 |
سه شنبه، ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
ما کیستیم
|
|
قرآن آنلاین
|
|
::
|
|
|  |

نویسنده: اسماعیل عبدالفتاح
ترجمه: ناصر مریوانی
اسلام درباره جنگ دو هدف اساسی را دنبال میکند:
نخست: باز داشتن دشمنان مهاجم و یا آنهایی که در فکر حمله به مسلمانان هستند، همانگونه که در غزوه بدر، احد و خندق اتفاق افتاد.
دوم: ایجاد امنیت برای تبلیغ و گسترش اسلام. اگرمسلمانان از پشتگرمی وقدرت لازم برای حمایت از دعوتگران برخوردار نباشند، هر مشکلی میتواند مانع سیر طبیعی کار دعوت آنها شود، اگر این قدرت در جهت تأمین امنیت و ایجاد آسایش باشد کسی را مجبور به ترک دین خود و یا پذیرش دین دیگری نمیکند بلکه بسترهای لازم رابرای برای رسیدن صدای دعوتگران و مبلغان به مردم فراهم میکند. تجربه مؤید اثر بخشی این قدرت قدرت در عملی شدن این هدف است.
چنانچه درهمین رابطه میبینیم یکی ازفرستادههای پیامبر گرامی که برای تبلیغ به یکی ازمناطق رفته بود، کشته میشود و یا عثمان بن عفان که در صلح حدیبیه نماینده پیامبر برای مذاکره با مکیان بود توسط آنها بازداشت میگردد. از اهداف میتوان به رسیدگی به فریاد ستمدیده گان و یاری رساندن به آنها اشاره کرد.
خداوند متعال میفرماید: « إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاء بَعْضٍ وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یهَاجِرُواْ مَا لَکُم مِّن وَلاَیتِهِم مِّن شَیءٍ حَتَّى یهَاجِرُواْ وَإِنِ اسْتَنصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیکُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَینَکُمْ وَبَینَهُم مِّیثَاقٌ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ »
(بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و (از خانه و کاشانه خویش) مهاجرت کردهاند و با جان و مال خود در راه خدا (به تلاش ایستادهاند و) جهاد نمودهاند (و لقب مهاجرین را برازنده خود گرداندهاند)، و کسانی که (مهاجرین را در منزل و مأوای خود) پناه دادهاند و (ایشان را با جان و مال) یاری نمودهاند (و از سوی خدا و پیغمبر لقب انصار دریافت داشتهاند،) برخی از آنان یاران برخی دیگرند (و مسؤول و متعهّد در برابر یکدیگرند) و امّا کسانی که ایمان آوردهاند ولیکن مهاجرت ننمودهاند (و با وجود توانائی به جامعه نوین شما در مدینه نپیوستهاند، هیچ گونه تعهّد و مسؤولیت و) ولایتی در برابر آنان ندارید تا آن گاه که مهاجرت میکنند. اگر (چنین مؤمنان غیرمهاجری از دست ظلم و جور دیگران) به سبب دینشان از شما کمک و یاری خواستند، کمک و یاری بر شما واجب است، مگر زمانی که مخالفان آنان گروهی باشند که میان شما و ایشان پیمان (ترک مخاصمه) باشد. (در این صورت رعایت عهد و پیمان، از رعایت حال چنین مؤمنان بیحالی لازمتر است. به هر حال) خداوند میبیند آنچه را که میکنید (پس مواظب حال همدیگر و حفظ حدود و عهود باشید). انفال/72
و باز میفرماید: « وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیراً »
چرا باید در راه خدا و (نجات) مردان و زنان و کودکان درمانده و بیچارهای نجنگید که (فریاد برمیآورند و) میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر و دیاری که ساکنان آن ستمکارند (و بر ما بیچارگان ستم روا میدارند) خارج ساز، و از جانب خود سرپرست و حمایتگری برای ما پدید آور، و از سوی خود یاوری برایمان قرار بده (تا ما را یاری کند و از دست ظالمان برهاند). نساء/75
و از اهداف دیگر، جلوگیری و مقابله با یاغیان و شورشگران است. اما در خصوص مقاومت در برابر تهاجمات احتمالی، با زیر پا گذاشتن مفاد عهدنامه صلح حدیبیه توسط قریش و یا در غزوه تبوک، مسلمانان برای تأمین امنیت راههای گسترش دعوت اسلام و پاکسازی آنها، دست به اقدام بازدارنده زدند.
بی گمان دین اسلام مانند هر دعوت نوپایی در میانها له ای از کفر وسرکشی و سلطهجویی ظهور کرد و اگر از قدرت حمایت کنندهای برای استقرار و گسترش خود برخوردار نمیبود از همان ابتدا در نطفه خفه میشد و جز اسم چیز دیگری از آن باقی نمیماند.
