مردم خواهم ماند
بی بی سی :
میرحسین موسوی، نامزد معترض انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران امروز در جمع هواداران خود حاضر شده و از آنها خواسته است تا در صورتی که توسط مقام های دولتی بازداشت شد، دست به اعتصاب سراسری بزنند.
همزمان با حضور آقای موسوی در جمع تظاهر کنندگان، یک بیانیه نیز منتشر کرده که و در آن خطاب به مردم گفته "همواره در کنار شما خواهم ماند."
آقای موسوی در این بیانیه تاکید دارد که "هرگز اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی در معرض خطر قرار گیرد و در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم."
آقای موسوی از مردم خواسته که حرکات اجتماعی خود را بر اساس آزادی های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنند.
شاهدان عینی می گویند آقای موسوی در سخنان خود در خیابان جیحون تهران در نزدیکی خیابان آزادی که شاهد درگیری هزاران معترض با نیروهای دولتی بود گفته است که آماده شهادت است و به راهش ادامه خواهد داد.
از هفته گذشته و به دنبال اعلام نتایج انتخابات، شهرهای مختلفی در ایران شاهد اعتراضاتی بوده است. در برخی شهرهای ایران میان هواداران نامزدهای معترض با نیروهای امنیتی درگیری روی داد. بر اثر این درگیری ها تعدادی کشته و چندین نفر زخمی شده اند.
در اعتراضات امروز در تهران، پلیس برای متفرق کردن معترضان از گاز اشک آور، باتون و ماشین های آب پاش استفاده کرده است. گزارش های تائید نشده، حاکی از آن است که این درگیری ها کشته و زخمی بر جای گذاشته است.
شاهدان عینی گفته اند که صدای تیراندازی در تهران شنیده شده است. معترضان علیرغم ممنوعیت تجمعات امروز در خیابان ها ظاهر شدند و با پلیس درگیر شدند.
هزاران نیروی امنیتی میدان انقلاب و حوالی دانشگاه تهران را به محاصره خود در آورده بودند. خبرنگاران می گویند پلیس ضد شورش با گاز اشک آور و باتون به معترضان حمله کرده است. آنها می گویند مقام دولتی نسبت به روزهای پیش با شدت عمل بیشتری وارد عمل شده اند.
طبق گزارش ها معترضان از دست پلیس به کوچه و خیابان های اطراف محل تجمع گریختند و ضمن دادن شعارهایی علیه مقام های دولتی به طرف نیروهای امنیتی سنگ پرتاب کردند. آنها همچنین در خیایان ها آتش روشن کردند.
شاهدان عینی می گویند امشب نیز به مانند چند شب گذشته معترضان به نتایج انتخابات از پشت بام ها "الله اکبر" و "یا حسین، میرحسین" سر داده اند.

بیانیه جدید آقای موسوی
آقای موسوی در بیانیه ای که همزمان با درگیری ها منتشر کرده، این پرسش را مطرح می کند که مردم می پرسند"چه باید کرد و به چه سو باید رفت".
این نامزد انتخابات ریاست جمهوری، می گوید که آنچه را به آن باور دارد با مردم درمیان گذاشته است.
آقای موسوی با شرحی از پیروزی انقلاب ایران در سی سال پیش در باره دلایل خود برای ورود به عرصه انتخابات می نویسد: "آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می انجامد، تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسانها پایه های نظام را تضعیف نمی کند بلکه استحکام می بخشد."
آقای موسوی با اشاره به انتقادهایی که به حامیان وی وارد شده می گوید: "چقدر بی انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و انقلاب مخملین بنامند."
در این بیانیه با اشاره به اعتراض های گسترده نسبت به نتیجه انتخابات و نادیده گرفته شدن اعتراض ها آمده که اگر برای موج نارضایی های گسترده اجتماعی از بحران مدیریتی کشور، از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوق شان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند، مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود.
آقای موسوی میزان تقلب و جابه جایی آرا را عظیم دانسته که به عقیده وی "آتش به خرمن اعتماد مردم زده است."
آقای موسوی امروز شنبه از سوی شورای نگهبان به جلسه این شورا دعوت شده بود اما از حضور در این شورا امتناع کرد. او در این بیانیه می نویسد: "از ما خواسته می شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آنکه این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی طرفی خود را به اثبات رسانده است."
این نامزد انتخابات همچنان بر این نظر است که باید این انتخابات باطل شود و انتخابات دیگری برگزار شود نه آنکه "با طرح احتمال خونریزی، مردم از هر گونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سئوالات مشروع در خصوص نقش لباس شخصی ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکت های مردمی، به فرافکنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد."
به گفته آقای موسوی، "ما در این راه با بسیجی رو به رو نیستیم، بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی رو به رو نیستیم، سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش رو به رو نیستیم، ارتش حافظ مرزهای ماست و .... ما با کجروی های و دروغ گویی ها روبه رو هستیم و در پی اصلاح آن هستیم."
این نامزد انتخابات ریاست جمهوری به مقامات دولتی توصیه کرده برای برقراری آرامش امکان تجمع مسالمت آمیز را بر اساس قانون اساسی فراهم کنند، زیرا با ایجاد فضایی آزاد در رسانه ها دیگر " احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها نخواهد بود."