توضیح ستاد انتخابات جماعت دعوت و اصلاح در خصوص بیانیه‌ی شورای هم‌اندیشی اهل سنت ایران

در پیِ  صدور بیانیه‌ای با امضای «شورای هم‌اندیشی اهل سنت ایران»، جماعت دعوت و اصلاح لازم می‌داند موارد زیر را با علمای گرانقدر، نخبگان فرزانه، جامعه‌ی شریف اهل سنت و عموم ملّت بزرگ ایران در میان گذارد:

۱- سخن گفتن به نام هر مجموعه‌ای، از جمله جامعه‌ی اهل سنت، مستلزم تحقق پیش‌نیازهایی است که در جوامع فراقبیله‌ای و در حال توسعه‌ی کنونی بر همگان آشکار است. دوره‌ی آن سپری شده است که یک حزب، یا یک جریان یا یک شخص بدون لحاظ کردن مقدمات لازم، به نمایندگی از  جامعه سخن بگوید یا برای آن تعیین تکلیف کند.

 

۲- جماعت دعوت و اصلاح، به عنوان یک تشکل مدنی سراسری اهل سنت، دهه‌هاست که در همه‌ی استان‌های سنی‌نشین کشور فعالیت دارد و در تمامی این مناطق شخصیت‌های مطرح و بعضاً ان‌جی‌او های مؤثر و خدمتگزار دارد؛ مع‌الوصف هرگاه جماعت موضعی اتخاذ نموده است، امضای خود را پای آن گذاشته و از تبلیغ آن به‌مثابه‌ی رأی عموم اهل سنت خودداری کرده است.

 

۳- با همه‌ی احترامی که عالمان دینی در متن و بطن جامعه دارند، امر سیاست و تصمیمات سیاسی، شأنی است کارشناسی و مستلزم دقت و تأمل فراوان، که شایسته است در بستری منطقی، شفاف، فراگیر و کارشناسانه مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. احاله دادن تصمیمات سیاسی به کانون‌های دینی، هم می‌تواند ضریب دقت تحلیل‌ها را بکاهد و هم در هنگامه‌های دشوار، شأن متین و رفیع مؤسسات دینی را خدشه‌دار نماید.

 

۴- جماعت همواره از همفکری و هم‌افزایی دلسوزان از طیف‌های مختلف، در چهارچوب‌های روشن، شفاف و اخلاقی استقبال می‌کند؛ اما با توجه به این که جماعت به مثابه‌ی تشکل و نیز سایر جریان‌ها و شخصیت‌های اهل سنت در فرایند شکل‌گیری و مدیریت و اتخاذ تصمیمات شورای مزبور، دخالتی نداشته‌اند، از پیامدها و بروندادهای آن ابراز نگرانی می‌نماید.

 

ستاد انتخابات جماعت دعوت و اصلاح

۲۳ خردادماه ۱۴۰۰

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
عبدالرؤوف درزاده (مهمان)
1400/03/22

احسنت. مگر شما به داد ما برسید!
بارك الله فیکم

2
اسماعیل خضر منش (مهمان)
1400/03/23

تنگ نمودن دایره اهل سنت؛ به کام اغراض شخصی!

