مقاصد شریعت از دیدگاه اصولیون قدیم و پژوهشگران معاصر

مقاصد شریعت از دیدگاه اصولیون قدیم و پژوهشگران معاصر

چکیده

مقاصد شریعت از جمله موضوعات مهمّی است که در علم اصول فقه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. چون شارع مقدّس به خاطر حفظ این مقاصد شریعتش را نازل کرده است؛ پس فقیهان مسلمان باید احاطه‌ی کافی بر آن داشته باشند. 

فقهای قدیم کما بیش این موضوع را مورد توجّه قرار داده و تقسیم بندی‌های گوناگون برای آن به‌دست داده‌اند. آنان در پژوهش‌‌هایشان بیشتر به عقاید، مسائل بنیادین دین و امور دنیوی توجّه نموده‌اند. ولی پژوهشگران معاصر بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی و شرایط کنونی جهان اسلام، دیدگاه فراختری به این مهمّ دارند. گزافه نیست اگر ادّعا کنیم  که آنان مقاصد شریعت را براساس نیازهای دنیای معاصر، بومی نموده‌اند. 

نگارنده دراین نوشتار براساس روش توصیفی-تحلیلی ضمن تعریف کلّی از مقاصد شریعت و بررسی دیدگاه فقهای قدیم و معاصر به این نتیجه رسید که مقاصد شریعت توسعه‌پذیر‌اند و سیر تکاملی خویش را در درازنای تاریخ طی نموده‌اند و می‌توان گفت این بخش از اصول فقه اسلامی یک فرآیند است و در آینده براساس نیازهای جامعه، تقسیم بندی‌های جدیدتری به خود خواهد دید و مرحله به مرحله جزئی‌تر خواهد شد. 

مقدّمه  

بدون تردید علم مقاصد شریعت اسلامی یکی از دقیق‌ترین علم‌هاست و کسی که از درجه‌ی علمی بالایی برخوردار نباشد هرگز نخواهد توانست در این دریای بی‌کران ماهیگیری کند؛ بنابراین عالم مقاصد شریعت باید دارای ذهنی دقیق و فهمی نافذ باشد؛ چرا که این علم به درک فقه اسلامی کمک شایانی می‌نماید. 

احاطه‌ی بر فقه اولویات، تشخیص بین مسائل جزئی و کلّی فقهی، ثوابت و متغیّرات، ضروریات و غیر ضروریات از جمله عواملی هستند که باید فقیه مقاصد شریعت از آنان برخوردار باشد؛ بر همین اساس همواره، فقهای تراز اوّل به این موضوع پرداخته‌اند می‌توان به عالمان زیر اشاره کرد: 

 امام عز بن عبدالسلام در کتاب «قواعد الأحکام فی مصالح الأنام»، امام محمّد غزالی توسی در کتاب «المستصفی فی اصول الفقه» و ابواسحاق شاطبی اندلسی در کتاب «الموافقات» و «الإعتصام» به مبحث مقاصد پرداخته‌اند. امّا پژوهشگران معاصر براساس یافته‌های گذشتگان این مبحث را غنای بیشتری بخشیده‌اند و کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری در این زمینه، به رشته‌ی تحریر در آورده‌اند از جمله: 

علال الفاسی مراکشی در کتاب «مقاصد الشریعة الإسلامیة ومکارمها»، احمد الریسونی در کتاب «نظرية المقاصد عند الإمام شاطبی»، شاه ولی‌الله دهلوی در کتاب «اسرار شریعت» و...... 

بنابر این پرسشهایی نظیر: «آیا مقاصد شریعت جزئی هستند یا کلّی‌اند؟ آیا مقاصد شریعت به مرحله‌ی تکامل خود رسیده‌اند یا خیر همواره باید فرآیند تکامل خویش را طی نمایند؟ آینده‌ی مقاصد شریعت به کجا می‌رسد؟» همواره ذهن نگارنده را به خود مشغول نموده است. 

برای پاسخ به این پرسش‌ها، پاره‌ای از نظریّات فقهیان قدیم و معاصر که مورد توجّه خاصّ  اهل علم است، مورد واکاوی، بررسی و تحلیل قرار می‌گیرند.

