سه شنبه، ۲۰ بهمن ۱۳۸۸

· صفحه اصلی

  ما کیستیم


  قرآن آنلاین


  ::
· جستجو
· آمار مشاهدات
· معرفی ما
· ارسال مقاله

خوش آمدی ‌ای رمضان
در تاریخ یكشنبه، ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۰:۵۰ توسط Admin

دین و دعوت
امام حسن البنا
ترجمه: سرویس دین و دعوت

به کسی که بر در عمومی ایستاده بود، گفتم: پرتویی به من بده تا در این غیب ناشناخته، با آن راه خود را روشن کنم. من آدمی سرگشته‌ام. گفت: دست‌ات را در دست خدا بگذار، زیرا او تو را به راه راست هدایت خواهد کرد.
رهرو در مانده در کاروان زمان، بر سر تقاطع ایستاد تا نگاهی به پشت بیاندازد و دشواری‌های سفر و خستگی‌های راه را بررسی کند و نگاهی به پیش بیاندازد و بنگرد که چقدر از مراحل راه باقی مانده است.


ای سرگشته‌ی حیران در بیابان زندگی، سرگشتگی و گمراهی تا کی، تو که نور فروزان و فانوس تابانی در دست داری
«یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِّمَّا کُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ(15) یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ(16)». «ای اهل کتاب! [حقایق] کتاب پنهان می‌داشتید بیان می‌کند، و از بسیاری [از آنچه کتمان می‌کردید] صرف‌نظر می‌نماید. بی‌گمان برایتان از جانب خدا نور و کتابی روشنگر آمده است(15) خدا هرکس را که خشنودی او را پیروی کند به وسیله‌ی آن [کتاب] به راههای سلامت هدایت می‌کند، و به اذن [و توفیق] خویش آنان را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌برد و به راهی راست هدایتشان می‌کند.(16)» (مائده/16-15)
ای سرگشتگان و حیرت زدگان که راه‌ها را گم کرده‌اید و از راه راست به بیراهه رفته‌اید، فراخوان آن دانای آگاه را اجابت کنید:
« قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (53) وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّکُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَکُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لا تُنصَرُونَ (54)». « بگو: ای بندگان من! که [در گناه کردن]‌ برخود اسراف ورزیده‌اند از رحمت خدا ناامید نشوید. همانا خدا همه گناهان را می‌آمرزد همانا و خود آمرزنده و مهربان است.(53) و به سوی پروردگارتان بازگردید و برای [فرمان] او تسلیم شوید پیش از آنکه عذاب شما را فرا رسد سپس یاری نشوید.(54)» (زمر/54-53)
پس از آن چشم به راه آرامش درون، پاداش نیکو و وجدان آسوده باشید:
« وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ (135) أُوْلَـئِکَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ (136)». «و آنان که چون کار زشتی انجام دهند، یا بر خویشتن ستم کنند، خدا را یاد کنند، و برای گناهانشان آمرزش می طلبند ـ و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد؟ ـ و بر آنچه که انجام داده اند اصرار نمیورزند، در حالی که آنان می دانند.(135) آنان پاداششان آمرزشی از جانب پروردگارشان و باغهایی است که از زیر ]درختان انبوه[ آن نهرها جاری است، در آن جاودانه اند، و نیکوست پاداش عمل کنندگان. » (آل عمران/136-135)
