نقش معایشت در تربیت – بخش اوّل

ترجمه: 
علی رشیدی
نقش معایشت در تربیت – بخش اوّل

مقدمه

تربیتی که منتج به نتیجه مطلوبی شود، پروسه‌ای پیچیده و مستمر است. تربیت به معایشه مربی با متربی نیاز دارد. تربیتی که تنها بر دیداری گذرا، نشستی هفتگی یا مناسبت‌های عمومی استوار باشد ناقص و معیوب خواهد بود و قاعدتاً‌ بنایی کامل ساخته نخواهد شد. بر این اساس اگر در پایان پروسه، افرادی متزلزل و سست که ویژگی بارز آنها التزام خشک و کورکورانه است تربیت شدند، نباید تعجب کرد.

اگر سیرت رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- را بررسی کنیم، می‌بینیم که اصل معایشت و معاشرت در حیات مبارک ایشان کاملاً‌ مشهود است.

عبدالله بن شقیق -رضی‌الله عنه- در حدیثی بر این موضوع تأکید می‌کند. وقتی که او از عایشه -رضی‌الله عنها- پرسید‌: آیا رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- در حالت نشسته هم نماز می‌خوانده است؟ عایشه -رضی‌الله عنها- گفت‌: بله… وقتی که مردم او را زیاد خسته و رنجور می‌کردند.

ایشان -صلی‌الله علیه و سلم- با مردم معایشه و رفت و آمد داشت، در میان آنها زندگی می‌کرد، به استقبال آنان می‌رفت، آنها را بدرقه می‌کرد، خطاها و لغزشهای آنان را تحمل می‌کرد‌… به این دلیل خسته می‌شد و این خستگی تأثیر خود را بر بدن مبارکشان می‌گذاشت تا جائی که نشسته نماز می‌خواند‌، برای همین هم بود که خیلی زود پیری به سراغ ایشان رفت… پدر و مادرم به فدایت ‌ای رسول خدا -صلی‌الله علیه و سلم!

احادیث زیادی شاهد بر این قضیه است. از جمله این احادیث‌: حدیث انس -رضی‌الله عنه- است که می‌گوید‌: رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- با ما بسیار مراوده و معاشرت داشت تا جایی که روزی در حال بازی با برادر کوچکم به او می‌گفت‌: ‌ای اباعمیر‌… کبوترت چی شد؟…

سماک بن حرب -رضی‌الله عنه- نیز در حدیثی بر این موضوع تأکید می‌کند. او می‌گوید‌: به جابر بن سمره -رضی‌الله عنه- گفتم آیا شما گاهی هم با رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- دور هم می‌نشستید؟ او گفت‌: بله، رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- وقتی نماز صبح می‌خواند تا طلوع آفتاب در جایگاه نماز خود می‌نشست و با اصحاب از گذشته‌ها صحبت می‌کرد، شعر می‌خواند، می‌خندید و گاهی لبخند می‌زند.

بر آنیم تا در این نوشته مختصر به این موضوع مهم بپردازیم. می‌دانیم که نمی‌توانیم در این سطور مختصر حق موضوع را ادا کنیم، اما امیدواریم اشاره‌ای گذرا و فتح بابی باشد برای آن دسته از صاحبان قلم که می‌خواهند در این باب بیشتر و دقیق‌تر بنویسند.

 

۱- مفهوم معایشه

معایشه به این معناست که مربی آمادگی خود را برای همراهی و معاشرت با متربیان، استقبال از آنان و نیز نشستن با آنان نشان دهد. معایشه به شکلهای مختلف و متنوعی صورت می‌گیرد، گاهی به شکل فراهم کردن زمان و مکانی برای حل مشکلات متربیان است، گاهی با مشخص کردن اوقاتی خاص برای به حضور پذیرفتن آنان است، گاهی تعیین اوقاتی برای دیدار با آنان در محل کار یا منزل یا حضور در فعالیتهای متربیان و گاهاً‌ نیز بیرون رفتن و سفر کردن با آنان است. گاهی هم به صورت فراهم کردن زمینه‌هایی برای تماس و ارتباط آسانتر است که می‌تواند به شکل دیدارهای خصوصی یا در اختیار گذاشتن تلفن و ایمیل باشد. حتی گاهاً مربی باید این آمادگی را داشته باشد که در صورت نیاز وسیله سواری شخصی خود را نیز در اختیار متربی بگذارد.

