شنبه، ۲۰ شهریور ۱۳۸۹

· صفحه اصلی

  ما کیستیم


  قرآن آنلاین


  ::
· جستجو
· آمار مشاهدات
· معرفی ما
· ارسال مقاله

اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو
در تاریخ سه شنبه، ۰۴ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۷:۲۶ توسط Admin

اندیشه
نویسنده‌: مولود بهرامیان

در یکی از روزهای هفته‌ی جاری با جمعی از دوستان در محفلی دوستانه‌ نشسته‌ بودیم و یکی از دوستان، موضوعی را ارائه‌ می‌داد. آن موضوع، مورد علاقه‌ یا نیاز مبرم بیشتر جمع حاضر نبود، چرایی عدم اقبال به‌ موضوع،‌ مسئله‌ی دومی است که‌ مورد نظر بنده در این روزگفتار‌ نیست. آن دوست به‌ غایت عزیز ما با سرسختی هرچه‌ تمامتر به‌ ارائه‌ی بحث خود می‌پرداخت و همه‌ی دوستان به‌ احترام وی سکوت پیشه‌ نموده‌، هیچ چیزی نمی‌گفتند تا خاطر مبارک آن دوست عزیز، به‌ گرد کدورت مکدر نگردد.


آن دوست گرانمایه نیز‌ بیشتر به‌ قرائت متن مشغول بود تا توجه‌ جدی‌ به‌ نیازها، پیامها و بازخوردهای غیر کلامی و کلامی حاضران. گویی بر آن بود که‌ با القای یکسویه‌ی مطلبی که‌ سخنیت چندانی با نیازهای بیشتر مخاطبان حاضر نداشت، بر آنان اتمام حجت نموده‌ تا دگر عذری بر ایشان نماند و در جهل مرکب نمانند. ایشان در مقابل سؤالات و مسائلی که‌ بعضا مطرح می‌شد موضعگیری چندان مناسبی نداشت.
به‌ نظرم می‌آید، اینکه‌ ما انسان‌های متوسط شرقی، در بحث‌های جمعی کمتر می‌توانیم به‌ تفاهم برسیم به‌ چند علت است:
• کمتر کسی حاضر به‌ گوش‌دادن دقیق به‌ سخنان دیگری است و اکثرا در گفت‌وگوها حاضر نبوده‌ و نمی‌توانیم آنچنان که‌ شایسته‌ است انصات و استماع نیکو داشته‌ باشیم.
• شاید علت دیگر‌ این است که‌ گمان نیکویی به‌ عقلانیت و اندیشه‌های یکدیگر نداشته‌ و با پیشداوری‌ها و پیشفرضهایی نه‌چندان صواب، سخنان یکدیگر را می‌شنویم نه‌ اینکه‌ گوش دهیم.
• علت دیگری که‌ در این راستا به‌ نظرم می‌رسد این است که‌ یکی از طرفین گفت‌وگو گمان می‌کند که‌ «حقیقت» در جیب او است و برداشت وی عین حقیقت است و لاغیر در حالیکه‌ گفت‌وگو و تفاهم وقتی امکانپذیر است که‌ دو طرف به‌ طور مطلق درک و دریافت خود را عین حقیقت نپندارند؛ بلکه‌ دست‌کم چند درصدی این احتمال را بدهند که‌ شاید اندیشه‌های طرف مقابل نیز سهمی از حقیقت داشته‌ باشد.

