برداشتی علمی از آیات ٦٨ و ٦٩ سوره‌ی مباركه‌ی نحل(زنبور عسل)

برداشتی علمی از آیات ٦٨ و ٦٩ سوره‌ی مباركه‌ی نحل(زنبور عسل)

مقدّمه 

گرچه قرآن کریم كتاب علوم زیستی و دانش فنّی نیست و آیات آن بیشتر جهت اثبات قدرت و حکمت خالق متعال است، ولی در اشاره به تعدادی از پدیده‌ها و مخلوقات، چنان راز و رمز علمی نهفته است كه ذهن و قلب انسان را متحیّر كرده و او را به كنكاش واداشته و از همین طریق راه هدایت و رستگاری او را نشان می‌دهد.

یكی از سوره‌های قرآن كه بیشترین حجم آن به بیان آیات خداوند در طبیعت و مخلوقات او اختصاص یافته است سوره‌ی ‹‹نحل›› یا زنبور عسل است. این سوره از سوره‌های مكّی قرآن كریم و شانزدهمین سوره‌ی آن و دارای ١٢٨ آیه می‌باشد. این سوره طنینی آرام و بدون شتاب دارد و از آیه‌ی نخست آدمی را دعوت به آرامش و عدم عجله و شتابزدگی می‌كند و با بیان آیاتی از آیات خداوند، ذهن انسان را به تفكر و اندیشه واداشته و زمینه را برای نشاندن بذر و نهال ایمان آماده می‌نماید. پرداختن به راز و رمزهای نهفته در یكایك مخلوقات بیان شده در این سوره از حوصله‌ی این نوشته خارج است، اما با توجه به رشته‌ی تخصّصی و علمی و علاقه‌ی وافر به پیچیدگیها و شگفتیهای زندگی زنبور عسل و تحقیقات چندین ساله در زمینه‌های مختلف آن، بسیار مشتاقم گوشه‌ای از دریافتهای خود را از این دریای بی انتها به خوانندگان گرامی عرضه دارم و كام آنان را شیرین كرده تا لحظاتی از دایره‌ی تنگ انسان محوری در آئیم و به ساحت مخلوقاتی دیگر كوچ كرده و از راز و رمزهای خداوند متعال و میزان مهر و محبّتی كه به یكایك آنان دارد، پرده‌های را برداریم. در دو آیه‌ی ٦٨ و٦٩ این سوره اشاراتی بس عمیق و علمی به نحوه زندگی زندگی زنبور عسل و اهمّیّت آن در زندگی انسان شده است.

زنبور عسل یکی از موجودات بسیار مهم و نقش آفرین در روی زمین بوده و با قدمت بیش از ١٥٠ میلیون ساله‌اش خدمت بسیار شایانی به تکامل و بقای چرخه حیات و اکوسیستم نموده است و بدون حضورش چهره طبیعت و تنوع موجودات بسیار متفاوتر و اندکتر از حال می‌بود. یکی از نقشهای بسیار بی بدیل زنبور عسل گرده افشانی گیاهان و درختان است که بدون زنبور عسل بسیاری از این گیاهان تا بحال نسلشان منتقرض شده و از دایره حیات بیرون رفته بودند. از سوی دیگر گرده افشانی گیاهان توسط زنبور عسل چنان اهمیتی در تهیه غذای بشر دارد که ثابت شده است از هر سه لقمه غذای انسان یک لقمه آن وابسته به زنبور عسل است و اگر روزی زنبور عسل از گردونه حیات بیرون رود زمان زیادی طول نخواهد کشید که نسل بشر و سایر موجودات رو به انقراض خواهند نهاد. فراورده‌های زنبور عسل بویژه عسل مورد توجّه انسان بوده و علاوه بر نقش تغذیه‌ای، به عنوان دارو هم مورد استفاده قرار گرفته‌اند و در قرن اخیر تحقیقات بسیار زیادی روی اثرات داروئی عسل، ژله رویال، گرده گل، بره موم و زهر زنبور عسل صورت گرفته است که در تمام آنها نتایج شگفت‌انگیزی بدست آمده است و امروزه این فراورده‌ها بصورت خالص و ترکیبی، در مواد داروئی و آرایشی مورد استفاده قرار گرفته و زنبورداران بهره‌های زیادی از این طریق کسب می‌نمایند. 

 

تفسیر آیات ٦٨ -٦٩ سوره‌ی نحل(زنبور عسل)

سیر آیات سوره‌ی نحل به گونه‌ای است كه ابتدا از اوج آسمان شكل گرفته و به انسان می‌رسند و كم كم موجودات دیگر مطرح می‌شوند و هر جا كه نیازی به بیان آیه‌ای از آیات نهفته در مخلوقات است، موجودی را وسیله‌ی تفكر و اندیشه قرار داده است و این سیر ادامه دارد تا اینكه تقریباً در اواسط سوره (آیه‌ی 68) دوباره به اوج آسمان بر می‌گردد و از واقعه‌ای خبر می‌دهد كه فقط خدا و زنبور عسل و حامل وحی در میان بوده‌اند. خبری كه در رابطه با زنبور عسل از زبان جبرئیل امین به نبی اكرم(ص) می‌رسد. آنجا كه می‌فرماید: «خدای تو به زنبور عسل وحی كرد» گویا مخلوقی انتخاب می‌شود كه به گونه‌ای دیگر با او ارتباط برقرار نماید و او را از سایر حیوانات ممتاز كرده و برای هدفی خاصّ گمارده و از او انتظارات بالاتری دارد. 

 

«وَ أَوْحی‏ رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ‌الْجِبالِ بُیوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یعْرِشُونَ» (٦٨) «ثمَّ کُلی‏ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی‏ سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً یخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیةً لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ»(٦٩)

«وَأَوْحَی'رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ»:«و خدای تو به زنبور عسل وحی كرد». اکثر مفسّران قرآن كریم وحی را در این آیه به معنای الهام غریزی و فطری یاد كرده و از وحی به معنای اخصّ آن ذكری به میان نیاورده‌اند و برای این ادعا هم هیچ دلیل محكمی ارائه ننموده‌اند و تنها استناد آنان این است كه نزول وحی فقط مختص انسان و ملائكه بوده و برای هیچ مخلوق دیگری وحی نازل نشده است كه این استدلال اختصاص به وحی به معنای نزول كتاب و بیان دستورات و قوانین الهی به پیامبران بوده و منافاتی با ارتباط خداوند با مخلوقات خویش نداشته و هیچ عاملی نمی تواند نوع ارتباط خداوند با مخلوقاتش را محدود به یك روش كرده و از روشهای دیگر منع كند. البته علمای تفسیر چون بیشتر در زمینه‌ی نحوه‌ی ارتباط خداوند با انسان تفحص كرده و كمتر به نحوه‌ی ارتباط خداوند با مخلوقات دیگر پرداخته‌اند، لذا تفسیر آنان از این آیه به نوعی در دایره‌ی انسان محور اندیشی انسانها قرار دارد. چرا كه، انسانها به دلیل آنكه در مرکز دایره‌ی خلقت قرار گرفته و اشرف مخلوقات در نظر گرفته شده‌اند، تمام ارتباطات مستقیم و غیر مستقیم خداوند را مختص به خود دانسته و مخلوقات دیگر را بری از این امتیاز می‌دانند و همه موجودات دیگر را مخلوقاتی فاقد قوه‌ی درك و شعور در نظر گرفته و آنها را اسیر قوای شهوانی و غریزی فرض كرده‌اند كه این نحوه‌ی برخورد با مخلوقات خالقی متعال و مقتدر كه ذره‌ای را بی هدف و برنامه خلق نكرده است، شایسته‌ی انسانی مؤمن به قانون خلقت نیست. 

قوه‌ی درك و شعور و تفكر در حیوانات مختلف تفاوتهای بسیار زیادی با هم داشته و بسیاری از حیوانات در زمینه‌هائی از انسان هم فكورتر و عاقلترند و با رفتارهایشان، بسیاری از دانشمندان را به تحیر و تعجب واداشته و با الگو برداری از رفتار آنها اقدام به طراحی و ساخت بسیاری از دستگاههای پیشرفته نموده‌اند. لذا گرچه بسیاری از جانورشناسان از تمام رفتارهای حیوانات و چه بسا انسان هم، تحت عنوان غریزه یاد می‌كنند، علمای مسلمان نباید بدون در نظر گرفتن روابط خالق و مخلوق از این تعابیر استفاده نموده و بسیاری از راز و رمزهای نهفته در مخلوقات را كه فقط با زبان ایمان می‌توان درك كرد، تحت عنوان غریزه‌ی كور و بی هدف تلقی نمایند.

در ادامه وقتی كه به نحوه‌ی زندگی و تغذیه زنبور عسل و ساخت عسل اشاره می‌كنیم مشخص می‌شود كه مفهوم وحی بكار رفته در این آیه با مفهوم عامیانه و حتی غیر اسلامی الهام غریزی بسیار متفاوت بوده و نمی توان آنها را در یك گروه قرار داد. 

«وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یعْرِشُونَ »﴿نحل: ٦٨﴾

«وَأَوْحَى رَبُّكَ» وحی نمود پروردگار تو: نکته‌ای که نیاز به تذکر دارد آن است که طبق برداشتی که از قرآن کریم می‌شود اعمال ناشی از وحی با رفتارهای عادی مخلوقات تفاوت بسیار زیادی دارد، چرا که هر جا بیانی از وحی شده است مخلوق مورد نظر باید بدون هیچگونه دخل و تصرفی در موضوع، امر جاری را اطاعت نموده و بلافاصله به انجام برساند. ولی در انجام سایر امور نوعی اختیار و انتخاب وجود داشته و فرد می‌تواند آنرا انجام داده یا خیر. مخلوقات طبق برنامه‌ای که خداوند برایشان طراحی نموده است حرکت کرده و گاهی ارادی یا اجباری این برنامه به تأخیر افتاده یا به انجام نمی رسد. ولی در رابطه با موضوعاتی که طبق وحی خداوندی باید انجام پذیرند هیچگونه اختیار و اراده‌ای به شخص داده نشده است و در صورت عدم اجرای امر، دچار سرنوشت دیگری خواهد شد. موضوع الهام هم می‌تواند در دایره‌ی امور اختیاری قرار گرفته و شخص به اختیار و صلاحدید خود آنرا انجام دهد یا از انجام آن امتناع ورزد. البته این موضوع در دایره تخصص و حوصله این مقاله بسیار برتر است. 

با توجه به نزول وحی به زنبور عسل و گماردن او به وظیفه‌ای خطیر و مهم مشخص می‌شود كه زنبور عسل مدتها قبل در زمین به صورت پراكنده وجود داشته است(بطوریکه جانور شناسان قدمت زنبور عسل را بیش از ١٥٠ میلیون سال پیش می‌دانند) و به محض ورود انسان به زمین، زنبور عسل هم طبق اوامر خداوند متعال شروع به مسكن گزینی در نزدیكی انسان و ساخت ماده‌ای مفید و داروئی برای او می‌كند و این نشان از لطف و رحمت خداوند به بندگان خویش دارد. 

«إِلَى النَّحْلِ» به زنبور عسل: «نحل» یا زنبوران عسل جمع «نحله» یا یك عدد زنبور عسل است. با اینکه نحل اسم جمع مذكر است ولی ضمایر و افعال بکار رفته برای زنبور عسل در این آیه، همگی مؤنث می‌باشند. علت این امر چیست؟ چرا در این آیه زنبور عسل به صورت مؤنث بیان شده است؟ .در علم زنبورداری واحد زنبور عسل یك «كلنی» است و یك عدد زنبور عسل مفهومی ندارد، چرا كه یك عدد زنبور به تنهائی قادر به ادامه حیات نبوده و بزودی از بین خواهد رفت. هزاران عدد زنبور عسل در كنار هم تشكیل یك كلنی واحد داده و هر كدام وظیفه‌ای بر عهده دارند و كارهای آنها در آن جمع مفهوم و ارزش پیدا می‌كند. در نتیجه در قرآن کریم كلمه «نحل» به مجموعه‌ای از زنبوران عسل كه یك هدف و یك وظیفه واحد بر عهده داشته و بسان یك فرد عمل می‌كنند، اطلاق شده و چون اعمال این مجموعه توسط جنس ماده تنظیم و انجام می‌گیرد لذا از ضمائر مؤنث استفاده شده است.

نحل یا یك كلنی زنبور عسل از سه جنس مختلف تشكیل شده است: ملكه به عنوان مادر و سرپرست تمام جمعیت، كارگران و زنبوران نر. 

زنبور ملكه:

زنبور ملكه و زنبوران كارگر دارای دو والد بوده و از آمیختگی اسپرم زنبورنر و تخمك زنبورملكه بوجود می‌آیند و از نظر ژنتیكی كاملاً شبیه به هم بوده و تفاوت مشخصی در بین آنها وجود ندارد. تفاوت ملكه‌ها با زنبوران كارگر در نحوه تغذیه و پرستاری آنهاست. بطوریكه از زمان تفریخ با ماده‌ای مخصوص حاصل از غده‌ای تحت عنوان غده شیری یا ژله رویال ساز، تغذیه می‌شوند که باعث بروز تغییراتی از جمله قدرت باروری و جفتگیری و طول عمر زیاد در آنها می‌گردد، بطوریكه ملكه‌ها حدود ٣ الی ٤ سال عمر می‌كنند ولی زنبوران كارگر در فصل کار کمتر از دو ماه عمر می‌كنند. ملکه به عنوان مادر کلنی، تنظیم تمام رفتارهای اجتماعی زنبورهای کارگر را بر عهده دارد، بطوریکه با ترشح نوعی فرمون مانع تخمگذاری زنبوران کارگر می‌شود و تا زمانی که ملکه در کلنی حضور دارد کارگران قادر به تخمگذاری نخواهند بود، همچنین با توجه به میزان گل و شهد فعالیت تخمگذاری خود و بالتبع فعالیت زنبوران کارگر را تنظیم می‌کند و هر وقت میزان تخمگذاری کاهش می‌یابد از فعالیت چراگری زنبوران کارگر کاسته می‌شود. 

