جمعه، ۰۸ مرداد ۱۳۸۹

· صفحه اصلی

  ما کیستیم


  قرآن آنلاین


  ::
· جستجو
· آمار مشاهدات
· معرفی ما
· ارسال مقاله

شبهات؛ از کجا و چگونه و شیوه برخورد با آنها(بخش نخست)
در تاریخ یكشنبه، ۲۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲:۳۸ توسط Admin

دین و دعوت
رئوف اصلاح جو

1 ـ هنگامیکه خداوند آیه‌ی « الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا» [1] را نازل فرمود بر بندگانش منّت نهاد و دین خود را برای آنان کامل نمود و اسلام را به عنوان آخرین دین برگزیده از طریق آخرین فرستاده اش به بندگان خود ارزانی فرمود، و حجت خود را بر بندگانش تمام کرد و هر آنچه را که مقام الوهیّت وربوبیّتش اقتضاء می‌کرد نسبت به این مخلوق مکلّف انجام داد.


پیامبرش را نیز در میان آدمیان انتخاب نمود و ایشان هم مثل سایر همنوعانش روزی می‌بایست دار فانی را وداع می‌گفتند:

« إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ »[2] قطعا تو خواهى مرد و آنان [نیز] خواهند مرد.

وبدین خاطر وظیفه‌ی سنگین و خطیر تبلیغ و دعوت الی الله را به امّتش واگذار نمودند:

«وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا»[3] و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبرـ نیزـ بر شما گواه باشد.



2 ـ اگر صفحات تاریخ را بنگریم متّفق القول خواهیم بود که پیکار میان حق و باطل پیشینه ای کهن دارد، حق و باطل همیشه در برابر یکدیگر جبهه گرفته اند و خواهند گرفت، و هر کدام برای حذف دیگری در تلاش بوده و خواهد بود، نمونه‌ی این کشمکش را در دعوت انبیاء و مخاطبانشان می‌بینیم همچنانکه خداوند این مطلب را خیلی شفاف بیان می‌فرمایند : « یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُون» [4]

دریغا بر این بندگان هیچ فرستاده‏اى بر آنان نیامد مگر آنکه او را ریشخند مى‏کردند.



3 ـ آخرین فرستاده‌ی خدا نیز از این قاعده مستثنی نبودند، به محض اینکه اعلام فرمودند پیک وحی، جبرئیل را ملاقات کرده و وحی الهی را دریافت نموده اند، اهل مکه بجز عده‌ی معدودی که به او ایمان آوردند همه در برابر او ایستادند و مخالفت خود را اعلام نمودند، و شروع به اذیّت و آزار آن بزرگوار و یارانش کردند،تا جایکه آنان را می‌کشتند و آنها را مجبور به فرار و ترک وطن می‌کردند.

دوران پر از محنت مکّه با تمام خاطرات تلخش به پایان رسید و پیامبر(ص)، دعوت خدا را به نقطه ای دیگر یعنی شهر یثرب منتقل نمودند، در یثرب که بعداً به شهر پیامبر ( مدینه ) معروف شد، مخالفان حقیقت و راستی با مشرکین مکه در قالبهای مختلف خود را نمایان کردند از جمله؛ یهود، نصاری، امپراطوریهای ایران و روم و منافقین که از همه خطرناک‌تر بودند، زیرا خود را در پیکره ی مسلمانان استتار کرده بودند.



4 ـ پیامبر تا آخرین لحظات زندگی مبارکشان در برابر این نیروهای شیطانی مجاهده کردند تا اینکه جان به جان آفرین تسلیم نمود و مآموریت مبارکش به پایان رسید، بدینگونه دوران جدیدی از عمر این امّت نو پا و تازه متولّد شده شروع گردید، در حالیکه دوری از وجود رسول الله(ص) را تجربه نکرده و تا به حال در میان اجدادشان شیوه و راه و روش اداره یک حکومت را مشاهده نکرده بودند.



