 |
جمعه، ۰۸ مرداد ۱۳۸۹
ما کیستیم
|
|
قرآن آنلاین
|
|
::
|
|
|  |

نویسندگان: جهاندار امینی و ابراهیم صالحیپور*
بررسی نظریات مختلف راجع به مجازات اعدام
(الف- نظریات مخالفین مجازات اعدام)
با مطالعهی دیدگاه ادیان الهی و دیدگاه مکاتب مشهور حقوق جزا در مورد اعدام روشن میشود که هر قدر فاصلهی زمانی با رنسانس بیشتر میشد، دیدگاهها دربارهی مجازات اعدام منفیتر شده و مکاتب به جای مجازات اعدام، تبعید، زندان و مجازاتهای بازدارنده واصلاح کننده را پیشنهاد میکنند، تا آنجا که جهت الغای مجازات اعدام اقدامات همه جانبهای در عرصهی بین المللی صورت میگیرد، به گونهای که در طول چند دهه، بسیاری از حکومتهای جهان تحت تأثیر این افکار به الغای مجازات اعدام در کشور خود پرداختهاند و درحال حاضر نیز برای لغو این مجازات تلاشهای گستردهای از طرف سازمانهای بین المللی در سراسر جهان صورت میگیرد[51].
الف- نظریهی بکاریا: به علت اهمیتی که نظریه ایشان در مورد اعدام دارد ذیلاً ترجمهی نظریهی نامبرده آورده میشود.[52]«وجود شکنجه شدید و بی حد که هیچوقت انسان را بهتر نکرده است مرا بر آن داشت که به بررسی این مسئله بپردازم که در یک حکومت سازمان یافته مجازات اعدام واقعاً عادلانه است یا خیر؟ ماهیت این حق که انسانها برای خودشان قائل میشوند که همجنس خود را بکشند چه میتواند باشد؟ مسلماً آن چیزی نیست که حکومت وقوانین بر مبنای آن تأسیس شدهاند چه حکومت و قوانین چیزی جز مجموع اجزای حداقل آزادی فردی هر یک نیستند. آنها نمایاننده ارادهی عمومی هستند که شامل مجموع تمام ارادههای فردی است چه کسی میخواسته است به دیگران توانایی تصمیم گیری راجع به مرگ خودش را تفویض کند؟ چطور برای حفظ حداقل آزادی دیگران بزرگترین نعمتهای یک فرد(زندگی) را میتوان قربانی کرد.[53] و اگر چنین است چطور چنین اصلی با اصلی که میگوید انسان حق کشتن خود را ندارد میتواند هماهنگ باشد؟ برای آنکه انسان بتواند به دیگران یا به تمام جامعه حق کشتن خود را بدهد میبایست خودش دارای این حق باشد. بنابراین مجازات اعدام حق نیست بلکه برخورد با جامعه است با یکی از شهروندان. چون نابودی وجود اورا ضروری یا مفید تشخیص داده است و اگر من ثابت کنم که مرگ نه مفید است نه ضروری، از انسانیت دفاع کردهام.[54] مرگ یک شهروند فقط در دو مورد ممکن است ضروری تشخیص گردد: 1- وقتی که حتی پس از سلب آزادی از فرد او دارای چنان روابط وقدرتی باشد که برای امنیت ملی مشکلی به شمار رود ویا آنکه وجود او بتواند انقلابی خطرناک برای نظام حکومت مستقر ایجاد نماید. در کشوری که فقط حاکم واقعی دستور میدهد ودر کشوری که ثروتها برای خریدن شادیها به کار میرود و نه برای تسلط و قدرت، در چنین کشوری من هیچ ضرورتی نمیبینم که شهروندی را نابود کنند حتی اگر مرگش تنها عاملی باشد که دیگران را از ارتکاب جنایتها باز دارد و این مورد دومی است که دلیل عادلانه وضروری بودن مجازات اعدام به شمار میرود. مجازات اعدام اثری میگذارد که علی رغم دلیل عادلانه و ضروری بودن مجازات اعدام به شمار میرود، مجازات اعدام اثری میگذارد که علی رغم قدرتش فراموشی سریعی را که در طبیعت انسان است و با اشتیاق به امور ضروریتر تسریع میشود و از بین نمیبرد. قاعده کلی این است که اثرات خشن و شدید انسان را برای مدت کوتاهی متأثر میکند هرچند در شرایط غیر عادی این اثرات شدید باعث توانائی وموجب دگرگونی میشود که هیبت انسان را عوض میکند ولی تحت یک حکومت آرام و آزاد این اثرات باید بیشتر تکراری باشند تا شدید[55].
