از عبادت عادی تا عبادت هدفمند

ترجمه: 
اصلاحوب
از عبادت عادی تا عبادت هدفمند

سلمه بن دینار می‌گفت: اگر از دین خود هم مانند کفش‌هایتان مراقبت ‌کنید، از شما راضی خواهم بود. از این که کفش‌هایتان دزدیده شود می‌ترسید اما از سرقت دین توسط شیطان نمی‌ترسید. 

کفش‌هایتان را جلوی خود می‌گذارید و مراقب آنها هستید اما همین رفتار را با ایمان خود ندارید.

برای زندگی ناپایدار چندین برابر بیشتر از سرای باقی برنامه‌ریزی می‌کنید؛ برای خرید مسکنی که در آن چند سالی بیارامد مال فراوان می‌دهید در حالی که برای خریدن قصری در بهشت یک دهم آن را هزینه نمی‌کنید. این مقاله می‌کوشد عبادت عادی و راه انتقال به عبادت هدفمند را بررسی کند. هدفمند بودن یعنی این که وقتی را برای آن اختصاص دهیم و معنای آن را درک کنیم تا به رستگاری و موفقیت دست یابیم. 

منظور از عبادت در اینجا عبادت به معنی کامل کلمه است نه شعارهای تعبدی خالی؛ هر عملی صالحی که با نیت پاک همراه است و منظور مقاله هم همین است. 

عبادت فراگیر بود که مسلمانان را پیروزمندانه به جای جای کره‌ی خاکی رساند تا نور اسلام را به جهانیان برسانند. تا آنجا که صحابی بزرگواری چون ابو ایوب انصاری پس از نود سال عمر در زیر دیوارهای قسطنطنیه دفن می‌شود.

امیر شکیب ارسلان چه زیبا گفته است: هر جایی که مسلمانان فتح کردند و به هر سرزمینی که وارد شدند چه در دریا و خشکی و هر مالی که دادند و هر خونی که ریختند؛ هر شهری که ساختند و هر تمدنی که بنا کردند، تنها در سایه‌ی اجرای دستورات قرآن کریم بود که با خون و گوشت آنان آمیخته بود. 

١- اهدافت را مشخص کن:

اگر نمی‌دانی به کجا باید بروی پس راه رفتن را هم نخواهی یافت. هر کس از اساس هدفی نداشته باشد شیطان اهداف او را ترسیم می‌کند. اگر در عباداتی که مایه‌ی نزدیکی به خداوند است اهداف مشخصی نداشته باشی، می‌بینی که از خدا دور شده‌ای. در بهترین حالت مانند کشتی‌ای هستی که در معرض امواج و بادها قرار دارد و سرانجام به ساحل ناشناخته‌ای می‌رسد. 

در اینجا روی سخن ما از هدف عبادت است خواه هدف بزرگ باشد یا متوسط یا کوچک؛ حتی در سطح خواندن یک کتاب، حفظ قرآن، تحصیل علم، آموزش یک مهارت، فراگیری یک زبان، انجام یک کار خیر، برقراری ارتباط اجتماعی... همه‌ی اینها عباداتی هستند که باید به عنوان هدف به آنها نگریست. معلوم است که اعمال دو بار تولید می‌شوند: یک بار از طریق برنامه‌ریزی یعنی داشتن تصور ذهنی از کار و یک بار از راه اجرا یعنی آوردن آن به صحنه. هر کس تصور ذهنی روشنی از هدفش داشته باشد و برای آن برنامه‌ریزی کند، در هنگام اجرا موفق‌تر عمل می‌کند. 

عبارت تصور ذهنی در علم روانشناسی ورزشی زیاد کاربرد دارد؛ بازیکن پیش از تمرین مهارت‌ها و حرکت‌هایش را ذر ذهن خود مجسم می‌کند تا در عالم واقعیت بتواند بهتر اجرا کند. گفته‌اند که تصور ذهنی نقش مهمی در توسعه‌ی مهارت‌های بازیکنان دارد چون در هنگام تمرین از همان مسیرهای عصبی عبور می‌کنند.  

