حقوق طبیعی انسان در قرآن/ مطلب اوّل: آزادی در قرآن

نویسنده: 
یوسف عزیزپور
حقوق طبیعی انسان در قرآن/ مطلب اوّل: آزادی در قرآن

مقایسه‌ی قرن بیست‌ویکم با گذشته‌ی تاریخ یعنی قرن ششم میلادی:

جهان بشری امروز با وجود پیشرفت‌های گوناگون و اعجاب‌برانگیز، دستخوش ناآرامی و فساد گشته و از جهات بسیاری دچار مشکلات و بحران‌های جدی است. امنیت بشر نیز از جنبه‌های مختلف با خطرات و تهدیدات جدّی‌ روبرو است.

اگر اوضاع کنونی جهان را از نظر سیاسی، اجتماعی و اخلاقی با اوضاع جهان قرن ششم میلادی یعنی قبل از بعثت پیامبر اسلام حضرت محمّد –صلّی‌الله علیه و سلّم– مقایسه کنیم، در می‌یابیم که جهان معاصر از خیلی جهات با جهان آن روز (قرن ششم میلادی) شباهت نزدیکی دارد. مردم در آن زمان از نابربری و بی‌عدالتی رنج می‌بردند؛ آیا امروز که قرن بیست و یکم (مدرنیته) است چنین وضعیتی در جهان حاکم نیست؟

 قدرتمندان و زورگویان حق مظلومان و مستضعقان را پایمال کرده و خواسته‌های خویش را به آنان تحمیل می‌کردند؟

آیا در جهان معاصر در سطح وسیع و با اشکال و ابزار‌های نوین روز همچون تانک آبرامز و... آن مظالم اعلام نمی‌شود؟

آیا نسبت به تعالیم روشنگر، راه‌گشا و حیات‌بخش انبیا بی‌توجهی و استغنا نشان داده نمی‌شود؟

اگر در آن روزگار، ظالمان و ستمگران با شمشیر‌های برّان سرها را از تن جدا می‌کردند؛ آیا ظالمان و سلطه‌طلبان امروز با بمب‌ها و سلاح‌های پیشرفته‌ی امروزی کشتار دسته‌جمعی و بی‌رحمانه‌تری‌ از آتها انجام نمی‌دهند؟ و بشریت را درخاک و خون نمی‌غلطانند؟؟

با توجه به تکرار تاریخ بشریّت‌ و تشابه تاریخ معاصر با تاریخ گذشته برای نجات از این اوضاع نامطلوب و اصلاح مجدّد‌ نسل بشریت امروز در این عصر مدرنیته نیاز شدیدی به بازگشت به قرآن و فرامین‌هایش داریم لذا بنده نام خدا را آوردم و دست‌آویز کلام گرانبهای خدا (قرآن) شدم که می‌فرمایند: هُدَیً لِنّاسِ (بقره-١٨٥) اول بوسیدم و بر سر و سینه کشیدم تا قلب آشفته‌ام از نابسامانی‌های روزگار تسکین یابد و آن را باز کردم وقلم را برداشتم و درس یکم (حقوق طبیعی انسان در قرآن) را آغاز نمودم.

انسان موجودی اجتماعی است، در بین پدر و مادر به دنیا می‌آید، با برادران خواهران پرورش می‌یابد، در بین خانواده و همسایگان زندگی می‌کند و با آنها انس و الفت می‌گیرد و آنها نیز با او مهربان‌اند و انسان از انس گرفته شده است، زیرا او با دیگران و دیگران با او انس می‌گیرند.

پس انسان فطرتاً اجتماعی است و ذاتاً توانایی زندگی خارج از اجتماع را ندارد. زیرا احتیاجات زندگی‌اش بدون اجتماع تحقق نمی‌یابد و بر طرف نمی‌گردد.