اسماعیل خضر منش

جامعه اهل سنت ایران گستره ای از مجموع شهروندانی است که فارغ از قوم، نژاد و زبان، سلایق و تعلقات فکری در پهنای جغرافیای ایران خود را متعلق بر حق به چنین جامعه ای می دانند. بنابراین هیچ کس و جریان و شخصی نمی تواند با هیچ سناریوی تبلیغی و با اهداف و برنامه ریزی شخصی احدی را علی رغم میل خود خواسته ،از این قطار پیاده سازد یا از زیر سایه این چتر وسیع دور نماید.
جامعه هوشیار و عزتّمند اهل سنت تا کنون به هیچ شخص، جریان و طیفی طبق هیچ انتخاباتی نمایندگی تام الاختیار نداده است تا عده ای برای اهداف و مطابق سلایق شخصی خود دایره ای را ترسیم نمایند و براساس متر، معیار و عیار خود دیگران را بسنجنند و هرکه خارج از چارچوب فکری ترسیم شده آن ها باشد حتی از دایره اهل سنت طبق خیال خودشان با یک سری صغری و کبری چیدن، انتساب و حتی تهمت ها ناروا حذف نمایند.در قالب نقدهای بی پروا بدون هیچ مصلحت اندیشی برای انسجام و اتحاد اهل سنت به تخریب دیگران بپردازند.
جماعت دعوت و اصلاح به عنوان یک تشکل فعال سراسری یکی از جریان هاست که هر کنش ایشان گویی برای عده ای قابل تحمل نیست و آن ها بر خود واجب می دانند واکنشی از خود نشان دهند.
این تشکل هیچ وقت بنا بر مشی فکری و عملی خود بنا بر تخریب هیچ شخص و جریان قرار نداده است و در مسیر و روندی که برای ارائه خدمات و تداوم فعالیت برای خود تعریف کرده است بر این منوال حرکت نموده است.
اخیرا هم طبق روال گذشته عده ای مشخص که گویی رسالت کنشگری خود را در واکنش به فعالیت های این جماعت تعریف کرده اند تخریب ها و تهمت ها ناروا و تکراری به شیوه های مختلف و درقالب رسانه های و شبکه های اجتماعی مختلف اما همزمان و سازمان دهی شده شروع نمودند.
هر چند بر ای بنده هم مشخص نیست که مدیران این جماعت تا کی می خواهند در برابر این همه کم لطفی و نامهربانی ها، ظلم و تهمت ناروا سکوت اختیار کنند و این مدعیان را گستاخ و جسورتر نمایند؟!
به هر حال کسانیکه پیشنیه فعالیت و آبشخور فکری شان، حتی منابع تغذیه مادی و معنوی شان اگر برای عموم جامعه اهل سنت هم هویدا نباشد، قطعاً برای اهل فکر و فعالان و فرهیختگان منصف دستشان رو شده است. سناریو های این بازیگران خود حرفه ای خوانده دیگر کاملاً برای همه رنگ باخته است و نمی توانند در پس پرده ای دلسوزی برای اهل سنت و نجات دهنده کذایی و پیشوای این مردم خود را پنهان کنند، اهداف و اغراض تخریب گرانه و تعقیب منافع شخصی را در قالب پوششی بر افکارر عموم غالب نمایند.
نمونه های از این سناریو سازی های سازمان دهی شده در ذیل آورده می شود؛
۱_شبکه ماهواره ای کلمه؛ این شبکه که سال ها خود را به عنوان مدافع اهل سنت ، تبلیغ دین و... به ظاهر به مردم معرفی نموده است امّا در فرا متن کارش چیزی از تعصب پراکنی ، گسترش روحیه اختلاف بر انگیز بین شیعه و سنی و جنگ مذهبی، تفرقه و دو به هم زنی، تضعیف روحیه مردم و گسترش یاس و نا امیدی برآیندی برای کارهایش نمی توان تصور نمود.
این شبکه با رسالت کاملاً مشخص و در چارچوب تعیین شده به ویژه اخیراً برنامه ای را تحت عنوان "چشم انداز" با اجرایی آقای ابراهیم احراری و کارشناسی ثابت علی جوانمردی شروع به تحلیل ها و تهمت باران کردن دیگرانی که متفاوت تر از آن ها می اندیشند از جمله جماعت دعوت و اصلاح تدارک دیده است.
اینکه پیشنیه فکری و عملکرد جناب احراری چه در داخل ایران و چه در خارج ایران به چه شکل و شمایلی بوده است و ایشان با این عملکرد و سابقه چقدر می توانند مدافع حقوق اهل سنت باشند؟ بماند.
جناب علی جو انمردی هم که عضویت هیچ حزب کردی و هیچ شبکه فارسی زبانی نمانده که ایشان آن را امتحان نکرده باشد ولی الان خودش را روزنامه نگار به اصطلاح مستقل می نامد. از خیر تحلیل ها آبکی اش، تهمت و افترا و خبرهای زرد و بی مایه ایشان هم که اعتباری برای شأن حرفه ای شان باقی نگذاشته است، بگذریم. داستان تغذیه و ساپورت مالی و معنوی شان هم از جانب جریان ها، سرویس ها و دولت های دیگر هم بماند!!
آنچه واقعاً تأمل بر انگیز است و به نوعی خنده آور، همدل و هم کاسه شدن شبکه کلمه با ادعای دفاع از اسلام، دینداران و اهل سنت با شخصی که مشی فکری و عملکردی شان کاملاً سکولار افراطی و ضد دین و به ویژه ضد اسلامگرا هاست . ایشان از هیچ ترفند و ابزاری برای تخریب و کوبیدن دینداران علناً ابایی ندارد. چنین عقد اخوتی برای این دو سر ادعای تضاد واقعاً جای پرسش اساسی است.
آیا خط دهندگان و اربابان این دو طیف مشترک هستند؟ این چه استراتژی مشترک و منفعتی است که این دو سر را به هم رسانده است؟

