مرسی رفت و شرافت و انسانیتش ماند

نویسنده: 
عادل شماخ
ترجمه: 
احمد حسنی
مرسی رفت و شرافت و انسانیتش ماند
محمد مرسی همانند بسیاری از بزرگانی که پس وفات قدرو منزلتشان شناخته می‌شود از دنیا رفت. دلاور مردی که ندای پروردگارش را لبیک گفت و با عزت و کرامت تمام از دیار فانی رخت بربست. در حالی نفسهای آخرش را کشید که در زنجیر یاغیان و پاسبابان بیرحم در بند بود اما باعزت و سربلند و آزاد رفت. 
این چه مرگ باشکوهی بود ای مجاهد نستوه! در میان مکاران و دسیسه‌چینانی جان سپردی که هیچ رحم و شفقتی به انسانیت ندارند. این ردای شهادت بر بالایت مبارک باد؛
خداوند خواست تا خائنان و باطلگرایان خوار شوند و دنیا بداند که مردانگی همچنان باقی است و در امت محمد ریشه‌دار است. در این امت مجاهدانی وجود دارند که بر سر عهد و پیمان خود بردبار و شکیبا می‌مانند و محمد مرسی یکی از آنان بود. از هر سوی که به او بنگری و صفحه‌ی زندگی‌اش را زیر و رو کنی جز امانت و پاکی و اخلاص و وفاداری و پاکدستی و پاکدلی و استقامت نمی‌بینی حتی در بحبوحه‌ی حوادث و در اوج بحران و وسط توطئه‌ها... او یک مرد به معنای کامل کلمه بود؛ هیچ گاه ناامید اندوهگین نشد آن‌گونه رهبران و سیاستمدارن می‌شوند. بر سر هیچ چیز چانه نزد و هیچ گاه تسلیم نشد بلکه تا لحظه‌ی وفات پایمردی کرد. نمی‌دانیم در زندان چه بر سرش آمده است؟
ای شهید راه حق! راستی در زندان با تو چه کردند؟ این را می‌دانیم که شش سال تو را به تنهایی حبس کردند و از قرآن و درمان محروم ساختند. به زندانبانان هشدار دادند که با تو سخن نگویند و برای کشتنت برنامه‌ریزی کردند. به گمان آن که تسلیم می‌شوی و نقض پیمان می‌کنی و با آنان وارد زد و بندهای محرمانه می‌شوی اما روزگار طولانی شد و پریشانی دشمنانت هر روز بیشتر... تو ثابت کردی که کوهی هستی که با طوفان‌ها از جای نمی‌جنبی! 
مرسی سرافراز مُرد و راز زندگی‌اش را با خود برد؛ امیدوار بودیم روزی این راز را فاش کند. دوست داشتیم بدانیم از دست ظالمان چه کشیده است اما او رفت؛ او با اجر و پاداش کامل رفت بدون نگرانی و درماندگی و بدون التماس از قاتلان. با دلی سرشار از ایمان و هیبتی باشکوه رفت. برای ما آثاری بر جای گذاشت که قابل برآورد نیست. راست قامت رفت و خداوند ظالمین را با او خوار و رسوا ساخت. اجازه نداد ظالمان او را تسخیر کنند. به این ترتیب به نسلهای پس از خود آموخت که کرامت و شرف جز با فداکاری به دست نمی‌آید و کسانی که تسلیم می‌شوند یا کوتاهی می‌کنند یا به حساب دین و میهن معامله می‌کنند در پیشگاه خدا عذری نخواهند داشت. 
ای شهید راه حق! من به تو عذر و پورش بدهکارم زیرا طی دو باری که تو را دیدم به خوبی تو را نشناختم. باری با یکی از دوستان نزدیکت که تو را به خوبی نشناخته بود برخورد کردم وقتی گفت تو تسلیم شده‌ای باور کردم؛ وقتی دیدم با فشارهایی روبرو هستی که بشر توان تحملش را ندارد باور کردم و عذرت را خواستم و به آن دوست گفتم: حق دارد تسلیم شود همه او را رها کردند. سپس برایم آشکار شد که تو یک مرد به معنای کامل کلمه هستی. آن گاه به کتابهای سیره و تاریخ مراجعه کردم و حکایت دلیرمردان پیش از تو را خواندم که چگونه تا پای جان ثابت قدم ماندند و عقب ننشستند. مجاهدت کردند و شکیبا ماندند. خداوند تو را با پیامبران و صدیقین و شهدا و صالحین محشور فرماید ای محبوب دلها. 
به سوی پروردگارت بازگشتی و ما همگان شاهدیم که امانت را ادا کردی و شکیبا و پابرجا بودی؛ از میهنت دفاع کردی و انواع آزار و شکنجه را به جان خریدی. آنچه را می‌دانیم و نمی‌دانیم دیدی و کشیدی. مردم را به سوی پروردگارشان هدایت کردی؛ برخی پذیرفتند و برخی آزارت دادند. عزم و همت پیشه کردی و امین و دیندار ماندی. صالحین را ارج نهادی و قدر و منزلتشان را شناختی و آنان اکنون در شرق و غرب این کرهی خاکی به صداقت تو شهادت می‌دهند و از رفتنت اندوه می‌خورند. اما سرنوشت خدا را چه می‌شود کرد؟
تاریخ با بهترین صفات از تو یاد خواهد کرد که تو خواستار شهادت بودی و به آن دست یافتی. روحت را در کفه‌ی اخلاص گذاشتی و در راه دین و میهنت فدا کردی. جانت را فدای راه حاکمیت قانون و مشروعیت قرار دادی و چنین هم شد. تاریخ به یاد خواهد داشت که تو یکی از مردم عادی بودی با آنان همدل بودی در خیابانها تو را می‌دیدند و به تو سلام می‌کردند؛ در مسجد با تو نماز می‌خواندند؛ هیچ چیز را از آنان پنهان نکردی و هیچ‌گاه با آنان از در فریب در نیامدی؛ هرگز آنان را نفروختی و بر ضدشان توطئه نکردی؛ تاریخ به یاد خواهد داشت که ظالمان از مردهی تو هم وحشت داشتند همان گونه از زنده‌ی تو می‌ترسیدند و در هراس بودند. به همین خاطر مخفیانه دفنت کردند و اجازه ندادند کسی جز فرزندانت بر جنازه‌ات حاضر شود. وضعیت اضطراری اعلام کردند و همه جا را امنیتی کردند تا این‌که پیکر پاکت هم‌‌آغوش خاک گردید. امید است که در جوار پیامبران و در منازل صدیقین باشی ای مجاهد بزرگ... خدایا خونش را مایه‌ی لعنت ظالمان قرار ده؛ مرگش را بلاگردان امتش ساز و نیرنگ ظالمان را از آنان دفع بفرما. قبرش را خرم و شاداب گردان و منزل بهشتی‌اش را برایش نمایان کن و بر بستگان و بازماندگانش صبر و بردباری و اجر و پاداش نیک عنایت فرما!
بدون امتیاز