وصيت خاتم النبيين عليه السلام به اُمت[١]

ترجمه: 
عدنان فلاحی
وصيت خاتم النبيين عليه السلام به اُمت[١]

اگر قرار باشد پیامبر خدا  –صلّی‌الله علیه و سلّم– وصیتی داشته باشد، این وصیت، همان خطبهی ایشان در حجة الوداع است. همان خطبهی کوتاهِ بلیغِ کافی برای همگان. ابتدا به مردم یادآوری میکند که ریشهشان یکی است: «کلکم لآدم و آدم من تراب: همهی شما از [نسل] آدم هستيد و آدم هم از خاک بود»[٢] ایشان تبیین کرد که فقط یک چیز، سبب برتری مابین انسان‌هاست: تقوا؛ و هر چیزی بهجز تقوا، هیچ برتریای برای کسی به نسبت شخص دیگر نمیآورد. سپس نسبت به [رفتار] نیکو با زنان وصیت کرد و پیوند محکم بین زنان و مردان، و وجوب حمایت و توجه و وفا به مقتضیات آن را یادآور شد. گویا ایشانصلّی‌الله علیه و سلّم–  میدانست که اُمتش مدت زیادی نسبت به رعایت حدود خداوند پیرامون زنان صبر نمیکند و از این حدود خارج میشود و آنها را کوچک میشمارد و این حدود، در هر آنچه مربوط به زنان است ـ اعم از جان و مال و منزلت و... ـ هتک میشوند، لذا وصیّت‌ خود را با تأکیدات دیگری همراه کرد.

ایضاً ایشان نسبت به تمام افراد ضعیفی ـ که امروزه معاهدات متأخّر‌، تحت عناوین حقوق بشر به آنها میپردازند ـ وصیت نمود و از هتک حرمت خون‌ها و اموال و نوامیس برحذر داشت و این حرمت را، قرینِ حرمت سرزمین حرام و ماه حرام و روز عرفه (روز حج بزرگ) قرار داد تا در را بر روی هرگونه تأویل و تفسیری که ممکن است مردم را نسبت به خوارداشت چیزی از این امور بِکشاند، ببندد. این خِطابِ جهانی از جانب رحمة للعالمین، برخلاف گمان باطل جاهلان، به وسیلهی شمشمیر نبود چنانکه برخلاف آنچه نافیان نبوّت‌ ادّعا‌ میکنند توأم با جنگ و خونریزی نبود بلکه به واسطهی دعوت به راه خدا از طریق اَحسن و مجادله و گفت‌وگو‌ با مردم به بهترین و نیکوترین شیوه بود.

فطرت آن بزرگوار -صلوات اللّه وسلامُه علیه- با نرمخویی سرشته بود: ]فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ[ (آل عمران: ١٥٩)[٣] یعنی اگر تو [ای محمد] به مانند این جوانان جاهل داعش و القاعدهی سیاهدل و سایر نام‌هایی که خداوند هیچ حجتی‌ برایشان نازل نکرده است بودی، قطعاً مردم از اطراف تو پراکنده و طعمهی شمشیرت میشدند. و لکن خداوند جل شأنه، او را رحمتی برای تمام عالمیان[٤] و گوشی شنوا [برای همگان] مبعوث کرد[٥] که به خدا ایمان دارد و برای مؤمنان نیز شخصی مورد اعتماد و امین است،[٦] از کسی که بر او ظلم کرده است درمیگذرد و به کسی که به او توهین نموده است، نیکی میکند. چیزهای از دسترفته را باز مییابد و به دل‌ها نقب میزند و رحمتش فقط شامل حال مستحقین نیست بلکه رحمت ایشان  –صلّی‌الله علیه و سلّم– شامل حال هرکسی است که مستحق یا غیرمستحق رحمتش باشد.