مجازات اعدام برای اکثر مردم یک موضوع تماشائی است و برای بعضی موضوع همدردی و یا تنفر است این دو احساس روح تماشاگر را بیش از آن وحشت مثبتی که قانون در نظر دارد زیر سلطه میگیرد ولی وقتی مجازات ملایم ومداوم است احساس غالب بر انسان ترس است چرا؟ چون تنها احساسی که انسان دارد. به همان میزان که احساس همدردی بر احساسات دیگر تماشاچیان غلبه میکند، معیار اندازهای که قانونگذار به مجازات باید شدت و سختی بدهد روشن میگردد.[56] مجازات اعدام به خاطر نمونه فجیعی که به انسانها میدهد مفید نیست اگر شهوات یا ضرورت جنگ وخونریزی را آموزش دادهاند. قوانین که در رفتار انسان باید ملایمت ایجاد کند نباید این نمونهی وحشتناک را متعدد سازند بخصوص وقتی مرگ قانونی به روش اختیاری وتشریفاتی داده شود به نظر من بی معنی است قوانینی که ارادهی عمومی را بیان میکند و قتل را محکوم و مجازات میکنند، خودشان مرتکب آن شوند و به منظور منصرف کردن شهروندان از قتل خود یک قتل رسمی را دستور بدهند. قتل بر خلاف آنکه میگفتند خشن و وحشتناک است امری گذرا و آنی است و رنج آن خصوصاً برای کسی که در انتظار آن هم نیست، کمتر است.
ب- نظریات دیگران:
1 نفسِ گرفتن جان و ریختن خون ذاتاً عملی است زشت که احساسات و عواطف انسانی را جریحه دار میکند.
2 زندگی ودیعهی خداوندی است که به انسان داده است و فقط او میتواند آنچه را که داده پس بگیرد و جامعه حق ندارد آن را(حیات) از انسان بگیرد.
3 اعدام، مجازات ظالمانهای است که قابل سنجش با عمل ارتکابی وشدت و ضعف جرم نیست.
4 مجازات اعدام، مجازاتی است غیر قابل جبران و بهترین قضات امکان دارد در مقام قضاوت اشتباه کنند ولطمهای که بر اثر اشتباهات قضائی بر جامعه وارد میشود به هیچ وجه قابل جبران نیست.
5 در قوانین جزائی مدرن هدف از اجرای مجازات جنبهی انتقامی آن نیست بلکه هدف فایدهی اجتماعی آن است ولی اجرای مجازات اعدام نه تنها فایدهای برای اجتماعی به ارمغان نمیآورد بلکه در انکار متجاوزین اثر کرده و آنها را بی رحمتر و جدیتر میکند.
6 اجرای مجازات اعدام باعث ترس و ارعاب نیست وحتی مشاهدهی منظرهی اجرای اعدام نیز باعث وحشت مجرمین نمیشود و از لحاظ اجتماعی اجرای مجازات اعدام تأثیری در کاهش یا ازدیاد جرایم ندارد و از این جهت فایدهای برای اجتماع ندارد.
7 در کشورهایی که مجازات اعدام لغوگردیده آمار جنایات به وضع قابل توجهی تنزل یافته است و این خود یکی از قرائن مشهودی است که مفید بودن و ضرورت الغاء مجازات اعدام را ثابت میکند.
دلایل مخالفان[57]
1 از لحاظ فلسفی- اعتقادی: هر گاه کسانی مرتکب قتل و جنایت بر علیه چندین فرد معصوم میگردند باید دید علت ارتکاب چنین فجایعی چه میباشد، زیرا هیچ کس جانی از مادر به دنیا نمیآید. آیا وی واقعاً واز روی بد ذاتی و قساوت مرتکب چنین جرایم شده است، یا اینکه عوامل اجتماعی و روانی و محیطی که در آن رشد و پرورش نموده باعث ارتکاب آنها گردیده است؟ لذا اگر ثابت شود که وی بیماری روانی است، آیا سلب حیات یک بیمار که در اثر بیماری ای که اجتماع بر وی تحمیل نموده است و مرتکب افعالی گردیده، میتواند عادلانه باشد؟[58]
2 از لحاظ حقوق جزائی: بکاریا در نفی اثر ارعابی اعدام میگوید: تجربه همه قرون نشان میدهد کیفر اعدام هرگز مردمانی را که مصمم به آسیب رساندن به جامعه بودهاند منصرف نکرده است.