علاوه‌ بر علل فوق؛ آنچه‌ از این مقدمه‌ و رویداد مد نظر بنده‌ است بعد اخلاقی مسأله‌ و فقدان ادب مفاهمه‌ و گفت‌وگو در نزد عموم ماست.
به نظر می‌رسد که در دوران گذشته‌- برای ما شرقیان- که‌ اخلاق فضیلت‌گرایانه‌ بر جامعه‌ی ما حاکم بود و فرد فضیلت‌مند هرچه‌ را از فعل و سخن انجام می‌داد نیکو و درست بود و به‌ قول معروف هرآنچه‌ آن خسرو می‌کرد شیرین می‌کرد؛ نسبت تساوی یا این‌همانی بین انسان فضیلت‌مند و درست اخلاقی و نظری وجود داشت. غافل از اینکه‌ چه‌ بسا این رویکرد بیشتر می‌تواند در حوزه‌ی مناسبات و روابط نخبگان اخلاقی مطرح شود تا روابط میان انسان‌های متوسط. در سپهر اخلاقی انسان‌های میانپایه‌ای به‌سان ما دیگر جایگاه‌ چندانی ندارد.
در دوران مدرن یا در حال گذار که‌ خواه‌ ناخواه‌ ما در آن به‌ سر می‌بریم، دوران فضیلت‌مداری و سرودن «حقیقت عریان» به‌ سر آمده‌ است. مایلم در اینجا اشاره‌ای به‌ نظریه‌ی اخلاق گفتمانی هابرماس و آپل داشته ‌باشم، تصور می‌کنم می‌تواند گرهی از کار فروبسته‌ی ما از جهت اخلاقی بگشاید.
هابرماس در نظریه‌ی اخلاق گفتمانی سعی نموده‌ است با معرفی خرد ارتباطی به‌ عنوان مأوای حکم اخلاقی بسیاری از مشکلات فضیلت‌مداری و نیز خرد ناب کانتی را پشت سر بگذارد. هابرماس و آپل ارتباط گفتاری را محل عملکرد و بروز خردی غیر ناب می‌دانند. به‌ نظر آنان افراد در جریان گفت‌وگو و تبادل نظر به‌ اتخاذ نظر، ابراز نظر، و توافق در مورد بهترین و درست‌ترین نظر می‌رسند. خردورزی در تأملی درونی و فردی یا القای یکسویه‌ی بدون اظهار نظر مخاطبان، جریان نمی‌یابد بلکه در بحث، نقد و گفت‌وگو فعلیت پیدا می‌کند. افراد در این فرایند مبانی شکل‌گیری و ساختار کنش ارتباطی و گفت‌وگو را انعکاس می‌دهند. به‌ نظر هابرماس برای اینکه‌ چند نفر بتوانند به‌ گفت‌وگو با یکدیگر بپردازند و در آن روند به‌ تفاهم و توافق برسند؛ لازم است که‌ این قواعد به‌ رسمیت شناخته‌ شود:
1. هر شخص توانا به‌ سخن گفتن و انجام کنش مجاز به‌ شرکت در گفتمان است.
2. ‌الف) هرکس مجاز است هر گزاره‌ و حکمی را مورد سؤال قرار دهد.
ب) هرکس مجاز است هر گزاره‌ و حکمی را که‌ می‌خواهد در گفتمان طرح کند.
ج) هرکس مجاز است گرایش‌ها، امیال و نیازهایش را بیان نماید.
3. هیچ گوینده‌ای را نمی‌توان به‌ زور، چه‌ درونی و چه‌ بیرونی، از اعمال حقوق بیان‌شده‌ در بندهای 1و2 باز داشت.
هابرماس به‌ نحو واقعگرایانه‌ای‌ بر این باور است که‌ این قواعد در هیچ گفتمانی به‌ طور کامل به‌ رسمیت شناخته‌ نمی‌شوند و فعلیت پیدا نمی‌کنند. گویندگان یا شرکت‌کنندگان در یک گفت‌وگو معمولا برای پیشبرد اهداف و منافع خویش تا آنجا که‌ می‌توانند حقوق یکدیگر را نقض می‌کنند. روابط قدرت، سن، موقعیت اجتماعی، ضیق وقت و محدودیت دانش، اجازه‌ نمی‌دهد که‌ همه‌ بدانگونه‌ که‌ خود می‌خواهند نظرات و افکار خود را بیان کنند، علیرغم همه‌ی اینها باید قواعد فوق تا حدی به‌ رسمیت شناخته‌ شوند تا چند نفر دوست بتوانند در یک گفت‌وگوی دوستانه‌ و بحث معمولی مشارکت نمایند. اگر یکی از طرفین نتواند افکار و آرای خود را بیان کند و به‌ طرح سؤال بپردازد دیالوگ و محاوره‌ غیر ممکن خواهد بود. هابرماس در ادامه‌ی بحث از قواعد فوق، اصل ناظر بر مباحث عملی را اینگونه‌ استخراج نموده‌ است: «فقط آن هنجارها[نظریات]یی می‌توانند درست و معتبر باشند که‌ مورد تأیید همه‌‌ی کسانی که‌ به‌ سان شرکت‌کنندگان در یک گفتمان عملی درباره‌ی آن نظری دارند قرار گیرند.» در واقع این اصل شکل درست یک مباحثه را بازگو می‌کند. برپایه‌ی همین اصل هابرماس اصل دوم که‌ از شمولیت بیشتری برخوردار است را مطرح می‌کند: «برای آنکه یک هنجار یا [دیدگاه‌] از صحت و اعتبار برخوردار باشد، باید عواقب و آثار جنبی ملاحظه‌ی عمومی آن در جهت ارضای منافع خاص هر فرد مورد قبول همه باشد.» یعنی یک حکم آنگاه‌ به‌ صورت ارزش در می‌آید که‌ در مورد آن توافق وجود داشته‌ باشد و هرکس عواقب پذیرش عمومی آنرا چه‌ برای خود و چه‌ برای یکایک دیگران قبول کرده‌ باشد، به‌ نظر هابرماس این اصل که‌ منطق بحث و استدلال(Argumentation) اشاره‌ دارد یک اصل اخلاقی است که‌ به‌گونه‌ای جهانشمول معتبر است.
با نگاهی گذرا به‌ منابع دینی نیز اشاراتی بر صحت ملاحظات فوق وجود دارد. قرآن به‌ عنوان کتاب مقدس، ما را به‌ اجتهاد، تعقل، تفقه‌، عبرت‌اندوزی، دانش‌اندوزی، حق‌پذیری و عدالت دعوت نموده‌ و از تعبّد بی‌چون و چرا نسبت به‌ آرا و نظرات گذشتگان یا هرکس دیگری زنده‌ یا مرده‌ برحذر می‌دارد و به‌ ما گوشزد نموده‌ است که‌ دیدگان، گوش‌ها و دلهای ما مسئول دریافت‌های خویش‌اند و دنباله‌روی در موضوعاتی که‌ بدانها دانش نداریم را ممنوع نموده‌ و تقدیس اشخاص و دیدگاههای آنان- به‌ جز شأن رسالت[ نه‌ زندگی شخصی] و اجتماع اجماعی خردمندان (شوری)-را مردود اعلام نموده‌ است. و تأکید‌ بر گفت‌وگو و دیالوگ نه‌ تنها در بین مؤمنان؛ حتی بین خدا و ابلیس نیز در قرآن وجود داشته‌ و احتجاج پیامبران و قرآن بر اساس ارایه‌ی برهان است.
نکته‌ی قابل ذکر دیگر اینکه‌ در هرگونه‌ قرائتی عصری از دین [کتاب و سنت صحیح]- سلفیت میانه‌رو [جریان وسطیت به‌ رهبری دکتر یوسف قرضاوی]‌، سلفیت نصوص‌گرایانه‌، اصلاحگرایی‌ و تجددگرایی‌- سه‌ عامل دخیل‌اند:
1. متن یا نص.
2. انسانی که‌ صاحب دانش‌ها و معارف عصری است.
3. واقع (مکان و زمان خوانش).
ناگفته‌ پیداست که‌ دو عامل از این سه، کاملا‌ً نسبی و متغیراند، پس باید اذعان نمود که‌ در عین اینکه‌ متون اصلی مقدسند، خوانشهای افراد و مذاهب از آنها کاملاً نسبی، غیرمقدس و عصری‌اند. برخلاف تصور عده‌ای از افراد، تنها یک قرائت رسمی از دین وجود ندارد؛ بلکه‌ کما اینکه‌ در گذشته‌ نیز انواع قرائت از متن وحیانی قرآن وجود داشته‌ و نحله‌های گوناگون کلامی، فقهی و سیاسی از میان عالمان مسلمان برخاسته‌اند. هرچند انکار نمی‌توان کرد که‌ در هر زمانی که‌ «دانش‌ دینی» یا «معرفت دینی» در خدمت «قدرت» بوده‌ است به‌ شکلی موقت توانسته‌ است اندکی به‌ حیات و سلطه‌ی خود ادامه‌ دهد!
و اکنون می‌فهمم که‌ چرا برخی از اندیشمندان دیارمان تأکید وافری بر پروژه‌ی اخلاقی‌شدن و اخلاقی زیستن در ابعاد فردی، سیاسی و اجتماعی دارند. به‌ راستی که‌ سخن آن دوست نادیده‌ بسیار بجاست که‌ «تنها راه‌ معنوی زیستن در عصر کنونی، اخلاقی زیستن است.» امید آنکه‌ ما انسان‌های متوسط امروزی نیز با درک متقابل از یکدیگر و نیز پرورش روحیه‌ی حق‌پذیری در خود و صدق در باورها، زمینه‌ی شکوفایی و توسعه‌ی عقلانی و معنوی خود و دیگران را در گفت‌وگوها و سایر موارد، فراهم سازیم.