ای برادرِ گرفتار خسته که زیربار گناهان دست و پا می‌زنی، مقصود من تویی و روی سخن‌ام با تو است: دروازه‌ی پروردگارت فراخ و گشاده است و هیچ گاه بسته نیست. گریه‌ی نافرمانان به نزد او از دعای فرمانبرداران محبوب تر است. نشستی از نشست‌های نیایش به گاه سحر و قطره اشکی توأم با دریغ و حسرت و پشیمانی و واژگانی از آمرزش خواهی و انابت، لغزش‌ها را می‌زداید، درجات را بالا می‌برد و آدمی را به نزد خدا از مقرّبان و نزدیکان می‌گرداند. همه آدمیزادگان خطا کارند و بهترین خطاکاران، توبه گران‌اند.
« وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ». «و از تو درباره حیض می پرسند.بگو:«آن ]حالت، مایه ی[ رنج و ناراحتی است. پس در ]حالت[ حیض از]همبستری[ زنان کناره گیری کنید و به آنان نزدیک نشوید تا]زمانی که از حیض[ پاک شوند. و هنگامی که خود را پاک کردند ]و غسل بجای آوردند[ از همانجا ]و همانگونه[ که خدا به شما دستور داده است با آنان در آمیزید. بی گمان خدا توبه کنندگان را دوست می دارد و ]نیز[ پاکیزگان را دوست می دارد.» (بقره/222)
خداوند با تو بسیار نزدیک است، اما تو نزدیک بودن‌اش را احساس نمی‌کنی. تو نزد خداوند بسیار محبوب هستی، اما قدر این محبت را نمی‌دانی. رحمت و مهر خداوند با تو بسیار سترگ است، اما تو از غافلان هستی. در حدیث قدس می‌فرماید:
«من به نزد گمان بنده‌ام نسبت به خویش هستم. هرگاه مرا یاد کند، من با او هستم. اگر مرا در درون خود یاد کند، من نیز او را در درون خود یاد خواهم کرد و اگر مرا در جمعی یاد کند، من او را در جمعی بهتر یاد خواهم کرد و اگر یک وجب به من نزدیکی جوید، من به اندازه‌ی یک ذراع به او نزدیک خواهم شد و اگر به اندازه‌ی یک ذراع به من نزدیکی جوید، به اندازه‌ی باز شدن هر دو دست به او نزدیک خواهم شد، و اگر به سوی من رهروان بیاید، من دوان دوان به سوی او خواهم رفت.»
در حدیثی دیگر آمده است: «‌ای آدمیزاد، رهروان به سوی من بیا، دوان دوان به سوی تو خواهم آمد.»
در شب دستان‌اش را دراز می‌کند تا کسی که در روز مرتکب گناه شده، توبه کند و در روز دستان‌اش دراز می‌کند، تا کسی که در شب مرتکب گناه شده، توبه کند. مهربانی خداوند نسبت به بندگان از مهر مادر مهربان به تنها فرزندش بیشتر است.
«... إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ». «...زیرا خدا [نسبت] به مردم رئوف و مهربان است.» (بقره/143)
کسی که ارزش زمان را دریابد، ارزش زندگی را درخواهد یافت. وقت همان زندگی است. هنگامی که چرخ زندگی یکی از سال‌های زندگی ما را در ‌پیچد و به پیشواز سالی دیگر برویم، بر سر تقاطع قرار خواهیم گرفت. در چنین لحظه‌ای سخت نیازمندیم که خودمان را برای گذشته و آینده محاسبه کنیم. پیش از آن که لحظه‌ی حساب و کتاب فرا رسد، از گناهان گذشته پشیمان شویم، لغزش‌ها و کجی‌ها را اصلاح کنیم و آن چه را که از دست رفته، جبران کنیم. برای چنین جبرانی فرصت وجود دارد. برای آینده نیز قلبی صاف، درونی پاک، عمل شایسته و عزم استوار و پیشتازی به سوی کارهای خیر، آماده کنیم. انسان مؤمن همواره با دو دلهره مواجه است:
دلهره‌ی مربوط به امری که سپری شده و مؤمن نمی‌داند که خدا درباره‌اش چه خواهد کرد. دلهره‌ی مربوط به امر آینده و مؤمن نمی‌داند که خداوند درباره‌اش چه قضاوت خواهد کرد. بنده می‌باید از دنیا برای آخرت، از جوانی پیش از پیری و از زندگی پیش از مرگ، بهره ببرد.
هر روزی که بر می‌آید، ندا کننده ندا سر می‌دهد: «ای آدمیزاد، من آفریده‌ای نو هستم و بر کار تو گواهم. از من آذوقه برگیر، زیرا من تا روز قیامت بازنخواهم گشت.»
منبع: دو هفته نامه‌ی الاخوان المسلمون، سال اول، شماره 10، 1943 م.