3 از لحاظ سیاست جزائی: مخالفان اعدام معتقدند که با توجه به آموزههای جدید حقوق کیفری وظهور مکاتب نوین جزایی دیگر هدف از مجازات سرکوبی وطرد و حذف کامل مجرم از جامعه نمیباشد، بعبارتی دیگر امروزه دیگر جرم مرکز ثقل فعالیتهای کیفری را نشان نمیدهد بلکه این مجرم و مطالعهی حالات وکیفیات اعمال ارتکابی وی میباشد که واجد اهمیت گشته است و در دنیای حاضر هدف اصلی حقوق کیفری، اصلاح و تربیت مجرم میباشد.
4 از لحاظ احساسات و اثرات اجتماعی: از آثار شوم دیگری که اعمال کیفر مرگ در جامعه دارد تأثیر مخربی است که بر روحیه و احساسات مردم داشته و باعث تخریب روحیات نوع دوستی و ارزش و احترام به مقام انسانیت در جامعه میشود. زیرا وقتی افراد اجتماع میبینند که جامعه با اشتیاق فراوان و به بهانهی اجرای عدالت، فردی از اعضای خود را دست و پا بسته و در حضور هزاران نظاره گر به دار میآویزد، حس خشونت و خونخواری برخی از افراد جامعه تحریک شده وآنها را تشنه قتل و آدمکشی مینماید. همانند حیوان اهلی شدهای که به محض دیدن خون در پنجههای خود دوباره وحشی میگردد. لذا برای ترویج وتبلیغ حس نوع دوستی واحترام به مقام والای انسانیت در میان اعضای جامعه لازم است که چنین مجازات سهمگینی از صحنهی روزگار محو گردد. از آثار شوم دیگر اعدام به عقیدهی مخالفان هزینهی مالی بسیاری است که بر جامعه و قشر زحمتکش اعضاء آن وارد میآورد مخالفان با استناد به آمار هزینههای صرف شده در پروندههای اعدام ثابت کردهاند که هزینهی حفظ ونگهداری یک نفر در زندان بسیار کمتر از هزینهی اعدام وی میباشد.
دلایل موافقان: [59]1- اجرای عدالت:
به نظر موافقان برای مجرمی که با سنگدلی و قساوت، جان فرد دیگری را گرفته، اعدام تنها مجازاتی است که با توسل به آن میتوان امیدوار بودکه عدالت اجرا گردیده است چرا که در این صورت مجرم به عنوان کفاره گناه همان چیزی را از دست میدهد که از دیگری سلب نموده است. بنابراین به نظر آنها مجازات اشخاص قسی القلب که با خشونت تمام مرتکب قتل میشوند، مطابق با مفهوم عدالت است. زیرا با اهمیت جرم و گناه، مجرم واستحقاق او به چنین کیفری مطابقت دارد. به گفته دکتر اردبیلی[60] شرف و مقام انسانی هر فرد، وقتی محترم است که از جایگاه انسانی خود تنزل نکند. کسی که به جان و آزادی دیگری وقعی ننهد و حق حیات وی را سلب کند، خود نیز شایسته دوست داشتن نیست.