5 ـ رو در رو شدن حق و باطل تا به امروز ادامه داشته و خواهد داشت، جبهه گیری حق و باطل شیوه های مختلفی دارد، گاهاً درگیری فیزیکی بوده و به جنگ و خون ریزی تبدیل شده و گاهاً در حدّ جدال لفظی و اقامه حجّت بوده است، که روش اوّل در تاریخ به صورت مقطعی رُخ داده است، امّا روش دوم مستمر وجود داشته و حتّی یک روز هم در این جبهه آتش بسی صورت نگرفته و نخواهد گرفت.



6 ـ جهاد به معنای دوّم نیز قالبها و روشهای فراوانی دارد، یکی از این شیوه ها،کاشت بذر شُبُهاتی بوده که دشمنان اسلام آنها را در ذهن مسلمان پاشیده اند، این روش در تاریخ این امّت از بدو شروع رسالت محمد مصطفی (ص) وجود داشته، آنهم به شیوه ها و روشهای گوناگون.



7 ـ قرآن صحیح‌ترین و معتبرترین منبع بیان این شُبُهات و تبرئه نمودن رسول الله (ص) و دفاع از ایشان در این مورد می‌باشد چنانکه می‌فرماید: «فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ. وَمَا لَا تُبْصِرُونَ. إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ. وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِیلًا مَا تُؤْمِنُونَ. وَلَا بِقَوْلِ کَاهِنٍ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ. تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ» [5]

پس نه [چنان است که مى‏پندارید] سوگند یاد مى‏کنم به آنچه مى‏بینید. و آنچه نمى‏بینید. که [قرآن] قطعا گفتار فرستاده‏اى بزرگوار است. و آن گفتار شاعرى نیست [که] کمتر [به آن] ایمان دارید. و نه گفتار کاهنى [که] کمتر [از آن] پند مى‏گیرید. [پیام] فرودآمده‏اى است از جانب پروردگار جهانیان.

«وَمَا صَاحِبُکُم بِمَجْنُونٍ» [6] و رفیق شما مجنون نیست.

«بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْیَأْتِنَا بِآیَةٍ کَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ» [7]

بلکه گفتند خوابهاى شوریده است [نه] بلکه آن را بربافته بلکه او شاعرى است پس همان گونه که براى پیشینیان هم عرضه شد باید براى ما نشانه‏اى بیاورد.

«وَیَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِکُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ»[8] و مى‏گفتند آیا ما براى شاعرى دیوانه دست از خدایانمان برداریم.

«أَمْ یَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ» [9] یا مى‏گویند شاعرى است که انتظار مرگش را مى‏بریم.

آری! اینها شبهاتی بودند که اهل مکّه به پیامبر (ص) و وحی منزل از جانب خداوند، وارد می‌کردند و به این روش در دل مخاطبان این پیام آسمانی، بذر شک و تردید می‌پاشیدند، امّا خداوند تمام تلاش آنها را عقیم ساخت، و رسولش را در این نبرد پیروز گردانید.



8 ـ بعد از دوره پیامبر(ص) این نبرد در اشکال و گونه های مختلفی ادامه یافت، نوک پیکان ها را ابتدا متوجّه خلافت راشده کردند و بعد از آن به طرف قرآن _ از جانب معتزلیان _ نشانه رفتند، روزی دیگر شبهات را نسبت به معاد جسمانی یا روحانی در جامعه نظاره می‌کنیم، و در برهه ای دیگر قضاء و قدر به عنوان یک اصل مسلّم و شرعی را در تیر رس دشمنان می‌بینیم. همچنان تاریخ ما شاهد خلق فتنه‌ی قدریه و جبریه بوده است،و زمانی هم گوش ما صدای شطحات و ادعاهای عجیب و غریب صوفیه و ندای انالحق حلاج و مدرسه‌ی وحدت وجود را می‌شنود، و در نهایت شبهات وارده به خدا و اسماء و صفاتش هم رسید، آری! خداوند نیز از گزند اینان در امان نماند.



9 ـ دعوتگران راستین باید آمادگی لازم را داشته باشند، زیرا هر آن از جانب دشمنان و دوستان نادان به حقیقت این دین سعادت بخش، شبهات مختلفی خواهند شنید، هر روز به ادبیات و به لحنی مورد هجوم این شبهات قرار می‌گیرند، پس باید با صبر و بردباری راه دعوت را ادامه دهند و تا آخرین لحظات زندگی با ایمان و توکل، همچون نسل اوّل ـ اصحاب و پیروان بر حقشان ـ بر آن استوار و محکم استقامت ورزند.



