چرا خداوند ما را به «غار» بازگرداند؟

چرا خداوند ما را به «غار» بازگرداند؟

ناگهان و بدون هیچ مقدمه ای خدای متعال، جریان زندگی را متوقف کرد و بشریت را به غارها بازگرداند. نه فقط برای این که آن ها را از بیماری و مرگ نجات دهد، بلکه آن ها را  از خواب غفلت بیدار کند و زندگی دوباره به آنها بدهد.

- خداوند ما را متوقف کرد تا توجه مان را جلب کند و از همه ما بپرسد: کجا می‌روید؟!

- او به ما فرمود: بایستید و به ما بگویید که مشکلات و کارهایی که هم و غم زندگی تان شده اند، واقعی نیستند و زمانی که ارزش آنها در درون انسان  از بین برود، ناپدید می‌شوند و این شمایید  که آنها را برای خود بزرگ و با اهمیت جلوه داده اید!


- خداوند جریان زندگی ما را متوقف کرد تا به ما یادآوری کند که او هر کاری که بخواهد را انجام می دهد. قدرت اقتصادی و مادی که چشم ما را گرفته است و همچنین تکنولوژی پیشرفته ای که عقل از سر ما ربوده است، بازی و سرگرمی بیش نیست. خداوند متعال با موجودی که آن قدر کوچک است که با چشم غیر مسلح دیده نمی شود ( ویروس کرونا)، همه را در برابر قدرت خود ناتوان کرده است.

- خداوند جریان زندگی ما را متوقف کرد، تا قلب های مان را از شک و شبهه هایی که بی دینان در جان و دل ما افکنده اند و همچنین تسلط و برتری مادی گرایی و غرب زدگی، پاک کند و نگذارد تحت تأثیر این افکار پوچ و بی مایه ای قرار بگیریم که تقریبا همه جا سرداده می شود.

- خداوند ما را به غارنشینی( خانه نشینی)  بازگرداند تا به ما یادآوری کند که در خانه شریک هایی داریم که با وجود نزدیک بودنمان به همدیگر، نسبت به آنها احساس غربت می کنیم و درد و رنج ها، مشغله ها و خستگی هایی که داریم، چشمه های محبت میان ما را خشکانده است و احساس محبت و عشق در میان هیاهوی زندگی و سرعت مُهلکِ آن از بین رفته است. 

- خداوند ما را به غارها ( خانه هایمان ) بازگرداند تا به ما یادآوری کند که بچه هایی داریم که شاید بزرگ شده اند و ما هنوز آنها را به خوبی نمی شناسیم و با اینکه رشد کرده اند؛ اما از وجود ما هیچ بهره‌ای نبرده اند‌. یعنی آنها را آنگونه که باید نشناخته ایم و از جزئیات  اندیشه ها، آرزوها و دغدغه‌هایشان هیچ اطلاعی نداریم. در واقع ما برای آنها مانند مهمان هایی هستیم که از سر کار بر می گردیم و دوباره سر کار می رویم . هرچند با آنها در خانه می نشینیم ولی در واقع همچنان کارها، روابط و مأموریت های بیرون از خانه را دنبال  می کنیم.

- خداوند ما را به غارها (خانه هایمان) بازگرداند تا پی ببریم که روابط خویشاوندی، صله رحم، دوستان و عزیزانی را به خاطر بیاوریم که مدتهاست روابط خود را با آنها را قطع کرده ایم و از محبت آنها بی‌بهره شده ایم.

- خداوند ما را به غارها بازگرداند تا از خود بپرسیم آیا واقعاً من این همه سال زندگی کرده‌ام؟ آیا هیچ اقدامی روی کره زمین انجام داده‌ام که بشریت بعد از مرگ من از آن سود ببرد؟ آیا من آماده دیدار با خداوند هستم و از این بابت اطمینان خاطر دارم؟ اصلا اشتیاقی به دیدار خداوند دارم؟!

 - خداوند ما را به خانه هایمان بازگرداند تا سالم و تندرست در آنجا بنشینیم، قبل از اینکه درد و  بیماری ما را به ناچار خانه نشین کند....  ما را به خانه بازگرداند تا وقتی که هنوز از نعمت سلامتی برخوردار هستیم و توش و توان و اندک امیدی برای مان باقی مانده است، از بودن با خانواده و فرزندانمان لذت ببریم .

 -خداوند همگی ما را به غارها بازگرداند: تک تک افراد، خانواده‌ها، جوامع، مؤسسات، جنبش ها و حکومت ها. نه برای اینکه به غار(خانه) برویم و در آنجا صدها سال بخوابیم؛ بلکه برای این مهم که وظایفی را که در خانه هایمان برعهده داشتیم، انجام بدهیم تا برای زندگی دوباره آماده شویم.