تصاویر اضافی خبر:

منبع خبر:
فرستنده خبر: Admin
478 بار مطالعه شده است
آرشیو: دین و دعوت

Email this newsPrintable Version


خوش آمدی ‌ای رمضان | ورود/ایجاد حساب کاربری | 6 نظر ارسال شده است
  
ما در قبال نظرات پاسخگو نیستیم.
Re: خوش آمدی ‌ای رمضان (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ دوشنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
به خبر جامعه روحانیت مهاباد توجه کن خبرهای اصلاح وب
دوشنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۸۸



· صفحه اصلی


ما کیستیم






::

· جستجو
· آمار مشاهدات
· معرفی ما
· ارسال مقاله


جامعه‌ی روحانیت شهرستان مهاباد: انتخابات شورای مدرّسان این شهرستان غیرقانونی و مردود است
در تاریخ یکشنبه، ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۵:۴۳ توسط Admin



مهاباد- پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح

جمعی از مدرسان علوم دینی شهرستان مهاباد با ارسال نامه‌ای سرگشاده‌ به‌ پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح، نسبت به‌ انتخابات شورای مدرّسان به‌ وسیله‌ی مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور واحد مهاباد اعتراض داشته‌ و ضمن احترام به‌ منتخبان، این اقدام مرکز بزرگ اسلامی را «غیرقانونی» و شورای مذکور را «مردود» دانسته‌اند.


در این نامه‌، این اقدام روز پنجشنبه‌ 1/5/1388مرکز بزرگ اسلامی مهاباد، بدون اطلاع اکثریت اساتید و مدرّسان باسابقه‌ و کارآزموده‌ی علوم دینی شهرستان انجام شده‌ است «شتابزده»‌ توصیف شده‌ است.
جامعه‌ی روحانیت شهرستان مهاباد به‌ دلایل زیر این اقدام مرکز بزرگ اسلامی را غیرقانونی و مردود دانسته‌ است:
1. انتخابات با حضور کمتر از 10درصد از روحانیون منطقه بوده‌ و بقیه‌ی علما و مدرّسان با تجربه‌ در جریان اجرای این امر قرار نگرفته‌اند.
2. برخی از انتخاب‌شدگان فاقد شرایط لازم برای انتخاب‌کردن بوده‌ و حتّی ملبّس به‌ لباس روحانیت نبوده‌ و فاقد تجربه‌ی لازم،‌ جهت مدیریت مدرسه‌ و تدریس علوم دینی هستند.
3. تنی چند از منتخبان به‌صورت غیابی و بدون حضور در جلسه‌ و بدون اعلام کاندیداتوری قبلی انتخاب شده‌اند.
این نامه‌ی اعتراضی که‌ به‌ امضای 22 نفر از اساتید علوم دینی مهاباد رسیده‌ است بدون نام و با امضای محفوظ منتشر می‌شود.





Re: خوش آمدی ‌ای رمضان (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۸
مسلمانان پیرو کسی باشند که‌ تابع تمایلات حزبی و نفسانی نیست

سایت سرچاوه‌: ماموستا سلام گل‌نواز امام جماعت روستای شیوه‌ابراهیم سردشت از روحانیون متنفظ و یکی از چهره‌های شاخص مکتب قرآن و از پیروان کاک احمد مفتی‌زاده می‌باشند.جمعه‌های ماموستا هیشه‌ با حضور بسیاری از مردم روستا و شهر سردشت برگزار خواهد شد.ماموستا سلام به‌ همراه‌ امامت در این روستا جهت امرار معاش در بازار کار هم فعالیت دارند.
از آن جهت که‌ هر سال چه‌ در اعلام آغاز ماه‌ رمضان و چه‌ در اعلام روز عید فطر و قربان مردم سردشت اختلافاتی داشته‌اند لازم دیدیم تا با ماموستا سلام گفتگویی داشته‌ باشیم ،به‌ این امید که‌ بتوانیم در این گفتگو با‌ دلایل و نظرات ایشان آشنا و به‌ راهکاری همه‌ پسند در اتحاد مسلمانان برسیم.
سیروان حداد
Sirvan_haddad@yahoo.com