خلاصه‌… مجموع اقداماتی که مربی در راستای نزدیک شدن بیشتر به شاگردان خود و تربیت آنان و توجه ویژه به نیازمندیها و حل مشکلات آنان انجام می‌دهد را می‌توان از توصیفات معایشه و معاشرت تلقّی‌ کرد.

 

۲- لزوم معایشه در فعالیت‌های تربیتی

یقیناً‌ یکی از بزرگترین دلایل و انگیزه‌هایی که به محقق ساختن و تطبیق این اصل در فعالیتهای موجود تربیتی وادار می‌کند، سنگینی امانتی است که بر دوش مربیان قرار دارد. جایگاه والای مربی و سنگینی امانتی که بر دوش اوست، او را وادار می‌کند تا نهایت جهد و تلاش خود را برای نصیحت، ارشاد و ارتقای متربیان به کار ببرد، چرا این‌گونه‌ نباشد در حالی که نصوص زیادی بر این موضوع تأکید دارد.

در این ارتباط رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- می‌فرماید‌: «مَا مِنْ رَجُلٍ يَلِي أَمْرَ عَشَرَةٍ فَمَا فَوْقَ ذَلِكَ إِلَّا أَتَى اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ مَغْلُولًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَدُهُ إِلَى عُنُقِهِ فَكَّهُ بِرُّهُ أَوْ أَوْثَقَهُ إِثْمُهُ أَوَّلُهَا مَلَامَةٌ وَأَوْسَطُهَا نَدَامَةٌ وَآخِرُهَا خِزْيٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (هر شخصی که امارت ده نفر یا بیشتر را بر عهده داشته، روز قیامت خداوند او را در حالی که دستهایش به گردنش بسته حاضر کند، نیکوکاریهایش او را آزاد می‌کند یا بدیهایش آن را می‌بندد، اول هر امارت و ولایتی ملامت، میانه اش ندامت و پایانش خواری در روز قیامت است)

ایشان -صلی‌الله علیه و سلم- همچنین می‌فرماید‌: «مَا مِنْ عَبْدٍ يَسْتَرْعِيهِ اللَّهُ رَعِيَّةً يَمُوتُ يَوْمَ يَمُوتُ وَهُوَ غَاشٌّ لِرَعِيَّتِهِ إِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» (هیچ بنده‌ای نیست که خداوند سرپرستی مردمی را به او سپرده باشد و او در حال غش و فریب به رعیتش بمیرد مگر اینکه خداوند بهشت را بر او حرام گرداند) يا مي‌فرمایند‌: «كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ» (همه شما مسئولید، همه شما مسئول زیردستان خود هستید) یا در جای دیگر می‌فرمایند‌: «مَا مِنْ أَمِيرِ عَشْرَةٍ إِلا و هو يُؤْتَى بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْلُولا، حَتَّى يَفُكَّهُ الْعَدْلُ، أَوْ يُوبِقَهُ الْجَوْرُ» (هر امیری که امارت ده نفر را بر عهده داشته، روز قیامت دست بسته آورده می‌شود، تا اینکه عدالتش او را آزاد کند یا جور و ظلمش او را هلاک کند)

همین نصوص فوق‌الذکر‌ کافی است تا مربی صادق را به تلاش و جهد بیشتر در ارتباط با تربیت، نصیحت و احسان و نیکویی نسبت به متربیانش وادارد.