2- ارعاب مجرمین:
اعدام دارای بیشترین و مؤثرترین بازدارنده نسبت به افراد و مجرمین بالقوه است که ممکن است واجد تفکرات مجرمانهای بوده و در آینده مرتکب اعمال مجرمانه گردند لذا جامعه با سلب حیات مرتکبین اعمال مجرمانه، مجرمین بالقوه را با تهدید به سلب حیات، خلع سلاح مینماید چنانکه، مونتن میگوید: کسی را که اعدام میکنند، اصلاح نمیکنند بلکه افراد دیگری را با اعدام وی اصلاح مینمایند. بر این اثر ارعابی اعدام از جانب طرفداران بسیار تاکید شده است و شاید ملکه دلایل محسوب میگردد به این دلیل که معتقدند نزد انسانها هیچ چیزی عزیزتر و شیرینتر از حق حیات نمیباشد و هر فرد ذی شعوری درحفظ و ایمن نگه داشتن آن سعی وتلاش را به کار میبرد «اتخاذ تدابیر پیچیده در مخفی کردن قتل ارتکابی توسط قاتل به چه معناست، آیا جز این نیست که قاتل از دستگیر شدن و در نهایت مجازات مرگی که در انتظار او خواهد بود، میهراسد؟ روز به روز قتلها پیچیدهتر میگردند و قاتلین در تلاش هستند که جنایات خود را حساب شدهتر انجام دهند. این همه نشان ترس متخلفان، به ویژه قاتلان حرفهای از مجازات، مخصوصا مجازات اعدام است»[61]«آن اصلاح گرانی که با قاطعیت اظهار میدارند منظره چوبه دار یا صندلی الکتریکی، یا گیوتین، به هیچ وجه در دیدگاه کسانی که مصمم به ارتکاب جنایت هستند، تجلی ندارد، در واقع مدعی هستند که از درون و مافی الضمیر هر قاتلی آگاهی کامل دارند. در اینکه مجازات اعدام همیشه یکی از عوامل بازدارنده از ارتکاب جرم بوده، شکی نیست. اگر ترسی را که مأمور اجرای مجازات اعدام، شخصاً از مجازات مرگ دارد. همه کس داشتند و دقیقاً در ذهن همه بر قرار بود، احتمالاً هیچ قتلی واقع نمیشد. البته با قبول این فرض باید بر اثر ترس از یک مرگ نابهنگام، بسیاری از مشاغلی که بی تردید قانونی ودرست هستند، داوطلبی نیابد، زیرا با این وصف، هیچ کس با ارتش یا نیروی پلیس یا آتش نشانی نخواهد پیوست. همین طور باید ناگهان مسابقات اتومبیل رانی قطع شود، کسی کوه نوردی، آکروبات، نمایش هوایی، چتربازی، شکار یا پرش نکند یا در ساختمانها یا سایر مشاغلی که احتمال خطر میرود، شرکت نجوید. به هر حال هر چند شماره افرادی که به این اقدامات مخاطره آمیز، خواه به دلیل تامین معاش یا جرأت و جسارت یا غرور وافتخار یا ایمان واعتقاد رغبت نشان میدهند رو به افزایش است، با این همه مسلماً افراد بسیاری هستند که از شرکت در این نوع فعالیتها، پرهیز میکنند، به دلیل آنکه تحمل این خطرات با مذاق آنها سازگار نیست. کمیسیونی که در سال1953 در انگلستان تشکیل گردید، تا در میزان تأثیر مجازات اعدام، در جلوگیری از وقوع جرم تحقیق کند، گزارش داد: « ما میتوانیم موارد بی اثر بودن آن را تعیین کنیم، ولی نمیتوانیم مواردی را که مؤثر بوده است، شمارش کنیم»[62]گفته میشود با آنکه در برخی مواقع، مجازات اعدام، هر روزه اجرا میشده، ارتکاب جرم نیز شایع و فراوان بوده است، از جمله با وجود مجازات سختی که نسبت به افراد قطاع الطریق اعمال میشده باز هم امنیت جادهها تامین نمی گشته است. باید توجه داشت، همیشه اشخاصی که با زندگی خود قمار میکنند، وجود داشتهاند، لیکن ما وسیلهای نداریم، تا بدان طریق بتوانیم، بین کسانی که از مجازات اعدام وحشت دارند و آنان که خوفی به خود راه نمیدهند، تمیز قائل شویم وتعداد کسانی را که بر لحاظ این وحشت از ارتکاب جرم استنکاف میکنند، معین سازیم»[63] ضمناً دلایل کسانی که بر بیهودگی مجازاتهای سالب حیات نظر دادهاند بر آمار قابل اعتماد مبتنی نیست. درست است در میان محکومان به اعدام کسانی دیده شدهاند که خود در صحنهی اجرای مجازات دیگران حاضر بودهاند، لیکن شمار کسانی که از اجرای مجازات مرعوب شده و عبرت آموختهاند در این آمارها نیامده است. همچنین افزایش نیافتن شمار بزهکاران در کشورهایی که مجازات سالب حیات، منسوخ اعلام شده به این دلیل است که در این گونه جوامع، پیش از الغای رسمی این مجازات، جرایم مستحق مجازات اعدام عملاً کاهش یافته بوده است.[64]
3- دفاع مشروع:
از دلایل دیگر طرفداران اعدام این است که هر گاه شخص مورد تهاجم و حمله دیگری قرار گیرد این حق طبیعی وی میباشد که در برابر آن از خود دفاع کرده وحمله را دفع نماید تا جایی که حتی میتوان فرد مهاجم را معدوم نماید زیرا تهاجم، نفی حق است و دفاع، نفی این نفی، پس اجرای حق است.[65] لذا جامعهای هم که از طرف مجرمان و خاطیان با نادیده گرفتن مقررات و قوانین آن مورد هجمه قرار گرفته است به طریق اولی میتواند با توسل به مجازاتهایی همانند اعدام از خود دفاع نماید. هر چند شرط تجویز دفاع در برابر قریب الوقوع بودن حمله ولزوم دفاع در همان لحظه تهاجم
میباشد، ولی با توجه به اینکه برای جامعه امکان اینکه، چنان بر رفتار اعضای خود تسلط و نظارت داشته باشد که بلافاصله پس از ارتکاب عمل ایجاد میشود، فقط شرط آن برقراری محاکمهی دادرسی عادلانه میباشد.