۲-برخی از جریان ها مدعی ملی گرای و دلسوزی برای مردم کورد و کوردستان البته تأکید می کنم
برخی، اکنون که پس از سال ها ادعای مبارزه با جمهوری اسلامی وعده دادن آزاد کردن کوردستان و...
دستشان گویی خالی مانده و موفقیت چندانی در این مبارزه که قابل عرضه و ملموس باشد علی رغم تلاش ها بدست نیاوردند، ظاهراً دیواری کوتاهتر از جریان ها و شخصیت ها دینی پیدا نکردند و نوک هجمه های رسانه ای و تبلیغ شان و به اصطلاح خودشان "خباتشان" را متوجه این جریان ها نمودند. این طیف هم با نشر شب نامه های سوخته، پخش گفتگوهای کم مایه و ساخت کلیپی ها غیر حرفه ای و غیر اخلاقی سعی در یک کاسه نمودن تمام مخالفان و متفاوت اندیشان جریان فکری خود را دارند.
روزی با درست کردن سناریو های خود ساخته و از کاه، کوه ساختن حتی یک جریان درگیری جزئی خیابانی و شخصی را هم تحت عنوان خطر حاکم شدن فکر تندرو و گسترش تندروی اسلامی و ... در کوردستان ایران را بزرگ نمایی نموده و در بوق و کرنایشان دمیدن و شروع به تبلیغات رسانه نموند.
گاهی هم با کلیپی ها ساختگی و بی هویتی تحت عنوان اخوان کردی و... سعی می نمایند هر چه شخصیت متفاوت اندیش با آن هاست بی محابا در صف تخریب و بدگویی قرار دهند.
البته این ماهی گرفتن ها از آب گل آلود و فضای نا امیدی ایران مطمئن باشند حنای ناشی گری آن ها را بی رنگ خواهد نمود.
۳-جریان سوم به اصطلاح منتقدان داخلی هستند که گویی مشکلات جامعه ایران و اهل سنت را تنها از چشم امثال جماعت دعوت و اصلاح می بیند و اگر این جماعت کنار بکشد این عزیزان می توانند بدون هیچ مانعی و مشکلی جامعه اهل سنت را به سر منزل مقصود مطالبات و خواسته های برحق شان برساند.
اشخاصی چون خانم کتایون محمودی که خود را به عنوان روزنامه نگار و فعال رسانه اهل سنت معرفی می کند. هر چند به عنوان یک خانم تلاش گر اهل سنت زحماتش قابل احترام است امّا گویی ایشان هم رسالت دفاع از حقوق اهل سنت را تنها در جماعت نوازی و واکنش به فعالیت های این جمع تعریف نموده است و سایر بسترها و طرف های دیگر را لازم به ورود به عرصه کنشگری خود نمی داند.
هر از چند گاهی با تکرار موارد بدیهی و پاسخ داده شده آسمان و ریسمانی علیه جماعت می بافد.
گرچه در مورد گفتگوی اخیرشان کمی لحنشان ملایم تر شده است امّا پافشاری شان بر تکرار بدیهیات گذشته باز هم وجود دارد.
جای تعجب است خانم محترمی چون ایشان[کتایون محمودی] با ادعای دینداری چطور به خودش اجازه می دهد حکم به خارج نمودن جماعتی متشکل از شخصیت های دیندار و ملتزم که سابقه دعوت گری و فعالیت شان برای همگان و شخص ایشان هم آشکار است متهم و منتسب به همدل نبودن با جامعه اهل سنت و مانع اتحاد و.... غیره معرفی نمایند. انتظار می رود ایشان که ادعای دلسوزی و اهل ایمان و دینداری دارد در نحوه موضع گیری ها و ادعاهای طرح شده و نسبت های ناروا تجدید نظر نماید