با این وجود که اجتماع امری ضروری است، نظام اجتماعی در قرآن و اسلام چگونه پایه‌گذاری شده است؟

با اندکی تامّل در می‌یابیم که آیین حنیف اسلام که داستان نبی‌الرحمه حضرت محمد (ص) در خلال ۲۳ سال برای انسان‌ها تبیین و تشریح گردیده فقط برای پدید آوردن نیازهای انسان و برطرف کردن ناشایسته‌ها از او، به همین خاطر است علما‌ فقه و اصول (ره) با تفکّر و تأمّل در احکام شرعی دریافتند که قصد تمامی این احکام و نتیجه‌ی بیست و سه سال دعوت خاتم النبی محمد المصطفی (ص) برای هدایت و آسایش و تعالی انسان می‌باشد.

بنابراین علما فقه و اصول برای صیانت از هویّت انسان و حقوق او اصول پنج‌گانه تدوین و تعریف کرده‌اند چنانچه عالم گرانقدرمان امام محمد غزالی طوسی (ره) در کتاب خود المستصفی می‌فرمایند:

ومقصودُ الشرعِ مِن الخَلقِ خَمسَة و هوَ ان یَحفظَ عَلیهِم دینَهم و نفسَهم و عقلَهم و نسلَهم و مالَهم. فکُلَّما یَتَضَمَّنُ حِفظُ هذە الاصولِ الخمسةِ فهوَ مَصلحَة و کُلَّما یفوتُ هذە الاصول فهوَ مَفسدَة و دَفعُها مَصلحة

یعنی هدف فقه و شریعت از مخلوقات (موجودات) ۵ مورد می‌باشد به ترتیب بیان می‌شوند:

١- مراقبت از آیین ۲- مراقبت از جان مردم ۳- مراقبت از عقل مردم ٤- مراقبت از نسل ونژاد مردم ۵- مراقبت از اموال و دارایی‌های مردم

 و هر چیزی دیگری پاسداری از این پنج زیربنای اصیل نماید کار خوب و پسندیده است و هر عامل دیگری مراقبت از این زیربنا نکنند کاربد و ناپسندیده است. آنگاه مراقبت پنج پایه مذکور خوبی و مصلحتی می‌شود و همچنین دانشمند گرانقدر دیگری امام شاطبی (رحمه) در کتاب خود به نام الموافقات می‌فرمایند:

والمجموعُ الضروریاتُ خَمسة و هیَ حِفظُ الدینِ و النّفسِ و النّسِل والمالِ والعقلِ و قَد قالوا اِنَّها مُراعاة فی کل مِلَّة. امام شاطبی (رحمه) می فرماید: جمع مواردی که نباید تحت هیچ شرایطی ترک شوند این پنج مورد میباشند ۱- مراقبت از آیین ۲- مراقبت از جان مردم ۳- مراقبت از نسل و نژاد مردم ۴- مراقبت از اموال و دارایی‌های مردم ۵- مراقبت از عقل و فهم مردم است.

و همچنین می‌گویند چنانچه گفته شده این پنج زیربنا یعنی مجموعه ضروریات پنجگانه همیشه میان همه‌ی ملت و قوم‌های پیشین ما حفظ شده‌اند، لازم است ما هم آنها را محفوظ کنیم.

حقوق طبیعی هر انسانی در این جهان این شش مورد هستند که خلاصه وار ذکر می‌شود:

۱- حق زندگی کردن ۲- حق آزادی ۳- حق دانش آموختن ۴- حق احترام برای هر کس ۵- حق زنده ماندن ۶- حق کارگران

خداوند متعال که خالق انسان می‌باشد می‌داند نیازهای او هم چیست. برای اینکه انسان تعالی و ترقی نماید، این حقوق‌های فوق ذکر برای او تعیین کرده که طبق آیه‌های قرآنی بیان می‌گردند:

۱- حق حیات، یعنی زندگی کردن و زنده ماندن که پروردگار به انسان بخشیده و هیچ کس حق سلب حیات از او را بدون رضایت خداوند ندارد. و خداوند در قران می‌فرمایند: وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ ‏- الحجر/٢٣

‏یعنی: و مائيم كه زنده می‌گردانيم و می‌ميرانيم (و باقی بوده) و وارث (جهان) می‌باشيم.