4- تامین امنیت جامعه:
موافقین اظهار میدارند که اعدام مؤثرترین وسیلهای است که جامعه را از شر مجرمین خطرناک مصون نگه داشته و امنیت جامعه را تضمین مینماید و با حذف جانیان از جامعه، امکان ارتکاب مجدد جنایت را از آنها سلب میکند. زیرا مجرم زنده و درقید حیات خطرناک بوده و هرآن احتمال دارد مرتکب جرایم جدیدی بر علیه افراد جامعه گردد حتی اگر در زندان باشد. لذا با اعدام چنین مجرمانی خیال جامعه حداقل از این بابت آسوده میشود که قطعاً آن مجرم، دیگر مرتکب جنایت جدیدی نخواهد شد. سن توماس استاد الهیات معتقد است: [66]«اگر جامعه برای زندگی نوع بشر ضرورت باشد. باید از تمام حقوق لازمه برای حفظ و صیانت آن از گزند اشخاص برخوردار باشد. استدلال مخالفان مجازات اعدام صحیح به نظر نمیآید و نتیجه آن لغو تمام مجازاتهای سالب آزادی است، زیرا جامعه به انسان آزادی عطا نکرده، بلکه انسان ذاتاً وفطرتاً آزاد خلق شده است. البته حق حیات و تمتع از آزادی، نعمتی خدادادی است، ولی این دو حق، به حق حیات سایرین و رعایت آزادی آنان محدود است و چنانچه از حد تجاوز کند، سلب میشود و متجاوزین باید به کیفر خود برسند.
5- تسکین افکار عمومی:
به نظر موافقان هر گاه در جامعه جنایت فجیع و خشونت باری اتفاق افتد، جنایتی که تقریباً اکثر افراد محل وقوع آن و گاهی اوقات در اثر انتشار در جراید اکثر مردم یک کشور از آن باخبر میشوند، چنان حس انتقام خواهی و نفرت و انزجار از مجرم در میان مردم موج میگیرد که تنها عاملی که میتوان باعث فروکش کردن این آتش خشم افکار عمومی گردد. مجازات اعدام میباشد و سایر مجازاتهای جایگزین همانند، زندان، مخصوصاً به دلیل سوء ظنی که نسبت به زندان دارند و آنرا گاهی اوقات«هتل چند ستاره دولتی» مینامند به هیچ عنوان نمیتواند چنین اثری داشته باشد.«دکتر منوچهر خزایی در مقاله خود در این باره میگوید: اینکه ادعا شده است حبس ابد جانشین اعدام شود، باید گفت که حبس ابد امکان دارد، در پیشگیری فردی مؤثر باشد ولی در پیشگیری عمومی وعبرت دیگران تأثیری نخواهد داشت به علاوه از لحاظ روانشناسی اجتماعی، رعب ووحشتی که مجازات اعدام در انسان ایجاد میکند، مجازات سالب آزادی چنین تأثیری به جای نمیگذارد»[67]
سر جنت بالانتین، وکیل مدافع بر جستهی امور کیفری، در اواخر قرن نوزدهم، یعنی زمانی که هنوز زندانها به مرحلهای نرسیده بود که اثر ندامت انگیز خود را از دست بدهد، عقیده داشت«زندان برای مجرمان خطرناک، هر چند طولانی باشد برای جلوگیری از جرم کافی نیست چه رسد به اینکه در قبال مجازات بزه قتل باشد، به هیچ وجه جای اعدام را نخواهد گرفت. تردید ندارم که حتی یک مورد هم پیش نخواهد آمد که یک محکوم به مرگ، با شادی تمام، حاضر نباشد که مجازات خود را با هر نوع کیفر دیگری که در قانون وجود دارد، تعویض کند»[68] به عقیده بعضی کیفر شناسان، مجازات اعدام به علت ترس که در روحیه افراد ایجاد میکند تاثیر روانی عمیق در جامعه دارد که حتی اگر هم اجرا نشود تضمینی برای آرامش افکار عمومی خواهد بود و از این نظر اهمیت فوق العادهای در سیاست کیفری خواهد داشت.[69]