3
حسن امینی (مهمان)
1400/03/23

بیانیه‌ی کاک حسن امینی در مورد تشکیل شورایی به نام شورای راهبردی یا هم‌اندیشی اهل سنت در مورد انتخابات ریاست جمهوری

بسم الله الرحمن الرحیم

اطلاع یافتم که جمعی در تهران با نام «شورای راهبردی یا هم‌اندیشی اقوام و مذاهب» در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری فعالیت می‌کنند.
اینجانب به عنوان یک کورد و اهل سنّت، لازم دیدم بعرض برادران و خواهران کورد و نیز اهل سنت در سراسر ایران برسانم: از تشکیل چنین شورایی و کمّ و کیف کار آن هیچگونه اطلاعی ندارم.
ضمناً از این عزیزان می‌خواهم از عنوانی که همه‌ی اقوام و مذاهب اهل سنت را شامل می‌شود، استفاده نکنند. زیرا اکثریت قریب به اتفاق اقوام و مذاهب اهل سنت، از تشکیل و وظیفه وکار چنین شورایی مطلع نیستند.
همچنان‌که از اعزام تعدادی از روحانیون اهل سنت به تهران و دیدار با آقای رئیسی هیچ اطلاعی نداشتند.
لازم به ذکر است در همه‌ی دنیا و حتی در ایران خودمان، تشکیل هر گونه شورایی هرچند در حدّ شورای یک روستا، با انتخابات تحقق پیدا می‌کند؛ چه برسد به شورای اقوام و مذاهب در ایران، که بیش از دهها میلیون جمعیت را در برمی‌گیرد.

حسن امینی
حاکم شرع مردمی کوردستان

۲۲ خرداد۱۴۰۰

4
عبدالوهاب شهلی بر (مهمان)
1400/03/23

بیانیه ی موسوم به *بیانیه شورای هم اندیشی اهل سنت ایران* که در اصل بیان کننده نظر مسجد مکی و نیز شخص حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید، البته با پوششی به ظاهر مشورتی، است برخاسته از جریان غالب فقه سیاسی سُنی است که در طول تاریخ بودن در قدرت یا کنار آن را دوست دارد و تجویز می کند. اگر هم زمانی در ایران در کنار جریان اصلاح طلبی ایستاد به این دلیل بود که جریان مذکور بخشی از قدرت بود نه اینکه توافقی بنیادی با مفاهیم و آرمان های آن داشته باشد! اگر تعارفات را کنار بگذاریم در فقه سیاسی اهل سنت اصولا داشتن موضع انتقادی موضوعیتی ندارد و سراپا اقتدارگرا و اقتدارپرست است. این تصمیم مسجد مکی، سوتفاهمِ تحول خواهی را که برخی به اشتباه به آن نسبت می دادند برطرف می کند و چهره عریانش را فاش می سازد که قطعا پیامدهایی سیاسی و مذهبی در درون و بیرون جوامع سنی مذهب ایران خواهد گذاشت و جناب شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید وارد مرحله جدیدی از حیات فکری و سیاسی اش می شود که مختصات ویژه ای خواهد داشت که پرداختن به آنها در این مجال نمی گنجد. اما مختصرش این است که تلقی جدیدی از دستگاه مسجد مکی و نیز اقتصاد سیاسی اش در نزد حاکمیت و نیز جریان های روشنفکری ایران و بلوچستان شکل خواهد گرفت که در اولین فرصت به تفصیل شرح خواهم داد.