زنبور نر

زنبور نر تنها دارای یک والد بوده و از تخمک ملکه یا زنبوران کارگر بوجود می‌آید. این پدیده نمونه‌ی بارز بکرزائی است که در بین بسیاری از حشرات دیگر هم دیده می‌شود. زنبوران نر گرچه از نظر اندازه بزرگتر و درشتتر از زنبوران کارگر و ملکه‌ها می‌باشند ولی با توجه به خصوصیات ژنتیکی قادر به انجام بسیاری از اعمال نبوده و به محض تولد باید توسط زنبوران پرستار مورد تغذیه و تیمار قرار گیرند و از سوی دیگر در انجام اعمال چراگری و تهیه عسل ناتوان بوده و فاقد اندامهائی از جمله کیسه عسل و سبد گرده و غدد موم ساز می‌باشند. تنها نقش اصلی آنان جفت گیری با ملکه در فصل تولد ملکه‌هاست و بعد از آن هیچ کاربردی در کلنی‌ها نداشته و به محض کاهش منابع غذائی و پایان فصل زنبورداری توسط زنبوران کارگر از کلنی‌ها حذف می‌شوند و در فصل پائیز و زمستان حتی یک عدد از آنها در داخل یک کلنی مشاهده نمی شود(در فصل بهار و تابستان در کلنی‌ها حد اکثر تا چند صد عدد از آنها وجود دارد). از همه مهمتر اینکه این زنبوران فاقد غدد موم ساز بوده و قادر به ساخت سلولهای مومی(خانه‌های شش ضلعی) نبوده و نقشی در لانه گزینی و اتخاذ مسکن ندارند. بطوریکه مشاهده می‌شود زنبور نر هیچ نقشی در کلنی به غیر از جفت گیری با ملکه( فقط یک بار در طول عمر) نداشته و نمی تواند مورد نظر در آیه قرآن کریم باشد. 

زنبوركارگر

زنبوركارگر از نظر ژنتیكی و ظاهری تفاوت چندانی با زنبورملكه ندارد. بدین معنی كه زنبوركارگر هم ماده بوده ولی دستگاه تناسلی آن بسیار ضعیف و تكامل نیافته است و قادر به جفتگیری و تولید نتاج دو والده نمی باشد. این زنبورها بعد از مدتی که ملکه کندو را ترک کرد یا از بین رفت و اثرات فرمون ملکه از بین رفت، تخمدانهایشان فعال شده و تخمهای لقاح نشده را در داخل سلولهای مومی قرار می‌دهند که همگی تبدیل به زنبوران نر می‌شوند. اینگونه کلنی‌ها کارآئی زیادی نداشته و در نهایت از بین خواهند رفت. زنبوران كارگر بعد از خروج از سلولهایشان و قبل از خروج از كندو به چند دسته تقسیم می‌شوند كه كارهایشان كاملاً مشخص و مجزا می‌باشد.

١.زنبوران نظافتگر: زنبوران تازه متولد شده اولین كاری كه انجام می‌دهند نظافت خود و سلولهایی است که در آنها بزرگ شده‌اند. این زنبورها بتدریج شروع به نظافت داخل كندو و بیرون انداختن مواد زاید كف كندوها می‌كنند. 

٢.زنبوران تغذیه كننده ملكه و نوزادان(زنبوران پرستار): غدد شیر ساز زنبوران جوان بسیار فعال و پر محصول است لذا در این دوره به تغذیه ملكه نوزاد و بالغ و سایر نوزادان سه روزه می‌پردازند. با افزایش سن زنبوران از فعالیت غدد ژله رویال ساز كم شده و این نوع زنبوران به كارهای دیگری می‌پردازند و تغذیه ملكه و نوزادان دیگر به گروههای جوانتری سپرده می‌شود.  

٣.زنبوران تهویه كننده داخل كندو: در فصول گرم و خشك كه هوای داخل كندو تغییر می‌كند، تعدادی از زنبوران با آب پاشی و یا بال زدن در سطح شانها و دیواره‌های كندو شروع به كنترل و تنظیم دما و رطوبت داخل كندو می‌كنند. لازم به ذكر است كه نوزادان زنبور عسل فقط در دمای بین ٢٥ و ٣٧ درجه سانتیگراد پرورش می‌یابند و تغییر دما از این محدوده منجر به كاهش و حتی توقف پرورش نوزادان می‌گردد. 

٤.زنبوران عسل ساز: شهدی كه توسط زنبوران چراگر از گلهای مختلف جمع‌آوری می‌شود آب بسیار زیادی داشته و غیر قابل نگهداری و استفاده به عنوان غذای زنبور عسل است و باید توسط زنبوران دیگری تبدیل به عسل گردد. به اینصورت كه زنبوران چراگر محموله‌های خود را به سرعت در داخل سلولهای مومی خالی كرده و برای آوردن محموله‌ای دیگر به صحرا بر می‌گردند و كار تخلیص و آب گیری شهد جمع‌آوری شده را به زنبوران جوان داخل كندو می‌سپارند و این زنبوران شهد ذخیره شده را بارها و بارها مكیده و با بزاق خود تركیب كرده و روی زبان( خرطوم) خود برگردانده( قی كرده) و در معرض هوا قرار می‌دهند تا رطوبت آن كاهش بیابد( میزان رطوبت شهد خام حدود ٨٠ الی ٩٠ درصد است و زنبور عسل جهت فراوری آن میزان رطوبت را به پائین‌تراز ٢٠درصد می‌رساند) و برای ذخیره در داخل سلولهای مومی آماده شود. زمانی كه عسل فراوری شد و در سلولها ذخیره گردید روی آنرا با لایه‌ای از موم غیر قابل نفوذ هوا پوشانده تا فاسد نگردد.

٥.زنبوران موم باف( سازنده سلولهای شش ضلعی مومی ): غدد موم ساز موجود در بین حلقه‌های شکمی زنبوران کارگر جوان بسیار فعال است و اینگونه زنبوران در داخل كندو اقدام به ساخت سلولهای شش ضلعی مومی كرده كه جهت ذخیره غذا و پرورش نوزادان مورد استفاده قرار می‌گیرد. كار موم بافی فقط اختصاص به زنبوران كارگر(ماده) داشته و زنبور ملكه و زنبورنر قادربه انجام اینكار نیستند، چرا كه اینگونه زنبورها فاقد غدد موم ساز می‌باشند. 

٦.زنبوران نگهبان كندو: دستگاه نیش و غدد زهری در زنبوران كارگرجوان بتدریج فعال شده و آماده استفاده می‌باشد لذا این زنبوران قادر به دفاع از كلنی بوده و برای نگهبانی و كنترل ورود زنبوران به داخل كندو، نزدیك سوراخ پرواز به مراقبت می‌پردازند. البته در مواقعی كه كلنی با خطری مواجه می‌شود تمام زنبوران كارگر به دفاع از آن بسیج می‌شوند و به مهاجمان و مزاحمان حمله می‌كنند. زنبور نر فاقد دستگاه نیش می‌باشدو دستگاه نیش زنبور ملكه نسبت به زنبوركارگر بسیار ضعیف است و فاقد خارهای وارونه می‌باشد. 

زنبوران کارگر بعد از ٢١ روز که در داخل کندو بسر بردند دارای قدرت پرواز شده و بتدریج از کندوها خارج می‌شوند و ابتدا با پروازهای کوتاه مدت کلنی‌های خود را شناسائی کرده تا در هنگام برگشت به کندو آنرا با کندوهای دیگر اشتباه نکنند، چرا که اگر زنبوری اشتباهی وارد کندوی دیگری شود بلافاصله توسط زنبوران نگهبان شناسائی شده و از ورود آن به داخل کلنی بشدت ممانعت به عمل آمده و حتی آنرا خواهند کشت. زنبورها وقتی که از کندوها خارج شدند به چند دسته تقسیم می‌شوند:

١.دسته شهد آوران: این دسته بیشترین تعداد زنبورهای کارگر یک کلنی را تشکیل می‌دهند و در فصل تولید عسل هر زنبور در روز چندین بار از کندو خارج شده و با نشستن روی گلهای مختلف کیسه عسل خود را از شهد گلها پر کرده و به کندو برگشته و محموله خود را در داخل سلولهای شش ضلعی ریخته و با انجام حرکاتی که به عنوان زبان زنبور عسل شناخته شده است به سایرین اطلاع می‌دهد که منبع شهد در چه فاصله‌ای از کندو قرار دارد و زنبورهای دیگر با استفاده از این اطلاعات دقیقاً محل شهد را پیدا کرده و گروه گروه به آنجا رفته و هر اندازه که شهد موجود باشد با خود به کندو خواهند آورد. 

٢.دسته گرده گل آوران: دسته‌ای از زنبوران کارگر گرده گلها را در سبد گرده موجود در پاهای عقبی خود جمع‌آوری کرده و به کندو می‌آورند در داخل کندو محموله‌های گرده را در داخل سلولهای مومی خالی کرده و با فشار سر خود هوای داخل آنها را خالی نموده تا از فساد و پوسیدگی محافظت شوند. گرده در داخل کلنی به عنوان منبع پروتئین و مواد معدنی و ویتامین مورد استفاده قرار می‌گیرد. 

٣.دسته آب آوران: آب در داخل کلنی‌ها به اندازه شهد اهمیت دارد. دسته‌ای از زنبوران کارگر کیسه‌های عسل خود را پر از آب کرده و بداخل کندو آورده و آنرا در مصارفی از جمله تغذیه لاروها، رقیق کردن عسل، ایجاد رطوبت و خنک کردن داخل کندو، مورد استفاده قرار می‌دهند. 

٤.دسته بره موم آوران: بره موم یا چسب زنبور عسل از صمغ درختان و گیاهان مختلف بدست آمده و زنبور عسل آنرا همانند گرده گل جمع‌آوری کرده و در داخل کندو جهت تنگ کردن دریچه پرواز، به هم چسباندن قابها، صاف و صیقل نمودن دیواره و کف کندوها، ضد عفونی کردن داخل سلولهای مومی و مومیائی کردن مهاجمانی از جمله موش که در داخل کندوها تلف شده و باعث عفونت و آلودگی کندوها می‌شوند، مورد استفاده قرار می‌دهد. 

با توجه به مطالب فوق مشخص می‌شود که زنبوران کارگر(ماده) در ایجاد و بقاء یک کلنی نقش اساسی داشته و هیچیک از کارهای اصلی کلنی توسط زنبوران نر انجام نمی گیرد، لذا مؤنث بودن افعال و ضمایر بکار رفته در آیات ٦٨ و ٦٩ سوره نحل کاملاً علمی می‌باشد. 

«أَنِ اتَّخِذِی»: برگیر( اتخاذ كن): این قسمت از آیه امر به انجام كاری توسط یك موجود مؤنث است. علت مؤنث بودن این فعل به همان دلیلی است كه برای نحل آورده شد. كلمه « اتخذی» می‌تواند در بر گیرنده دو مفهوم باشد، یكی اینكه امر به زنبور ملكه باشد كه در حین جدا شدن از جمعیت اصلی و تشكیل یك جمعیت جدید، اولین فردی است كه از كلنی قبلی جدا شده و بقیه زنبورها به دنبال او از كندو خارج می‌گردند و هر جا كه مستقر شد زنبوران كارگر در همان نقطه اقدام به ساخت سلولهای مومی می‌كنند. دیگری اینكه امر به زنبوران كارگر باشد كه تنها آنها قادر به تولید موم و ساخت سلولهای شش ضلعی به عنوان خانه زنبور عسل می‌باشند و چون مجموعه‌ای از هزاران زنبور كارگر به صورت كاملاً واحد این كار را انجام می‌دهند لذا به صورت یك فرد واحد در نظر گرفته شده‌اند و فعل بكار رفته مفرد مؤنث می‌باشد. در صورتیكه زنبوران نر قادر به تولید موم و ساختن سلولهای مومی نمی باشند. 

«مِنَ الْجِبَالِ»: از كوهها: استفاده از كلمه «جبال» یا كوهها در ابتدای اوامر خداوند به زنبور عسل بدون حكمت و تصادفی نیست بلكه كاملاً با آغاز خلقت و زندگی زنبور عسل هماهنگی داشته و می‌تواند نشان دهنده سیر حركت زنبور عسل از آغاز زندگی دسته جمعی و نزدیك شدن به محل زندگی انسان باشد. آنگونه كه مشخص شده است اولین جائی كه انسان در آن سكنی گزیده غارها و شكاف سنگها و كوهها بوده است و از این طریق زنبور عسل براحتی در دسترس انسان قرار می‌گرفته است بطوریكه قدیمی ترین اثری كه از ارتباط انسان با زنبور عسل بدست آمده است مربوط به یك نقاشی بسیار قدیمی بر دیواره غاری است كه انسانی را در حال برداشتن عسل از یك لانه زنبور عسل در شكاف یك كوه نشان می‌دهد. از سوی دیگر بنظر می‌رسد زنبور عسل قبل از خلقت انسان در كوهها زندگی می‌كرده و با خلقت انسان و مشخص شدن محل زندگی او زنبور عسل هم به انسان نزدیك شده و در نزدیكی محل زندگی او اقدام به ساخت مسكن نموده است به عبارت دیگر سیر نزدیكی زنبور عسل به انسان را نشان می‌دهد كه در ابتدا در كوهها بوده و بعد به تدریج به درختان و محل زندگی انسانها نزدیكتر شده است. اما نكته مهمتری كه از این قسمت از آیه استنباط می‌شود آن است كه در دنیا چهار گونه مهم زنبور عسل وجود دارند(گونه‌های آپیس ملیفرا، آپیس سرانا، آپیس دورساتا و آپیس فلورا) كه دو گونه آنها( گونه‌های آپیس دورساتا و آپیس فلورا) فقط در شكاف سنگها و درختان یا در زیر بوته گیاهان زندگی كرده و به هیچ وجه در داخل كندوهای دست ساز بشر دوام نیاورده و همواره به صورت آزاد زندگی می‌كنند، ولی دو گونه آپیس ملیفرا یا زنبور عسل معمولی و آپیس سرانا گرچه مثل دوگونه دیگر بصورت آزاد هم زندگی می‌كنند، براحتی در داخل آشیانه‌های دست ساز بشر از جمله كندو زندگی كرده و می‌توان آنها را پرورش داده و از محصولاتشان استفاده نمود. 

« بُیوتًا»: خانه‌هائی: كلمه «بیوت»( جمع كلمه بیت یا خانه) می‌تواند دارای دو معنی باشد یكی اینكه بر گرفتن اماكنی برای زندگی توسط زنبور عسل در شكاف سنگها و درختان و زیر سقف منازل مسكونی انسانها و دیگری ساخت سلولهای شش ضلعی مومی در این مكانها. البته با توجه به كلمه «اتخذی» كه معنی برگرفتن می‌دهد لذا ممكن است منظور از «اتخاذ بیوت» در شكاف سنگها و درختان و زیر سایه‌بانها بر گرفتن این مكانها به عنوان اماكنی برای زندگی باشد كه با توجه به نقش زنبور ملكه در انتخاب اوّلین جایگاه برای ساخت مسكن این امكان نزدیك به یقین به نظر میرسد. ولی مهمترین برداشت از این كلمه، ساخت سلولهای شش ضلعی مومی توسط زنبوران كارگر در داخل شكاف سنگها و درختان و زیر سقف خانه‌ها می‌باشد كه با توجه به نقش آنها در ذخیره غذا و نگهداری و پرورش نوزادان زنبور عسل بسیار علمی تر و قابل فهمتر به نظر می‌رسد.