 

تعریف مقاصد

مقاصد در لغت از اصل «قَصَدَ» و جایگاهش در کلام عرب به معنی عزم کردن و توجّه نمودن و برخاستن بسوی چیزی است مثلاَ می‌گویید: «قَصَدتُّ الشّیءَ لهُ و إلیه قَصداً» یعنی عین آن را طلب کردم.

مقاصد در اصطلاح: 

ما در میان متقدّمین اصولیون و فقیهان تعریفی برای مقاصد نمی‌یابیم. شاطبی از جمله اوّلین افرادی به شمار می‌آید که در زمینه‌ی مقاصد شریعت، دست به تألیف کتاب برده است؛ ولی وی نیز تعریف مستقلّ و جامعی از مقاصد ارائه نداده است و پس از ایشان شیخ محمّد طاهر ابن عاشور دوّمین فرد بارزی است که در زمینه‌ی مقاصد شریعت تألیف کرد. او در تعریف آن می‌گوید: 

 «مقاصد عمومی شریعت عبارت از معانی و حکمت‌های ملاحظه شده از سوی شارع در تمامی اصول تشریع یا بیشتر آن‌هاست.» 

شیخ علی ونیس در رساله‌ي «بحث فی علم مقاصد الشریعة» بعد از ایراد تعاریف مختلف از مقاصد شریعت این‌چنین نتیجه‌گیری کرده است: 

 «می‌شود از آن تعاریف چنین خلاصه و نتیجه‌گیری کرد که مراد از مقاصد شریعت معانی بلند و حکمت‌های نیکو و اهداف پسندیده است که شارع تحقّق آن‌ها و رسیدن به آن‌ها را از نصوص وارده در زمینه‌ی آن‌ها یا احکام تشریعی فرود آمده برای بندگانش در نظر گرفته است.» 

فواید و اهمّیّت علم مقاصد شریعت

علم مقاصد شریعت فواید بسیاری دارد که آن‌ها را در پنج مورد جمع‌بندی و خلاصه می‌نماییم: 

۱-علم مقاصد شریعت مشیر به وجود کمال در تشریع و احکام اسلامی است. 

۲-علم مقاصد شریعت مفید معرفت مراتب مصالح و مفاسد و در حیات اعمال در شریعت و واقع است و اهمّیّت این امر به هنگام موازنه‌ی بین اعمال مشخّص می‌گردد. 

۳-علم مقاصد شریعت در زمینه‌ی تجاوز کردن احکام از اصول به فروع و از کلّیّات به جزئیّات و از قواعد به تعریفات مفید است. 

۴-علم مقاصد شریعت باعث می‌شود که نفس انسان اطمینان بیشتری به احکام و شریعت اسلامی پیدا کند. 

۵-استفاده از مقاصد شریعت در زمینه‌ی تعارض یا ترجیح بین ادلّه مطلوب است بدین‌معنا که فرد مجتهد با استفاده از مقاصد شریعت بهتر می‌تواند این مسئله را تشخیص دهد که دلیلی که بدان استناد کرده مناسب بوده یا نیست. 

شروط معتبر در مقاصد شریعت: 

طاهر بن عاشور پس از تعمّق فراوان در شروط معتبر برای مقاصد شریعت، آن‌ها را در چهار شرط اصلی خلاصه نموده است که عبارتند از ظهور، ثبوت، انضباط و اطراد. 

ظهور: بدین معناست که مقصد واضح باشد. 

ثبوت: یعنی این‌که تحقّق این معانی امری قطعی یا ظنّی نزدیک به یقین باشد. 

انضباط: به دین معناست که برای مقصد شرعی تعریفی معتبر و اندازه‌ی معیّن وجود داشته باشد که از آن تعدّی نکند. 

اطراد: هم به این معناست که مقصد شریعت با اختلاف احوال و افکار و قبایل و زمانها تغییر پیدا نکند. 

اثبات مبتنی بودن شریعت بر مقاصد: 

ادلّه‌ی قاطع عقلی و نقلی وجود دارند مبنی بر این‌که شریعت مبتنی بر مقاصد است. 

