«کتاب، نویسنده، و بحران مطالعه»

امیر سجادی، دکترای تاریخ

مناسبت هفته ی کتاب و کتاب خوانی فرصتی به وجود آورد تا موضوع کتاب و کتاب خوانی دوباره مورد توجه قرار گیرد. دو نکته ی اصلی تمامی یادداشت ها توجه و تأکید بر اهمیت کتاب و نقش تعیین کننده ی آن در ایجاد و تقویت زیست اجتماعی متناسب با ارزش های اخلاقی و متعالی، و اشاره به سرانه ی پایین مطالعه بود.
در بیان علل این وضعیت، دو متغیر فقر فرهنگی و معضل اقتصادی مورد توجه نویسندگان این یادداشت ها قرار گرفته بود.
تردیدی نیست که میراث شوم خود عالم پنداری، توهم عدم نیاز به دانستن، و درهم ریختگی اقتصادی کشور را باید از علل عمده ی وضعیتی دانست که ضرورت و لزوم مطالعه را در ناخودآگاه فردی و جمعی ما به نوعی دچار اختلال کرده است. اما فروکاستن این مسأله به عوامل پیش گفته، صرفا بیان گر بخشی از واقعیت مزبور است.
نگاهی به آثار و تألیفاتی که دست بر قضا سال ها از انتشار آن ها می گذرد اما هم چنان شوق و ذوق طیف وسیعی از خوانندگان را بر می انگیزد، پرسش از وضعیتی متناقض را در برابر ما قرار می دهد! چگونه از سویی با عدم استقبال جامعه به مطالعه مواجهیم و از دیگر سو، تعدادی از کتاب های تازه تألیف و نیز آثاری که سال ها از انتشارشان می گذرد، هم چنان در جذب مخاطبان موفق عمل می کنند؟ آیا نمی توان و نباید بخشی از مسئولیت کم شدن توجه به کتاب و مطالعه را متوجه نویسندگان و آثاری دانست که فاقد جذابیت های لازم برای خوانندگان کتاب است؟ آیا نباید وجود این وضعیت را در سطحی بودن و ابتذال آثار زردی دانست که به صورت روزانه روانه ی بازار کتاب می گردد؟
در واقع، کتاب و نویسنده، دو متغیر اصلی در فرآیند تألیف و تدوین یک اثر هستند که وجود و موقعیت یکی، در گرو شخصیت و نقش دیگری است. به عبارتی، کتاب و اثری فاخر برآمده از دیدگاهی متعالی است که ذهن و اندیشه ی نویسنده را احاطه کرده است. و بدون تردید، از سه عنصر کتاب، نویسنده، و خواننده، شخصیت فکری نویسنده از اهمیت محوری برخوردار است. نمی توان متنی متقن، مسأله محور و جدی را بدون لحاظ تفکری نقاد و انضمامی در پس این اثر متصور بود. بنابراین، نقش نویسنده به عنوان سوژه ی اصلی در خلق و بازنمایی متن و اثر که بازتاب دیالکتیک ذهن و زبان مولف است از اهمیت زیادی در خلق اثری فاخر برخوردار است. در واقع، هر چه ساختار فکری و زبانی نویسنده شفاف، منقح و منسجم و در راستای مفهوم بخشی به موضوع باشد، بهتر از عهده ی تولید اثری بر می آید که جذابیت و کشش لازم را برای خوانندگان فراهم کند.
در پایان باید گفت علی رغم این واقعیت که سرانه ی مطالعه در جامعه پایین و نازل است اما این واقعیت نیز وجود دارد که مسئولیت بخشی از این وضعیت، بحران در تولید آثاری است که فاقد اصالت مندی، مساله محور بودن، و بی اعتنا به روح زمانه و فرهنگ عصر خویش می باشند.

بخش اخبار: 
اصلی