ما می‌توانیم کارایی همان تصور ذهنی را در عبادات پیاده کنیم؛ ما در حقیقت برای رسیدن به اهداف تضمینی نداریم؛ اما کسی که اهدافش را بنویسد یا آن را پیش چشم خود قرارد هد، برای رسیدن به این اهداف از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزد و از هر فرصتی استفاده می‌کند و از هر کاری که باعث انحراف از هدفش می‌شود دوری می‌کند. 

٢- انگیزه‌ی تحقق اهداف: 

در دین اجازه نداریم کسی را به انجام یک عمل مجبور کنیم مگر این که انگیزه‌ی ذاتی برای او وجود داشته باشد (لا إکراه في الدین)

در هر عبادتی که در نظر داری به سود آن بیاندیش؛ هر چند سود بیشتر باشد انگیزه برای انجام آن بیشتر خواهد بود. به همین خاطر رسول خدا در هنگام سختی اعمال و فشار شرایط، از تشویق استفاده می‌کرد تا انگیزه‌ی بیشتری برای اصحاب فراهم کند. یکی از مشوق‌های او بهشت بود. در بیعت عقبه‌ی دوم اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا اگر ما به عهد خود وفا کردیم چه دریافت خواهیم کرد؟ فرمود: بهشت.

در کندن چاه رومه رسول خدا اصحابش را تشویق کرد و فرمود: هر کس چاه رومه را بکند پاداش او بهشت است. 

در آماده کردن جیش العسره فرمود: هر کس این لشکر را تجهیز کند به بهشت می‌رود. 

در آوردن خبر جنگ خندق فرمود: هر کس خبر آنان را برای ما بیاورد، من بازگشت او را تضمین می‌کنم و از خدا می‌خواهم یار و همراه من در بهشت باشد. 

وقتی برای قیصر روم نامه می‌نوشت فرمود: هر کس نامه‌ام را به قیصر برساند بهشت از آن او خواهد بود. 

به همین خاطر کتاب‌های حدیث و سنن سرشار از ابوابی به نام "فضایل اعمال" است؛ زیرا آگاهی از ثواب اعمال بهترین انگیزه برای تلاش و کوشش است و یقین داشتن به پاداش بهترین یار و یاور انسان در انجام مأموریت است. دعوتگران و مصلحان مسؤولند وعده‌ی خداوند را به صالحان یادآوری کنند. 

نظم در انجام اعمال صالح و دوام بر آن تنها با یادآوری ثواب آن ممکن است؛ به همین خاطر کتاب‌های حدیث در کنار مواظبت و نظم در کار، ثواب و پاداش آن را هم ذکر کرده‌اند. احادیث زیر نمونه‌هایی از آن است:

"من حافظ على أربع ركعات قبل الظهر وأربع بعدها حرَّمه الله على النار"

هر کس چهار رکعت پیش از نماز ظهر و چهار رکعت پس از آن را همیشه ادا کند، خداوند آتش را بر او حرام می‌کند. 

"خصلتان من حافظ عليهما، أدخلتاه الجنة، وهما يسير، ومن يعمل بهما قليل، أن تحمد الله وتكبره وتسبحه في دبر كل صلاة مكتوبة عشرا، عشرا، وإذا أويت إلى مضجعك تسبح الله وتكبره وتحمده مائة مرة، فتلك خمسون ومائتان باللسان، وألفان وخمس مائة في الميزان".

دو خصلت هستند که هر کس بر آنها استقامت داشته باشد او را وارد بهشت می‌کنند؛ خصلت‌هایی که آسانند اما اندک کسانی به آن عمل می‌کنند: ده بار گفتن الحمد لله و الله اکبر و سبحان الله پس از هر نماز. هر گاه به بستر خواب رفتی صد بار سبحان الله و الله اکبر و الحمد لله بگو. این دویست و پنجاه کلمه در زبان است و دو هزار و پانصد ثواب در ترازو دارد.