ماموستا مسلمانان چگونه‌ باید از آمدن ماه‌ رمضان مطلع شوند و چگونه‌ آخرین روز این ماه‌ را دریابند؟چه‌ روزی را روزه‌ بگیرند و چه‌ روزی را عید کنند؟
ج. الحمدلله‌ رب العالمین وصلوات الله‌ و سلامه‌ و رحمته‌‌ و برکاتة علی امام الحق والهدی.
ضمن تبریک حلول و نزدیک شدن ماه‌ مهمانی خدا ماه‌ پر از خیر و رحمت و برکت اکسیر حیات بخش و بهار دلها از خداوند می‌خواهم که‌ درهای رحمت بی‌پایانش را در این ماه‌ بر جمیع مسلمانان بگشاید و حلول آن مایه‌ سعادت و خوشبختی و آرامش برای همگی ما باشد،انشاءالله‌.
جواب سوال شما در اصل جواب تمامی مشکلات و اختلافاتی است که‌ هر سال برای مردم سردشت پیش آمده‌ است.دین قواعد و راهکارهای ثابت و روشن را برای این امر نهاده‌ است،اول در کتاب سوره‌ بقره‌ آیه‌ 185 که‌ خداوند با خطاب دل نشین خودش مسلمانان را راهنمایی فرموده‌ است کسی که‌ از شما ایمانداران در این ماه‌ رمضان حضور پیدا کرد و حلول این ماه‌ برای او معلوم گردید باید روزه‌ باشد.
قاعده‌ دوم سنت است،رسول الله‌ (ص) فرموده‌اند:«صوموا لرؤیته‌ و افطروا لرؤیته‌« به‌ محض اینکه‌ هلال رؤیت گردید روزه‌ بشوید و به‌ محض اینکه‌ هلال رؤیت گردید افطار کنید.علمای اسلامی و بخصوص چهار امام اهل سنت و جماعت بنا به‌ ارشاد و راهنمائی خدا و رسولش در زمینه‌ اثبات رؤیت هلال دو نظر متفاوت دارند
قبلا یک توضیح بسیار کوتاه‌ درباره‌ مذهب و جمعیت آن برای مسلمانان بعد از آنکه‌ شورای اولوالامر یعنی اجماع نابود شد مسلمانان بحکم ضرورت هر کدام خود را مقید به‌ نظر یک و یا چند دانشمند دینی نمودند چون در حقیقت حجت مطلق برای تمامی انسانها فقط کتاب ،سنت و اجماع می‌باشند و بغیر از این سه‌ اصل هیچ فرد و گروه‌ و جزب و جریانی برای کل مس

مطالعه ادامه مطلب...


Re: خوش آمدی ‌ای رمضان (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۸
جاسم - تنزانیا الاسم
کیف تثبت بدایة شهر رمضان ؟
ماکیفیة ثبوت شهر رمضان؟
12/09/2006 التاریخ


لجنة الفتوى بالأزهر المفتی

الحل

بسم الله، والحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله، وبعد..
المعتبر شرعاً فی إثبات شهر رمضان هو الرؤیة البصریة، وقد اختلف العلماء فی ( اختلاف المطالع ) فمن العلماء من ذهب إلى أنه لا عبرة باختلاف المطالع لأنه یجمع المسلمین ولا یفرقهم، وقد رجحت لجنة الفتوى فی الأزهر الشریف هذا الرأی لأنه یجمع شمل المسلمین ویعمل على توحیدهم لا تفریقهم، وهذا مقصد من مقاصد الشارع الحکیم .

جاء فی فتاوى الأزهر الشریف :
نفید أن الثابت واقعیا والمشاهد حسیا وتأکد علمیا أن الهلال عند ظهوره قد یرى فی سماء بعض البلاد بعد غروب الشمس ، ولا یرى فی بلاد أخرى إلا فی اللیلة التالیة إذ قد تکون الرؤیة متیسرة فی بعض الأقطار متعسرة فی بعض آخر ، ومن هذا الواقع یصبح اختلاف مطالع الأهلة أمرا واقعیا وظاهرة مستمرة لا جدال فیها وتبعا لهذا اختلفت کلمة فقهاء المسلمین فیما إذا کان اختلاف مطالع القمر مؤثرا فی ثبوت ظهوره، وبالتالی مؤثرا فی الأحکام المتعلقة بالأهلة کالصوم والإفطار والحج والأضحیة أو غیر مؤثر فلا عبرة باختلاف المطالع .‏ بمعنى أنه إذا ثبت رؤیة الهلال فی أی بلد إسلامی ثبتت فی حق جمیع المسلمین على اختلاف أقطارهم على ظهر أرض الله متى بلغهم ثبوته بطریق صحیح أو أن اختلاف المطلع یعتبر فیلتزم أهل کل بلد مطلعه، ذلک ؛ لأن الشارع الحکیم قد أناط الصوم برؤیة الهلال فقال الله سبحانه {‏ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ}‏ البقرة ‏185 ، وأبان الرسول صلى الله علیه وسلم ذلک بقوله فی الحدیث المتفق علیه (‏ صوموا لرؤیته وافطروا لرؤیته )‏ وأجمع المسلمون على أن استبصار هلال رمضان واجب کفائی، ولیس فرض عین فیکفی أن یلتمسه بعض المسلمین سندا على ما هو ثابت فی السنة الصحیحة من فعل الرسول صلى الله علیه وسلم .‏

