تغییر را از خودت آغاز کن رفیق!

یک روز زن جوانی دربارۀ همسایه اش ، با یکی از دوستانش که به دیدن او آمده بود مشغول دردِ دل بود و از او شکایت می کرد : « باید ببینی که چقدر بچه ها و خانه اش کثیف هستند . این مایۀ ننگ است که آدم چنین همسایه هایی داشته باشد . یک نگاه به آن لباس ها که روی طناب آویزان کرده اند بینداز ، لکه های سیاه را روی ملافه و حوله ها می بینی؟»

دوست زن جوان به طرف پنجره رفت

و گفت : « عزیزم ، من فکر می کنم که لباس های آنها کاملاً تمیز هستند . این کثیفی از پنجرۀ شماست!»

نکته: اگر شیشۀ پنجره خانه مان را پاک کنیم ، لباس های همسایه تمیزتر به نظر می رسد . اعتقادات و اندیشه ها در حکم عینکی هستند که ما به چشمان خود زده ایم . ما از پشت پنجره و دریچۀ افکارمان به دنیا نگاه می کنیم . لذا آنچه می بینیم نتیجه و بازتاب اندیشه ای است که برای خود انتخاب کرده ایم . زشتی و پلشتی نه در دنیای بیرون که نتیجۀ قضاوت ها و داشته های اعتقادی ماست . اگر آینه را کثیف می بینیم ، به این خاطر است که صورتمان تمیز نیست و انعکاس ناپاکی آن در آینه منعکس می شود . دنیا را نه آن گونه که هست ، لبکه آن گونه که ما هستیم می بینیم . آدم ها را نه آن گونه که هستند ، بلکه آن گونه که هستیم می بینیم . خوبی و بدی هایی را که به اتفاقات زندگی مان نسبت می دهیم ، نتیجۀ اندیشه ها و قضاوت های شخصی ماست . اگر بد نبینیم ، بد نمی بینیم . اغلب به جای تغییر خود ، شغل ، دوستان و همراهانمان را عوض می کنیم . اگر ما بهتر شویم ، دنیا بهتر می شود . اگر ما شادتر شویم ، دنیا را به عنوان مکان شادمانه تری برای زیستن می یابیم . همۀ تغییرات از تغییر اندیشه های ما آغاز می شود . تا ما تغییر نکنیم ، چیزی تغییر نمی کند ، زیرا ، دنیا همانی است که ما فکر می کنیم . همۀ تحولات از ما شروع می شود . اصیل ترین و پایدارترین تغییرات ، تحوّل در اندیشه ها و افکار ماست . و این ، یعنی آزادی ، قدرت ، قدرت و آزادی انتخاب و تسلّط بر سرنوشت و زندگی مان .

مادرم صبحی می گفت :« موسم دلگیری است»

من به او گفتم : «زندگی سیبی است گاز باید زد با پوست»

«سهراب سپهری»

بخش اخبار: 
اصلی