نگا بیشتر به‌:
1. دراز دکتور محمد عبد الله‌، دستور الأخلاق فی القرآن، ترجمة دکتور عبدالصبور شاهین، مؤسسة الرسالة، بیروت، الطبعة السابعة 1987.
2. محمودیان محمد رفیع، اخلاق و عدالت، طرح نو، تهران، چاپ اول 1380.
۳. دباغ سروش، درس‌گفتارهایی در فلسفه‌ی اخلاق، تهران، مؤسسه‌ی فرهنگی صراط، چاپ اول 1388.






تصاویر اضافی خبر:

منبع خبر: kilashin
فرستنده خبر: Admin
551 بار مطالعه شده است
آرشیو: اندیشه

Email this newsPrintable Version


اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو | ورود/ایجاد حساب کاربری | 16 نظر ارسال شده است
  
ما در قبال نظرات پاسخگو نیستیم.
Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ سه شنبه، ۰۴ خرداد ۱۳۸۹
با تشکر از آقای بهرامیان بخاطر زحماتی که در باب اشاعه‌ی متد بحث علمی و روشنگری مدرن، می‌کشند. با مطالعه‌ی مقدمه و ادامه‌ی بحث و برخورد با نظریات متفکر شعله‌به‌دست؛ هابرماس به‌ نظرم رسید که‌ با اشاره‌ به‌ تئوری روشنگرانه‌ی این متفکر در باب کنش ارتباطی، پیوندی بین لب لباب این نوشته‌ و مقدمه‌ی آن به‌ عنوان تلنگر اولیه‌ وارد شدن به‌ این بحث برقرار کنم. همچنانکه‌ می‌دانیم، هابرماس در بحث‌هایش در مورد کنش ارتباطی تعریف‌نشده‌ مفاهیم تازه‌ای بر سر زبان جاری می‌کند اول اینکه‌ ایشان فضای بحث و گفتگو و مباحثه‌ی معتبری را که‌ شما در متن فوق به‌ آن اشاره‌ کرده‌اید با اصطلاح جهان حیاتی مفهو‌م‌سازی می‌کند. دوم آن ساختارهایی است که‌ به‌ صورت عامل مداخله‌گر و تعیین‌کننده‌ در جامعه‌ با ویژگی‌های تاریخی ایجاد شده‌ و پایدار است و آنرا با اصطلاح نظام اجتماعی مفهوم‌سازی کرده‌ است. غرضم از بیان این تئوری این بود که‌ گذر دوباره‌ای داشته‌ باشیم به‌ مباحث هابرماس در مورد استعمار جهان حیاتی به‌وسیله‌ی نظام اجتماعی. خاطره‌ی شیرینی که‌ در اول مقدمه‌ بازگو کرده‌اید مصداقی است از همین استعمار؛ چراکه‌ ما در فضایی اجتماعی می‌شویم که‌ ساختار اجتماعی‌ و فکری آن مطلق‌گراست؛ درحالیکه‌ فضای اجتماعی موردنظر هابرماس نسبی‌گراست. همان حس مطلق‌گرایی است که‌ باعث می‌شود مردم متوسط شرقی احساس کنند حقیقت نزد آنان است و بس.
در مورد جهان حیاتی نیز که‌ کنش به‌ صورت حضوری و ارتباطی تعاملی است فضایی که‌ مورد نظر هابرماس است محیطی است تعاملی و روشنگرانه‌ با این پیشفرض که‌ حقیقت آن است که‌ حاصل مباحثه‌ای باشد؛ آزاد، تعریف‌نشده‌ و بدون محدودیت که‌ این تئوری نیز برآمده‌ از فضای اجتماعی تعاملیی بوده‌ که‌ نامبرده‌ در آن فضا سیر می‌کند و مصداق آن این ضرب‌المثل «بخاران پشت من تا بخارانم پشت تو» درحالیکه‌ در فضای اجتماعی ایران‌زمین گفته‌ شده‌ «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» که‌ نشان از فقر فرهنگ تعاملی و ارتباطی ما دارد. لازمه‌ی زمینه‌های بحث و گفتگوی روشنگرانه‌ یا به‌ قول هابرماس مباحثه‌ و کنش ارتباطی تعریف‌نشده‌، فرهنگ تعاملی و فضایی است که‌ جهان حیاتی به‌وسیله‌ی نظام اجتماعی استعمار نشده‌، بلکه‌ رابطه‌ی دیالکتیکی بین این دو مفهوم وجود دارد. به‌ امید آن روز.



Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۰۶ خرداد ۱۳۸۹
رییس هیات تحقیق وتفحص ازشوراهای بوکان ومهاباد:
*باتاییدوزارت کشوروشورای عالی استان،شورای بوکان تعلیق ومنحل می‌شود
*شورای مهابادمستحق تعلیق وانحلال نیست سرویس: مجلس
1389/03/04
05-25-2010
12:34:14
8903-02036: کد خبر




خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: مجلس



عضو کمیسیون شوراها و امنیت داخلی مجلس شورای اسلامی گفت: با محرز شدن تخلفات شورای شهر بوکان، کمیسیون بر اساس ماده 81 قانون تشکیلات شوراها پیشنهاد تعلیق و انحلال این شورا را ارایه کرد، اما با توجه به این‌که شورای شهر مهاباد اقدامات مطلوبی انجام داده مستحق مجازات تعلیق یا انحلال نیست، لذا اعضای متخلف بر اساس بندهای 3 و 4 و 6 ماده 82 قانون تشکیلات شوراها مجازات می‌شوند.

حسن نوروزی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، درباره اخبار اخیر مبنی بر پیشنهاد کمیسیون برای انحلال و تعلیق شوراهای شهر بوکان و مهاباد گفت: به دنبال درخواست نمایندگان مجلس از شهرستان‌های مهاباد و بوکان کمیسیون با انتخاب هیاتی دستور تحقیق و تحفص موضوع را صادر کرد.

رییس هیات تحقیق و تفحص از شوراهای اسلامی شهر بوکان و مهاباد ادامه داد: برای بررسی دقیق موضوع با هیات همراه وارد شهر بوکان شدیم، و ضمن برگزاری نشستی با معاون عمرانی استاندار آذربایجان غربی و مدیرکل شوراهای شهر و روستا به تحقیق و تفحص در راستای تخلفات مطروحه پرداختیم، پس از بررسی نظرات این مسوولان و دو نماینده مجلس عضو کمیته‌های حل اختلاف استان آذربایجان غربی آقایان زنجانی حسن‌لویی و سید ذاکر سلمان، جلسه‌ای با مهندس عباسی فرماندار شهرستان بوکان و اعضای شورای اسلامی شهر بوکان داشتیم که در این جلسه تخلفات انجام شده توسط اعضای شورای شهر بوکان برایمان محرز شد.

نماینده مردم رباط‌کریم با تاکید بر این‌که شوراها باید در خدمت مردم باشند و بر بودجه‌نویسی، هزینه‌کرد بودجه، وظایف شهردار و شهرداری و آنچه در شهر می‌گذرد نظارت دقیق داشته باشند، افزود: 37 وظیفه‌ در قانون تشکیلات شوراها از جانب مجلس برای شوراها مصوب و مقرر شده است که شوراها باید در جهت تحقق این وظایف تلاش کنند، اما متاسفانه در بررسی عملکرد شورای شهر بوکان شاهد عمل به وظایف نبودیم تا آنجا که برخی از اعضای شورای شهر بوکان خودشان اعلام می‌کردند که به وظایف‌مان عمل نمی‌کنیم و تخلف داریم.

عضو کمیسیون شوراها و امنیت داخلی ادامه داد: فرماندار بوکان هم معتقد است که تخلفات قانونی متعددی در آنجا صورت پذیرفته که شامل ترک تشریفات قانونی در قراردادها، وجود مهرهای متعدد شورا در دستان اعضای شورا ( شورا

مطالعه ادامه مطلب...