و خداوند در قرآن سوره النجم آیه‌ی ۴۴ می‌فرمایند: وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا یعنی: و اين كه‌ قطعاً او است كه می‌ميراند و زنده می‌گرداند...

ناگفته نماند خداوند متعال در حاکمیت اسلامی حق انتقام گرفتن از قاتل عمدی را برای مصلحت جامعه و مراقبت از این جامعه به دولت اسلامی واگذار کرده است. طبق آیه ۱۷۹ سوره البقره که می‌فرماید:

وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏

‏ترجمه: ‏ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص، حيات و زندگی است (بنابر مصلحت و حكمتی كه در آن و دقائق و نكاتی كه در همه احكام است. اين است كه قانون قصاص را برای شما وضع كرديم تا از تجاوز و خونريزی بپرهيزيد.) باشد كه تقوا پيشه كنيد. ‏

۲- احترام به خون مردم: چون اسلام برای جان وحیات انسان ارزش فراوانی قائل شده و آن را مقدس گردانیده و حفظ نفس را گرامی داشته است، تجاوز به حیات و نفس دیگران بعد از کفر از بزرگترین گناهان در نزد خداوند شمرده می‌شود.

وقرآن می‌فرمایند: مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً...

ترجمه: به همين جهت بر بني‌اسرائيل مقرّر داشتيم كه (متجاوز كشته ش. چرا كه) هركس انساني را بدون ارتكاب قتل، يا فساد در زمين بكشد، چنان است كه گوئي همه انسانها را كشته است و هركس انسانی را از مرگ رهائی بخشد، چنان است كه گوئی همه مردم را زنده كرده است‌؛ (زيرا فرد نماينده جمع و عضوی از اعضاء جامعه است.) و پيغمبران ما همراه با معجزات آشكار و آيات روشن به پيش ايشان آمدند و امّا بسياري از آنان (احكام خدا را ناديده گرفتند و) پس از آن در روی زمين راه اسراف (در قتل و جنايت) پيش گرفتند...

خداوند متعال در شریعت خود تنها قانون گذاری نکرده بلکه اعلام کرده باید حیات انسان نیز مراقبت شود و از رفتارهایی که باعث سلب حیات وی و ضرر رساندن به انسان می‌باشند خودداری شود.

الف) حال به مواردی می‌پردازیم که در قرآن برای صیانت از حیات انسان ذکر گردیده‌اند و باید این (قانون) تدوین شده اجرا شوند، که به شرح ذیل می‌باشند:

• ممنوعت قتل و کشتن به ناحق طبق آیه ٣٣ سوره اسرا

وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ

‏و كسی را نكشيد كه خداوند كشتن او را - جز به حق‌ - حرام كرده است ‏

• کشتن قاتلی که به ناحق کسی را کشته و به قتل رسانده. آیه ١٧٨ بقره

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى

ترجمه:‌ ای كسانی كه ايمان آورده‌ايد! درباره كشتگان، (قانون مساوات و دادگری) قصاص بر شما فرض شده است.

• خودکشی باهر وسیله و بهانه‌ای که باشد آیه ٢٩ نساء

 (وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً...)

 ‏و خودكشی مكنيد و خون همديگر را نريزيد. بيگمان خداوند (پيوسته) نسبت به شما مهربان بوده (و خواهد بود)

• خود را به هلاکت ندهید خداوند شاهد حال شما است. بقره -١٩٥

• وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ: خود را با دست خويش به هلاكت نيفكنيد.

و همان‌طور‌ که شریعت ما را به استفاده از انواع خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها توصیه می‌کند از خوردن و نوشیدن بعضی از آنها ما را باز می‌دارد تا از مضرات و مفسدات آن‌ها سالم بمانیم همانند گوشت خوک و... آیه٤ -مائده

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ...

