«کلیشه سازی رسانه‌ای» و جفاهایی که ناخواسته مرتکب می‌شویم

«کلیشه سازی رسانه‌ای» و جفاهایی که ناخواسته مرتکب می‌شویم

 سیستان و بلوچستان؛ آنچه فکر می‌کنیم و آنچه هست

کلیشه سازی به‌عنوان یکی از فنون خلق پیام رسانه‌ای است که بر اساس آن اگر رسانه یا رسانه‌ها در بازنمایی واقعیت به شکل خاص اصرار بورزند، در طول زمان و به کلیشه تبدیل خواهد شد.

تعریف کلی کلیشه در رسانه‌های خبری؛ بازنمایی ناقص، نادرست یا منفی از موضوع خاصی، باهدف غایی، دست‌کاری در افکار عمومی و سمت‌وسو دادن به آن است. به‌بیان‌دیگر رسانه راه‌های مجسم کردن گروه، طیف، قومیت، نژاد یا مذهب و…. را به ما می‌آموزد. کلیشه سازی نوعی بازنمایی است که در آن هر بار به یاد فرد یا گروه و… می‌افتیم بلافاصله کلیشه ساخته‌شده توسط رسانه‌ها در ذهنمان تداعی می‌شود.

البته کلیشه سازی، فرایندی دائمی و ضروری در ذهن انسان است. زیرا جهان پیرامون ما بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از آن است که بتوانیم به‌تنهایی نسبت به‌تمامی مسائل، اتفاقات و شگفتی‌هایش اطلاعات کسب کنیم. همه‌ی ما به‌طور روزانه با حجم زیادی از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده مواجه می‌شویم که حاصل دیده‌ها و شنیده‌های دیگران است.

نکته قابل‌توجه در شکل‌گیری کلیشه، عنصر «تکرار» است. تکرار باعث می‌شود گیرنده پیام به‌طور ناخودآگاه دست به تعمیم بزند. «تعمیم در ذهن مخاطب، هدف اصلی رسانه در کلیشه سازی است». روشن است همه افراد یک گروه، مثلاً ایرانی‌ها یا پزشکان، یک‌گونه نیستند، ولی رسانه‌ها با تکرار و ایجاد تعمیم در ذهن مخاطب، همه اعضای یک جمع را به یک‌گونه در ذهن گیرندگان پیام، قالب می‌زنند.

اریک ژیویان روان‌پزشک و مدیر پروژه‌های ارتباطی دانشگاه هاروارد معتقد است، همه‌ی انسان‌ها نیاز دارند در ذهن خود طرح‌واره‌ها و تصاویری را نسبت به اشیاء، افراد و حتی موقعیت‌های جغرافیایی گوناگون ترسیم کنند، این کار کمک می‌کند تا افراد احساس کنند در زمینه‌های مختلف قابلیت سخنرانی و نظر دهی دارند و جهان اطراف خود را به‌خوبی می‌شناسند. با توجه به آن‌که عمده اطلاعات لازم برای خلق این طرح‌ها و تصاویر در هر فرد از طریق رسانه‌ها به دست می‌آید، بنابراین طبیعی است که ذهن ما مرتب در دام کلیشه‌های رسانه‌ها بیفتد. (پاک‌سرشت ۱۳۹۳)

البته کلیشه‌های رسانه‌ای مثبت و منفی هستند. کلیشه‌های مثبت همچون احترام به افراد، وطن‌پرستی و …. و کلیشه‌های منفی رسانه‌ای همچون تروریست بودن مسلمانان یا بی‌فرهنگ خواندن یک ملت و ….. اما نکته دارای اهمیت مواجهه انتقادی با کلیشه‌ها و پرسشگری از صحت و دقت آن‌ها است.

آنچه باعث شد به کلیشه و اقسام آن بپردازم سفر اخیرم به استان سیستان و بلوچستان و معاشرت با مردمی بود که از کلیشه ساخته‌شده توسط رسانه‌ها درباره استان، لباس و جغرافیای خود گله داشتند. واقعیت این است ذهنیت بسیاری از مردم درباره قومیت‌ها و مناطق جغرافیایی ایران و جهان ردی از بازنمایی آن‌ها در رسانه‌ها دارد.

کلیشه ساخته‌شده از بلوچ‌ها در آثار سینمایی و تلویزیونی ما چگونه است؟ سهم استان سیستان و بلوچستان در اخبار سراسر و برنامه‌های مستند و آموزشی چه میزان و به چه ترتیب است؟ آیا رسانه ملی و اساساً رسانه‌های کشور جز اخبار انجام عملیات انتحاری و تروریستی، گروگان‌گیری سربازان و مرزبانان و …. تصویر دیگری از این استان به افکار عمومی مخابره کرده است؟ آیا کلیشه ناز بخشی از جغرافیای ایران در رسانه‌های جریان اصلی تبعیض‌آمیز نبوده است؟ چقدر این کلیشه موجب کاهش گردشگری و تعامل سازنده با مردم این منطقه شده است؟

واقعیت این است همه رسانه‌ها در ساختن کلیشه ناامنی، فقر، ترس و…. از استان سیستان و بلوچستان نقش داشته‌اند. شاید وقت آن باشد که با تغییر در رویکرد و استراتژی رسانه‌ای، به ارائه تصویری دقیق و حساب‌شده‌تری از سیستان و بلوچستان پرداخته شود. لازم است رسانه‌ها تنها بر ارزش خبری «تضاد و درگیری» تمرکز نکرده و در تولیدات رسانه‌ای خود به زیبایی‌های طبیعی ویژه این استان، صنایع‌دستی زیبا، غذاها و سبک زندگی متفاوت، جایگاه ویژه ادبیات در بین مردم این منطقه و …. بپردازند.

سیستان و بلوچستان را همه‌جانبه ببینیم و منعکس کنیم. کلیشه‌ای که از این منطقه در افکار عمومی ساخته‌ایم جفا در حق فرهنگ و سنن فاخر این منطقه و مردمان مهربانش است.

بدون امتیاز

.:: جدیدترین ::.

نقش مسجد در دعوت عمومی دین و دعوت (1398/01/28)