عبدالوهاب شهلی بر
شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰

5
بدون‌نام (مهمان)
1400/03/23

سلام
ضمن تشکر از بیان نقطه نظر خویش، اما به نظر می رسد این تحلیل چندان درست نباشد. اولا بیان این نکتع که فقه سنی اصولا همراه با حاکمیت است و چندان مخالفتی با حاکمیت اگرچه ظالم هم باشد ندارد، صحیح نیست و اگر مطالعه مختصری در تاریخ داشته باشید به این امر پی خواهید برد، اگرچه بوده اند و هستند فقیهانی که همراه هر حکومتی یارند چه شیعی و چه سنی. دوم اینکه همراهی اهل سنت و همه بزرگان آن با جریان اصلاحات به دلیل همین نگاه فقهی اصولا برداشت درستی نیست چرا که در غالب موارد نتیجه انتخابات نه تنها مشخص نبوده بلکه گاه حاکمیت با کاندید غیر اصلاح طلب همراه بوده است و حمایت اهل سنت از کاندید اصلاح طلب ریسک سیاسی به همراه داشته است به همین جهت قضاوت پس از نتیجه درست نیست. سوم اینکه برداشت یک جریان فکری خاص - جماعت تبلیغ- در میان اهل سنت نمی تواند به عنوان نگاه غالب فقه سیاسی اهل سنت قلمداد شود و این تقلیل با نگاه علمی فاصله بسیار دارد.