ترجمه: (ای مؤمنان!) بر شما حرام است (خوردن گوشت) مردار، خون (جاری)، گوشت خوک، حيواناتی كه به هنگام ذبح نام غير خدا بر آنها برده شود و به نام ديگران سر بريده شود، حيواناتی كه خفه شده‌اند، حيواناتی كه با شكنجه و كتک كشته شده‌اند، آنهائی كه از بلندی پرت شده و مرده‌اند، آنهائی كه بر اثر شاخ‌زدن حيوانات ديگر مرده‌اند، حيواناتی كه درندگان از بدن آنها چيزي خورده و بدان سبب مرده‌اند، مگر اين‌كه‌ (قبل از مرگ بدانها رسيده و) آنها را سر بريده باشيد، حيواناتی كه برای نزديكی به بتان قربانی شده‌اند و بر شما حرام است كه با چوبه‌های تير به پيشگوئی پردازيد و از غيب سخن گوئيد، همه اينها برای شما گناه بزرگ و خروج از فرمان يزدان است.

ب) عواملی که به سلامتی جسمی و عقلی انسانها ضرر می‌رسانند:

١- مسکرات (مشروبات الکلی) و مواد مخدر و...

٢- ممنوع کردن فساد اخلاقی (زنا) در جامعه اسلامی.

٣- خودداری کردن از گوشت‌هایی که در آیه ٤ سوره مائده ذکر شده‌اند.

٤- خون

٥- گوشت خوک

ج) - طبق فرامین دینی در صورت داشتن عذر در به کار بردن آب به دلیل جراحت در اعضای وضو که در این حالت از گرد و غبار پاک به جای آب برای غسل (جنابت) و وضو استفاده می‌کنیم یعنی تیمم انجام می‌دهیم.

 وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ

و اگر مريض يا مسافر بوديد و يا اين‌كه‌ از پيشاب برگشتيد و يا اين‌كه با زنان نزديكی كرديد و (در همه اين احوال) آبی نيافتيد، با خاک پاک تيمّم كنيد (نساء۴۳)

• کسی که بیمار یا مسافر باشد می‌تواند روزه نگیرد و به تعداد روزه‌های متروک در ماه‌های بعد رمضان آنها را قضا کند.

(وَمَن كَانَ مَرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ): و اگر كسي بيمار يا مسافر باشد (مي‌تواند از رخصت استفاده كند و روزه ندارد و) چندي از روزهاي ديگر را (به اندازه آن روزها روزه بدارد) بقره١٨٥

د) استفاده از نوشیدنی‌ها و خوراکی‌های حرام در حالت ضرورت برای انسان جایز است چنانچه خداوند می‌فرمایند:

فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ:‏ ولي آن كس كه مجبور شود (به خاطر حفظ جان از آن اشيا حرام بخورد) در صورتي كه علاقه‌مند (به خوردن و لذّت بردن از چنين چيزهائي نبوده) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع هم) نباشد، گناهي بر او نيست. بي‌گمان خداوند بخشنده و مهربان است. ‏

یا علمای فقه گفته‌اند: الضَروریّاتُ تبیحُ المَحظورات یعنی: ضروریات حرام را حلال می‌کنند

 

١-  حق آزادی:

آزادی یعنی: انسان بنده‌ی هیچ کسی جز خداوند پروردگار نباشد و همان بندگی کردن پروردگار تحقق مفهوم آزادی برای انسان است. خداوند متعال نام پیامبران را به بلندترین‌ مقام که بندگی کردن است در آیات زیر بیان می‌کنند:

۱) سوره بقره٢٣

وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا...

‏ترجمه: اگر درباره آنچه بر بنده خود نازل كرده‌ايم، دچار شكّ و دودلي هستيد.

 

۲) آیه۴۱ انفال

إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ

‏ترجمه: اگر به خدا و بدانچه بر بنده خود در روز جدائي (كفر از ايمان، يعني در جنگ بدر، روز هفدهم ماه رمضان سال دوم هجري) نازل كرديم ايمان داريد. روزي كه دو گروه (مؤمنان و كافران) روياروي شدند.