دلیل نقلی: در حدیث رسول‌الله آمده است: «لا ضرر و لا ضرار» در این حدیث که تحمّل ضرر از ناحیه دیگران و زیان رساندن به آن‌ها در احکام شرعی تحریم گردیده، بر این اصل دلالت می‌نماید که زیان به دیگران نرساندن و تحمّل نکردن زیان از مقاصد شریعت اسلامی هستند. 

ابن قیم الجوزیه آورده است قرآن و سنّت مالامال از تعلیل احکام به حِکَم و مصالح هستند. 

اگر این علّت‌ها صد مورد یا دوصد مورد می‌بودند همه‌ی آن‌ها را در این‌جا ذکر می‌کردیم امّا در بیش از هزار موضع به طرق گوناگون ذکر شده‌اند». 

دلیل عقلی: بیضاوی می‌گوید: 

۱- استقراء به معلل بودن احکام شریعت و تحقّق مصالح بندگان در آن‌ها دلالت می‌کند. 

۲- استدلال عقلی: شارع در تشریعش یا مصالح بندگان را رعایت نموده یا ننموده است. در موضوع دوّمی قطعاً باطل است در نتیجه‌ اوّلی به اثبات می‌رسد. 

اقسام ادلّه شرعیه: 

ادلّه‌ی شرعیه بر دو قسم است: 

۱-ادلّه‌ی نصّیّه متّفق علیها: که‌‌ همان کتاب و سنّت می‌باشند. 

یکی از مثال‌های ادلّه‌ی نقلی از کتاب قول خدای تعالی: «و احلّ الله البیع» می‌باشد خدای مهربان مبادلات تجاری را بخاطر مصالح بندگان مشروع نموده است. 

و یکی از ادلّه‌ی نقلی از سنّت فرموده‌ی رسول خدا –صلی الله علیه وآله وسلم- «تناکحوا تناسلوا» می‌باشد و ازدواج هم بخاطر مصالح بندگان و استمرار نوع بشری است. 

۲-ادلّه‌ی اجتهادی مانند اجماع و قیاس

یکی از مثال‌های اجماع اتّفاق علما بر این‌که تحریم ربا بخاطر علّت است و همه‌ی علما بر این باوراند که تحریم ربا معلول به علّت است با این‌که در تعیین علّت تحریم آن اختلاف دارند و یکی از مثال‌های قیاس تحریم سیگار به علّت زیان دیدن و زیان رساندن است که در شریعت اسلام ممنوع است و این علّت مورد قبول و اتّفاق علما است. و چون در این عصر ضرر و اضرار سیگار از راه علم ثابت شده است، تحریم آن مشمول این علّت و قاعده است. 

طبقه‌بندی مقاصد شریعت: 

نظر به این‌که مقاصد شرعی برای فهم و تفهیم احکام شرعی و ساده کردن آن‌ها است و مصالح و منافع انسان را تأمین و مضارّ و مفاسد را از آن دور می‌کند، مورد عنایت خاصّ علمای اصول قرار گرفته‌اند به لحاظ میزان نیاز انسان به آن‌ها عالمان آن‌ها را به سه پاره، تقسیم و به صورت زیر ترتیب داده‌اند: 

۱- مقاصد ضروریات ۲- مقاصد حاجیات ۳- تحسینیات

حصر مقاصد در سه بخش با اجتهاد و از طریق دلیل عقلی که‌‌ همان استقراء است به دست آمده است و مطالعه‌ی نصوص شرعی از یک طرف و تحقیق و برّرسی مصالح انسانی از طرف دیگر در این استقرا مورد توجّه بوده است و بعضی آن‌ها را به مصالح سه‌گانه تعبیر نموده‌اند. 

الف- ضروریات: 

مقاصد یا مصالح ضروری در احکام شرعی عبارت از مقاصد مصالح و ارزش‌هایی هستند که ادامه حیات دینی و دنیای انسان‌ها به گونه‌ای به تحقّق آن‌ها بستگی دارد زیرا در صورت فقدان و عدم تحقّق آن ارزش‌ها و مقاصد حیات انسانی نیز مختل شده و به نابودی کامل مواجه می‌گردد. این نوع ارزش‌ها و مقاصد راکه بسیاری از احکام شریعت اسلامی، جهت تحقیق و تأمین آن‌ها مشروع گردیده است به نام «کلّیّات پنجگانه‌ی حیات انسانی» یاد می‌کنند که عبارتند از: حفظ نفس، دین، عقل و نسل و مال. 