6- احترام به زندگی انسانها:
اگر معتقد باشیم که زندگی زودگذر و ناپایدار انسان دارای ارزش مطلق است، عقل سلیم حکم میکند، این اصل را نخست در مورد مقتول اعمال کنیم و نه قاتل، بنابراین چگونه میتوان پذیرفت که، کسی که این دارایی مطلق را از دیگری سلب نموده تنها به چندین سال محکوم شود، این کار معنای قبول این گفته است که«من به استناد اصول مورد قبول خودم آدم میکشم و به استناد اصول مورد قبول شما زندگی خود را از شما میخواهم.»[70]
7- سایر دلایل: همچنین معتقدند که مخالفان اعدام تحت تأثیر احساسات لطیف انسانی قرار میگیرند و فقط لحظهی ارتکاب اعدام را در نظر میگیرند که به نظر آنها قبیح و زشت میآید و این واقعیت مسلم را که همین مجرم چه ظلمها و خشونتها نسبت به مقتول درمانده روا داشته را از یاد میبرند. لذا اگر ناظر کلیه اعمالی که مجرم انجام داده، میبودند لحظهای در موافقت با ابقای اعدام درنگ نمیکردند. و اما در پاسخ به این شبهه که، هیچکس جانی به دنیا نیامده و افراد تحت تأثیر اجتماعی ویا مشکلات روانی مرتکب جنایت میشوند، باید گفت: در بعضی موارد این سخن صحیح است و اسلام هم در چنین مواردی، برای قاتل دیوانه یا مثل آن، حکم قصاص نیاورده است. اما نمیتوان مریض بودن قاتل را به عنوان یک قانون و راه عذر بیان کرد. زیرا فساد انگیز بودن این پیشنهاد آشکار است و جنایت کاران را گستاخ خواهد کرد. اگر این استدلال درباره قاتل صحیح باشد باید درباره همه متجاوزان و کسانی که به حقوق دیگران تعدی میکنند، نیز صحیح باشد، زیرا آدمی که دارای سلامت کامل عقل است، هرگز به دیگران تجاوز نمیکند به این ترتیب باید همهی قوانین جزایی را از میان برداشت وهمهی متعدیان ومتجاوزان را به جای زندان و مجازات به بیمارستانهای روانی فرستاد.[71]
و اما اشتباه قضایی علل مختلفی دارد که از آن جمله: شهادت دروغ یا مستندات متقلبانه، نادرستی یا اشتباه کارشناس، قصور یا تقصیر ظابطان قوه قضائیه، اشتباه دادرس و... است که حکم اشتباه، به ویژه اگر اجرا شود مردم را نسبت به دستگاه قضایی بدبین کرده، اجرای درست عدالت در معرض خطر قرار میگیرد. در پاسخ به این اشکال، میتوان از چند جهت نگریست: [72]
1- این اشکال عمومیت نداشته، شامل همه اقسام محکومیت اعدام نیست، چرا که برخی احکام اعدام با اقرار ثابت میشود و حکمی که با اقرار ثابت شده است، احتمال اشتباه ندارد. از این رو در این موارد، مخالفان اعدام نمیتوانند، به این دلیل استناد کنند. قاتلی که با اقرار ناشی از عذاب وجدان، به محکومیت خود تن میدهد، بی هیچ شک و تردیدی، قابل مجازات است.