«وَمِنَ الشَّجَرِ»: و از درختان: همچنانكه ذكر شد هر چهار گونه زنبور عسل قادرند در شكاف درختان هم برای خود آشیانه برگزیده و به پرورش نوزاد و تولید محصول بپردازند. از سوی دیگر مشخص می‌شود كه زندگی انسان در جنگلها و نزدیكی درختان در مرحله بعد از زندگی غار نشینی بوده است و زنبور عسل ابتدا در كوهها و شكاف سنگها مسكن گزیده بود، ولی بعد از اینكه انسان به جنگلها آمده و در آنجا سكنی گزید زنبور عسل هم به محل زندگی او نزدیك شده و در شكاف درختان و زیر شاخه آنها شروع به لانه گزینی نموده است و انسان توانسته است از محصولات آن استفاده نماید. 

«وَمِمَّا یعْرِشُونَ»: و از آنچه كه( انسانها) بر می‌افرازند( از سقفها و داربستها): با توجه به اینكه انسان بعد از زندگی در غارها و جنگلها به زندگی در بیابانها روی آورده و شروع به ساخت سرپناهی برای خود نموده است. لذا یكی از نخستین پناهگاههای دست ساز بشر سقفها یا سایه بانهای از جنس چوب یا حصیر بوده است و زنبور عسل وقتی كه به انسان نزدیك شده و در كنار او زندگی را شروع كرده است از سایه بانها یا زیر سقف خانه‌ها به عنوان مسكن استفاده كرده و در دسترسی انسان قرار گرفته است و این قسمت از آیه نشان دهنده امكان اهلی شدن زنبور عسل و نگهداری آن توسط انسان بوده و مشخص می‌سازد كه خداوند از ابتدا به زنبور عسل خصلت اهلی شدن و در اختیار انسان قرار گرفتن را عطا فرموده است. البته زنبور عسل تنها موجودی است که اهلی یا وحشی بودنش مفهوم زیادی ندارد و آنچه که انسان به عنوان کندو برای زنبورها در نظر گرفته است تنها ایجاد تشابهی در مسکن زنبور عسل بوده است و زنبورها به محض خروج از کندوهای دست ساز بشر، به همان حالت اولیه بر گشته و در مکانهای مورد نیاز خود مسکن خواهند ساخت و نیازی به بشر نخواهند داشت. 

با توجه به اینکه زنبور عسل به غیر از تولید عسل و خدمت رسانی به بشر دارای وظایف دیگری از جمله گرده افشانی گیاهان و درختان است ، لذا تعیین محلهای زندگی او توسط خداوند متعال خالی از حکمت نیست، چرا که اگر زنبور عسل فقط اختصاص به محلّ زندگی بشر داشته و در کوهها و جنگلهای خالی از انسان قادر به زندگی نمی بود، گیاهان و درختان آنجاها از گرده افشانی زنبور عسل محروم مانده و بتدریج نسل آنها از بین می‌رفت. اما با پراکنش زنبور عسل در تمام نقاط جهان خدمات ارزشمند آن به تمام اکوسیستم‌ها رسیده و طی میلیونها سال از نابودی موجودات زنده جلوگیری به عمل آمده است. از سوی دیگر اگر زنبور عسل فقط در کوه‌ها و جنگلها قادر به زندگی بود، انسانها از دسترسی به فراورده‌های آن از جمله عسل، به عنوان یک ماده شفا دهنده، محروم می‌ماندند که این هم با حکمت و مهربانی خالق متعال منافات داشت. 

 

«ثمَّ کُلی‏ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی‏ سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً یخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیةً لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ»(نحل: ٦٩)

«ثُمَّ كُلِی»: سپس بخور(‌ای زنبور ماده): همچنانكه ذكر شد فعل «كلی» هم جزو افعال مؤنثی است كه در این آیه بكار رفته است و دلیل اصلی آن هم این است كه تنها زنبوران كارگر قادر به جمع‌آوری شهد و تولید عسل در یك كلنی می‌باشند و زنبوران نر نه قادر به جمع‌آوری شهدند و نه تولید عسل. لذا استفاده از فعل مؤنّث كاملاً علمی بوده و با نحوه زندگی زنبور عسل تطابق كامل دارد. البته خوردن در اینجا به مفهوم برداشتن شهد از گلها در بیرون از کندو است، چرا که زنبوران نر در داخل کندو توسط زنبوران کارگر مورد تغذیه قرار گرفته و عسل می‌خورند. 

نكته جالب توجه اینكه امر به «خوردن» بعد از انتخاب مسكن و ساخت خانه صورت گرفته است لذا قبل از فعل «کلی» حرف عطف «ثم» آمده است که این هم یكی دیگر از اعجاز علمی این آیات است، چرا كه زنبور عسل تا زمانی که مسکن نگزیده و سلولهای مومی نساخته است، هیچگونه شهد و گرده‌ای را جمع‌آوری نمی‌كند و باید ابتدا سلولهای مومی را بسازد تا مكانی برای ذخیره غذا و ساخت عسل وجود داشته باشد و بعد از ساخت مسكن به دنبال غذا و جمع‌آوری شهد و گرده می‌رود. از سوی دیگر زنبور عسل غذای خود را در داخل كندو می‌خورد و هیچگاه در هنگام جمع‌آوری شهد و گرده از گیاهان در همان موقع تغذیه نمی‌كند. بلكه آنچه را جمع‌آوری می‌نماید باید در داخل سلولهای مومی ذخیره شده و تغییراتی در آنها ایجاد گردد تا قابل خوردن باشد، مثلاً زنبور عسل شهد گلها را باید به میزان زیادی تغلیظ كرده تا قابل ذخیره سازی و مصرف باشد. 

«مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ»: از تمام میوه‌ها و ثمرات: ثمر به معنی میوه گیاهان و درختان است و با توجه به آیه ٣ سوره مباركه رعد كه می‌فرماید:

«وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِی وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَینِ اثْنَینِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یتَفَكَّرُونَ» (رعد: ٣)

و اوست كسى كه زمین را گسترانید و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه میوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مى‏پوشاند قطعاً در این [امور] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه‏هایى وجود دارد. 

به نظر می‌رسد كه منظور از «كل ثمرات» در این آیه گیاهان و درختانی باشد كه میوه آنها از آمیختگی سلولهای دو جنس نر و ماده بوجود می‌آید و باید عمل لقاح در آنها انجام پذیرد و آنگونه كه مشخص شده عوامل متعددی از جمله باد و باران و انواع حشرات باعث عمل گرده افشانی و لقاح در گیاهان و درختان می‌شوند كه در میان حشرات، زنبور عسل از مهمترین گرده افشانها بوده و نقش بسیار زیادی در تكثیر و تزاید گیاهان و درختان دارد. از سوی دیگر امكان دارد منظور از «كل ثمرات» در آیه ٦٨ سوره نحل، تمام گیاهان و درختان موجود در دنیا باشد و با آوردن حرف اضافه «من» قبل از «كل ثمرات» تعدادی از آنها را كه برای زنبور عسل قابل استفاده و مفید می‌باشند، انتخاب نموده تا زنبور عسل در تهیه عسل و گرده گل از آنها استفاده نماید كه این امر با نحوه تغذیه زنبور عسل كاملاً همخوانی دارد، چرا كه تمام گیاهان و درختان مورد استفاده زنبور عسل از انواع برتر و مفید آنها بوده و از نظر خاصیت داروئی و تغذیه‌ای از امتیازات ویژه‌ای برخوردارند و جالبتر اینكه زنبور عسل به ندرت از گیاهان و درختان سمی یا خطرناك برای خود و انسان استفاده می‌كند و با توجه به اینكه در برخی دیگر از آیات قرآن كریم عبارت «كل ثمرات» همراه با میوه‌ها و گیاهان دیگری آمده است این نظریه می‌تواند قرین به یقین باشد. یا اینكه منظور از كل ثمرات محصولات تمام گیاهان و درختان قابل تصور انسان است(هر آنچه كه انسان تصور می‌كند) بطور مثال در آیه  ١٠ و ١١ سوره نحل می‌فرماید:

«هُوَ الَّذِی أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ (١٠) ینبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّیتُونَ وَالنَّخِیلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیةً لِّقَوْمٍ یتَفَكَّرُونَ»(نحل: ١١)

اوست كسی كه از آسمان آبی فرود آورد كه [آب] آشامیدنی شما از آن است و روییدنی[هایی] كه [رمه‏های خود را] در آن می‌چرانید [نیز] از آن است (10) به وسیله آن كشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [دیگر] برای شما می‌‏رویاند قطعا در اینها برای مردمی كه اندیشه می‌‏كنند نشانه‏ای است (١١)

كلمه «ثمرات» در قرآن ١٦ بار آمده است كه ١٠ بار بصورت تنها و ٦ مورد بصورت «كل ثمرات» می‌باشد.

« فَاسْلُكِی سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً»: پس بپیما(طی كن) راه‌های پروردگارت، فرمانبردارانه و متواضعانه: خداوند متعال بعد از تعین محلهای زندگی زنبور عسل و نحوه ساخت خانه و تغذیه، او را دعوت به پیمودن راههای خداوند می‌فرماید. تعداد زیادی از مفسّران قرآن كریم منظور از راههای خداوند در این آیه را همان مسیر تكوینی حركت مخلوقات دانسته و آنرا همانند رفتارهای حیاتی سایر حیوانات تعبیر نموده‌اند كه گرچه این تعبیر درست به نظر می‌رسد ولی كامل نیست، چرا كه خداوند متعال از ابتدا زنبور عسل را از سایر حیوانات متمایز نموده و به گونه‌ی دیگری با آن ارتباط برقرار كرده است لذا تمام آنچه كه در این آیات در رابطه با زنبور عسل ذكر شده‌اند اختصاص به زنبور عسل داشته و نسبت به سایر حیوانات از ویژگی ممتازی برخوردار است. 

همانگونه که ذکر شد امروزه علوم زیستی بر پایه نظریه‌های مادیگرایانه صرف بنیانگذاری شده و مبنای رفتار تمام حیوانات غرایز حیوانی و واکنشهای بیوشیمیائی محض فرض شده و بهائی به نقش و میزان ارتباط موجودات با خالق خود نداده و موجودات را اشیائی واجد حركت خالی از روح می‌دانند. ولی از نظر قرآن و مبانی اعتقادی ادیان آسمانی تمام موجودات تحت راهنمائی و هدایت خالق متعال در حركت و زندگی بوده و هر كاری كه انجام می‌دهند طبق دستوراتی است كه به آنها داده می‌شود. در نتیجه منظور از پیمودن راههای خداوند توسط زنبور عسل صرفاً قرار گرفتن بر مسیر تكوینی مشترك در بین تمام حیوانات نمی باشد بلكه می‌تواند نشان دهنده سیر تحول زندگی زنبور عسل از حالت انفرادی و بی فایده بودن به موجودی هدفمند و صاحب برنامه باشد. بطوریكه استنباط می‌شود كه زنبور عسل قبل از وحی خداوندی به صورت دیگری زندگی می‌كرده و احتمالاً موجودی وحشی و چه بسا سركش بوده است كه بعد از خلقت انسان، به او امر شده است كه طبق آنچه كه خداوند برایش تعین نموده است، حركت كرده و این مسیر را متواضعانه و فرمانبردارانه طی نماید و از دستورات خداوند خویش سرپیچی ننماید. با مشاهده هدفمندی و نظم و قانون در زندگی زنبور عسل، این تعبیر و برداشت صحیح به نظر می‌رسد بگونه‌ای كه زنبور عسل با دقت و ظرافتی باورنكردنی سلولهای شش ضلعی مومی را ساخته و شهد و گرده گیاهان و درختان را با سعی و پشتكار وصف ناپذیری جمع‌آوری كرده و برای ساخت مقدار بسیار كمی عسل باید كیلومترها راه را طی كرده و مكانهای ناشناخته‌ای را سركشی كند و در یافتن خانه خود دچار هیچگونه خطائی نشده و سر موعد مقرر به لانه خود برمی گردد. كسانی كه زنبور عسل را در حین نوشیدن شهد گیاهان مشاهده كرده‌اند خواهند فهمید كه منظور خداوند متعال از تواضع و فروتنی زنبور عسل چه بوده است. از سوی دیگر زنبور عسل به هیچوجه زندگی خویش را به بطالت نگذرانده و همواره در حال سعی و تلاش خستگی ناپذیری است و جالبتر اینكه زنبور عسل تنها موجودی است كه هیچ خسارتی به طبیعت و سایر موجودات وارد نمی آورد و بر عكس سایر حیوانات كه برای تولید و بهره وری باید ماده‌ی دیگری را از بین ببرند، زنبور عسل برای تغذیه خود به گیاهان و درختان خدمت زیادی می‌كند و در صورت عدم تغذیه زنبور از آنها، دچار كاهش محصول و چه بسا انقراض نسل می‌گردند. لذا زنبور عسل با پیروی از مسیری كه خداوند متعال برایش تعین نموده است همواره برای طبیعت و موجودات آن بسیار مفید و لازم است. نكته جالبتر اینكه هر جا زنبور عسل به انسان نزدیك شده است دارای رفتار آرامتری بوده و نسبت به نژادهای دورتر از انسان، رفتار تهاجمی كمتری دارد در نتیجه خداوند متعال با امر به آرامش و تواضع، زنبور عسل را در خدمت انسان قرار داده است. 

مهمترین نكته‌ای كه از این قسمت از آیه استنباط می‌شود امر به پیمودن راه و مسیر حركت بعد از مشخص كردن مسكن و غذاست. خداوند متعال كه «حكیم» و «خبیر» است، هیچ امری را بدون آماده كردن مقدمات و وسایل حركت به مخلوقات نفرموده است. بطوریكه ابتدا محل زندگی زنبور و نحوه تغذیه آنرا بیان فرموده است و چون این دو جزو اساسی‌ترین نیازهای هر موجود زنده‌ای می‌باشند و بعد از فراهم كردن آنها، انتظار حركت و تلاش بوجود خواهد آمد، لذا بعد از فراهم كردن این دو نیاز، او را دعوت به پیمودن راه و اطاعت متواضعانه از مسیر خداوندی می‌كند و اگر این امر را قبل از فراهم كردن نیازهای اساسی زنبور عسل به او می‌نمود با حكمت بالغه خداوندی منافات داشت. 

«یخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ»: خارج می‌شود از بطن او(زنبور ماده) نوشیدنی با رنگهای مختلف: از این قسمت از آیه وظایف و مسؤلیتهای زنبور عسل و اهمیت آنها برای انسان مشخص می‌گردد. در تك تك این كلمات تعبیرها و رازهای علمی عجیبی نهفته است. مثلاً چرا كلمه «اخراج» یا خارج شدن بكار رفته و از كلمه «دفع» یا بیرون راندن استفاده نشده است؟ جواب این سؤالات كاملاً علمی بوده و با نحوه ساخت عسل هماهنگی دارد بطوریكه عسل ماده‌ای زاید و بدون خاصیت نبوده كه از بدن زنبور عسل دفع شده و به عنوان مدفوع در نظر گرفته شود، بلكه عسل شهد گلهاست كه زنبوران چراگر آنرا در داخل كیسه‌های عسل خود جمع‌آوری كرده و بعد آنرا در داخل سلولهای مومی از طریق عمل قی یا برگرداندن از مری و دهان خالی كرده( خارج كرده) و توسط گروههای دیگری از زنبوران كارگر، این عمل بارها و بارها تكرار شده تا اینكه میزان رطوبت آن به حدی برسد كه دچار تخمیر و فساد نشود.

از كلمه «بطون» با ضمیر مؤنث «ها» به این دلیل استفاده شده است كه كار جمع‌آوری شهد و ساخت عسل كاملاً بر عهده زنبوران كارگر مؤنث بوده و زنبوران نر هیچ نقشی در جمع‌آوری شهد و تولید عسل ندارند. اما كلمه «بطن» بصورت جمع استفاده شده است كه یكی دیگر از اعجاز علمی این آیات می‌باشد. چرا كه زنبور عسل در هنگام جمع‌آوری شهد آنرا در داخل كیسه عسل ذخیره كرده كه این كیسه بعد از محوطه دهانی و مری در ناحیه سینه زنبوران كارگر قرار گرفته است بصورتیكه شهد گلها از طریق كانالهای قبلی به كیسه عسل هدایت شده و در آنجا ذخیره می‌گردد و هنگام تخلیه از محوطه‌های مذکور عبور می‌کند. از سوی دیگر در داخل دهان زنبور عسل كارگر غدد بزاقی متعددی وجود دارند كه آنزیمها و مواد فعال كننده دیگری به عسل اضافه می‌كنند. در نتیجه مشخص می‌شود كه شهد جمع‌آوری شده در مخازن و كانالهای متعددی تحت تأثیر عوامل مختلف قرار گرفته و بصورت عسل در خواهد آمد لذا دلیل استفاده از كلمه «بطن» بصورت جمع نشان‌دهنده عبور عسل جمع‌آوری شده از بطنها و كانالهای مذكور است. نكته دیگر اینكه استفاده از كلمه «بطون» بیانگر پیچدگی ساخت و تركیبات عسل می‌باشد بدین معنی كه در طی عبور از این بطون دچار تغییرات و تحولات زیادی گشته و به ماده‌ای شفا دهنده تبدیل می‌گردد.

«شراب»: مایع نوشیدنی: عسل تنها ماده‌ی طبیعی است كه در عین فوق اشباع بودن، همواره بصورت مایع دیده می‌شود (حداکثر رطوبت آن ٢٠ درصد می‌باشد)، مگر اینكه در اثر دستكاری یا ایجاد تغییراتی در آن این خاصیت را از دست بدهد. با توجه به اینكه عسل از نوش یا شهد گیاهان بدست آمده و بصورت مایع ذخیره می‌گردد لذا از كلمه «شراب» استفاده شده است. از سوی دیگر شراب به ماده‌ای مایع و زلال اطلاق می‌شود که نوشیدنش گوارا و مطبوع است. 

«مختلفٌ الوانه»: رنگهای مختلف: در رابطه با اختلاف رنگ عسل می‌توان به منبع تهیه آن اشاره نمود كه با توجه به رنگهای مختلفی كه دارند باعث اختلاف در رنگ عسل هم می‌شوند. بطوریكه در قرآن كریم در آیه ٢٧ سوره فاطر می‌فرماید:

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِیبُ سُودٌ» (فاطر: ٢٧)

 آیا ندیده‏اى كه خدا از آسمان آبى فرود آورد و به [وسیله] آن میوه‏هایى كه رنگهاى آنها گوناگون است بیرون آوردیم و از برخى كوهها راهها [و رگه‏ها]ى سپید و گلگون به رنگهاى مختلف و سیاه پر رنگ [آفریدیم] 

در بررسی مقایسه‌ای عسلهای تولیدی مناطق مختلف ایران مشاهده می‌شود که عسل مناطق کوهستانی و مراتع تیره رنگتر از عسل‌های حاصل از درختان میوه‌اند و عسل تولیدی مناطق شمال ایران روشنتر و تا حدودی رقیقتر از عسلهای سایر مناطق می‌باشند. امروزه در آزمایشگاههای کنترل کیفی، رنگ عسل یکی از شاخصهای آن بوده و بر اساس آن درجه بندی می‌شود، بطوریکه ذکر شده عسلهای تیره رنگ از میزان مواد معدنی و خواص درمانی بیشتری برخوردارند. البته این رنگ با رنگ شانهای مومی کهنه که گاهی به سیاهی گراییده‌اند بسیار متفاوت است و چه بسا این شانهای کهنه دارای باقی مانده داروها و سموم کشاورزی باشند که برای مصرف کنندگان عوارضی بدنبال دارند. همچنانکه در قرآن کلمه «شراب» برای عسل بکار رفته، بهتر است عسل بصورت شهد یا شیره شفاف مصرف گردد و از مصرف آن با موم خودداری شود. 

«و فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ»: و در آن شفای آدمیست: از این قسمت آیه هدفمندی خلقت زنبور عسل مشخص می‌شود. گویا خداوند متعال موجودی را خلق نموده است که با زندگی راز آلود خود ماده‌ای بسازد و موجب شفای درد انسانها باشد. در این قسمت آیه چند نکته مستتر است که انسان را به تحیر وا می‌دارند. اولاً اینکه حرف اضافه «فی» قبل از ضمیر« ه» نشان می‌دهد که کل عسل شفا نیست بلکه شفای انسان در آن قرار داده شده است و اگر کل عسل شفا بود نیازی به حرف اضافه «فی» نبود و باید گفته می‌شد: «و هو شفا للناس». که اینهم از اسرار علمی موجود در این آیه است. چرا که در آزمایشگاههای میکروبیولوژی و طبی مشخص شده است که در عسل موادی وجود دارند که خاصیت داروئی داشته و موجب درمان بیماریهای مختلف می‌شوند. این مواد گاهی در اثر دستکاریهای انسان دچار تغییرات شده و عسل خاصیت داروئی خود را از دست می‌دهد. بطوریکه حرارت بیش از ٧٠ درجه سانتیگراد موجب نابودی بسیاری از عوامل ضد باکتریائی عسل می‌شود. از سوی دیگر زنبور عسل در حین فراوری شهد، آنزیمهای مختلفی از جمله انورتاز و دیاستازها به آن اضافه می‌کند که خاصیت درمانی زیادی دارند. اینکه عسل از دیرباز در تمام فرهنگها به عنوان ماده‌ای پاک و درمانی شناخته شده است بر کسی پوشیده نیست و هیچ تمدنی نیست که عسل در آن از احترام خاصی برخوردار نباشد. نکته دیگر اینکه شفا در اینجا بصورت عام بکار رفته و به عنوان دارو یا «دواء» ذکر نشده است و از اینجا هم مشخص می‌شود که عسل علاوه بر اینکه یک ماده غذائیست می‌تواند به عنوان یک مکمل داروئی شفا بخش هم استفاده گردد. ثانیاً کلمه «ناس» که شامل تمام انسانها می‌شود مورد استفاده قرار گرفته است و این هم نشان از رحمت خداوندی بر نوع بشر است که قبل از امر به تبعیت از برنامه‌های هدایت و رستگاری، تمام امکانات لازم برای زندگی او را فراهم می‌نماید و بدون اینکه توجهی به میزان پایبندی انسانها به برنامه‌های هدایت بنماید حتی موادی را برای شفای دردهای او خلق نموده و همه انسانها را بطور برابر در استفاده از آن مختار نموده است. اگر این ماده ویژه، مختص مؤمنین یا طبقه‌ای خاص از انسانها می‌بود بایستی اسم آن طبقه هم آورده می‌شد و مثلاً ذکر می‌فرمود: «شفاء للمؤمنین» که مختص قرآن کریم و خاصّ مؤمنان قرار داده است. 

«إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیةً لِّقَوْمٍ یتَفَكَّرُونَ »: براستی در این پدیده نشانه ایست برای کسانی که می‌اندیشند: 

آیا کسی که اندکی صاحب فکر و اندیشه بوده و به زندگی راز آلود زنبور عسل نیم نگاهی بکند، در تحیر و تعجب فرو نخواهد رفت؟ آیا اینهمه شگفتی و راز، ذهن کنجکاو انسانهای محقق و دانشمند را به سوی خود نخواهد کشید و اندکی از عمر آنان را به جستجو در خود اختصاص نخواهد داد؟. لذت بخش ترین قسمت زندگی اندیشمندان، تفکر در آیات آفاق و انفس و ساعتها ماندن در کنج آزمایشگاهها و کتابخانه‌ها و پرده‌برداری از اسرار نهفته در خلقت موجودات است. هیچ لذّتی بالاتر از تفکّر در خلقت کهکشانها، ستارگان، آسمان و زمین و موجودات ریز و درشت آنها نیست و هیچ محقّقی نیست که بعد از تعمّق در آیات آفاق و انفس به وجود خالقی متعال و مهربان پی نبرده و سر تعظیم بر آستان قربش فرود نیاورد(البته لزومی ندارد این تعظیم در قالب مذهبی خاصّ باشد). در قرآن کریم تفکر و اندیشه و متفکران مورد توجه زیادی قرار گرفته است و انسانهای بدون تفکر و اندیشه را در زمره حیواناتی قرار داده است که در پدیده‌ها اندیشه نمی کنند و راه به جائی نمی برند. خالق متعال چون می‌داند نتیجه تفکر رسیدن به هدایت و اعتراف به عظمت خالق متعال است هیچ انسانی را از تفکر نهی نکرده و تفکر را مانعی برای ایمان و هدایت ندانسته است و واهمه‌ای از تفکر زیاد بندگانش ندارد. پس هر کس در آیات آفاق و انفس تفکر و اندیشه بیشتری می‌کند به همان اندازه به هدایت نزدیکتر است. 

زندگی زنبور عسل سراسر رمز و راز برای هر بیننده‌ای است که لحظاتی را در کنار یک کلنی زنبور عسل ایستاده باشد. هر کس لحظاتی را به تفکر و تعمق در یکی از آیات خداوند سپری کند قطعاً جزو متفکرین خواهد بود. اما آنچه که در این آیه تحت عنوان «قوم یتفکرون» ذکر شده است بیشتر منظور کسانی است که مدت زمان زیادی از عمر خود را صرف تحقیق و پژوهش در زندگی زنبور عسل نموده و رازهائی از زندگی زنبور را کشف کرده‌اند که برای دیگران غیر ممکن بوده است، چرا که بسیاری از این تحقیقات بدون تخصصهای لازم و استفاده از امکانات و وسایل پیشرفته ممکن نیست و کمتر کسی قادر به درک بسیاری از رمز و رازهای نهفته در دل حرکات و رفتارهای ساده زنبور عسل خواهد بود. به عنوان مثال می‌توان به عدم اطلاع دیگران از نحوه ارتباط زنبورها با همدیگر و مبادله اطلاعات در مورد منابع غذائی و میزان آن اشاره نمود، تا اینکه دانشمند اتریشی، آقای کارل وون فریش، در سال ١٩٦٦ زبان زنبور عسل یا روش مکالمه و مراودات زنبوران عسل با همدیگر را کشف نمود که منجر به کسب جایزه نوبل در رشته بیولوژی برای ایشان شد. ایشان کشف کردند که زنبورها با انجام حرکاتی(رقص) در بدن خود اطلاعات زیادی در مورد کم و کیف منابع غذائی و حتی فاصله دقیق آن تا کندو را به زنبوران داخل کندو داده و سایر زنبوران بدون هیچگونه مشکلی در اولاً فرصت به محل مذکور رفته و شهد و گرده لازم را جمع‌آوری خواهند کرد. فارغ از نگرشهای عقیدتی و مذهبی، این افراد جزو متفکرینی هستند که خداوند متعال مورد اشاره قرار داده است. حال این متفکرین چه اعتقاد و سرنوشتی دارند به ما ارتباطی ندارد. فقط اینکه ما را مدیون تلاشها و دستاوردهای سالها تحقیق و پژوهش خود نموده‌اند. این قوم متفکر بر اساس این آیات و نشانه‌ها، به هدفمندی و حکمت آمیزی نظام خلقت پی برده و در هنگام تحقیق و پژوهش هر پدیده‌ای را با دقت بیشتری بررسی می‌نمایند، چرا که می‌تواند راهنمای بهتری برای رسیدن به خالق متعال باشد. 

نتیجه‌گیری:

قرآن کریم گرچه کتاب زیست شناسی یا زمین شناسی نیست، اما در بسیاری از آیات، نکاتی بسیار علمی و شگفت‌انگیز بیان نموده است که با پیشرفت علوم مختلف پرده از رمز و رازهای نهفته در آنها برداشته می‌شود و دانشمندان متوجه می‌شوند که این کتاب برای تمام دورانهاست و هر قدر علم پیشرفت می‌کند نکات ریز موجود در برخی از آیات آن، نمایان می‌شوند و آنچه در این کتاب ذکر شده است مختص عرب بادیه نشین ١٤٠٠ سال قبل نیست، چرا که در همین آیات ٦٨ و ٦٩ سوره نحل نکات بسیار مهمی مشخص می‌شود که انسان را به تعجب وا می‌دارند: اولاً این سوره در مکه نازل شده است و هر کس به مکه رفته باشد، می‌داند که در مکه و اطراف آن درختان و گیاهان مورد استفاده زنبور عسل به مقدار زیاد وجود ندارد؛ ثانیاً اقلیم مکه تنوع آنچنانی ندارد که هر چهار گونه زنبور عسل قادر به ادامه حیات باشند؛ ثالثاً مردم مکه در آن روز بهره‌ی زیادی از علوم تجربی نبرده و امکاناتی در اختیار نداشته‌اند که قادر به تحقیق و کنکاش در زندگی زنبور عسل باشند و خداوند متعال هم انتظار تحقیق و مطالعه بیشتر از آنچه که مشاهده می‌کرده‌اند از آنان نداشته است؛ رابعاً آنچه که در مورد زندگی زنبور عسل در قرن بیستم کشف شده است نه تنها از دید مردمان آن روزگار عربستان مخفی بوده است، بلکه ممالک پیشرفته هم اطلاعی از آنها نداشته‌اند و تحقیقات پیشرفته‌ای که گوشه‌هائی از زندگی زنبور عسل را نمایان کرده‌اند، در حداکثر 70سال اخیر انجام گرفته‌اند. لذا «قوم متفکر» در این آیه، نمی‌تواند تنها اختصاص به افرادی در صدر اسلام داشته باشد که تحت فشارها و هراسها همواره در کوچ و سفر بوده‌اند. بلکه اشاره به کسانی دارد که با فراغ بال در سایه امکانات آزمایشگاهی پیشرفته به تحقیق در زمینه‌های مختلف حیات می‌پردازند و رمز و رازهای آنرا کشف و به دیگران عرضه می‌دارند. پس قرآن کریم مختص روزگار و سرزمین خاصی نیست تا محصور در دایره توانائیهای بشر آن روزگار باشد، بلکه برای ادوار و اعصار مختلف است و هر قدر علم پیشرفت می‌کند به همان اندازه تازگی و طراوت قرآن کریم بیشتر می‌شود و قلب اندیشمندان و متفکرین از نمایان شدن راز و رمز آیات آن به وجد آمده و در مقابل خالق متعال سر تعظیم فرود می‌آورند. 