ففی فقه الحنفیة أن ظاهر المذهب ..أنه لا عبرة باختلاف المطالع فمتى ثبتت رؤیة الهلال فی بلد بالمشرق مثلا لزم ذلک سائر البلاد شرقا وغربا؛ لعموم الخطاب فی حدیث (‏ صوموا لرؤیته ) وذهب آخرون من فقهاء المذهب إلى اعتبار اختلاف المطالع نص على هذا الزیلعى -‏ والفتوى فی المذهب على القول الأول .

وفی الفقه المالکی أقوال ثلاثة :
الأول :أنه لا اعتبار لاختلاف المطالع قربت البلاد أو بعدت .‏

الثانی :اعتبار اختلاف المطالع بمعنى أنه إذا ثبتت الرؤیة عند حاکم فلا یعم حکمها إلا من فی ولایته فقط
الثالث:یعتبر اختلاف المطالع بالنسبة للبلاد البعیدة جدا کالحجاز والأندلس کما أورده ابن ج

مطالعه ادامه مطلب...


Re: خوش آمدی ‌ای رمضان (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۸
جاسم - تنزانیا
کیف تثبت بدایة شهر رمضان ؟
ماکیفیة ثبوت شهر رمضان؟
12/09/2006 التاریخ


لجنة الفتوى بالأزهر المفتی

الحل

بسم الله، والحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله، وبعد..
المعتبر شرعاً فی إثبات شهر رمضان هو الرؤیة البصریة، وقد اختلف العلماء فی ( اختلاف المطالع ) فمن العلماء من ذهب إلى أنه لا عبرة باختلاف المطالع لأنه یجمع المسلمین ولا یفرقهم، وقد رجحت لجنة الفتوى فی الأزهر الشریف هذا الرأی لأنه یجمع شمل المسلمین ویعمل على توحیدهم لا تفریقهم، وهذا مقصد من مقاصد الشارع الحکیم .

جاء فی فتاوى الأزهر الشریف :
نفید أن الثابت واقعیا والمشاهد حسیا وتأکد علمیا أن الهلال عند ظهوره قد یرى فی سماء بعض البلاد بعد غروب الشمس ، ولا یرى فی بلاد أخرى إلا فی اللیلة التالیة إذ قد تکون الرؤیة متیسرة فی بعض الأقطار متعسرة فی بعض آخر ، ومن هذا الواقع یصبح اختلاف مطالع الأهلة أمرا واقعیا وظاهرة مستمرة لا جدال فیها وتبعا لهذا اختلفت کلمة فقهاء المسلمین فیما إذا کان اختلاف مطالع القمر مؤثرا فی ثبوت ظهوره، وبالتالی مؤثرا فی الأحکام المتعلقة بالأهلة کالصوم والإفطار والحج والأضحیة أو غیر مؤثر فلا عبرة باختلاف المطالع .‏ بمعنى أنه إذا ثبت رؤیة الهلال فی أی بلد إسلامی ثبتت فی حق جمیع المسلمین على اختلاف أقطارهم على ظهر أرض الله متى بلغهم ثبوته بطریق صحیح أو أن اختلاف المطلع یعتبر فیلتزم أهل کل بلد مطلعه، ذلک ؛ لأن الشارع الحکیم قد أناط الصوم برؤیة الهلال فقال الله سبحانه {‏ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ}‏ البقرة ‏185 ، وأبان الرسول صلى الله علیه وسلم ذلک بقوله فی الحدیث المتفق علیه (‏ صوموا لرؤیته وافطروا لرؤیته )‏ وأجمع المسلمون على أن استبصار هلال رمضان واجب کفائی، ولیس فرض عین فیکفی أن یلتمسه بعض المسلمین سندا على ما هو ثابت فی السنة الصحیحة من فعل الرسول صلى الله علیه وسلم .‏