 

٣- معایشه در زندگی مربی اوّل‌ -صلی‌الله علیه و سلم:

رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- می‌فرماید‌: «المؤمن الذى يخالط الناس ويصبر على أذاهم افضل من المؤمن الذى لا يخالط الناس ولا يصبر على أذاهم» (مؤمنی که با مردم معاشرت دارد و در برابر بداخلاقی‌ها و اذیت آنان صبر می‌کند بهتر از مؤمنی است که با مردم معاشرتی ندارد و بر اذیت و آزار آنان صبر نمی‌کند)

رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- در این عرصه پیشگام و سرآمد بود. ایشان در نقش یک معلم مبعوث شده بود که بیشتر اوقات خود را در اختیار شاگردانش گذاشته بود. شاگردان همیشه ایشان را در مسجد می‌یافتند، اگر در مسجد نبود در بازار یا در راه با ایشان ملاقات می‌کردند، اگر در این مکانها نبود به منزلش می‌رفتند. ایشان -صلی‌الله علیه و سلم- در منزل از آنان استقبال می‌کرد، به آنان تعلیم می‌داد و به پرسش‌هایشان پاسخ می‌داد؛ رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- عادت نداشت مردم را از خود براند بلکه همیشه با لبخند از آنان پذیرایی می‌کرد.

جریر بن عبدالله البجلی -رضی‌الله عنه- می‌گوید‌: «مَا حَجَبَنِي النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُنْذُ أَسْلَمْتُ وَلَا رَآنِي إِلَّا تَبَسَّمَ فِي وَجْهِي» (از زمانی که مسلمان شدم رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- هیچگاه برای ملاقاتمان مانعی ایجاد نکرد و هرگاه مرا می‌دید تبسمی بر لب داشت)

رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- در برقراری ارتباط، نزدیک شدن و تأثیرگذاری بر مدعوین و متربیان، بر این خصلت (معایشه) بسیار تکیه داشت. ایشان اسامی مدعوین و متربیان خود را می‌دانست، از خصلت‌های آنان، نام و تاریخ قبایل، نام شهرها و خصوصیات هر شهر، سطح اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنان آگاهی داشت. ناگفته نماند این موارد در ارتباط با افراد جدید و کسانی بود که از اهل مدینه نبودند، اما در مورد صـحابه و یاران نزدیکشان وضعیت فرق می‌کرد. می‌توان گفت تمام خصوصیات و ویژگیهای صحابه را می‌دانست، نیاز آنان، بیماری و صحت آنان، سفر و اقامت، سطح ایمانی، فکری و روحی، توانایی و بهره آنان در عرصه‌های تربیت، رهبری، مالی و دعوی را می‌دانست و با هر کدام مناسب جایگاه و شرایط خودشان صحبت می‌کرد و به هر کدام بر اساس خصایص و ظرفیت مسئولیت واگذار می‌کرد.

در این راستا انس بن مالک -رضی‌الله عنه- از رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- نقل می‌کند که فرمود‌: «أرحم أمتي بأمتي أبو بكر‌، وأشدهم في دين الله عمر‌، وأصدقهم حياء عثمان‌، وأقضاهم علي بن أبي طالب‌، وأقرؤهم لكتاب الله أُبَيُّ بن كعب‌، وأعلمهم بالحلال والحرام معاذ بن جبل‌، وأفرضهم زيد بن ثابت‌، ألا وإن لكل أمة أميناً وأمين هذه الأمة أبو عبيدة ابن الجراح» (مهربان‌ترینِ امتم نسبت به امت، ابوبکر است، سرسخت‌ترین آنان در دین عمر است، صادق‌ترین و باحیاترین آنان عثمان است، بهترین آنان در قضاوت علی است، بهترین آنان در قرائت کتاب خدا ابی بن کعب است، داناترین آنان به حلال و حرام معاذ بن جبل است، داناترین آنان در میراث زید بن ثابت است، بدانید که هر امتی امینی دارد و امین امت من ابوعبیده بن الجراح است)