2- موافقان اعدام در پاسخ این اشکال، به خطا پذیر بودن محاکمات جنایی در همه مواردی که با غیر اقرار ثابت میشود، اشاره کردهاند. همه عواملی که در خطا پذیر کردن حکم اعدام دخیل هستند، در سایر مجازاتها نیز وجود دارند. ولی با اینحال، هیچ دستگاه قضایی در سراسر دنیا به این دلیل، از اجرای مجازاتها خودداری نکرده است. چارهای که دستگاههای قضایی سراسر دنیا برای حل این معضل اندیشیدهاند عبارتند از:
الف) چند مرحلهای کردن دادرسی که در نتیجهی آن، مراجع مختلفی که از دادرسان عادی تا دادرسان با تجربه وکهنه کار به احکام رسیدگی میکنند، با این کار احتمال اشتباه دادرس به حداقل میرسد، چراکه اگر در مرحله بدوی، اشتباهی صورت گیرد، در مرحله تجدید نظر و بالاتر، این اشتباه اصلاح میشود.
ب) ایجاد تکنولوژیهای پیشرفته جرم یابی: علاوه بر انگشت نگاری و سایر دانشهایی که قبلاً وجود داشته، پیشرفتهایی در پزشکی قانونی حاصل آمده که احتمال وقوع اشتباه قضایی، تقریباً از بین میرود. به واسطه وسایلی که دانش مترقی و پیشرو پزشکی فراهم آورده و میآورد، میتوان پس از تحقیق بزه، نحوهی وقوع آن را تشخیص داد. در این مورد علم شیمی با تجزیه وتحلیلهای آزمایشگاهی و حتی دانش اتم، میتواند اطمینان دهد که متهم مقصر است یا بی گناه.
ج)«مقررات دقیق در مورد شهود نیز میتواند امکان اشتباه قضایی را بسیار کاهش دهد. هنر بازپرسی که به وسیلهی متخصصان با تجربه این فن، با مهارت صورت میگیرد، شهادت گواههای کاذب و فاسد را بیش از پیش بی اثر ساخته است. افکار عمومی متشکل، همراه با جراید هوشیار، هر گاه در مسیر دادرسی، مقدمه ظهور خطایی را مشاهده کنند. زنگ خطر را به صدا در میآورند.»[73] اثبات محکومیت اعدام، دارای چنان حساسیتی است، دادرس را وامیدارد که به کمک ابزار پیشرفته جرم یابی، از شهادت دروغ جلوگیری کند و شاهد صادقی برای اعتماد به شهادت شهود بیابد. از سویی شرط عدالت برای شاهد، دادرس را وا میدارد که پیش از اعتماد به شهادت وی، شخصیت او را با دقت بررسی کند.
3-« احتمال خطا بودن حکم منحصر در اعدام نیست، بلکه در همهی مجازاتها وجود دارد. از این رو این اشکال متوجه تمامی مجازاتهاست. به هر حال باید توجه داشت که هیچ یک از اقدامات و فعالیتهای انسان نیست که در معرض وقوع حوادث تاسف انگیز نباشد، لیکن با این وجود، هیچ یک از این کوششها به دلیل ساختمانهای بلند، یا برپا کردن پلها، حفاری به منظور تأسیس تونل و... بدان دلیل که ایجاد آنها مسلماً مخاطراتی برای حیات انسانهایی که دست اندرکارند، خواهد داشت اعتراض نمیکنیم. احکام دادگاههایی که به منظور اجرای عدالت صادر میشود، تا افرادی را که مضر به همنوعان خود هستند، مجازات دهد. احتمالاً گاه معروض همین اشتباهات خواهد گشت. اما مادام که این اشتباهات غیر متعارف و زننده نشدهاند، انسان باید به کارش ادامه دهد، به امید اینکه با کوشش خود، جلوی این گونه اشتباهات را نیز سد کند و به حداقل تنزل دهد، در هر مورد که اشتباه بر محکومیت شخص بی گناهی منتهی میشود، هر چند بی گفت و گو و غم انگیز است، لیکن در مقابل اشتباهاتی که درصورت اتخاذ روش معارض پیش میآید چندان مهم نیست. نسبت به آنچه راجع به احتمال اعدام افراد بی گناه گفته شده، همیشه غلو به کار رفته است، لیکن در عوض از تبرئههای غلطی که در نتیجهی آن وقوع قتل دیگری بوده است، سخنی به میان نیامده است.