۳) سوره ص آيه ١٧‏

‏ اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ

 ترجمه: در برابر چيزهائي كه مي‌گويند شكيبا باش و به خاطر بياور (پيغمبران شكيبا، از جمله) بنده ما داود قدرتمند و توانا را. واقعاً او (در همه كار و همه حال به سوي خدا باز مي‌گشت و) بسي توبه‌كار بود.

٤) سوره ص آيه ٤١‏

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ

 ترجمه: (اي محمّد!) خاطر نشان ساز (سرگذشت) بنده ما ايّوب را

۵) سوره قمر آيه ٩‏

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ

ترجمه: پيش از ايشان، قوم نوح، بنده ما (نوح) را تكذيب كردند (و دروغگويش ناميدند) و گفتند: ديوانه‌اي است و (از ميان خردمندان) رانده شده است...

۶) آیه ٤٥ ص

وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ

ترجمه: (اي پيغمبر!) از بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب سخن بگو، آنان كه داراي قدرت و بينش (كافي و قوي درباره امور زندگاني و رموز آئين يزداني) بودند...

آیاتی را که ذکر کردیم اسامی تعدادی از پیامبران بودند که خداوند متعال با واژه عبد نامشان را ذکر کرده است.

هدف از ذکر پیامبران به نام بنده یعنی بنده خداوند باشند این است پیام اسلام که برده‌ها و بنده‌ها را از بردگی و بندگی مردم برای بندگی خداوند منان آزاد کند و از قید و بند ماسوای خداوند آزاد باشند.

چون آیین حنیف اسلام هیچ بهایی بدون آزادی به زندگی انسان نمی‌دهد یعنی زمانی که انسان از مادرش متولد می‌شود (واژه) آزادی همراه او متولد می‌شود.

چنانچه پیشوای عدل انسان و اسلام در کلام گوهر بار خودشان پیام داده‌اند که تاریخ از ثبت آن و انسان از شنیدن آن افتخار می‌کنند، خلیفه دوم اسلام حضرت عمر بن خطاب -رضی‌الله عنه- خطاب به عمرو پسر عاص فرمودند:

مَتی اِستَعبَدتُم النّاسَ وَقَد وَلَدتُهم اُمَّهاتُهُم اَحرارا یعنی: کی شما انسانها را بنده‌ی خود کردید در حالیکه مادرانشان آنها را آزاد به دنیا آورده‌اند.  

و لازم به توضیح می‌باشد واژه‌ی آزادی مفهوم دیگری برایش بکار برده‌اند و از دایره مفهوم خود بیش از حد گسترشش داده‌اند.

١- کسان ظالم و ستمکار واژه‌ی آزادی را طوری معنا کرده‌اند تا فراغی برای ستمکاری و دیکتاتوری خودشان باشد

٢- انسان‌های بی‌بند و بار و خارج شده از محدودیت خودشان، از آزادی چنین برداشت کرده اند، گسترش بی‌اخلاقی و انجام دادن آن را وظیفه خود می‌دانند.

و همچین برداشتی از واژه آزادی طبق آرا و خواسته‌های خود همچون روشن کردن آتشی است که خشک و تر را می‌سوزاند.

و  حالا می‌پردازیم به ذکر محدود موارد آزادی‌هایی که به انسان اختصاص داده شده است:

الف) انسان که از مادرش متولد شده آزاد بوده و کسی نمی‌تواند اورا برده‌ی خود قرار دهد.

ب) انسان تنها به بنده‌ی خداوند موصوف می‌گردد. (یعنی فقط بنده‌ی خدا باشد)

ت) هر ملیت و قومی در خاک و وطن خود آزاد است و نباید به بردگی ملت دیگری قرار بگیرد و هر زمانی قومی یا ملتی دیگر به هر عنوانی و به هر نامی به ملت دیگر‌ی هجوم آرد و حق آزادی او را سلب نماید و خانه و کاشانه‌اش را ویران کند و در مقابل ملتی که مورد ستم و هجوم ظالمانه واقع شده باید به مقابله و دفاع از خود برای اخذ مجدد آزادی خود و وطنش به پا خیزد و برای دفع کردن این ستم ظالمانه از تمام استعدادهای فیزیکی و مالی و نظامی خود بهره گیرد، چون خالق انسان به انسان آزادی داده و انسان را هم مکلّف کرده که برا حفظ آن باید بکوشد و قیام نماید.