بیست سال تحقیق و پژوهش در زمینه‌های مختلف زنبور عسل مرا به جائی رساند و چراغی در ذهن من روشن کرد که کلمات و افعال و ضمایر و حروف آیات ٦٨ و ٦٩ سوره نحل را با جان و دل درک کرده و ساعتها به رازهای نهفته در یک کلمه آن اندیشیده‌ام و لذتی که در این اندیشیدن برده‌ام نه به وصف آید و نه در کلمات گنجد. آنچه در این نوشته ذکر شد است قطراتی از دریائی از رازها و شگفتیهای کشف شده از زندگی زنبور عسل بود که حاصل سالها تحقیق و تفکر دانشمندانی است که بشریت مدیون لحظه لحظه‌ی تلاشهای خستگی ناپذیر آنها در کنج آزمایشگاههاست. اگر دستاوردهای علمی دانشمندان بدون تعصب و پیش داوری مورد استفاده قرار می‌گرفت، دنیا چهره‌ای دیگر می‌یافت و انسانها به درجه و مقامی می‌رسیدند که فقط خدا بیند. 

توصیه‌ای به خوانندگان گرامی دارم و آن اینکه اگر امکان دارد یک کلنی زنبور عسل را در حیاط یا پشت بام خانه‌ی خود نگهداری کنید و مقداری در مورد زندگی زنبور عسل مطالعه داشته باشید و ببنید که نزول وحی به موجودی به ظاهر ضعیف و ناتوان، چه شاهکاری در طبیعت ایجاد کرده و جهان را چگونه پر از «شمع» و «عسل» نموده است. و هر گاه از فعالیتهای روزمره و هیاهوهای اطراف خسته شدید، مدت زمان کوتاهی در کنار دریچه پرواز کندوی زنبور عسل بنشیند و حرکات و رفتارهای زنبورها را پیگیری کنید، چنان آرامشی به شما دست خواهد داد که با هیچ دارو و ماده‌ی به دست نخواهد آمد و چنان مشتاق زندگی راز آلود این حشره خواهید شد که حاضرید ساعتها به مطالعه در مورد آن بپردازید. 

 

چونكه «اوحی الرب الی النحل» آمده ست
خانه وحیش پر از حلوا شدست

او به نور وحی حق عزو جل
كرد عالم را پر از شمع و عسل

آنچه حق آموخت مر زنبور را
آن نباشد شیر را و گور را

خانه‌ها سازد پر از حلوای تر
حق بر او آن علم را بگشاد در

 (مثنوی معنوی مولانا جلال الدین مولوی بلخی)

 

تابستان ٩٧ ارومیه

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1397/05/26

شباهت رفتاری گروه زنبور عسل به مغز انسان

مغز زنبورها به خودی خود پدیده‌هایی جذاب و فوق‌العاده به شمار می‌روند اما تحقیقات اخیر نشان داده‌اند هریک از اعضای یک گروه از زنبورها عملکردی مانند نورون‌های مغز انسان دارند.
براساس گزارش دیسکاوری، محققان دانشگاه شفيلد بريتانيا با كمك مدل نظري كه معمولا از آن براي مطالعه روانشناسي انسان‌ها استفاده مي‌شود،‌به بررسي رفتاري كلوني زنبورها پرداختند. ديدن پیروی از قوانین روانشناسانه که بر مغز انسان‌ها سلطه دارند توسط دیگر جانداران پدیده‌ای عادی نیست.

برای مثال در حوزه روان-تن شناسی قانونی به نام قانون وبر وجود دارد که ارتباط میان ابعاد محرک و افزایش شدت عملکرد آن را توصیف می‌کند. مثلا برای شما بلند کردن یک سیب متفاوت است با بلند کردن سه سیب و شما متوجه این تفاوت می‌شوید. اما اگر کسی مخفیانه چند سیب به داخل سبد خرید شما بیاندازد، متوجه این تفاوت نخواهید شد.

محققان برای مشاهده نقش این قانون در روند تصمیم‌گیری زنبورهای عسل اروپایی، فرایند پراکنده شدن زنبورهای یک کندو برای یافتن خانه‌هایی جدید را مورد بررسی قرار دادند. به صورت ویژه سرعت تصمیم‌گیری کلونی زنبورها درباره مناطق مختلف براساس کیفیت این مناطق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و محققان داده‌های به دست آمده را با چندین قانون روانشناسانه تطبیق دادند تا میزان سازگاری رفتار زنبورها با انسان‌ها را دریابند.

برای مثال علاوه بر قانون وبر، قانون پیرون، قانونی که می‌گوید زمانی که دو گزینه از کیفیت بالایی برخوردار باشند انتخاب میان آنها سریعتر رخ می‌دهد و قانون هایک، که براساس آن زمانی که تعداد گزینه‌ها برای انتخاب زیاد می‌شود سرعت انتخاب کاهش پیدا می‌کنند نیز مورد بررسی قرار گرفتند.

فرایند تصمیم گیری در مغز انسان شامل عمل شلیک سیگنال‌های الکترومغناطیسی از رشته‌های عصبی است. در زنبورها اما روند انتخاب کندو متکی بر تعامل زنبورهای گشت‌زن است که کشفیات خود را از طریق نمایش بیرونی اطلاعات از طریق تکانه‌های بدن با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

محققان دریافتند این رفتار زنبورها درست شبیه شلیک سیگنال‌های الکترومغناطیسی در نورون‌های مغز است و هردو این رفتارها از قانون یکسانی در فرایند تصمیم‌گیری پیروی می‌کنند. به بیانی دیگر توده زنبورها مشابه یک مغز عمل می‌کنند که هر زنبور در آن نقش یک نورون را ایفا می‌کند. محققان امیدوارند با استفاده از این مدل بتوانند مطالعه روی سیستم‌های پیچیده‌ای مانند مغز را ساده‌تر سازند.

2
حسین علی پناهی (مهمان)
1397/05/26

۱۰ واقعیت جالب و باورنکردنی در مورد زنبورهای عسل که نمی دانستید

هیچ حشره ای در طول تاریخ مانند زنبور عسل و به اندازه ی آن به انسان خدمت نکرده است. برای قرون متمادی، پرورش دهندگان زنبورهای عسل با پرورش این حشره از عسل خوشمزه تولیدی آن ها استفاده کرده و برای باروری و گردافشانی مزارعشان از این زنبورها سود برده اند. روی هم رفته باید گفت که زنبورهای عسل سهم زیادی در تامین غذای انسان ها در طول تاریخ داشته و انسان باید همیشه قدر این موجودات ریز و باهوش را بداند. زنبورهای عسل همواره یکی از دوست داشتنی ترین حشرات بوده اند به همین دلیل هر کسی کم و بیش اطلاعاتی در مورد این موجودات زیبا دارد. اما در ادامه ی این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ نکته ی جالب در مورد این حشرات آشنا کنیم که ممکن است کمتر در مورد آن ها شنیده باشید.

۱- زنبورهای عسل می توانند با سرعت ۲۵ کیلومتر در ساعت پرواز کنند

ممکن است فکر کنید زنبورهای عسل موجودات سریعی هستند اما در قلمرو حشرات آن ها از گونه های بسیار کند به شمار می آیند. بدن زنبورهای عسل برای سفرهای کوتاه، از یک گل به گلی دیگر، تکامل یافته است به همین دلیل سرعت نسبتاً پایینی نسبت به دیگر حشرات دارند. آن ها بال های ریزشان را با سرعت ۱۲٫۰۰۰ بار در دقیقه به هم می زنند تا در هوا باقی بمانند.

۲- کلونی زنبورهای عسل حداکثر شامل ۶۰٫۰۰۰ زنبور خواهد بود

برای انجام دادن کارهای یک لانه زنبور عسل باید زنبورهای بسیار زیادی در این کلونی حضور داشته باشند. زنبورهای پرستار از نوزادان مواظبت می کنند و زنبورهای کارگر نیز به امور مربوط به ملکه رسیدگی کرده و به او غذا داده و او را تمیز می کنند. زنبورهای نگهبان نیز از لانه محافظت می کنند. زنبورهای کارگر ساختمانی نیز موم لازم برای قرار دادن تخم های ملکه و عسل تولیدی توسط زنبورهای کارگر را تولید کرده و کندو را می سازند. زنبورهایی نیز مسئولیت خارج کردن اجساد از کندو را بر عهده دارند. برخی دیگر نیز باید گرده و شهد کافی برای تغذیه ی تمامی کلونی را فراهم کنند.

مطالب پیشنهادی
چطور یک جشن عروسی به یادماندنی داشته باشیم؟

کفش مجانی از مدیسه هدیه بگیر!

رزرو بلیت رفت و برگشت تهران-استانبول از ۲۱۰۰۰۰ تومان

۳- یک زنبور عسل کارگر به اندازه ی یک دوازدهم قاشق چای خوری در طول عمر خود عسل تولید می کند
برای زنبورهای عسل قدرت در تعداد زیاد خلاصه می شود. از بهار تا زمستان،زنبورهای کارگر باید حدود ۲۸ کیلوگرم عسل تولید کنند تا تمامی کلونی در طول زمستان از آن تغذیه کرده و زنده بماند. برای تولید این اندازه از عسل ده ها هزار زنبور عسل باید تلاش بی وقفه ای داشته باشند.

۴- زنبور عسل ملکه به اندازه ی تمام عمرش اسپرم ذخیره خواهد کرد

زنبورهای ملکه بین سه تا ۴ سال زنده خواهند ماند اما ساعت بیولوژیکی بدن او از ان چه که فکر می کنید بسیار سریع تر کار خواهد کرد. ملکه ی جدید، تنها یک هفته پس از بیرون آمدن از تخم برای جفت گیری از کندو خارج می شود. اگر این کار را در طول ۲۰ روز اول زندگی خود نکند دیگر برای جفت گیری بسیار دیر خواهد شد و توانایی اش برای جفت گیری را از دست خواهد داد. اما اگر جفت گیری او موفقیت آمیز باشد دیگر تا آخر عمر لازم نیست جفت گیری دیگری داشته باشد زیرا اسپرم های زنبور نر را برای همیشه در کیسه ای در بدن خود نگه داشته و با آن تخم های خود را بارور خواهد کرد.

۵- زنبور ملکه بیش از ۱٫۵۰۰ تخم در روز خواهد گذاشت و این مقدار در تمام طول عمرش به یک میلیون تخم نیز خواهد رسید

۴۸ ساعت پس از جفت گیری، ملکه تخم گذاری بی پایان خود را تا هنگام مرگ اغاز می کند. وی چنان در این کار قدرتمند است که در هر روز می تواند به اندازه ی وزن خود تخم بگذارد. در واقع او وقت کار دیگری ندارد به همین دلیل در زمانی که وی مشغول تخم گذاری است، زنبورهای مستخدم به او غذا داده و او را تمیز می کنند.

۶- زنبورهای عسل از پیچیده ترین زبان سمبلیک در میان جانوران استفاده می کنند
هر زنبور عسل یک میلیون نورون در مغز خود دارد که به اندازه ی یک میلی متر مکعب است و جالب این که از تمامی این نورون های عصبی به بهترین شکل ممکن استفاده می شود. زنبورهای کارگر باید نقش های متفاوتی را در طول عمر خود ایفا کنند. زنبورهای مسئول پیدا کردن شهد باید به نقاط دوردست سفر کرده و پس از پیدا کردن شهد و بازگشتن به کندو اطلاعات خود را با دیگر زنبورهای کارگر در میان بگذارند. در سال ۱۹۷۳، دانشمندی به نام کارل وون فریش جایزه نوبل پزشکی را به خاطر رمزگشایی زبان زنبورهای عسل دریافت کرد که به آن «رقص پیچشی» گفته می شود.

۷- زنبورهای نر بلافاصله پس از جفت گیری می میرند

زنبورهای نر تنها به یک هدف زنده می مانند و آن هم تولید اسپرم برای ملکه است. این زنبورها حدود یک هفته پس از این که از تخم بیرون می آیند برای جفت گیری آماده می شوند و وقتی که جفت گیری با ملکه به اتمام برسد بلافاصله خواهند مرد.

۸- زنبورهای عسل دمای درون کندو را در تمام طول سال در حدود ۳۴ درجه سانتیگراد حفظ خواهند کرد
وقتی که دمای هوا کاهش پیدا می کند، زنبورهای عسل به هم می چسبند تا خود را گرم نگه دارند. زنبورهای کارگر دور ملکه را گرفته و او را از سرمای بیرون در امان نگه می دارند. در تابستان نیز زنبورهای عسل کارگر به کمک بال هایشان هوای درون کندو را خنک نگه می دارند و با بر هم زدن باله هایشان از گرم شدن بیش از حد بدن ملکه و تخم هایی که بزودی باز خواهند شد جلوگیری می کنند. صدای بر هم زدن بال های زنبورهای عسل از چند متر دورتر از کندو نیز شنیده می شود.

۹- زنبورهای عسل موم را به کمک غده های خاصی که در زیر شکمشان وجود دارد تولید می کنند

جوان ترین رنبورهای عسل کارگر مسئول تولید موم هستند که زنبورهای عسل دیگر شانه ی کندو را از آن خواهند ساخت. در زیر شکم زنبورهای کارگر ۸ غده ی خاص وجود دارد که قطرات موم را تولید خواهند کرد که در تماس با هوا سفت خواهد شد. در ادامه، زنبورهای کارگر دیگر این موم منجمد شده را در دهان گذاشته و نرم می کنند تا بتوانند با آن ها شانه کندو را بسازند.