فقیه و اصولدان مصری، احمد قرافی(متوفای684 هـ) اضافه کردن قسم ششم را از بعضی علما نقل کرده است که عبارت است از حفظ عِرض و ابن السبکی نیز آن را نقل کرده است و شوکانی هم از آن دفاع کرده است و بجاست که قسم ششم به آن اقسام اضافه شود و چون عادت عقلا این است نفس و مال برای دفاع از اعراض بخت می‌کنند و آن‌چه که یک چیز ضروری فدای دفاع آن شود آن چیز به ضرورت اولاتر است. 

برای محافظت از ضروریات شریعت حدودی را تعیین کرده است. برای نمونه قصاص برای حفظ نفس و حدّ زنا برای حفظ نسل و حد سرقت برای حفظ مال، حد قذف برای حفظ عرض و... را می‌توان نام برد. 

تاج‌الدّین سبکی(متوفای ٧٧١ هـ) از امام غزالی نقل می‌کند که محال است دین و شریعت بدون در نظر گرفتن این مصالح وجود داشته باشد و این‌که این مقاصد جزئی از شرع است با ادلّه‌ی غیر قابل حصر ثابت شده است. 

توضیحی در مورد ضروریات ششگانه: 

1.دین در اصطلاح برنامه‌ی خدا برای بشریّت و افراد عاقل است که برای خوشبختی در دنیا و آخرت آن را انتخاب می‌کنند و در این مقصود دین، اسلام است. خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «إنَّ الدّین عندالله الإسلام». 

2.نفس: مقصود از نفس در این‌جا جان کسی است که با قتل و جنایات آلوده نشده است و بر سرشت پاک خود مانده است. 

3.عقل: که آن عبارت است از نیرو و خاصیتی که انسان را از ارتکاب قول و فعل مذموم و قبیح باز می‌دارد و شریعت با قوانین مخصوص از آن حفاظت می‌کند. 

4.نسب و نسل: که شریعت برای حفظ و استمرار آن انسان را به ازدواج و نکاح ترغیب کرده است. 

5.مال: حال در نظر شرع اسلام شریان حیاتی است و تأمین بسیاری از مصالح به آن وابسته است و حتّی در بعضی از آیات اموال را بر جان‌ها مقدّم داشته است. 

6.عِرض: بیش از یک معنا دارد که عبارت است از: «جسم، حسب و نسب و آبرو و ناموس انسان خواه مال خود یا گذشتگان یا وابستگان و یا افراد تحت تکفّل باشد. 

ب) مفهوم حاجیات: 

امام الحرمین جوینی(متوفای ٤٧٨ هـ) می‌گوید: چیزهایی که مورد نیاز عموم است و میزان نیاز به آن‌ها به اندازه‌ی ضروریات نیست. 

این نوع مصالح یا مقاصد تشریع عبارت از‌‌ همان نوع ارزش‌ها و اهدافی هستند که انسان‌ها در راستای رفع مشقّت از زندگی عملیشان، نیازمند تحقّق آن‌ها هستند. فقدان یاعدم تحقّق آن‌ها، اگرچه زندگی عملی انسان‌ها را به اندازه‌ی فقدان مصالح یا مقاصد ضروری، متضرّر نمی‌سازد، امّا انسان‌ها را عملاَ با مشقت‌ها و مشکلات مواجه می‌نماید. بدین ترتیب مقاصد یا مصالح از این نوع، شامل تمام عوامل و اسباب رفع حرج و مشقّت، عوامل و اسباب تخفیف در تکالیف، و بالاخره اسباب آسان‌سازی در تعامل و زندگی، می‌باشد. گستره‌ی این نوع از مقاصد، عبادات، معاملات، و جنایات است و به اصلی و فرعی تقسیم می‌شود. 

امام شاطبی می‌گوید: هیچ عاقلی شک ندارد که این امور مکمّل ضروریات هستند و خادم آن‌ها هستند. 