6
دکتر جلال جلالی زاده (مهمان)
1400/03/23

شورای هم اندیشی اهل سنت موفقیت ها وناکامی ها

هرچهار سال یک بار بازار اعلام مطالبات اهل سنت گرم می شود .هم مدافعان حقیقی اهل سنت وهم معامله گران به تکاپو می افتند ومجالس ومحافل فراوان تشکیل می شود. واهل سنت مانند ابوبکر سبزوار عزیز می شوند. کاندیداها ونمایندگانشان دربه در به دنبال اهل سنت می گردند و روابط خود با اهل سنت وخدماتشان را به آنان به رخ دیگران می کشند. البته اگر نویسندگان قانون اساسی حق انتخاب شدن را از اهل سنت نمی گرفتند این بازار مکاره به راه نمی افتاد واین اختلاف ریشه در سرزمین دل ها نمی دواند .
اما این اصل اختلاف انداز هر چهار سال یک بارچهره ی خودرا می نمایاند ومانند چاقوی جراحی زخم عمیق تبعیض و نابرابری را می شکافد ودهان هارا برای گفتن نابرابری ها باز می نماید.
پس از سال هفتاد وشش وپیروزی جنبش اصلاحات که به تدریج فضای سیاسی در کشورگشوده شد ومطبوعات ورسانه ها بازارشان گرم شد ونویسندگان وفعالان سیاسی به بیان مشکلات وناهمواری ها وتفاوت ها ومطالبات پرداختند منشأ تحولات جدیدی در سپهر سیاسی ایران شد ودرپی آن اقوام ومذاهب در پرتو گشایش حاصله با جدیت بیشتر به اعلام درخواست های خود توجه ببشتری نمودند ونشریات محلی ودانشجویی وتشکل های مدنی پاگرفت وشوروشوق زائد الوصفی همگان را فراگرفت. دردوره اصلاحات ,نسیم اصلاح طلبی وزیدن گرفت واصلاح طلبان در مناطق قومی ومذهبی به آسانی به طرح مطالبات ادامه دادند وتشکل های مانند اصلاح طلبان کرد شکل گرفت که در طرح مطالبات از کاندیداهای ریاست جمهوری نقش بارزی را ایفا کرد.
بعدها علمای اهل سنت با محوریت مولانا عبدالحمید شورایی را به نام شورای راهبردی اهل سنت به صورت موقت در ایام انتخابات ریاست جمهوری تشکیل دادند که با وجود فعالیت وپیگیری چندان موفقیتی نداشت,
تا اینکه در انتخابات جاری مقرر شد در هریک از استان های سنی نشین دونفر از شخصیت های سیاسی ومدنی که در تهران حضوردارند انتخاب شوند .در نتیجه یک شورای پانزده نفری تشکیل وقرار براین شد که این شورا یک سخنگو ویک دبیر داشته باشد وبا همه ی کاندیداها ملاقات نماید وضمن ارائه ی مطالبات اهل سنت ,سخنان کاندیداهارا بشنوند وپس از اتمام ملاقات ها وجمعبندی نظرات ودیدگاه ها هرکدام از کاندیداها شفافتر وصریحتر نسبت به پذیرفتن مطالبات اهل سنت واکنش مثبت نشان دادند ودر مناظره ها بیان کردند ازایشان حمایت شود ویا جمعبندی آرا ونظرات به شیخ الاسلام ارائه شود وایشان نیز تصمیم به حمایت از کاندیدای مورد نظر بگیرد .
دراین راستا با آقایان همتی ,قاضی زاده هاشمی ,رضایی ومهر علی زاده ملاقات هایی صورت گرفت ودراین ملاقات ها مهر علی زاده ورضایی شفافتر وصریحتر خواسته هارا پذیرفتند واعلام آمادگی برای رفع تبعیض نمودند.
هرچند نمایندگانی از سوی آقای رئیسی برای دیدار با اعضای شورا آمده بودند. اما یکی از اعضای شورا که مسؤولیت هماهنگی را داشت با این بهانه که یکی از نمایندگان آقای رئیسی گفته باید تعداد کمتری حضورداشته باشند چون نمی توان کنترل کرد با مخالفت اعضا مواجە شد وگفتند ملاقات باید حتما باخود کاندیدا باشد. پس از اینکه شورا موفق به ملاقات با آقایان رئیسی ,زاکانی وجلیلی نشد , در یکی از جلسات در باره حمایت از کاندیداها پس از بحث وبررسی طولانی اکثر اعضا در باره ی بی طرفی شورا وموکول کردن آن به مردم اتفاق نظر داشتند.اما مقررشد که صدور بیانیه موکول به بعداز برگزاری مناظره ها شود تا اگر کاندیدایی در بیان مطالبات قاطعیت داشت ازاو حمایت شود.
اما متاسفانه در روز شنبه که چندنفر از اعضای شورا به خاطر مشغله ی اداری درجلسه حضورنداشتند, بقیه برخلاف تصمیمات قبلی وعدم ملاقات با آقای رئیسی ونشنیدن نقطه نظرات ایشان با درمحذوریت قراردادن چند نفر از اعضای شورا بیانیه ای را به نام شورا در حمایت از آقای رئیسی صادر می نمایند.
اعلام حمایت از هرکاندیدایی حق فرد به تنهایی یا با جمع است اما اگر یک گروه چند نفره در آغاز کار توافق برانجام آن با شرط ها وویژگی های خاصی نمودند تخطی از آن خلاف اخلاق است.
این شورا ازآن جهت که برای اولین بار توانست با گفتگو وطرح مطالبات کاندیداهارا وادار به بیان خواسته های اهل سنت نمایند موفقیت بسبار خوبی بود .اما از این نظر که نتوانست به تعهدات اخلاقی خود عمل کند وبه اجماع نهایی برسد در رسیدن به هدف ناکام ماند.