۱۰- یک زنبور عسل کارگر ممکن است روزی روی ۲٫۰۰۰ گل نیز بنشیند

هر زنبور عسل کارگر مسئول جمع آوری شهد پس از نشستن بر روی ۵۰ تا ۱۰۰ گل به لانه برگشته و محموله ی شهد خود را تخلیه خواهد کرد. وی در تمام طول روز این کار را بارها و بارها انجام خواهد داد. به همین دلیل بدن او خیلی زود فرسوده شده و تنها ۳ هفته زنده خواهد ماند.

3
50 نکته جالب در مورد زنبور عسل (مهمان)
1397/05/26

50 نکته جالب در مورد زنبور عسل
عسل هـمواره به عنوان غـذایی سالم و طبیعی مورد استفاده ی انسان بوده است و مشهوراست که خداوند فقط دو ماده را صرفاً به عنوان غذا آفریده که یکی شیر و دیگری عسل می باشد . صرف نظر از جنبه ی غذایی برخی فرآورده های زنبورعسل ، عسل گسترده ترین و پرمصرف ترین داروی طب سنتی ایران بوده ، و تنها داروی مادی مورد اشاره در قرآن مجید است .

همچنین امروزه مشخص شده که تمام هفت فرآورده ی زنبورعسل شامل عسل ، عسلک ، گرده ی گل ، ژله ی رویال ، موم ، بره موم و زهر به لحاظ بهداشتی و دارویی دارای اهمیت فراوان می باشند .
زنبورعسل تنها دامی است که جهت تغذیه ی خود از اندام های گیاهی یا جانوری استفاده نمی کند و به عبارتی می تواند از هیچ ، با ارزش ترین محصول کشاورزی و دامی را به وجود آورد . از طرفی نه تنها هیچ گونه زیانی به مراتع و محصولات کشاورزی وارد نمی کند ؛ بلکه می تواند منشأ اثرات و برکات فراوانی نیز باشد و دهها برابر قیمت عسل تولیدی ، از طریق گرده افشانی گیاهان به انسان و محیط زیست او سود برساند .
نکات کاربردی
1 – در قرآن کریم یک سوره به نام زنبور عسل آمده ودر دو آیه اشاره ی مستقیم به آن شده است .
2 – علت اصلی رطوبت داخل کندو درزمستان ، مصرف عسل است.
3 – مصرف یک کیلو گرم عسل ،یک لیتر آب تولید می کند .
4 – بعد از عسل ، موم مهم ترین فرآورده ی زنبور عسل به شمار می آید .
5 – مهم ترین غذایی که زنبور برای رشد به آن نیاز دارد گرده است .
6 – قطر دانه های گرده حدود 5/2 تا 350 میکرون است .
7 – مقدار مصرف گرده ی یک کلونی در سال ، حدود 25 تا 35 کیلوگرم است .
8 – به طورمعمول زنبورهایی که به جمع آوری گرده مشغول هستند گاهی شهد نیز جمع آوری می کنند ؛ ولی عکس این حالت دیده نمی شود .
9- ذخیره کردن گرده ی گل فقط درحجره های کارگر صورت می گیرد ؛ ولی در مورد عسل این طور نیست .
10- در سبد گرده ممکن است چند نوع گرده مشاهده شود ؛ ولی درعسل دان فقط یک نوع عسل است .
11- گران ترین عسل جهان عسلی است که در سواحل دریای سیاه ترکیه تولید می شود و هر کیلو حدود 250 دلار به فروش می رسد .
12- ﮊله ی رویال موجود در حجره های کارگر مرغوبیت کمتری نسبت به ﮊله ی رویال حجره های ملکه دارد .
13- عسل تنها ماده غذایی است که در ارزیابی کیفی و استانداردهای آن ، آزمایش میکروبی وجود ندارد .
14 – قاره ی آفریقا رکورد دار تولید موم در جهان است .
15- کانـادا بـا تولید میانگین 55 کیلو عسـل به ازای هـر کنـدو در سـال ، در این زمینه رکورد داراست .
16- میانگین تولید عسل به ازای هر کندو در ایران 10کیلو است و در جهان8 کیلو می باشد .
17- ایران از نظر تولید عسل در مقام یازدهم و از نظر تعداد کندو در مقام نهم جهانی قرار دارد .
18- زنبور، نوزادان را در دمای 5/33 درجه ی سانتی گراد در داخل کندو پرورش می دهد .
19 – ازحرارت 34-39 درجه ی سانتی گراد جهت سرد کردن کندو اقدام می شودو در زمان تهویه ی کندو،آب زیادی توسط کارگران به داخل کندو وارد می شود .
20 – بهترین دما برای فعالیت زنبور، دمای بین 16-32 درجه ی سانتی گراد است .
21 – فعالیت زنبور در دمای 10 درجه ی سانتی گراد شروع می شود .
22 – زنبور در حرارت کمتراز 8 درجه فعالیتی از خود نشان نمی دهد .
23 – قدرت درک تغییر درجه حرارت در زنبور10 برابر انسان است .این قدرت در انسان 2 درجه سانتیگراد است
24 – آنتن در زنبور کارگر عمدتاً به منظور یافتن گل و در ملکه برای درک وضع تخم ریزی مورد استفاده قرار می گیرد .
25 – زنبور عسل 16 زوج کروموزوم دارد .
26 – در نهمین روز پس از تخم ریزی ،پنجمین و آخرین پوست اندازی دوران لاروی صورت می گیرد . در این مرحله سینه و شکم به طور کامل نمایان است .
27- لارو زنبور عسل در غذای خود غوطه ور است ؛ بنابر این تا پایان دوره ی لاروی که انتهای روده به مخرج وصل می شود مدفوع نمی کند .
28- میزان تخم ریزی ملکه در روز، حداکثر حدود 3000 تخم است ، که این میزان هم وزن خود ملکه است و علت آن تغذیه ی منحصربه فرد ملکه است . این موضوع در جهان جانوران یک رکورد محسوب می شود .
29 – تخم درون حجره ی ملکه با تخم درون حجره های کارگر فرقی ندارد .
30 – ملکه در هفتمین روز خروج از حجره برای جفت گیری آماده می شود .
31 – مدت زمان جفت گیری حدود 10 تا 30 دقیقه است .
32 – تخم ریزی ملکه 2 یا 3 روز بعد از جفت گیری شروع می شود و حداکثر این زمان یازده روز است.
33 – جفت گیری ملکه فقط برای یک بار در طول عمر صورت می گیرد و اسپرم دریافتی تا حدود 6 سال در کیسه ی اسپرم ملکه به صورت سالم و نیمه فعال باقی می ماند . این موضوع یکی از شگفتی های زندگی زنبور عسل و از موارد استثنایی حیات جانوران است
34- در زنبور عسل ، متابولیسم دوران لاروی به گونه ای است که دفع مدفوع وجود ندارد .
35 – دو ملکه ی خواهر نمی توانند با هم ، همزیستی کنند ؛ ولی ملکه های مادر و دختر برای مدتی می توانند
36 – فرق لارو ملکه و لارو کارگر در مصرف ﮊله ی رویال و تغذیه ی آنهاست .
37 – کندو باید حداقل 15 تا 20 سانتی متر از زمین فاصله داشته باشد تا اولاً رطوبت را از زمین نگیرد و ثانیاً با آمدن برف ، دریچه ی پرواز بسته نشود . برای جلوگیری از ورود آب باران به داخل کندو ، کندو باید کمی به سمت جلو مایل باشد .
38 – در موقع قرار دادن بچه کندو به داخل کندو، درصورت امکان حداقل یک قاب لارو ، درون کندو قرار دهید .
39 – ارتفاع دریچه ی پرواز 7 میلی متر است .
40 – زنبور نر فاقد نیش ، سبد گرده ، غدد مولد موم و خرطوم کامل است . جثه ی زنبور نر نسبت به زنبورهای کارگر ، بزرگتر است .
41- پرواز آشنایی با محیط از سن یک هفتگی پس از خارج شدن از حجره شروع می شود .
42- حـجره هـای شـان ها بر حسب اندازه به دو گروه کارگری و نـر تقسیم می شود . ملکه بـا اندازه گیری اختلاف 5/1 میلی متری بین آنها انتخاب می کند که تخم نر بگذارد یا کارگر .
43 – زنبور ملکه ، شکمی بلند وکشیده دارد . بال های آن نسبت به شکم کوتاه است و فاقد غدد مولد موم وسبد گرده می باشد .
44 – زنبور در شب پرواز نمی کند و مانند مورچه حرکت می کند .
45 – زنبور عسل برای نیش زدن نیاز دارد شکم خود را 90 درجه بچرخاند . بنا بر این زنبورهای بچه کندو و زنبور برگشتی از مزرعه بدلیل پر بودن شکم این امکان را ندارند .
46 – در انتخاب محل کندوی جدید (بچه کندو) نوعی سیستم رای گیری در کلونی حاکم است ؛ بدین معنی که محل هایی که بیشترین رقص در مورد آنها صورت می گیرد ، انتخاب می شوند .
47 – ملکه هیچ موقع از نیش خود به جز در مقابله با رقبا استفاده نمی کند ؛ زیرا هم شکم او پر است و هم نیاز نیست در جایی که کارگران هستند از نیش خود استفاده کند . بعلاوه کلونی با وجود ملکه برپاست ودر صورت اضطرار، اگر از نیش خود استفاده کند ، به دلیل نداشتن خارهای وارونه روی نیش نخواهد مرد .
48 – ملکه تنها عضوی از کلونی است که در کندو دفع مدفوع دارد . این مدفوع بلافاصله توسط پرستاران به خارج کندو منتقل می شود . این موضوع رابطه ی تنگاتنگی با امنیت کلونی دارد . زنبور نر و کارگر مدفوع خود را خارج از کندو دفع می کنند . این دو زنبور حتی قادرند در زمستان یا در شرایط بد اقلیمی ، مدفوع خود را تا 6 ماه نگه دارند .
49 – در زمان تکثیر کلونی ، علایم و نشانه های مسیر برگشتی به کندوی مادر ، درعرض چند دقیقه از حافظه ی زنبورهای همراه بچه کندو پاک شده ، علایم مکان جدید جایگزین می گردد.
50 – دو مشکل بزرگ صنعت زنبورداری در سطح جهان ، یکی بچه کندو و دیگری زمستان گذرانی در مناطقی غیر از استوا ست .

4
زنبور عسل را بهتر بشناسید (مهمان)
1397/05/26

زنبور عسل شهد گل ها را به عسل تبدیل می کند و از این طریق غذای خود را تامین کند. در زبان فارسی به زنبور عسل منگ و مگس انگبین هم می گویند. زنبور عسل حشره ای به شدت اجتماعی است یعنی حتی اگر در خارج از کندو غذایش فراهم و مهیا باشد بازهم نمی تواند به صورت انفرادی زندگی کند. هر کندو ، سالیانه به طور متوسط ۹ تا ۱۴ کیلوگرم عسل تولید میکند. این امر نشان دهنده ی تلاش مشترک عظیمی است که زنبورهای کارگر به خرج می دهند، زیرا هر زنبور کارگر در تمام طول عمر خود ، تنها نصف یک قاشق مرباخوری عسل تولید می کند. برای تولید فقط ۴۵۰ گرم عسل ، زنبورها باید در مجموع با حدود ۸۸ هزار کیلومتر پرواز ، شهد تقریبا ۲/۶ میلیون گل را جمع آوری کنند.

خداوند تبارک و تعالی در سوره مبارکه نحل آیه ۶۸ درباره این حشره شگفت انگیز بیان زیبایی دارد و می فرماید :

وَأَوحىٰ رَبُّکَ إِلَى النَّحلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ الجِبالِ بُیوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمّا یَعرِشونَ﴿۶۸﴾
و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی» (و الهام غریزی) نمود که: «از کوه‌ها و درختان و داربستهایی که مردم می‌سازند، خانه‌هایی برگزین!

زنبور عسل حشره ای است که خداوند به آن وحی می کند که در کجا لانه گزیند و محل امنی را برای خود انتخاب کند . اطلاعات بیشتر درباره این آیه را میتوانید در مقاله ی عسل در قرآن کریم مطالعه کنید.

بی تردید این مگس نحل یا همان زنبور عسل و آن شهد گوارایی که با تلاش فراوان این موجود ریز جثه ، ولی بلند همت فراهم می شود از بزرگترین شگفتی ها می باشد. از مهندسی خارق العاده ی “شان” عسل با آن ساختار منظم شش وجهی گرفته تا ژله ی رویال که ملقمه ی شگفت انگیز از مواد مغذی است ، و از مهارت خارق العاده ی زنبور در تبدیل شهد گل ها به عسل تا خواص شفابخش آن برای بسیاری از بیماری ها ، همه و همه این دیدگاه را تایید می کند.

زنبور عسل
فقط تعداد کمی از ۲۵۰۰۰ گونه ی زنبور موجود در طبیعت ، عسل تولید می کنند و بخش اعظم گونه های مولد عسل هم فقط مقدار اندکی عسل تولید می کنند. زنبورهای عسل در تمام قاره ها به جز قطب جنوب زندگی می کنند. رایج ترین گونه ی زنبور عسل در اروپا ، ایالات متحده آمریکا ، کانادا و استرالیا ، آپیس ملیفرا (Apis mellifera) است.

فرآیند جمع آوری شهد گل ها توسط زنبور عسلخواندن
زنبورهای عسل در کلنی های بزرگ زندگی می کنند و مقدار زیادی عسل ذخیره می کنند. در مقابل زنبور مخملی در کلنی های کوچک زندگی میکند و ذخیره ی عسل آن ها حداکثر یک قاشق غذاخوری است .

گونه های مختلف زنبور عسل از نظر توانایی تولید عسل ، رنگ و ساختمانِ شان عسل ، مراقبت از کندو ، ایمنی ، تمایل به بچه دهی (تشکیل یک کلنی جدید) ، تولید مثل ، اشتها وشخصیت با یکدیگر تفاوت دارند .

محبوب ترین گونه ها عبارتند از : گونه ی ایتالیایی (قهوه ای و زرد راه راه) ، کارنیولان (سیاه یا خاکستری) و قفقازی (خاکستری) . هر چند به دلیل مهاجرت و واردات زنبور عسل ، امروزه بسیاری از زنبورهای عسل دورگه شده اند .

زنبور عسل های درون یک کندو
انواع زنبور عسل ،ملکه ، نر ، کارگر

در هر جمعیت سالم و کامل سه نوع زنبور عسل وجود دارد :

الف – یک ملکه (Queen) :
ملکه ی زنبور عسل تنها زنبور ماده ای است که قابلیت باروری دارد . ملکه تخم می گذارد ، کلنی را سر حال نگه می دارد ، بزرگترین زنبور موجود در کندو است و به طور متوسط هجده ماه عمر می کند ، اگر چه می تواند تا شش سال هم زندگی کند .