ج- تحسینیات: 

این نوع مقاصد یا مصالح‌‌ ارزش‌هایی هستند که در بخش‌های مختلف زندگی، مورد پسند عقل سلیم انسانی بوده و مقتضای مروت و انسانیّت‌اند. مرکز تجمّع آن‌ها عمدتاً بخش مکارم اخلاقی و رعایت روش‌های پسندیده در بخش عبادات و معاملات هستند. فقدان و عدم تحقّق این‌گونه ارزش‌ها اگر چه زندگی عملی بشر را در حد  فقدان یا عدم تحقّق مقاصد یا مصالح از نوع ضروری و احتیاجی گرفتار چالش و خطر نمی‌سازد امّا حیات انسانی را از رفتار سازگار با فطرت سلیم و عادات کریمه انسانی دور می‌نماید. قلمرو تحسینیات نیز عبارات معاملات و جنایات است که به اصلی و تکمیلی قابل تقسیم است. 

از آنچه گذشت بدست می‌آید که ضروریات در صدر مقاصد ‌شریعت قرار دارند؛ زیرا با فقدان آن نظم و امنیّت  در زندگی بشر درهم ریخته و بی‌نظمی گسترش می‌یابد. حاجیات، در رتبه‌ی دوّم قرار دارد؛ چون با نبود آن افراد و جامعه در مشقّت و سختی قرار می‌گیرند و در مقام سوّم، تحسینیات قرار دارد که نبود آن، خلل در نظم و امنیّت وارد نکرده، امّا فقدان آن سبب می‌شود تا آنچه در عقل نکو می‌پندارد از دست رفته و از کمالات انسانی دور شود. در نتیجه، اگر در اجرای حکمی تحسینی خللی در حکم حاجیات وارد کند و حاجیات ضرر به حکمی از ضروریات وارد سازد، اجرا نمی‌گردند. در واقع ضروریات در هر صورت بر آن دو، در اجرا کردن مقدّم است. 

یکی از مباحثی مهمّ و ارزشمند که همواره توجه پژوهشگران اندیشه مقاصدی را به خود جلب کرده است، مسأله‌ی بازنگری در شمار مقاصد پنج‌گانه مشهور است. غزالی(متوفای ۵۰۵هـ)، و فخر رازی (متوفای۶۰۶ هـ)، شمار این اصول ضروری شریعت را در پنج مقصد دسته‌بندی کرده‏اند؛ ولی آن‌ها را محصور و محدود به همین پنج مورد، نمی‌دانند؛ امّا آمُدی (متوفاى ۶۲۷هـ)، و به تبع او شاطبی (متوفای۷۹۰ هـ)، این اصول را در پنج مورد محدود کرده‌اند. آمدی، چنین تعلیل کرده است: که وجود مقاصدی ضروری خارج از این موارد پنج‌گانه، عادتاً منتفى است ولی، ابن تیمیه(متوفای ۷۲۸هـ)، اعتقاد به توسعه در مقاصد ‌شریعت داشت. ابن‌فرحون (متوفای ۷۹۹ هـ) نیز، با ابن تیمیه، در توسعه دادن مقاصد، همداستان است. 

احمد ریسونی معتقد است که حصر مقاصد ضروری شریعت در این موارد پنج‌گانه، به رغم شبه اجماعی بودن آن، به بازنگری نیاز دارد؛ زیرا این حصر، بنابر اجتهاد است، و از قدیم نیز مواردی به این مقاصد پنج‌گانه افزوده شده است. اجمالاً مقاصدی که علمای معاصر بر مقاصد پنج‌گانه‌ی مشهور افزوده‌اند عبارت است از: حفظ فطرت، نظام، مساوات، آزادی و عدالت، کرامت، حق، امنیت، وحدت، اخلاق، صلح، شناسایی متقابل و... 

در ادبیات مقاصدی جدید، سه رویکرد متفاوت در بحث مقاصد ضروری وجود دارد: رویکرد نخست، رویکرد ابن عاشور و علال الفاسی است. رویکرد دوّم را احمد ریسونی و طه‌ عبدالرحمن و جمال‌الدین‌ عطیّه، نمایندگی می‌کنند و از رویکرد سوّم، طه ‌جابر‌ العلوانی، طرفدارای می‌نماید که با دو رویکرد پشین متفاوت است. وی، شمار مقاصد را از پنج، به سه مورد تقلیل داده است. این سه مقصد عبارت است از: توحید، تزکیه و عمران (آبادانی). 