10 ـ مفهوم شبه:

گفته می‌شود: اشتبه فی الأمر: در آن مسئله شک کرد، قضیه به نظر او مشکوک آمد، شبهة جمع شبهات: به معنی ابهام، تیرگی، تردید.[10]

هر امری که انسان را نسبت به اصل اسلام یا دعوت اسلامی و یا شخص دعوتگر متردد و مشکوک کند شبه یا شبهات گفته می‌شود.



11ـ شبهات به چند دسته تقسیم می‌شوند:

الف ـ شبهاتی که متوجّه اصل اسلام می‌شوند:

کار اصلی دشمنان این دین عزتمند، این است که شب و روز مسائلی را عَمداً به صورتی مُغلَق و پیچیده به فکر نسل جوان تزریق می‌کنند، مثلاً می‌گویند: اسلام در تقسیم نمودن ارث، دیه‌ی، اداء شهادت، حجاب و چند همسری به زنان ظلم کرده، سیستم سیاسی و نظام اقتصادی اسلام ناکار آمد است و......



ب ـ شبهاتی که متوجّه شخص دعوتگر می‌شوند:

آن دسته از شبهاتی که انسان مسلمان را در بر می‌گیرند شامل تهمت هایی است ناروا به وی نسبت داده می‌شوند به خاطر متنفّرکردن افراد جامعه از این اشخاص که در ترویج فکر اسلامی مؤثر می‌باشند، قبل از هر کس انبیاء ( ع ) قربانی این تهمت های ناروا بوده اند، در تاریخ انبیاء موسی ( ع ) را می‌بینیم که فرعون نسبت به ایشان می‌گفت:

« قَالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ» [11] [فرعون] گفت واقعا این پیامبرى که به سوى شما فرستاده شده سخت دیوانه است.

مخالفان برای زشت جلوه دادن چهره ی دعوتگران از هیچ چیزی دریغ نمی‌کردند، قوم ثمود به صالح نبی گفتند: «قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ» [12] گفتند قطعا تو از افسون‏شدگانى

قریش نیز همچون اسلاف خود در برابر نبیّ رحمت (ص) ریشخند می‌زدند و او را افسونگر، دروغگو، شاعر، کاهن و.... می‌خواندند، و به طور خلاصه می‌توانیم این آیه را بیان کنیم که می‌فرماید:

« یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُون» [13]

دریغا بر این بندگان هیچ فرستاده‏اى بر آنان نیامد مگر آنکه او را ریشخند مى‏کردند.



ج ـ شبهاتی که متوجّه جماعات اسلامی و افراد منسوب به آن جماعات می‌شوند:

غالباً کسانی هستند که خواهان بیداری و نمود دوباره امت اسلامی نیستند، و کسانی ـ از مسلمانان در قالب گروههای اسلامی ـ تلاش می‌کنند تا امّت را از خواب غفلت بیدار کرده و به تجدید بنای ایمان امت بپردازند، افراد و گروههایی که از بیداری مسلمانان رنج می‌برند، آرام ننشسته و هر روز و با تمام وجود برای زشت جلوه دادن و متهم کردن چهره ی این دعوتگران و دعوت اسلامی بطور عام تلاش خواهند نمود و دست به هر کاری خواهند زد تا این پروژه عظیم رهائی بخش به ثمر ننشیند.

وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ.



12 ـ چه کسانی به این شُبهات می‌پردازند:

الف ـ اشراف و رؤساء ( ملأ ) اوّلین کسانی بوده اند که در برابر پیامبران برگزیده‌ی خداوند موضع سلبی گرفته و به مخالفت پرداخته اند.

قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ. [14] سران قوم ( نوح ) گفتند واقعا ما تو را در گمراهى آشکارى مى‏بینیم.

قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ.[15] سران قوم فرعون گفتند بى‏شک این [مرد] ساحرى داناست.

قَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکَاذِبِینَ.[16]

سران قومش ( عاد ) که کافر بودند گفتند در حقیقت ما تو ( هود ) را در [نوعى] سفاهت مى‏بینیم و جدا تو را از دروغگویان مى‏پنداریم.

قَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّکَ یَا شُعَیْبُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَکَ مِن قَرْیَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ کُنَّا کَارِهِینَ.[17]

سران قومش ( مدین ) که تکبر مى‏ورزیدند گفتند اى شعیب یا تو و کسانى را که با تو ایمان آورده‏اند از شهر خودمان بیرون خواهیم کرد یا به کیش ما برگردید گفت آیا هر چند کراهت داشته باشیم.

( ملأ ) در سده‌ی 21 در دایره‌ی وسیعتری شُبهات را در جامعه اشاعه می‌دهند و از کانالهای تلویزونی و چاپ کتاب و نشریات برای این امر استفاده می‌کنند، امروزه ( ملأ ) در قالب حکومت ها و احزاب سیاسی در برابر دعوت اسلامی ممانعت خود را اعلام می‌نمایند و تبلیغات سوء و مسموم خود را بی شرمانه نشر می‌دهند، ( ملأ ) در دنیای معاصر خطرات بیشتر برای دعوت اسلامی دارند چون از قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و رسانه ای برخوردارند.



ب ـ کسانی که با اساس اسلام دشمن هستند اعم از اهل کتاب ـ یهود و نصاری ـ لیبرالها، مارکسیها، سکولارها و..... اینها دشمنانی هستند که برای محو نمودن این دین آسمانی از هیچ گونه اقدامی کوتاهی نخواهند کرد، و بدون شک اینان بیشترین شَبهات را مطرح می‌نمایند.



ج ـ جماعتهای اسلامی که در سیاست دعوت و عملکرد حرکی به یک شیوه عمل نمی‌کنند:

اشخاص مریضی که متأسفانه در صفّ احزاب اسلامی هم قرار گرفته و، تمام همّ و غمّشان اینست که افراد جماعتهای اسلامی را زیر ذرّه­بین قرار داده و نقاط ضعفشان را کشف کنند تا نقل مجالس گردانند، اینان چشم دیدن محاسن و خدمات این گروهای اسلامی را ندارند، و بغض و کینه، چشم بصیرتشان را کور نموده است، این اشخاص نقش مگس را بازی می‌کنند که هیچ وقت نظافت و پاکی را دوست ندارد و اگر در جسم انسان زخم کوچکی وجود داشته باشد روی آن می‌نشینند، با این اشخاص مگس صفت هیچ گونه برخوردی نمی‌توان کرد.

این اشخاص کارشان از زندگان گذشته و مردگان و گذشتگان هم از شرشان در امان نمی‌باشد، آری آنها قبور عالمانی را که قرنها پیش ـ بعد از عمری خدمت خالصانه به کتاب و سنّت نبوی ـ از دنیا رفته اند نبش کرده، و آنها را دادگاهی نموده و برایبشان حکم صادر می‌کنند.

این اشخاص مریض النفس اگر روزی هزاران ظلم و بی عدالتی طاغوتیان را ببینند از کنارشان می‌گذرند، امّا اگر گناه صغیره ای را از مسلمانی ببینند چنان برخورد می‌کنند که گویا اسلام به خاطر این گناه صغیره در خطر سقوط افتاده است.اینان انگار خود ملائکه اند و از آسمان فرود آمده اند.



13ـ افراد از مطرح نمودن شبهات چه اهدافی را دنبال می‌کنند.

این افراد را با توجّه به اهدافی که در مطرح نمودن شبهات دنبال می‌کنند دسته بندی می‌کنیم.

الف ـ افرادی که با مطرح نمودن شبهات پیرامون اصل و پایه‌ی اسلام ، قصد دشمنی با اسلام را دارند و با تمام قدرت با شبه پراکنی در برابر تفکر اسلامی جبهه گرفته اند، و به دنبال اینند تا با این ترفند، ذهن مخاطبین دعوتگران،مخصوصا نسل جوان و تحصیل کرده را با این شُبهات منحرف و مخدوش کنند، این افراد به تعبیر قرآن یَصُدّون عَن سبیلِ الله هستند.