ففی فقه الحنفیة أن ظاهر المذهب ..أنه لا عبرة باختلاف المطالع فمتى ثبتت رؤیة الهلال فی بلد بالمشرق مثلا لزم ذلک سائر البلاد شرقا وغربا؛ لعموم الخطاب فی حدیث (‏ صوموا لرؤیته ) وذهب آخرون من فقهاء المذهب إلى اعتبار اختلاف المطالع نص على هذا الزیلعى -‏ والفتوى فی المذهب على القول الأول .

وفی الفقه المالکی أقوال ثلاثة :
الأول :أنه لا اعتبار لاختلاف المطالع قربت البلاد أو بعدت .‏

الثانی :اعتبار اختلاف المطالع بمعنى أنه إذا ثبتت الرؤیة عند حاکم فلا یعم حکمها إلا من فی ولایته فقط
الثالث:یعتبر اختلاف المطالع بالنسبة للبلاد البعیدة جدا کالحجاز والأندلس کما أورده ابن جزى فی ک

مطالعه ادامه مطلب...


سلام آقای شریعتمداری (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ پنجشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۸

To:
kayhan@kayhannews.ir
سلام آقای شریعتمداری

من به طور کلی موافق تفکرات منعکس شده در یادداشت هایتان نیستم

اما همیشه سعی می کنم آن ها را بخوانم و
تحلیل کنم که چرا شما اینگونه فکر می کنید.

حالا هم از شما می خواهم که این مصاحبه را بخوانید و بدون هیچ پیش فرضی کمی تجزیه و تحلیل کنید که چرا مصاحبه شونده اینگونه فکر می کند و چقدر به حقیقت نزدیک است: (خداوکیلی بدون ذهنیت بخوانید) ممنونم

http://bahmanagha1.blogspot.com/2009_08_16_archive.html#3823899524886452371






مصاحبه با حمید دباشی:

بگذارید من همین اول یک نکته‏ را بگویم. من متولد 25 خرداد 1330 هستم. توجه کردی؟ یعنی من بچه کودتای 28 مرداد هستم. فرزند قیام ملی شدن صنعت نفت، نخست وزیری مصدق و فرزند زمانه ای که اعلی حضرت همایونی محبتشان گل کرد و به کرمیت روزولت و مرحمت شعبان بی مخ کودکی من و تاریخ ملت ما را تغییر دادند. یکی از اولین خاطرات دوران بچگی من برمی گردد به پنج یا شش سالگیم. سالگرد 28 مرداد بود و ما ساکن اهواز بودیم. مادرم که می‏خواست آشپزی کند، مرا فرستاد تا بروم آن طرف خیابان سبزی بخرم. وقتی آمدم بیرون در خیابان سی متری نبش خیابان اردشیر جایی که خانه ما بود، یک کامیون پر از آدم قلچماق عصبانی را دیدم در حالی که فریاد می‏زدند: "شاهنشاه پیروزه، مصدق دیوثه." این جزو اولین خاطرات دوران بچگی من است. این را برای این گفتم که بدانید بزرگترین trauma یا زخمه روحی نسل من، همین کودتای 28 مرداد است.

اما رهایی این عقده، انقلاب بهمن 57 است. یعنی هجوم میلیون ها آدم هم سن و سال من به خیابان های ایران و فریاد رهایی بخش " مرگ بر شاه." من فکر می‏کنم روزی که امام خمینی به بهشت زهرا رفت و در آن نطق تاریخی و معروفش گفت: " من به واسطه اختیاری که این ملت به من داده است، سیلی به دهان این دولت می‏زنم" این کلمه "سیلی،" لحظه رهایی عقده دیرینه نسل من بوده است و توجه داشته باش که در آن لحظه مواضع سیاسی و ایدیولوژیک ما دیگر محلی از اعراب نداشت و به این ترتیب این یک برهه روانی بود که از 28 مرداد 32 شروع و در بهمن 57 هم تمام می‏شود.