1.طاهر بن ‌عاشور (متوفای۱۹۷۳م)، و علال ‌الفاسی (متوفای ۱۹۷۴م)، هردو اندیشمند، به توسعه‌ی مقاصد‌ شرعی و استمرار اجتهادی متناسب با مقاصد شارع، معتقد هستند، تا بتواند مصالح امّت را تحقّق بخشد؛ امّا این دو هیچ‌گاه خواهان بازنگری در اصل حصر پنجگانه مقاصد ضروری نبودند. طاهر بن عاشور، مهم‌ترین مقاصدی که بر می‌شمارد، عبارت است از: حفظ فطرت، نظام، مساوات، آزادی و حقوق مردم. علال ‌الفاسی متفکّر  اسلام‌گرای مغربی نیز، همانند ابن عاشور،‌‌ همان مقاصد یاد شده را به شمار مقاصد ‌شریعت می‌افزاید. 

2.احمد الریسونی، طه ‌عبدالرحمن، و جمال‌الدین‌ عطیّه، هر سه متفکر یاد شده؛ با بازبینی مقاصد ‌شریعت در قدیم، به بازتولید مقاصد جدید، افزون به مقاصد ضروری پنج‌گانه‌اند. احمد ‌ریسونی، خواهان بازنگری در «مبدأ حصر پنج‌گانه» مقاصد ضروری است، و طه‌ عبدالرحمن، نسبت به این مبدأ متعرض است، و جمال‌الدین‌ عطیّه، به اقدامی نظری در بازنگری در مبدأ یاد شده، دست زده است. ریسونی، تنها به دعوت به بازنگری در مقاصد پنج‌گانه‌ي ضروری اکتفا ورزیده و آن را تنها مسئله‌ای اجتهادی دانسته و متمرکز شده که نباید مقاصد دیگری را که اهمّیّتی کمتر از مقاصد ضروری پنج‌گانه ندارند، نادیده بگیریم. وی، به نظر احمد خملیشی اشاره می‌کند که عدالت و حقوق فرد را در ضمن مقاصد ضروری شریعت قرار داده است. امّا جمال‌الدین ‌عطیّه، اصل حصر پنج‌گانه مقاصد را مورد بازنگری قرار داده، از مقاصد پنج‌گانه به حوزه‌های چهارگانه منتقل شده است. وی، چهار‌حوزه را برای مقاصد، تعریف می‌کند: حوزه‌هاي فرد، خانواده و امّت اسلام و حوزه‌ی کل بشریت. در واقع، وی شمار مقاصد را به ۲۴ می‌‌رساند. شیخ‌ محمّد غزالی و یوسف قرضاوی، به دلیل مهم دانستن عدالت، برابری، آزادی، حقوق‌اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به آن‌ها، به عنوان مقاصد ‌شریعت، اشاره کرده‏اند. 

3.طه جابر العلوانی، رویکرد متفاوت از دو رویکرد یاد شده دارد. وی، به جای آنکه چیزی بر مقاصد ‌شریعت بیفزاید، آن را، به سه مقصد اساسی کاهش داده است. وی، در کتاب «مقاصد الشریعة»، «نظریّه‌ی مقاصد ‌شریعت» را تأسیس کرده است. این سه مقصد اساسی عبارت است از: توحید، تزکیه و آبادانی. 

به‌نظر می‌رسد که مقاصد شریعت را به «تعمیر» که مقصدی کلّی که ناظر و شامل همه‌ی مقاصد است می‌توان فروکاست؛ چون هدف از ایجاد هستی و نزول وحی الهی تعمیر و آبادانی آفاق و انفس است که همه‌ی مقاصد شریعت را دربرمی‌گیرد. پیشنهاد نگارنده این است که پژوهش‌گران و پژوهندگان اصول و فقه، تحقیقات خود را بدون تعصّب و پیشداوری انجام دهند و با توجّه به اهمّیّت علم مقاصد و فقه اولویات جا دارد این علم در صدر رشته‌های علوم انسانی قرار گیرد. به‌نظر می‌رسد یکی از نیازهای عصر حاضر برای دانشمندان و پژوهشگران علم اصول و فقه اهل سنت و امامیّه این است که از نظرات یکدیگر استفاده نموده و با همدیگر تضارب آرا داشته باشند تا به غنای هرچه بیش‌تر این نظریّه مدد رسانند. 