لذا اراده و مشیت الهی بر این بود که گسترش اسلام در پرتو حمایت و قدرتی صورت بگیرد و به بندگان خود فرمان داد همواره در احتیاط و آمادهباش کامل به سر ببرند. خداوند خطاب به بندگان میفرماید:
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَکُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعاً
ای کسانی که ایمان آوردهاید! احتیاط نمائید و آمادگی خود را (برای مقابله با دشمنان) حفظ کنید، و (برابر تاکتیک زمان و مکان) دسته دسته یا همگی با هم (به سوی جنگ) بیرون روید.
و همچنین خداوند متعال در آیه ای دیگر مسلمانان را به افزایش نیرو و تجهیزات جنگی سفارش میکند و میفرماید: (وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ)
(برای (مبارزه با) آنان تا آنجا که میتوانید نیروی (مادی و معنوی) و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازی)
دعوت اسلام، دعوتی جهانشمول است و بر خلاف سایر دعوتها که منحصر در منطقه و زمانی خاص بودند، تاهنگامیکه حیات روی زمین جریان دارد جاویدان است. بنابر این ندای آن بایستی سراسر جهان را درنوردد و لازمه تحقق این امر مسافرت است که متضمن رویارویی با انواع دشواریها و خطرها است، لذا وجود یک قدرت پشتیبان وتجهیزات ضرورت مییابد. در اینجا قسمتهایی از مقاله خود را با عنوان «العقیدة الصادقة أساس النصر » که زیر چاپ است و در آن ویژگیهای لشکریان اسلام را ذکر کردهام میآورم «ایمان به عادلانه بودن موضوع و تبلیغ دعوت، هم چنانکه پیامبر یارانش را بر مبنای اصولی چون بر پایهی عدالت، ظلم ستیزی، گسترش و مهر و صلح و نشر پیام اسلام تربیت کرد و چنانچه فرد مسلمان قادر به انجام این امور نبود باید برای حمایت از عدالت و هدف والای خویش پیکار کند »
خداوند متعال میفرماید: « وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ»
« و با آنان پیکار کنید تا فتنهای باقی نماند (و نیروئی نداشته باشند که با آن بتوانند شما را از دینتان برگردانند) و دین (خالصانه) از آن خدا گردد (و مؤمنان جز از خدا نترسند و آزادانه به دستور آئین خویش زیست کنند). پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (و اسلام را پذیرفتند، دست از آنان بدارید. زیرا حمله بردن و) تجاوز کردن جز بر ستمکاران (به خویشتن به سبب کفر و شرک، روا) نیست»
هدف مسلمانان از جهاد، تسلط و چیرگی بر دیگران و تحقیر و خواری آنها وغارت اموال و داراییهایشان نیست. بلکه هدف والا، اعتلای کلمهی الله و حاکمیت دین او و گسترش آن در سراسر جهان است نبردها و مجاهدتها و جانفشانیهای مسلمانان هم برای سعادت دنیا و آخرت مردم بود و پیامبر گرامی(ص) هم بر همین اساس سربازان اسلام را تربیت کرد.
تک تک غزوات پیامبر به خاطر هدفی والا و به اقتضای عدالت صورت میگرفت.
در جنگ «احزاب» کفار همراه هم پیمانان یهودی خود مدینه را با هدف نابودی اسلام و مسلمانان محاصره کردند. و در جنگ بدر ابوجهل سوگند یاد کرد که سه شبانهروز آنجا بماند تا اعراب منطقه از آن آگاه شوند و به رغم نجات کاروان ابوسفیان، پافشاری شدیدی برای برافروختن جنگ کرد و به ابوسفیان چنین وانمود کرد که خود مسلمانان جنگ را به آنان تحمیل کردهاند.
. . . . . ولی اراده و خواست خداوند متعال چنین است: (کَمَا أَخْرَجَکَ رَبُّکَ مِن بَیتِکَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِیقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ لَکَارِهُونَ )
(ناخوشنودی بعضی از شما از چگونگی تقسیم غنائم بدر) همانند آن است که خداوند تو را از خانهات (در مدینه، به سوی میدان بدر) به حق بیرون فرستاد، در حالی که جمعی از مؤمنان (چون آمادگی جنگ را نداشتند، از این امر) ناخوشنود بودند (ولی برخلاف دید محدود آنان درباره احکام الهی، سرانجامِ بدر پیروزی چشمگیری بود) سوره انفال –آیه5
واما علت برخوردبا یهودیان «بنیقینقاع» و «بنینضیر » و «بنیقریظه » وبیرون راندن آنها شکستن عهد و پیمان خود با مسلمانان و حمایت از کفار و مشرکان در جنگ خندق و هتک حرمت و کشف حجاب زنی مسلمان بود.