 

٤- فوائد معایشه‌:

در معایشه فوائد زیادی نهفته است. اگر مربی بتواند معایشه را به خوبی پیاده کند نتایج خوبی خواهد گرفت. مهمترین نتایج و ثمره معایشه عبارت است از‌:

الف- نیل به اجر و ثواب خداوندی‌:

رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- می‌فرماید‌: »المؤمن الذى يخالط الناس ويصبر على أذاهم افضل من المؤمن الذى لا يخالط الناس ولا يصبر على أذاهم» (مؤمنی که با مردم معاشرت دارد و در برابر بداخلاقی‌ها و اذیت آنان صبر می‌کند بهتر از مؤمنی است که با مردم معاشرتی ندارد و بر اذیت و آزار آنان صبر نمی‌کند)

اگر مربی معنای حدیث را به خوبی درک کند و به دنبال کسب اجری بزرگ باشد، بدون شک سعی می‌کند تا مضمون حدیث را در روابط خود با متربیانش عملی کند و در معایشه و اختلاط با آنان کوتاهی نکند. او سعی می‌کند در تربیت آنان و حتی در برابر اذیت و آزار آنان شکیبایی به خرج دهد تا به فضیلت بزرگی که حدیث از آن سخن گفته نائل شود.

ب- نیکویی و آراستگی اخلاق مربی‌:

معایشه، از مربی الگو و مقتدایی نیکو خواهد ساخت. این ویژگی را می‌توان از این مقطع از سخن رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- اخذ کرد که فرمود:«ويصبر على أذاهم» از آنجایی که در حین معایشه، مربی به الگو بودن خود توجه دارد سعی می‌کند تا در اخلاق و سلوک خود سنجیده‌تر عمل کند. اینکه مربی به اندازه کافی چیزی برای ارائه داشته باشد مهم نیست، مهم طریقه ارائه مؤثر آن و در نهایت اثرگذاری آن در متربی است.

ج- شناخت توانایی‌ها و قابلیت‌های متربیان‌:

مربی می‌تواند از خلال معایشه و تعامل و معاشرت با متربی، ظرفیت‌ها وتوانایی‌های متربیان را کشف کرده و آنها را به مسیر درست و مناسب جهت دهد و از توانایی‌های هر کدام در جای مناسب و وقت مناسب بهره ببرد. نمونه این فایده را می‌توان در سخنان رسول‌الله -صلی‌الله علیه و سلم- مشاهده کرد. آنجا که طبق حدیث سابق الذکر مروی از انس بن مالک -رضی‌الله عنه- فرمود‌: (أرحم أمتي بأمتي أبو بكر...) (مهربان‌ترین امتم نسبت به امت، ابوبکر است...) یا در حدیثی دیگر می‌فرمایند‌: «خذوا القرآن عن أربعة‌: عن ابن مسعود‌ و أُبيِّ بن كعب‌ و معاذ بن جبل‌ و سالم مولى أبي حذيفة» (قرآن را از 4 نفر بگیرید‌: ابن مسعود‌، أُبيِّ بن كعب‌، معاذ بن جبل و سالم مولاى أبي حذيفه)

ج- شناخت جوانب ضعف متربیان و تلاش در جهت معالجه آن‌:

مربی باید برای توسعه و رشد متربیان تلاش کند. یکی از ابزارهای توسعه و رشد متربیان، شناخت نقاط ضعف او و سپس به کارگیری درمان‌های مناسب برای بهبود وضعیت و کمک به متربی تا از آن مشکل و ضعف عبور کند. و این جز با معایشه و معاشرت با متربی ممکن نخواهد بود. رسول‌الله‌ -صلی‌الله علیه و سلم- از خلال معایشه و معاشرت توانست نقاط قوت و ضعف یاران خود را شناسایی کند، نقاط قوت را بستاید و نسبت به نقاط ضعف هشدار دهد و با نصیحت و دلسوزی، صحابی را به جبران آن تشویق کند. به این روایت که شاهدی بر این مدعاست توجه کنید:

 عبد الله بن عمر - رضي الله عنهما- مي‌گويد: «كان الرجل في حياة النبي- صلى الله عليه وسلم- إذا رأى رؤيا قصها على النبي- صلى الله عليه وسلم-‌، فتمنيت أن أرى رؤيا أقصها على النبي- صلى الله عليه وسلم-‌، وكنت غلاماً أعزب‌، وكنت أنام في المسجد على عهد النبي- صلى الله عليه وسلم-‌، فرأيت في المنام مَلَكين أخذاني فذهبا بي إلى النار‌، فإذا هي مطوية كطي البئر‌، وإذا فيها ناس قد عرفتهم‌، فجعلت أقول‌: أعوذ بالله من النار‌، أعوذ بالله من النار . فلقيهما ملك خر‌، فقال لي‌: لم تراعَ . فقصصتها على حفصة‌، فقصتها حفصة على النبي- صلى الله عليه وسلم-‌، فقال‌: نِعْمَ الرجل عبد الله لو كان يصلي بالليل . قال سالم‌: فكان عبدالله لا ينام من الليل إلا قليلاً» (اگر كسي، در زمان رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- خوابي مي‌ديد، آن را براي حضرت -صلى الله عليه وسلم- تعريف مي‌كرد. من هم كه در آن زمان، نوجوان بودم و در مسجد نبوي مي‌خوابيدم، آرزو داشتم كه خوابي ببينم و آنرا براي پيامبر اكرم -صلى الله عليه وسلم- بازگو نمايم. سرانجام، خواب ديدم كه دو فرشته، مرا گرفتند و به طرف دوزخ بردند. دوزخ به صورت چاهي درست شده بود كه دو شاخ داشت. در آنجا، چند نفر از كساني را كه مي‌شناختم، ديدم. در آن لحظه، كه مي‌گفتم از دوزخ به خدا پناه مي‌برم، فرشتهاي ديگر به ما رسيد و گفت: نترس.

صبح آن روز، خوابم را براي خواهرم؛ حفصه رضي الله عنها؛ تعريف كردم. و او آن را براي پيامبر -صلى الله عليه وسلم- تعريف كرد. رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «عبدالله بسيار انسان شايسته‌اي‌ است. كاش! نماز شب مي‌خواند» راوي مي‌گويد: بعد از آن، عبد الله‌ -رضي الله عنه- شب‌ها خيلي كم مي‌خوابيد. (يعني: بيشتر به عبادت مي‌پرداخت)

هـ - ارزیابی و تصحیح افعال متربیان:

مربی، گاهی در مسیر فعالیت‌های تربیتی خود به مواضع و ایستگاههای ارزیابی و بازنگری به هدف اصلاح و ارتقای متربیان نیاز دارد. هیچ کس غیر از مربی نمی‌تواند متربی را به فعل درست و اقدام صحیح هدایت کند، چون او بیش از هرکسی به متربی نزدیک است و این به برکت معاشرت و معایشه حاصل شده است. در این مورد نیز از سیرت رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- شاهد داریم‌:

فعن زيد بن أسلم عن أبيه عن عمر بن الخطاب‌: أن رجلاً على عهد النبي- صلى الله عليه وسلم- كان اسمه عبد الله‌، وكان يلقب حماراً‌، وكان يُضحِكُ النبي- صلى الله عليه وسلم-‌، وكان النبي- صلى الله عليه وسلم- قد جلده في الشراب‌، فأُتيَ به يوماً‌، فأَمَرَ به‌، فجُلد‌، فقال رجل من القوم‌: اللهم العنه‌، ما أكثر ما يؤتى به ! فقال النبي- صلى الله عليه وسلم-‌: لا تلعنوه ! فوالله ما علمت‌: إنه يحب الله ورسوله» (زید بن اسلم از پدرش از عمر بن الخطاب روایت می‌کند که‌: عمر بن خطاب -رضي الله عنه- مي‌گويد: در زمان رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- مردي بود به نام عبدالله كه ملقب به حمار (الاغ) بود. او رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- را مي‌خنداند. آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- او را بخاطر شراب خواري، حد زده بود. روزي، همين شخص را (بخاطر شراب خواري) نزد رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- آوردند. پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- دستور داد تا او را حَد بزنند. يکي از حاضران گفت: خدا او را لعنت کند. چقدر شراب مي‌خورد. نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «او را لعنت نکنيد. بخدا سوگند تا جايي که من مي‌دانم او خدا و رسولش را دوست دارد»