باری، یکی از مباحث مهمّ که در «دانش‌ مقاصد» توجّه طرفداران اندیشه‌ی مقاصدی را به خود جلب کرده است، بازبینی و بازتولید، در شمار مقاصد پنج‌گانه مشهور است. از زمان امام غزالى تاکنون، اهل فن مقاصد ضرورى شریعت را در پنج مقصد طبقه‌بندی کرده‏اند. غزالى و فخر رازى، تعداد این اهداف را برشمردند؛ و آن را محصور به حصر خاصّ نکردند و در مقابل، آمُدى آن را محصور به حصر پنجگانه نموده و بر این باور است که وجود مقصدى ضرورى خارج از این موارد پنج‌گانه، به‌طور عادی منتفى است. شاطبى نیز، به حصر مقاصد در موارد پنج‏گانه یاد شده تصریح کرده‏ است. ابن تیمیه و ابن فرحون متمایل به توسعه در دایره‌ در مقاصد پنجگانه دارند. ابن عاشور بُعد تازه‏اى را در بحث مقاصد ضرورى مورد توجّه قرار داد که بعد اجتماعى آن است. وى یادآور شد که حفظ این کلّیّات یا مقاصد پنج‏گانه، نسبت به افراد امّت و به طریق اولى نسبت به عموم امّت  تفاوت دارد. شیخ محمّد غزالى، دکتر یوسف قرضاوى و احمد خملیشى به عدالت، برابرى، آزادى و حقوق اجتماعى، اقتصادى و سیاسى در ضمن مقاصد اعلاى شریعت اشاره کرده‏اند. احمد ریسونی معتقد است که حصر مقاصد ضروری شریعت در این موارد پنج‌گانه، نیازمند بازنگری و بازتولید است؛ زیرا این حصر، یک امر اجتهادی است و از قدیم نیز مواردی به این مقاصد پنج‌گانه افزوده شده است. به‌طور خلاصه، مقاصدی که علمای معاصر بر مقاصد پنج گانه مشهور افزوده‌اند عبارت است از: حفظ فطرت، نظام، مساوات، آزادی و عدالت، کرامت، حقّ، امنیّت، وحدت، اخلاق، صلح و... 

سخن آخر اینکه می‌توان مقاصد شریعت را به یک مقصد کلّی که ناظر و شامل همه‌ی مقاصد است تقلیل داد و آن‌‌ همان «تعمیر» است چون هدف از ایجاد هستی و نزول وحی، تعمیر آفاق و انفس است که شامل همه‌ی مقاصد شریعت می‌شود.  

منابع: 

-حکیم، محمّد تقی() الاصول العامة للفقه المقارن 

-ابن قيم الجوزية(691 هـ)، إعلام الموقعين عن رب العالمين

-زیدان عبدالکریم، المدخل لدراسة الشریعة الاسلامیة 

-یوسف احمد، محمّد البدوی، مقاصد الشریعة عند ابن تیمیة 

-محمد الغزالي الطوسي، أبو حامد، المستصفی 

-الرَّازي، فخر الدين، المحصول فی علم الاصول 

-إبراهيم بن موسى بن محمد اللخمي الغرناطي الشهير بالشاطبي، الموافقات 

-إبراهيم بن علي بن محمد، ابن فرحون(799 هـ)، تبصرة الحكام في أصول الأقضية ومناهج الأحكام

-نحو تفعیل مقاصد الشریعة: عطیّه جمال الدین 

-الریسونی، احمد(1953) قضایا الإسلامیة معاصرة من اعلام الفکر المقاصدي 

-العلوانی، طه جابر فياض(1935) مقاصد شریعت 

-شیخ علی ونیس، بحث فی علم المقاصد الشریعة 

بدون امتیاز