آداب جنگ در اسلام
در اینجا لازم است که به یکی ازِ ویژگیهای سربازان اسلام که جزئی از آداب جهان اسلام هم هست اشاره کنیم و آن اینکه «یک جنگجوی مسلمان جز با کسی که در برابرش بایستد مبارزه نمیکند. پیامبر گرامی (ص) یاران جنگجوی خود را به خوشرفتاری با مخالفان غیر محارب توصیه میکرد و به آنان سفارش میکرد که دایره نبرد نباید از رزمگاه فراتر رود وجنگ، نه جنگ بین ملتها بلکه جنگ محدود به نبرد میان جنگجویان است. و غیر نظامیان باید از مصونیت ویژه برخوردار باشند.
همچنین پیامبر خدا (ص) یاران خود را از تعرض به جان زنان و کودکان و کهنسالان و راهبان باز میداشت.
از ابو داوود روایت شده است: هنگامیکه لشکریان اسلام عازم یکی از جنگها بودند پیامبر خدا (ص)به آنها فرمود: «به نام خدا و با نام آءین پیامبر او (ص)عازم جنگ شوید. هیچ پیر- مرد کهنسال و کودک و زنی را به قتل نرسانید و به آنها احجاف و ستم روا مدارید، غنایم را جمع کنید و با صلح و نیکی و احسان با آنها برخوردکنید، همانا خداوند نیکوکاران را دوست میدارد»
وباز پیامبر خدا میفرماید: «کودکان را در جنگ به قتل نرسانید » اصحاب گفتند: «ای رسول خدا، مگر نه ااین که آنها کودکان مشرکان هستند ؟! رسول خدا فرمود: «مگر شایستهترین شما کودکان مشرکان نبودید ؟!» حضرت ابوبکر صدیق (رض) نیز با تأسی از پیامبر خدا (ص) هنگام بدرقه یزیدبن ابی سفیان –فرمانده یکی از لشکریان –چنین میگوید:
(... شما را سفارش میکنم که زنان و کودکان و کهنسالان را به قتل نرسانید.)
آری مسلمانان این چنین تربیت شدهاند و در هر جنگی آن سفارشات را کاملاً مد ّنظر داشته و به آنها عمل میکردند. از بارزترین نشانههای اخلاقی سرباز اسلام این است که به هیچ کس ظلم روا نمیدارد. اعضای بدن دشمنانش را مثله نمیکند و بجز آنانی که در برابرش قد علم کردهاند به دیگران کاری ندارد. درختان را قطع نمیکند و خانهها را فرو نمیریزد و به زنان و کودکان اذیت و آزاری نمیرساند.
ای کاش تمدنهای پوشالی موجود، بی طرفانه به اسلام مینگریستند و ذره ای از شفقت و دلسوزی اسلام را در عملکرد خود مورد تّوجه قرار میدادند و دست از ستمها و تجاوزات خود برمیداشتند. ولی با کمال تأسّف میبینیم کسانی که مدّعی دینداری اند چگونه خانههای همنوعان خود را تخریب، مساجدشان را ویران اموالش را غارت و مزارعشان به آتش میکشند و به اموال و ناموس دیگران تجاوز کرده، میان طفل شیرخوار و مادرش و پدر و فرزندش جدایی میاندازند، به گمان اینکه پاسداران دین و مذهباند...!
چه دین ومذهبی؟ کدام عقیده منحرفی است که به چنین روشی که به نابودی دیگران منتهی میشود، متوسل میشود؟
این چه تمدنی است که بویی از انسانیت نبرده و انحطاط اخلاقیاش چنین آشکار است... ای دین! من چقدر بزرگ و با عظمتی.
و ای قرآن من چقدر ارزنده ای و ای رسول خدا حتی با دشمنانت هم چقدر مهربانی! و چقدر ما نیازمند نسل جدیدی هستیم که ظلم وستم را ریشهکن کند و به جای آن دادگری، محبت، صلح و دوستی را در این دنیای آکنده از جنگ و نابودی گسترش دهد. . . آیا میتوان یه ظهور چنین نسلی با این ویژگیها امیدوار بود؟ انتظار وامید همچنان پابرجاست. . . ان شاء الله
|
تصاویر اضافی خبر:
منبع خبر:
فرستنده خبر: Admin 550 بار مطالعه شده است
آرشیو: دین و دعوت
  |
|  |