خداوند در آیه ٣٩ سوره حج می‌فرماید:

أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ

ترجمه: اجازه (دفاع از خود) به كساني داده مي‌شود كه به آنان جنگ (تحميل) مي‌گردد، چراكه‌ بديشان ستم رفته است (و آنان مدّتهاي طولاني در برابر ظلم ظالمان شكيبائي ورزيده‌اند و خون دل خورده‌اند) و خداوند توانا است بر اين كه ايشان را پيروز كند. ‏

توبه٤١: انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

 ترجمه: (اي مؤمنان! هرگاه منادي جهاد، شما را به جهاد ندا درداد فوراً) به سوي جهاد حركت كنيد، سبك‌بار يا سنگين‌بار، (جوان يا پير، مجرّد يا متأهّل، كم‌عائله يا پرعائله، غني يا فقير، فارغ‌البال يا گرفتار، مسلّح به اسلحه سبك يا سنگين، پياده يا سواره و... در هر صورت و در هر حال،) و با مال و جان در راه خدا جهاد و پيكار كنيد. اگر دانا باشيد مي‌دانيد كه اين به نفع خود شما است

و اگر هر قومی برای بدست آوردن این آزادی، که خداوند به او داده سهل‌انگاری کند، قیام و دفاع نکند طبق این آیه برای همیشه در تاریخ حیات خود محقر وخوار خواهد شد.

توبه ٣٩: إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

ترجمه: اگر براي جهاد بيرون نرويد، خداوند شما را (در دنيا با استيلاء دشمنان و در آخرت با آتش سوزان) عذاب دردناكي مي‌دهد و (شما را نابود مي‌كند و) قومي را جايگزينتان مي‌سازد كه جداي از شمايند (و پاسخگوي فرمان خدايند و در اسرع وقت دستور او را اجرا مي‌نمايند. شما بدانيد كه با نافرماني خود تنها به خويشتن زيان مي‌رسانيد) و هيچ زياني به خدا نمي‌رسانيد (چرا كه خدا بي‌نياز از همگان و داراي قدرت فراوان است) و خدا بر هر چيزي توانا است.

چنانچه خداوند متعال دراین آیه شریفه می‌فرماید اگر برای بدست آوردن آزادی خود علیه کسانی که شما را مورد حمله قرار داده‌اند تلاش کنید (قیام کنید) خداوند آزادی را به شما می‌بخشد

 سوره قصص آیه٥: نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

ترجمه: ما مي‌خواستيم كه به ضعيفان و ناتوانان تفضّل نمائيم و ايشان را پيشوايان و وارثان (حكومت و قدرت) سازيم.

چنانچه بر هر ملتی دفاع از حقوق خودشان واجب است، دفاع از حقوق دیگران که مظلوم و ستمدیده واقع شده‌اند و آزادیشان سلب گردیده بر آن‌ها واجب است طبق آیه ٧٥ سوره نساء:

و مَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيراً

‏ترجمه: چرا بايد در راه خدا و (نجات) مردان و زنان و كودكان درمانده و بيچاره‌اي نجنگيد كه (فرياد برمي‌آورند و) مي‌گويند: پروردگارا! ما را از اين شهر و دياري كه ساكنان آن ستمكارند (و بر ما بيچارگان ستم روا مي‌دارند) خارج ساز و از جانب خود سرپرست و حمايتگري براي ما پديد آور و از سوي خود ياوري برايمان قرار بده (تا ما را ياري كند و از دست ظالمان برهاند). ‏

دیگر از حقوق حیاتی انسان آزادی دین و مذهبش می‌باشد:

الف) آزادی عقیده واعتقاد و باور دینی هرچه که باشد و معبود‌های آن‌ها

ولازم به ذکر است هر شخص در انتخاب معبود‌ها نزد پروردگار مسؤول است

چناچنچه خداوند هم می‌فرمایند:

کهف ٢٨: وقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقاً

ترجمه: بگو: حق (همان چيزي است كه) از سوي پروردگارتان (آمده) است (و من آن را با خود آورده‌ام و برنامه من و همه مؤمنان است) پس هركس كه مي‌خواهد (بدان) ايمان بياورد و هركس مي‌خواهد (بدان) كافر شود. ما براي ستمگران آتشي را آماده كرده‌ايم كه (از هر طرف ايشان را احاطه مي‌كند و) سراپرده آن، آنان را در بر مي‌گيرد و اگر (در آن آتش سوزان) فرياد برآورند (كه آب)، با آبي همچون فلز گداخته به فريادشان رسند كه چهره‌ها را بريان مي‌كند! چه بد نوشابه‌اي! و چه زشت منزلي!‏

و باز هم خداوند در مورد آزادی در انتخاب عقیده می‌فرمایند:

سوره زمر ١٤-١٥-١٦: قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَّهُ دِينِي

فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ‏

لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ ‏

‏بگو: تنها خدا را مي‌پرستم و بس و عبادت و طاعتم را خاصّ او مي‌كنم و (پرستش او را از هر گونه كفر و شركي مي‌زدايم و) مي‌پالايم. ‏

امّا شما هر چه و هر كه را جز او مي‌خواهيد بپرستيد. (راه من اين بود و راه شما هر چه مي‌خواهد باشد، هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت) . بگو: زيانكاران واقعي كساني هستند كه (عمر و جان) خود را (به سبب گمراهي و حتّي عمر و جان اهل و عيال) و وابستگان خود را (با گمراهسازي)، در روز قيامت (هدر دهند و) زيانبار كنند. هان! زيان آشكار واقعاً همين است. ‏

بالاي سرشان سايبانهائي از آتش و در زير پاهايشان سايبانهائي از آتش دارند (و بلكه از هر سو آتش بر آنان خيمه زده است و طبقات آتش ايشان را فرا گرفته است) . اين چيزي است كه خداوند بندگان خود را از آن مي‌ترساند (و بر حذر مي‌دارد). پس اي بندگانم! خويشتن را از (عذاب) من بپرهيزيد (و با انجام طاعت و عبادت خود را از آتش دوزخ در امان داريد).

ب) آزادبودن عقل واندیشه‌ی آدمی از هر بی‌بندوباری و بی‌نظمی، تا اینکه مردم در انتخاب آیین و عقیده خودشان آزاد باشند.

٣- آزادی در یادگیری علم ودانش:

الف) آیات زیادی در قرآن در ترغیب و تشویق به یادگیردی و آموزش وجود دارد برای جلوگیری از اطاله کلام به آیه ١ سوره علق اکتفاء می‌کنینم

که می‌فرمایند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ

ترجمه: (اي محمّد! بخوان چيزي را كه به تو وحي مي‌شود. آن را بياغاز و) بخوان به نام پروردگارت. آن‌كه‌ (همه جهان را) آفريده است

٤- آزادی سیاست (مسؤولیت):

الف) آزادی رئیس دولت و برای نظارت او باید چند نفر که اهل حل و عقد هستند بر کار‌های وی ناظر باشند

ب) آزادی در ابراز نظر و مشورت کردن

ت) آزادی در انتقاد کردن از رئیس دولت در چارچوب قوانین اسلامی

پ) آزاد بودن مردم در رساندن درد و رنج و فریاد مظلومان به محضر رئیس جمهور در حکومت اسلامی

 

منابع:

١_ قرآن کریم

٢_ تفسیر نور (دکتر مصطفی خرم دل)

 

این مطالب ادامه دارند....

یوسف عزیزپور/ پیرانشهر

۱۷/۰۱/۹۷

بدون امتیاز