این یک عدالتخواهی دروغین و آرزوی فراهم نگشتنی است که صدها منافع مالی و واقعی جامعه را با از بین بردن شخصی که جز یک حیوان مضر نیست تأمین نکنیم، تا احتمالاً از مجازاتی که ممکن است بر شخص نامعین در آیندهای غیر معلوم تحمیل شود، جلوگیری کرده باشیم. این درست به آن میماند که بگوییم جامعه باید از منافع برق، چشم بپوشد، زیرا ممکن است شخص را برق بگیرد، یا وسایل حمل ونقل از آن جهت که برخی مواقع در شوارع موجب هلاک اشخاص میشوند، باید ممنوع گردد. این مسخره است که گفته شود، هنگامیکه قاتل شناخته شدهای آزاد میگردد، هیچ خطری را برای افراد بی گناهی که ناشناخته هستند و ممکن است طعمه وی قرار گیرند، ایجاد نمیکند»[74]
4- درباره حالت جبران ناپذیری مجازات اعدام، باید گفت که این اشکال در صورتی قابل توجه است که نسبت به مجازاتهای جایگزین، اعدام مطرح نباشد، در صورتی که مجازاتهای سالب آزادی نیز از این اشکال رنج میبرند.«اقامت طولانی زندانی بی گناه نیز گاهی سلامتی جسمانی و روانی او را به مخاطره میاندازد که بسا به هیچ وجه قابل جبران نباشد».[75]
مجازات اعدام در عصر کنونی: از آنجائی که مجازاتها در تشریع اسلامی بخشی از نظام کیفری در اسلام میباشد و این نظام شامل مجموعهای از قوانین و مقررات است که هر جزء آن کامل کننده اجزاء دیگر میباشد. این نظام اسلامی ابتدا با تربیت و تزکیه افراد شروع میشود وتا زمینه نزول احکام و تعلیم و تبیین برنامههایش فراهم شود و آنگاه متناسب با بسترهای مکانی و زمانی قوانین خود را وضع میکند. ابن جریر طبری در تفسیر آیهی25 سورهی حدید که میفرماید: ما پیامبران خویش را با براهین روشن و ادله متقن فرستادیم بعد میفرماید به آنها کتاب و احکام و شرایع دادیم و در مرحلهی سوم میفرماید: که به آنها امر کردیم تا به میزان و ترازوی عدالت بر اساس کتاب حکم کنند و در مرحله چهارم میفرماید: « و انزلنا الحدید» و آهن را نازل کردیم، که نشان قوت و شدت عمل است که از این مرحله منافع مختلفی میتوان کسب کرد.[76] و یا به قبول مشهور «آخر الدواء الکی ء».[77] بر همین اساس شریعت اسلامی تمایل چندانی در اجرای حدود وتطبیق مجازات ندارد و آنچه از قرآن و روایات فهمیده میشود، اجرای مجازات آخرین راه حل و مشکل میباشد. که البته این گفته مستلزم این است که در شریعت تمام تلاش بر این صورت میگیرد که زمینه فساد در جامعه برچیده شود تا کار به اجرای مجازات نرسد.«مثلاً تلاش میکند تا در مرحلهی اول، محیط زندگی را مبدل به محیطی اسلامی و سپس نیازها و احتیاجات مشروع جامعه را برطرف نماید و نیرو و استعدادهای جامعه در راه صحیح و در تمام ابعاد به جریان افتاده و با قیام به امربه معروف و نهی از منکر، وانذار و تهدید مؤمنین از خشم و عذاب الهی، جامعه را به سوی جامعهای پاک و به دور از فساد و منکرات میکشاند.[78](اجرای حدود در جامعه اسلامی ممکن و میسر است و حتی اجرای این احکام خود بستگی به شرایط مکان و زمان و اوضاع و احوال محیط زندگی و حالات روحی و روانی مجرم دارد] که نمونههای فراوانی در زمان اصحاب و خلفاء راشدین در تأیید این مسئله موجود است[ برهمین اساس قوانین کیفری در هر مکان و محیطی بدون قید وشرط قابل اجرا نیست بلکه مجرمین در محیطی محکوم به حدود الهی هستند که آن محیط کاملاً الهی واسلامی بوده باشد چنانکه از ادله عقوبت کم و بیش این حقیقت به دست میآید[79]. دکتر وهبه الزحیلی در کتاب«الفقه الاسلامی و ادلته» برای اجرای حدود شرایطی را بیان میکنند که عبارتند از:
1- ایمان به شریعت و برنامه اسلام.
2- تطبیق شریعت الهی در همهی احکام از جمله مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی.
3- درک عقلی و تجربی از فوائد اجرای حدود.
4- ترجیح مصلحت اجتماعی بر مصلحت فرد.[80]
ادامه دارد..
*کارشناسی ارشد فقه مقارن وحقوق جزای اسلامی
|
تصاویر اضافی خبر:
|  |