ب – چند صد تا حدود یک هزار عدد زنبور نر (prones) :
این نوع زنبورها کوتاه تر و چاق تر از ملکه هستند و چشم های بزرگ دارند اما نیش و غدد موم یا سبد گرده ی گل ندارند و حداکثر هشت هفته عمر میکنند.

ج – چند هزار تا چند ده هزار عدد زنبور کارگر (Worker) :
زنبور کارگر ، زنبورهای ماده ی نابارور کوچکی هستند که از زنبورهای دیگر مراقبت و آن ها را غذا می دهند ، از کندو مراقبت می کنند و جمع آوری شهد ، گرده ی گل ها ، بره موم و آب و تولید عسل را بر عهده دارند . یک زنبور کارگر متولد شده در بهار یا تابستان حداکثر شش هفته و یک زنبور کارگر متولد شده در پاییز تا شش ماه عمر می کند.

ملکه و تمامی زنبورهای کارگر ماده اند؛ فرق بین این دو در این است که دستگاه تناسلی کارگران ناقص بوده و جفتگیری برایشان ناممکن است در حالی که دستگاه تناسلی ملکه کامل است و امکان جفتگیری برایش فراهم است و جفتگیری هم میکند.

مجموعه ملکه ، زنبورهای کارگر و زنبورهای نر را یک جمعیت زنبور عسل می نامند. محلی که یک جمعیت زنبور عسل در آن زندگی، تولید مثل و رشد میکنند یک « کندو » نامیده میشود. کندو خانه زنبور عسل است.

ساخت کندو توسط زنبور عسلخواندن
فرق ظاهری ملکه و زنبورهای کارگر در طویل تر بودن شکم و اندام ملکه است. فرق ظاهری زنبورهای نر با کارگران و ملکه در این است که ۱- چشمهای مرکب زنبورهای نر درشت تر و از پشت سر به هم می رسند حال آنکه چشمهای کارگران از پشت سر به هم نمی رسد. ۲- نرها کلفت تر و چاق تر از کارگران و ملکه اند. ۳- انتهای شکم زنبور نر گرد است ولی ملکه و کارگران دارای انتهایی نوک تیز میباشند.

بدن زنبور عسل
بدن زنبورهای عسل از ۳ قسمت اصلی تشکیل شده است که به طور مختصر هر یک را بررسی خواهیم نمود . این سه بخش عبارتند از :

الف – ساختمان داخلی زنبور
زنبور عسل بعد از اینکه شهد گل را به وسیله ی خرطوم می مکد ، آن را از راه مری به داخل کیسه عسل می فرستد و در آن جا مقداری از آبِ شهد از جدار کیسه ، جذب خون می شود و شهد کمی غلیظ تر می گردد. از راه جدار کیسه عسل مقداری دیاستاز به داخل شهد غلیظ شده می ریزد . همین دیاستازها هستند که تمام خواص مفید و شفابخش عسل را به آن می دهند .

کیسه عسل به وسیله یک کانال قیفی شکل با روده در ارتباط است . هر وقت زنبور عسل گرسنه می شود از ماهیچه های اطراف به کیسه عسل فشار می آورد و از آن جا مقداری عسل جذب بدن زنبور عسل می شود ، زنبور شهد باقی مانده را به کندو می برد .

ب – ساختمان خارجی زنبور
قسمت ساختمان خارجی و بدن زنبور عسل از دو چشم مرکب ، سه چشم ساده ، دو شاخک (آنتن) ، دهان همراه با خرطوم ، سینه ، بال ها ، پاها و شکم تشکیل شده است .

ج – مهم ترین غده های زنبور
زنبور عسل دارای چندین غده ی مهم میباشد از جمله :

غده های شیری (غده ای که ژله رویال ترشح میکند)

غده های بزاقی (زنبور ها به کمک ترشحات غده بزاقی خود ، در سنین لاروی به دور خود پیله ای می تنند تا بقیه دگردیسی شان را داخل آن به پایان رسانده و تبدیل به یک زنبور کامل گردند)

غده زیر آرواره ای (از این غده ماده ای ترشح می شود که با بوی مخصوص اش باعث شناختن و تمییز ملکه از سایر زنبورها می گردد )

غده های مومی (ترشح موم به وسیله این غده ها انجام می شود)

کندوی عسل و انواع آن را بهتر بشناسید !خواندن
غده های بویایی (غده ای که به زنبور کمک می کند جمعیت خودش را حس کند و به کندوی دیگری نرود )

غده ی مخزنی (محل ذخیره کردن مدفوع )

غده ی سمی (غده ای که وظیفه ی تولید سم را دارد) .

محصولات زنبور عسل
عسل را میتوان اصلی ترین محصول زنبور عسل بیان کرد ، علاوه بر عسل محصولات دیگری نیز توسط زنبور عسل تولید میشود که تمام محصولات زنبور عسل را بررسی خواهیم کرد :

محصولات زنبور عسل

۱ – عسل : عسل طبیعی شهد گلها و گیاهان معطر می باشد که توسط زنبور عسل مکیده ، تغلیظ و تغییر شکل داده می شود . خواص عسل بسیار شفابخش و مفید است و همین موضوع عسل را در بین مردم محبوب کرده است .

۲ – موم : حاوی اسیدهای چرب ، استرهای موم ، هیدروکربن ها ، مواد معدنی و رنگدانه های گیاهی کاروتنوئیدی است. بوی عسل می دهد و در دمای حدود ۶۰ درجه ی سانتیگراد ذوب می شود .

۳ – بره موم : صمغی چسبناک است که زنبور عسل آن را از روی گیاهان خاصی جمع آوری می کند و از آن معمولا برای به هم چسباندن اجزای داخلی کندو استفاده می کند .

۴ – ژله رویال : یک منبع غذایی عالی است که غذای اولیه تخم زنبور عسل می باشد و اگر به مدت سه روز تخم زنبور تغذیه شود تبدیل به یک زنبور کارگر و اگر به مدت هفت روز با ژل روبال تغذیه شود تبدیل به ملکه می گردد.

۵ – گرده : این ذرات رنگارنگ که اشکال شگفت انگیزی دارند حاوی پیش سازنده های اسپرم گیاهی هستند .

۶ – زهر : زهر یا نیش زنبور که توسط غده های سمی تولید می گردد و ادعا می شود که در درمان آرتریت، بورسیت، تاندونیت، هرپس زوستر در کنار دیگر بیماری‌ها مفید فایده واقع می شود .

آینده ی زنبور عسل و عوامل تهدید کننده
این طور که پیش می رود ، در آینده ، جمعیت زنبورها و عسل تولیدی آن ها کمتر و کمتر خواهد شد و همچنین کاهش چشمگیری در تولید آن دسته از محصولات کشاورزی رخ خوهد داد که زنبورها آن ها را گرده افشانی می کنند . اما با اقدامات فردی و جمعی مناسب ، می توانیم از این سناریوی وحشتناک جلوگیری کنیم .

لطفا اگر این مقاله برای شما مفید بوده است ، آن را با دیگران به اشتراک بگذارید !
در صورت کپی کردن مقاله لطفا لینک منبع را بصورت زیر قرار دهید .
منبع : بازار عسل ( زنبور عسل را بهتر بشناسید )

5
عسل در قرآن کریم (مهمان)
1397/05/26

درباره جایگاه عسل در قرآن کریم نکات بسیاری وجود دارد که بررسی خواهیم نمود . زنبور عسل در قرآن کریم با کلمه ی نحل دوبار و در آیات ۶۸, ۶۹ سوره نحل در جز ۱۴ قرآن کریم ذکر شده و در این آیات به خلقت زنبور عسل اشاره شده و جایگاه عسل در قرآن ذکر شده است ، همجنین نشانه ای از ایات خداوند برای اهل فکر شمرده شده است .نامگذاری سوره به نحل (زنبور عسل) نیز احتمال زیاد بخاطر همین ایات است که درباره عسل در قرآن بیان شده است .

در ادامه عسل در قرآن به عنوان مایه شفای همه مردم بیان میشود . نکته جالب اینکه خدواند فقط دریک جای دیگر، چیزی را شفابخش معرفی کرده که آن قران کریم است و این یعنی خداوند تعالی ، قرآن و عسل را دو چیز شفابخش معرفی کرده اند .

(در سوره اسرا) و البته انرا شفایی برای مومنین دانسته است.شاید بتوان گفت خدا هم شفابخش جسمی وهم شفابخش روحی را معرفی کرده است که مقایسه این دو ایه جای تامل بیشتری دارد.

عسل در قرآن کریم
درباره ارزش عسل در قرآن کریم دو آیه نازل شده است .
عسل غذایی معطر است که زنبور عسل آن را می سازد و حضرت محمد (ص) آن را درمانی برای تمام بیماری ها معرفی کرده است .

آیات مرتبط با چایگاه عسل در قرآن کریم
آیه ۶۸ سوره نحل :

وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ ﴿۶۸﴾
ترجمه (مکارم شیرازی): پروردگار تو به زنبور عسل وحی (الهام غریزی) فرستاد که از کوهها و درختان و داربستهائی که مردم می‏سازند خانه ‏هائی برگزین!

این آیه دو پیام برای ما دارد :

۱- تلاش و حرکت حیوانات و انتخاب مسکن آنها بر اساس غریزه‏اى است که خداوند در نهاد آنها قرار داده است. «اوحى ربّک الى النحل …
۲- بهترین نوع عسل، عسلِ زنبورهاى کوهستان است که از گل و گیاه کوهى استفاده مى‏کنند. »اتّخذى من الجبال … و من الشجر…»

آیه ۶۹ سوره نحل :

ثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۶۹﴾

مکارم: سپس از تمام ثمرات تناول کن، و راههائی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده به راحتی بپیما، از درون شکم آنها نوشیدنی خاصی خارج می‏شود، به رنگهای مختلف، که در آن شفای مردم است در این امر نشانه روشنی است برای جمعیتی که اهل فکرند!

چند پیام میتوان از آیه ۶۹ سوره نحل دریافت کرد :

۱- عسل ، عصاره انواع میوه‏هاست. «کُلى من کل الثمرات» .
۲- تنها انتخاب مسکن وغذاى حیوانات با هدایت الهى است، بلکه همه کارهاى آنها راهى است که خداوند پیش رویشان گذاشته است. «سُبل ربک»
۳- اعجاز خلقت: یک کارخانه عسل‏سازى در شکم حیوانى کوچک! «یخرج من بطونها» .
۴- عسل طبیعی به رنگ‏هاى مختلفى است. «مختلفاً الوانه» (رنگ‏هاى سفید، زرد، قرمز، که شاید این اختلاف رنگ‏ها بر اساس اختلاف رنگ گلها باشد.)
۵- در گیاهان و گلها، خواص درمانى است که از طریق عسل، شفاى دردهاى ما مى‏شود. «فیه شفاء للناس» (ناگفته پیداست که عسل، شفاى همه دردها نیست، لذا بصورت نکره «شفاءٌ» آمده است)
۶- نمام درس‏ها و عبرت‏ها، براى کسانى است که اهل فکر و اندیشه باشند «لقوم یتفکرون» وگرنه افرادى هستند که در تمام عمر از عسل استفاده مى‏کنند ولى حاضر به چند دقیقه فکر درباره‏ى آن نیستند.

نکته ی دیگری که در آیه ۶۹ سوره نحل وجود دارد این است که خداوند بعد از این که اختلاف تنوع رنگها را بیان کرد، خاصیت شفابخشی عسل را نیز مطرح کرده و این امر نشان دهنده نوعی رابطه میان اختلاف رنگها با شفابخشی عسل که می توان آن را از اعجاز قرآن دانست، چرا که در علم جدید ثابت شده است تنوع رنگها در عسل به تنوع عناصر قندی موجود در گیاهان برمی‌گردد. نوع رنگها را در شفابخشی عسل دخالت داده و این امر را به خود عسل نسبت نداده است .

نکات جالبی در تفسیر نمونه در باب این دو آیه آمده است که با یکدیگر بررسی خواهیم نمود :

۱- عسل از چه ساخته مى‏شود؟
زنبوران عسل معمولا از ماده قندى مخصوصى که در ریشه گلها قرار داده شده است میمکند و آن را جمع آورى مى‏کنند، ولى زنبورشناسان مى‏گویند کار زنبوران تنها استفاده از این ماده قندى بن گلها نیست، بلکه احیانا از تخمدان گلها و دمبرگها و میوه‏ها نیز استفاده مى‏کنند که قرآن از همه اینها تعبیر به” مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ” (همه میوه‏ ها) کرده است.
جمله عجیبى که از” مترلینگ” دانشمند زیست‏ شناس نقل شده، اهمیت تعبیر قرآن را آشکار میسازد آنجا که مى‏گوید:” همین امروز اگر زنبور عسل (اعم از وحشى و اهلى) از بین برود یکصد هزار نوع از گیاهها و گلها و میوه ‏هاى ما از بین خواهد رفت، و از کجا که اصولا تمدن ما از بین نرود؟” (زیرا نقش زنبوران عسل در جابجا کردن گرده‏ هاى نر گلها و بارور ساختن گیاهان ماده و به دنبال آن پرورش یافتن میوه‏ ها آن قدر عظیم است که بعضىاز دانشمندان حتى آن را از عسل‏ سازى زنبوران هم مهمتر مى‏دانند).

در حقیقت آنچه را زنبوران عسل از آن مى‏خورند، بالقوه انواع میوه‏ هایى است که به کمک آنها، شکل مى‏گیرد و با این حال چه پر معنى است کلمه” کُلِّ الثَّمَراتِ”.

۲- راههاى مطمئن و رام!

زنبورشناسان با مطالعاتى که روى این حشره انجام داده‏اند به این نتیجه رسیده‏اند که صبحگاهان گروهى از زنبوران که ماموران شناسایى گلها هستند از کندو بیرون مى‏آیند و مناطق مختلف پر گل را کشف کرده و به کندو باز مى‏گردند و به اطلاع دیگران مى‏رسانند، حتى سمت و جهت آن را مشخص کرده و فاصله آن را نیز از کندو به اطلاع هموطنان خود مى‏رسانند.

زنبوران براى رسیدن به منطقه گلها گاهى راه خود را نشانه‏گذارى مى‏کنند، و از طریق پراکندن بوهاى مختلف در مسیر راه، و مانند آن، چنان راه را مشخص مى‏کنند که کمتر امکان دارد زنبورى سرگردان شود! جمله فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا (در جاده‏هاى پروردگارت که رام و تسلیم تو است گام بگذار) گویا اشاره به این واقعیت است.