این ها را گفتم تا برسم به این نکته که وقتی من امروز به وقایع اخیر و آنچه در ایران می گذرد نگاه می‏کنم، به خوبی واقفم که ما با یک پدیده تازه مواجهیم. در این بین همه سعی من بر این است که مراقب باشم تا برداشت‏ها، نظریه‏ها و استنباط‏های شخصیم را به این پدیده تحمیل نکنم، بلکه سعی می کنم تا از آن یاد بگیرم. به این ترتیب نحوه تفکر من با متفکرینی مثل اسلاوی ژیژک متفاوت است. سال ها و دهه ها می گذرد و روح این اشخاص از مسائل جاری ایران بی خبر است، بعد نا

مطالعه ادامه مطلب...


سخنرانی دکتر سروش در تاریخ 28مرداد (امتیاز: 0)
توسط بی نام در تاریخ شنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۸۸


http://roshannews.persiangig.com/page48.html
روشن نیوز:آنچه در پی می آید سخنرانی دکتر سروش در تاریخ 28مرداد در دانشگاه استکهلم است.وی در این سخنرانی ابتدا به تفسیر دو بیت از سعدی پرداخته و در آن ضمن برشمردن حقوق مردم نسبت به حکومت به تبیین و باز تعریف مفاهیم دموکراتیک جدید می پرازد.وی در ادامه بیان می دارد که به نظر وی نظریه ولایت فقیه یک نظریه غیر اخلاقی است که در طی آن تکلیف مداری به جای حق مداری می نشیند و حق مردم پایمال می شود.و اگر چه تکلیف و حق باید در کنار هم ادا شوند اما اینکه چگونه این دو در قانون دست به دست هم بدهند و در کنار هم سازش داشته باشند از هنرمندی و حسن تدبیر قانون نگاران و حقوق دانان است.متن کامل این سخنرانی توسط روشن نیوز(خبرگزاری روشنفکران ایران)از نوار پیاده شده و تقدیم به مخاطبان گرامی می گردد تا در نوبت دیگر متن کامل پرسش و پاسخی که پس از سخنرانی انجام گرفته تقدیم گردد:

شاهی که پاس رعیت نگاه می دارد

سخنرانی پروفسور عبدالکریم سروش در استکهلم

به نام خداوند

سلام عرض می کنم

حقیقتا خشنودم از اینکه توفیق و کامیابی یافته ام که هموطنان گرامی را در این دیار،در کشور سوئد ببینم.بار اول است که من به این ملک پا می گذارم و گمان می کنم که بار اول است که دوستان حاضر را ملاقات می کنم.و به یاد ندارم که قبلا هیچ یک از دوستان را دیده باشم.علی ای حال مایه خشنودی و خوشحالی مضاعف است.

در ایام تاریکی زندگی می کنیم و وطن ما دچار بحران عمیقی شده است.و همه ما می اندیشیم که راه برون شو از این بحران چیست؟و چگونه می توان نقبی به روشنایی زد.

من بنا نیست که به تفصیل در اینجا سخن بگویم،بر سبیل مقدمه نکته هایی را ذکر می کنم تا بعد نوبت به دوستان گرامی برسد و از یکدیگر بیاموزیم.فرصت کمی را به سخنرانی خواهم گذراند.هنگامی که می آمدم با خودم فکر می کردم که از کجا آغاز کنم که هم قدیم باشد هم جدید باشد و هم روشنگر مسائلی که ما در عرصه قدرت و سیاست و عدالت با آن در گیر و مواجهیم.

به یاد داستان ملاقات سعدی و ابا قاآن در تبریز افتادم.سعدی نقل می کند که در آنجا به دیدار آن پادشاه مغول شتافت و پادشاه مغول از او خواست که او را موعظه ای بکند.سعدی نقل می کند که چند جمله ای بر سبیل موعظه گفتم و در پایان این دو بیت را برای او خواندم:

شهی که پاس رعیت نگاه می دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

وگرنه راعی خلق است زهر مارش باد

که هرچه می خورد او جزیت مسلمانیست

من درباره این دو بیت شعر خیلی فکر کردم و سال هاست که دارم فکر می کنم و گمان می کنم که یک کتاب کامل درباره این دو بیت می توان نوشت.نه این

مطالعه ادامه مطلب...


New Page 3

Copyright© 2005 islahweb.org All Rights Rserved