تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم!

نویسنده: 
بدری بن منوّر‌
تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم!

«وما أرسلناك إلاّ رحمة للعالمين: أنت مع من أحببت»

«و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم: با آن‌که دوستش داری حشر خواهی شد.»

رسول اکرم –صلّی‌الله علیه و سلّم– نزد خدا جایگاه والایی دارد؛ خدای متعال او را برای هدایت بشر برگزید و بر تمام پیامبران برتری داد. سینه‌اش را فراح و نامش را بالا برد. جایگاهش را متعالی و در آیات فراوان از او به نیکی یاد کرد:

«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ *وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ * الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ * وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح: 1 : 4)

آيا براى تو سينه‌ات را نگشاده‌ايم؟ و بار گرانت را از [دوش‌] تو برنداشتيم؟ [بارى‌] كه [گويى‌] پشت تو را شكست. [بارى‌] كه [گويى‌] پشت تو را شكست. و نامت را براى تو بلند گردانيديم.

همچنین فرموده: «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى» (النجم: 3) «و از سر هوس سخن نمى‌گويد.»

«وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ» (القلم: 4) «و راستى كه تو را خويى والاست.»

از ابی سعید خدری -رضی الله عنه- روایت است که رسول خدا فرمود:

«أنا سيد ولد آدم يوم القيامة، وبيدي لواء الحمد ولا فخر، وما من نبي يومئذ، آدم فمن سواه إلا تحت لوائي، وأنا أول من تنشق عنه الأرض ولا فخر» (رواه الترمذي)

من سرور فرزندان آدم در روز قیامت هستم. پرچم حمد و ستایش در دست من است و این فخر نیست؛ تمام پیامبران از آدم و دیگران در آن روز زیر پرچم من هستند. من نخستین کسی هستم که زمین خود را بر من باز خواهد کرد و این فخر نیست. انس به مالک از رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– روایت کرده است که فرمود:

«آتي بابَ الجنةِ يومَ القيامة فأستفتِح، فيقول الخازِن : مَنْ أنت؟، فأقول: محمد، فيقول: بك أُمرتُ لا أفتح لأحدٍ قبلَك" رواه مسلم.»

«در روز قیامت من بر در بهشت قرار می‌گیرم و آن را می‌کویم. دربان می‌گوید: کی هستی؟ می‌گویم: محمد هستم. می‌گوید: به من دستور داده‌اند پیش از تو آن را به روی کسی نگشایم.»

به همین خاطر محبت رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– اصلی از اصول دین و یکی از شروط ایمان است. از انس -رضی الله عنه- روایت است که رسول خدا فرمود:

«لا يؤمن أحدكم حتى أكون أحب إليه من والده وولده والناس أجمعين» (رواه البخاري)

«ایمان نمی‌آورد آن کس که مرا بیش از پدر و مادر و همه مردم دوست نداشته باشد.»

پس ایمان مؤمن زمانی کامل است که پیامبر خدا را از خود بیشتر دوست داشته باشد. از عبدالله بن هشام روایت است که فرمود: «همراه پیامبر اسلام بودیم در حالی که دست عمر بن خطاب را گرفته بود عمر گفت: ای رسول خدا تو را بیش از همه کس دوست دارم جز خودم. پیامبر فرمود: نه عمر؛ سوگند به کسی که جانم در دست اوست تا وقتی که مرا از خود نیز بیشتر دوست داشته باشی. عمر فرمود: از هم‌اکنون چنین هستم که می‌گویی؛ به خدا سوگند تو در نزد من از خودم نیز محبوب‌تری. آنگاه رسول خدا فرمود: اینک درست شد ای عمر.» (روایت بخاری)

ابن حجر می‌گوید: «سخن اول عمر از روی طبع بود سپس فکر کرد و با دلیل دریافت که باید پیامبرش را از خودش نیز بیشتر دوست داشته باشد زیرا به واسطه‌ی او از هلاکت دنیا و آخرت نجات یافت. بنابراین بر مقتضای راهی که انتخاب کرده بود سخن گفت و این پاسخ را شنید که اینک درست شد ای عمر. یعنی اکنون مرا شناختی و آنچه می‌بایست گفتی.»

 

فرزندان ما و دوستی پیامبر

فرزندان رعیتی هستند که خدای متعال سرپرستی آنان را به ما سپرده است؛ بر ما واجب است محبت رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– را به لحاظ اعتقادی، قولی و عملی به دست آوریم و او را بر خود و پدر و مادر و فرزندان برتری دهیم. همچنین وظیفه داریم این محبت را در دل فرزندان‌مان بکاریم و از کودکی آنان را با این فکر پرورش دهیم. زیرا مرحله‌ی کودکی مهم‌ترین مرحله در شکل‌گیری شخصیت انسان است و اگر کودک محبت صحیح پیامبرش را دریابد و با آن بزرگ شود؛ پیروی از پیامبر بر او آسان خواهد بود. اگر انسان در کودکی با هر چیزی بزرگ شود در آینده به طبع و سرشت او تبدیل خواهد شد.

خردسالان غالباً‌ بر روش پدر و مادرشان بزرگ می‌شوند به همین خاطر علی بن حسین فرمود: ما غزوه‌های رسول خدا را چون سوره‌های قرآن می‌آموختیم. ابن قیمفی در کتاب «تحفة المودود بأحکام المولود» می‌نویسد: هر کس نسبت به آموزش درست فرزندش سستی کند و او را به حال خود رها سازد بیشترین زیان را به او وارد کرده است. بیشترین ناراستی و کژی فرزندان از سوی پدر و مادر و ناشی از سهل انگاری و بی‌‌خیالی آنان است. فرایض و سنن دینی را به فرزندان نمی‌آموزند و به این ترتیب در کودکی آنان را تباه می‌کنند به طوری که وقتی بزرگ شوند نه برای خود سودمند هستند نه برای پدر و مادرشان.

بدون امتیاز