ب ـ کسانی دیگر را در این صحنه مشاهده می‌کنیم، افرادی هستند که از لحاظ فکری به یک حزب منسوب می‌باشند، اینان فقط به خاطر بزرگ جلوه دادن و مطرح نمودن حزبشان به طرح شُبهات نسبت به مخالفینشان می‌پردازد.

ج ـ افرادی که در واقع با طرح شبهات می‌خواهند خود را مطرح کنند و حس خودبزرگ بینی و غرور خود را ارضاء نمایند.

د ـ کسانی دیگر هستند، که شخصیتی مجادله گر دارند و نمی‌دانند چگونه از وقت و زمان استفاده کنند، این گروه از مطرح نمودن این مسائل هم اوقات فراغت خود را پُر می‌کنند و هم از آن لذّت می‌برند.

ه ـ افرادی دیگر از مسلمانان هستند که خود را حقّ می‌دانند و دیگران را گمراه و باطل، این افراد با توجه به فهمشان از حقیقت چنین تصور می‌کنند که دارند به وظیفه‌ی شرعی خود عمل می‌کنند و ( امر به معروف و نهی از منکر ) انجام می‌دهند، این افراد ـ به اصطلاح اصولییّن ـ در دایره‌ی خطأ و صواب قرار دارند و باید آنها را به نیّتشان موکول کرد.



14ـ چگونگی برخورد با طرح و شایع نمودن شبهات:

در خارج صفّ دعوت اسلامی و در داخل آن افرادی بر این باورند باید به تمام شُبهات مطرح شده پاسخ داد تا هیچ شبه ای باقی نماند، اگر چه این سخن زیبایی است امّا باید بدانیم که متحقق نخواهد شد چون پاسخ دادن به تمام شبهات و اقناع مخاطبان امری است غیر ممکن به چند دلیل:

الف ـ عده ای از این افراد که نسبت به دین اسلام، دعوت و فکر اسلامی بذر شک و گمان را می‌کارند، در واقع به دنبال کشف حقیقت نیستند تا بتوان با آنها در میزگردهای مختلف بحث و گفتگو نمود تا حقیقت برایشان روشن شود و بعد از آن تبعیّت کنند، بلکه اینها اهل هیچ نوع دیالوگی نیستند، بلکه افرادی مریض النفس هستند، که به جای گفتگو با آنها باید به فکر درمان آنها بود.(کسانی که در پی کشف حقیقت باشند با یافتن حقیقت بزودی از این دسته جدا می‌شوند)

ب ـ حرکت و دعوت اسلامی تا زمانیکه در مسیر خود حرکت کند به یقین در اجتهادات حرکی و دعویش اشتباه خواهد کرد. ـ اصلاً طبیعت اجتهاد چنین اقتضاء می‌کند ـ اگر مسلمانان به خاطر اینکه در مسیر دعوت دچار خطأ و اشتباه نشوند، و از گزند زبان مخالفین خود در امان باشند، فعالیت در زمینه دعوت و حرکت اسلامی را تعطیل کنند ـ شاید بزرگترین هدف دشمنان اسلام هم همین باشد ـ امر مطلوبی نیست ، بلکه نشستن و کار دعوت را تعطیل کردن خود انحراف بزرگی است، و نقص این است نه اشتباه کردن.

د ـ دعوت و حرکت اسلامی اگر بخواهد به تمام شُبهاتی که مطرح می‌شوند جواب بدهد و خود را به این امر مشغول کند، دیگر وقتی برایش باقی نخواهد ماند تا به اهداف بزرگ خود برسد.

ه ـ هر شُبه ای قابل جواب دادن نیست. شبهاتی که می‌توان گفت " بهانه های بنی اسرائیلی " می‌باشند.




تصاویر اضافی خبر:

منبع خبر:
فرستنده خبر: Admin
387 بار مطالعه شده است
آرشیو: دین و دعوت

Email this newsPrintable Version


شبهات؛ از کجا و چگونه و شیوه برخورد با آنها(بخش نخست) | ورود/ایجاد حساب کاربری | 0 نظر ارسال شده است
  
ما در قبال نظرات پاسخگو نیستیم.
New Page 3

Copyright© 2005 islahweb.org All Rights Rserved