۳- عسل در کجا ساخته مى‏شود؟

شاید هنوز بسیارى از افراد فکر مى‏کنند که برنامه کار زنبوران عسل این است که شیره گلها را مکیده و در دهان خود جمع و در کندو ذخیره مى‏کنند، در حالى که چنین نیست آنها شیره‏هاى گلها را به بعضى از حفره‏هاى درون بدن خود که زنبورشناسان به آن، چینه‏دان مى‏گویند مى‏فرستند، و در آنجا که حکم یک کارخانه کوچک مواد شیمیایى دارد تغییر و تحولهاى مختلفى پیدا کرده، شهد گلها به عسل تبدیل مى‏گردد، و مجددا زنبور، عسل ساخته شده را از بدن خود بیرون مى‏فرستد.

عجیب اینکه سوره نحل، از سوره‏ هاى مکى است و مى‏دانیم در منطقه مکه نه گل و گیاهى وجود دارد و نه زنبوران عسل، ولى ارزش عسل در قرآن آنقدر بالاست که با این دقت و ظرافت از آن سخن مى‏گوید و با تعبیر جالبى مانند یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ:” از درون زنبوران مایعى خارج مى‏شود به رنگهاى مختلف” حتى به ریزه‏کاریهاى ساختن عسل نیز اشاره کرده است.

جایگاه عسل در قرآن کریم

۴- رنگهاى مختلف عسل

رنگ عسل، بر حسب آنکه زنبور بر چه گل و ثمره‏اى نشسته و از آن بهره‏گیرى کرده باشد تفاوت مى‏کند، به همین جهت در پاره‏اى از موارد قهوه‏اى تیره، و گاهى نقره‏اى سفید، و گاهى بى‏رنگ، و گاهى زرد رنگ، گاهى شفاف، زمانى تیره، گاهى زرد طلایى، زمانى خرمایى و حتى گاهى، مایل به سیاهى است!.
این تنوع رنگها علاوه بر این که گویاى تنوع سرچشمه‏هاى بدست آوردن عسل است، تنوعى براى ذوقها و سلیقه ‏ها نیز محسوب مى‏شود زیرا امروز ثابت شده است که رنگ غذا در تحریک اشتهاى انسان بسیار مؤثر است، قدیمى‏ها نیز گویا این مساله روانى را شناخته بودند که غذاهاى خود را با زعفران و زردچوبه و رنگهاى دیگر رنگین مى‏ساختند، تا از طریق بصرى نیز میهمانان شان را به خوردن غذا تشویق نمایند، در کتب غذاشناسى در این زمینه بحث فراوان کرده‏اند که نقل همه آنها مناسب با بحث فشرده تفسیرى ما نیست.
۵- عسل یک ماده فوق العاده شفا بخش
عسل در قرآن کریم به عنوان ماده ی شفابخش ذکر میشود و مى‏دانیم در گلها و گیاهان، داروهاى حیاتبخشى نهفته شده است که هنوز معلومات ما با اطلاعات وسیعى که از داروهاى گیاهى داریم نسبت به آن ناچیز است، و جالب اینکه دانشمندان از طریق تجربه به این حقیقت رسیده‏اند که زنبوران به هنگام ساختن عسل آن چنان ماهرانه عمل مى‏کنند که خواص درمانى و دارویى گیاهان کاملا به عسل منتقل شده و محفوظ مى ‏ماند!
روى همین جهت عسل داراى بسیارى از خواص درمانى گلها و گیاهان روى زمین بطور زنده است.

دانشمندان براى عسل، خواص بسیار زیادى گفته‏اند که هم جنبه درمانى دارد و هم پیشگیرى و نیرو بخش.
عسل زود جذب خون مى‏شود و به همین جهت نیرو بخش است و در خونسازى فوق العاده مؤثر.
عسل از ایجاد عفونت در معده و روده جلوگیرى مى‏نماید.
عسل بر طرف کننده یبوست است. عسل براى کسانى که دیر بخواب مى‏روند اثر بسیار مطلوبى دارد (مشروط بر اینکه کم نوشیده شود زیرا زیاد آن خواب را کم مى‏کند).
عسل براى رفع خستگى و فشردگى عضلات اثر قابل ملاحظه‏اى دارد.
عسل اگر به زنان بار دار داده شود، شبکه عصبى فرزندانشان قوى خواهد شد.
عسل میزان کلسیم خون را بالا مى‏برد.
عسل براى کسانى که دستگاه گوارش ضعیفى دارند نافع است، مخصوصا براى کسانى که به نفخ شکم مبتلا هستند توصیه مى‏شود.
عسل به علت اینکه زود وارد مرحله سوخت و ساز بدن مى‏شود، مى‏تواند بفوریت انرژى ایجاد کند و ترمیم قوا نماید.
عسل در تقویت قلب مؤثر است.
عسل براى درمان بیماریهاى ریوى کمک کننده خوبى است.
عسل به خاطر خاصیت میکرب کشى‏اش براى مبتلایان به اسهال مفید است.
عسل در درمان زخم معده و اثنى عشر عامل مؤثرى شمرده شده است.
عسل به عنوان داروى معالج رماتیسم، نقصان قوه نمو عضلات، و ناراحتیهاى عصبى شناخته شده.
عسل براى رفع سرفه مؤثر است، و صدا را صاف مى‏کند.
در واقع میتوان گفت خواص عسل بیش از آن است که در این مختصر بگنجد.

ساخت کندو توسط زنبور عسلخواندن
علاوه بر این از عسل داروهایى براى لطافت پوست و زیبایى صورت، طول عمر ورم دهان و زبان، ورم چشم، خستگى و ترک‏خوردگى پوست و مانند آن مى‏سازند.
مواد و ویتامینهاى موجود در عسل بسیار است، از مواد معدنى: آهن، فسفر، پتاسیم، ید، منیزیم، سرب، مس، سولفور، نیکل، روى، سدیم، و غیر آنست، از مواد آلى: صمغ، پولن، اسیدلاکتیک، اسیدفورمیک، اسیدسیتریک، اسید تاتاریک و روغنهاى معطر، و از ویتامینها داراى ویتامینهاى ششگانه- آ- ب- ث- د- کا- ا- مى‏باشد، بعضى نیز قائل به وجود ویتامین پ ب در عسل هستند.
عسل در خدمت درمان، بهداشت، و زیبایى انسانها است.
۶- براى انسانها (للناس)
جالب اینکه زنبورشناسان مى‏گویند زنبور عسل براى رفع گرسنگی اش کافى است که دو و یا سه گل را بمکد در حالى که در هر ساعت بطور متوسط روى دویست و پنجاه گل مى‏نشیند و کیلومترها راه مى‏رود و آن قدر پر کار است که در مدت عمر کوتاهش هر یک مقدار معتنا بهى عسل تولید مى‏کنند.
و به هر حال این تلاش و فعالیت چشمگیر او دلیل این است که او تنها براى خود کار نمى‏کند بلکه آن چنان که قرآن مى‏گوید للناس و براى همه انسانها تلاش مى‏کند.

۷- مسائل جالب دیگرى درباره عسل
این نکته امروز ثابت شده است که عسل هرگز فاسد نمى ‏شود، یعنى از غذاهایى است که همیشه تازه و زنده بدست ما مى‏رسد، و حتى ویتامینهاى موجود خود را هرگز از دست نمى‏دهد، علت این موضوع را دانشمندان وجود” پتاسیم” مى‏دانند که در آن بطور فراوان وجود دارد و مانع رشد میکربها است، و علاوه بر آن داراى مقدارى مواد ضدعفونى کننده مانند” اسیدفورمیک نیز هست لذا عسل هم خاصیت جلوگیرى از رشد میکرب دارد و هم میکرب کش است، و به همین جهت مصریان قدیم که از این خاصیت عسل آگاه بودند براى مومیایى کردن مردگان خود از آن استفاده مى‏کردند!.

عسل را نباید در ظرفهاى فلزى ذخیره کرد، این مطلبى است که دانشمندان به ما مى‏گویند و جالب اینکه قرآن به هنگامى که از زنبوران عسل سخن مى‏گوید مى‏فرماید” مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ” یعنى خانه ‏هاى زنبوران عسل را تنها در سنگها و چوبها خلاصه مى‏کند .

نکته مهم دیگر اینکه براى رسیدن به خواص درمانى و بهداشتى عسل باید هرگز آن را حرارت ندهند و به صورت پخته در میان غذاهاى دیگر استفاده نکنند، بعضى معتقدند تعبیر قرآن به شراب (نوشیدنى) در مورد عسل اشاره به همین نکته که آن را باید نوشید.
و نیز این نکته قابل ملاحظه است که نیش زنبوران عسل نیز خاصیت درمانى دارد البته زنبور عسل با آن طبع لطیفى که دارد بى جهت به کسى نیش نمى ‏زند، این ما هستیم که آنها را تحریک کرده و به نیش زدن وادار مى‏کنیم.

از جمله اینکه زنبوران عسل از بوى بد ناراحت مى‏شوند و هر گاه صاحب زنبوران با دست آلوده و لباس بد بو به کندو نزدیک شود او را از نیش بى‏بهره نمى‏گذارند، مخصوصا اگر صاحب زنبوران قبلا دست خود را در کندوى دیگرى کرده باشد و بوى کندوى بیگانه در دست او است، به مجرد اینکه دست در کندوى دیگرى مى‏کند به او حمله مى‏کنند! و به همین جهت باید قبلا دست خود را کاملا بشوید.
البته زنبور به هنگامى که نیش بزند میمیرد و بنا بر این نیش زدن او یک نوع خودکشى است!، استفاده از نیش زنبور عسل براى بیماریهایى مانند رماتیسم، مالاریا، درد اعصاب و بعضى دیگر از امراض باید طبق برنامه‏اى باشد که دانشمندان این فن بیان کرده‏اند، و گرنه نیش زنبوران عسل احیانا ممکن است زیان و حتى خطر هم داشته باشد!.
گزش یک یا چند زنبور معمولا قابل تحمل است، ولى دویست تا سیصد عدد زنبور باعث مسمومیت و ناراحتى قلبى مى‏شود و اگر تعدادشان به پانصد عدد برسد، موجب فلج دستگاه تنفسى و احتمالا مرگ خواهد شد.

ترکیب عسل و دیگر مواد و خواص آنهاخواندن
۸- زندگى عجیب زنبوران عسل
در گذشته کمتر و امروز بر اثر مطالعات پى‏گیر دانشمندان بسیار بیشتر، این نکته ثابت شده است که زنبوران عسل داراى زندگى بسیار منظم توام با برنامه‏ریزى و تقسیم کار و مسئولیت و نظام بسیار دقیق است.
شهر زنبوران از پاکترین، منظمترین و پرکارترین شهرها است، شهرى است که بر خلاف همه شهرهاى انسانها، بیکار و فقیر ندارد و از تمدن درخشانى برخوردار است از افراد متخلف و وظیفه‏نشناس در این شهر کمتر اثر دیده مى‏شود، و اگر زنبورانى ندرتا در بیرون کندو بر اثر سهل‏انگارى از گلهاى بدبو و زیانبخش استفاده کنند در همان دروازه کندو بازرسى و ضمن یک محاکمه صحرایى محکوم به اعدام مى‏گردند!.

” مترلینگ” دانشمند زیست‏شناس بلژیکى که مطالعات فراوانى در رابطه با زندگى زنبوران عسل کرده، درباره نظام عجیبى که بر شهر آنها حکمفرما است چنین مى‏گوید:
” ملکه (یا صحیحتر مادر کندو) در شهر زنبوران عسل آن طور که ما تصور مى‏کنیم فرمانفرما نیست، بلکه او نیز مثل سایر افراد این شهر مطیع قواعد و نظامات کلى مى‏باشد.
ما نمى‏دانیم که این قوانین و نظامات از کجا وضع مى‏شود، و به انتظار این هستیم شاید روزى بتوانیم به این موضوع پى ببریم، و واضع این مقررات را بشناسیم، ولى فعلا بطور موقت آن را به نام” روح کندو” مى‏خوانیم! ملکه نیز مانند دیگران از روح کندو اطاعت مى‏کند.
ما نمى‏دانیم روح کندو در کجاست؟ و در کدامیک از سکنه شهر عسل حلول کرده است؟
ولى مى‏دانیم روح کندو شبیه به غریزه پرندگان نیست، و نیز مى‏دانیم که روح کندو یک عادت و اراده کورکورانه نژاد زنبور عسل نمى‏باشد، روح کندو وظیفه هر یک از سکنه شهر را بر طبق استعدادشان معلوم مى‏کند و هر کس را به یک کار مى‏گمارد.
روح کندو به زنبوران مهندس و بنا و کارگر دستور مى‏دهد خانه بسازند روح کندو در روز و ساعت معین به تمام سکنه شهر دستور مى‏دهد که از شهر مهاجرت نمایند، و براى بدست آوردن مسکن و ماواى جدید، خود را بدست حوادث نامعلوم و انواع مشقتها بسپارند! ما نمى‏توانیم بفهمیم قوانین شهر عسل که بوسیله روح کندو وضع شده در کدام مجمع شورا مطرح مى‏گردد و تصمیم به اجراى آن مى‏گیرند و کیست که فرمان حرکت را در روز معین صادر مى‏کند؟
آرى در کندو مقدمات مهاجرت براى اطاعت خدایى که سرنوشت زنبور عسل را در دست گرفته فراهم مى‏شود” «۱».

اگر دانشمند مزبور به خاطر رسوباتى که از مکتب مادیگرایان در فکر او وجود داشته با ابهام از این مساله سخن مى‏گوید ما با توجه به راهنمایى قرآن، بسیار خوب درک مى‏کنیم که اینهمه آوازه‏ها و برنامه‏ ها از کجاست و تنظیم کننده و فرمان دهنده کیست؟! چه تعبیر زیبایى درباره زنبور عسل در قرآن وجود دارد وَ أَوْحى‏ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ …:” پروردگارت به زنبور عسل وحى و الهام فرستاد …”!
از این رساتر و جامعتر و گویاتر تصور نمى‏شود.
هر چند آنچه درباره زنبوران عسل ناگفته ماند بسیار بیش از آنست که گفتیم اما روش تفسیرى ما اجازه نمى‏دهد که بیش از این مقدار، موضوع فوق را دنبال کنیم «۲».
ولى آیا همین مقدار که گفتیم براى پى بردن به عظمت پروردگار براى آنها که اهل فکر و اندیشه‏ اند کافى نیست؟ آرى إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.

این مقاله با موضوع بررسی نکاتی درباره عسل در قرآن کریم جمع آوری و تهیه شد ، امیدواریم با مطالب فوق که درباره ی جایگاه عسل در قرآن کریم گفته شد توانسته باشیم به ارزش اصلی این ماده ی شفابخش و غذای لذیذ اشاره کرده باشیم ،

منابع :

قرآن کریم
تفسیر نور
تفسیر المیزان