دکتر علیرضا شجاعی‌زند: دین‌داری مردم ایران کیفی‌تر شده است

تحلیل بنده از وضعیت دین داری در قبل و بعد از انقلاب این است که معتقدم دین داری مردم ایران به طور کلی، کیفی‌تر شده است؛ زیرا دین داری در این شرایط به مراتب دشوارتر از آن وضعیت است.

بلافاصله هرگونه افول در دین داری را به حساب پیشروی فرایند عرفی شدن جامعه ایران می‌گذارند؛ در حالی که لزوما این طور نیست و هیچ نسبت یک به یکی بین افول دین داری و افزایش عرفی شدن وجود ندارد. عرفی شدن عوامل کاهنده دین داری است.

خــود دینداری به طور کلی، حرکتی اســت در سر بالایی و مســتلزم پا گذاشتن بر نفس و تمنیات انســانی. این فی نفسه امر دشــواری است و شاید کارهرکســی هم نباشد. حال اگر قرار باشــد آن را در یک بستر ناهمراه دنبال کند، کار دشــوارتر هم خواهد شد.

شــما درهیچ کجای جمهوری اســلامی و در هیچ دورهای از تاریــخ آن نمی توانید حرکت، تصمیم یا اقدامی را نشــان دهید که قصد داشــته مردم را به زور و تحمیل به بهشــت ببرد. این تعبیر بســیار ساده لوحانه و سبک اســت، البته اگر نگوییم ناجوانمردانه.

تحلیل بنده از وضعیت دین داری در قبل و بعد از انقلاب این است که معتقدم دین داری مردم ایران به طور کلی، کیفی‌تر شده است؛ زیرا دین داری در این شرایط به مراتب دشوارتر از آن وضعیت است.

بنده در تحلیلم از وضعیت دین داری در ایران، متعرض هیچ درصد و عددی از نرخ آن نشدم، چون اطلاعات معتبری برای آن در اختیار ندارم.

دین در کجای فضای دانشگاهی حضور دارد؟ اگر فعالیت روتین مساجد و نمازخانه ها نباشد، چه رنگ و بویی از دین در دانشگاه مشاهده می شود؟ کجا دانشگاه خواسته به اساتیدی که هر روزه از ذیل تا صدر نظام را زیر سؤال می برند و مورد پرسش قرار می دهند از بالا نگاه کند؟ اگر بخواهد هم نمی تواند.

بخش اخبار: 
اصلی

.:: جدیدترین ::.