7
بندە الله (مهمان)
1400/03/23

خودت شما هم همین کار رو کردید.
به عنوان مثال : تمامی اهل سنت میگویند که ما در تهران مسجد نداریم، اما سایت شما اسامی ٩ مسجد در پایتخت را منتشر می کند و سایتهای شیعە هم ازش سوء استفادە میکنند.
پس همەتون خفەخون بگیرید بهتر است. چون مردم دارن می فهمند که همە پرستودار هستید و نمیتوانید حرف حق بزنید.

8
بندە الله (مهمان)
1400/03/24

خود شما هم چهار سال پیش همین کاری را که الان این به نام شورا کردە، به نام اهل سنت انجام دادید.
عکسهای شرکت دبیر کل خودتون در همایش بزرگ اهل سنت در حمایت از روحانی از یاد مردم نرفتە که هیچ، برای روز خودش آرشیو هست و به عنوان لکە ننگ و خیانتی پخش میشە.

بیچارەها سرتون بی کلاە موندە نمی دانید چکار کنید؟

حالا برید بین بد و بدتر انتخاب کنید!!!

از خدا بترسید و این بازار ستاد انتخابات جماعت و غیرە را فراموش کنید.

9
بندە الله (مهمان)
1400/03/24

یادم رفت این رو هم اشارە کنم که اگر طاقت نمی آورید و باید حقلە به گوش کسی باشید و به یکی از انها رأی بدید، دست بجنبانید که وقت تنگ است و فرصت زیادی باقی نماندە و وقت کافی برای راەاندازی ستاد پشتیابی زدن و چاپللوسی مثل سالهای قبل ندارید.

چون در ستاد پشتیبانی زدن دست بالایی دارید.

10
جلیل بهرامی‌نیا (مهمان)
1400/03/24

جامعه اهل سنت ایران، به رغم همگونی مذهبی، همانند دیگر اصناف و اقوام و مذاهب، به صورت طبیعی از حیث سیاسی، ناهمگون است و انواع گرایش های سیاسی متفاوت و متضاد در آن هست و هیچ شخصیت، تشکل، جریان یا صنفی جز به شرط برندگی در یک فرایند انتخاباتی دموکراتیک،که تاکنون حتی در حدّ طرح نیز وجود خارجی ندارد، قانوناً جایگاه نمایندگی اهل سنت را ندارد و اخلاقاً حق ندارد به نام اهل سنت ایران، اعلام موضع یا مشارکت سیاسی نماید؛ نه همگونی هویتی و نه اشتراک در محدودیت ها و مشاکل سیاسی، هیچ یک به معنای همفکری اجباری یا جواز ادعای نمایندگی از یک هویت اجتماعی و موضع گیری سیاسی به نام آن نیست؛همدردی به معنای یکسانی تشخیص نیست؛اهل سنت ایران مشکلات و دردهای مشترکی دارند؛اما نوع نگرش درباره چگونگی مواجهه با این مشکلات،موضوعی جدا و وابسته به متغیرهای مختلفی چون سطح خودآگاهی، شناخت سیاسی، تیپ شخصیتی، نوع گرایش سیاسی، تجارب و سوابق، شعاع تعهدات، اولویت ها و سطح و نوع ارتباطات است که به صورت طبیعی به تنوع تدابیر و راهبردها و تفاوت در خط مشی می انجامد و طبیعی است که کارایی این راههای نیز، تضمینی و عاری از عوارض و خطا نیست و نقد آنها نه جایز، بلکه لازم است؛ اما بهانه کردن این تنوع برای ارزشداوری و تخریب، نشان از خام اندیشی و هژمونی عاطفە،فقر واقع نگری و ناپختگی مدنی و عین عِرض خود بردن و زحمت دادن خلق است! رحمت خدا بر آن بنده ای که قدر و محدوده خود را بشناسد و از آن نگذرد!