اما داعشی‌ها و کسانی که پیرو آنهایند و به جهنم هدایت میکنند، اینان هزاران نفر را به مجرد ظن و شک و عدم پرداخت فدیهای که بر مردم اجبار میکنند، به قتل میرسانند زیرا جبارهای حاکم بر آنان، خواستار برتری در زمین و فساد و إفساد در آنند: ]تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[ (قصص: ٨٣)[٧] ]قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا[ (إسراء: ١٠٠)[٨]

پس بَدا به حال این قوم که هیچ سخنی را نمیفهمند، و بدا که ذیل هدایت نبی رحمت، چیزی جز صورت‌های سیاه و چهرههای ناراحت و تاریک نخواهند یافت: سیاهترین چهرههایی که روزی در آتش وارد میشوند و هیچ چیزی از آنها مخفی نمیماند، روزی که از کودکان و بیوهها و یتیمان و کسانی که خانههایشان را ویران کردند و آبرویشان را بردند و امنیت و زندگیشان را سلب کردند و جانشان را ستاندند، مورد پرسش قرار میگیرند.

بشریت هیچگاه نمیتوانست تصدیق کند که چگونه میتواند به روزی برسد که سخن تمام انسان‌ها بر سر یک موضوع یعنی تحریم بردگی برای همهی بشریّت‌ و خشکاندن منابع آن، گرد آید. این فریضهای که قرن‌ها از نگاه فقها و مجتهدین ما پوشیده ماند تا اینکه آبراهام لینکلن[٩] ـ رییس جمهور پیشین ایالات متحده ـ آن را کشف کرد. اما اینک این جوانان جاهل از راه رسیدهاند تا از زنان صابئی و ایزیدی و بعضی گروه‌های مسیحی، برده و کنیز بگیرند و درِ گشادهای را به روی دیگران باز کنند و دشمنان خدا و سوداگران جنگ را به اسیرکردن و بردهگرفتن زنان مسلمانان در افغانستان و عراق و یمن و.. سوق دهند؛ سرزمین‌هایی که جنگ بین مسلمانان و غیرمسلمانان در آنجا جریان دارد و بیشترین کسانی که از این جنگ‌های کوچک و بزرگ متضرّر میشوند، مسلمانان هستند.

این جاهلان نادان، برای بهره‌برداری جنسی حرام، درهایی از فتنهها را به روی مسلمانان باز میکنند به طوریکه اهل حلم از آنان ـ اگر اساساً اهل حلمی در میانشان باشد ـ نخواهد توانست این درها را ببندد؛ درهایی که این سفیهان در مخالفت با وصایای خداوند سبحانه تعالی و آنچه بر رسولش نازل کرده است، گشودهاند. و قرآن بر هیچ چیزی به اندازهی آزادکردن برده و پایان نظام بردگی، حریص نیست هرچند که جنگطلبان و فقهای آنان در طول تاریخ، این رسالت را آنچنان که باید درک نکردند و از کتاب خدا و وصیت رسول خدا  –صلّی‌الله علیه و سلّم–  در روز حج اکبر، چنین چیزی را درنیافتند...

 

* منبع: خشکاندان باتلاق بردگان و کنیزان، صص٢٢١ ـ ٢٢٥، نشر احسان١٣٩٦

 

مراجع:

[١]. اصل این نوشتار با عنوان «وصيَّة رسول اللّهصلّی‌الله علیه و سلّم– » به تاریخ یکم اکتوبر٢٠١٤م. در سایت نویسندهی دانشمند (alwani.net) منتشر شده است که ما بخش اعظم آن را میآوریم. ـ مترجم

[٢]. ابن سعد، ابوداود و ترمذی آن را با الفاظ مشابه، نقل کردهاند. (نک: الألبانی، سلسلة الاحاديث الصحيحة، ٣/٨) ـ مترجم

[٣]. پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مىشدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار [ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكلكنندگان را دوست مىدارد/ترجمهی فولادوند

[٤]. الانبیاء١٠٧ ـ مترجم

[٥]. التوبة٦١ ـ مترجم

[٦]. همان

[٧]. آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است/ترجمهی فولادوند

[٨]. بگو اگر شما مالك گنجينههاى رحمت پروردگارم بوديد باز هم از بيم خرج كردن قطعا امساك مىورزيديد و انسان همواره بخيل است/ترجمهی فولادوند

[٩]. (١٨٦٥ ـ ١٨٠٩م)Abraham Lincoln  ـ مترجم

بدون امتیاز