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۰۶ خرداد ۱۳۸۹
مطلب به‌ جایی است متأسفانه‌ اکثر نشستهای قدیم و جدید اینگونه‌اند و یک نفر متکلم وحده‌ شروع به‌ سخنرانی می‌نماید و دیگر هیچ...


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۰۶ خرداد ۱۳۸۹
قابل توجه‌ نخستین کاربر نظردهنده‌
به‌ گمان بنده‌ نه‌ تنها این تجربه‌ خوشایند نیست بلکه‌ جانکاه‌ و عقلسوز است، در جایی باشی علیرغم میل باطنی، قادر به‌ اظهار نظر نبوده‌ و به‌ خاطر حفظ مصلحت جمعی یا گروهی و به‌ قیمت راضی نمودن دیگری، از خود اصیل خود فاصله‌ گرفته‌ و از خود ناراضی شده.........
متی استعبدتم الناس و قد ولدتهم امهاتهم احرارا
و یضع عنهم الاغلال ....


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۰۶ خرداد ۱۳۸۹
بیایید کمپین مبارزه‌ با مطلقگرایی در جماعت را به‌ راه‌ انداخته‌ و آنرا محکوم نماییم.


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۰۶ خرداد ۱۳۸۹
با سلام خدمت مدیریت سایت و تشک راز زحمات ایشان خواهشمند است نسبت به شکل نوشتار ی متن ها فکر بشود بسیا رآشفته و به هم ریخته هستند اصلاا قبل خواند نیستند.با تشکر


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۰۶ خرداد ۱۳۸۹
با سلام خدمت مدیریت سایت و تشکر از زحمات ایشان خواهشمند است نسبت به شکل نوشتار ی متن ها فکر ی بشود بسیا رآشفته و به هم ریخته هستند اصلاا قابل خواندن نیستند.با تشکر


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ جمعه، ۰۷ خرداد ۱۳۸۹
من هم با دوستی که‌ در رابطه‌ با گرافیک سایت نظر داده‌ بودم موافقم خواهشمند است رنگ و روی سایت عوض شود، این سایت بیشتر به‌ وبلاگ می‌ماند. پول بدهید طراحان و طرحهای بسیار خوبی پیدا می‌شود. در این مورد هم محافظه‌کاری نکنید. شکل، رنگ، تصویر در رساندن پیام همیار خوبی هستند.


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ شنبه، ۰۸ خرداد ۱۳۸۹
سلام
مطلب جالبی است.امروزه انسانها هیچ توجهی به مخاطب خود ندارند .
موفق باشید
http://www.donuayeman.blogfa.com/


بنده ی گناهکارخدا (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ یكشنبه، ۰۹ خرداد ۱۳۸۹
برادرعزیزسلام- باید مواظب بود که مابعنوان یک مسلمان آگاه ازنقشه های شیطان درامان نیستیم . ممکن است شیطان ازمنافذمختلف دروجودواعتقادات مانفوذ کندوما آن راعین ثواب بدانیم . باید بپذیریم که گاه ما دینداران آگاه نیزآنچنان درواژگان ومفاهیم عصرجدید غرق می شویم که احساس می کنیم العیاذبالله خداهم درمقابل فلان فیلسوف عصرما ومتفکربرجسته ی عصرما کم آورده وبنابراین گفتارانسانی اوراخدشه ناپذیرمی بینیم و...بهرحال خواستم تلنگری بزنم شاید مانیزموج خدای نکرده بدون تامل برموجی سوارشویم که نمی دانیم درکجا ازتب وتاب می افتد ومارابرزمین می کوبد یادرنقطه ای ازدریا غرق می کند. کمی درخودتامل کنیم وکسب علم واندیشه های باب روز ماراازگذشته ی افتخارآمیزمان غافل نسازد. وآنچنان به غرق شدن درمفاهیم کلامی وسیاسیواجتماعی جدید غبطه نخوریم که ازغبطه خوردن به ایمانمان شرممان آید. بهرحال بیشتردقت کنیم


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ سه شنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
سه‌ سوال دارم امیدوارم پاسخ دهید : آیا جماعت دعوت و اصلاح نیز برداشت قرضاوی از دین را قبول دارد و آنرا حقیقت دین می‌داند؟ آیا جماعت نیز سلفیت را به‌ معنایی که‌ قرضاوی می‌پسندد قبول دارد؟ آیا سلفیت نوعی واپسگرایی و فرار از قبول واقعیتها نیست؟


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ سه شنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
ای کاش می‌شد کلاسهای جماعت زمینه‌ای برای پرورش انسانهای متخصص در زمینه‌های گوناگون دین پژوهی میشد نه‌ اینکه‌ از سبک منسوخ سخنرانی استفاده‌ شود و فقط 15 دقیقه‌ اول مخاطب بداند که‌ سخنران چه‌ می گوید.