رسول‌الله-صلى الله عليه وسلم- مرد ناسزاگو و لعان را توبیخ کرد با وجود اینکه آن شخص شراب خورده بود زیرا ایشان از خلال معاشرت و معایشه با آن شخص او را کاملاً‌ می‌شناخت به همین دلیل فرمود‌: «او را لعنت نکنيد. بخدا سوگند تا جايي که من مي‌دانم او خدا و رسولش را دوست دارد») و این سخن به این معناست که همان حمار مشروب خوار، محاسن و حسناتی در اسلام دارد که جز قرین و همراه او کسی دیگر نمی‌داند و آن همراه کسی نبود جز رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم.

و- شناخت ویژگیهای روحی‌ روانی متربیان:

روحیات افراد با هم متفاوت است. هر کس ویژگیهای خِلقی مخصوص به خود دارد. مربی زیرک کسی است که خصایل روحی و روانی متربی را کشف کرده و ماهیت و نوع تعامل خود با متربی را مناسب با همین روحیات تنظیم می‌کند و این جز با معاشرت و معایشت ممکن نخواهد بود. در این مورد نیز از سیرت رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- شاهد داریم‌:

«فعن عمرو بن تغلب- رضي الله عنه- أن رسول‌الله- صلى الله عليه وسلم- أُتِيَ بمال أو سبي‌، فقسمه‌، فأعطى رجالاً‌، وترك رجالاً‌، فبلغه أن الذين ترك عتبوا‌، فحمد الله‌، ثم أثنى عليه‌، ثم قال‌: «أما بعد‌: فوالله ! إني لأعطي الرجل وأدَعُ الرجل‌، والذي أدع أحب إليَّ من الذي أعطي‌، ولكني إنما أعطي أقواماً لما أرى في قلوبهم من الجزع والهلع‌، وأَكِلُ أقواماً إلى ما جعل الله في قلوبهم من الغنى والخير‌، منهم عمرو بن تغلب» . قال عمرو بن تغلب‌: «فوالله ما أحب أن لي بكلمة رسول‌الله- صلى الله عليه وسلم- حمر النعم»

 (عمرو بن تغلب -رضي الله عنه- مي‌گويد: مقداري مال يا چند تن اسير جنگي، نزد رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- آوردند. رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- آنها را تقسيم نمود. افرادي را از اين مال، داد و تعدادي را نداد. به آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- خبر رسيد كه آناني كه سهمي نبرده اند، ناخشنود هستند. رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- پس از حمد و ثناي خدا، فرمود: «اما بعد: بخدا سوگند، من به بعضي از اين اموال، مي‌دهم و به بعضي ديگر، نمي دهم. اما آناني را كه نداده ام، نزد من محبوب ترند از كساني كه به آنها مال داده ام. زيرا من به كساني كه در آنها حرص و طمع مي‌بينم، مي‌دهم. و برخي ديگر را به خيري كه خداوند در دلهايشان قرار داده است، مي‌سپارم. و عمرو بن تغلب از آنان است» عمرو بن تغلب مي‌گويد: به خدا سوگند كه اين سخن رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- براي من از شتران سرخ رنگ نيز محبوب‌تر بود)

به تیزبینی رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- در شناخت خصایل همراهانش و تربیت هر کدام از آنها براساس فطرت، تمایلات و انگیزه‌های ویژه شان نگاه کنید. براین مبنا مربی نیز ملزم به شناخت خصوصیات روحی و روانی شاگردانش از نزدیک است تا بتواند به کامل‌ترین وجه ممکن با آنها تعامل داشته باشد. بدون شک این مهم جز از طریق معاشرت و معایشت امکان‌پذیر‌ نخواهد بود.