هر کس آیة الکرسی را بعد از هر نماز بخواند هیچ چیز مانع ورود او به بهشت نمی‌شود مگر این که بمیرد.

بنابراین انگیزه برای پایمردی در هر عبادت، تصور قلبی و قبلی از اجر و پاداش آن است. بالاترین پاداش آن است که از سوی خدا باشد اگر چه از پاداش مردم محروم بمانی. ثواب خداوند بسیار بالاتر است بلکه هر چند ثواب مردم کمتر باشد یا کمتر از تو ستایش کنند، پاداش خدا بهتر و بیشتر خواهد بود. پیامبر اسلام در همین خصوص می‌فرماید: "أفضل الصدقة على ذي الرحم الكاشح" بهترین صدقه آن است که به فامیل قدرناشناس داده شود. 

فامیل قدرناشناس یکی از نزدیکان توست که قلبش پر از کینه و دشمنی تو است. با این حال به او صدقه می‌دهی و می‌دانی که در برابر نیکی به او پاسخی جز بدی دریافت نخواهی کرد و چه بسا از تو غیبت کند. اما خداوند به خاطر این کار بزرگ اجر و پاداش بزرگی به تو خواهد داد و در مقابل اخلاص و یکدلی با خداوند، این صدقه را در ردیف بهترین و بالاترین صدقات جای خواهد داد.

انگیزه‌ی اجر و پاداش الهی کاهش نمی‌یابد و با گذشت زمان از کم‌رنگ نمی‌شود هر چند که شرایط تغییر کند. زیرا خداوند زنده است و پاداش او حتمی است. خداوند خلاف وعده نمی‌کند و از چنین صفتی پاک است. پس از آنچه رخ می‌دهد ناامید مشو و هر چند که موانع زیاد باشد نباید متوقف شوی و باید به راهت ادامه دهی. نسبت به عبادت ضعف و تنبلی جایز مکن زیرا قلب تیزبین است و به سمت بهشت نشانه رفته است. مثال:

یک روز امام بنا خطاب به یارانش فرمود:

کارگر نخست برای انجام وظیفه سپس برای پاداش اخروی و در نهایت برای سودی که می‌رساند کار می کند. اگر کار کند وظیفه‌اش را انجام داده است و در این بخش هم به شرط رعایت شروط یقینا اجر و پاداش می‌برد. سود رساندن به خدا باز می‌‌گردد گاهی فرصتی پیش می‌آید که نسبت به آن فکری نکرده است اما کار او بهترین برکات و ثمرات را دارد. در حالی که اگر از کار دست بکشد گناه آن بر دوش اوست و اجر جهاد از بین می‌رود و قطعا سودی نبرده است. 

٣- گوناگونی اهداف: اهداف باید گوناگون باشند؛ عبادی، شغلی، اجتماعی و رفاهی؛ این اهداف باید همواره با نیت رضای خدا و کسب ثواب همراه باشد. گوناگونی اهداف برای دو دلیل است: به خاطر رسیدن به یک هدف از کار خسته نشوی. تعادل داشته باشی: کمتر کسانی در ایجاد تعادل بین فعالیت‌های گوناگون موفق عمل می‌کنند. مثلا: یک نفر در کار موفق است اما در تربیت فرزندان ناکارآمد عمل می‌کند. نفر دیگر در روابط اجتماعی موفق است اما در انجام فرائض و ارتباط با پروردگارش کوتاهی می‌کند. دیگری در عبادات جدی است اما در کار سستی می‌کند. 