Re: اخلاق گفتمانی و ادب گفت‌وگو (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ چهارشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
1- کلمه حق یرادبها الباطل
2-خداوند دروغ گویان رادوست ندارد وبه بیماری های درون آگاه تراست وپس ازانقضای مهلت فردرارسواخواهدکردمگراینکه توبه کندوحق الناس راایفاءکند
4-عرض المؤمن کدمه
5- لئن بسط یدک لتقتلنی ما انا بباسط یدی الیک لاقتلک انی اخاف الله رب العالمین
6-ان الله یحب التوابین ویحب المتطهرین
7-انماالمؤمنون اخوه


پوزش و عذرخواهی (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۸۹
با سلام و عرض ارادت
پیشاپیش از ابراز نظر -مخالف یا موافق-تک تک دوستان کمال تشکر را دارم. کلام بنده‌ در جهت تخریب هیچکس نیست- دست کم «نیت و انگیزه‌»ی بنده‌ به‌ عنوان رکین رکین «فعل اخلاقی» این نبوده‌- بلکه‌ همدلانه‌ آنرا می‌توان مصداقی از مصادیق امر به‌ معروف و نهی از منکر دانست که‌ شرط ولایت و دوستی صادقانه‌ی مؤمنان با همدیگر است. بنده‌ به‌ نقد اندیشه‌ها معتقدم، هیچکس نزدم مقدس نیست و انتقاد را نه تخریب بلکه عین رشد و بالندگی می‌دانم. اندیشمندی گوید: «اگر همه‌ مانند هم بیندیشند مانند آنست که‌ هیچکس نمی‌اندیشد.» بنده‌ بارها و بارها صادقانه و فارغ از رأی و داوری دیگران، آنچه را نزدیک به حقیقت دانسته‌ام، رو در رو، خدمت دوستان عرض نموده‌ام و شاید بارزترین خصیصه‌ی اخلاقی من همین امر باشد. علی ایحال اگر مطلب فوق‌ محمل سوء تفاهم شده‌ است و خاطر دوست یا دوستانی را مکدر نموده‌ و‌ به‌ نحوی از انحاء از بنده‌ و سخنانم رنجیده‌ خاطر شده‌اند، پوزش می‌طلبم و جداً طلب بخشش، حلالیت و دعای خیر، هدایت، اخلاص و اصلاح را دارم.
والله‌ علی ما نقول شهید.

اللهم إنا نسألک زیادة فی الدین وبرکة فی العمر وصحة فی الجسد وسعة فی الرزق وتوبة قبل الموت وشهادة عند الموت ومغفرة بعد الموت وعفوا عند الحساب وأمانا من العذاب ونصیبا من الجنة وارزقنا النظر إلى وجهک الکریم!
اللهم ارحم موتانا وموتى المسلمین واشفی مرضانا ومرضى المسلیمین اللهم اغفر للمسلمین والمسلمات والمؤمنین والمؤمنات الاحیاء منهم والاموات اللهم ارزقنی قبل الموت توبة وعند الموت شهادة وبعد الموت جنة!
اللهم ارزقنی حسن الخاتمة اللهم ارزقنی الموت وانا ساجد لک یا ارحم الراحمین اللهم ثبتنی عند سؤال الملکین اللهم اجعل قبری روضة من ریاض الجنة ولا تجعله حفرة من حفر النار اللهم انی اعوذ بک من فتن الدنیا!
اللهم انی اعوذ بک من فتن الدنیا اللهم انی اعوذ بک من فتن الدنیا!
اللهم ارحم ابائنا وامهاتنا واغفر لهما وتجاوز عن سیئاتهما وادخلهم فسیح جناتک یا رب العالمین!

مولود بهرامیان



New Page 3

Copyright© 2005 islahweb.org All Rights Rserved