ز- حل مشکلات خصوصی و خانوادگی متربیان‌:

مربی دلسوز باید در برنامه‌های تربیتی خود فضایی فراهم کند که متربیان در آن آرامش روانی داشته باشند. همین آرامش روانی است که استجابت، بازدهی و بهره‌وری‌ را به دنبال خواهد داشت. اما تنها مانع بر سر راه ایجاد این فضای آرام، مشکلات خصوصی و خانوادگی متربیان است. مربی می‌تواند از خلال معاشرت و اهتمام ویژه به حل مشکلات متربیان این موانع را بردارد و به آنها در گذر از این موانع کمک کند.

رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- نیز به مدد معایشت و معاشرت از نزدیک با اصحاب، اهتمام به حل مشکلات آنان و پرسیدن از احوال و آنچه آنان را آزرده خاطر کرده بود، فضای آرامش بخشی را فراهم کرده بود. به این نمونه از سیرت آن بزرگوار توجه بفرمایید‌:

«عن أبي سعيد الخدري- رضي الله عنه- قال‌: «دخل رسول‌الله- صلى الله عليه وسلم- ذات يوم المسجد‌، فإذا هو برجل من الأنصار يقال له‌: أبو أمامة‌، فقال‌: يا أبا أمامة ! ما لي أراكَ جالساً في المسجد في غير وقت صلاة ؟ قال‌: هموم لزمتني وديون يا رسول‌الله ! قال‌: أفلا أعلمك كلاماً إذا قلته أذهب الله همك‌، وقضى عنك دينك ؟ قلت‌: بلى يا رسول‌الله ! قال‌: «قل إذا أصبحت وإذا أمسيت‌: اللهم إني أعوذ بك من الهم والحزن‌، وأعوذ بك من العجز والكسل‌، وأعوذ بك من الجبن والبخل‌، وأعوذ بك من غلبة الدين وقهر الرجال» . قال‌: ففعلت ذلك‌، فأذهب الله همي وغمي‌، وقضى عني ديني»

(ابی سعید خدری – رضی‌الله عنه – می‌گوید‌: روزی رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- وارد مسجد شد و مردی از انصار به نام ابوامامه را دید. رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: چه شده‌ای ابوامامه که غیر از وقت نماز در مسجد نشسته‌ای؟ گفت‌: ‌ای رسول خدا به خاطر مشکلات و بدهکاریست، رسول‌الله - صلى الله عليه وسلم – فرمود: آیا دوست داری به تو کلامی را یاد دهم که هرگاه آن را تکرار کنی خداوند مشکلاتت را رفع و به تو توانایی پرداخت دیونت را بدهد؟ گفتم‌: بله‌ای رسول خدا، فرمود‌: صبحگاهان و شامگاهان این دعا را بخوان‌: (اللهم إني أعوذ بك من الهم والحزن، واعوذ بك من العجز والكسل، واعوذ بك من الجبن والبخل، واعوذ بك من غلبة الدين وقهر الرجال) [خداوندا از غم و اندوه بتو پناه مي‌برم‌ و از ناتواني و تنبلي و بي‌ميلي به‌كار به تو پناه مي‌برم‌. و ازترس و بخل و غلبه بدهكاري و قهر مردان بتو پناه مي‌برم‌]‌. ابو امامه گويد: چنين كردم و خداوند. غم و اندوه مرا برطرف‌كرد و مرا به پرداخت وام موفق نمود.

ادامه دارد...

بدون امتیاز