بدون شک کسی که شخصیت متعادلی دارد موفق‌ترین فرد است؛ تعادل به معنی برابری نیست زیرا شرایط انسان در مراحل گوناگون زندگی متفاوت است. دانش آموز معمولا بیش از دیگران وقت و فرصت در اختیار دارد اما پس از فارغ التحصیلی وقتش در کار جدید یا فراگیری مهارت مناسب بازار کار بسیار اندک است. جوان مجرد از جوان متأهل بیشتر وقت دارد و متأهل از کسانی که فرزند ندارند آزادتر است و کسانی که فرزند دارند از سایرین گرفتارترند. اما وقت و انبوهی مسؤولیت یا کمی آن نباید بهانه‌ای برای کوتاهی در انجام فرائض یا ارتکاب کار حرام باشد. زیرا قلب در این حالت ضعیف می‌شود و سپس می‌میرد. زنده کردن قلب پس از مردن بسیار دشوار و یک ماجراجویی خطرناک است. 

٤- ترتیب اهداف: تو باید اهدافت را مرتب کنی؛ نخست و پیش از هر کاری، فرائض مهم در اولویت هستند؛ چون پیامبر اسلام فرموده است: "وما تقرَّب إلي عبدي بشيء أحب إلي مما افترضت عليه". بنده‌‌ی مؤمن با هیچ کاری به اندازه‌ی انجام فرائض به خدا نزدیک نمی‌شود. 

عمر رضی الله عنه می‌فرماید: از این که نماز عشا را به جماعت بخوانم برایم زیباتر از آن است که تمام شب را عبادت کنم. نفس باید این پرسش‌ها را مطرح کند تا در ترتیب اهداف و تعیین اولویت‌ها موفق عمل کنی:

در انجام فرائض چه کاستی‌هایی داری؟

آیا در انجام فریضه یا ارتکاب حرام کوتاهی می‌کنی؟

آیا مشکل در ادای نماز یا خشوع آن است؟

آیا از گناه در خلوت رنج می‌بری؟

آیا نقطه ضعف تو مربوط به مشکلات گفتاری و آفات زبان است؟

آیا نسبت به زن و فرزندان که در هم‌زیستی و راهنمایی انتظار بیشتری از تو دارند کوتاهی کرده‌ای؟

در ربته‌بندی اهداف واقعگرا باش؛ اگر تمام روز را کار می‌کنی و تنها پنج ساعت فراغت در هفته داری، قرار دادن ده هدف در رتبه‌بندی اهداف اصلا واقعی نیست. چرا که در آینده رسیدن به اهداف حتی نزدیک شدن به آن هم بسیار مشکل خواهد بود. به همین خاطر رتبه‌بندی اهداف و تقدیم هدف مهم‌تر واجب است. برنامه‌ریزی روزانه: امام بنا فرد بلندهمت را کسی می‌داند که هنگام خواب بالاترین کارها را در نظر دارد. 

این یک سفارش بسیار مهم است و به مثابه برنامه‌ریزی روزانه برای کار فردا است. پیش از آن به بستر خواب بروی، باید در ذهن خود تصویری از کارهای فردا را داشته باشی؛ از ساعتی که بیدار می‌شوی تا وقتی که می‌خوابی. این کار در زمینه‌ی برنامه‌ریزی خیلی مهم است افزون بر این که در میدان کسب اجر و پاداش بسیار سودمند است. اگر همان شب بمیری پاداش کامل نیت‌های خود را می‌بری بدون این که کاری انجام داده باشی و این به برکت برنامه‌ریزی قبلی و نیت پاک است. 

امروزه کارشناسان سفارش می‌کنند در پایان هر روز ١٠ دقیقه برای مجسم کردن کارهای روز بعد فکر کنید؛ این کار باعث می‌شود روز بعد وقت گرانبهایی در اختیارت باشد. کارت را مستقیم و بدون نیاز به لیست کار انجام می‌دهی و باعث موفقیت‌های زیاد با کمترین زحمت می‌شود. 

هر روز این را در نظر بگیر و پس از مدتی تفاوت را احساس کن.

بدون امتیاز