بیایید به خودمان بازگردیم. خداوند ما را در خانه هایمان حبس کرده است تا به خودمان بازگردیم .در تصورات و موضع گیری های خود و روشی که در پیش گرفته‌ایم بازنگری کنیم و با خود عهدی تازه کنیم و خود را از شکست و عاملان آن برهانیم. با توبه کردن، مجددا ایمان بیاوریم و برای روز قیامت خود را آماده کنیم.

 ابن عطا فرموده است: هیچ چیزی مانند عزلتی که انسان در آن وارد میدان های فکر و اندیشه می شود، به قلب انسان سود نرسانده است.

 - خداوند ما را در خانه هایمان حبس کرد تا رحمت خداوند را در آن لمس کنیم. همانطور که در سوره کهف به اصحاب کهف فرمود: وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّـهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا : «و چون از آنها و از آنچه كه جز خدا مى‌پرستند كناره گرفتيد، پس به غار پناه جوييد، تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگستراند و براى شما در كارتان گشايشى فراهم سازد.»( کهف/ 15)


پس بیایید با آخرین رسالت آسمانی روی زمین، تجدید عهد و پیمان کنیم و با نگاهی دیگر در آن بیندیشیم : وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ  : «و آنچه را كه از كتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان.»( کهف/27)


- بیایید روابط خود را از سر بگیریم و اختلافات را فراموش کنیم و روابطمان را استحکام ببخشیم: وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا : «و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‌خوانند [و] خشنودى او را مى‌خواهند، شكيبايى پيشه كن، و دو ديده‌ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى، و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‌ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس‌] كارش بر زياده‌روى است، اطاعت مكن.»( کهف/28)

به قلب های زنگ زده، نفْس های سست و درمانده، ذهن های پریشان، چشم‌های آشفته و گوش های خسته، ذکر و یاد خداوند را بازگردانیم: وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَـٰذَا رَشَدًا  : « و هرگاه[ حاکمیت مشیّت الهی را بر امور جهان] فراموش كردى، پروردگارت را ياد كن و بگو: اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديكتر از اين به صواب است، هدايت كند.»( كهف/24)

 باید یقین حاصل کنیم که آینده نگری و پیش بینی  آن بدون در نظر داشتن مشیت الهی و توکل بر او امکان پذیر نخواهد بود: وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا * إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّـهُ : « و هرگز [ بی آنکه روی مشیّت الهی حساب کنی] در باره هیچ کاری مگو که فردا حتما انجام خواهم داد [ بلکه بگو :] مگر خدا بخواهد» (كهف/24)

بیایید تا به نعمت هایی که خداوند به ما ارزانی داشته است بیندیشیم و لطف او را شکر گزار باشیم و قدردان منّت بزرگی که بر ما نهاده، باشیم و همه با هم تلاوت کنیم:  مَا شَاءَ اللَّـهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّـهِ  :« هر چه خدا خواهد[ همان شود] وهیچ نیرویی جز به یاری خدا نیست.» ( کهف/39)

- خداوند متعال ما را به غار بازگرداند تا با موسی و خضر علیه السلام بیاموزیم که در تمامی حرکات و سکنات این جهان، مرگ و زندگی، بخشش و محرومیتی که در آن است، حکمتی نهفته است.

ذوالقرنین و اختیاراتی که داشت را بنگریم و با قوانین و سنت های جاری الهی در جهان هستی آشنا شویم و آنها را به کار گیریم و برای خیر و صلاح بشریت از آنها استفاده کنیم.

در پایان سوره کهف خداوند این نکته را به ما یادآور می شود که هر کسی از این غارنشینی و خانه‌نشینی نهایت استفاده نکند، اگر یک دفعه خود را متضرر و زیان بار ببیند، نباید تعجب کند؛ چرا که به هشدار پروردگارش گوش نداده است که می فرماید: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ؟ : بگو: آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم؟

الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا  

  [آنها] کساني‌اند که تلاش‌هایشان در [راستای اهداف مادّی] زندگی دنیا، گم [ و گور]  شده و با این حال مي‌پندارند بهترین کار را هم مي‌کنند. 

 أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا  

آنها همان کساني‌اند که آیات پروردگارشان و لقای او را [در عمر دنیائی] انکار کردند، در نتیجه تلاششان تباه شده است. پس روز قیامت وزنی [=ارزشی] برای آنها قائل نمي‌شويم.

ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا  

این است جزای ایشان؛ دوزخ! به خاطر آنچه انکار کردند و آیات من و فرستادگانم را به ریشخند گرفتند.( کهف /103-106)

امتیاز شما: هیچ میانگین امتیاز: 5 (از 1 رای)